loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 23
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 11:53


دُروزیه، فرقه‌ای مذهبی و از انشعابات مذهب اسماعیلی میباشد که در نصفه نخستین قرن پنجم هجری با محوریت یقین به الوهیت الحاکم بامرالله، خلیفه فاطمی، بوجود آمد. این فرقه بوسیله داعیانی زیرا محمد بن اسماعیل درزی، اخرم و حمزة بن علی زوزنی تبلیغ و اشاعه مسجد قبا مشهد شد.

دروزیان خویش را موحدون می‌نامند، کتاب رسائل الحکمة را تحت عنوان مهمترین متن فقاهتی خویش می دانند. اعتقادات اساسی آن ها مشتمل بر مفاهیمی مانند تجلی، تقمص، و نسخه ها ادیان و شرایع گذشته می شود. در احکام فقاهتی نیز، مثلا مسائل تزویج، ارث و روزه، با مسلمان‌ها تفاوت‌هایی دارا هستند. جامعۀ دروز، با وجود بسته بودن، به جهت رعایت تقیه و مخفی‌کردن عقاید خویش، با دیگر ادیان معاش مسالمت‌آمیزی آدرس مسجد قبا مشهد داراست.

دروزیان بیشتر در در مناطقی از سوریه، لبنان و فلسطین ساکنند و هر یک از این کشورها رهبری جداگانه دارا‌هستند. ولید جنبلاط رهبر سیاسی دروزیان لبنان رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

بعضی اندیشمندان دروزی کوشش می‌نمایند با تعبیر مبانی این مذهب مطابق اصول اسلامی، آن را جزو مذهب ها اسلامی معرفی نمایند.

انتساب
در وجه انتساب این فرقه به دروزیه آرای مختلفی وجود دارااست[۱] که بر پایه ی مشهورترین آنان، این تیتر برگرفته از اسم محمد بن اسماعیل درزی میباشد.[۲] ولی خویش دروزیان این انتساب را نمی‌پذیرند و با تبری یافت کردن از تعالیم درزی، خویش را موحدون شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌نامند.[۳]

تعالیم و باورها

دروزیان
دروزیان از به عبارتی آغاز اهتمام خاصی به رمزّی نگاه داشتن عقاید خویش داشتند. وجوب تقیه، سبب ساز شد‌ه‌است تا آنها بتوانند با دیگر فرقه‌ها معاش مسالمت‌آمیزی داشته باشند و خویش را با احوال متعدد دور و اطراف معاش سازگار نمایند. به همین سبب ساز بخش اعظمی از بزرگان دروز در چیره نوشته‌های خویش از رموز و تأویلات خاصی برای ذکر تعالیم فایده می جویند که برای عوام مردم قابل درک وجود ندارد.[۴]

دروزیان هیچ گاه اجازۀ چاپ کتاب‌های فقاهتی خویش را نمی‌دادند،[۵] تا اینکه بعضا از کتاب‌های آنان در ۱۲۵۰ق در حملۀ سپاهیان ابراهیم پاشا به دست سپاهیان زمین‌خورد و برای اولیه توشه عقاید آن‌ها برملا شد.[۶]

خداشناسی
از نگاه دروزیان، معبود آفریننده نخستین و پاک از آحاد صفات میباشد، هیچ مشابه و ضدی ندارد و فارغ دایرۀ فهم و شعور عقل و ورای درک آدم میباشد. از این رو، به وصف در نمی‌آید و با هیچ اسمی نمی‌اقتدار به وی اشاره نمود.[۷] با این هم اکنون خداوند خویش را در تجلیات متفاوت، آشکار نموده است تا آدم بتواند شناختی از وی نتایج نماید و به وی انس بگیرد و تقرب جوید.[۸]

نظریۀ تجلی نظریۀ تجلی، که گاه از آن به کشف الهی تعبیروتفسیر می شود، از بنیانی‌ترین اعتقادات دروزیه میباشد.[۹] تجلی پروردگار در ۷۲ بدور از قدمت حیات دنیا... در پوسته العلی الاعلی بوده که پیش از بدور هفتاد و یکم چهره نموده و بازه آن کلاً ۷۰ بدور و موازی با ۳۴۳ میلیون سال بوده میباشد. ظهور بشر و سجدۀ فرشتگان در مقابل وی در همین ادوار بوده میباشد.[۱۰] آنگاه خداوند در به دور هفتاد و یکم در پوسته البارّ متجلی شد‌ه‌است.[۱۱]

در دورۀ «البارّ» عقل در «بشر صفاالکی» یا این که «شَطنیل» ظواهر شد؛ شطنیل عموم را به توحید و هجران از مشرکین فرا خواند. قومی دعوت اورا پذیرا شدند که شطنیل آنها را به سبب ساز طلاق از مشرکین به «بنّ» نامبردار کرد.[۱۲]در غایت، در‌این بدور عموم به سوی مشرکان متمایل شدند، و البارّ بر آن‌ها خشم گرفت و شریعت‌هایی پیاپی به واسطۀ نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد صلی الله علیه و آله و سلم و محمد بن اسماعیل برای آن‌ها ارسال کرد.[۱۳]

بعداز فترتی وقتگیر، پروردگار در بدور هفتاد و دوم به ترتیب در ابو زکریا، علی، مُعل، القائم بامرالله، فرزند معل، منصور بالله، المُعِزّ، العزیز و آخر و عاقبت در الحاکم بامر الله متجلی شد.[۱۴]این ادوار تجلی حجتی برای رفتار، و غایب شدن خدا از انظار برای تست ایمان موحدان میباشد.[۱۵]

اکنون نیز خداوند به باعث ترویج بی دینی فی مابین عموم برای مدام خویش را از آن ها پنهان نموده است.[۱۶]

دروزیه معتقدند که خدای واحد برای واپسین توشه آشکارا در فرد الحاکم بامر الله متجلی شد‌ه‌است و نباید کسی را در پرستش الحاکم سهم دار کرد.[۱۷]به همین باعث آئین خویش را آیین توحید می‌نامند.[۱۸]

به لحاظ دروزیان تجلی پروردگار در شکل بشری، که از آن به تجلی لاهوت در ناسوت تفسیر میگردد، این لطف را داراست که زیرا متعلَّق تجلی از متاع خویش آدم میباشد آدم خوب میتواند با وی انس بگیرد و به وی تقرب جوید.[۱۹]

به لحاظ آن‌ها این تجلی بشری سزاوارتر و با حکمت و عدل خداوند سازگارتر میباشد تا تجلی آفریدگار بر درختی که به واسطۀ آن با موسی کلام اظهار‌کرد.[۲۰]انسانی که پروردگار در وی متجلی می‌گردد دو جنبۀ لاهوتی و ناسوتی داراست. تبیین این موضوع همواره از مناقشه آمیزترین مباحث دروزیان بوده میباشد.[۲۱]الحاکم حقیقتی لاهوتی دارااست که وصف ناپذیر میباشد، با حواس فهم نمیشود و پاک از فرصت و جای میباشد.[۲۲]

براین اساس، زمانی اینگونه وجودی در پوسته انسانی متجلی می شود، نمی‌قدرت خاطرنشان کرد شکل مرئی خداست، چرا‌که در این صورت او‌را محصور کرده‌ایم. در واقع، وی از باب تأنیس و تقرب به‌این شکل درآمده میباشد و نسبت این شکل وی به واقعیت لاهوتی‌اش نسبت سراب به آب یا این که تصویر منقوش در آیینه به طور حقیقی وواقعی میباشد.[۲۳]

آشنایی تجلی لاهوت در ناسوت به تنهایی ممکن وجود ندارد و به پند عقل کلی نیاز میباشد، که در پوسته حمزه ظواهر شد‌ه‌است.[۲۴]


دُروزیه، فرقه‌ای مذهبی و از انشعابات مذهب اسماعیلی میباشد که در نصفه نخستین قرن پنجم هجری با محوریت یقین به الوهیت الحاکم بامرالله، خلیفه فاطمی، بوجود آمد. این فرقه بوسیله داعیانی زیرا محمد بن اسماعیل درزی، اخرم و حمزة بن علی زوزنی تبلیغ و اشاعه مسجد قبا مشهد شد.

دروزیان خویش را موحدون می‌نامند، کتاب رسائل الحکمة را تحت عنوان مهمترین متن فقاهتی خویش می دانند. اعتقادات اساسی آن ها مشتمل بر مفاهیمی مانند تجلی، تقمص، و نسخه ها ادیان و شرایع گذشته می شود. در احکام فقاهتی نیز، مثلا مسائل تزویج، ارث و روزه، با مسلمان‌ها تفاوت‌هایی دارا هستند. جامعۀ دروز، با وجود بسته بودن، به جهت رعایت تقیه و مخفی‌کردن عقاید خویش، با دیگر ادیان معاش مسالمت‌آمیزی آدرس مسجد قبا مشهد داراست.

دروزیان بیشتر در در مناطقی از سوریه، لبنان و فلسطین ساکنند و هر یک از این کشورها رهبری جداگانه دارا‌هستند. ولید جنبلاط رهبر سیاسی دروزیان لبنان رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

بعضی اندیشمندان دروزی کوشش می‌نمایند با تعبیر مبانی این مذهب مطابق اصول اسلامی، آن را جزو مذهب ها اسلامی معرفی نمایند.

انتساب
در وجه انتساب این فرقه به دروزیه آرای مختلفی وجود دارااست[۱] که بر پایه ی مشهورترین آنان، این تیتر برگرفته از اسم محمد بن اسماعیل درزی میباشد.[۲] ولی خویش دروزیان این انتساب را نمی‌پذیرند و با تبری یافت کردن از تعالیم درزی، خویش را موحدون شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌نامند.[۳]

تعالیم و باورها

دروزیان
دروزیان از به عبارتی آغاز اهتمام خاصی به رمزّی نگاه داشتن عقاید خویش داشتند. وجوب تقیه، سبب ساز شد‌ه‌است تا آنها بتوانند با دیگر فرقه‌ها معاش مسالمت‌آمیزی داشته باشند و خویش را با احوال متعدد دور و اطراف معاش سازگار نمایند. به همین سبب ساز بخش اعظمی از بزرگان دروز در چیره نوشته‌های خویش از رموز و تأویلات خاصی برای ذکر تعالیم فایده می جویند که برای عوام مردم قابل درک وجود ندارد.[۴]

دروزیان هیچ گاه اجازۀ چاپ کتاب‌های فقاهتی خویش را نمی‌دادند،[۵] تا اینکه بعضا از کتاب‌های آنان در ۱۲۵۰ق در حملۀ سپاهیان ابراهیم پاشا به دست سپاهیان زمین‌خورد و برای اولیه توشه عقاید آن‌ها برملا شد.[۶]

خداشناسی
از نگاه دروزیان، معبود آفریننده نخستین و پاک از آحاد صفات میباشد، هیچ مشابه و ضدی ندارد و فارغ دایرۀ فهم و شعور عقل و ورای درک آدم میباشد. از این رو، به وصف در نمی‌آید و با هیچ اسمی نمی‌اقتدار به وی اشاره نمود.[۷] با این هم اکنون خداوند خویش را در تجلیات متفاوت، آشکار نموده است تا آدم بتواند شناختی از وی نتایج نماید و به وی انس بگیرد و تقرب جوید.[۸]

نظریۀ تجلی نظریۀ تجلی، که گاه از آن به کشف الهی تعبیروتفسیر می شود، از بنیانی‌ترین اعتقادات دروزیه میباشد.[۹] تجلی پروردگار در ۷۲ بدور از قدمت حیات دنیا... در پوسته العلی الاعلی بوده که پیش از بدور هفتاد و یکم چهره نموده و بازه آن کلاً ۷۰ بدور و موازی با ۳۴۳ میلیون سال بوده میباشد. ظهور بشر و سجدۀ فرشتگان در مقابل وی در همین ادوار بوده میباشد.[۱۰] آنگاه خداوند در به دور هفتاد و یکم در پوسته البارّ متجلی شد‌ه‌است.[۱۱]

در دورۀ «البارّ» عقل در «بشر صفاالکی» یا این که «شَطنیل» ظواهر شد؛ شطنیل عموم را به توحید و هجران از مشرکین فرا خواند. قومی دعوت اورا پذیرا شدند که شطنیل آنها را به سبب ساز طلاق از مشرکین به «بنّ» نامبردار کرد.[۱۲]در غایت، در‌این بدور عموم به سوی مشرکان متمایل شدند، و البارّ بر آن‌ها خشم گرفت و شریعت‌هایی پیاپی به واسطۀ نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد صلی الله علیه و آله و سلم و محمد بن اسماعیل برای آن‌ها ارسال کرد.[۱۳]

بعداز فترتی وقتگیر، پروردگار در بدور هفتاد و دوم به ترتیب در ابو زکریا، علی، مُعل، القائم بامرالله، فرزند معل، منصور بالله، المُعِزّ، العزیز و آخر و عاقبت در الحاکم بامر الله متجلی شد.[۱۴]این ادوار تجلی حجتی برای رفتار، و غایب شدن خدا از انظار برای تست ایمان موحدان میباشد.[۱۵]

اکنون نیز خداوند به باعث ترویج بی دینی فی مابین عموم برای مدام خویش را از آن ها پنهان نموده است.[۱۶]

دروزیه معتقدند که خدای واحد برای واپسین توشه آشکارا در فرد الحاکم بامر الله متجلی شد‌ه‌است و نباید کسی را در پرستش الحاکم سهم دار کرد.[۱۷]به همین باعث آئین خویش را آیین توحید می‌نامند.[۱۸]

به لحاظ دروزیان تجلی پروردگار در شکل بشری، که از آن به تجلی لاهوت در ناسوت تفسیر میگردد، این لطف را داراست که زیرا متعلَّق تجلی از متاع خویش آدم میباشد آدم خوب میتواند با وی انس بگیرد و به وی تقرب جوید.[۱۹]

به لحاظ آن‌ها این تجلی بشری سزاوارتر و با حکمت و عدل خداوند سازگارتر میباشد تا تجلی آفریدگار بر درختی که به واسطۀ آن با موسی کلام اظهار‌کرد.[۲۰]انسانی که پروردگار در وی متجلی می‌گردد دو جنبۀ لاهوتی و ناسوتی داراست. تبیین این موضوع همواره از مناقشه آمیزترین مباحث دروزیان بوده میباشد.[۲۱]الحاکم حقیقتی لاهوتی دارااست که وصف ناپذیر میباشد، با حواس فهم نمیشود و پاک از فرصت و جای میباشد.[۲۲]

براین اساس، زمانی اینگونه وجودی در پوسته انسانی متجلی می شود، نمی‌قدرت خاطرنشان کرد شکل مرئی خداست، چرا‌که در این صورت او‌را محصور کرده‌ایم. در واقع، وی از باب تأنیس و تقرب به‌این شکل درآمده میباشد و نسبت این شکل وی به واقعیت لاهوتی‌اش نسبت سراب به آب یا این که تصویر منقوش در آیینه به طور حقیقی وواقعی میباشد.[۲۳]

آشنایی تجلی لاهوت در ناسوت به تنهایی ممکن وجود ندارد و به پند عقل کلی نیاز میباشد، که در پوسته حمزه ظواهر شد‌ه‌است.[۲۴]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه