loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 12
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:28


حوزه علمیه کربلا از ناحیههای علمیه شیعه در سرزمین عراق. با تأسیس شهر کربلا بر تاثیر سکونت شیعه ها در کنار بقاع امام حسین(ع)، عالمان فقاهتی به گذر زمان در‌این شهر سکنی گزیدند و مدرسه ها فقاهتی ساخته شدند. بعداز سقوط اصفهان به دست محمود افغان با هجرت علمای کشور‌ایران به کربلا، حوزه کربلا محل منازعه در میان اخباریان و اصولیان بود. با هجرت محمدتقی شیرازی به کربلا، حوزه این شهر رونق گرفت و وی فتوای پر اسم و رسم خویش علیه استعمارِ انگلیس را از حوزه علمیه کربلا صادر مسجد قبا مشهد کرد.

پیشینه
نوشته ی علمیٔ اساسی: کربلا
کربلا بعداز قیام امام حسین(ع) همواره آیتم اعتنا شیعه بوده میباشد. با افزونی شمار زائران بعضی در کنار آرامگاه سیدالشهدا سکنی گزیدند و شهر کربلا رونق گرفت. همینطور کربلا پذیرای عالمان و دانشجوها علم ها شرعی از کشورهای متفاوت آدرس مسجد قبا مشهد گشت.[۱]

زمان‌های متعدد حوزه کربلا
زمان نخستین
اولیه عصر از حوزه علمیه کربلا به بعد از ظهر امامان شیعه میرسد که در آن زمان بعضی از راویان حدیث به تربیت محصل مبادرت کرده‌اند این زمان تا غایب بودن کبری رزرو مسجد قبا مشهد ادامه داشت.[مستلزم منبع]

عبدالله بن جعفر حمیری از شاگردان و اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) و از اولیه اشخاصی میباشد که در حوزه علمیه کربلا به تربیت دانش آموز تلاش گمارده میباشد. سازه بر نقل روضه خوان طوسی، عبدالله بن جعفر حمیری دارنده هفده کتاب بود که فقط یک تاثیر وی به دست ما رسیده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

مرکزیت منطقههای علمیه
 حوزه علمیه   زمانٔ مرجعیت
حوزه علمیه قم قرن سوم و چهارم
حوزه علمیه بغداد قرن چهارم و پنجم
حوزه علمیه نجف قرن پنجم و ششم
حوزه علمیه حله قرن هفتم تا نهم
حوزه علمیه نجف قرن دهم
حوزه علمیه اصفهان قرن یازدهم و دوازدهم
حوزه علمیه نجف سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم
حوزه علمیه قم چهاردهم و پانزدهم
ناحیههای علمیه کشور‌ایران • ناحیههای علمیه عراق • حیطههای علمیه لبنان


زمان دوم
زمان دوم حوزه علمیه کربلا بعد از غایب بودن کبری شروع شوید و تا قرن یازدهم هجری امتداد یافت.[مستلزم منبع]

احمد بن علی نجاشی از شاگردان روحانی موثر و از اساتید سید مرتضی و روحانی طوسی از بزرگان علمای بغداد میباشد که در شهرهایی زیرا نجف، کوفه، سامرا، بصره و کربلا به یادگرفتن فقه، حدیث، رجال، تاریخ و متانت پرداخته میباشد. کتاب رجال وی از مشهورترین کتاب ها رجالی شیعه میباشد.[مستلزم منبع]

ابن حمزه طوسی که از بزرگان فقه شیعه در قرن ششم هجری میباشد در‌این شهر به خاک ودیعت گردیده و به احتمالی در کربلا حوزه درس داشته میباشد. سید فخار موسوی از فقهای شیعه در قرن هفتم هجری میباشد که در آغاز در شهر حله آن‌گاه در بغداد، کربلا، نجف، کوفه و دیگر نقاط عراق به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت.[مستلزم منبع]

سیدبن طاووس از سایر پژوهشگران شیعی میباشد که سه سال از تحصیلات خویش را در حوزه عملیه کربلا سپری نموده است. شهید نخستین از سایر علمایی میباشد که در حوزه کربلا به علم آموزی پرداخته میباشد و ابن خازن حائری در کربلا سر کردگی علمی را ذمه ‌دار بود.[مستلزم منبع]

ابن فهد حلی از سایر پژوهشگران حوزه علمیه کربلاست وی از شاگردان فاضل مقداد و ابن خازن حائری به شمار میاید.[۳]

در قرن سوم و باخبر قرن چهارم کربلا تحت عنوان یکی مطرح ترین مرکز ها علمی و آموزشی ظواهر شوید. این حوزه پیش از حوزه نجف که در سال ۴۵۰ به سعی روضه خوان طوسی سازه شد، بنیاد گذارده شد.[مستلزم منبع]

روحانی ابوالقاسم حُمَید در نصفه در آغاز قرن سوم حرکت علمی بزرگی در حوزه کربلا به وجود آورد و اثراتی در حدیث از خویش به یادگار گذاشت. از شاگردان وی کلینی میباشد و از مشایخ وی علی بن ابراهیم قمی مالک تعبیر قمی میباشد.[مستلزم منبع]

علی رغم این که در بعد از ظهر آل بویه، مکتب علمی شیعه به بغداد جابجایی یافت اما حوزه کربلا همچنان به حیات علمی خویش ادامه می‌اعطا کرد و حریف حوزه بغداد بود.[مستلزم منبع]

بغداد در حمله سلاجقه به وسیله طغرل بیگ سلجوقی در سال ۴۴۷ق اشغال شوید و کتابخانه‌های تبارک شیعی به حریق کشیده شد اما کربلا زیرا در جنوب غرب عراق جای‌دارد و نصیب غرب و جنوب کربلا هم مرز با دولت فاطمیان شیعه بود لذا کمتر آیتم یورش سلاجقه قرار گرفت.[مستلزم منبع]

در قرن ششم هجری، در حوزه کربلا به اسم روضه خوان امام عمادالدین محمد طوسی حائری و ابن حمزه طوسی برمی‌خوریم. درین بعد از ظهر مجموع موسسین حوزه حله از حیطههای شیعی در کربلا حصول دانش می‌کردند. می‌قدرت از ابن ادریس موسس حوزه حله اسم موفقیت که از شاگردان حوزه کربلا بود.[مستلزم منبع]

در قرن هفتم شمس الدین ابی علی فخار حوزه کربلا را احیا کرد. بعداز وفات او فرزندش سید جلال الدین عبدالحمید منش بابا را خاطر نشان نمود و از مشهورترین شاگردانش سید بن طاووس بود. درین زمان خویشاوندان معدّ حوزه کربلا را اداره می‌کردند و از مدرسین بودند.[مستلزم منبع]

در نصفه دوم قرن هفتم و با خبر قرن هشتم هجری، در حوزه کربلا با اسم بستگان علقمی عکس العمل میکنیم این بستگان سرویس ها متعددی به فرهنگ وتمدن شیعه کرده‌اند. این طایفه از ذریه احمد بن محمد بن علی علقیمی میباشند. از علمای این قوم در کربلا روحانی مویدالدین محمد میباشد. او کرسی درس دادن و زعامت را تا ربع اولیه قرن هشتم هجری در کربلا به خویش تخصیص می دهد. از مشهورترین شاگردان او سید تاج الدین ابوعبدالله محمد بن القاسم دارای شهرت به ابن مُعَیه مدرس شهید نخستین میباشد. از این فرصت تا قیام صفویان سر گروهی حوزه کربلا با خویشان بنی فوارس بود.[مستلزم منبع]

بعداز افول حوزه علمیه حله، در قرن نهم هجری مرجعیت علمی شیعه‌ها به کربلا رجوع و این زمانی بود که روحانی احمد بن فهد حلی حائری مسند درس دادن حوزه کربلا را پذیرفت. بعداز ابن فهد سر گروهی حوزه کربلا به ابراهیم کفعمی منتهی شوید.[مستلزم منبع]

از علمای کربلا در قرن دهم می‌رسید فخرالدین یا این که شرف الدین محمد بود که بعد از سرکشی اخباریه قزوین در بعد از ظهر صفویان به کربلا رفت. او از مشایخ اذن شهید ثانی میباشد.[۴]

بازدید : 22
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 10:32

عُمَر بن عَبدالعَزیز بن مَجاری (۶۳-۱۰۱ق) هشتمین خلیفه اموی بود که از سال ۹۹ قمری تا سال ۱۰۱ قمری حکومت کرد. طرز حکومتی او با دیگر خلفای بنی امیه مختلف بود، از این‌رو اهل سنت نقل کرده‌اند که امام باقر(ع) او‌را محجوب بنی‌امیه خوانده میباشد؛ هرچند سازه به روایتی دیگر، به خیال نشستن در جایگاهی که حق امامان شیعه بوده، در عرش‌ها لعن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

وی به برهه زمانی دو سال و نیم خلافت کرد و به عنوان مثال شغل های او در زمانه خلافتش، خودداری از سب علی(ع)، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه، برداشتن ممنوعیت نگارش حدیث و رد مظالمی بود که از سوی خاندانش به عموم گردیده بود. او همینطور قبل از خلافت که از سوی ولید بن عبدالملک خلیفه وقت، قاضی مدینه بود، مسجد النبی را بسط بخشید و حجره همسران فرستاده(ص) را درون مسجد قرار آدرس مسجد قبا مشهد بخشید.

قدمت بن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ قمری در خُناصِرَه درگذشت و در دیر سَمْعان دفن شد. بقاع وی در سوریه قراردارد. قدمت بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم در سال ۶۱ قمری،[۱] یا این که سال ۶۲ قمری[۲] یا این که ۶۳ قمری چشم به جهان گشود.[۳] لقب وی ابوفَحْص بود[۴] پدرش عبدالعزیز بن مروان بن حکم و مادرش، ام عاصم دختر عاصم بن قدمت بن خطاب بوده میباشد.[۵] عبدالملک بن مروان خلیفه وقت، (حک: سال ۶۵ قمری-سال ۸۶ قمری) عموی قدمت بن عبدالعزیز در اواخر خلافت خویش در سال ۸۵ قمری بعد از درگذشت بابا قدمت، اورا از مدینه فراخواند و دخترش فاطمه را به همسری وی رزرو مسجد قبا مشهد درآورد.[۶]

عبدالملک بن مروان در سال ۸۵ قمری حکومت «خناصره» (حوزه‌‌ای در حلب)[۷] را به وی سپرد.[۸] ولید بن عبدالملک، در سال ۸۷ قمری حکومت مدینه را به قدمت بن عبدالعزیز سپرد[۹] و او‌را امیر حج کرد،[۱۰] البته در سال ۹۳ قمری سازه به درخواست حجاج بن یوسف از حکومت مدینه عزل شد.[۱۱] حجاج در طومار‌ای به ولید یادآور گردیده بود که «بی‌دینان و اختلاف‌جویان و شورشیان عراقی از عراق به مدینه و مکه امان می برند و این دستور مایه وهن شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد».[۱۲]

وی در عصر حکمرانی بر مدینه، مسجد النبی را مرمت کرد و بسط اعطا کرد.[۱۳] در سال ۸۸ قمری ولید بن عبدالملک، قدمت بن عبدالعزیز را مأمور کرد که مسجدالنبی را گسترش دهد و حجره‌های همسران فرستاده(ص) در مسجد قرار گیرند.[۱۴]

بعد از مرگ ولید بن عبدالملک در سال ۹۷ قمری، قدمت بن عبدالعزیز بر لاشه وی نماز خواند.[۱۵] در زمان سلیمان بن عبدالملک (سال ۹۶ قمری تا سال ۹۹ قمری) قدمت مشاور وی بود[۱۶] و بعد از مرگ سلیمان، بر لاشه وی نیز نماز خواند.[۱۷]

خلافت
قدمت بن عبدالعزیز در سال ۹۹ قمری بعد از سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید و تا سال ۱۰۱ قمری به دوران دو سال و نیم حکومت را در مشت داشت.[۱۸] سلیمان بن عبدالملک سازه به گفته خودش برای خودداری از فتنه، قدمت بن عبدالعزیز را جانشین خویش قرار بخشید[۱۹] و بعداز وی، یزید بن عبدالملک به خلافت رسید.[۲۰] به گفته طبری، وی بعد از وصال به خلافت آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را بر گویش سرازیر کرد.[۲۱] و در سخنان خویش ابتدا خلافت اظهار‌کرد: «پس از قرآن هیچ کتابی و پس از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری وجود ندارد. اینجانب حکم دهنده نیستم، بلکه اجراکننده هستم. بدعتگذار نیستم، بلکه تابع هستم».[۲۲]

اقدامات
دوری از سب علی: قدمت بن عبدالعزیز دستورداد کسی حق ندارد حضرت علی(ع) را سب نماید.[۲۳] تا قبل از این به امر معاویة بن ابی سفیان، حدود ۶۰ سال امام علی (ع) صحابی فرستاده و اول امام شیعه ها بر روی منابر لعن میشد.[۲۴] بیان شده قدمت بن عبدالعزیز، در نوجوانی که پدرش زنده بود، به خرده‌گیری از علی (ع) می‌پرداخت، ولی بعداز آن در فیضٔ نهی استادش، عبیدالله بن عبدالله، از امام علی به خیر حافظه می کرد.[۲۵] ولی آنگونه که بعضا پژوهشگران معاصر معتقدند، این فرمان در حین قدمت بن عبدالعزیز یک توقف کوتاه داشته و مجدد از رمز گرفته گردیده‌است.[۲۶] شواهد این مدعی از این قرار میباشد:
سعید نواده عثمان که بومی مدینه بود، در سفری که هشام بن عبدالملک (م ۱۲۵ق) به مکه و مدینه داشت به وی خبر بخشید که هنوز ابوتراب را لعن میگویند.[۲۷]
زید بن علی (شهیدشدن ۱۲۱یا۱۲۲ق) به یوسف بن قدمت؛ امیر عراق (امارت ۱۲۰–۱۲۶ق) میگوید که خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه (امارت ۱۱۴–۱۱۸ق) هنوز پدران اورا (مراد امیرمومنان میباشد) دشنام میدهد.[۲۸]
خالد بن عبدالملک یادشده، یک توشه در حالا دشنام گویی، با تقابل به مثل سکینه دختر امام حسین(ع) و کنیزانش که در مسجد حضور داشتند، روبرو شد و مامورانش کنیزان سکینه را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۲۹]
امام رضا (ع) در روایتی فرموده‌اند که ۸۰ سال مارا بر منابر لعن گفتند[۳۰] و ۸۰ سال بعد از قدمت بن عبدالعزیز را نیز در برمی‌گیرد.
بازگرداندن فدک : فدک دهکده‌ای نتایج‌خیز در اطراف خیبر،[۳۱] در حوزه‌ حجاز و به مسافت ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۳۲] که یهودیان در آن معاش می‌کردند. این حیطه سوای نزاع در مشت فرستاده(ص) قرار گرفت و فرستاده آن را به دخترش فاطمه(س) داد.[۳۳] ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به عایدی خلافت مصادره کرد.[۳۴] برخی گزارش‌ها حاکی از آن می‌باشند که قدمت بن عبدالعزیز فدک را که معاویه به مروان بن حکم داده بود و وی هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و قدمت آن را ارث برده بود،[۳۵] به فرزندان فاطمه (س) بازگرداند.[۳۶] اما بعضا منابع آورده‌اند که قدمت بن عبدالعزیز معتقد بود که نبی (ص) فدک را به دخترش نبخشیده بلکه فدک در مشت حکم کننده اسلامی بوده و حضرت زهرا (س) با اذن حکم کننده اسلامی از منافع آن به کارگیری می‌کرده و بعداز رسول (ص) نیز در مشت خلفای اسلامی بوده میباشد، به این ترتیب فدک را به به عبارتی بازگرداند.[۳۷] قدمت بن عبدالعزیز همینطور خمس را به بنی هاشم می‌بخشید.[۳۸]
رفع نهی کردن نگارش حدیث: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به ابوبکر بن تمهید، والی مدینه دستورداد که روایات پیامبراکرم (ص) را مکتوب نماید.[۳۹] قبل از آن، از فرصت خلافت ابوبکر، سیاست بازداشتن حدیث جاری ساختن و از تایپ کردن روایات رسول پرهیز می شد.[۴۰]
منتشرکردن دستور صاحب و مالک اشتر: با شهیدشدن صاحب اشتر، نامۀ امام علی(ع) به صاحب و مالک اشتر به دست معاویه زمین‌خورد و وی طومار را در بانک خویش از حیث عموم پنهان کرد، تا آنکه قدمت بن عبدالعزیز آن را در دست مردم قرار بخشید.[۴۱] ولی بر طبق آنچه در بعضا منابع آمده، این اتفاق مرتبط با طومار امام علی(ع) به محمد بن ابی‌دیده نشده بوده میباشد.[۴۲]
برداشتن خراج و جزیه: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به عبدالحمید بن عبدالرحمن، کارگزارش در کوفه، ضمن پیشنهاد به عدل و داد و احسان و آبادانی دستورداد از مسلمان ها خراج نگیرد.[۴۳] وی همینطور به کارگزارانش دستورداد از نومسلمانان جزیه گرفته نشود.[۴۴]
گفت‌و‌گو با خوارج: قدمت بن عبدالعزیز با خوارج مذاکره کرد و آنان را قانع کرد که از خون ریزی دست بردارند.[۴۵] وی شوذب فرنگی را که علیه حکومت خروج کرده بود، به مناظره دعوت کرد، شوذب نیز دو نفر از خوارج را برای مناظره نزد او ارسال کرد.[۴۶]
رد مظالم: گفته‌اند وی در عصر خلافتش به بازگرداندن اموالی که با ستم از عموم گرفته گردیده بود، اهتمام می‌ورزید.[۴۷]

بازدید : 9
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:09


سَنان بن اَنَس بن عَمْرو نَخَعی از لشکریان قدمت بن سعد در اتفاق عاشورا که سازه بر برخی نقل‌ها، رمز حسین بن علی(ع) را از بدن غیر وابسته کرد. بعضا کتاب‌های تاریخی، سنان را اهل مبارزه و شاعری مدل‌رمز و مجنون دانسته‌اند. وی که تحت عنوان یک کدام از قاتلان اساسی امام حسین(ع) شناخته میشد، بعداز حادثه عاشورا معاش پنهانی در پیش گرفت و بعداز قیام مختار ثقفی، از کوفه بیرون شد و به بصره و گوشه و کنار آن گریخت. در برخی منابع آمده میباشد سنان به دست یاران مختار کشته مسجد قبا مشهد شد.

معاش‌طومار
بابا وی ابوعمرو و بابا بزرگش انس اسم داشت و اورا به نام پدربزرگش می‌شناختند. سنان در کوفه به دنیا آمد ولی تاریخ ولادتش مشخص و معلوم وجود ندارد. سازه بر نقل ابن ابی الحدید از ابن هلال ثقفی، سنان در طی خلافت علی(ع)، نوباوه بوده میباشد و آن حضرت خبر میدهند که فرزند نبی خداوند(ص) به دست وی کشته گردد.[۱] بعضا تواریخ، سنان را اهل مبارزه و شاعری مدل رمز و مجنون دانسته‌اند.[۲] اورا از خویشان نخع دانسته‌اند.[۳] در تاریخ مرگ وی اختلاف آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

روز عاشورا
در آخرین لحظات حیات امام حسین(ع)، سپس که در چاله قتلگاه افتاده بود و کسی از سپاه قدمت سعد جرأت آحاد کردن فعالیت را نداشت؛ سنان بن انس بر بالای گودی رفته و با نیزه بر پشت و سینه وی زد و آن حضرت را به شهید شدن رساند. آن گاه خولی بن یزید اصبحی خواست که رمز امام(ع) را از بدن غیر وابسته نماید؛ البته لرزشی بر اندامش زمین‌خورد و سنان به نکوهش به وی اظهار کرد: پروردگار بازوهایت را بشکند و دستانت را غیروابسته نماید. پس خویش از اسب به تحت آمد و راز امام(ع) را از تن جداگانه کرد. بعد راهی چادر قدمت سعد شد و با صدای بلند رزرو مسجد قبا مشهد اظهار کرد:

أوقر رکابی فضّة و ذهبا
فقد قتلت سید المحجبا
قتلت نه الناس أما و أبا
و خیرهم اذ ینسبون النسبا[۵]
ترجمه: رکابم را از طلا و جواهرات و نقره هنگفت کن که اینجانب آقای والامقامی شماره تلفن مسجد قبا مشهد را کشته‌ام

اینجانب شایسته ترین عموم را از لحاظ مامان و بابا و شایسته ترین تمامی عموم را از نگاه دودمان و نسب به قتل رسانده‌ام! قدمت بن سعد با شنیدن این اشعار به او پرخاش کرده و او‌را به باطن چادر پیروزی و بعداز زدن او با تازیانه اعلام کرد: در شرایطی‌که عبیدالله این سخنانت را بشنود گردنت را میزند.[۶]

در بعضی احادیث نقل شده میباشد که او بر سینۀ امام گرد‌همایی و رمز او‌را از قفا غیروابسته کرد.[۷]

منابع تاریخی و جز آن، برش دادن راز امام حسین(ع) را به خولی[۸]، سنان بن انس[۹] شمر بن ذی الجوشن[۱۰] و شبل بن یزید اصبحی (اخوی خولی)[۱۱] نسبت داده‌اند.

بعداز عاشورا
در هنگام جنجال وضع کوفه بعداز مرگ یزید، سنان که تحت عنوان یک کدام از قاتلان مهم حسین(ع) شناخته میشد؛ معاش پنهانی در پیش گرفت و در بعضا از نقل‌ها، بعداز قیام مختار ثقفی، از کوفه بیرون شد و به بصره و محیط آن گریخت.[۱۲] در برخی منابع آمده که سنان به دست یاران مختار ثقفی کشته شد؛ و بعضا منابع، مرگ او‌را در طی حکمرانی حجاج ثقفی بر کوفه دانسته‌اند.[۱۳]

پانویس
ابن ابی الحدید، تفصیل نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۸۶.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۰۴.
ابن‌تمهید، جمهرة أنساب العرب‏، ۱۹۸۳م، ص۴۱۵.
مروری بر حقایق معاش سنان بن انس قتل کننده امام حسین (ع) و آخر و عاقبت وی،‌ دلگرم.
ابن اثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۹۹.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج‌۳، ص۲۰۵.
خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج ۲، ص۴۱۴۲؛ اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج ۳، ص۲۰۳؛ طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج ۵، ص۴۵۳.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۰۴، ۲۱۸؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۹، ج۶، ص۲۴۴؛ ابن سعد، الطبقات، (طبقه خامسه ج۱)، ۱۴۱۴ق، ص۴۷۴، ۴۷۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۷۲؛ اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۵۱.
ابومخنف، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ص۲۵۵؛ طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۵۳؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۳۴۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۸۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۴، ص۱۹۸؛ ج۴۵، ص۵۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۷۷.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۷۷؛ سماوی،ابصارالعین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷.
دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۸.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج ۸، ص۲۷۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶م، ج ۶، ص۴۱۰.

بازدید : 23
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 10:02

روایات بُنِیَ الاسلام یا این که اساس‌های اسلام یا این که موادتشکیل دهنده اسلام به شالوده‌های پنج‌گانه اسلام یعنی نماز، زکات، حج، روزه و ولایت اشاره می‌نماید. این روایات از پیامبراسلام(ص) و امامان شیعه(ع)، در منابع شیعه و اهل سنت آمده میباشد. در برخی از احادیث به مکان ولایت، شهادتین نام برده و در برخی نیز هر دو باهم آمده مسجد قبا مشهد میباشد.

در احادیث شیعی بر التفات ولایت تأکید گردیده و بلندتر از دیگر موادتشکیل دهنده اسلام شمرده گردیده است. براساس این گروه از روایات، اسلام به سازه و منزل‌ای تشبیه گردیده که موادتشکیل دهنده پنج‌گانه ذکر شده ردیف‌های اساسی آن می باشند که در شکل استواری آنان، بنای اسلام پابرجا بوده و در شکل ویرانی آنان، منزل اسلام ویران آدرس مسجد قبا مشهد گردد.

این احادیث از راویانی همانند ابوحَمْزَه ثُمالی، فُضَیْل بن یَسار، زُرَاره بن اَعْیَن، مُفَضَّل بن عُمَر و عبدالله بن عُمَر نقل شد‌ه‌است و بخش اعظمی از آن ها از بینش علمای شیعه و اهل سنت درست می‌باشند. حدیث‌های مبنا‌های پنج‌گانه اسلام در منابع روایی با اختلاف از فرستاده اسلام(ص)‌[۱] و امامان شیعه(ع)[۲] نقل رزرو مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

امام باقر(ع): «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلى‏ خَمْسٍ‏: عَلَی الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ‏ وَ الْوِلَایَةِ؛ اسلام بر پنج چیز پایدار و سازه گردیده‌است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت».[۳] در روایتی ولایت رکن نخستین نام برده میباشد.[۴] «... بَنَى الْإِسْلَامَ عَلَى خَمْسٍ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً ص عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ الزَّکاةِ وَ حِجِّ الْبَیتِ وَ صِیامِ شَهْرِ رَمَضَان‏...؛‌ آفریدگار اسلام را بر پنج چیز سازه کرد: مدرک به اینکه خدایی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد(ص) عبد و پیامبر اوست و برپایی نماز، پرداخت زکات، حج و روزه ماه رمضان.». این داستان در منابع اهل سنت از نبی(ص)[۵]و در منابع شیعی از امام باقر(ع)[۶] نقل شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده است.
امام درست گو(ع) در جواب عیسى بن سَرِی که از عناصر اسلام پرسیده بود، فرمود: «شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ حَقٌّ فِی الْأَمْوَالِ مِنَ الزَّکاةِ وَ الْوَلَایةُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهَا وَلَایةُ آلِ مُحَمَّدٍ ص‏؛‌ گواهى دادن به یگانگى خداوند و اینكه محمد(ص) پیامبر خداست و اقرار نمودن به آنچه از جانب معبود آورده و اینكه حقی تحت عنوان زکات در اموالست و ولایتى که خدای عزوجل به آن فرمان فرموده و آن ولایت آل محمد(ع) میباشد.»[۷]
امام راست گو(ع): «أَثَافِیُّ الْإِسْلَامِ ثَلَاثَةٌ الصَّلَاةُ وَ الزَّکَاةُ وَ الْوَلَایَةُ لَاتَصِحُّ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِلَّا بِصَاحِبَتَیْهَا؛ محور‌های اسلام سه چیز میباشد: نماز، زکات و ولایت. هیچ یک از اینها فارغ از ملازمت دوتای دیگر درست وجود ندارد».[۸]
تأکید بر ولایت
در برخی از احادیث شیعی بنی الاسلام، افزوده‌هایی در تأکید بر ولایت آمده میباشد؛‌ برای مثال:

«...وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوِلَایَةِ، فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هذِهِ يَعْنِي الْوَلَايَةَ؛ آنگونه که به ولایت ندا گردیده، به چیزی ندا داده نشده میباشد. ولی عموم چهار رکن را پذیرفته اند؛ اما این، یعنی ولایت را رها کرد ه اند»،[۹]
«...قَالَ زُرَارَةُ فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَیْ‏ءٍ مِنْ ذَلِکَ أَفْضَلُ. فَقَالَ: الْوَلَایَةُ أَفْضَلُ...؛ زراره گوید گفتم کدام یک از عناصر پنج‌گانه افضل و رفیعتر میباشد؛ فرمود: ولایت»[۱۰]
«وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ مَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ یَوْمَ الْغَدِیر»[۱۱]
در برخی احادیث بنی الاسلام، به ولایت امام علی(ع) و ائمه(ع) تصریح گردیده و «وَلَایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ(ع)» آمده میباشد.[۱۲]

مفهوم و منظور حدیث
براساس برخی احادیث، عنصرها و مبنا‌های اسلام، آن چیزهایی میباشد که کوتاهی در آشنایی و فعالیت به آن ها جایز وجود ندارد و منجر تباهی آئین و پذیرفته نشدن انجام میشود. در مقابل، آشنایی آنان و شغل به آن‌ها موجب قبولی انجام و سزاوار بودن آئین میشود.[۱۳] از این رو نقل شده در روایات بنی الاسلام، اسلام به ساختمان و منزل‌ای تشبیه گردیده که دارنده پنج ردیف میباشد. همان گونه که بنای یک منزل در شکل استواری ردیف‌هایش، پایدار و در شکل فساد آنان، ویران می‌گردد، بنای اسلام نیز با استواری ردیف‌هایش برپا و با فساد آنان ویران گردد. پس هر که به موادتشکیل دهنده پنچ‌گانه اسلام فعالیت نماید، اسلام وی بی نقص خواهد بود.[۱۴]

موادتشکیل دهنده پنج‌گانه‌ای که در احادیث مذکور شد‌ه‌است، عنصرها اساسی ساختمان اسلام می‌باشند[۱۵] و بقیه واجبات و مستحبات کامل کننده آن‌ها به شمار میروند.[۱۶]

از نگاه علامه مجلسی احتمال دارااست ولایت مشتمل بر شهادتین نیز باشد و عدم بیان شهادتین در برخی احادیث به دلیل وضوح آنان بوده میباشد.[۱۷] او در توجیه بیان ولایت که از کارها اعتقادی میباشد، با چهار رکن دیگر که از فروعات و عبادات می باشند، سه توجیه ذکر نموده است: به دلیل ملازمت و همراهی با اهل سنت این‌طور گفته شده میباشد؛ منظور از ولایت، محبت و تاسی میباشد؛ خواسته از چهار رکن دیگر، اعتقادوباور به آنهاست که در‌این‌صورت‌ از اصول آئین و ضروریات مذهب خواهند بود.[۱۸]

آیت الله مکارم شیرازی، کنار هم قرار دریافت کردن این پنج رکن را به دلیل ارتباط آنان با هم دانسته و گفته میباشد: نماز ،ارتباط خلق و خوی با سازنده؛ زکات، ارتباط کردار با خوی؛ روزه، ارتباط بشر با خودش، حج ،ارتباط مسلمانها با یکدیگر؛ و ولایت تبیین کننده احکام این موادتشکیل دهنده و ضمانت کننده اجرای درست آن ها میباشد.[۱۹]

در بعضا از احادیث ترتیب موادسازنده پنج‌گانه به نظر مداقه این سیرتکامل آورده شده میباشد: ولایت برگزیدگان رکن میباشد؛‌ زیرا ولایت کلید بقیه عنصرها میباشد. بعد از ولایت، نماز رفیعتر از سایر میباشد؛‌ چون عمود آیین میباشد. آن گاه زکات به دلیل یار و همدم بودن نماز در نشانه‌ها قرآن و نیز به منجر اینکه گناهان را از در بین می برد،‌ رفیعتر از دو رکن دیگر میباشد. حج و روزه در درجه‌های آینده قرار دارا‌هستند. [۲۰] برتری ولایت نسبت به بقیه عناصر، بدین ادله میباشد که ولایت تحقق‌نصیب بقیه عناصر میباشد. نماز، روزه، زکات و حج سوای ولایت، همانند نقشی بر برگه و مانند ورژن طبیب سوای کار به آن میباشد.[۲۱]

راویان و اعتبار حدیث
احادیث بنی الاسلام از راویانی زیرا ابوحَمْزه ثُمالی،[۲۲] فُضَیْل بن یَسار ،[۲۳] زُرَاره بن اَعْیَن،[۲۴] و عَبْدالله بن عَجْلَان‏ از امام باقر(ع)[۲۵] و عِیسَى بن السَّرِی،‏[۲۶] و مُفَضَّل بن عُمَر از امام درست گو(ع)[۲۷] و عبدالله بن عُمَر از نبی(ص)[۲۸] نقل گردیده است.

اعتبار حدیث
علامه مجلسی مدرک بعضا از احادیث بنی الاسلام مانند ماجرا عیسی بن خصوصی، زراره و فضیل بن یسار را درست و بعضی را ضعیف دانسته میباشد.[۲۹] دربین علمای اهل سنت، داستان عبدالله بن قدمت افزون بر اینکه در درست بخاری[۳۰] و درست مسلم[۳۱] آمده میباشد، برخی مانند ترمذی، نسائی و نووی به درستی آن تصریح کرده‌اند.[۳۲]

بازدید : 20
شنبه 7 تير 1404 زمان : 11:32

مَعاد از اصول آئین اسلام و ادیان الهی و در اصطلاح متکلمان به معنای برگشت روح به جسم بعداز مرگ و معاش مجدد آدم در روز قیامت میباشد. سازه بر این اصل، همگی بشر‌ها در روز قیامت مجدد زنده میشوند، اجرا آنان در پیشگاه الهی معقول می گردد و به کیفر یا این که مشوق درستکاری یا این که بدکاری خویش می‌رسند. معاد در آئین اسلام، بعداز توحید، مهمترین اطمینان و ایمان به آن شرط مسلمانی شمرده گردیده‌است. در ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰ آیه از قرآن پیرامون معاد و معاش اخروی کلام بیان شده میباشد. اطمینان به معاد را دلیل اجرای عدل و داد، تندرست جامعه، ناامیدنشدن در رنج‌های معاش، رعایت دستمزد دیگر افراد و... مسجد قبا مشهد برشمرده‌اند.

مسلمانها در تایید اصل معاد اختلافی ندارند؛ ولی در کیفیت آن اختلاف‌لحاظ دارا هستند و در این زمینه سه بینش ارائه داده‌اند: بخش اعظمی از عالمان مسلمان به عنوان مثال فیلسوفان، به معاد جسمانی و شیخ براین باوراند، بیشتر متکلمان معاد را صرفا جسمانی دانسته‌اند و معاد شیخِ صِرف را نیز به فیلسوفان مشاء نسبت داده‌اند. ولی ابن‌سینا، گران قدر‌ترین فیلسوف مشائی، معاد جسمانی را از روش شرع آدرس مسجد قبا مشهد پذیرفته بود.

علاقه مندان شیخ-جسمانی بودن معاد در تبیین تن اخروی، نگرش‌های گوناگونی ارائه داده‌اند: رجوع روح به تن دنیوی مادی، رجوع روح به تن مثالی، رجوع و برگشت روح به تن آسمانی برای مثال این بینش‌ها به شمار می‌رود. فیلسوفان مسلمان برای ثابت یکی از‌بودن بشر مادی و اخروی، به مورد نفس و تجرد آن متوسل گردیده و نفس را استدلال وحدت و عینیت آدم مادی و اخروی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شمرده‌اند.

برای ثابت قابلیت و امکان و وقوع معاد به دلایل زیادی استناد شد‌ه‌است. قابلیت معاد را از روش آیه ها قرآن همانند آیاتی که اشاره به مجدد زنده‌شدن زمین و مثال‌هایی از زنده‌شدن بشر‌ها مانند اصحاب کهف و عُزَیْر دارا هستند، ثابت کرده‌اند. برای ثابت بایستگی و وقوع معاد نیز به دلایلی همانند صادق بودن آفریدگار در خبر رساندن از وقوع معاد، وجود تمایل به حیات جاودانگی در فطرت آدم، صفت عدل و داد و حکمت آفریدگار استناد شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده است.

با وجود دلایل متفاوت برای قابلیت و امکان و وقوع معاد، بعضا به انکار معاد پرداخته‌اند. جهالت، غفلت از توان الهی، تمایل بی‌بندوباری و عدم مسئولیت را برای مثال کارداران انکار معاد شمرده‌اند. تردید ها گوناگونی همانند شبهه آکل و مأکول، شبهه اعاده معدوم و شبهه در دانش و توان معبود در وقوع معاد از سوی منکران ارائه گردیده و عالمان مسلمان جواب‌های مختلفی به آنان داده‌اند.

معاد، از باورهای اعتقادی ادیان آسمانی
باور به معاد و زنده‌شدن بشر در دانا آخرت، از اصول اعتقادی[۱] و جزو اساسی‌ترین باورهای همگی ادیان آسمانی[۲] دانسته گردیده است. در کتاب «ادیان زنده عالم»، معاش بعد از مرگ جزو اعتقادات و تعالیم همگی ادیان مثلا ادیان الهی، هندو، بودا، تائو و شینتو شمرده گردیده‌است.[۳]

به اعتقاد و باور عالمان شیعه، معاد بعد از اصل توحید، مهمترین اساسی میباشد که پیامبران الهی، عموم را به ایمان به آن فراخوانده‌اند.[۴] ایمان به معاد و معاش اخروی شرط مسلمانی و منکر آن، فارغ زمره مسلمان‌ها شمرده گردیده است.[۵]

به گفته محمدتقی مصباح یزدی، در قرآن، یقین به معاد هم‌سنگ اعتقادوباور به خداوند دانسته گردیده و در بیشتراز بیست آیه، واژه «الله» و «الیوم الآخر» با هم به فعالیت رفته‌اند.[۶] در دوازده آیه نیز بعد از ایمان به پروردگار، ایمان آپ دیت آخرت آمده میباشد.[۷] مصباح یزدی اعتقاد دارد که از اعتنا در آیه ها قرآن، به دست میاید که قسمت عمده‌ای از سخنان پیامبران و گفت و گو و جدل‌های آن‌ها با عموم، درباره معاد بوده تا جایی که می‌قدرت ذکر کرد پیامبران برای ثابت معاد، بیشتر از ثابت توحید کارایی کرده‌اند؛ چون عموم به دلیل انکار کارها غیبی و رغبت به بی‌بندباری و عدم‌مسئولیت در تایید اصل معاد، سرسختی بیشتری از خویش نماد می‌دادند.[۸]

نقل شده کلمه معاد در آیه‌ها قرآن، صرفا یک توشه[۹] و آن هم به معنای لغوی (جای رجوع و برگشت) به‌شغل رفته میباشد؛[۱۰] ولی در بیش تر از ۱۴۰۰[۱۱] یا این که دو هزار آیه از قرآن (حدود یک سوم آیه‌ها قرآن)[۱۲] پیرامون معاد و معاش اخروی حرف بیان شده میباشد. آیه‌هاِ مربوط به معاد در چندین دسته مجموعه‌بندی گردیده که عبارت‌اند از:

آیه ها مرتبط با ضرورت ایمان به آخرت؛[۱۳]
آیاتی که به پیامدهای انکار معاد پرداخته میباشد؛[۱۴]
آیه ها مربوط به نعمت‌های ابدی پردیس؛[۱۵]
آیاتی که پیرامون عذاب‌های جاودانه دوزخ میباشد؛ [۱۶]
آیاتی که به ارتباط اجرا نیک و بد با نتیجه ها آن در قیامت اشاره دارااست؛
آیه ها مرتبط با قابلیت و امکان و بایستگی رستاخیز که به سؤالات و تردید ها منکران جواب داده میباشد.[۱۷]
مسیحیان نیز با بیان رستاخیز عیسی(ع) و مثال‌های تاریخی از زنده‌شدن اشخاص بعداز مرگ،[۱۸] به وقوع معاد براین باوراند.[۱۹] براساس قول عتیق[۲۰] و نو،[۲۱] کلیه عموم بعداز مرگ به «هاویه» یا این که فقید مرده ها میروند که دو قسمت داراست: یک بخش برای اشخاص شرور که محل عذاب میباشد و قسمتی دیگر برای عادلان که پردیس‌ (پردیس) اسم داراست.[۲۲] در اعتقادنامه رسولان و اعتقادنامه نیقیّه نیز که دو اعتقادنامه جهانی و مقبول همگی مسیحیان میباشد، اعتقاد و باور و ایمان به معاد و رستاخیز نام برده میباشد.[۲۳]

بازدید : 37
شنبه 7 تير 1404 زمان : 9:59


اُبَیّ بن کَعب از اصحاب نبی(ص) و از کاتبان و قاریان قرآن میباشد. بعضی قرآن‌پژوهان او‌را پررنگ‌ترین قاری امت اسلامی دانسته، معتقدند تنی چند از تلاوت‌های هفتگانه از خواندن وی تأثیر پذیرفته‌اند. بر پایه ی روایتی از امام درستگو(ع)، اهل‌بیت(ع) قرآن را مطابق تلاوت اُبی قرائت می‌کردند. بعضی از صحابه و تابعین، مانند ابن‌عباس و ابوعبدالرحمن سُلَّمی تلاوت را از او آموخته بودند. اُبی بن کعب در حین فرستاده(ص) قرآن را گردآوری‌آوری کرد؛ ولی مُصحَف وی با قرآن امروزه مسجد قبا مشهد اختلافاتی داراست.

اُبی بن کعب از تیم هفتاد نفره انصار بود که در عقبه دوم با نبی(ص) بیعت کرد و در غَزوه‌هایی مانند بَدر، اُحُد و خَندق کمپانی داشت. وی از شیعه‌ها بود و با اعتراض به خلافت ابوبکر، امام علی(ع) را خلیفه رسول(ص) آدرس مسجد قبا مشهد می‌دانست.

بیان شده وی کتاب‌هایی را در قضیه تعبیر و فضیلت ها قرآن نوشته بود. با این درحال حاضر به گفته پژوهشگران، اکثری از احادیث منسوب به اُبی بن کعب در مسئله فضیلت ها سوره‌ها، جعلی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

تاریخ‌نگاران در سال وفات وی اختلاف حیث دارا هستند، با این درحال حاضر بر طبق بینش مشهورتر، او در روزگار خلافت عُمَر بن خَطّاب شماره تلفن مسجد قبا مشهد درگذشت.

منزلت اُبی بن کعب در تاریخ اسلام
اُبَیّ بن کَعْب بن قیس، از بستگان خَزرَج و از انصار بود.[۱] آورده شده فرستاده اورا «ابوالمُنذِر» و قدمت بن خَطّاب او‌را «ابوالطُفیل» لقب بخشید.[۲] «سید المسلمین»،[۳] «سید القُرّاء» (یعنی: پیشوای قاریان)[۴] و «سید الانصار» را از القا‌ب وی دانسته‌اند.[۵] در نادانی که کمتر کسی تایپ کردن می‌دانست، اُبی نگارش را فرا گرفته بود.[۶]

مبتنی بر برخی روایات، اُبی بن کعب به عنوان مثال کسانی بود که بعداز درگذشت حضرت محمد(ص)، امام علی(ع) را خلیفه فرستاده می‌دانست.[۷] ابوالصلاح حَلَبی، دانا و متکلم شیعه در قرن چهارم و پنجم، نیز اُبی را از شیعه‌ها امام علی(ع) دانسته میباشد.[۸] مبتنی بر برخی داستان‌ها، ابن‌کعب یکی دوازده نفری بود که به ابوبکر اعتراض کرد که چرا به مکان امام علی(ع)، بر مسند خلافت توکل زده میباشد.[۹] همینطور وی جزء اشخاصی میباشد که با ابوبکر بیعت نکرد.[۱۰] بر پایه ی آنچه در کتاب احتجاج آمده، اُبی بن کعب روایتی را از فرستاده(ص) نقل کرده که در آن به امامت امام علی(ع) پس از نبی، تصریح گردیده است.[۱۱]

بر پایه ی روایتی از امام راستگو(ع) تلاوت امامان شیعه بر پایه ی خواندن اُبی بن کعب بوده میباشد.[۱۲] سید حسن صدر مولف کتاب تأسیس الشیعه، این ماجرا امام درست گو را دلیلی بر منزلت والای وی می داند.[۱۳] وی همگی قرآن را از فرستاده فراگرفت و بر وی عرضه کرد.[۱۴] بیان شده، ابن‌کعب در رأس مدرسه تفسیری مدینه قرار داشت.[۱۵] بر پایه ی برخی نقل‌ها وی به عنوان مثال کسانی بود که در طول رسول، قرآن را محافظت کرده بود.[۱۶] طبق حدیث بیان شده در منابع اهل‌تسنن، وی یکی‌از چهار شخصی میباشد که فرستاده(ص) فرا به دست آوردن قرآن از آنها را سفارش نموده است.[۱۷] اورده شده خواندن قاریان هفت‌گانه، به‌این ادله دارای اعتبار بوده که آن ها قرآن را از علی(ع)، عثمان، عبدالله بن مسعود، زید بن اثبات یا این که اُبی بن کعب نقل کرده‌اند.[۱۸] بعضا روایات اهل‌تسنن که در آن به فضیلت ها برخی از صحابه پرداخته میباشد، اُبی را مطلع‌ترین شخص امت به تلاوت معرفی می‌نماید.[۱۹]

حضور در غزوات
مبتنی بر بعضا گزارش‌ها اُبی بن کعب در عقبه دوم با رسول(ص)، بیعت کرد.[۲۰] اما ابن‌هشام، تاریخ‌نگار قرن سوم، اسم او‌را در زمره کسانی که در عقبه دوم قول بستند، نیاورده میباشد.[۲۱] نبی بعد از مسافرت فی مابین وی و سعید بن زید بن عمرو[۲۲] و به قولی بین وی و طَلحة بن عبیدالله، عهد برادری برقرار کرد.[۲۳] ابن‌کعب در غَزوه‌هایی مانند بَدر، اُحُد، خَندَق یاور نبی(ص) بود.[۲۴] همینطور وی در سَریّه‌ای که نخست هفتمی ماه از مسافرت به فرماندهی حَمْزَةِ بن عبدالمُطَّلِب رویداد، کمپانی کرد.[۲۵] طبق بعضا نقل‌ها، وی قبل از آنکه مسلمان خواهد شد، از اَحبار یهودی بوده میباشد.[۲۶]

کاتب رسول(ص)
مطابق گزارش‌های تاریخی، اول هر کس در مدینه،[۲۷] طومار‌های فرستاده را نوشت اُبی بن کعب بود و در غیاب وی، زید بن اثبات این فعالیت را ایفا می‌اعطا کرد.[۲۸] ولی عهد‌طومار‌ها و صلح‌طومار‌های فرستاده را علی(ع) می‌نوشت.[۲۹] همینطور آورده شده اُبی بن کعب اولیه شخصی بود که در نقطه پایانِ طومار‌ها، اسم خویش و پدرش را تحت عنوان کاتب تصویب میکرد.[۳۰] ابن‌کعب گاهی از طرف فرستاده(ص) به نومسلمانان، قرآن و احکام دینی را می‌فراگرفت.[۳۱] وی از کاتبان وحی بود.[۳۲] بر پایه ی نقل تاریخ طبری (تألیف ۳۰۳ق)، اُبی بن کعب و زید بن اثبات فقط در غیاب علی(ع) و عثمان، وحی را می‌نوشتند.[۳۳]

خواندن اُبی
ابن‌جَزَری، از عالمان دانش خواندن، اُبی بن کعب را پر رنگ‌ترین قاری امت دانسته میباشد.[۳۴] به گفته برخی محققان، تلاوت اُبی اساس اساسی تلاوت‌هایی میباشد که در سده‌های بعداز خویش، تحت عنوان خواندن‌های دارای اعتبار شناخته میشوند؛ به سیرتکامل‌ای که داعیه گردیده تلاوت اُبی بن کعب از نهاد‌های اساسی خواندن حجازی میباشد، به دلیل آنکه فی مابین قرائات سَبْع، خواندن‌های نافع و ابن‌کَثیر (از قاریان حجازی) تا حد متعددی از تلاوت اُبی تأثیر پذیرفته‌اند.[۳۵] در خواندن‌های کوفی نیز تأثیر ابن‌کعب را بر خواندن‌های عاصم و کسائی، قابل مراعات بررسی کرده‌اند.[۳۶] اُبی بن کعب بعد از رحلت رسول(ص) به یاددادن قرآن پرداخت و عده ای از صحابه، مانند ابن‌عباس و ابوهُرَیره و از تابعین عده ای زیرا ابوعبدالرحمن سُلَّمی و ابوالعالیه ریاحی از او خواندن آموختند.[۳۷]

مصحف اُبی بن کعب
محققان علم ها قرآنی، برای اُبی بن کعب مُصحَف به محرمانه نقل کرده‌اند؛[۳۸] چنان‌که گزارش‌های مختلفی نیز بر این دستور دلالت داراست.[۳۹] مبنی بر بعضا نقل‌ها وی قرآن را در طی نبی(ص) گردآوری‌آوری کرد.[۴۰] او مصحف خویش را به شاگردانش املا کرد.[۴۱] بر این محور که اُبی بن کعب در حین عُثمان زنده باشد، اورا به عنوان مثال کسانی دانسته‌اند که به امر عثمان مأمور یکسان‌سازی قرآن شد.[۴۲]

مصحف اُبی بن کعب، همچون قرآن‌های در دسترس، با سوره حَمد شروع و با مُعَوَّذَتَیْن نقطه پايان می‌یافت، اما در ترتیب تنی چند از سوره‌ها[۴۳] و نقل اندکی از لغت ها[۴۴] با دیگر مصحف‌ها تفاوت داشت به گفته آلوسی، از مفسران اهل سنت و محمدهادی معرفت از مفسران شیعه، در مصحف وی، سوره قریش و سوره فیل به طور یک سوره درج شده بود، البته در مقابل، دو سوره با اسم‌های «الخُلْع» و «الحَفْد» وجود داشت که در مصحف‌های دیگر خلا.[۴۵] به همین ادله قرآن او ۱۱۵ سوره داشت.[۴۶] ولی بر پایه ی نقل ابن‌ندیم، کتابشناس و فهرست‌نگار بغدادی، قرآن وی ۱۱۶ سوره داشته میباشد.[۴۷]

وجود داشتن دو سوره حافظه گردیده در قرآن، مغایر نگرش بقیه صحابه و خلاف اجماع مسلمان‌ها دانسته گردیده‌است.[۴۸] بعضا از قرآن‌پژوهان نیز بر این باورند دلیلی نیست که «الخلع» و «الحفد» مذکور در مصحف اُبی، از قرآن باشد؛[۴۹] چون مصحف صحابه، فقط حاوی قرآن مُتواتر عدم وجود، بلکه در کنار نشانه‌ها و سوره‌ها، بعضی قصه‌ها، تفسیرها و ادعیه نیز نوشته میشد، و «الخلع» و «الحفد» مثلا دعایی بود که در مصحف اُبی بن کعب وجود داشت.[۵۰]

بازدید : 14
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 9:56


ایمان ابوطالب از مباحث اختلافی تاریخی - کلامی میان شیعه‌ها و اهل سنت میباشد. شیعه‌ها با دقت به احادیث اهل بیت(ع) و بعضی قراین کلامی و تاریخی، اجماع دارا‌هستند که ابوطالب به پیامبر‌پروردگار(ص) ایمان داشته و برای ثابت آن، کتاب‌هایی را نگاشته‌اند. در مقابل، اهل سنت با استناد به برخی احادیث معتقدند ابوطالب عموی رسول اکرم(ص) و بابا امام علی(ع) به آیین اسلام، ایمان نیاورده و مشرک از عالم رفته مسجد قبا مشهد میباشد.

دلایل منکران ایمان ابوطالب
معارضان ایمان ابوطالب، به روایاتی که از روش اهل سنت قصه گردیده، استناد کرده‌اند که بعضا از این احادیث در تعبیر و تفسیر آیه ها قرآنی میباشد. متکلمان و عالمان فقاهتی شیعه بدین احادیث آدرس مسجد قبا مشهد جواب داده‌اند.

آیه نهی از استغفار مشرک
سعید بن مسیب از پدرش نقل کرده که ابوطالب در اکنون احتضار درخواست نبی(ص) برای بیان کردن «لا اله الا الله» را نپذیرفت و بر آئین بابا و اجدادش درگذشت و فرستاده(ص) فرمود: «به خداوند قسم برای تو طلب آمرزش میکنم تا نهی نحس.» بعد از آن آیه ۱۱۳ سوره توبه نازل شد که «بر رسول و اشخاصی که ایمان آورده‌اند، شایسته وجود ندارد برای مشرکان استغفار نمایند هر یکسری از خویشاوندان آن ها رزرو مسجد قبا مشهد باشند.»[۱]

جواب
علامه امینی سازه بر احادیث تاریخی، سعید بن مسیب، ناقل این قصه را از معاندان امیر مؤمنان معرفی می‌نماید.[۲] او همینطور این قصه را در مغایرت با روایتی می داند که بخش اعظمی از اهل سنت در کتاب‌هایشان آورده‌اند. این قصه به گواهی درست از علی(ع) قصه گردیده که «شنیدم مردی برای والدین مشرک‌اش استغفار می کرد. جریان را به پهنا رسول(ص) رساندم و این آیه نازل شد.»[۳]براین اساس شأن نزول آیه ماجرایی بوده که ارتباطی با ابوطالب شماره تلفن مسجد قبا مشهد نداشته میباشد.

آیه نأی
بعضی معتقدند آیه ۲۶ سوره انعام[یادداشت ۱] در شان ابوطالب نازل گردیده‌است. این صحبت مبتنی میباشد بر روایتی که کسی از ابن عباس شنید: ابوطالب عموم را از اذیت و آزار فرستاده(ص) نهی میکرد، اما خویش ایمان نمی‌آورد.[۴]

جواب
شیعه ها در جواب بدین شبهه گفته‌اند:
اولاً: این حدیث، مرسل میباشد؛ یعنی معلوم وجود ندارد آن هر کس این کلام را از ابن عباس شنیده، چه فردی بوده میباشد و اینگونه حدیثی قابل استناد وجود ندارد.

ثانیاً: شخصی که‌این حدیث را نقل کرده، حبیب ابن ابی‌اثبات میباشد و خویش اهل سنت ماجرا اورا تضعیف کرده‌ و قابل پشت گرمی ندانسته‌اند.[۵]

ثالثاً: در تعبیر و تفسیر طبری این داستان با مضمون دیگری آمده که آیه در شأن مشرکان (کفار مکه)[یادداشت ۲] نازل شد‌ه‌است که عموم را از ایمان به فرستاده آفریدگار(ص) گشوده می‌دارا هستند و خویش نیز ایمان نمی‌آورند.[۶]

حدیث ضَحضاح
معارضان به حدیثی به اسم ضَحضاح تمسک کرده‌اند که فردی نزد نبی پروردگار(ص) از ابوطالب حافظه کرد و نبی(ص) فرمود: «امید واریم که شفاعت اینجانب در روز قیامت برای وی سودمند باشد. وی (ابوطالب) بین آبی رنگ جوشیده از حریق قرار میگیرد که تا مغز او‌را می‌جوشاند.»[۷]

جواب
علامه مجلسی و روحانی طوسی در‌این‌باره جواب گفته‌اند: اولاً: این حدیث را مغیرة بن ابی شعبه نقل کرده که عالمان شیعه مثلا علامه مجلسی کینه و عداوت او‌را نسبت به بنی‌هاشم و علی بن ابی‌طالب(ع) تفصیل داده‌اند.[۸]

ثانیاً: سازه بر فرض این که ابوطالب کافر بوده، آرزو به شفاعت وی بی‌معنی میباشد چون شفاعت مشمول مشرک نمیشود.[۹]

دلایل موافقان ایمان ابوطالب
شیعه‌ها که عمده موافقان ایمان ابوطالب می‌باشند، دلایلی را برای مدعای خویش بیان کرده‌اند:

جاری ساختن و خلق و خوی ابوطالب
ابوطالب همسرش فاطمه بنت اسد و فرزندانش را به اسلام دعوت کرد.[۱۰] بنابر روایتی، وقتی که ابوطالب فرزندش علی(ع) را روءیت کرد که در کنار نبی(ص) به نماز ایستاده او‌را نهی نکرد و به دیگر فرزندش جعفر بن ابی طالب ذکر کرد: در سمت چپ محمد(ص) نماز بگزار.[۱۱]

او در ملازمت با فرستاده معبود(ص) همگی مشقت‌ها را به جان خرید و تا هنگام مرگ از پشتیبانی و تاسی برادرزاده خود دست بر نداشت. اورده شده که او در گزاره آخری خود پیش از رحلت گفته میباشد:‌ ای جماعت بنی‌هاشم! محمد(ص) را تصدیق و اطاعت فرمایید تا رستگار و هدایت گردید.[۱۲]

ابن ابی الحدید فقید فقاهتی اهل سنت، حق اورا بر همگی مسلمان ها واجب دانسته، می گوید: «با سندهای بسیار از ابن عباس و دیگر افراد قصه گردیده که ابوطالب از عالم نرفت تا این که شهادتین را اعلام کرد.» و در مکان دیگر می‌نویسد: «در شرایطی‌که ابوطالب عدم وجود اسلام عدم وجود.» او تصریح می‌نماید چنانچه ابوطالب ایمان خویش را آشکار می‌تشکیل داد حرمت و ابهت خود را نزد مشرکان قریش از دست می‌بخشید و نمی‌توانست در منزلت سرپرست و رییس خویشان از اسلام پشتیبانی نماید.[۱۳]

اشعار
الم تعلموا انّ ابننا لا مکذب
لدینا ولا یعنی بقول الاباطل
و ابیض یستسقی الغمام بوجهه
ثمال الیتامی عصمة للارامل[۱۴]
الم تعلموا ان النبی محمداً
نبی امین خط فی سالف الکتب[۱۵]
ندانستید که فرزندمان را تکذیب نمی‌کنیم؟و وی به کلام بیهوده عنایت نمی‌دهد
سپیدرویی که به آبرویش از ابرها باران منظور‌می‌شودتکیه‌گاه یتیمان و نگهدارنده فقیران
آیا ندانستید که پیامبری محمدفرستاده‌ امین، در کتاب‌های قبلی نگاشته‌شده است

اشعار منسوب به ابوطالب به بیش تر از ۱۰۰۰ بیت میرسد و به «دیوان ابوطالب» مشهور میباشد. آنچه درین قصاید و اشعار آمده، در تأیید و تصدیق نبوت رسول(ص) میباشد.

اِن ابن آمنة النبی محمدا
عندی یفوق منازل الاولاد
به حقیقت که‌ شان و رده پسر آمنه (محمد) نزد اینجانب فراتر از فرزندانم میباشد.

دارای شهرت‌ترین اشعار وی به «قصیده لامیه» آوازه دارااست که با این باخبر استارت می‌گردد:

خلیلی ما أذنی لاول عاذل
بصغواء فی حق و لا عند فسخ[۱۶]
هیچ‌گاه گوش به صحبت ملامتگران فرا نداده‌ام و ذره‌ای به بی دینی و عصیانگری متمایل نمی‌باشم.

علامه امینی دراین مورد می گوید:«اینجانب نمی‌دانم شهیدشدن و اعتراف به نبوّت فرستاده خداوند(ص) چه‌طور میباشد که‌این تمامی لغت ها متنوع در اشعار ابوطالب، اعتراف به شمار نمی‌آید؟ در صورتی‌که یکی این تعابیر در شعر یا این که نثر کسی بود همگان می‌گفتند که آن فرد مسلمان میباشد، البته کلیه این تعابیر، [از دید منکران] دلالتی بر اسلام ابوطالب ندارد! و این انکار، مایه شگفتی و عبرت میباشد.»[۱۷]

ابن ابی الحدید می گوید: در صورتی چه این اشعار به تنهایی درحد قطعیت نمیرسد البته تمام آن پی درپی میباشد و کلیه آنان در یک دستور مشترکند و آن تصدیق ابوطالب به نبوت رسول اسلام(ص) میباشد.[۱۸]

در یکی این اشعار آمده میباشد:‌ ای شاهد پروردگار! تو مدرک ده که اینجانب بر آیین پیامبرم احمد(ص) هستم.[۱۹] یا این که در شعری دیگر می گوید: همانا خدا پیامبرش محمّد را گرامی داشت، پس گرامی‌ترین خوی پروردگار فی مابین عموم و شایسته ترینِ بنی‌هاشم، احمد میباشد. وی کسی میباشد که پس از عدم وجود پیامبری، از جانب خداوند پیامبر شد.[۲۰] و در مکان دیگر می سراید: نبی خدا را امداد کردم با شمشیری زیرا صاعقه از پیامبر آفریدگار هواخواهی می کنم همچون حفاظت که برایش دل می‌سوزاند.[۲۱]

بازدید : 16
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 10:40


ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی اصفهانی مشهور به ابن هلال ثقفی، محدّث، عالم، مورخ شیعه امامی قرن سوم هجری قمری. او برای تبلیغ تشیع از عراق به اصفهان سفر کرد. از پر رنگ‌ترین راویان احادیث ثقفی، احمد بن محمد برقی و صفّار قمی می‌باشند. بیشتر رجالیان شیعه اورا از راویان گزینه متکی بودن دانسته‌اند. مشهور‌ترین کتاب او، الغارات میباشد که به هجوم ها لشکر معاویه به بخش ها ذیل حکومت حضرت علی(ع) پرداخته مسجد قبا مشهد میباشد.

نسب و میلاد
نیای اعلای ابواسحاق سعد بن مسعود ثقفی، عموی مختار ثقفی و از یاران امام علی(ع) بود که آن حضرت او را والی مداین کرد.[۱] از جد وی، سعید بن هلال، نیز در شمار اصحاب امام راستگو(ع) حافظه آدرس مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۲]

تاریخ تولد ثقفی در مشت وجود ندارد، البته سازه بر قصه او از اَبان بن عثمان بَجَلی[۳] و دیگر مشایخی که در دهه دوم قرن سوم درگذشته‌اند،[۴] احتمالاً نزدیک به ۲۰۰ق یا این که اواخر سده دوم به عالم آمده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

سفر به اصفهان
ثقفی در کوفه چشم به جهان گشود. در همانجا پروش یافت و به شنیدن حدیث پرداخت و محضرِ برخی مشایخ این شهر را فهم کرد. ثقفی در اوایل قدمت زیدی مذهب بود و بعد از آن به امامیه گروید. او ابعاد از کوفه به اصفهان مسافرت کرد.[۵] ازاین رو، ابن ندیم او را اصفهانی خوانده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۶]

انگیزه هجرت
داستان نجاشی[۷] و سایر افراد[۸] درباره سبب ساز مهاجرت ثقفی به اصفهان، از پایداری وی در باور به تشیع حکایت دارااست. سازه بر این احادیث، بعضی از علمای کوفه، کتاب «المعرفة فی المناقب و المثالب» را، که ثقفی در مناقب اهل بیت(ع) و مثالب معاندان وی تألیف کرده بود، موافق تقیه ندانستند و از او خواستند از تکثیر آن صرف لحاظ نماید البته او، که از صدق احادیث خویش در‌این کتاب مطمئن بود، قسم خورد که‌این کتاب را در اصفهان، که گفته می شد دورترین شهر از آرا و عقاید شیعه میباشد، انتشار و ماجرا نماید و اینگونه کرد.

تبلیغ شیعه
ثقفی در اصفهان به تبلیغ و رواج تشیع پرداخت.[۹] بیان شده که گروهی از علمای شیعه در قم، برای مثال احمد بن محمد برقی، به اصفهان نزد ثقفی رفتند و از وی خواستند به قم نقل جای نماید، البته او نپذیرفت[۱۰] و ظاهراً تا انتها قدمت در اصفهان به رمز موفقیت و در ۲۸۳ در همانجا درگذشت.[۱۱]

مقام رجالی
ثقفی اگرچه فرصت ائمه(ع) را شعور کرده، مستقیماً از آن ها حدیثی داستان نکرده،[۱۲] ولی بعضا از روایات ائمه را به طور مُرسَل داستان نموده است.[۱۳] رجالیان شیعه ثقفی را ستوده و از او در شمار راویان موثق و معتمد خاطر کرده‌اند.[۱۴] خویی قرار به چنگ آوردن اسم وی در اِسناد تعبیر و تفسیر قمی و در طرز روایی ابن قولویه را در دلالت بر وثاقت وی کافی دانسته میباشد.[۱۵] هرچند که برخی از علمای اهل سنّت، او را به سبب ساز شیعه بودن، «جرح» و حدیثش را شکاف کرده‌اند، ابونُعَیم اصفهانی او را از شیعه ها غالی دانسته میباشد.[۱۶]

ابن ندیم[۱۷] نیز ثقفی را از علمای موثق میداند.
مشایخ
بعضا از مشایخ ثقفی عبارتند از:

اَبان بن عثمان بَجَلی کوفی (اَبانِ اَحمَر)، مورخ اخباری و از صحابه امام راست گو و امام کاظم[۱۸]
ابونُعیم فضل و ادب بن دُکَین؛
اسماعیل بن ابان وَرّاق ازدی؛[۱۹]
علی بن مُعلّی؛[۲۰]
عبّاد بن یعقوب؛
عباس بن بکّار.[۲۱]
راویان
از پررنگ‌ترین راویان ثقفی، احمدبن محمدبن خالد برقی[۲۲] و صفّار قمی[۲۳] می‌باشند. به جز این، ثقفی شاگردان و راویان بخش اعظمی داشته میباشد. مثلا راویان تألیفات وی عبارت‌اند از:

عبدالرحمان بن ابراهیم مُسْتَمْلی
احمدبن علویه اصفهانی دارای شهرت به ابن اَسوَد
حسن بن علی بن عبدالکریم زعفرانی[۲۴]
عباس بن سَری (سِندی)
محمدبن زید رَطّاب.[۲۵]
تالیفات
شمار اثر ها ثقفی به بیشتراز ۵۰ تاثیر می‌رسیده میباشد.[۲۶] بعضی از آن‌ها عبارتند از:

کتاب‌های تاریخی
برخی تک نگاشت‌های ثقفی، مانند المبتدأ و السیرة و المغازی، را می‌اقتدار بخشهایی از تاریخی همگانی به شمار آورد. دیگر اثرها تاریخی ثقفی زنجیره‌ای پیوسته از رویدادها تاریخ اسلام تا قیام مختار، و بعد از آن حوادثی دور از هم تا اوایل حکومت عباسیان را در برمی‌گیرد.[۲۷] کتاب تاریخ ثقفی، مشمول جزئیاتی درباره ظلم‌هایی که بر امام علی(ع) گردیده و نیز مَثالب(معایب) خلفا، ظاهراً در دسترس ابن طاووس بوده میباشد[۲۸]

نوشته ی علمیٔ اساسی: الغارات
الغارات صرفا تاثیر باقیمانده ثقفی میباشد در آن هجوم ها متفرق و غافلگیرانه سرداران معاویه به مناطقی از قلمرو امام علی(ع) را گزارش نموده است. الغارات از قدیمی‌ترین متن‌ها تاریخی شیعه به شمار می رود. این کتاب دربردارنده مطالبی گزیده از زندگانی امیرالمؤمنین علی(ع)، حیات عملی، خطبه‌ها، طومار‌ها و توصیه‌های حضرت و نیز مبارزه‌ها و کشمکش‌ها در طی خلافت امام علی و بعداز آن میباشد. از آن‌جهت که در‌این تاثیر به غارت‌های معاویه در قلمرو امیرمؤمنان پرداخته گردیده، به الغارات آوازه یافته میباشد. مؤلف در‌این تاثیر از راویان شیعه و سنی سود کرده میباشد. این کتاب بارها به گویش فارسی ترجمه شد‌ه‌است.

اثرها روایی
از کتاب المعرفة، که به راه‌های روایی گوناگون دربین علمای شیعه تداول داشته[۲۹] فقط نقل قولهایی در بعضی منابع چشم می‌گردد برای مثال طَبْرِسی در اِعلام الوَری[۳۰] حدیث پیامبراکرم(ص) را که روز غزوه خیبر در فضیلت علی(ع) فرمود، از آن ماجرا نموده است. به گفته ابن طاووس، که ورژن‌ای قدیمی و ظاهراً به خط مؤلف از المعرفة را در چنگ داشته، کتاب دارنده چهار جزء و شامل احادیثی به داستان رجال اهل سنّت بوده میباشد. او قسمتهایی از این کتاب را درباره فضائل امام علی(ع) و اینکه نبی اکرم(ص) آن حضرت را امیرالمؤمنین نامید، نقل نموده است.[۳۱] ابن طاووس در کتابهای دیگر خویش نیز از المعرفة استعمال کرده و تفحص آن را به منزله کتابی اساسی به فرزند خود توصیه کرده است.[۳۲]

اثرها شرعی
ثقفی را در زمره فقهای شیعه نیز به شمار آورده‌اند.[۳۳] در فهرست اثر ها او عناوینی مانندالجامع الکبیر فی الفقه، الجامع الصغیر[۳۴] و جامع الفقه و الاحکام که ظاهراً تألیفی غیروابسته از آن دو بوده میباشد[۳۵] چشم میشود. الحلال و الحرام، دیگر تاثیر شرعی ثقفی که ابن طاووس ورژن‌ای قدیمی از آن را در دست داشته و از آن نقل کرده[۳۶] احتمالاً اسم دیگر یکی‌از کتابهای قبلی بوده میباشد.[۳۷] پاره‌ای احادیث فقاهتی ثقفی در کتاب ها اربعه و دیگر منابع فقاهتی محفوظ ما‌نده میباشد.[۳۸]

پانویس

بازدید : 24
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:34


رده رأسُ الحُسَین محل دفن یا این که محافظت راز امام حسین(ع). به گفته پر اسم و رسم علمای شیعه رمز امام حسین(ع) به تن وی در کربلا محلق و در آنجا دفن شد. در شهرهای مدینه، دمشق، رقه و قاهره نیز بقاع‌هایی تحت عنوان منزلت رأس الحسین(ع) جان دار مسجد قبا مشهد میباشد.

منزلت‌های رمز امام حسین(ع)
هدف از جایگاه رمز امام حسین(ع)، هم به جای ‌هایی گفته میگردد که نقل میباشد رمز امام در آنجا دفن گردیده و هم جاهایی که رمز امام، مقطع کوتاهی در آن‌جا محافظت و تبدیل به زیارتگاه آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.[۱]


فایده‌های داوودی در اکنون زیارت بارگاه رأس الحسین در قاهره

صخره‌ای که سازه بر بعضا منابع یکسری قطره از خون رمز امام حسین(ع) بر آن سرازیر گردیده بود و بعد ها بر آن مسجدالنقطه ساخته شد.

بارگاه مرکز الحسین در مسجد جامع اموی

سنگ‌نوشته زیارتگاه حضرت امام مالک در ولایت قندوز رزرو مسجد قبا مشهد افغانستان

زیارتگاه رأس الحسین در فلسطین
کربلا
براساس قسم دارای اسم و رسم، راز امام حسین(ع) که در روز عاشورا جداگانه گردیده بود، در روز اربعین به بدنش ملحق شد.[۲] این عهد و پیمان مشترک بین بخش اعظمی از مورخان و اندیشمندان شیعه و سنی[۳] میباشد.[۴] علمای شیعه، مثلا روضه خوان صدوق، سید مرتضی، فتال نیشابوری، ابن نمای حلی ، سید ابن طاووس، روحانی بهائی و علامه مجلسی این پیمان را ذکر شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

روحانی صدوق[۵] و بعداز وی، فَتّال نیشابوری[۶] در این مورد می‌نویسند: «علی بن حسین همپا زنان (از شام) بیرون شد و راز حسین(ع) را به کربلا گشوده گرداند».

سید مرتضی در این زمینه می گوید: «ماجرا کرده‌اند که راز امام حسین علیه‌السلام با جسد در کربلا دفن شد».[۷]

ابن شهرآشوب پس از نقل کلام فوق از سید مرتضی، از عهد و پیمان روحانی طوسی نقل نموده است که به باعث ملحق شدن راز امام به تن و دفن آن، زیارت اربعین سفارش شد‌ه‌است.[۸]

ابن نما حلی نیز نگاشته میباشد: «آن‌چه از اقوال بر آن می‌قدرت متکی بودن کرد، آن میباشد که آن‌گاه که رمز امام در شهرها گردانده شد، به تن بازگردانده و با جسد دفن شد».[۹][یادداشت ۱]

سید ابن طاووس نوشته میباشد: «البته رمز حسین علیه‌السلام، ماجرا گردیده که برگردانده شد و در کربلا دفن شد».[۱۰]

مجلسی، یک کدام از ادله‌های استحباب زیارت امام حسین(ع) را در روز اربعین، الحاق سرها به اجساد بوسیله امام سجاد(ع) ذکر نموده است.[۱۱] او در مکان دیگر بعداز نقل اقوال دیگر دراین مورد می‌نویسد: «دارای اسم و رسم دربین علمای امامیه آن میباشد که رمز امام، هم پا تن دفن شد‌ه‌است».[۱۲]

قزوینی نیز نگاشته میباشد: «روز اولیه ماه صفر، عید بنی‌امیه میباشد، زیرا در آن روز، راز حسین(ع) را به دمشق وارد ساختند و در روز بیستم آن ماه، راز وی به تن، گشوده گردانده شد».[۱۳]

نجف
برپایه بعضا از احادیث رمز امام حسین(ع) در نجف و در کنار مرقد امام علی(ع) دفن گردیده‌است.[۱۴] علامه مجلسی با اشاره بدین احادیث، می گوید: «از خبر ها قبلی پر‌نور می شود که رمز امام حسین(ع) و جسد بشر(ع)، نوح(ع)، هود(ع)، باتقوا(ع) کنار مرقد امام علی(ع) دفن میباشند. از این رو سزاوار میباشد که بعد از زیارت امام علی(ع)، کلیه آنان زیارت شوند.»[۱۵]

بعضا از تاریخ‌پژوهان معتقدند این روایات دارنده اشکالات سندی و محتوایی می باشند.[۱۶] علاوه بر آن، هیچ یک از علمای شیعه به مضمون آن احادیث پشت گرمی نکرده‌اند.[۱۷] برخی این عهدوپیمان را با دقت به احادیث، قولی مورد قبول دانسته‌اند و با دقت به آوازه دفن راز در کربلا، انتخاب یکی‌از این دو قسم را خلل شمرده‌اند.[۱۸]

در مسجد حنانه مکانی به اسم موضع رأس الحسین معروف میباشد. آورده شده به هنگام جابجایی سرهای شهدای کربلا به کوفه، رمز امام حسین دراین مکان بر زمین نهاده گردیده است. سازه بر نقلی، امام راستگو(ع) این جای را زیارت نموده است.[۱۹]

مدینه
بعضا از منابع اهل سنت گزارش کرده‌اند که هنگامی یزید اسرا را راهی مدینه کرد، راز امام حسین(ع) را نزد عمرو بن سعید بن عاص کارگزارش در مدینه ارسال کرد. عمرو نیز آن را کفن کرد و در بقیع و به نقل این منابع در کنار قبر مادرش فاطمه(س)، دفن نمود.[۲۰] بعضی نوشته‌اند رمز را نزد بنی‌هاشم فرستادند و آن‌ها بعداز غسل، کفن و نماز در بقیع دفن کردند.[۲۱]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 483
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه