loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 24
شنبه 7 تير 1404 زمان : 11:32

مَعاد از اصول آئین اسلام و ادیان الهی و در اصطلاح متکلمان به معنای برگشت روح به جسم بعداز مرگ و معاش مجدد آدم در روز قیامت میباشد. سازه بر این اصل، همگی بشر‌ها در روز قیامت مجدد زنده میشوند، اجرا آنان در پیشگاه الهی معقول می گردد و به کیفر یا این که مشوق درستکاری یا این که بدکاری خویش می‌رسند. معاد در آئین اسلام، بعداز توحید، مهمترین اطمینان و ایمان به آن شرط مسلمانی شمرده گردیده‌است. در ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰ آیه از قرآن پیرامون معاد و معاش اخروی کلام بیان شده میباشد. اطمینان به معاد را دلیل اجرای عدل و داد، تندرست جامعه، ناامیدنشدن در رنج‌های معاش، رعایت دستمزد دیگر افراد و... مسجد قبا مشهد برشمرده‌اند.

مسلمانها در تایید اصل معاد اختلافی ندارند؛ ولی در کیفیت آن اختلاف‌لحاظ دارا هستند و در این زمینه سه بینش ارائه داده‌اند: بخش اعظمی از عالمان مسلمان به عنوان مثال فیلسوفان، به معاد جسمانی و شیخ براین باوراند، بیشتر متکلمان معاد را صرفا جسمانی دانسته‌اند و معاد شیخِ صِرف را نیز به فیلسوفان مشاء نسبت داده‌اند. ولی ابن‌سینا، گران قدر‌ترین فیلسوف مشائی، معاد جسمانی را از روش شرع آدرس مسجد قبا مشهد پذیرفته بود.

علاقه مندان شیخ-جسمانی بودن معاد در تبیین تن اخروی، نگرش‌های گوناگونی ارائه داده‌اند: رجوع روح به تن دنیوی مادی، رجوع روح به تن مثالی، رجوع و برگشت روح به تن آسمانی برای مثال این بینش‌ها به شمار می‌رود. فیلسوفان مسلمان برای ثابت یکی از‌بودن بشر مادی و اخروی، به مورد نفس و تجرد آن متوسل گردیده و نفس را استدلال وحدت و عینیت آدم مادی و اخروی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شمرده‌اند.

برای ثابت قابلیت و امکان و وقوع معاد به دلایل زیادی استناد شد‌ه‌است. قابلیت معاد را از روش آیه ها قرآن همانند آیاتی که اشاره به مجدد زنده‌شدن زمین و مثال‌هایی از زنده‌شدن بشر‌ها مانند اصحاب کهف و عُزَیْر دارا هستند، ثابت کرده‌اند. برای ثابت بایستگی و وقوع معاد نیز به دلایلی همانند صادق بودن آفریدگار در خبر رساندن از وقوع معاد، وجود تمایل به حیات جاودانگی در فطرت آدم، صفت عدل و داد و حکمت آفریدگار استناد شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده است.

با وجود دلایل متفاوت برای قابلیت و امکان و وقوع معاد، بعضا به انکار معاد پرداخته‌اند. جهالت، غفلت از توان الهی، تمایل بی‌بندوباری و عدم مسئولیت را برای مثال کارداران انکار معاد شمرده‌اند. تردید ها گوناگونی همانند شبهه آکل و مأکول، شبهه اعاده معدوم و شبهه در دانش و توان معبود در وقوع معاد از سوی منکران ارائه گردیده و عالمان مسلمان جواب‌های مختلفی به آنان داده‌اند.

معاد، از باورهای اعتقادی ادیان آسمانی
باور به معاد و زنده‌شدن بشر در دانا آخرت، از اصول اعتقادی[۱] و جزو اساسی‌ترین باورهای همگی ادیان آسمانی[۲] دانسته گردیده است. در کتاب «ادیان زنده عالم»، معاش بعد از مرگ جزو اعتقادات و تعالیم همگی ادیان مثلا ادیان الهی، هندو، بودا، تائو و شینتو شمرده گردیده‌است.[۳]

به اعتقاد و باور عالمان شیعه، معاد بعد از اصل توحید، مهمترین اساسی میباشد که پیامبران الهی، عموم را به ایمان به آن فراخوانده‌اند.[۴] ایمان به معاد و معاش اخروی شرط مسلمانی و منکر آن، فارغ زمره مسلمان‌ها شمرده گردیده است.[۵]

به گفته محمدتقی مصباح یزدی، در قرآن، یقین به معاد هم‌سنگ اعتقادوباور به خداوند دانسته گردیده و در بیشتراز بیست آیه، واژه «الله» و «الیوم الآخر» با هم به فعالیت رفته‌اند.[۶] در دوازده آیه نیز بعد از ایمان به پروردگار، ایمان آپ دیت آخرت آمده میباشد.[۷] مصباح یزدی اعتقاد دارد که از اعتنا در آیه ها قرآن، به دست میاید که قسمت عمده‌ای از سخنان پیامبران و گفت و گو و جدل‌های آن‌ها با عموم، درباره معاد بوده تا جایی که می‌قدرت ذکر کرد پیامبران برای ثابت معاد، بیشتر از ثابت توحید کارایی کرده‌اند؛ چون عموم به دلیل انکار کارها غیبی و رغبت به بی‌بندباری و عدم‌مسئولیت در تایید اصل معاد، سرسختی بیشتری از خویش نماد می‌دادند.[۸]

نقل شده کلمه معاد در آیه‌ها قرآن، صرفا یک توشه[۹] و آن هم به معنای لغوی (جای رجوع و برگشت) به‌شغل رفته میباشد؛[۱۰] ولی در بیش تر از ۱۴۰۰[۱۱] یا این که دو هزار آیه از قرآن (حدود یک سوم آیه‌ها قرآن)[۱۲] پیرامون معاد و معاش اخروی حرف بیان شده میباشد. آیه‌هاِ مربوط به معاد در چندین دسته مجموعه‌بندی گردیده که عبارت‌اند از:

آیه ها مرتبط با ضرورت ایمان به آخرت؛[۱۳]
آیاتی که به پیامدهای انکار معاد پرداخته میباشد؛[۱۴]
آیه ها مربوط به نعمت‌های ابدی پردیس؛[۱۵]
آیاتی که پیرامون عذاب‌های جاودانه دوزخ میباشد؛ [۱۶]
آیاتی که به ارتباط اجرا نیک و بد با نتیجه ها آن در قیامت اشاره دارااست؛
آیه ها مرتبط با قابلیت و امکان و بایستگی رستاخیز که به سؤالات و تردید ها منکران جواب داده میباشد.[۱۷]
مسیحیان نیز با بیان رستاخیز عیسی(ع) و مثال‌های تاریخی از زنده‌شدن اشخاص بعداز مرگ،[۱۸] به وقوع معاد براین باوراند.[۱۹] براساس قول عتیق[۲۰] و نو،[۲۱] کلیه عموم بعداز مرگ به «هاویه» یا این که فقید مرده ها میروند که دو قسمت داراست: یک بخش برای اشخاص شرور که محل عذاب میباشد و قسمتی دیگر برای عادلان که پردیس‌ (پردیس) اسم داراست.[۲۲] در اعتقادنامه رسولان و اعتقادنامه نیقیّه نیز که دو اعتقادنامه جهانی و مقبول همگی مسیحیان میباشد، اعتقاد و باور و ایمان به معاد و رستاخیز نام برده میباشد.[۲۳]

بازدید : 42
شنبه 7 تير 1404 زمان : 9:59


اُبَیّ بن کَعب از اصحاب نبی(ص) و از کاتبان و قاریان قرآن میباشد. بعضی قرآن‌پژوهان او‌را پررنگ‌ترین قاری امت اسلامی دانسته، معتقدند تنی چند از تلاوت‌های هفتگانه از خواندن وی تأثیر پذیرفته‌اند. بر پایه ی روایتی از امام درستگو(ع)، اهل‌بیت(ع) قرآن را مطابق تلاوت اُبی قرائت می‌کردند. بعضی از صحابه و تابعین، مانند ابن‌عباس و ابوعبدالرحمن سُلَّمی تلاوت را از او آموخته بودند. اُبی بن کعب در حین فرستاده(ص) قرآن را گردآوری‌آوری کرد؛ ولی مُصحَف وی با قرآن امروزه مسجد قبا مشهد اختلافاتی داراست.

اُبی بن کعب از تیم هفتاد نفره انصار بود که در عقبه دوم با نبی(ص) بیعت کرد و در غَزوه‌هایی مانند بَدر، اُحُد و خَندق کمپانی داشت. وی از شیعه‌ها بود و با اعتراض به خلافت ابوبکر، امام علی(ع) را خلیفه رسول(ص) آدرس مسجد قبا مشهد می‌دانست.

بیان شده وی کتاب‌هایی را در قضیه تعبیر و فضیلت ها قرآن نوشته بود. با این درحال حاضر به گفته پژوهشگران، اکثری از احادیث منسوب به اُبی بن کعب در مسئله فضیلت ها سوره‌ها، جعلی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

تاریخ‌نگاران در سال وفات وی اختلاف حیث دارا هستند، با این درحال حاضر بر طبق بینش مشهورتر، او در روزگار خلافت عُمَر بن خَطّاب شماره تلفن مسجد قبا مشهد درگذشت.

منزلت اُبی بن کعب در تاریخ اسلام
اُبَیّ بن کَعْب بن قیس، از بستگان خَزرَج و از انصار بود.[۱] آورده شده فرستاده اورا «ابوالمُنذِر» و قدمت بن خَطّاب او‌را «ابوالطُفیل» لقب بخشید.[۲] «سید المسلمین»،[۳] «سید القُرّاء» (یعنی: پیشوای قاریان)[۴] و «سید الانصار» را از القا‌ب وی دانسته‌اند.[۵] در نادانی که کمتر کسی تایپ کردن می‌دانست، اُبی نگارش را فرا گرفته بود.[۶]

مبتنی بر برخی روایات، اُبی بن کعب به عنوان مثال کسانی بود که بعداز درگذشت حضرت محمد(ص)، امام علی(ع) را خلیفه فرستاده می‌دانست.[۷] ابوالصلاح حَلَبی، دانا و متکلم شیعه در قرن چهارم و پنجم، نیز اُبی را از شیعه‌ها امام علی(ع) دانسته میباشد.[۸] مبتنی بر برخی داستان‌ها، ابن‌کعب یکی دوازده نفری بود که به ابوبکر اعتراض کرد که چرا به مکان امام علی(ع)، بر مسند خلافت توکل زده میباشد.[۹] همینطور وی جزء اشخاصی میباشد که با ابوبکر بیعت نکرد.[۱۰] بر پایه ی آنچه در کتاب احتجاج آمده، اُبی بن کعب روایتی را از فرستاده(ص) نقل کرده که در آن به امامت امام علی(ع) پس از نبی، تصریح گردیده است.[۱۱]

بر پایه ی روایتی از امام راستگو(ع) تلاوت امامان شیعه بر پایه ی خواندن اُبی بن کعب بوده میباشد.[۱۲] سید حسن صدر مولف کتاب تأسیس الشیعه، این ماجرا امام درست گو را دلیلی بر منزلت والای وی می داند.[۱۳] وی همگی قرآن را از فرستاده فراگرفت و بر وی عرضه کرد.[۱۴] بیان شده، ابن‌کعب در رأس مدرسه تفسیری مدینه قرار داشت.[۱۵] بر پایه ی برخی نقل‌ها وی به عنوان مثال کسانی بود که در طول رسول، قرآن را محافظت کرده بود.[۱۶] طبق حدیث بیان شده در منابع اهل‌تسنن، وی یکی‌از چهار شخصی میباشد که فرستاده(ص) فرا به دست آوردن قرآن از آنها را سفارش نموده است.[۱۷] اورده شده خواندن قاریان هفت‌گانه، به‌این ادله دارای اعتبار بوده که آن ها قرآن را از علی(ع)، عثمان، عبدالله بن مسعود، زید بن اثبات یا این که اُبی بن کعب نقل کرده‌اند.[۱۸] بعضا روایات اهل‌تسنن که در آن به فضیلت ها برخی از صحابه پرداخته میباشد، اُبی را مطلع‌ترین شخص امت به تلاوت معرفی می‌نماید.[۱۹]

حضور در غزوات
مبتنی بر بعضا گزارش‌ها اُبی بن کعب در عقبه دوم با رسول(ص)، بیعت کرد.[۲۰] اما ابن‌هشام، تاریخ‌نگار قرن سوم، اسم او‌را در زمره کسانی که در عقبه دوم قول بستند، نیاورده میباشد.[۲۱] نبی بعد از مسافرت فی مابین وی و سعید بن زید بن عمرو[۲۲] و به قولی بین وی و طَلحة بن عبیدالله، عهد برادری برقرار کرد.[۲۳] ابن‌کعب در غَزوه‌هایی مانند بَدر، اُحُد، خَندَق یاور نبی(ص) بود.[۲۴] همینطور وی در سَریّه‌ای که نخست هفتمی ماه از مسافرت به فرماندهی حَمْزَةِ بن عبدالمُطَّلِب رویداد، کمپانی کرد.[۲۵] طبق بعضا نقل‌ها، وی قبل از آنکه مسلمان خواهد شد، از اَحبار یهودی بوده میباشد.[۲۶]

کاتب رسول(ص)
مطابق گزارش‌های تاریخی، اول هر کس در مدینه،[۲۷] طومار‌های فرستاده را نوشت اُبی بن کعب بود و در غیاب وی، زید بن اثبات این فعالیت را ایفا می‌اعطا کرد.[۲۸] ولی عهد‌طومار‌ها و صلح‌طومار‌های فرستاده را علی(ع) می‌نوشت.[۲۹] همینطور آورده شده اُبی بن کعب اولیه شخصی بود که در نقطه پایانِ طومار‌ها، اسم خویش و پدرش را تحت عنوان کاتب تصویب میکرد.[۳۰] ابن‌کعب گاهی از طرف فرستاده(ص) به نومسلمانان، قرآن و احکام دینی را می‌فراگرفت.[۳۱] وی از کاتبان وحی بود.[۳۲] بر پایه ی نقل تاریخ طبری (تألیف ۳۰۳ق)، اُبی بن کعب و زید بن اثبات فقط در غیاب علی(ع) و عثمان، وحی را می‌نوشتند.[۳۳]

خواندن اُبی
ابن‌جَزَری، از عالمان دانش خواندن، اُبی بن کعب را پر رنگ‌ترین قاری امت دانسته میباشد.[۳۴] به گفته برخی محققان، تلاوت اُبی اساس اساسی تلاوت‌هایی میباشد که در سده‌های بعداز خویش، تحت عنوان خواندن‌های دارای اعتبار شناخته میشوند؛ به سیرتکامل‌ای که داعیه گردیده تلاوت اُبی بن کعب از نهاد‌های اساسی خواندن حجازی میباشد، به دلیل آنکه فی مابین قرائات سَبْع، خواندن‌های نافع و ابن‌کَثیر (از قاریان حجازی) تا حد متعددی از تلاوت اُبی تأثیر پذیرفته‌اند.[۳۵] در خواندن‌های کوفی نیز تأثیر ابن‌کعب را بر خواندن‌های عاصم و کسائی، قابل مراعات بررسی کرده‌اند.[۳۶] اُبی بن کعب بعد از رحلت رسول(ص) به یاددادن قرآن پرداخت و عده ای از صحابه، مانند ابن‌عباس و ابوهُرَیره و از تابعین عده ای زیرا ابوعبدالرحمن سُلَّمی و ابوالعالیه ریاحی از او خواندن آموختند.[۳۷]

مصحف اُبی بن کعب
محققان علم ها قرآنی، برای اُبی بن کعب مُصحَف به محرمانه نقل کرده‌اند؛[۳۸] چنان‌که گزارش‌های مختلفی نیز بر این دستور دلالت داراست.[۳۹] مبنی بر بعضا نقل‌ها وی قرآن را در طی نبی(ص) گردآوری‌آوری کرد.[۴۰] او مصحف خویش را به شاگردانش املا کرد.[۴۱] بر این محور که اُبی بن کعب در حین عُثمان زنده باشد، اورا به عنوان مثال کسانی دانسته‌اند که به امر عثمان مأمور یکسان‌سازی قرآن شد.[۴۲]

مصحف اُبی بن کعب، همچون قرآن‌های در دسترس، با سوره حَمد شروع و با مُعَوَّذَتَیْن نقطه پايان می‌یافت، اما در ترتیب تنی چند از سوره‌ها[۴۳] و نقل اندکی از لغت ها[۴۴] با دیگر مصحف‌ها تفاوت داشت به گفته آلوسی، از مفسران اهل سنت و محمدهادی معرفت از مفسران شیعه، در مصحف وی، سوره قریش و سوره فیل به طور یک سوره درج شده بود، البته در مقابل، دو سوره با اسم‌های «الخُلْع» و «الحَفْد» وجود داشت که در مصحف‌های دیگر خلا.[۴۵] به همین ادله قرآن او ۱۱۵ سوره داشت.[۴۶] ولی بر پایه ی نقل ابن‌ندیم، کتابشناس و فهرست‌نگار بغدادی، قرآن وی ۱۱۶ سوره داشته میباشد.[۴۷]

وجود داشتن دو سوره حافظه گردیده در قرآن، مغایر نگرش بقیه صحابه و خلاف اجماع مسلمان‌ها دانسته گردیده‌است.[۴۸] بعضا از قرآن‌پژوهان نیز بر این باورند دلیلی نیست که «الخلع» و «الحفد» مذکور در مصحف اُبی، از قرآن باشد؛[۴۹] چون مصحف صحابه، فقط حاوی قرآن مُتواتر عدم وجود، بلکه در کنار نشانه‌ها و سوره‌ها، بعضی قصه‌ها، تفسیرها و ادعیه نیز نوشته میشد، و «الخلع» و «الحفد» مثلا دعایی بود که در مصحف اُبی بن کعب وجود داشت.[۵۰]

بازدید : 17
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 9:56


ایمان ابوطالب از مباحث اختلافی تاریخی - کلامی میان شیعه‌ها و اهل سنت میباشد. شیعه‌ها با دقت به احادیث اهل بیت(ع) و بعضی قراین کلامی و تاریخی، اجماع دارا‌هستند که ابوطالب به پیامبر‌پروردگار(ص) ایمان داشته و برای ثابت آن، کتاب‌هایی را نگاشته‌اند. در مقابل، اهل سنت با استناد به برخی احادیث معتقدند ابوطالب عموی رسول اکرم(ص) و بابا امام علی(ع) به آیین اسلام، ایمان نیاورده و مشرک از عالم رفته مسجد قبا مشهد میباشد.

دلایل منکران ایمان ابوطالب
معارضان ایمان ابوطالب، به روایاتی که از روش اهل سنت قصه گردیده، استناد کرده‌اند که بعضا از این احادیث در تعبیر و تفسیر آیه ها قرآنی میباشد. متکلمان و عالمان فقاهتی شیعه بدین احادیث آدرس مسجد قبا مشهد جواب داده‌اند.

آیه نهی از استغفار مشرک
سعید بن مسیب از پدرش نقل کرده که ابوطالب در اکنون احتضار درخواست نبی(ص) برای بیان کردن «لا اله الا الله» را نپذیرفت و بر آئین بابا و اجدادش درگذشت و فرستاده(ص) فرمود: «به خداوند قسم برای تو طلب آمرزش میکنم تا نهی نحس.» بعد از آن آیه ۱۱۳ سوره توبه نازل شد که «بر رسول و اشخاصی که ایمان آورده‌اند، شایسته وجود ندارد برای مشرکان استغفار نمایند هر یکسری از خویشاوندان آن ها رزرو مسجد قبا مشهد باشند.»[۱]

جواب
علامه امینی سازه بر احادیث تاریخی، سعید بن مسیب، ناقل این قصه را از معاندان امیر مؤمنان معرفی می‌نماید.[۲] او همینطور این قصه را در مغایرت با روایتی می داند که بخش اعظمی از اهل سنت در کتاب‌هایشان آورده‌اند. این قصه به گواهی درست از علی(ع) قصه گردیده که «شنیدم مردی برای والدین مشرک‌اش استغفار می کرد. جریان را به پهنا رسول(ص) رساندم و این آیه نازل شد.»[۳]براین اساس شأن نزول آیه ماجرایی بوده که ارتباطی با ابوطالب شماره تلفن مسجد قبا مشهد نداشته میباشد.

آیه نأی
بعضی معتقدند آیه ۲۶ سوره انعام[یادداشت ۱] در شان ابوطالب نازل گردیده‌است. این صحبت مبتنی میباشد بر روایتی که کسی از ابن عباس شنید: ابوطالب عموم را از اذیت و آزار فرستاده(ص) نهی میکرد، اما خویش ایمان نمی‌آورد.[۴]

جواب
شیعه ها در جواب بدین شبهه گفته‌اند:
اولاً: این حدیث، مرسل میباشد؛ یعنی معلوم وجود ندارد آن هر کس این کلام را از ابن عباس شنیده، چه فردی بوده میباشد و اینگونه حدیثی قابل استناد وجود ندارد.

ثانیاً: شخصی که‌این حدیث را نقل کرده، حبیب ابن ابی‌اثبات میباشد و خویش اهل سنت ماجرا اورا تضعیف کرده‌ و قابل پشت گرمی ندانسته‌اند.[۵]

ثالثاً: در تعبیر و تفسیر طبری این داستان با مضمون دیگری آمده که آیه در شأن مشرکان (کفار مکه)[یادداشت ۲] نازل شد‌ه‌است که عموم را از ایمان به فرستاده آفریدگار(ص) گشوده می‌دارا هستند و خویش نیز ایمان نمی‌آورند.[۶]

حدیث ضَحضاح
معارضان به حدیثی به اسم ضَحضاح تمسک کرده‌اند که فردی نزد نبی پروردگار(ص) از ابوطالب حافظه کرد و نبی(ص) فرمود: «امید واریم که شفاعت اینجانب در روز قیامت برای وی سودمند باشد. وی (ابوطالب) بین آبی رنگ جوشیده از حریق قرار میگیرد که تا مغز او‌را می‌جوشاند.»[۷]

جواب
علامه مجلسی و روحانی طوسی در‌این‌باره جواب گفته‌اند: اولاً: این حدیث را مغیرة بن ابی شعبه نقل کرده که عالمان شیعه مثلا علامه مجلسی کینه و عداوت او‌را نسبت به بنی‌هاشم و علی بن ابی‌طالب(ع) تفصیل داده‌اند.[۸]

ثانیاً: سازه بر فرض این که ابوطالب کافر بوده، آرزو به شفاعت وی بی‌معنی میباشد چون شفاعت مشمول مشرک نمیشود.[۹]

دلایل موافقان ایمان ابوطالب
شیعه‌ها که عمده موافقان ایمان ابوطالب می‌باشند، دلایلی را برای مدعای خویش بیان کرده‌اند:

جاری ساختن و خلق و خوی ابوطالب
ابوطالب همسرش فاطمه بنت اسد و فرزندانش را به اسلام دعوت کرد.[۱۰] بنابر روایتی، وقتی که ابوطالب فرزندش علی(ع) را روءیت کرد که در کنار نبی(ص) به نماز ایستاده او‌را نهی نکرد و به دیگر فرزندش جعفر بن ابی طالب ذکر کرد: در سمت چپ محمد(ص) نماز بگزار.[۱۱]

او در ملازمت با فرستاده معبود(ص) همگی مشقت‌ها را به جان خرید و تا هنگام مرگ از پشتیبانی و تاسی برادرزاده خود دست بر نداشت. اورده شده که او در گزاره آخری خود پیش از رحلت گفته میباشد:‌ ای جماعت بنی‌هاشم! محمد(ص) را تصدیق و اطاعت فرمایید تا رستگار و هدایت گردید.[۱۲]

ابن ابی الحدید فقید فقاهتی اهل سنت، حق اورا بر همگی مسلمان ها واجب دانسته، می گوید: «با سندهای بسیار از ابن عباس و دیگر افراد قصه گردیده که ابوطالب از عالم نرفت تا این که شهادتین را اعلام کرد.» و در مکان دیگر می‌نویسد: «در شرایطی‌که ابوطالب عدم وجود اسلام عدم وجود.» او تصریح می‌نماید چنانچه ابوطالب ایمان خویش را آشکار می‌تشکیل داد حرمت و ابهت خود را نزد مشرکان قریش از دست می‌بخشید و نمی‌توانست در منزلت سرپرست و رییس خویشان از اسلام پشتیبانی نماید.[۱۳]

اشعار
الم تعلموا انّ ابننا لا مکذب
لدینا ولا یعنی بقول الاباطل
و ابیض یستسقی الغمام بوجهه
ثمال الیتامی عصمة للارامل[۱۴]
الم تعلموا ان النبی محمداً
نبی امین خط فی سالف الکتب[۱۵]
ندانستید که فرزندمان را تکذیب نمی‌کنیم؟و وی به کلام بیهوده عنایت نمی‌دهد
سپیدرویی که به آبرویش از ابرها باران منظور‌می‌شودتکیه‌گاه یتیمان و نگهدارنده فقیران
آیا ندانستید که پیامبری محمدفرستاده‌ امین، در کتاب‌های قبلی نگاشته‌شده است

اشعار منسوب به ابوطالب به بیش تر از ۱۰۰۰ بیت میرسد و به «دیوان ابوطالب» مشهور میباشد. آنچه درین قصاید و اشعار آمده، در تأیید و تصدیق نبوت رسول(ص) میباشد.

اِن ابن آمنة النبی محمدا
عندی یفوق منازل الاولاد
به حقیقت که‌ شان و رده پسر آمنه (محمد) نزد اینجانب فراتر از فرزندانم میباشد.

دارای شهرت‌ترین اشعار وی به «قصیده لامیه» آوازه دارااست که با این باخبر استارت می‌گردد:

خلیلی ما أذنی لاول عاذل
بصغواء فی حق و لا عند فسخ[۱۶]
هیچ‌گاه گوش به صحبت ملامتگران فرا نداده‌ام و ذره‌ای به بی دینی و عصیانگری متمایل نمی‌باشم.

علامه امینی دراین مورد می گوید:«اینجانب نمی‌دانم شهیدشدن و اعتراف به نبوّت فرستاده خداوند(ص) چه‌طور میباشد که‌این تمامی لغت ها متنوع در اشعار ابوطالب، اعتراف به شمار نمی‌آید؟ در صورتی‌که یکی این تعابیر در شعر یا این که نثر کسی بود همگان می‌گفتند که آن فرد مسلمان میباشد، البته کلیه این تعابیر، [از دید منکران] دلالتی بر اسلام ابوطالب ندارد! و این انکار، مایه شگفتی و عبرت میباشد.»[۱۷]

ابن ابی الحدید می گوید: در صورتی چه این اشعار به تنهایی درحد قطعیت نمیرسد البته تمام آن پی درپی میباشد و کلیه آنان در یک دستور مشترکند و آن تصدیق ابوطالب به نبوت رسول اسلام(ص) میباشد.[۱۸]

در یکی این اشعار آمده میباشد:‌ ای شاهد پروردگار! تو مدرک ده که اینجانب بر آیین پیامبرم احمد(ص) هستم.[۱۹] یا این که در شعری دیگر می گوید: همانا خدا پیامبرش محمّد را گرامی داشت، پس گرامی‌ترین خوی پروردگار فی مابین عموم و شایسته ترینِ بنی‌هاشم، احمد میباشد. وی کسی میباشد که پس از عدم وجود پیامبری، از جانب خداوند پیامبر شد.[۲۰] و در مکان دیگر می سراید: نبی خدا را امداد کردم با شمشیری زیرا صاعقه از پیامبر آفریدگار هواخواهی می کنم همچون حفاظت که برایش دل می‌سوزاند.[۲۱]

بازدید : 20
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 10:40


ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی اصفهانی مشهور به ابن هلال ثقفی، محدّث، عالم، مورخ شیعه امامی قرن سوم هجری قمری. او برای تبلیغ تشیع از عراق به اصفهان سفر کرد. از پر رنگ‌ترین راویان احادیث ثقفی، احمد بن محمد برقی و صفّار قمی می‌باشند. بیشتر رجالیان شیعه اورا از راویان گزینه متکی بودن دانسته‌اند. مشهور‌ترین کتاب او، الغارات میباشد که به هجوم ها لشکر معاویه به بخش ها ذیل حکومت حضرت علی(ع) پرداخته مسجد قبا مشهد میباشد.

نسب و میلاد
نیای اعلای ابواسحاق سعد بن مسعود ثقفی، عموی مختار ثقفی و از یاران امام علی(ع) بود که آن حضرت او را والی مداین کرد.[۱] از جد وی، سعید بن هلال، نیز در شمار اصحاب امام راستگو(ع) حافظه آدرس مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۲]

تاریخ تولد ثقفی در مشت وجود ندارد، البته سازه بر قصه او از اَبان بن عثمان بَجَلی[۳] و دیگر مشایخی که در دهه دوم قرن سوم درگذشته‌اند،[۴] احتمالاً نزدیک به ۲۰۰ق یا این که اواخر سده دوم به عالم آمده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

سفر به اصفهان
ثقفی در کوفه چشم به جهان گشود. در همانجا پروش یافت و به شنیدن حدیث پرداخت و محضرِ برخی مشایخ این شهر را فهم کرد. ثقفی در اوایل قدمت زیدی مذهب بود و بعد از آن به امامیه گروید. او ابعاد از کوفه به اصفهان مسافرت کرد.[۵] ازاین رو، ابن ندیم او را اصفهانی خوانده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۶]

انگیزه هجرت
داستان نجاشی[۷] و سایر افراد[۸] درباره سبب ساز مهاجرت ثقفی به اصفهان، از پایداری وی در باور به تشیع حکایت دارااست. سازه بر این احادیث، بعضی از علمای کوفه، کتاب «المعرفة فی المناقب و المثالب» را، که ثقفی در مناقب اهل بیت(ع) و مثالب معاندان وی تألیف کرده بود، موافق تقیه ندانستند و از او خواستند از تکثیر آن صرف لحاظ نماید البته او، که از صدق احادیث خویش در‌این کتاب مطمئن بود، قسم خورد که‌این کتاب را در اصفهان، که گفته می شد دورترین شهر از آرا و عقاید شیعه میباشد، انتشار و ماجرا نماید و اینگونه کرد.

تبلیغ شیعه
ثقفی در اصفهان به تبلیغ و رواج تشیع پرداخت.[۹] بیان شده که گروهی از علمای شیعه در قم، برای مثال احمد بن محمد برقی، به اصفهان نزد ثقفی رفتند و از وی خواستند به قم نقل جای نماید، البته او نپذیرفت[۱۰] و ظاهراً تا انتها قدمت در اصفهان به رمز موفقیت و در ۲۸۳ در همانجا درگذشت.[۱۱]

مقام رجالی
ثقفی اگرچه فرصت ائمه(ع) را شعور کرده، مستقیماً از آن ها حدیثی داستان نکرده،[۱۲] ولی بعضا از روایات ائمه را به طور مُرسَل داستان نموده است.[۱۳] رجالیان شیعه ثقفی را ستوده و از او در شمار راویان موثق و معتمد خاطر کرده‌اند.[۱۴] خویی قرار به چنگ آوردن اسم وی در اِسناد تعبیر و تفسیر قمی و در طرز روایی ابن قولویه را در دلالت بر وثاقت وی کافی دانسته میباشد.[۱۵] هرچند که برخی از علمای اهل سنّت، او را به سبب ساز شیعه بودن، «جرح» و حدیثش را شکاف کرده‌اند، ابونُعَیم اصفهانی او را از شیعه ها غالی دانسته میباشد.[۱۶]

ابن ندیم[۱۷] نیز ثقفی را از علمای موثق میداند.
مشایخ
بعضا از مشایخ ثقفی عبارتند از:

اَبان بن عثمان بَجَلی کوفی (اَبانِ اَحمَر)، مورخ اخباری و از صحابه امام راست گو و امام کاظم[۱۸]
ابونُعیم فضل و ادب بن دُکَین؛
اسماعیل بن ابان وَرّاق ازدی؛[۱۹]
علی بن مُعلّی؛[۲۰]
عبّاد بن یعقوب؛
عباس بن بکّار.[۲۱]
راویان
از پررنگ‌ترین راویان ثقفی، احمدبن محمدبن خالد برقی[۲۲] و صفّار قمی[۲۳] می‌باشند. به جز این، ثقفی شاگردان و راویان بخش اعظمی داشته میباشد. مثلا راویان تألیفات وی عبارت‌اند از:

عبدالرحمان بن ابراهیم مُسْتَمْلی
احمدبن علویه اصفهانی دارای شهرت به ابن اَسوَد
حسن بن علی بن عبدالکریم زعفرانی[۲۴]
عباس بن سَری (سِندی)
محمدبن زید رَطّاب.[۲۵]
تالیفات
شمار اثر ها ثقفی به بیشتراز ۵۰ تاثیر می‌رسیده میباشد.[۲۶] بعضی از آن‌ها عبارتند از:

کتاب‌های تاریخی
برخی تک نگاشت‌های ثقفی، مانند المبتدأ و السیرة و المغازی، را می‌اقتدار بخشهایی از تاریخی همگانی به شمار آورد. دیگر اثرها تاریخی ثقفی زنجیره‌ای پیوسته از رویدادها تاریخ اسلام تا قیام مختار، و بعد از آن حوادثی دور از هم تا اوایل حکومت عباسیان را در برمی‌گیرد.[۲۷] کتاب تاریخ ثقفی، مشمول جزئیاتی درباره ظلم‌هایی که بر امام علی(ع) گردیده و نیز مَثالب(معایب) خلفا، ظاهراً در دسترس ابن طاووس بوده میباشد[۲۸]

نوشته ی علمیٔ اساسی: الغارات
الغارات صرفا تاثیر باقیمانده ثقفی میباشد در آن هجوم ها متفرق و غافلگیرانه سرداران معاویه به مناطقی از قلمرو امام علی(ع) را گزارش نموده است. الغارات از قدیمی‌ترین متن‌ها تاریخی شیعه به شمار می رود. این کتاب دربردارنده مطالبی گزیده از زندگانی امیرالمؤمنین علی(ع)، حیات عملی، خطبه‌ها، طومار‌ها و توصیه‌های حضرت و نیز مبارزه‌ها و کشمکش‌ها در طی خلافت امام علی و بعداز آن میباشد. از آن‌جهت که در‌این تاثیر به غارت‌های معاویه در قلمرو امیرمؤمنان پرداخته گردیده، به الغارات آوازه یافته میباشد. مؤلف در‌این تاثیر از راویان شیعه و سنی سود کرده میباشد. این کتاب بارها به گویش فارسی ترجمه شد‌ه‌است.

اثرها روایی
از کتاب المعرفة، که به راه‌های روایی گوناگون دربین علمای شیعه تداول داشته[۲۹] فقط نقل قولهایی در بعضی منابع چشم می‌گردد برای مثال طَبْرِسی در اِعلام الوَری[۳۰] حدیث پیامبراکرم(ص) را که روز غزوه خیبر در فضیلت علی(ع) فرمود، از آن ماجرا نموده است. به گفته ابن طاووس، که ورژن‌ای قدیمی و ظاهراً به خط مؤلف از المعرفة را در چنگ داشته، کتاب دارنده چهار جزء و شامل احادیثی به داستان رجال اهل سنّت بوده میباشد. او قسمتهایی از این کتاب را درباره فضائل امام علی(ع) و اینکه نبی اکرم(ص) آن حضرت را امیرالمؤمنین نامید، نقل نموده است.[۳۱] ابن طاووس در کتابهای دیگر خویش نیز از المعرفة استعمال کرده و تفحص آن را به منزله کتابی اساسی به فرزند خود توصیه کرده است.[۳۲]

اثرها شرعی
ثقفی را در زمره فقهای شیعه نیز به شمار آورده‌اند.[۳۳] در فهرست اثر ها او عناوینی مانندالجامع الکبیر فی الفقه، الجامع الصغیر[۳۴] و جامع الفقه و الاحکام که ظاهراً تألیفی غیروابسته از آن دو بوده میباشد[۳۵] چشم میشود. الحلال و الحرام، دیگر تاثیر شرعی ثقفی که ابن طاووس ورژن‌ای قدیمی از آن را در دست داشته و از آن نقل کرده[۳۶] احتمالاً اسم دیگر یکی‌از کتابهای قبلی بوده میباشد.[۳۷] پاره‌ای احادیث فقاهتی ثقفی در کتاب ها اربعه و دیگر منابع فقاهتی محفوظ ما‌نده میباشد.[۳۸]

پانویس

بازدید : 29
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:34


رده رأسُ الحُسَین محل دفن یا این که محافظت راز امام حسین(ع). به گفته پر اسم و رسم علمای شیعه رمز امام حسین(ع) به تن وی در کربلا محلق و در آنجا دفن شد. در شهرهای مدینه، دمشق، رقه و قاهره نیز بقاع‌هایی تحت عنوان منزلت رأس الحسین(ع) جان دار مسجد قبا مشهد میباشد.

منزلت‌های رمز امام حسین(ع)
هدف از جایگاه رمز امام حسین(ع)، هم به جای ‌هایی گفته میگردد که نقل میباشد رمز امام در آنجا دفن گردیده و هم جاهایی که رمز امام، مقطع کوتاهی در آن‌جا محافظت و تبدیل به زیارتگاه آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.[۱]


فایده‌های داوودی در اکنون زیارت بارگاه رأس الحسین در قاهره

صخره‌ای که سازه بر بعضا منابع یکسری قطره از خون رمز امام حسین(ع) بر آن سرازیر گردیده بود و بعد ها بر آن مسجدالنقطه ساخته شد.

بارگاه مرکز الحسین در مسجد جامع اموی

سنگ‌نوشته زیارتگاه حضرت امام مالک در ولایت قندوز رزرو مسجد قبا مشهد افغانستان

زیارتگاه رأس الحسین در فلسطین
کربلا
براساس قسم دارای اسم و رسم، راز امام حسین(ع) که در روز عاشورا جداگانه گردیده بود، در روز اربعین به بدنش ملحق شد.[۲] این عهد و پیمان مشترک بین بخش اعظمی از مورخان و اندیشمندان شیعه و سنی[۳] میباشد.[۴] علمای شیعه، مثلا روضه خوان صدوق، سید مرتضی، فتال نیشابوری، ابن نمای حلی ، سید ابن طاووس، روحانی بهائی و علامه مجلسی این پیمان را ذکر شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

روحانی صدوق[۵] و بعداز وی، فَتّال نیشابوری[۶] در این مورد می‌نویسند: «علی بن حسین همپا زنان (از شام) بیرون شد و راز حسین(ع) را به کربلا گشوده گرداند».

سید مرتضی در این زمینه می گوید: «ماجرا کرده‌اند که راز امام حسین علیه‌السلام با جسد در کربلا دفن شد».[۷]

ابن شهرآشوب پس از نقل کلام فوق از سید مرتضی، از عهد و پیمان روحانی طوسی نقل نموده است که به باعث ملحق شدن راز امام به تن و دفن آن، زیارت اربعین سفارش شد‌ه‌است.[۸]

ابن نما حلی نیز نگاشته میباشد: «آن‌چه از اقوال بر آن می‌قدرت متکی بودن کرد، آن میباشد که آن‌گاه که رمز امام در شهرها گردانده شد، به تن بازگردانده و با جسد دفن شد».[۹][یادداشت ۱]

سید ابن طاووس نوشته میباشد: «البته رمز حسین علیه‌السلام، ماجرا گردیده که برگردانده شد و در کربلا دفن شد».[۱۰]

مجلسی، یک کدام از ادله‌های استحباب زیارت امام حسین(ع) را در روز اربعین، الحاق سرها به اجساد بوسیله امام سجاد(ع) ذکر نموده است.[۱۱] او در مکان دیگر بعداز نقل اقوال دیگر دراین مورد می‌نویسد: «دارای اسم و رسم دربین علمای امامیه آن میباشد که رمز امام، هم پا تن دفن شد‌ه‌است».[۱۲]

قزوینی نیز نگاشته میباشد: «روز اولیه ماه صفر، عید بنی‌امیه میباشد، زیرا در آن روز، راز حسین(ع) را به دمشق وارد ساختند و در روز بیستم آن ماه، راز وی به تن، گشوده گردانده شد».[۱۳]

نجف
برپایه بعضا از احادیث رمز امام حسین(ع) در نجف و در کنار مرقد امام علی(ع) دفن گردیده‌است.[۱۴] علامه مجلسی با اشاره بدین احادیث، می گوید: «از خبر ها قبلی پر‌نور می شود که رمز امام حسین(ع) و جسد بشر(ع)، نوح(ع)، هود(ع)، باتقوا(ع) کنار مرقد امام علی(ع) دفن میباشند. از این رو سزاوار میباشد که بعد از زیارت امام علی(ع)، کلیه آنان زیارت شوند.»[۱۵]

بعضا از تاریخ‌پژوهان معتقدند این روایات دارنده اشکالات سندی و محتوایی می باشند.[۱۶] علاوه بر آن، هیچ یک از علمای شیعه به مضمون آن احادیث پشت گرمی نکرده‌اند.[۱۷] برخی این عهدوپیمان را با دقت به احادیث، قولی مورد قبول دانسته‌اند و با دقت به آوازه دفن راز در کربلا، انتخاب یکی‌از این دو قسم را خلل شمرده‌اند.[۱۸]

در مسجد حنانه مکانی به اسم موضع رأس الحسین معروف میباشد. آورده شده به هنگام جابجایی سرهای شهدای کربلا به کوفه، رمز امام حسین دراین مکان بر زمین نهاده گردیده است. سازه بر نقلی، امام راستگو(ع) این جای را زیارت نموده است.[۱۹]

مدینه
بعضا از منابع اهل سنت گزارش کرده‌اند که هنگامی یزید اسرا را راهی مدینه کرد، راز امام حسین(ع) را نزد عمرو بن سعید بن عاص کارگزارش در مدینه ارسال کرد. عمرو نیز آن را کفن کرد و در بقیع و به نقل این منابع در کنار قبر مادرش فاطمه(س)، دفن نمود.[۲۰] بعضی نوشته‌اند رمز را نزد بنی‌هاشم فرستادند و آن‌ها بعداز غسل، کفن و نماز در بقیع دفن کردند.[۲۱]

بازدید : 15
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 12:52


روحانی اَحْمَد بْن زَیْنُ الدّین بْن اِبْراهیم (رجب ۱۱۶۶-ذیقعده ۱۲۴۱ق/مه ۱۷۵۳-ژوئن ۱۸۲۶) دارای شهرت به احمد احسائی فقیه، حکیم و عالم دارای اسم و رسم امامی که جماعت شیخیه به وی منسوبند و محور تعالیم خویش را از وی گرفته ‎‎اند. مشرب و اتفاق ها معاش احسائی، دامنۀ تأثیر او‌را به بعد از حیاتش رسانده و تحولاتی را در تاریخ امامیه به توشه مسجد قبا مشهد آورده میباشد.

معاش
محل تولد
محل تولد احسایی روستای مُطَیرفی در منطقۀ احساء در شرق ایالات متحده عربی میباشد.[۱] به گفته خویش وی،[۲] سابقۀ تشیع در نیاکانش به جد چهارم وی داغِر گشوده میشود. داغر اول نفر از فامیل وی بود که بادیه نشینی را رها کرد و در مطیرفی اقامت گزید. او بعد از این سفر به تشیع روی آورد و نسل وی نیز تمامی بر این مذهب آدرس مسجد قبا مشهد بودند.[۳]

هجرت‌ها
احسایی تا ۲۰ سالگی در احساء علم ها فقهی را یادگرفت. در سال ۱۱۸۶ق به کربلا و نجف مسافرت کرد. او در ۱۲۰۸ق در‌پی سرایت بیماری طاعون در عراق به احساء برگشت و بعد از اقامتی ۴ ساله رهسپار عتبات شد. در رجوع و برگشت پس از مدتی اقامت در بصره به ذورق در حوالی بصره رفت و تا ۱۲۱۶ق در آنجا ماند بعداز آن به اقامت‌های موقت در بصره و روستاهای فضا آن طی رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۴]

در امسال به عتبات رفت و از آنجا عازم زیارت مشهد شد و فی مابین شیوه در یزد توقفی کرد. اهل یزد از وی استقبال گرمی کردند و وی به پافشاری وی بعداز برگشت از مشهد، در یزد مقیم شد.[۵] احسایی به سماجت فتحعلی پاد شاه مدتی به طهران رفت، و در سال ۱۲۲۳ق با موافقت فتحعلی پادشاه به یزد رجوع و شماره تلفن مسجد قبا مشهد برگشت.[۶]

احسایی در ۱۲۲۹ق در رویه زیارت عتبات به کرمانشاه وارد شد و با استقبال عموم روبه رو شد. قاضی سماجت به اقامت او در کرمانشاه داشت و با تعهدی که در زمینه ی تدارک مهاجرت هر سالۀ وی به عتبات اعطا کرد، اورا به اقامت راضی کرد. این اقامت بجز سفری دو ساله حدود ۱۰ سال به درازا کشید. بعد از آن به مشهد و یزد و کرمانشاه رفت و بعد از چندی به عتبات رفت. آنجا را به اراده مکه سوراخ کرد، البته در دو منزلی مدینه درگذشت.[۷]

دیدار با فتحعلی پادشاه
مجال که احسایی در یزد بود، شهرت‌اش در کشور‌ایران غامض بود فتحعلی فرمان روا قاجار باب مکاتبه را با وی گشود و از وی برای ملاقات در طهران دعوت به کار آورد.[۸] احسایی برای آنکه دعوت فرمانروا را نپذیرد بهانه می آورد. تا آنکه فرمانروا در طومار‌ای دیگر به وی نوشت که آمدنش به یزد با قشون بسیار، تهدیدی برای ارزاق عموم آنجا خواهد بود و توشه دیگر وارد شدن احسایی به طهران را خواهان شد. او که تمایلی به رفتن نزد پاد شاه نداشت، تصمیم گرفت یزد را به قصد بصره شکاف نماید البته با ناخرسندی عموم یزد روبه رو شد که بیم داشتند فرمان روا خروج احسایی را حمل بر این نماید که آنان نمی‌مراد‌اند پذیرای سلطان باشند. او به مراعات آنان راهی طهران شد و نزد پادشاه تقرب یافت. بعد از مدتی با درخواست از پادشاه و موافقت وی به یزد رجوع و برگشت.[۹]

وفات
در ذیقعده ۱۲۴۱ق زمانی که از عتبات به سمت مکه تکان می کرد، در حوالی مدینه فوت کرد. او‌را در گورستان بقیع دفن کردند.[۱۰]

بازدید : 19
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 12:58


شُرْطَةُ الخَمیس گروهی از یاران مدام دارای اسلحه امام علی (ع) بودند که با شایستگی بی نقص در تمامی جا به امیرالمؤمنین (ع) در کارها حکومتی امداد می‌رساندند. این تیم خلال حضور در پیکار، وظایف مهمی در طی صلح همانند اجرای حدود الهی، مراقبت امنیت شهر کوفه، پناه از جان امام علی (ع) و عده‌آوری نیرو برای پشتیبانی را بر ذمه مسجد قبا مشهد داشتند.

معناشناسی
شرطه در لغت در معنای تیم، گروهان، شرط و عهدوپیمان آمده میباشد.[۱] در اصطلاح به او‌لین مجموعه از لشکر گفته می‌گردد که در نزاع حاضر گردیده و مهیا مرگ باشند.[۲] و خمیس به معنای لشکر میباشد و انگیزه نامگذاری لشکر به خمیس این بوده که لشکر به پنج بخش: پیشگفتار (طلایه‌دار لشگر)، ساق (عقبه لشگر)، مِیمَخیر (جبهه راست)، مِیسرِه (جبهه چپ) و قلب تقسیم آدرس مسجد قبا مشهد می‌گردیده‌است.[۳]

در اصطلاح، شرطة الخمیس تنی چند از یاران امیرالمومنین بودند[۴] که جنگیدن تا کشته شدن را بر ذمه گرفتند و امیرالمؤمنین‌(ع) ضمانت کننده رزرو مسجد قبا مشهد بهشتشان شد.[۵][یادداشت ۱]

تعداد
بعضی مانند روضه خوان موثر تعداد شرطة الخمیس را ۶۰۰۰ نفر،[۶] طبری تعداد آن ها را ۴۰ هزار نفر[۷] و ابن سعد [یادداشت ۲] شمار وی را بعداز شهید شدن امام علی(ع) ۱۲هزار نفر معرفی شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده اند.[۸]

جایگاه و مقام
در مقام شرطة الخمیس امام علی(ع) فرموده میباشد:

«پیش از شما فی مابین گروهی از بنی‌اسرائیل (که همگی دارنده رتبه‌ای از جایگاه نبوت بودند) این تفاهم نامه (تفاهم نامه شرطة الخمیس) بسته شد و به همین جهت کسی از آنها به شهید شدن نرسید، مگر اینکه یا این که رسول خویشاوندان خویش یا این که فرستاده شهر و آبادی خویش و یا این که نبی نفسِ خود بود و شما به منزله به عبارتی‌ها میباشید، جز اینکه شما جزء انبیا نیستید.»[۹] آیت الله خویی احادیث مربوط به گزارش اصبغ بن نباته دراین مورد را ضعیف می داند.[۱۰]
خصوصیت‌ها و وظایف
شرطة الخمیس دارنده خصوصیت‌هایی بوده‌اند، مثلا: مدام دارای سلاح، فراهم و هم پا امام علی(ع) بودند. در نزاع‌ها پیشرو سپاه بودند و پایداری داشتند[۱۱] مدام گوش به دستور و فراهم بودند و در اجرای امر امام(ع) طفره نمی‌کردند. با آن‌حضرت تا پای جان بیعت کرده و از قبایل گوناگون بودند.

این دسته در هنگام صلح نیز مهیا و یار امام(ع) بودند و وظایف و ماموریت‌های مهمی همانند اجرای حدود،[۱۲] محافظت امنیت شهر کوفه،[۱۳] پناه از جان امام علی (ع)[۱۴] و گردآوری‌آوری نیرو برای پشتیبانی[۱۵] بر ذمه آنها بود.

بعد از حمله ها سپاهیان شام به عراق (در ماجرای غارات)، امام علی (ع) این مجموعه را برای دفع آنها ارسال کرد.[۱۶]

اعضاوجوارح
بعضی از اعضای شرطه الخمیس عبارتند از: مقداد، عمار یاسر، ابو سنان انصاری، ابو عمرو انصاری، سهل و آسان بن حنیف، عثمان بن حنیف، جابر بن عبدالله انصاری، حکیم بن سعید حنفی (ابویحیی)[۱۷]، عبدالله بن یحیی حضرمی، سلیم بن قیس هلالی، عبیده سلمانی مرادی[۱۸]، یحیی حضرمی[۱۹]، قیس بن سعد[۲۰]، اصبغ بن نباته[۲۱] و نعیم بن دجاجه.[۲۲]

در برخی منابع، سلمان و ابوذر نیز جزو شرطه الخمیس شمرده گردیده‌اند.[۲۳] اما بنابر اینکه شرطه الخمیس در طول حکومت امام علی(ع) صورت گرفته باشد، عضویت این دو نفر صحیح به حیث نمی رسد زیرا هر دو قبل از مجال حکومت وی از عالم رفته بودند.

فرماندهان شرطه الخمیس اصبغ بن نباته[۲۴] و قیس بن سعد بن عباده معرفی گردیده‌اند[۲۵] که به لحاظ می رسد در دو فرصت متعدد، این دو نفر فرمانده بوده‌اند.

پانویس
عمید، فرهنگ وتمدن عمید، پایین کلمه شرطه.
ابن‌مراد، لسان‌العرب، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۳۰.
علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۵۰؛ مجلسی، ملاذ الاخبار، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۴۰.
روحانی اثر گذار، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۲
بحرالعلوم، الفوئد الرجالیة، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۳۶.
روضه خوان اثرگذار، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۲.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۱۵۸.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج ۵، ص۳۲۱.
علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۵۰.
خوئی، معجم رجال الحديث، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۱۳۴.
قمی، العقد النضید، ۱۴۲۳ق، ص۱۶۲.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۴۶؛ صدوق، اینجانب لا یحضر الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۲۵؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۳۱۶؛ منقری، وقعة الصفین، ۱۴۰۴ق، ص۴۰۸.
ابن ابی الحدید،‌ گستردن نهج البلاغه، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۱۹۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۹، ص۱۳۲.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص ۵۴۹.
ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ۱۳۸۲ق، ص۴ و ۹۶ و ۱۲۱ و ۱۳۲
ثقفی کوفی، الغارات، ۱۳۵۳ش، ج۲، ص۴۸۹.
روحانی طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۱۵ق، ص۶۰؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۸۸.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۴، ص۲۷۲؛ روحانی موثر، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۳.
خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۲۰، ص۹۸.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۴، ص۱۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۶، ص۱۲۲؛ کشی، رجال الکشی، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۴، ص۹۵.
ابن مزاحم منقری، وقعة الصفین، ۱۳۸۲ق، ص۴۰۶؛ کشی، رجال الکشی، ۱۳۴۸ش، ص۱۰۳؛ روضه خوان موثر، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۶۵.
ثقفی کوفی، الغارات، ۱۳۵۳ش، ج۱، ص۱۲۱
برقی، رجال، ص۴.
ابن مزاحم منقری، وقعة الصفین، ۱۳۸۲ق، ص۴۰۶
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۴، ص۱۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۶، ص۱۲۲
یادداشت
اصبغ بن نباته از اعضای(فرماندهان) شرطة الخمیس در جواب به سؤالی درباره نامیده شدن به‌این اسم (شرطة الخمیس) گفته: إِنَّا ضَمِنَّا لَهُ الذَّبْحَ وَ ضَمِنَ لَنَا الْفَتْحَ‌. ما شرط کردیم که برای حضرت کشته شویم و وی هم فردوس را برای ما ضمانت کرد. موءثر، الإختصاص، ۴۱۳ق، ص۶۵.
محمد بن سعد بن منیع بغدادی مورخ‌ و سیره‌نویس‌ دارای اسم و رسم بغداد در قرن سوم هجری قمری
منابع
‌ ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید، گستردن نهج البلاغه، مطالعه محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ق.
ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تفحص: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
ابن‌مزاحم منقری، نصر، وقعة صفین، پژوهش: عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مؤسسة العربیة الحدیثة، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۲ق، افست قم، منشورات مکتبة المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
ابن‌خواسته، محمد بن مکرم، لسان العرب، استیناف: جمال‌الدین میردامادی، بیروت، دارالفکر للطبلاعة والنشر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
بحرالعلوم، سیدمهدی، الفوئد الرجالیة، مطالعه و تعلیق: محمدصادق بحرالعلوم، حسین بحرالعلوم، طهران، مکتبة الصادق، ۱۳۶۳ش.
برقی، احمد بن محمد، رجال البرقی، طهران، انتشارات کالج طهران، ۱۳۴۲ش.
ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، بازرسی: جلال‌الدین حسینی ارموی، طهران، تکثیر انجمن اثرها ملی، ۱۳۵۳ش.
خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، استیناف: محجوب فواز و حکمت فواز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، راءس انتشار اثر ها شیعه، ۱۴۱۰ق/۱۳۶۹ش.
ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، رسیدگی قدمت عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
روضه خوان طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، بازرسی: سید حسن موسوی خرسان، طهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
روحانی طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
روضه خوان موءثر، محمد بن محمد، الإختصاص، قم، انتشارات کنگره جهانی روحانی موثر، ۱۴۱۳ق.
صدوق، محمد بن علی، اینجانب لا یحضر الفقیه، پژوهش: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، پژوهش: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
علیاری تبریزی، ملاعلی، بهجة الآمال فی تفصیل زبدة المقال، طهران، بنیاد تمدن اسلامی حاج محمدحسین کوشان‌پور، ۱۳۷۱ش.
عمید، حسن، فرهنگ وتمدن عمید، طهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش.
قمی، محمد بن حسن، العقد النضید و الدر الفرید، استیناف علی اوسط الناطقی، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۳ق
کشی، محمد بن قدمت، رجال الکشی، مشهد، انتشارات دانش کده مشهد، ۱۳۴۸ش.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، پژوهش علی‌اکبر غفاری، طهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
مجلسی، محمدباقر، ملاذ الأخیار فی فهم و شعور تهذیب الأخبار، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
لینک به خارج

بازدید : 26
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 9:54


جارودیه اولیه فرقه زیدیه میباشد. این فرقه به اسم پررنگ‌ترین شخص آن، ابوالجارُود زیاد بن مُنْذَر، منسوب میباشد.

براساس گزارش ابوعیسی وراق، جارودیه معتقد بوده‌اند که پیامبراکرم(ص)، امام علی(ع) را با بیان اوصاف، سوای تصریح به نام، به امامت منصوب نموده است. ولی جارودیه معتقد بودند که‌این صفات، فقط تخصیص به علی(ع) داشته میباشد و بر این شالوده جارودیه، نپذیرفتن و تعیین نکردن علی علیه‌السلام را به امامت پس از فرستاده، موجب بی دینی و ضلالت دانسته‌اند. جارودیه همینطور معتقد به وجود نصی شبیه دربارۀ امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بوده‌اند. آن‌ها قائل بودند که پس از این سه بدن، نصی بر امامت هیچ علوی نیست، اما امامت را محصور به فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌دانستند. جارودیه، همانند دیگر زیدیان، بر این اعتقاد و باور بودند که هر عَلَاو درست النسب از فرزندان امام حسن و امام حسین، که فقید و خداپرست و شجاع باشد، در حالتی‌که قیام نماید و عموم را به خویش دعوت کند، امام مسجد قبا مشهد خواهد بود.

بنیانگذار
نوشته‌ی علمیٔ مهم: ابوالجارود
در منابع رجالی امامیه، داده ها اندکی در بارۀ ابوالجارود آمده میباشد. محمد بن قدمت کشی (قرن چهارم)، قدیم‌ترین رجالی امامیه، در بارۀ ابوالجارود اطلاعاتی آورده میباشد.[۱] به نوشتة کشّی،[۲] ابوالجارود به سَرْحُاینترنت پر اسم و رسم بود. کشی، سرحوب را به معنای شیطانی کور و مستقر در دریا دانسته و گفته که‌این کنیه را امام باقر(ع) بر او گذارده میباشد. کشی همینطور روایاتی در ذم ابوالجارود، به گزارش امام درست گو (ع)، آورده میباشد.[۳] نجاشی (متوفی ۴۵۰) داده ها ظریف تری در بارۀ ابوالجارود داده و کنیه او‌را هَمْدانی خَارَفی بیان نموده است.[۴] وی به گزارش محمدبن سنان از ابوالجارود، آورده که وی از مجال به دنیا آمدن نابینا بود. نجاشی، ابوالجارود را از امامیان کوفی نسب دانسته و گفته که او از شاگردان امام باقر(ع) آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۵]

ابوالجارود در قیام زیدبن علی (۱۲۲ق) به عنوان مثال ملازمان وی بوده که نشانه دهندۀ تغییر و تحول عقیدۀ ابوالجارود از امامیه به زیدیه میباشد. نجاشی،[۶] به گزارش ابوالعباس بن نوح، از محمد بن اسماعیل بخاری آورده که ابوالجارود به ثقفی ملقب بوده و از عَطیة بن سعد عوفی (متوفی ۱۱۱) حدیث شنیده و از امام باقر علیه‌السلام نیز داستان نقل نموده است. همینطور مروان بن معاویه و علی بن هاشم بن برید از ابوالجارود قصه نقل کرده‌اند که بخاری در التاریخ الکبیر[۷] و التاریخ الصغیر[۸] به آن اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.

روحانی طوسی (۱۳۸۰)[۹] ابوالجارود را شخصی تابعی و زیدی معرفی کرده و گفته که فرقۀ جارودیه به او منتسب میباشد. در منابع، نسب ابوالجارود به طور‌های متفاوت، مثلا حوفی[۱۰] و حَرقی و خارقی،[۱۱] آمده که جملگی تصحیف خارفی میباشد، چون ابوالجارود از تیرة خارَفِ قبیلة هَمْدان شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۱۲]

تاریخ به دنیا آمدن و وفات ابوالجارود در منابع معین نشده اما با دقت به تاریخ وفات بعضی از مشایخ او، همانند حسن بصری (متوفی ۱۱۰)، اصبغ بن نُباته (متوفی نصفه اولیه قرن دوم) و أبوبُرْدَة بُرَید بن عبداللّه اشعری (متوفی نصفه اولیه قرن دوم)،[۱۳] احتمالاً پیش از سال ۸۰ به عالم آمده میباشد.

ابوالجارود از ابوطُفَیل عامربن واثله صحابی (متوفی ۱۰۰ یا این که ۱۱۰) نیز ماجرا نقل کرده[۱۴] که ظاهراً برهمین اصل، روضه خوان طوسی[۱۵] اورا از تابعین شمرده میباشد. ذهبی، ابوالجارود را مثلا درگذشتگان در میان ۱۴۰ تا ۱۵۰ بیان نموده است.[۱۶] مِزّی فهرست جامعی از مشایخ و راویان ابوالجارود را آورده میباشد.(ج ۹، ص۵۱۷ ـ ۵۱۸)

در منابع رجالی اهل سنّت، اقوال زیادی در جرح ابوالجارود آمده که ظاهراً به باعث زیدی بودن اوست.[۱۷]

عقاید جارودیه
گزارش‌های جانور در بارۀ جارودیه در اثر ها کلامی و کتابهای ملل و نحل به دو مجموعه تقسیم می گردد.

ابتدا، گزارشی میباشد که سعد بن عبدالله اشعری (متوفی ۲۹۹ یا این که ۳۰۱) در کتاب المقالات و الفرق[۱۸] آورده میباشد، که با کاستی‌هایی در کتاب فرق الشیعه منسوب به حسن بن موسی نوبختی[۱۹] نیز آمده میباشد. این گزارش تشابه فراوانی با ماجراِ مؤلفِ کتاب اصول النِحَل[۲۰] دربارۀ جارودیه دارااست که ظاهراً تألیف جعفربن حرب (متوفی ۲۳۶) میباشد.[۲۱]
دستۀ دوم، گزارش‌هایی دربارۀ این فرقه میباشد که ابوالقاسم بلخی (متوفی ۳۱۹)،[۲۲]ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (متوفی ۳۳۴)،[۲۳] ابن تمهید (متوفی ۴۵۶)[۲۴] و احمدبن یحیی معروف به ابن مرتضی (متوفی ۸۴۰)[۲۵] آورده‌اند. ابوسعید نَشْوان بن سعید حِمْیری (متوفی ۵۷۳)[۲۶] نیز گزارش بلخی را عیناً نقل نموده است. میان این پنج گزارش، داستان ابن مرتضی با وجود اختصار مداقه فراوانی داراست. ابن مرتضی[۲۷] بدین مقاله اشاره کرده که ماجرا خویش را از محمدبن هارون دارای شهرت به ابوعیسی وَرّاق (متوفی بعداز ۲۴۷) گرفته میباشد. نجاشی[۲۸] از ابوعیسی وَراق خاطر کرده و از اثر ها او به کتاب‌های الامامة، کتاب اختلاف الشیعة، و المقالات اشاره نموده است که با اعتنا به قضیه آن‌ها، این مطالب، ظاهراً برگرفته از یکی‌از این اثرها میباشد. مطابق گزارش ابوعیسی وراق ــ که ابوالحسن اشعری[۲۹] و بلخی[۳۰] سوای تصریح به اسم وی، آن را نقل کرده‌اند ــ جارودیه معتقد بوده‌اند که پیامبراکرم، علی علیه‌السلام را با بیان اوصاف، فارغ از تصریح به نام، به امامت منصوب نموده است. اما جارودیه معتقد بودند که‌این صفات، فقط تخصیص به علی علیه‌السلام داشته میباشد و بر این شالوده جارودیه، نپذیرفتن و گزینش نکردن علی علیه‌السلام را به امامت بعداز نبی، موجب شرک و ضلالت دانسته‌اند. جارودیه همینطور معتقد به وجود نصی شبیه دربارۀ امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بوده‌اند. جارودیه قائل بودند که پس از این سه بدن، نصی بر امامت هیچ علوی نیست، اما امامت را محصور به فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌دانستند. جارودیه، همانند دیگر زیدیان، بر این اعتقادوباور بودند که هر عَلَاو درست النسب از فرزندان امام حسن و امام حسین، که فقیه و بازهد و شجاع باشد، در صورتی‌که قیام نماید و عموم را به خویش دعوت کند، امام خواهد بود.
ابوعیسی وراق در ادامۀ گزارش خویش، طریقه‌های جارودیه را در بارۀ مهدویت به سه تیم تقسیم نموده است:

اشخاصی که به مهدویت و رجعت محمدبن عبداللّه نفس زکیه (متوفی ۱۴۵) اطمینان داشته‌اند؛
معتقدان به مهدودیت محمدبن قاسم طالقانی (متوفی ۲۱۹)؛
و عده ای که یحیی بن قدمت را قائم می‌دانستند و در انتظار رجعت او بودند.[۳۱]
دیگر نویسندگان ملل و نحل، زیرا عبدالقاهر بغدادی[۳۲] و مؤلف تبصرة العوام[۳۳] و شهرستانی،[۳۴]، با تفاوت‌هایی این مطالب را نقل کرده‌اند. مسعودی[۳۵] نیز به گزارش ابوعیسی وراق، در بارۀ جارودیه و عقیدۀ آن ها در بارۀ محصور بودن امامت در بین فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، مطالب مختصری آورده میباشد.

ابوسعید نشوان بن سعید حمیری،[۳۶] پس از نقل ماجرا ابوعیسی وراق از روش ابوالقاسم بلخی، دربارۀ فرقۀ حسینیه (رهروان قاسم بن علی عَیانی، متوفی ۳۹۳)، گزارشی آورده و به جهت اطمینان رهروان عیانی به رجعت وی، آنان را نیز مجموعه‌ای از جارودیه دانسته میباشد، البته این نحله ارتباطی با جارودیه ندارند. ابوالقاسم بلخی[۳۷] در ادامۀ گزارش خویش، به گزارش منبعی که احتمالاً به عبارتی وراق بوده، به باور ابوالجارود در بارۀ رجعت اشاره نموده است، هر یک سری برخی اصحاب ابوالجارود این نظریه را نداشته‌اند، چنانکه ابوالحسین خیاط[۳۸] از پذیرفته نشدن این نظریه دربین جارودیه صحبت گفته میباشد.

بلخی[۳۹] همینطور به گروهی از زیدیه که رهروان شخصی به اسم صباح بن قاسم مری (مزی ؟) بوده‌اند، اشاره کرده و گفته میباشد آن ها عقایدی همانند جارودیه داشته‌اند و صرفا اختلافشان با جارودیه نگرش آنان در بارۀ ابوبکر و قدمت بوده میباشد.

گزارش ظاهراً غیروابسته دیگری که در بارۀ جارودیه در کتاب اصول النحل[۴۰] آمده، احتمالاً برگرفته از منبع مشترکی میباشد که سعدبن عبداللّه اشعری نیز گزارش خویش را در بارۀ جارودیه از آن نقل نموده است.دربارۀ مؤلف این تاثیر اختلاف حیث وجود داراست؛ یوزف فان اس آن را با تیتر مسائل الامامة و منسوب ناشِیء اکبر (متوفی ۲۹۳) به چاپ رساند اما مادلونگ[۴۱] آن را تألیف جعفربن حرب و اسم آن را اصول النحل دانسته میباشد. البته عبارتی در کتاب اصول النحل می باشد که به تألیف این تاثیر در هنگامی دیرین‌خیس دلالت دارااست.[۴۲] گزارش کتاب اصول النحل با تعریف جارودیه در کتاب سعدبن عبداللّه اشعری[۴۳] شباهت‌هایی دارااست و با صرف لحاظ از برخی جزئیات، می‌اقتدار مطالب سعدبن عبداللّه را گستردن یافتۀ خبر اصول النحل دانست. در کتاب اصول النحل، منبع خبر جماعتی از مشایخ و علمای شیعه نام برده میباشد. با آنکه سعدبن عبداللّه اشعری تصریح یا این که اشاره نکرده که مطالب خویش را دربارۀ جارودیه از منبعی دیرین گرفته، نحوۀ گزارش او آرم میدهد که آن را از اثری سابق دریافت نموده است. مادلونگ[۴۴] این منبع را کتاب اختلاف الناس فی الامامة نوشتۀ هشام بن حکم (متوفی ۱۷۹) میداند، البته شواهدی در کتاب سعدبن عبداللّه دلالت بر این دارااست که از کتابی در ملل و نحل تألیف یونس بن عبدالرحمان قمی (متوفی ۲۰۹) استعمال نموده است.[۴۵]

به نقل از مؤلف اصول النحل[۴۶] جارودیه به وجود نصی بر امامت حضرت علی، امام حسن و امام حسین علیهم السلام از سوی فرستاده یقین داشته‌اند. بعداز این سه بدن، منکر وجود نصّ بر امامت شخصی بوده، یقین داشته‌اند که امامت از فرزندان حضرت فاطمه(س) بیرون نخواهد شد. جارودیه شرطِ تایید دعوی امامت را فقط خروج و قیام می‌دانستند و از دو خلیفۀ ابتدا برائت می‌جستند و آن‌ها را به جهت کنار نهادن علی علیه‌السلام و غصب خلافت او، کافر می‌شمردند. ابوالجارود معتقد بوده که امام به همۀ آنچه موردنیاز امت میباشد، دانش داراست و علویان تمامی مستعد داشتن اینگونه علمی‌اند و صرف وصال به بلوغِ سِنی، موجب دستیابی این فضیلت در بین آن‌ها گردد. او معتقد به الهام به امام بود و می‌اذعان کرد که علم ها در مواجهه با رویدادها تازه به امام الهام می گردد.[۴۷]

روحانی طوسی (متوفی ۴۶۰) از اثرها ابوالجارود به کتاب اصل و کتاب التفسیر عن ابی جعفر الباقر علیه‌السلام اشاره کرده[۴۸] در حالی که نجاشی[۴۹] صرفا از کتاب تفسیرالقرآن ابوالجارود، به قصه از امام باقر علیه‌السلام، مذکور میباشد. این شرکت احادیث تفسیری، دارای اسم و رسم بوده و ابن ندیم نیز[۵۰] به آن اشاره نموده است. نجاشی[۵۱] و طوسی،[۵۲] با تفاوتی اندک، سلسله مدرک مشابهی در داستان تعبیر و تفسیر ابوالجارود آورده‌اند.[۵۳] ابوالجارود در‌این تعبیر و تفسیر، احادیث تفسیری امام باقر(ع) را عده نموده است. احمدبن محمدبن سعید، معروف به ابن عقده (متوفی ۳۳۳)، تعبیروتفسیر ابوالجارود را از جعفربن عبداللّه محمدی (زنده در

۲۶۸) به داستان وی از ابوسهل کثیربن عیاش قطان، دانش آموز ابوالجارود، داستان نموده است. در تعبیروتفسیر علی بن ابراهیم قمی (زنده در ۳۰۷)[۵۴] یک‌سری داستان از ابوالجارود با سلسله گواهی طوسی و نجاشی آمده و در مفاد مختلف دیگری فقط با بیان «وفی روایة ابی الجارود»[۵۵] از تعبیر ابوالجارود مطالبی نقل گردیده است. ظاهراً این احادیث را ابوالفضل عباس بن محمدبن قاسم بن حمزة بن موسی بن جعفر، دانش آموز قمی، به تعبیروتفسیر افزوده میباشد.[۵۶]

علی بن ابراهیم قمی به گزارش پدرش ابراهیم بن هاشم قمی خبری از ابوالجارود از روش صفوان بن یحیی بَجَلی (متوفی ۲۱۰) و خبری از دقیق بن ناصح به قصه از عبدالصمدبن بشیر از ابوالجارود نیز آورده میباشد.[۵۷] در تعبیر و تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی[۵۸] نیز روایاتی تفسیری از ابوالجارود بیان شده که سلسله سندهای متفاوتی داراست که آرم دهندۀ تداول احادیث تفسیری ابوالجارود میان محافل امامی ـ زیدی کوفه میباشد. احادیث تفسیری ابوالجارود در بر دارندۀ بعضی آرای اوست. ابوالجارود در مخالفت با معتزله و نظرها آن ها، روایاتی نقل نموده است.[۵۹]

بازدید : 79
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 10:29


محمدعلی اراکی (۱۳۱۲-۱۴۱۵ق) از مراجع تاسی شیعه. وی حدود ۳۰ سال امام جماعت مسجد امام حسن عسکری(ع) قم بود. او همینطور نماز آدینه را واجب می‌دانست و در همین مسجد نماز آدینه اقامه می کرد. او در تأسیس حوزه علمیه قم نقش مهمی مسجد قبا مشهد داشت.

گفته‌اند با اینکه بیشتراز ۴۰ سال از اجتهاد وی می‌سپری شد، از روی تواضع، مرجعیت را به دیگر افراد واگذار میکرد. او واپسین رینگ از مراجعی بود که از نسل شاگردان عبدالکریم حائری یزدی بودند و بعداز وفات وی مرجعیت، به شاگردان آیت‌الله خویی، آیت‌الله گلپایگانی و امام خمینی آدرس مسجد قبا مشهد منتقل شد.

عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم، باجناق و سید محمدتقی خوانساری داماد وی بوده میباشد.

معاش‌طومار
محمدعلی اراکی در ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۳۱۲ق در اراک چشم به جهان گشود.[۱] پدرش احمد آقا، دارای اسم و رسم به میرزاآقا و میرزا آقا فراهانی از هم محلی مصلح‌آباد فراهان و محصل ملا محمدابراهیم انجدانی و مادرش علویه آغابیگم، دختر سید عقیل و از نوادگان سید حسن واقف از نوادگان امام زین العابدین(ع) رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۲]

درگذشت
اراکی در ۱ آبان سال ۱۳۷۳ش بر تاثیر ضایعه عروقی در مریض خانه بستری شد و در نصفه‌شب سه شنبه، ۸ آذر ۱۳۷۳ش (۲۵ جمادی‌الثانی سال ۱۴۱۵ق)[۳] درگذشت. محمدتقی بهجت بر پیکرش نماز خواند و در مجاورت بقعه حضرت معصومه(س) در کنار قبور عبدالکریم حائری یزدی و سید محمدتقی خوانساری شماره تلفن مسجد قبا مشهد دفن شد.

تحصیلات و اساتید
اراکی در ۱۱ یا این که ۱۲ سالگی، تلاوت و تایپ کردن را به وسیله آقاعماد، شوهر خواهر خویش، یادگرفت. آن گاه در درس آقا روحانی جعفر حاضر شد، قسمتی از سطح را نزد او فراگرفت و بقیۀ کتاب‌های درسی را نزد روحانی عباس ادریس‌آبادی آموخت.[۴]

وی نزد محمدباقر اراکی فرمان روا‌آبادی، دارای شهرت به فرمان روا‌العلمای اراکی (۱۳۸۲ق)، گستردن منظومه ملاهادی سبزواری را آموخت. از سایر اساتید وی آقا نورالدین اراکی (۱۳۴۰ق) بود.[۵]

اراکی از ۲۰ سالگی در درس عبدالکریم حائری یزدی کمپانی نموده و به مقطع ۸ سال در اراک از وی بهره مند شد.

اراکی مباحث پاکی و نکاح را نزد سید محمدتقی خوانساری (۱۳۷۱ق) آموخت.[۶]


تصویری از روزگار میانسالی آیت‌الله اراکی
درس دادن و شاگردان
او بعد از درگذشت آیت‌الله خوانساری، به درس دادن نکاح، مکاسب محرمه، بیع، خیارات، عصمت و طهارت، اجاره و حج پرداخت و در مکتب فیضیه، بیرون اصول درس دادن میکرد.[۷] بعضا از شاگردان اراکی عبارتند از:

سید محسن خرازی
سید پیامبر موسوی تهرانی
مهدی فرمان روا‌آبادی
محمدتقی ستوده
رضا استادی[۸]
علی‌نگهبانی اشتهاردی
سید کاظم نورمفیدی
محمدحسین مسجدجامعی
علی کریمی جهرمی
ابوالحسن مصلحی
سید محمدعلی علوی گرگانی
محی‌الدین شیرازی
سید محمدباقر خوانساری
سید محمدباقر موحدی ابطحی[۹]
محمدصادق حائری شیرازی[۱۰]
اقدامات اجتماعی و سیاسی
آیت‌الله اراکی در تأسیس حوزه علمیه قم، آیت‌الله حائری را ملازمت کرد.[۱۱]

وی نماز آدینه را واجب می‌دانست، بعداز درگذشت آیت‌الله خوانساری، نماز آدینه را اقامه میکرد. آیت الله اراکی اولی امام آدینه شهر قم بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران بود.[۱۲] وی همینطور حدود ۳۵ سال در جای ‌هایی همانند کنار حرم عبدالکریم حائری، حرم فرمانروا عباس (مسجد امام خمینی)، مکتب فیضیه و مسجد امام حسن عسکری قم به اقامه نماز جماعت می‌پرداخت.

بعداز سفر آیت‌الله بروجردی به قم، او به همپا آیت‌الله خوانساری زمینه قیام و جنگ علیه ایفا مغایر شرع عصر پهلوی دوم را با آیت‌الله بروجردی مطرح کردند.[۱۳]

درباره ماده حذف عهد و پیمان به قرآن در لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، او اعلامیه‌ای را در آذر ۱۳۴۱ش صادر کرد و طی آن، الغای مصرح آن را به انگیزه عدم انطباق با موازین شرع، عدم رضایت عموم و نگرانی مردم مسلمین از نادر‌رنگ شدن مظاهر فقاهتی در جامعه خواهان شد.[۱۴]

یکی اقدامات او، تنفیذ احکام صادره از سوی امام خمینی بود؛ که در جواب به طومار عده ای از نمایندگان امام، که لحاظ او را درباره ی "اجازات کتبی کارها حسبیه و دریافت وجوه شرعیه " که امام خمینی به ائمه آدینه و علمای گزینه اعتمادشان در حوزه علمیه قم و شهرستان‌ها داده‌اند، خواهان گردیده بودند، جواب بخشید که "من تمامی اجازات کتبی را که حضرت امام به نمایندگان و علمای آیتم اعتمادشان داده‌اند، به به عبارتی چگونگی تنفیذ می نمایم."[۱۵]

اثرها علمی
اثر ها به مکان باقی‌مانده از وی مشتمل بر تقریرات و تألیفات است.

تقریرات: تقریر مشاجره روضه خوان محمد پاد شاه العلما، تقریر درس فقه عبدالکریم حائری و تقریر درس فقه سید محمدتقی خوانساری (کتاب الطهاره).

تألیفات: توضیح المسائل، کناره بر دررالفوائد روضه خوان عبدالکریم حائری، لبه بر عروة الوثقی، رساله استفتائات، کتاب النکاح و الطلاق، کتاب الصلاة و پیشگفتار بر تعبیر و تفسیر "القرآن و العقل " از استادش نورالدین اراکی.[۱۶]

مرجعیت
با وجود اینکه او مجتهد بزرگی بود و تعلیقه‌اش بر عروة الوثقی، بیش تر از ۴۰ سال پیش تدوین گردیده بود، ولی به‌خیال تواضعی که داشت، مرجعیت را به دیگر افراد واگذار میکرد. ولی بعد از درگذشت امام خمینی، علمای اکثری از شهرها، به ویژه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مقلدان امام خمینی را به آیت‌الله گلپایگانی و آیت‌الله اراکی ارجاع دادند و بعداز درگذشت آیت‌الله خویی و آیت‌الله گلپایگانی، مرجعیت تاسی در آیت‌الله اراکی متعین شد.[۱۷]

آیت‌الله اراکی واپسین رینگ از مراجعی بود که از نسل شاگردان آیت‌الله روضه خوان عبدالکریم حائری بودند و بعداز وفات او مرجعیت به شاگردان آیت‌الله خویی، آیت‌الله گلپایگانی و امام خمینی منتقل شد. پس از درگذشت آیت‌الله اراکی مرجعیت از موقعیت تک‌مرجعی بیرون گشت.[مستلزم منبع]

فرزندان
آیت‌الله اراکی سه پسر به اسم‌های ابراهیم، ابوالحسن و علی داشت که ابوالحسن مصلحی از مجتهدان حوزه علمیه قم بوده میباشد. همینطور دو بدن از دختران او همسر آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری بوده‌اند که پس از درگذشت یک کدام از، دیگری به عقد آیت‌الله خوانساری درآمده میباشد. [۱۸]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه