loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 25
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 15:55


میرزا محمد تقی‌خان فراهانی (۱۲۲۲-۱۲۶۸ق) (۱۱۸۵-۱۲۳۰ش) معروف به امیرکبیر، صدراعظم‌ کشور ایران در عصر ناصرالدین سلطان قاجار. او در زمان صدارت سه سال و سه ماه (۳۹ ماهه) خویش، اصلاحاتی را در مسئله‌های آموزشی، اجتماعی و سیاسی کشور ایران استارت کرد. امیرکبیر دارُالفُنون را نهاد بنیان، مسجد و مکتب فقاهتی تشکیل داد، بست‌نشینی در بیوت علما و تعزیه‌خوانی را محصور و کودتا بابی‌ها را سرکوب کرد. وی با کارشکنی دور و بری ها سلطان از منزلت خویش عزل و به کاشان تبعید شد و به امر فرمان روا به قتل رسید. قبر او در بقعه امام حسین(ع) مسجد قبا مشهد جای دارد.

معاش‌طومار

تمبر سال روز شهید شدن میرزا تقی خان امیر وسیع در سال ۱۳۶۴ش چاپ گردیده‌است
میرزا محمدتقی‌ خان (۱۲۲۲ هجری قمری) فرزند «کربلایی قربان» متولد یکی محله‌های «اراک» بود. پدرش در منزل «میرزا‌عیسی قائم‌منزلت اولیه» به آشپزی اشتغال داشت. میرزا‌تقی‌خان بعد از پدرش در دستگاه قائم‌رده ثانی سمت بابا را محافظت کرد. میرزا تقی‌خان در اولِ جوانی منشی و محرم اسرار «میرزا عیسی» ملقب به میرزا تعالی بابا قائم‌منزلت ثانی بود و پس از فوت او در سرویس پسرش درآمد و به‌ فعالیت نگارش درگیر شد و تا سال ۱۲۴۴ق. که قائم منزلت اورا به ملازمت و همراهی «خسرو میرزا» پسر ولیعهد به روسیه ارسال کرد، به منشی‌گری[یادداشت ۱] سرگرم بود و بعداز رجوع از روسیه به کنیه «مستوفی نظام» ملقب شوید.[یادداشت ۲] او در اوایل سلطنت ناصرالدین فرمانروا قاجار به رده صدارت اعظمی و به دامادی خویشان سلطنت رسید. وی با عزت الدوله خواهر ناصرالدین فرمان روا وصلت آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۲]

تحولات مهمی در طول او در شئون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی‌ و اجتماعی مرز و بوم رقم خورد؛ مثلا سنگ بنای مکتب «دارالفنون» در اوایل سال ۱۲۶۶ق. به دست او نهاده شد و در یک‌شنبه ۵ ربیع‌الاول سال ۱۲۶۸ق. از طرف ناصرالدین فرمانروا و رجال دولت گشایش یافت. معارضان امیرکبیر اقدامات بخش اعظمی علیه وی اعمال دادند و نزد فرمان روا جوان قاجار از او به بدگویی پرداختند و وی در غایت عزل، تبعید و به قتل رزرو مسجد قبا مشهد رسید.[۳]

اقدامات و اصلاحات
سیاست‌های فقاهتی و مذهبی
گفته‌اند که امیرکبیر به نظر مذهبی، شخصی مقید و معتقد بوده میباشد. وی ظاهر مذهب تشیع را که مذهب قانونی مرزو بوم بود، حرمت می‌گذاشت و احترام علمای آئین را محفوظ می‌داشت البته با بعضا از رفتارهای فقاهتی ایرانیان موافق خلا. به گفته­ اعتضادالسلطنه امیرکبیر تقوا کم آب را استهزاء میکرد. پاره‌ای از سیاست‌های دولت او نسبت به روحانیان را ناشی از طریقه او در بایستگی کاستن قدرت و نفوذ بعضی از روحانیون شمرده‌اند. این سیاست، متوجه امام­ان آدینه‌ و روضه خوان­‌الاسلام‌هایی بود که در اذهان بیشتر عموم نفوذ داشته، مروج برخی از تفکرات بودند که به زعم امیر خرافه و کهنه‌پرستی به اکانت می‌آمدند. از سوی دیگر، منزل این تیم از روحانیان، مصون و مکان تحصن بود و از این‌شیوه جاری ساختن توان و در سیاست مداخله می‌کردند. امیر اینگونه حق و مسئولیتی برای روحانیان نمی‌آشنایی. به­ علاوه، نفوذ و منش­ آنان را بازدارنده بعضی از اصلاحات می‌دانست. امیر با توقیف و تبعید برخی از روحانیان متنفذ تبریز و بازداشتن بست‌نشینی و پرهیز از تعزیه‌خوانی این سیاست را دنبال شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۴]

امیرکبیر یکسری مسجد و مکتب فقاهتی ایجاد کرد؛ مثلا مکتب روضه خوان عبدالحسین در بازار طهران. وی ساختمان امام‌زاده زید طهران را سازه کرد و طی یک امر چاپخانه‌ها را از چاپ نشانه‌ها قرآنی بر کاغذهای باطله نهی کردن کرد تا مبادا به قرآن اهانت شود. همینطور در زمان صدارت امیرکبیر، میگساری ممنوع شد و مجازات‌های مشقت برای ضابطه‌شکنان در لحاظ گرفت چرا‌که درین عصر، در بعضا از بخش ها اراذل و اوباش مست کرده و عربده می‌کشیدند و زنان بعد از غروب آفتاب از هراس حمله آنها جرأت خارج داخل شدن از منزل را نداشتند. بعضی وقتها مردان مست در چهارسوق‌ها قمه خویش را از غلاف خارج می‌کشیدند و عبور و مرور را جدا می‌کردند.[۵] اصلاحات فقهی و عملکرد برای حاکمیت آیین و رفتار و فضیلت ها در جامعه در طی امیر وسیع از شاخصه های پررنگ روزگار حاکمیت و صدارت اوست. مرجع پیروی و تالیف کننده و متفحص معروف آیت الله ناصر مکارم شیرازی بعد از بیان شماری از اقدامات متنوع فقهی و تربیتی امیر عظیم در گردآوری بندی پایانی درباره او میگوید: گردآوری بندی همگی این اقدامات(دگرگونی طلبانه و اصلاحی) آرم میدهد که امیرکبیر شخصیتی مذهبی داشت و اقدامات وی نیز در راستای تقویت وجهه شرعی جامعه و پیراستن آئین از خرافه و بدعت بوده میباشد.[۶]

بازدید : 27
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 9:53


ولایت تشریعی حق تشریع یا این که ضابطه‌گذاری در حوزه آئین. مراد از ولایت تشریعی این میباشد که آفریدگار به نبی(ص) و امامان(ع)، این تفویض را داده میباشد که از جانب خویش، احکام فقهی اوضاع نمایند. این مورد مورداختلاف عالمان شیعه میباشد: گروهی به آن اعتقاد دارا‌هستند و گروهی نمی‌پذیرند و حق تشریع را منحصر به فرد در معبود مسجد قبا مشهد می دانند.

ولایت تشریعی معنای دیگری هم داراست که کلیه عالمان شیعه به آن براین باوراند. آن معنی این میباشد که نبی(ص) و امامان(ع)، مالک‌تفویض جان و محصول آدم‌ها می باشند و هرچه گفتند می بایست آدرس مسجد قبا مشهد اطاعت گردد.

در منابع حدیثی، از ولایت تشریعی به معنای ابتدا، با تیتر «اختیار کارها شرعی به فرستاده و امامان»، کلام آمده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

دو معنای ولایت تشریعی
ولایت تشریعی، در مقابل ولایت تکوینی میباشد و در ادبیات عالمان شیعه، دو مفهوم داراست: معنای در آغاز آن، حق تصرف در جان و کالا سایرافراد و معنای دوم آن حق ضابطه‌گذاری شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.

ولایت به معنای حق تصرف
یکی‌از معانی ولایت تشریعی که درباره رسول و امامان، به‌فعالیت می‌رود، حق تصرف وی میباشد و خواسته این میباشد که آنان از جانب پروردگار، صاحب و مالک‌تفویض جان و کالا عموم می باشند و می توانند در آنان تصرف نمایند؛ به عنوان مثالً مالشان را بفروشند. و عموم بایستی از آن ها اطاعت نمایند.[۱] عالمان شیعه معنای نخستینِ ولایت تشریعی را راجع‌به رسول و امامان می‌پذیرند؛ یعنی کلیه بر این باورند که رسول و امامان مالک‌تفویض جان و فرآوردهِ عموم‌اند و همگیٔ کارها آیین و دنیای عموم زیر سر کردگی آن‌هاست و می بایست از آنها اطاعت کرد.[۲]

ولایت به معنای سپردن ضابطه‌گذاری
معنایِ دومِ ولایت تشریعی حق ضابطه‌گذاری در حوزه آیین میباشد؛ یعنی تشریع احکام عبادی، اقتصادی، سیاسی، قضایی و ....[۳] به‌ذکر دیگر، بدین معناست که افرادی حق داشته باشند، برای موضوعی، حکمی دینی صادر نمایند و بگویند حلال یا این که حرام میباشد.[۴] از این معنای ولایت تشریعی، با تیترِ «سپردن آفریدگار به فرستاده و امامان» هم صحبت آمده میباشد.[۵]

اختلاف در سپردن
حق ضابطه‌گذاری ائمه به طور غیر وابسته، زمینه‌ای اختلافی فی مابین عالمان شیعه میباشد؛ یعنی آیا به‌جز آفریدگار، نبی و امامان هم حق تشریع دارا هستند یا این که نه. به‌حرف دیگر، آیا پروردگار حق ضابطه‌گذاری در کارها فقهی را به نبی و امامان «سپردن» یا این که واگذار نموده است یا این که نه.[۶]

گروهی از عالمان، همانند جعفر سبحانی و صافی گلپایگانی، گفته‌اند در اسلام، هیچ انسانی حق ضابطه‌گذاری ندارد و این حق مختص معبود میباشد و معبود این حق را، به‌شکل مطلق، به هیچ‌کس اختیار نکرده میباشد[۷] و فقط در موردها معدودی که در احادیث آمده خداوند به رسول اذن تشریع داده میباشد، ولایت تشریعی نبی را می‌پذیریم.[۸] در مقابلِ اینان، بعضا همانند غروی اصفهانی، سیدجعفر مرتضی عاملی و حسینی تهرانی معتقدند نبی و امامان بر مجموع کارها فقاهتی ولایت تشریعی دارا هستند.[۹]

مستندات معارضان در قرآن و احادیث
بعضا از مستنداتِ معارضانِ سپردن کارها دینی به نبی و امامان از جانب آفریدگار به‌گستردن ذیل میباشد:

«إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّـهِ؛ حکم‌دادن اختصاصی خداست»[۱۰]
«هرکس به آنچه خداوند رسول، حکم نکند، کافر میباشد.»[۱۱]
«پس میانشان بر پایه ی آنچه خداوند نازل کرده، حکم کن.»[۱۲]
امام باقر(ع): «حکم بر دو نوع میباشد: حکم آفریدگار و حکم اهل‌نا‌آگاهی.»[۱۳][۱۴]
این دسته از عالمان شیعه درباره احادیثی که به نوعی عقیده سپردن را تأیید می‌نمایند معتقدند خواسته از این روایات آن میباشد که اصل احکام را معبود تشریع و از خط مش وحی به فرستاده ابلاغ می‌نماید؛ البته انتخاب جزئیات بعضی احکام را برعهده فرستاده نهاده که آن‌هم از روش الهام به وی، شکل میگیرد.[۱۵] از جمله، در روایتی آمده میباشد که پروردگار نمازهای روزمره را به‌شکل دورکعتی واجب کرد؛ البته رسول به نمازهای ظهر و بعدازظهر و عشا، دو رکعت و به نماز مغرب یک رکعت خاطر نشان کرد و آفریدگار نیز تشریعِ اورا ثبت کرد.[۱۶]

مستندات موافقان
موافقان ولایت تشریعی به احادیثی استناد کرده‌اند که در آن ها، از اختیار یا این که واگذاری دستور آیین به رسول و امامان صحبت آمده میباشد. سیدجعفر مرتضی عاملی گفته میباشد این احادیث متواترند.[۱۷] در بعضا منابع حدیثی، نصیب‌هایی به قضیه اختیار دستور آیین به نبی(ص) و امامان(ع) تخصیص یافته میباشد. از این بین، کتاب کافی نوشته کلینی میباشد که در بخشی با تیتر «سپردن فرمان آئین به نبی و امامان» ده قصه در این باره بیان نموده است.[۱۸] همینطور در کتاب بصائرالدرجات، نوشته صَفّار هم دو نصیب به‌این زمینه تخصیص یافته میباشد.[۱۹] بعضا از عالمان با اعتماد به روایاتی گفته‌اند مراد از اختیار دستور آئین به فرستاده(ص) و ائمه(ع) ولایت تشریعی، یعنی حق تشریع در احکام آئین میباشد؛[۲۰] به عنوان مثال این احادیث به موردها ذیل اشاره گردیده است:

امام راست گو(ع): «خداى عزّوجل پيغمبرش را به‌محبت خویش، تربيت كرد و آنگاه فرمود: "تو داراى خُلق عظيمى هستى" و بعد به وی سپردن کرد... و فرمود: "هركس از پیامبر معبود اطاعت كند، معبود را اطاعت كرده میباشد." پيغمبر خداوند كار را به على سپردن كرد و او‌را امين شمرد... ما واسطه ميان شما و خداى عزّوجل هستيم. معبود براى هيچ‌كس، در مخالفت دستور ما خيرى قرار نداده میباشد.»[۲۱]
امام راست گو: «معبود عزّوجل پيامبر خویش را تربيت كرد و نيكو تربيت كرد و زیرا آرامش را در وی به‌كمال رساند، فرمود: "به‌راستى كه تو داراى خويى گران قدر هستى." آن‌گاه كار دين و امت را به وی سپرد تا بندگانش را اداره كند...»[۲۲][۲۳]

بازدید : 22
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 11:53


دُروزیه، فرقه‌ای مذهبی و از انشعابات مذهب اسماعیلی میباشد که در نصفه نخستین قرن پنجم هجری با محوریت یقین به الوهیت الحاکم بامرالله، خلیفه فاطمی، بوجود آمد. این فرقه بوسیله داعیانی زیرا محمد بن اسماعیل درزی، اخرم و حمزة بن علی زوزنی تبلیغ و اشاعه مسجد قبا مشهد شد.

دروزیان خویش را موحدون می‌نامند، کتاب رسائل الحکمة را تحت عنوان مهمترین متن فقاهتی خویش می دانند. اعتقادات اساسی آن ها مشتمل بر مفاهیمی مانند تجلی، تقمص، و نسخه ها ادیان و شرایع گذشته می شود. در احکام فقاهتی نیز، مثلا مسائل تزویج، ارث و روزه، با مسلمان‌ها تفاوت‌هایی دارا هستند. جامعۀ دروز، با وجود بسته بودن، به جهت رعایت تقیه و مخفی‌کردن عقاید خویش، با دیگر ادیان معاش مسالمت‌آمیزی آدرس مسجد قبا مشهد داراست.

دروزیان بیشتر در در مناطقی از سوریه، لبنان و فلسطین ساکنند و هر یک از این کشورها رهبری جداگانه دارا‌هستند. ولید جنبلاط رهبر سیاسی دروزیان لبنان رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

بعضی اندیشمندان دروزی کوشش می‌نمایند با تعبیر مبانی این مذهب مطابق اصول اسلامی، آن را جزو مذهب ها اسلامی معرفی نمایند.

انتساب
در وجه انتساب این فرقه به دروزیه آرای مختلفی وجود دارااست[۱] که بر پایه ی مشهورترین آنان، این تیتر برگرفته از اسم محمد بن اسماعیل درزی میباشد.[۲] ولی خویش دروزیان این انتساب را نمی‌پذیرند و با تبری یافت کردن از تعالیم درزی، خویش را موحدون شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌نامند.[۳]

تعالیم و باورها

دروزیان
دروزیان از به عبارتی آغاز اهتمام خاصی به رمزّی نگاه داشتن عقاید خویش داشتند. وجوب تقیه، سبب ساز شد‌ه‌است تا آنها بتوانند با دیگر فرقه‌ها معاش مسالمت‌آمیزی داشته باشند و خویش را با احوال متعدد دور و اطراف معاش سازگار نمایند. به همین سبب ساز بخش اعظمی از بزرگان دروز در چیره نوشته‌های خویش از رموز و تأویلات خاصی برای ذکر تعالیم فایده می جویند که برای عوام مردم قابل درک وجود ندارد.[۴]

دروزیان هیچ گاه اجازۀ چاپ کتاب‌های فقاهتی خویش را نمی‌دادند،[۵] تا اینکه بعضا از کتاب‌های آنان در ۱۲۵۰ق در حملۀ سپاهیان ابراهیم پاشا به دست سپاهیان زمین‌خورد و برای اولیه توشه عقاید آن‌ها برملا شد.[۶]

خداشناسی
از نگاه دروزیان، معبود آفریننده نخستین و پاک از آحاد صفات میباشد، هیچ مشابه و ضدی ندارد و فارغ دایرۀ فهم و شعور عقل و ورای درک آدم میباشد. از این رو، به وصف در نمی‌آید و با هیچ اسمی نمی‌اقتدار به وی اشاره نمود.[۷] با این هم اکنون خداوند خویش را در تجلیات متفاوت، آشکار نموده است تا آدم بتواند شناختی از وی نتایج نماید و به وی انس بگیرد و تقرب جوید.[۸]

نظریۀ تجلی نظریۀ تجلی، که گاه از آن به کشف الهی تعبیروتفسیر می شود، از بنیانی‌ترین اعتقادات دروزیه میباشد.[۹] تجلی پروردگار در ۷۲ بدور از قدمت حیات دنیا... در پوسته العلی الاعلی بوده که پیش از بدور هفتاد و یکم چهره نموده و بازه آن کلاً ۷۰ بدور و موازی با ۳۴۳ میلیون سال بوده میباشد. ظهور بشر و سجدۀ فرشتگان در مقابل وی در همین ادوار بوده میباشد.[۱۰] آنگاه خداوند در به دور هفتاد و یکم در پوسته البارّ متجلی شد‌ه‌است.[۱۱]

در دورۀ «البارّ» عقل در «بشر صفاالکی» یا این که «شَطنیل» ظواهر شد؛ شطنیل عموم را به توحید و هجران از مشرکین فرا خواند. قومی دعوت اورا پذیرا شدند که شطنیل آنها را به سبب ساز طلاق از مشرکین به «بنّ» نامبردار کرد.[۱۲]در غایت، در‌این بدور عموم به سوی مشرکان متمایل شدند، و البارّ بر آن‌ها خشم گرفت و شریعت‌هایی پیاپی به واسطۀ نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد صلی الله علیه و آله و سلم و محمد بن اسماعیل برای آن‌ها ارسال کرد.[۱۳]

بعداز فترتی وقتگیر، پروردگار در بدور هفتاد و دوم به ترتیب در ابو زکریا، علی، مُعل، القائم بامرالله، فرزند معل، منصور بالله، المُعِزّ، العزیز و آخر و عاقبت در الحاکم بامر الله متجلی شد.[۱۴]این ادوار تجلی حجتی برای رفتار، و غایب شدن خدا از انظار برای تست ایمان موحدان میباشد.[۱۵]

اکنون نیز خداوند به باعث ترویج بی دینی فی مابین عموم برای مدام خویش را از آن ها پنهان نموده است.[۱۶]

دروزیه معتقدند که خدای واحد برای واپسین توشه آشکارا در فرد الحاکم بامر الله متجلی شد‌ه‌است و نباید کسی را در پرستش الحاکم سهم دار کرد.[۱۷]به همین باعث آئین خویش را آیین توحید می‌نامند.[۱۸]

به لحاظ دروزیان تجلی پروردگار در شکل بشری، که از آن به تجلی لاهوت در ناسوت تفسیر میگردد، این لطف را داراست که زیرا متعلَّق تجلی از متاع خویش آدم میباشد آدم خوب میتواند با وی انس بگیرد و به وی تقرب جوید.[۱۹]

به لحاظ آن‌ها این تجلی بشری سزاوارتر و با حکمت و عدل خداوند سازگارتر میباشد تا تجلی آفریدگار بر درختی که به واسطۀ آن با موسی کلام اظهار‌کرد.[۲۰]انسانی که پروردگار در وی متجلی می‌گردد دو جنبۀ لاهوتی و ناسوتی داراست. تبیین این موضوع همواره از مناقشه آمیزترین مباحث دروزیان بوده میباشد.[۲۱]الحاکم حقیقتی لاهوتی دارااست که وصف ناپذیر میباشد، با حواس فهم نمیشود و پاک از فرصت و جای میباشد.[۲۲]

براین اساس، زمانی اینگونه وجودی در پوسته انسانی متجلی می شود، نمی‌قدرت خاطرنشان کرد شکل مرئی خداست، چرا‌که در این صورت او‌را محصور کرده‌ایم. در واقع، وی از باب تأنیس و تقرب به‌این شکل درآمده میباشد و نسبت این شکل وی به واقعیت لاهوتی‌اش نسبت سراب به آب یا این که تصویر منقوش در آیینه به طور حقیقی وواقعی میباشد.[۲۳]

آشنایی تجلی لاهوت در ناسوت به تنهایی ممکن وجود ندارد و به پند عقل کلی نیاز میباشد، که در پوسته حمزه ظواهر شد‌ه‌است.[۲۴]

بازدید : 24
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 14:44


ناووسیه یا این که صارمیه، گروهی که بعداز شهید شدن امام راست گو(ع) در سال ۱۴۸ق به مهدویت وی یقین پیدا کردند و قائل به رجوع وی و اقامه عدالت به وسیله او در عالم شدند. مدیر آنان فردی به اسم ابن ناووس بود. مهمترین برهان آن ها استناد به روایاتی از امام راستگو(ع) میباشد که هرگونه خبر بر طبق وفات خویش را تکذیب مسجد قبا مشهد نموده است.

مهم ترین باور اورده شده از آن ها، در کنار مهدویت و نامیرایی امام راستگو(ع)، تکفیر قائلان به عدم تفضیل امام علی(ع) و تکفیر ابوبکر و قدمت آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

این دسته بعد از مدتی به‌انگیزه ضعف در مبانی و استدلالات و نداشتن هوا داران کافی، منقرض گردیده و اثری از آن ها باقی نماند؛ هر چندین بعضا از متکلمان گران قدر شیعه اساسا وجود اینگونه فرقه‌ای تشکیک کرده‌اند و برخی از متکلمان معاصر آن را ساخته و پرداخته فقیه وهم و خیال و خاطر رزرو مسجد قبا مشهد می دانند.

باورها
فرقه ناووسیه سازه بر حیث بعضی فرقه‌نویسان و متکلمان، مثلا فرقه‌هایی میباشد که در طول امام درستگو(ع) به وجود آمده میباشد. [۱] این فرقه، بنابر آنچه روضه خوان صدوق نقل کرده، در آشنایی قائم به نادرست رفتند[۲] [یادداشت ۱] و یقین به مهدویت امام درستگو(ع) شماره تلفن مسجد قبا مشهد یافتند.[۳]

از اعتقادات آنها حرف چندانی به در میان نیامده میباشد و فقط شاید بتوان به دو دسته عمده میان آن ها اشاره نمود که برخی از آن ها باور داشتند که امام راستگو(ع) از عالم نرفته میباشد. وی مخفی گردیده[۴] و در غایب بودن به راز می برد[۵]و وی به عبارتی مهدی چشم به راه[۶] یا این که مهدی قائمی[۷] میباشد که برخواهد گشت و عالم را بعد از شاگرد شدن ظلم و جور، مملو از عدالت می‌نماید[۸] و یا این که به رغم اعتقاد و باور به وفات او معتقد بودند که وی گشوده می شود و مهدی درانتظار خواهد بود.[۹] عموم از وی تقلید می‌نمایند[۱۰] و پس از وی امامی نخواهد بود[۱۱] و وی معاش جاویدان خواهد داشت.[۱۲]در هر حالا امام بعد از مدتی قیام مسلحانه[۱۳] یا این که قیام به سیف (خنجر) کرده[۱۴] و شرق و غرب دانا را فتح خواهد کرد.[۱۵]

یکی‌از نکات شایان توجه در باب ناووسیان، نفوذ جریان سبئیه دربین آن‌ها بوده[۱۶] و لذا گفته‌هایی بر پایه ی عدم وفات امیرمومنان(ع) و یا این که مهدی بودن او نیز در میانشان به چشم می خورد.[۱۷] در هر اکنون عمده توکل آنها بر عدم وفات امام راست گو(ع) میباشد و در‌این در میان به روایتی از امام به وسیله عنبسة بن مصعب استناد می‌نمایند که امام، هر خبری بر اساس وفات خود را تکذیب نموده است.[۱۸] برخی متکلمان شیعه در درستی این داستان و یا این که مراد امام از اختلال آن کلام شک و تردید کرده‌اند[۱۹]، زیرا مبتنی بر باورهای امامیه نمی‌اقتدار فقط با یک وجود این یک قصه، از تعداد قابل توجهی از خبرها مبتنی بر وفات مسلم و یقینی امام[۲۰] که بعضا برای آن حتی ادعای تواتر نیز کرده‌اند، به راحتی گذشت[۲۱] و در اصل در حالتی که در موضوعی یقینی زیرا وفات امام ششم(ع) شک و تردید خواهد شد، لایق خواهد بود که راجع‌به دیگر موردها یقینی زیرا وفات دیگر ائمه(ع) نیز خدشه وارد شود.[۲۲] چنان‌که انکار مرگ امیرمومنان(ع) و امام حسین(ع) از سوی غلات و مفوضه گزارش شد‌ه‌است.[۲۳]

در یک مجموعه بندی کلی می‌قدرت اعتقادات آنان‌را اینگونه برشمرد:

نص مصرح امام باقر(ع) بر طبق امامت امام درست گو(ع) بعد از خویش.[۲۴]
امام درست گو(ع) زنده میباشد و نمی‌میرد[۲۵] یا این که وفات نموده ولی زنده گردد.[۲۶]
امام راست گو(ع) به عبارتی مهدی معطل و قائم میباشد[۲۷] و امام راست گو(ع) واپسین امام میباشد؛[۲۸] لذا خبر ها مرتبط با ائمه اثنا عشر را قبول نمی کنند که خویش سبب ساز بحران برای آن‌ها شد.[۲۹]
امام راست گو(ع) فقید‌ترین اشخاص در کل دانش‌ها چه عقلیات و چه شرعیات میباشد.[۳۰]
امام علی(ع) برگزیدگان شخص امت اسلام بود و کسی که او‌را تفضیل ندهد کافر میباشد.[۳۱]
امام علی(ع) مرده میباشد، البته پیش از قیامت، زمین شکافته و وی زنده گردد و زمین را آکنده از عدالت خواهد کرد[۳۲]
کسی که خویش را از دیگری افضل بداند کافر میباشد.[۳۳]
ابو دیده نشده و قدمت از خلفای ثلاثه، کافر میباشند.[۳۴]
انگیزه اسم‌گذاری
استدلال نامگذاری ناووسیه، انتساب آن‌ها به شخصی به اسم ابن ناووس دانسته گردیده است.[۳۵] که حکایت از نفوذ بالای وی در بین آن‌ها داراست؛[۳۶] در اسم خرد وی اختلاف وجود دارااست. برخی رهبر این دسته را عبدالله بن ناووس[۳۷] و بعضا عجلان بن ناووس[۳۸] دانسته‌اند. انگیزه ناووسی تلاوت آن ها در پاره‌ای از اثرها، انتسابشان به قریه‌ای به اسم ناووسا یا این که ناووسیا[۳۹] میباشد که در محل آن نیز اختلافاتی مشاهده میشود. برای مثال آن که‌این شهر را در اطراف شهر الانبار، در حوالی شهر بغداد دانسته[۴۰] و برخی آن را نزدیک به بصره میدانند که ولی می‌قدرت رابطه آن‌ها با بصره را در بصری پی بردن رهبرشان نیز روئت کرد.[۴۱] چنان که گفته‌هایی که اورا مصری میداند[۴۲] نیز در برخی اثرها تصحیف بصره قلمداد گردیده است.[۴۳] هر یک سری بعضی معتقدند که مکانی به این اسم جانور وجود ندارد.[۴۴]

بدین دسته صارمیه[۴۵] نیز گفته میشود به دلیل آنکه در قصه منقول از امام درستگو(ع)، وی خویش را دارای و صاحب و مالک خنجر معرفی می‌کند.[۴۶]

بعضا ناووسیه را به نادرست، ممطوره که عنوانی مختص به واقفیان میباشد،[۴۷] خوانده‌اند.[۴۸]

بازدید : 19
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:11


اَصْحاب اِجْماع دسته مشخصی از راویان که از لحاظ عالمان رجالی در جايگاه بالایی از وثاقت می باشند. طبق لحاظ پر اسم و رسم این اشخاص هجده نفرند که در شمار اصحاب امام باقر (ع) تا امام رضا (ع) می‌باشند. کل عالمان این اشخاص را موثق میدانند و برای آن‌ها سکو بسیار بالایی از اعتبار قائل‌اند. اما طریقه‌ها دربارهٔ معیار پشت گرمی به آن ها مختلف میباشد و از اعتقادوباور به وثاقت خویش این اشخاص تا ثقه‌پی بردنِ هر هر که این اشخاص از آنها قصه کرده باشند در تغییر‌و تحول مسجد قبا مشهد میباشد.

معرفی
کَشّی در کتاب رجالش اسم هجده‌نفر از اصحاب امام باقر(ع) تا امام رضا(ع) که از ثقات محدثین می‌باشند را به‌تیتر اصحاب اجماع ذکر کرده‌ که عالمان شیعه احادیث این اشخاص را تحت عنوان درست تلقی می‌نمایند[۱]. زیرا کَشّی در تعریف آن‌ها از واژه و کلمه «اجماع» به کارگیری نموده است، اسم این جمع را «اصحاب اجماع» آدرس مسجد قبا مشهد گذارده‌اند.[۲][یادداشت ۱]

منزلت
راویانی که جزو اصحاب اجماع می باشند آیتم پشت گرمی علمای شیعه می‌باشند. ولی نگرش‌ها دربارهٔ ترازو متکی بودن به آن ها گوناگون میباشد و از اطمینان به وثاقت خویش این اشخاص تا ثقه‌ پی بردنِ هر هر کس این اشخاص از آن‌ها قصه کرده باشند متعدد میباشد. این ایده ها را می‌اقتدار به سه تیم رزرو مسجد قبا مشهد تقسیم کرد:

وثاقت آحادِ راویانِ سلسه مدرک: بعضا داعیه کرده‌اند هر حدیثی که یکی این اشخاص در سلسله مدرک آن باشند، حتی درصورتی که آن حدیث، مرسل باشد، آن حدیث مورد قبول میباشد. حتی فراتر از این نیز داعیه گردیده است که هر سندی که‌این اشخاص در آن باشند، موجب توثیق تمامی راویانی میگردد که در آن سلسله مدرک مذکور‌اند و برهان این داعیه آن میباشد که آورده شده: «اصحاب اجماع از کسی قصه نمیکنند مگر آنکه آن شخص ثقه باشد». آیت الله خویی این داعیه را رد کرده و مدعا شد‌ه‌است این اشخاص بارها از شخص ضعیف قصه شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۴]
موثق بودن تک تک احادیث: برخی داعیه کرده‌اند در صورتی‌که این اشخاص در سلسله مدرک حدیث باشند و گواهی حدیث نیز تام باشد، حتی در صورتی‌که بشر فاسقی هم در آن گواهی باشد، آن قصه موثق قلمداد می‌گردد. روحانی حر عاملی در اوایل سود هفتم در انتها کتاب وسائل‌ الشیعه هم همین شالوده را قبول نموده است. سید بحرالعلوم نیز در الدرة النجفیة تحت ابن ابی عمیر همین شالوده را گزینش نموده است.[۵]
وثاقت خویش اصحاب اجماع: بعضا از علما مثلا آیت الله خوئی معتقدند اجماع بر وثاقت این اشخاص بوده میباشد به‌این مضمون‌ که لاف نمی‌گفته‌اند و مرتبه بالایی داشته‌اند؛ ولی به‌این معنی وجود ندارد که کل احادیثِ منسوب به آن‌ها مورد قبول باشد.[۶]
تاریخچه
از لحاظ تاریخی، شالوده پیدایش اصطلاح اصحاب اجماع به دهه‌های گذار از سده ۳ به۴ق، و به تعبیراتی از کَشّی، رجالی معروف امامی در مواضعی از کتاب رجال، بازمی‌شود. گفتار روحانی طوسی (متوفی ۴۶۰ق) در عُدّة الاصول[۷] قادر است اشاره به اصحاب اجماع داشته باشد، آنجا که میگوید: «امامیان به آنچه زراره، محمد بن مسلم، برید، ابوبصیر، فضیل بن یسار و مانند وی از اهل مراقبت و ضبط داستان کرده‌اند، کار می‌کنند و آن را به قصه هر کس خصوصیت‌هایش به شالوده آنها نمی رسد، ترجیح میدهند».

معنا و اصطلاح اصحاب اجماع از سده ۶ق فی مابین رجالیان اسلامی ترویج یافته میباشد و ابن شهرآشوب،[۸] علامه حلی،[۹] ابن داوود حلی،[۱۰] و بعد از اینان شهید اولیه[۱۱] و شهید ثانی[۱۲] به سیرتکامل‌هایی این اجماع را متذکر گردیده‌اند.

روحانی بهایی (متوفی ۱۰۳۰ق)[۱۳] به اصحاب اجماع مشقت بار دقت داشت و مدعا بود وجود حدیثی در مهم که انتساب آن اصل به اصحاب اجماع پر اسم و رسم باشد، برهان بر درستی آن حدیث میباشد. میرداماد نیز بدین مقاله پرداخته،[۱۴] و روایات اصحاب اجماع را درست حقیقی وواقعی یا این که در حکم درست دانسته میباشد. او بنابر استنباط خود از عبارت کشی، اعتقاد دارد که حتی روایاتِ مرسل این تیم نیز در حکم درست میباشد.

علمای اخباری هچون محمد امین استرآبادی،[۱۵] نتیجه کاشانی،[۱۶] حسین بن شهاب الدین کرکی[۱۷] و حر عاملی[۱۸] در جهت ادعای خود بر درستی جمیع روایات کتاب ها اربعه و بقیه کتاب ها آیتم پشت گرمی حدیثی شیعه، بر وجود این اجماع و درستی روایات اصحاب آن سماجت بسیار داشتند و در واقع اهتمام علمای سده‌های متأخر به‌این مسئله شاید بیشتر به سبب ساز مداقه اخباریان بدین مورد بوده میباشد.[۱۹] شفتی در این زمینه رساله‌ای جداگانه (چاپ تهران ۱۳۱۴ق) و سید رضا بحرالعلوم(درگذشت:۱۲۵۳ق) پسر سید مهدی بحرالعلوم نیز کتابی بنام اصحاب الاجماع نگاشته‌اند.[۲۰]منیرالدین پسر جمال الدین (درگذشت:۱۳۴۲ق) منظومه‌ای درباره اصحاب اجماع داراست. [۲۱]

اسامی
در منابع اسم هجده‌نفر از اصحاب امام باقر (ع) تا امام رضا (ع) را به‌تیتر اصحاب اجماع ذکر کرده‌اند.

اصحاب امام باقر (ع) و امام درست گو (ع)
کَشّی اصحاب اجماع امام باقر (ع) و امام درست گو (ع) یعنی عده ای از آن ها که هر دو امام را فهم و شعور نموده‌اند، اینگونه معرفی می‌نماید:

زُرارَة بن اَعین
مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
بُرَید بن معاویه
فُضَیل بن یسار
محمد بن مُسلِم.[۲۲]
ابوبصیر اَسَدی
اما کَشّی اسم ابو بصیر اسدی را میبرد اما در پایین اضافه می‌نماید که برخی به مکان ابو بصیر اسدی (یحیی بن ابی‌القاسم اسدی)، ابو بصیر مرادی را بیان کرده‌اند که به عبارتی لیث بن البختری میباشد. هر دو ابو بصیر جزو اصحاب آن دو امام می‌باشند که گاه این دو را با هم خطا میگیرند.[۲۳]

اصحاب امام راست گو (ع)
از دید کشی اصحاب اجماع امام درستگو (ع) عبارتند از:

جَتمایل بن دَرّاج
عبدالله بن مُسکان
عبدالله بن بُکَیر
حَمّاد بن عثمان
حماد بن عیسی
اَبان بن عثمان[۲۴]
اصحاب امام کاظم (ع) و امام رضا (ع)
اصحاب اجماع امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) از طریقه کشی عبارتند از:

یونس بن عبدالرحمن
صَفوان بن یحیی
اِبن اَبی عُمَیر
عبدالله بن مُغَیرِه
حسن بن دوستداشتنی
احمد بن محمد بن اَبی نَصر بَزَنطی.[۲۵]
کشی خیال و خاطر آرم نموده است که بعضا از امامیان، به مکان حسن بن دوستداشتنی، افرادی زیرا حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی را مطرح کرده‌اند.[۲۶]

بازدید : 21
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


بابُ السّاعات یا این که دروازه سا‌عتها مکانی در دمشق میباشد که اسیران کربلا را قبل از ورود به کاخ یزید مدتی در آنجا نگه داشتند. سَهل ساعدی، صحابه فرستاده(ص)، کیفیت ورود کاروان اسیران از دروازه ساعت‌ها به دمشق را گزارش کرده، به همین جهت در ادبیات عاشورایی از آن خاطر آدرس مسجد قبا مشهد می‌گردد.

انگیزه اسم‌گذاری

نقشه دروازه‌های شهر قدیم دمشق.
از‌آنجا که در سال ۶۱ قمری، وقتی که اسیران به دروازه شام رسیدند، از شدت ازدحام جمعیت و مانور لشکر بنی امیه، کاروان اسیران کربلا را یک‌سری ساعتی دراین جا نگه داشتند، به باب الساعات معروف مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۱]

در متن‌ها روایی مرتبط با گزارش ماجرای اسیران کربلا در شام از باب الساعات حافظه گردیده است[۲] گفته‌اند این باب الساعات غیر از باب الساعات مسجد اموی دمشق بوده و مدتی راز امام حسین(ع) را قبل از ورود به قصر یزید، در آنجا نگه رزرو مسجد قبا مشهد داشته‌اند.[۳]

اما گروهی نیز ورود کاروان اسیران به شام را از باب توماء دانسته‌اند.[۴] افرادی هم گفته‌اند: باب الساعات به عبارتی باب توما میباشد که از محله‌های مسیحی‌نشین دمشق میباشد و اثراتی از آن باقیمانده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

گزارش آسان ساعدی
از سَهل ساعدی نقل شد‌ه‌است زمانی که کاروان اسیران کربلا را وارد دمشق می‌کردند، همسایه دمشق در دروازه ساعتها تجمع کرده بودند و جشن و پایکوبی و شور می‌کردند.[۶] روضه خوان عباس قمی از بی نقص بهائی گزارش نموده است که اهل بیت امام حسین(ع)، سه روز در ورودی دمشق ماندند.[۷]

سهل وآسان ساعدی کیفیت ورود اسیران به شهر دمشق از دروازه ساعت ها را گزارش نموده است. به گفته او، سرهای بریده ،بر نیزه و یاور اسیران در جنبش بودند و سکینه دختر امام حسین از او خواست چیزی به نیزه‌داران بدهد تا سرهای شهدا را پاره ای جلوتر از اسیران جنبش دهند تا نامحرمان به زنان و دختران کاروان نگاه نکنند.[۸] به همین جهت در نوحه‌های مربوط حادثه عاشورا مثلا مدیحه مجلس یزید از باب الساعات حافظه میشود.

در مورد الساعاتِ مسجد اُمَاو دمشق، سنگ بزرگی میباشد که گفته می‌گردد هابیل و قابیل، قربانی خویش را بر آن قرار داده بودند.[۹]

ادبیات و فرهنگ وتمدن فارسی
«دروازه ساعت‌ها» در ادبیات و شعر فارسی کاربرد یافته میباشد. این کلمه و واژه در ادبیات عاشورایی به دروازه دمشق از سوی حلب و کوفه اشاره داراست که اسیران کربلا را آنجا نگه داشتند. شعر تحت برای مثال اشعار دراین مورد میباشد:

شامیان کردند امروز ازدحام
تا راز منزه حسین آید به شام
اخلاق را آوا شور بر لب میباشد
این همهمه از برای زینب میباشد
شامیان چنگ و نی و دَف می زنند
به دور زین العابدین کف میزنند
آسوده را سوز از دل، آه از سرگذشت
وارد دروازه ساعت ها گشت
تا در دروازه سرها را شکافت
مشاهده کرد ناگه هیجده خورشید تافت[۱۰]


سریال تلویزیونی
دروازه ساعتها اسم تیم‌ای تلویزیونی چهار قسمتی فرآورده سال ۱۳۸۸ش به کارگردانی، نویسندگی و تهیه و تنظیم‌کنندگی سید جواد هاشمی میباشد که به حوادثی در نزدیکی این دروازه در روز ها ورود اسرای کربلا به شام میپردازد. این فیلم از کانال قرآن صدا و سیمای ایران پخش گردیده است.[۱۱]

جستارهای متعلق
بازار شام
خرابه شام
مسجد اموی دمشق

بازدید : 32
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 12:41


بنی عباس، (حکومت: ۱۳۲-۶۵۶ق) از مشهورترین سلسله‌های خلافت اسلامی که بیشتراز پنج قرن در محدوده فعلی خاورمیانه حکومت داشتند. عمل امام راست گو (ع) و امامان آتی، در حین بنی‌عباس بود. در‌این عصر، امامان و علویان و رهروان آن ها، در فشار و سرکوب شدیدی بودند. سیاست امامان در قبال حاکمان بنی‌عباس، تقیه و غربت از قیام و گاه گفتگوی مصرح با مسجد قبا مشهد خلیفه بود.

اولی قیام معروف علویان در طی عباسیان، قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم در ۱۴۵ق علیه منصور بود. قیام شهید فخ نیز در ۱۶۵ق بوسیله حسین بن علی علیه هادی عباسی شکل آدرس مسجد قبا مشهد گرفت.

کلیه خلفای بنی‌عباس از نسل محمد بن علی، نوه ابن‌عباس، مفسر دارای شهرت بودند. محمد بن علی داعیه می کرد که ابوهاشم، نوه امام علی (ع)، اورا به وصایت و امامت بنی‌هاشم گزینش نموده است. ابومسلم، داعی دارای اسم و رسم عباسیان، در ۱۲۹ق از مرو قیام علیه بنی‌مروان را استارت کرد که به سقوط آن‌ها و آغاز خلافت عباسیان سبب ساز شد. پایگاه حکومت بنی‌عباس، بغداد بود. مشهورترین خلفای این سلسله، منصور (۱۳۶-۱۵۸ق)، هارون (۱۹۳-۱۷۰ق) و مامون (۱۹۸-۲۱۸ق) بودند. مستعصم واپسین خلیفه این سلسله بوسیله هلاکو خان امیر مغول‌ها در سال ۶۵۶ق رزرو مسجد قبا مشهد کشته شد.

تبار
تمامی خلفای عباسی از نسل محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب بودند. عباس( ۵۶ سال پیش از مسافرت- ۳۲ق.) عموی نبی بود. فرزندش عبدالله بن عباس (۶۸-۳ق) دارای اسم و رسم به ابن‌عباس از اصحاب سه امام اولیه شیعه ها و از مفسران بود. علی (۴۰-۱۱۷ق) فرزند ابن‌عباس، به وسیله خلفای بنی‌مروان به حُمَیمه، در جنوب شام تبعید شد. فرزند وی ابوعبدالله محمد (۱۲۵-۵۴ق) کانال داعیان و هواداران خویش را ساخت. ابراهیم (۱۳۲-۸۲ق) فرزند محمد، مشهور به ابراهیم امام، ابومسلم را به خراسان ارسال کرد. ابومسلم در ۱۲۹ق قیام علیه بنی‌امیه را آغاز کرد و آن‌ها را برانداخت و بنی‌عباس به حکومت رسیدند. او‌لین و دو‌مین قاضی بنی‌عباس، ابوالعباس عبدالله سفاح و عبدالله منصور، برادران ابراهیم و فرزندان محمد شماره تلفن مسجد قبا مشهد بودند.

نبو
تبارنامه بنی‌عباس
عباس
عبدالله
علی
محمد
سفاح
(۱۳۲-۱۳۶ق) منصور عباسی
(۱۳۶-۱۵۸ق) ابراهیم امام
مهدی عباسی
(۱۵۸-۱۶۹ق)
هارون الرشید
(۱۷۰-۱۹۳) هادی عباسی
(۱۶۹-۱۷۰)
امین عباسی
(۱۹۳-۱۹۸) مأمون
(۱۹۸-۲۱۸) معتصم
(۲۱۸-۲۲۷)
محمد متوکل عباسی
(۲۳۲-۲۴۷) واثق
(۲۲۷-۲۳۲)
مستعین
(۲۴۸-۲۵۱) معتمد
(۲۵۶-۲۷۹ق) معتز
(۲۵۲-۲۵۵) منتصر
(۲۴۷-۲۴۸) مهتدی
(۲۵۵-۲۵۶)
ادعای امامت
ابوهاشم فرزند محمد حنفیه و بلندمرتبه بنی‌هاشم در ۹۸ق بعد از دیدار با سلیمان بن عبدالملک، خلیفه بنی‌مروان درگذشت. بعضا منابع، از دیدار وی با محمدبن‌علی و تفویض اسرار دعوت خویش به وی خبر داده‌اند. محمد بن علی بعد ادعای امامت بنی‌هاشم کرد.[۱]

دعوت و قیام علیه بنی‌امیه
محمد بن علی در سال ۱۰۰ق دعوت‌گران خویش را به عراق و خراسان ارسال کرد تا عموم را به آل محمد (ص) دعوت نمایند. مقر اساسی او، کوفه بود. رهروان وی، خمس اموال و هدایا را برای وی می‌فرستادند. محمد بن علی به بازه ۲۷ سال (۱۲۵-۹۸ق) توانست، سازمان تبلیغی نهفته و منظم تولید و اداره نماید. بعد از فوت محمد بن علی در سال ۱۲۵ق[۲] داعیان و رهروان وی بنابر وصیتش، جانشینی پسرش ابراهیم را پذیرفتند.[۳]

زمانی که مروان بن محمد با آشوب‌های فراوان و عدم قدرت در دست گرفتن آن روبرو بود، ابومسلم خراسانی به داعیان پیوست.[۴] وی در رمضان ۱۲۹ق در مرو قیام خویش را استارت کرد.[۵] قُحطَبة بن شَبیب، فرمانده لشکریان بنی‌عباس به سمت شهرهای فضا و عراق جنبش کرد.[۶] وی در محرم ۱۳۲ق به کوفه رسید. اما اندکی قبل از آن، ابراهیم در زندان مروان بن محمد درگذشت.[۷] ابراهیم به هنگام دستگیری، برادرش ابوالعباس عبدالله سفاح را جانشین خویش قرار اعطا کرد و از وی خواست به کوفه برود.[۸]

استارت خلافت

بازدید : 20
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 9:38


اِسْحاق از پیامبران الهی، فرزند ابراهیم(ع) و اخوی اسماعیل بود. وی جد بنی‌اسرائیل بود و پیامبرانی مثلا یعقوب، داوود، سلیمان، یوسف و موسی از نسل وی بودند. در قرآن کریم و مهربان، به اسحاق و پیامبری‌اش اشاره گردیده‌است. تورات و بعضی منابع اهل سنت، اسحاق را ذبیح الله دانسته‌اند، البته به اعتقادوباور شیعه، اسماعیل، فرزند دیگر ابراهیم، ذبیح الله خوانده مسجد قبا مشهد می شود.

اسحاق در ۱۰۰ سالگی بابا و ۹۰ سالگی مادرش ساره چشم به جهان گشود و بشارت دادن پروردگار درباره به دنیا آمدن وی، در قرآن نام برده میباشد. اسحاق، بعد از وفات برادرش اسماعیل، به نبوت آدرس مسجد قبا مشهد رسید.

شخصیت‌شناسی
اسحاق از پیامبران الهی و فرزند ابراهیم(ع) و ساره[۱] میباشد که در فلسطین دیده به جهان گشود و در به عبارتی جا معاش ‌کرد.[۲] اسحاق کلمه و واژه‌ای عبری به معنای خندان میباشد.[۳] بعضا نیز آن را برگرفته از گویش عربی دانسته‌اند.[۴] به دنیاآمدن وی پنج یا این که ۱۳ سال پس از اسماعیل دانسته گردیده‌است.[۵] هنگام ولادت اسحاق، پدرش بیشتراز ۱۰۰ سال داشته و مادرش ۹۰ ساله بوده میباشد.[۶] اسحاق در ۴۰ سالگی با دختری به اسم رفقه وصلت کرد و مالک دو فرزند به اسم‌های عیص و یعقوب رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۷]

او جد بنی‌اسرائیل میباشد و چنانکه جبرئیل بشارت بخشید، از نسل وی پیامبرانی به عنوان مثال یعقوب، یوسف، داوود، سلیمان، ایوب، موسی، هارون و دیگر پیامبران بنی‌اسرائیل متولد شدند.[۸]بنابر گزارش منابع تاریخی، ابراهیم(ع) عموی لوط(ع) و اسحاق پسرعموی وی بوده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۹]

رخداد ذبح اسماعیل، در کتاب مقدس یهودیان، برای اسحاق نقل شده و یهودیان، آن را از دلایل برتری اسحاق بر اسماعیل میدانند.[۱۰] بعضی از اهل سنت نیز این نظریه را برگزیده‌اند.[۱۱] با این درحال حاضر شیعه ها با اعتماد به آیه ۱۱۲ سوره صافات،[۱۲] و همینطور آیه ۷۱ سوره هود،[۱۳] ذبیح الله بودن اسحاق را رد کرده‌اند.[۱۴]

اسحاق قبل از وفات، نبوت را بر پایه ی فرمان خدا، به فرزندش یعقوب سپرد.[۱۵] بنابر متن تورات، اسحاق عزم کرده بود تا فرزند دیگرش عیص یا این که عیسو نبی بعد از خویش باشد، البته یعقوب به یار مادرش، اورا فریب دادند و یعقوب به پیامبری رسید.[۱۶] محمدهادی معرفت، قرآن‌شناس و مفسر معاصر، آنچه در این مورد در تورات آورده شده را مصداق توهین به پیامبران، و نیز به معنای تزویرگر تلاوت یعقوب دانسته که از نابینایی بابا خویش سوءاستفاده نموده است.[۱۷] وی همینطور داستان تورات درباره فریب اسحاق بوسیله یعقوب را گستاخی در حق پیامبران تعالی الهی دانسته میباشد.[۱۸]

اسحاق در ۱۸۰ سالگی درگذشت و در اطراف بیت المقدس، در شهر الخلیل در فلسطین مدرن دفن شد.[۱۹]

بشارت به دنیا آمدن
طبق نشانه‌ها قرآن، خدا قبل از به دنیاآمدن اسحاق، والدین اورا از این اتفاق باخبر کرده و به آنان بشارت میلاد اینگونه فرزندی داده میباشد.[۲۰] این بشارت در آیه ۷۱ سوره هود آمده میباشد. قصه به دنیا آمدن اسحاق، سوای بیان اسم او، در آیه ۵۳ سوره حجر و آیه ۲۹ سوره ذاریات نیز آمده میباشد. اسم اسحاق ۱۷ توشه در ۱۲ سوره از قرآن نام برده میباشد.[۲۱]

پیامبری

نقشه محل معاش و نبوت اسحاق فرستاده.
اسحاق بعداز وفات برادرش اسماعیل، در نبوت جانشین وی شد[۲۲] و بعد از وی تمامی پیامبران از نسل اسحاق بودند؛ به جز حضرت محمد که از نسل اسماعیل بوده میباشد.[۲۳] نسل نبی با ۲۱ واسطه به عدنان از نسل اسماعیل می رسد ولی واسطه‌های فی مابین عدنان تا اسماعیل پر‌نور نیستند.[۲۴]

در قرآن، ۸ آیه بی واسطه یا این که غیرمستقیم اشاره به نبوت اسحاق داراست؛ برای مثال درباره نبوت اسحاق،[۲۵] نزول کتاب آسمانی بر فرزندان او،[۲۶] اعطای شریعت به اسحاق،[۲۷] نزول وحی بر وی،[۲۸] فرمان به تاسی از او،[۲۹] و اشاره به امامت اسحاق.[۳۰] در‌این نشانه‌ها آئین و شریعت اسحاق به عبارتی آئین پدرش ابراهیم یعنی آیین حنیف بوده که پایه آن بر توحید سازه شد‌ه‌است.[۳۱]

پانویس
سوره هود، آیه ۷۱.
شوقی ابوخلیل، اطلس قرآن، ۱۳۸۹ش، ص۵۳.
مصطفوی، التحقیق فی کلمه ها القرآن الکریم، ۱۴۰۲ق، ج۵، ص۷۰.
قرشی بنابی، قاموس قرآن، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۲۴۰.
مسعودی، إثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ص۴۱-۴۲؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۵، ص۳۱۳.
مسعودی، إثبات الوصیة، ۱۳۸۴ش، ص۴۶.
علامه طباطبایی، المیزان فی تعبیروتفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۰، ص۳۲۴.
سوره انعام، آیه ۸۴.

بازدید : 24
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 9:46


اِبلیس اسم جن یا این که فرشته‌ای که از امر معبود در سجده بر انسان قانون شکنی کرد و از درگاه پروردگار رانده شد. بیشتر مفسران او‌را از جنیان دانسته و اندکی نیز او‌را فرشته‌ مسجد قبا مشهد شمرده‌اند.

ابلیس بعد از نافرمانی از سجده بر انسان، گزینه لعن معبود قرار گرفت و رانده شد، آن گاه درخواست کرد که تا قیامت زنده بماند البته معبود وعده اعطا کرد تا زمانی معلوم به وی مهلت دهد. ابلیس قول حافظه کرد که تمامی سعی خویش را تا روزی که مهلت دارااست برای انحراف فرزندان بشر به عمل گیرد. صرفا کاری که وی در این شیوه می‌نماید دعوت به بدی‌ها میباشد و کسی را بدون چاره بدین فعالیت نمی‌نماید. عاقبت وی و پیروانش دوزخ وجهنم آدرس مسجد قبا مشهد خواهد بود.

منزلت و عنایت
ابلیس شخصیتی مشترک در همگی کتاب‌های آسمانی میباشد. از آن جا که از دیرباز اعتقادوباور به وجود شیطان و نیروهای شرور در ادیان گوناگون وجود داشته میباشد؛ در متن ها مقدّس ادیان و مذهب‌ها قبل، از ابلیس، ماهیت، گستره تلاش و شیوه های رویا رویی با وی، رده و فرجام او صحبت اورده شده میباشد.[۱] در قرآن و روایات اسلامی نکات فراوانی درباره ماهیت، انگیزه خلقت، عاقبت، تمرد از سجده بر بشر و بقیه مباحث مربوط به ابلیس نقل گردیده است. ابلیس برهان فریب انسان و حوا و هبوط وی معرفی گردیده است.در هجرت پیدایش، دلیل فریب بشر و حوّا و هبوط آنها از پردیس، «مار» معرّفی شد‌ه‌است؛[۲] و عهد و پیمان تازه مار را به عبارتی ابلیس شناسانده میباشد.[۳] در کتاب مقدس، ابلیس مترادف و هم معنی با شیطان، [۴] و فرشته‌ی چاه بی‌پایان دانسته گردیده که به گویش عبری، او‌را «ابدون» و به یونانی «اپولیون» به معنای نابود کننده[۵] رزرو مسجد قبا مشهد میخوانند.

کلمه و واژه شناسی
بیش‌خیس لغت‌دانان، کلمه و واژه ابلیس را برگرفته از گویش‌های غیر عربی می دانند.[۶] او بعد از عُجب، ابلیس نامیده شد و بعد از امتناع از سجده و رانده‌شدن از درگاه الهی، شیطان شماره تلفن مسجد قبا مشهد اسم گرفت.[۷]

موازی برخی احادیث، اسم اساسی ابلیس، حارث (حَرَث) بوده میباشد که به جهت عبادت وقت گیر، اورا عزازیل، یعنی عزیز آفریدگار خطاب می‌کردند.[یادداشت ۱] اسم‌های دیگر وی، «ضریس، سرحوب، المتکوّن و المتکوّز» میباشد.[۸] لقب و لقب ها ابلیس عبارتند از: اَبومُرّه (ابوقره)، ابوکردوس، ابولبینی (اسم دختر او)[۹] نائل، ابوالحسبان، ابوخلاف، ابودجانه.[۱۰]

رابطه ابلیس و شیطان
ابلیس در قرآن مهربان یازده توشه به شغل رفته که نُه توشه آن ضمنا قصه آفرینش انسان و دستور سجده بر او آمده میباشد.[۱۱] کلمه و واژه شیطان و شیاطین نیز ۸۸ توشه در قرآن به عمل رفته که در بخش اعظمی از مورد ها به معنای ابلیس میباشد.[۱۲]

شیطان، نام محصول و نامی دانش آموز برای هر مو جود شرور، متمرّد و فریبکار میباشد. از نظارت مورد ها کاربرد واژه و کلمه شیطان در قرآن و گفته مفسّران برمی‌آید که در اکثر اوقات مفاد، غرض از شیطان یا این که دستکم، مصداق بارز آن، به عبارتی ابلیس میباشد.[۱۳] برخی تصریح کرده‌اند که شیطان اکثر زمان ها به معنای ابلیس به فعالیت[۱۴] رفته و به انگیزه استفاده فراوان تحت عنوان نام عَلَم برای ابلیس شناخته گردیده است.[۱۵]

ماجرای ابلیس
عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ فَقَالَ یا این که رَبِّ وَ عِزَّتِک إِنْ أَعْفَیتَنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّک عِبَادَةً مَا عَبَدَک أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا قَالَ اللهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِنِّی أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیثُ أُرِیدُ.
امام درستگو(ع) فرمود: وقتی که به شیطان فرمان شد بر انسان سجده نماید به پروردگار اظهار کرد: پروردگارا، قول به عزّتت در‌حالتی که من‌را از سجده بر انسان معاف کنی تورا آنگونه عبادت میکنم که تا کنون هیچکس نتوانسته باشد.
خدا فرمود: اینجانب دوست دارم آنگونه عبادت بشوم که خویش عزم کرده‌ام و بدان دستور داده‌ام (خیر آنگونه که دلخواه توست).
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۶۰، ص۲۵۰
زمانی که معبود، انسان را از گِل آفرید و از روح خود در وی دمید، به ملائکه امر سجده بر او بخشید. تمامی ملائکه سجده کردند؛ اما ابلیس تکبّر ورزید و از سجده سرباز زد. و بیان کرد: اینجانب از وی بهترم؛ چون منرا از حریق و اورا از گِل آفریدی؛ آن گاه معبود ابلیس را از آن منزلت راند و اورا لعنت کرد. ابلیس از خدا تا روز بَعث مهلت خواست و خداوند به وی تا روزی مشخص و معلوم مهلت بخشید؛ آنگاه ابلیس قسم و سوگند یادکرد که تمامی بندگان به جز مُخلَصان را از راه و روش به در بَرَد و آفریدگار به وی و پیروانش وعده جهنّم اعطا کرد.

امام علی(ع) در خطبه قاصعه در نهج البلاغه ابلیس را «امام‌ المتعصبین» (پیشوای متعصبان) خوانده كه نخوت و غيرت نابجا وى را فرا گرفت و بر انسان به خیال خلقت خويش فخرفروشى كرد و به خیال آفرينش خویش در قبال انسان تعصّب پيشه ایجاد کرد.[۱۶] مجلسی در جلد ۶۰ بحار الانوار ۱۷۷ داستان از معصومین درباره‌ی با ابلیس یا این که شیطان نقل نموده است.

بازدید : 19
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 10:53


اَشْعَث بْن قَیس کِنْدی (درگذشت: ۴۰ق) از فرماندهان سپاه امام علی(ع) در پیکار صفین که از حکمیت ابوموسی اشعری حمایت کرد و بازدارنده از ادامه نزاع با معاویة بن ابی‌سفیان شد. اشعث در توقف مبارزه صفین نقش داشت و در ماجرای حکمیت با حَکَم بودن عبدالله بن عباس از جانب امام علی(ع) و عراقیان مخالفت کرد و ابوموسی اشعری را سفارش بخشید. بعداز نزاع نهروان نیز که امام علی(ع) خواهان مبارزه با معاویه بود، اشعث به عذر و بهانه خستگی از پیکار با وی مخالفت کرد که موجب تضعیف علت سپاهیان شد و باعث شد امام علی(ع) از پیکار با معاویه پشیمان مسجد قبا مشهد گردد.

مبتنی بر گزارش‌های تاریخی، اشعث از ماجرای شهیدشدن امام علی(ع) تدبیر داشته و بر محور روایتی از امام راست گو(ع) در شهید شدن او نیز نقش داشته میباشد. وی گران قدر خاندان کِندَه و کارگزار عثمان بن عفان و امام علی(ع) در آذربایجان آدرس مسجد قبا مشهد بود.

محمد و قیس که در شهید شدن امام حسین(ع) نقش داشتند و جعده همسر امام حسن (ع) که به تحریک معاویه اورا به شهیدشدن رساند، از فرزندان اشعث بن قیس رزرو مسجد قبا مشهد می باشند.

معاش
طومار امام علی به اشعث:
فعالیت (و حکمرانى) تو رزق و غذا تو وجود ندارد (ترا حکومت نداده‌اند تا آنچه بیابى از آن خویش پنداشته بخورى) ولى آن شغل ودیعه و امانت‌اى در گردن تو میباشد (كه بايستى آنرا مواظبت نموده در منش آن قدمى مغایر فرمان آئین بر ندارى)« إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَةٌ» و منظور‌اند که تو دربان باشى براى هر که از تو فراتر میباشد (تو تحت دست امیرى هستى که ترا حافظ و دربان قرار داده و ولایتى بتو ودیعه که آن را از جانب وی مواظبت نمائى، پس ترا نمى‌برسد که در فعالیت رعیّت به تمایل خویش خلق و خوی نمائى (قبل از آنکه بتو امر دهند کارى اجرا دهى) و نمى‌برسد که متوجّه فعالیت بزرگى شوى مگر به پشت گرمی فرمان و فرمانى که به تو رسیده باشد، و در اختیار‌هاى تو میباشد فرآورده و دارائى از جنس معبود بى‌همتاى گران قدر، و تو يكى از بانک داران آن هستى تا آن را به اینجانب سپارى، و امیدواریم اینجانب بدترين والی‌ها و فرماندهان براى تو نباشم (بلكه اين امر بهره دنيا و آخرت ترا در بر داراست) و سلام بر آنکه لایق سلام شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱]

اشعث بن قیس از خاندان کنده و اهل حَضرَموت یمن بود.[۲] بعضی از تاریخ‌نگاران اسم اورا مَعْدی‌کَرِب، لقبش را اشعث به معنای ژولیده‌مو سر و لقب‌اش را ابومحمد دانسته‌اند.[۳] در سال دهم هجری[۴] به یاور کسانی از قوم و قبیله‌اش به مدینه نزد رسول(ص) رفت و مسلمان شد.[۵] از این‌رو از صحابه رسول(ص) شمرده‌ گردیده و تفصیل حالش در منابع صحابه‌نگاری مذکور میباشد.[۶] همینطور در منابع اهل‌سنت مثلا درست بخاری[۷] و درست مسلم روایاتی وجود داراست که او از فرستاده نقل نموده است.[۸]

اشعث بعداز درگذشت فرستاده(ص) از بیعت با ابوبکر دوری کرد.[۹] ابوبکر سربازانی را به یمن ارسال کرد تا اشعث را اسیر نمایند و به مدینه ببرند. سپس ابوبکر اشعث را آزاد کرد و خواهرش ام فروه را به وصلت وی درآورد.[۱۰]

اشعث در زمان خلافت قدمت بن خطاب در نزاع یرموک، فتح عراق[۱۱] و جنگ قادسیه[۱۲] کمپانی داشت و در کوفه سکنی گزید.[۱۳] وی همینطور کارگزار عثمان بن عفان در آذربایجان بود[۱۴] و در عصر خلافت امام علی(ع) هم در همین منصب باقی ماند.[۱۵]به گفته ابن‌حبیب مورخ قرن سوم، اشعث در مبارزه جمل در سپاه امام علی(ع) حضور داشت[۱۶] ولی طومار امام علی(ع) به او حاکی از آن میباشد که در مبارزه جمل حضور نداشته میباشد.[۱۷]

اشعث در ۶۳ سالگی درگذشت.[۱۸] مرگ وی در سال ۴۰[۱۹] یا این که ۴۲ قمری تصویب گردیده است.[۲۰] ابونعیم در معرفة الصحابه می‌نویسد که اشعث پس از شهیدشدن امام علی(ع) چهل شب زنده بود و بعداز مرگش امام حسن(ع) که دامادش بود بر وی نماز گزارد.[۲۱]

نقش‌آفرینی در توقف نزاع صفین
اشعث در پیکار صفین:
اى عده مسلمان، ديديد كه ديروز بر شما چه سپری شد، و چه اندازه از (دليران) عرب نابود شدند. به معبود قسم و سوگند اینجانب بدين عمرى كه به خواست پروردگار سپرى كرده‌ام هیچ وقت روزى چنين (صعب) نديده بودم.هان، حاضران به غايبان گشوده گويند: به راستى در شرایطی که ما فردا از پيكار گشوده نايستيم نسل عرب يكسره نيست و نابود گردد و حُحافظه موقتَت‌هايى‌ كه بايد نگه داشته آيد پاراگراف تباه خواهد شد.[۲۲]

اشعث در پیکار صفین در سپاه امام علی(ع) بود و سر کردگی سپاهیان قبایل کنده و ربیعه را بر ذمه داشت.[۲۳] به نقل از نصر بن مزاحم، امام علی(ع) سر گروهی این قبایل را از وی گرفت و به حسان بن مخدوج واگذار کرد، ولی بعضی از اصحاب یمنی امام علی(ع)، این فعالیت را به صلاح ندانستند. در فیض بین لشکریان امام علی(ع) اختلاف به‌زمین‌خورد. معاویه در صدد جذب اشعث برآمد ولی امام علی(ع) فرماندهی جبهه راست سپاه را به وی سپرد.[۲۴] زمانی که لشکریان معاویه شریعه فرات را بر سپاه امام علی(ع) بستند، اشعث آنجا را از احاطه لشکر شام بیرون کرد.[۲۵]

نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: طومار امام علی به اشعث بن قیس
به نقل از منابع تاریخی، اشعث در لیلة الهریر که تعداد متعددی کشته شدند و برد سپاه امام علی(ع) مجاورت بود،[۲۶] ادامه پیکار را به صلاح ندانست.[۲۷] معاویه بعداز اگاهی به وسیله جاسوسانش از موضع اشعث دستورداد قرآن‌ها را بر نیزه نمایند و خواهان حکمیت شوند.[۲۸] بعد از آنکه لشکر معاویه قرآن‌ها را بر نیزه کردند، اشعث به امام علی(ع) اعتراض کرد[۲۹] و از وی خواست سفارش دعوت به کتاب‌الله را بپذیرد.[۳۰] نقل شده اشعث قبل از مبارزه صفین وقتی که طومار امام علی به وی رسید تصمیم گرفت که به معاویه بپیوندد ولی یارانش او‌را از این فعالیت پشیمان کردند.[۳۱]

دفاع از حکمیت ابوموسی اشعری
اشعث در پیکار صفین لحاظ معاویه را درباره قرار دادن یک حَکَم از شام و دیگری از عراق پسندید.[۳۲] وی با حَکَم بودن عبدالله بن عباس از جانب امام علی(ع) و عراقیان مخالفت کرد و خودش ابوموسی اشعری را توصیه بخشید.[۳۳] به نقل از یعقوبی مورخ قرن سوم، هنگام تایپ کردن صلح‌طومار فی مابین نمایندگان دو سپاه بر راز کنیه امیرالمؤمنین برای امام علی(ع) اختلاف شد و اشعث خواهان محو آن در صلح‌طومار شوید.[۳۴]

اشعث یقین داشت که قبل از شروع مجدد نزاع با معاویه می بایست با خوارج نهروان جنگید،[۳۵] ولی بعد از نزاع نهروان که امام علی(ع) یارانش را به مبارزه با معاویه فراخواند، خستگی از نبرد را عذر و بهانه کرد. گفته وی در سپاه امام علی(ع) نیز تأثیر گذاشت و به همین منجر امام علی(ع) از مبارزه با معاویه پشیمان و راهی کوفه شد.[۳۶]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه