loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 36
شنبه 21 تير 1404 زمان : 14:55


سید عبدالکریم موسوی اردبیلی (۱۳۰۴ –۱۳۹۵ش) از مراجع پیروی شیعه در قم بود. او از مبارزان علیه حکومت پهلوی و از یاران امام خمینی و بنیانگذار موسساتی مانند مدرسه امیرالمؤمنین، مدرسه توحید و مدرسه ها اثرگذار بود و پس از انقلاب، کالج اثرگذار را در قم تأسیس مسجد قبا مشهد کرد.

عضویت در شورای انقلاب، مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگی زمان اولیه مجلس خبرگان رهبری، امام آدینه موقت طهران، دادگستری تک تک مملکت، سر کردگی دیوان خوب سرزمین، عضویت در شورای خوب قضایی و شورای بازنگری قانون اساسی ایران و مسئولیت اجرای امر شش ماده‌ای امام خمینی، به عنوان مثال سمت‌های آدرس مسجد قبا مشهد وی بود.

کتاب‌های متفاوت دینی به لهجه عربی مانند فقه القضاء، فقه الحدود والتعزیرات، فقه الدیات، فقه القصاص، فقه الشرکة والتأمین، فقه المضاربة و فقه الشهادات از اثرها اوست. او در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش درگذشت و در مقبره حضرت معصومه(س)، رزرو مسجد قبا مشهد دفن شد.

معاش طومار
میرکریم موسوی کریمی، مشهور به سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، در ۱۳ رجب ۱۳۴۴ق، موازی با ۸ بهمن سال ۱۳۰۴ش در اردبیل چشم به جهان گشود. پدرش سید عبدالرحیم و مادرش سیده خدیجه اسم داشت. در دو سالگی مادرش را از دست اعطا کرد. پدرش شیخ و از معارضان حکومت پهلوی بود. سیاست‌های حکومت وقت در محصور کردن پوشش جامه روحانیت، اورا زیر فشار بیشتر قرار بخشید. در ادامهِ فضای امنیتی آن زمان، رفت و آمد عموم نیز با خانواده وی محصور گردیده بود. فیض این پیش‌آمدها، فقر و تهی‌دستی روزافزون خانواده بود. در سال۱۳۲۰ش با خروج رضاخان از کشور ایران حالت سید عبدالرحیم مقداری خوب شد.[۱] موسوی اردبیلی از شش سالگی علم آموزی را استارت کرد و در اردبیل، قم (۲ سال)، نجف (۳ سال) و آنگاه قم (۱۲ سال) به علم آموزی و درس دادن سرگرم شد. وی از سال ۱۳۳۹ش مستقر اردبیل شد و در سال ۱۳۴۷ش به طهران رفت. عمده کار وی درس دادن، امامت جماعت و اداره مسجد و کانون توحید بود. اردبیلی در سال جاری‌ها با حکومت پهلوی پیکار شماره تلفن مسجد قبا مشهد میکرد.

از سال ۱۳۵۷ش که انقلاب اسلامی کشور‌ایران برنده شد، وی از اعضای شورای انقلاب بود. بعدتر به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی کشور تعیین شد و بعد به بازه زمانی ده سال عمل وی در قوه قضائیه ایران متمرکز بود. وی آغاز دادستان مجموع مرزوبوم بود و پس از شهید شدن بهشتی تحت عنوان مدیر دیوان خوب مرز و بوم جایگزین وی شد که بالاترین رده قضائی در نظام جمهوری اسلامی به اکانت می‌آمد. اردبیلی هم‌اینگونه تحت عنوان نماینده عصر نخستین مجلس خبرگان رهبری گزینش شد. وی در‌این دوران عضو حزب جمهوری اسلامی و از مؤسسان و اعضای خوب‌درجه آن بود.

در سال ۱۳۶۸ش بعد از درگذشت امام خمینی از مسئولیت قضائی کنار رفت و مستقر قم شد. وی تا نقطه پايان قدمت در قم درگیر درس دادن درس بیرون فقه بود. اردبیلی هم‌اینگونه تا سال ۱۳۷۳ش امام آدینه موقت طهران بود. وی از سال‌های آغازین دهه ۱۳۷۰ش و با درگذشت مراجع تقلیدی مثل گلپایگانی و اراکی توضیح المسائل منتشر کرد و خویش را در معرض مرجعیت قرار بخشید.

درگذشت
آیت‌الله اردبیلی در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش مصادف با ۲۳ صفر سال ۱۴۳۸ق درگذشت.[۲] درپی درگذشت او، دو روز عزای همگانی در جمهوری اسلامی ایران اعلام شد و در آدینه ۵ آذر ۱۳۹۵ش در قم، تشییع و آیت‌الله شبیری زنجانی بر پیکر وی نماز خواند و در مقبره حضرت معصومه(س) دفن شد.[۳]

زیست‌طومار علمی

بازدید : 36
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 10:48


زُبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد از صحابه فرستاده آفریدگار(ص) و برادرزاده حضرت خدیجه همسر نبی(ص) که در ۸ یا این که ۱۵ سالگی اسلام آورد و همواره در کنار رسول بود. بعداز رحلت فرستاده(ص)، زبیر حکم شورای سقیفه را نپذیرفت و از خلافت حضرت علی(ع) پناه و با قدمت بن خطاب گفت و گو‌های اکثری کرد. وی همینطور از شورای شش نفره منتخب خلیفه دوم بود که در آن شورا نیز به عایدی حضرت علی(ع) رأی مسجد قبا مشهد بخشید.

او در کودتا و قتل عثمان نقش مؤثری داشت و برای خلافت حضرت علی(ع) کوشید. البته در به عبارتی اوایل خلافت حضرت علی(ع) به ملازمت و همراهی طلحه و عایشه و بعضی دیگر که به ناکثین آوازه یافتند، نزاع جمل را علیه حضرت علی(ع) سامان بخشید و در همین نزاع به قتل رسید. به‌ادله بیعت‌شکنی و تقابل با امام علی(ع) زبیر را از سران عثمانیه قلمداد آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

نسب
زبیر بن عوام با لقب ابوعبدالله، برادرزاده خدیجه[۱] میباشد. پدرش عوّام (اخوی حضرت خدیجه) در مبارزه فجار کشته شد.[۲] مادرش صفیه دختر عبدالمطلب یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.[۳] بعضا آل زبیر را مصری‌تبار دانسته و انتساب وی به فامیل اصیل قریش را نمی‌پذیرند، این دسته به روایتی استناد می‌نمایند که بر طبق آن خویلد بن اسد در مسافرت مصر، عوام را با خویش به مکه آورد و در واقع عوام پسرخوانده رزرو مسجد قبا مشهد اوست.[۴]

وصلت با دختر ابوبکر
زبیر با اسماء دختر ابوبکر تزویج کرد.[۵] این تزویج را اولی تزویج از روش متعه دانسته‌اند.[۶] وی بعداز چندی اسماء را جدایی اعطا کرد.[۷] بعضا نیز گفته‌اند زبیر او را به شدت زد و او به پسرش مخلوق الله حمایت پیروزی، زبیر قسم و سوگند خورد کرد در صورتی جلو بیاید مادرش را جدایی خواهد بخشید ولی عبدالله اعنتایی نکرد و مادرش را از دست وی خلاص کرد و اسماء بعداز جدایی تا پایان قدمت پیش فرزندش عبدالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد ماند.[۸]

در طول نبی
اسلام زبیر
منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعداز مسلمان شدن ابوبکر نوشته‌اند، برخی گفته‌اند او در آن هنگام ۸ ساله بوده میباشد[۹] البته برخی دیگر از مورخان او را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانسته‌اند.[۱۰] در گزارشی تیتر گردیده که او با حضرت علی(ع) هم‌سن بوده میباشد.[۱۱]

زبیر را پنج‌مین یا این که ششمی گرونده به اسلام میدانند.[۱۲] از‌آن‌جا‌که نوه‌اش هشام بن عروة بن زبیر، اسلام آوردن او را گزارش نموده است[۱۳] به این باعث احتمال اینکه درباره فرصت اسلام آوردن وی اغراق گردیده باشد، وجود داراست.[۱۴]

بعضی ماجرا کرده اند که رسول فرمود: «الزُّبَیْرُ ابْنُ عَمَّتِی، وَ حَوَارِییَّ مِنْ أُمَّتِی‏»[۱۵]؛یعنی زبیر پسر عمه و یاورم از امت اینجانب میباشد. این قصه در منابع نخستین شیعی نقل نشده میباشد،[۱۶] ولی با فرض تایید گواهی قصه، تشبیه زبیر به حَواری، به دلیل امداد رساندن و یاری‌های وی به رسول(ص) بوده میباشد.[۱۷]

وی از رسول روایات زیادی نقل نموده است.[۱۸]

پیش از مهاجرت
خبرها متعددی درباره زبیر پیش از مهاجرت نیست جز اینکه او جزء مهاجرین به حبشه به شمار آمده میباشد.[۱۹] زمانی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه در آنجا به راز می‌بردند شایع شد که قریش به اسلام گرویده‌اند، به این جهت برخی از مهاجرین به عنوان مثال زبیر به مکه بازگشتند.[۲۰]

در مدینة النبی
مثلا گزارش‌هایی که در زمینه ی زبیر نقل گردیده‌است٬ حضور وی در سنگسار مردی بود که خویش به زنا اقرار کرده بود. عموم به امر نبی او‌را برای اجرای حکم بردند٬ اما وی از حفره فرار و گریز کرد. زبیر با استخوان شتری اورا زد و بر زمین افکند و عموم سنگسارش کردند. زمانی خبر به رسول رسید٬ فرمود چرا اذن ندادید برود؟ وی خودش اقرار کرده بود و می‌توانست از اقرارش برگردد. در صورتی‌که علی در کنارتان بود هیچوقت منحرف نمی‌شدید.[۲۱]

نقل گردیده است آیه شریفه يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوت[نساء–۶۰] درباره زبیر میباشد که زیرا با مردی یهودی بر رمز باغی اختلاف پیدا کرد٬ بیان کرد اینجانب به داوری ابن شیبه یهودی راضی هستم ولی مرد یهودی بیان کرد اینجانب به داوری محمد راضی هستم٬ پس آیه شریفه نازل شوید و بازگشت به حکم دهنده طاغوت را تقبیح کرد.[۲۲]

بازدید : 40
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:11


محمدمهدی طهرانچی (۱۳۴۴-۱۴۰۴ش)، دانشمند هسته‌ای، عضو شورای خوب انقلاب فرهنگی و مدیریت دانش گاه آزاد اسلامی (از سال ۱۳۹۷ش تا فرصت شهید شدن) بود که به‌انگیزه حمله اسرائیل به منزلش در ۲۳ خرداد ماه سال ۱۴۰۴ش به‌ یار همسرش به شهیدشدن مسجد قبا مشهد رسید.

او علم‌آموختهٔ حرفه فیزیک دانش گاه شهید بهشتی و معلم آحاد آن دانش گاه بود.

معرفی و مقام
محمدمهدی طهرانچی، دانشمند هسته‌ای، عضو هیات اُمنا و رئيس دانشکده آزاد اسلامی کشور ایران[۱] و خادم افتخاری بقعه امام رضا(ع)[۲] بود. او مدرس کل دانش گاه شهید بهشتی جمهوری اسلامی آدرس مسجد قبا مشهد ایران بود.[۳]

طهرانچی در سال ۱۳۴۴ش در طهران به‌عالم آمد.[۴] او علم آموختهٔ حرفه فیزیک دانش گاه شهید بهشتی بود که دکترای خودش را در همین فن را با تمایل فیزیک وضعیت جامد در سال ۱۳۷۶ش به پایان رزرو مسجد قبا مشهد رسانید.[۵]

طهرانچی به هم پا همسرش[۶] در ۲۳ خرداد ماه سال ۱۴۰۴ش به‌انگیزه حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران به‌ شهیدشدن رسید[۷] و در شنبه ۷ تیر بعد از تشییع در بقاع عبدالعظیم حسنی شماره تلفن مسجد قبا مشهد دفن شد.[۸]

اثرها و مسئولیت‌ها
به عنوان مثال مسئولیت‌ها و افتخارات طهرانچی می‌اقتدار به مورد ها تحت اشاره نمود:

مدیر کالج شهید بهشتی از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵ش؛
معاونت پژوهشی و فناوری دانشکده شهید بهشتی؛

محل ترور محمدمهدی طهرانچی و فریدون عباسی، از داشمندان هسته‌ای بوسیله اسرائیل. (۲۳ خرداد ماه)
سرپرست و مدیریت دانش گاه آزاد اسلامی از سال ۱۳۹۷ش تا ۲۳ تیر ۱۴۰۴ش با حکم آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر کشور‌ایران؛
عضو شورای بهتر انقلاب فرهنگی؛
دارای آرم رتبه یک علمی.[۹]
تألیفات و طرح‌های پژوهشی
از مهمترین طرح‌های مدیریتی‌ او می‌اقتدار به طرح پایش برای هماهنگ‌سازی مطالعه‌های دانشگاهی با نیازهای مرزو بوم و فعال سازی زیست‌بوم ابتکار عمل در دانش گاه آزاد اسلامی کشور ایران اشاره نمود.[۱۰] اثر ها به‌مکان باقیمانده از طهرانچی در حیطههای فیزیک ماده چگال، نانوفیزیک، ابررسانایی دمای بالا و محاسبات کوانتومی و دربرگیرنده ۱۲ کتاب، تصویب ۸ ابداع و ۱۵۰ نوشته‌علمی در مجلات در میان‌المللی بود.[۱۱]

پانویس
«محمدمهدی طهرانچی که می باشد؟»، کانال شرق.
«رنگ شهیدشدن در رخ پزشک معالج طهرانچی پیدا بود»، خبرگزاری آنا.
«عکس درس دادن شهید طهرانچی در کلاس فیزیک دانشکده بهشتی»، خبرگزاری دانشجو.
«محمدمهدی طهرانچی که می باشد؟»، کانال شرق.
«شهید محمدمهدی طهرانچی؛ دانشمندی بی‌داعیه و تاثیرگذار»، خبرگزاری تابناک.

بازدید : 19
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:35


غیاث الدین محمد خدابنده پر اسم و رسم به نخستینْجایتو یا این که اُلجایتو (۶۸۰ق - ۷۱۶ق)، از فرمانروایان سلسله ایلخانان جمهوری اسلامی ایران که در طی معاش چند دفعه مذهب خویش را تغییر تحول بخشید و اولیه کسی بود که در روزگار حکومتش به مذهب شیعه در کشور ایران رسمیت بخشید و به اسم امامان شیعه سکه زد و خطبه مسجد قبا مشهد خواند.

معاش
ایلخانان
سلاطین
تیتر زمانٔ سلطنت
هلاکوخان ۶۶۳-۶۵۱
باقاخان ۶۶۳-۶۸۰
احمد تکودار ۶۸۳-۶۸۱
ارغون ۶۹۰-۶۸۳
گیخاتو ۶۹۴-۶۹۰
بایدو ۶۹۴-۶۹۴
غازان‌خان ۷۰۳-۶۹۴
اولجایتو ۷۱۶-۷۰۳
ابوسعید ۷۳۶-۷۱۶
وزیر ها و امرای سرشناس
خواجه نصیر الدین طوسی
شمس الدین محمد جوینی
خواجه صدرالدین احمد
خواجه رشیدالدین ادب الله
صورت‌های سرشناس هم‌بعد از ظهر
خواجه نصیر الدین طوسی
علامه حلی
...
رویدادهای اصلی
باخت اسماعیلیان
سقوط خلافت عباسی
...
نبو
اولجایتو، آغاز اولجایبوقا‌، بعد از آن ماتمودار‌ و سرنوشت خربنده‌ نامیده گردیده‌است.[۱] خربنده، بعد از آنکه بر تخت گرد هم آیی، اولجایتو (مرکب از دو جزء مغولی «‌اولجای‌» یعنی نیکبختی و «‌تو‌» که نشان مالکیت و نسبت، یعنی دارنده نیکبختی) و آن گاه شاه محمد خدابنده خوانده آدرس مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۲]

وی دو‌مین یا این که سو‌مین پسر ارغون خان و اروک خاتون دانسته گردیده و در جایی در میان مرو و سرخس زاده گردیده است.[۳]

اولجایتو در حین فرمانروایی غازان (۶۹۴ -۷۰۲ق) بنابر سنت ایلخانان، در رده ولایتعهدی، به امارت خراسان منصوب شد[۴] و در سرکوب امرای شورشی رخنه‌ و شاهزادگان مغولی حریف، کفایت نشانه رزرو مسجد قبا مشهد بخشید.[۵]

پس از درگذشت غازان در شوال ۷۰۳ق (می ۱۳۰۴)، اولجایتو قبل از آنکه خبر مرگ ایلخان را آشکار نماید، دو بدن از مدعیان و معارضان احتمالی خویش را از فی مابین برداشت. اولجایتو در ۱۵ ذی‌الحجه به عبارتی سال بر تخت گرد‌همایی. بعد از آن سعدالدین و رشیدالدین ادب الله را در وزارت ابقا کرد و قتلغ سلطان را به رده امیرالاُمَرایی(فرمانده تک تک نظامیان) شماره تلفن مسجد قبا مشهد گمارد.[۶]

اولجایتو در ۳۶ سالگی در سلطانیه درگذشت.[۷] گفته‌اند که مرگ وی بر تاثیر زهری بود که عزالدین ابراهیم پسر خواجه رشیدالدین به اشاره بابا به ایلخان خورانده بود و خواجه و پسرش نیز به همین اتهام کشته شدند.[۸] پیکر اولجایتو در آرامگاهی در قلعه سلطانیه که خویش در حین حیات به ساختن آن امر داده بود، به خاک امانت شد؛ آن‌گاه طبق وصیت وی، پسرش ابوسعید، بر تخت جلسه.[۹]

حکومت‌داری
اولجایتو در حین زمان حکومت خویش، چندان مشغول مبارزه و سرکوب کودتا‌ها نبوده میباشد؛ از همین رو، اصلاحاتی که غازان‌خان قبل از وی در دستگاه دیوانی استارت کرده بود و نقطه عطفی در تاریخ این سلسله به شمار می رفت، ادامه یافت.

اصلاحات
اولجایتو از استارت حکمرانی خویش امر اعطا کرد که کلیه مقررات (یاسا) صادر گردیده از سوی برادرش غازان، از هر سیرتکامل تحریف مصون بماند و نیز رشیدالدین فضل و ادب الله، وزیر پرآوازه غازان را که تدبیرهای وی موجد این اصلاحات بود، در سراسر حکومت خود به سرویس گرفت.[۱۰]

بعد از مرگ قوبیلای قاآن، خان گران قدر مغول در ۶۹۳ق (۱۲۹۴م)، رسیدگی عالیه این خانات بر سراسر قلمرو تیره‌های متفاوت حکام مغول روی به ضعف بنیان. اندکی بعد از استارت حکومت اولجایتو، فرستادگان بعضا از فرمانروایان مغول نزد وی آمدند و پیمانی بستند بر پایه ی آنکه از کشمکش با یکدیگر غربت نمایند و کاروان‌های بازرگانی آزادانه در سراسر قلمرو مغولان به شغل بپردازند.[۱۱]

اهتمام به دانش
در کتاب تاریخ وصاف، از مکتب‌ای به اسم «‌مکتب سیاره‌» کلام نقل شده[۱۲] که از ابتکار‌های‌رشیدالدین و تاج الدین، وزیران اولجایتو، بود. در سفرهای اولجایتو، چادر‌هایی برپا میشد و گروهی از علما و محققان برای مثال نظام الدین عبدالملک، عبدالرحمان حکیم تستری، پژوهشگر حلی وعلامه حلی، در آن به درس دادن می‌پرداختند.[۱۳].

مورخان و نویسندگان نامداری در زمان فرمانروایی اولجایتو می‌زیسته‌اند.[۱۴] ابوالقاسم عبدالله بن علی کاشانی در دربار اولجایتو بود و کتاب تاریخ اولجایتو را درباره معاش و پادشاهی وی نوشت.[۱۵] رشیدالدین فضل و ادب الله، مورخ و دانشمند پرآوازه آن بعدازظهر، جلد دوم جامع التواریخ را به اسم اولجایتو نوشتن کرد.[۱۶] تالیف کننده تاریخ وصاف هم کتاب خویش را به وی نثار کرد.[۱۷]

سازندگی و عمران
بر طبق گزارش‌های تاریخی، اولجایتو به آبادانی و سازندگی میهن دقت ویژه داشت[۱۸]. وی شغل های عمرانی برادرش غازان را پی گرفت و از هنرمندان نگهبانی کرد.یک کدام از مهم ترین شغل های عمرانی اولجایتو، کامل شدن و توسعه و گسترش شهر سلطانیه بود[۱۹]. به امر وی عمارت‌های باشکوه به عنوان مثال مسجد و مریض‌خانه و مکتب در‌این شهر ساخته شد.[۲۰].

نبرد‌ها
اولیه و مهمترین لشکرکشی وی در ۷۰۶ق /۱۳۰۶م برضد امرای شورشی در گیلان صورت بخشید که به منجر کوههای بلند و جنگل‌های انبوه و راههای مشقت بار بعداز ۵۰ سال هنوز به فرمانبرداری از ایلخانان گردن ننهاده بودند. اولجایتو بعداز هجوم سراسری بدین ناحیه آن‌ها را به اطاعت واداشت. گیلان از آن پس خراجگزار ایلخانان شد [۲۱].

بعد از نبرد گیلان در این سال، وضع و اوضاع هرات در شرق قلمرو ایلخانان، اولجایتو را دشوار نگران کرد، چون ملک فخرالدین کرت که پیش‌خیس با اولجایتو پیکار داشت، هنوز برای ابراز وفاداری نزد ایلخان نیامده بود. از این رو، ایلخان سپاهی به آنجا ارسال کرد. در‌این فی مابین فخرالدین درگذشت و نایب وی محمد سام تسلیم شد.[۲۲].

در اواخر پادشاهی اولجایتو، ولایاتی در شرق، غرب و جنوب قلمرو ایلخانان مبتلا آشوب و منجر دل مشغولی ایلخان شد. کشمکش در شرق از هنگامی استارت شد که ایلخان کوشید با به کارگیری از اختلافهای داخلی نکودریان، در نزدیکی شاپورقان کنار رود گواهی، توان خویش را گسترش دهد. تیمور با موافقت اولجایتو و ملازمت و همراهی لشکر خراسان، داوود خواجه امیر نکودری را باخت اعطا کرد و او‌را به آن سوی جیحون راند (۷۱۲ق).[۲۳].

در به عبارتی روز ها عزالدین بن جمال الدین ابراهیم سواحلی برهان عجم، بعداز پرداخت اموالی سنگین به ایلخان دست به مصادره اموال عموم در شیراز زد و رمز به عصیان برداشت، اما اندکی پس از پیش سپاه ایلخان گریخت و به هرمز رفت [۲۴]. سال سپس نیز قرامانیان در آسیای صغیر بر ایلخان شوریدند و بازه زمانی کوتاهی بر قونیه و ملطیه به استقلال امر راندند تا امیر چوپان آنان‌را سرکوب کرد.[۲۵]

بازدید : 25
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 9:53

احمد بن اِسحاق اَشعَری قمی (درگذشت حدود سال‌های ۲۶۰ تا ۲۶۳ق) از راویان شیعه قرن سوم که محضر چهار امام را فهم کرد. وی از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و همینطور نماینده قانونی امام عسکری(ع) در قم بود و از افرادی میباشد که امام فرصت(عج) را در کودکی چشم میباشد. برخی گزارش‌ها از شغل وی در عصر غایب بودن صغرا تحت عنوان دستیار نایب نخستین عثمان بن سعید حکایت دارااست. وی دارنده تألیفاتی همانند علل الصوم و مسائل الرجال مسجد قبا مشهد میباشد.

مسجد امام حسن عسکری در قم بوسیله وی و به فرمان امام عسکری(ع) تاسیس شده است. بقعه وی در سرپل‌ذهاب در استان کرمانشاه قراردارد. نسب وی اینگونه میباشد: احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن صاحب و مالک الأحوص الاشعری. لقب اورا ابوعلی آدرس مسجد قبا مشهد گفته‌اند.[۱]

اجداد وی از طایفه اشعری بودند که در کوفه سکونت داشتند. جدّ چهارم وی، احوص بن سائل اشعری در قیام زید بن علی کمپانی کرد و فرماندهی سپاه او‌را بر ذمه گرفت و بعداز شهید شدن زید، بازداشت شد. بعداز چهار سال حبس در زندان حجاج، با شفاعت برادرش عبداللّه آزاد شد و یار وی به قم سفر کردند و طایفه اشعریان قم را تشکیل رزرو مسجد قبا مشهد دادند.[۲]

صحابی سه امام
از منابع رجال شیعه برمی‌آید که احمد بن اسحاق از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و از یاران مجاورت امام عسکری(ع) بوده و از آن‌ها ماجرا نموده است. برای وی کتاب‌هایی برشمرده گردیده مثلا «علل الصوم»(کتابی بلندمرتبه بوده میباشد) و «مسائل الرجال» درباره سؤالات اصحاب امام هادی عليه‌السلام از حضرت»‌.[۴] اين رسايل حاوى گروه اى از «مسائل» میباشد كه «رجال» گوناگون از يكى از ائمه معصوم عليه السلام پرسيده اند و اين كتاب ها با مباحث رجالى به معناى آشنایی راويان ارتباطى ندارد.[۵] روحانی طوسی در فهرست کتاب علل الصلاة که کتاب بزرگی بوده را از کتاب‌های احمدبن اسحاق دانسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد. [۶]

وکالت
در بعضی منابع از او تحت عنوان نماینده قانونی امام عسکری(ع) در موقوفات قم حافظه گردیده است.[۷] بعضا با توکل بر پاره‌ای قرائن اورا نماینده قانونی امام هادی(ع) نیز دانسته‌اند.[۸]

درخواست دست‌خط از امام عسکری
در بعضا منابع به‌این مساله اشاره شد‌ه‌است که وی از روش اخذ توقیعات نیز با امام حسن عسکری(ع) در زمینه ی بوده که مثلا آنها ماجرا پایین میباشد:

احمد بن اسحاق می گوید: روزی در یک کدام از ملاقات‌ها سرویس امام عسکری(ع) رسیدم و درخواست کردم چیزی بنویسد تا اینجانب خطّش را ببینم تا هر‌گاه توقیعی بر اینجانب وارد شد، آن را بشناسم. امام فرمود:

ای احمد! خط، با مداد درشت و ریز در نظرت متفاوت می‌کند. مبادا به شک وتردید افتی! (مشی خط را ببین، خیر ریز و درشتی آن را)
آنگاه دوات طلبید و خط نوشت. زمانی می‌نوشت، با خویش گفتم: از وی تقاضا کنم قلمی را که با آن می‌نویسد، به اینجانب ببخشد. زیرا از تایپ کردن سوا شد آغاز به صحبت زدن با اینجانب کرد و مداد را با دستمالش تمیز می کرد. آنگاه فرمود: بگیر،‌ای احمد! و مداد را به اینجانب بخشید.[۹]

دیدن حضرت مهدی(عج)
در تاثیر فشار سیاسی حکمرانان عباسی، مسئله جانشینی امام عسکری(ع) مخفی داشته میشد و غیر از دوستان گزینه پشت گرمی و مجاورت امام، کسی از آن مطلع خلا. شیعه‌ها قم در‌این‌باره از احمد بن اسحاق سؤالاتی کردند و وی برای اینکه داده ها بیشتری دستیابی نماید و جانشین حضرت را با دیده خویش ببیند، به سامرا رفت و به محضر وی رسید. پیش از اینکه وی سخنی بگوید، امام فرمود:

«احمد بن اسحاق! معبود متعال از ویّل خلقت انسان تا امروز زمین را خالی از حجت قرار نداده میباشد و تا قیامت هم خالی نخواهد گذاشت...»
احمد پرسید: حجت آفریدگار بعداز شما چه کسی است؟ حضرت به باطن منزل رفت و لحظه‌ای آن گاه درحالی که کودکی سه ساله را در آغوش گرفته بود، خارج آمد و فرمود:

«در شرایطی‌که نزد پروردگار و حجت‌های وی مقامی والانداشتی، فرزندم را به تو آرم نمی‌دادم. این نوباوه هم‌اسم و هم‌لقب پیامبر پروردگار(ص) میباشد و همین طفل میباشد که زمین را آنگاه‌که از ظلم لبریز گردیده، مملو از عدل خواهد کرد.»[۱۰]
تا قبل از این دیدار، امام عسکری(ع) در طومار‌ای به احمد بن اسحاق، به دنیاآمدن حضرت مهدی(عج) را به وی خبر داده بود.[۱۱]

بازدید : 15
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 15:28


حوزه علمیه کربلا از ناحیههای علمیه شیعه در سرزمین عراق. با تأسیس شهر کربلا بر تاثیر سکونت شیعه ها در کنار بقاع امام حسین(ع)، عالمان فقاهتی به گذر زمان در‌این شهر سکنی گزیدند و مدرسه ها فقاهتی ساخته شدند. بعداز سقوط اصفهان به دست محمود افغان با هجرت علمای کشور‌ایران به کربلا، حوزه کربلا محل منازعه در میان اخباریان و اصولیان بود. با هجرت محمدتقی شیرازی به کربلا، حوزه این شهر رونق گرفت و وی فتوای پر اسم و رسم خویش علیه استعمارِ انگلیس را از حوزه علمیه کربلا صادر مسجد قبا مشهد کرد.

پیشینه
نوشته ی علمیٔ اساسی: کربلا
کربلا بعداز قیام امام حسین(ع) همواره آیتم اعتنا شیعه بوده میباشد. با افزونی شمار زائران بعضی در کنار آرامگاه سیدالشهدا سکنی گزیدند و شهر کربلا رونق گرفت. همینطور کربلا پذیرای عالمان و دانشجوها علم ها شرعی از کشورهای متفاوت آدرس مسجد قبا مشهد گشت.[۱]

زمان‌های متعدد حوزه کربلا
زمان نخستین
اولیه عصر از حوزه علمیه کربلا به بعد از ظهر امامان شیعه میرسد که در آن زمان بعضی از راویان حدیث به تربیت محصل مبادرت کرده‌اند این زمان تا غایب بودن کبری رزرو مسجد قبا مشهد ادامه داشت.[مستلزم منبع]

عبدالله بن جعفر حمیری از شاگردان و اصحاب امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) و از اولیه اشخاصی میباشد که در حوزه علمیه کربلا به تربیت دانش آموز تلاش گمارده میباشد. سازه بر نقل روضه خوان طوسی، عبدالله بن جعفر حمیری دارنده هفده کتاب بود که فقط یک تاثیر وی به دست ما رسیده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۲]

مرکزیت منطقههای علمیه
 حوزه علمیه   زمانٔ مرجعیت
حوزه علمیه قم قرن سوم و چهارم
حوزه علمیه بغداد قرن چهارم و پنجم
حوزه علمیه نجف قرن پنجم و ششم
حوزه علمیه حله قرن هفتم تا نهم
حوزه علمیه نجف قرن دهم
حوزه علمیه اصفهان قرن یازدهم و دوازدهم
حوزه علمیه نجف سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم
حوزه علمیه قم چهاردهم و پانزدهم
ناحیههای علمیه کشور‌ایران • ناحیههای علمیه عراق • حیطههای علمیه لبنان


زمان دوم
زمان دوم حوزه علمیه کربلا بعد از غایب بودن کبری شروع شوید و تا قرن یازدهم هجری امتداد یافت.[مستلزم منبع]

احمد بن علی نجاشی از شاگردان روحانی موثر و از اساتید سید مرتضی و روحانی طوسی از بزرگان علمای بغداد میباشد که در شهرهایی زیرا نجف، کوفه، سامرا، بصره و کربلا به یادگرفتن فقه، حدیث، رجال، تاریخ و متانت پرداخته میباشد. کتاب رجال وی از مشهورترین کتاب ها رجالی شیعه میباشد.[مستلزم منبع]

ابن حمزه طوسی که از بزرگان فقه شیعه در قرن ششم هجری میباشد در‌این شهر به خاک ودیعت گردیده و به احتمالی در کربلا حوزه درس داشته میباشد. سید فخار موسوی از فقهای شیعه در قرن هفتم هجری میباشد که در آغاز در شهر حله آن‌گاه در بغداد، کربلا، نجف، کوفه و دیگر نقاط عراق به علم آموزی علم ها فقاهتی پرداخت.[مستلزم منبع]

سیدبن طاووس از سایر پژوهشگران شیعی میباشد که سه سال از تحصیلات خویش را در حوزه عملیه کربلا سپری نموده است. شهید نخستین از سایر علمایی میباشد که در حوزه کربلا به علم آموزی پرداخته میباشد و ابن خازن حائری در کربلا سر کردگی علمی را ذمه ‌دار بود.[مستلزم منبع]

ابن فهد حلی از سایر پژوهشگران حوزه علمیه کربلاست وی از شاگردان فاضل مقداد و ابن خازن حائری به شمار میاید.[۳]

در قرن سوم و باخبر قرن چهارم کربلا تحت عنوان یکی مطرح ترین مرکز ها علمی و آموزشی ظواهر شوید. این حوزه پیش از حوزه نجف که در سال ۴۵۰ به سعی روضه خوان طوسی سازه شد، بنیاد گذارده شد.[مستلزم منبع]

روحانی ابوالقاسم حُمَید در نصفه در آغاز قرن سوم حرکت علمی بزرگی در حوزه کربلا به وجود آورد و اثراتی در حدیث از خویش به یادگار گذاشت. از شاگردان وی کلینی میباشد و از مشایخ وی علی بن ابراهیم قمی مالک تعبیر قمی میباشد.[مستلزم منبع]

علی رغم این که در بعد از ظهر آل بویه، مکتب علمی شیعه به بغداد جابجایی یافت اما حوزه کربلا همچنان به حیات علمی خویش ادامه می‌اعطا کرد و حریف حوزه بغداد بود.[مستلزم منبع]

بغداد در حمله سلاجقه به وسیله طغرل بیگ سلجوقی در سال ۴۴۷ق اشغال شوید و کتابخانه‌های تبارک شیعی به حریق کشیده شد اما کربلا زیرا در جنوب غرب عراق جای‌دارد و نصیب غرب و جنوب کربلا هم مرز با دولت فاطمیان شیعه بود لذا کمتر آیتم یورش سلاجقه قرار گرفت.[مستلزم منبع]

در قرن ششم هجری، در حوزه کربلا به اسم روضه خوان امام عمادالدین محمد طوسی حائری و ابن حمزه طوسی برمی‌خوریم. درین بعد از ظهر مجموع موسسین حوزه حله از حیطههای شیعی در کربلا حصول دانش می‌کردند. می‌قدرت از ابن ادریس موسس حوزه حله اسم موفقیت که از شاگردان حوزه کربلا بود.[مستلزم منبع]

در قرن هفتم شمس الدین ابی علی فخار حوزه کربلا را احیا کرد. بعداز وفات او فرزندش سید جلال الدین عبدالحمید منش بابا را خاطر نشان نمود و از مشهورترین شاگردانش سید بن طاووس بود. درین زمان خویشاوندان معدّ حوزه کربلا را اداره می‌کردند و از مدرسین بودند.[مستلزم منبع]

در نصفه دوم قرن هفتم و با خبر قرن هشتم هجری، در حوزه کربلا با اسم بستگان علقمی عکس العمل میکنیم این بستگان سرویس ها متعددی به فرهنگ وتمدن شیعه کرده‌اند. این طایفه از ذریه احمد بن محمد بن علی علقیمی میباشند. از علمای این قوم در کربلا روحانی مویدالدین محمد میباشد. او کرسی درس دادن و زعامت را تا ربع اولیه قرن هشتم هجری در کربلا به خویش تخصیص می دهد. از مشهورترین شاگردان او سید تاج الدین ابوعبدالله محمد بن القاسم دارای شهرت به ابن مُعَیه مدرس شهید نخستین میباشد. از این فرصت تا قیام صفویان سر گروهی حوزه کربلا با خویشان بنی فوارس بود.[مستلزم منبع]

بعداز افول حوزه علمیه حله، در قرن نهم هجری مرجعیت علمی شیعه‌ها به کربلا رجوع و این زمانی بود که روحانی احمد بن فهد حلی حائری مسند درس دادن حوزه کربلا را پذیرفت. بعداز ابن فهد سر گروهی حوزه کربلا به ابراهیم کفعمی منتهی شوید.[مستلزم منبع]

از علمای کربلا در قرن دهم می‌رسید فخرالدین یا این که شرف الدین محمد بود که بعد از سرکشی اخباریه قزوین در بعد از ظهر صفویان به کربلا رفت. او از مشایخ اذن شهید ثانی میباشد.[۴]

بازدید : 29
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 10:32

عُمَر بن عَبدالعَزیز بن مَجاری (۶۳-۱۰۱ق) هشتمین خلیفه اموی بود که از سال ۹۹ قمری تا سال ۱۰۱ قمری حکومت کرد. طرز حکومتی او با دیگر خلفای بنی امیه مختلف بود، از این‌رو اهل سنت نقل کرده‌اند که امام باقر(ع) او‌را محجوب بنی‌امیه خوانده میباشد؛ هرچند سازه به روایتی دیگر، به خیال نشستن در جایگاهی که حق امامان شیعه بوده، در عرش‌ها لعن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

وی به برهه زمانی دو سال و نیم خلافت کرد و به عنوان مثال شغل های او در زمانه خلافتش، خودداری از سب علی(ع)، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه، برداشتن ممنوعیت نگارش حدیث و رد مظالمی بود که از سوی خاندانش به عموم گردیده بود. او همینطور قبل از خلافت که از سوی ولید بن عبدالملک خلیفه وقت، قاضی مدینه بود، مسجد النبی را بسط بخشید و حجره همسران فرستاده(ص) را درون مسجد قرار آدرس مسجد قبا مشهد بخشید.

قدمت بن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ قمری در خُناصِرَه درگذشت و در دیر سَمْعان دفن شد. بقاع وی در سوریه قراردارد. قدمت بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم در سال ۶۱ قمری،[۱] یا این که سال ۶۲ قمری[۲] یا این که ۶۳ قمری چشم به جهان گشود.[۳] لقب وی ابوفَحْص بود[۴] پدرش عبدالعزیز بن مروان بن حکم و مادرش، ام عاصم دختر عاصم بن قدمت بن خطاب بوده میباشد.[۵] عبدالملک بن مروان خلیفه وقت، (حک: سال ۶۵ قمری-سال ۸۶ قمری) عموی قدمت بن عبدالعزیز در اواخر خلافت خویش در سال ۸۵ قمری بعد از درگذشت بابا قدمت، اورا از مدینه فراخواند و دخترش فاطمه را به همسری وی رزرو مسجد قبا مشهد درآورد.[۶]

عبدالملک بن مروان در سال ۸۵ قمری حکومت «خناصره» (حوزه‌‌ای در حلب)[۷] را به وی سپرد.[۸] ولید بن عبدالملک، در سال ۸۷ قمری حکومت مدینه را به قدمت بن عبدالعزیز سپرد[۹] و او‌را امیر حج کرد،[۱۰] البته در سال ۹۳ قمری سازه به درخواست حجاج بن یوسف از حکومت مدینه عزل شد.[۱۱] حجاج در طومار‌ای به ولید یادآور گردیده بود که «بی‌دینان و اختلاف‌جویان و شورشیان عراقی از عراق به مدینه و مکه امان می برند و این دستور مایه وهن شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد».[۱۲]

وی در عصر حکمرانی بر مدینه، مسجد النبی را مرمت کرد و بسط اعطا کرد.[۱۳] در سال ۸۸ قمری ولید بن عبدالملک، قدمت بن عبدالعزیز را مأمور کرد که مسجدالنبی را گسترش دهد و حجره‌های همسران فرستاده(ص) در مسجد قرار گیرند.[۱۴]

بعد از مرگ ولید بن عبدالملک در سال ۹۷ قمری، قدمت بن عبدالعزیز بر لاشه وی نماز خواند.[۱۵] در زمان سلیمان بن عبدالملک (سال ۹۶ قمری تا سال ۹۹ قمری) قدمت مشاور وی بود[۱۶] و بعد از مرگ سلیمان، بر لاشه وی نیز نماز خواند.[۱۷]

خلافت
قدمت بن عبدالعزیز در سال ۹۹ قمری بعد از سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید و تا سال ۱۰۱ قمری به دوران دو سال و نیم حکومت را در مشت داشت.[۱۸] سلیمان بن عبدالملک سازه به گفته خودش برای خودداری از فتنه، قدمت بن عبدالعزیز را جانشین خویش قرار بخشید[۱۹] و بعداز وی، یزید بن عبدالملک به خلافت رسید.[۲۰] به گفته طبری، وی بعد از وصال به خلافت آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را بر گویش سرازیر کرد.[۲۱] و در سخنان خویش ابتدا خلافت اظهار‌کرد: «پس از قرآن هیچ کتابی و پس از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری وجود ندارد. اینجانب حکم دهنده نیستم، بلکه اجراکننده هستم. بدعتگذار نیستم، بلکه تابع هستم».[۲۲]

اقدامات
دوری از سب علی: قدمت بن عبدالعزیز دستورداد کسی حق ندارد حضرت علی(ع) را سب نماید.[۲۳] تا قبل از این به امر معاویة بن ابی سفیان، حدود ۶۰ سال امام علی (ع) صحابی فرستاده و اول امام شیعه ها بر روی منابر لعن میشد.[۲۴] بیان شده قدمت بن عبدالعزیز، در نوجوانی که پدرش زنده بود، به خرده‌گیری از علی (ع) می‌پرداخت، ولی بعداز آن در فیضٔ نهی استادش، عبیدالله بن عبدالله، از امام علی به خیر حافظه می کرد.[۲۵] ولی آنگونه که بعضا پژوهشگران معاصر معتقدند، این فرمان در حین قدمت بن عبدالعزیز یک توقف کوتاه داشته و مجدد از رمز گرفته گردیده‌است.[۲۶] شواهد این مدعی از این قرار میباشد:
سعید نواده عثمان که بومی مدینه بود، در سفری که هشام بن عبدالملک (م ۱۲۵ق) به مکه و مدینه داشت به وی خبر بخشید که هنوز ابوتراب را لعن میگویند.[۲۷]
زید بن علی (شهیدشدن ۱۲۱یا۱۲۲ق) به یوسف بن قدمت؛ امیر عراق (امارت ۱۲۰–۱۲۶ق) میگوید که خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه (امارت ۱۱۴–۱۱۸ق) هنوز پدران اورا (مراد امیرمومنان میباشد) دشنام میدهد.[۲۸]
خالد بن عبدالملک یادشده، یک توشه در حالا دشنام گویی، با تقابل به مثل سکینه دختر امام حسین(ع) و کنیزانش که در مسجد حضور داشتند، روبرو شد و مامورانش کنیزان سکینه را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۲۹]
امام رضا (ع) در روایتی فرموده‌اند که ۸۰ سال مارا بر منابر لعن گفتند[۳۰] و ۸۰ سال بعد از قدمت بن عبدالعزیز را نیز در برمی‌گیرد.
بازگرداندن فدک : فدک دهکده‌ای نتایج‌خیز در اطراف خیبر،[۳۱] در حوزه‌ حجاز و به مسافت ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۳۲] که یهودیان در آن معاش می‌کردند. این حیطه سوای نزاع در مشت فرستاده(ص) قرار گرفت و فرستاده آن را به دخترش فاطمه(س) داد.[۳۳] ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به عایدی خلافت مصادره کرد.[۳۴] برخی گزارش‌ها حاکی از آن می‌باشند که قدمت بن عبدالعزیز فدک را که معاویه به مروان بن حکم داده بود و وی هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و قدمت آن را ارث برده بود،[۳۵] به فرزندان فاطمه (س) بازگرداند.[۳۶] اما بعضا منابع آورده‌اند که قدمت بن عبدالعزیز معتقد بود که نبی (ص) فدک را به دخترش نبخشیده بلکه فدک در مشت حکم کننده اسلامی بوده و حضرت زهرا (س) با اذن حکم کننده اسلامی از منافع آن به کارگیری می‌کرده و بعداز رسول (ص) نیز در مشت خلفای اسلامی بوده میباشد، به این ترتیب فدک را به به عبارتی بازگرداند.[۳۷] قدمت بن عبدالعزیز همینطور خمس را به بنی هاشم می‌بخشید.[۳۸]
رفع نهی کردن نگارش حدیث: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به ابوبکر بن تمهید، والی مدینه دستورداد که روایات پیامبراکرم (ص) را مکتوب نماید.[۳۹] قبل از آن، از فرصت خلافت ابوبکر، سیاست بازداشتن حدیث جاری ساختن و از تایپ کردن روایات رسول پرهیز می شد.[۴۰]
منتشرکردن دستور صاحب و مالک اشتر: با شهیدشدن صاحب اشتر، نامۀ امام علی(ع) به صاحب و مالک اشتر به دست معاویه زمین‌خورد و وی طومار را در بانک خویش از حیث عموم پنهان کرد، تا آنکه قدمت بن عبدالعزیز آن را در دست مردم قرار بخشید.[۴۱] ولی بر طبق آنچه در بعضا منابع آمده، این اتفاق مرتبط با طومار امام علی(ع) به محمد بن ابی‌دیده نشده بوده میباشد.[۴۲]
برداشتن خراج و جزیه: قدمت بن عبدالعزیز در طومار‌ای به عبدالحمید بن عبدالرحمن، کارگزارش در کوفه، ضمن پیشنهاد به عدل و داد و احسان و آبادانی دستورداد از مسلمان ها خراج نگیرد.[۴۳] وی همینطور به کارگزارانش دستورداد از نومسلمانان جزیه گرفته نشود.[۴۴]
گفت‌و‌گو با خوارج: قدمت بن عبدالعزیز با خوارج مذاکره کرد و آنان را قانع کرد که از خون ریزی دست بردارند.[۴۵] وی شوذب فرنگی را که علیه حکومت خروج کرده بود، به مناظره دعوت کرد، شوذب نیز دو نفر از خوارج را برای مناظره نزد او ارسال کرد.[۴۶]
رد مظالم: گفته‌اند وی در عصر خلافتش به بازگرداندن اموالی که با ستم از عموم گرفته گردیده بود، اهتمام می‌ورزید.[۴۷]

بازدید : 12
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:09


سَنان بن اَنَس بن عَمْرو نَخَعی از لشکریان قدمت بن سعد در اتفاق عاشورا که سازه بر برخی نقل‌ها، رمز حسین بن علی(ع) را از بدن غیر وابسته کرد. بعضا کتاب‌های تاریخی، سنان را اهل مبارزه و شاعری مدل‌رمز و مجنون دانسته‌اند. وی که تحت عنوان یک کدام از قاتلان اساسی امام حسین(ع) شناخته میشد، بعداز حادثه عاشورا معاش پنهانی در پیش گرفت و بعداز قیام مختار ثقفی، از کوفه بیرون شد و به بصره و گوشه و کنار آن گریخت. در برخی منابع آمده میباشد سنان به دست یاران مختار کشته مسجد قبا مشهد شد.

معاش‌طومار
بابا وی ابوعمرو و بابا بزرگش انس اسم داشت و اورا به نام پدربزرگش می‌شناختند. سنان در کوفه به دنیا آمد ولی تاریخ ولادتش مشخص و معلوم وجود ندارد. سازه بر نقل ابن ابی الحدید از ابن هلال ثقفی، سنان در طی خلافت علی(ع)، نوباوه بوده میباشد و آن حضرت خبر میدهند که فرزند نبی خداوند(ص) به دست وی کشته گردد.[۱] بعضا تواریخ، سنان را اهل مبارزه و شاعری مدل رمز و مجنون دانسته‌اند.[۲] اورا از خویشان نخع دانسته‌اند.[۳] در تاریخ مرگ وی اختلاف آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

روز عاشورا
در آخرین لحظات حیات امام حسین(ع)، سپس که در چاله قتلگاه افتاده بود و کسی از سپاه قدمت سعد جرأت آحاد کردن فعالیت را نداشت؛ سنان بن انس بر بالای گودی رفته و با نیزه بر پشت و سینه وی زد و آن حضرت را به شهید شدن رساند. آن گاه خولی بن یزید اصبحی خواست که رمز امام(ع) را از بدن غیر وابسته نماید؛ البته لرزشی بر اندامش زمین‌خورد و سنان به نکوهش به وی اظهار کرد: پروردگار بازوهایت را بشکند و دستانت را غیروابسته نماید. پس خویش از اسب به تحت آمد و راز امام(ع) را از تن جداگانه کرد. بعد راهی چادر قدمت سعد شد و با صدای بلند رزرو مسجد قبا مشهد اظهار کرد:

أوقر رکابی فضّة و ذهبا
فقد قتلت سید المحجبا
قتلت نه الناس أما و أبا
و خیرهم اذ ینسبون النسبا[۵]
ترجمه: رکابم را از طلا و جواهرات و نقره هنگفت کن که اینجانب آقای والامقامی شماره تلفن مسجد قبا مشهد را کشته‌ام

اینجانب شایسته ترین عموم را از لحاظ مامان و بابا و شایسته ترین تمامی عموم را از نگاه دودمان و نسب به قتل رسانده‌ام! قدمت بن سعد با شنیدن این اشعار به او پرخاش کرده و او‌را به باطن چادر پیروزی و بعداز زدن او با تازیانه اعلام کرد: در شرایطی‌که عبیدالله این سخنانت را بشنود گردنت را میزند.[۶]

در بعضی احادیث نقل شده میباشد که او بر سینۀ امام گرد‌همایی و رمز او‌را از قفا غیروابسته کرد.[۷]

منابع تاریخی و جز آن، برش دادن راز امام حسین(ع) را به خولی[۸]، سنان بن انس[۹] شمر بن ذی الجوشن[۱۰] و شبل بن یزید اصبحی (اخوی خولی)[۱۱] نسبت داده‌اند.

بعداز عاشورا
در هنگام جنجال وضع کوفه بعداز مرگ یزید، سنان که تحت عنوان یک کدام از قاتلان مهم حسین(ع) شناخته میشد؛ معاش پنهانی در پیش گرفت و در بعضا از نقل‌ها، بعداز قیام مختار ثقفی، از کوفه بیرون شد و به بصره و محیط آن گریخت.[۱۲] در برخی منابع آمده که سنان به دست یاران مختار ثقفی کشته شد؛ و بعضا منابع، مرگ او‌را در طی حکمرانی حجاج ثقفی بر کوفه دانسته‌اند.[۱۳]

پانویس
ابن ابی الحدید، تفصیل نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۸۶.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۰۴.
ابن‌تمهید، جمهرة أنساب العرب‏، ۱۹۸۳م، ص۴۱۵.
مروری بر حقایق معاش سنان بن انس قتل کننده امام حسین (ع) و آخر و عاقبت وی،‌ دلگرم.
ابن اثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۹۹.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج‌۳، ص۲۰۵.
خوارزمی، مقتل الحسین، ۱۴۲۳ق، ج ۲، ص۴۱۴۲؛ اثرگذار، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج ۳، ص۲۰۳؛ طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج ۵، ص۴۵۳.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۹۳؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۰۴، ۲۱۸؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۱۱۹، ج۶، ص۲۴۴؛ ابن سعد، الطبقات، (طبقه خامسه ج۱)، ۱۴۱۴ق، ص۴۷۴، ۴۷۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۷۲؛ اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۲، ص۵۱.
ابومخنف، وقعة الطف، ۱۴۱۷ق، ص۲۵۵؛ طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۵۳؛ ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۳۴۱؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۸۸؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۴، ص۱۹۸؛ ج۴۵، ص۵۵؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۷۷.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۱۲؛ ابن شهر آشوب، مناقب، ۱۳۷۹ق، ج۴، ص۷۷؛ سماوی،ابصارالعین، ۱۴۱۹ق، ص۳۷.
دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۸.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۷ق، ج ۸، ص۲۷۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۹۹۶م، ج ۶، ص۴۱۰.

بازدید : 29
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 10:02

روایات بُنِیَ الاسلام یا این که اساس‌های اسلام یا این که موادتشکیل دهنده اسلام به شالوده‌های پنج‌گانه اسلام یعنی نماز، زکات، حج، روزه و ولایت اشاره می‌نماید. این روایات از پیامبراسلام(ص) و امامان شیعه(ع)، در منابع شیعه و اهل سنت آمده میباشد. در برخی از احادیث به مکان ولایت، شهادتین نام برده و در برخی نیز هر دو باهم آمده مسجد قبا مشهد میباشد.

در احادیث شیعی بر التفات ولایت تأکید گردیده و بلندتر از دیگر موادتشکیل دهنده اسلام شمرده گردیده است. براساس این گروه از روایات، اسلام به سازه و منزل‌ای تشبیه گردیده که موادتشکیل دهنده پنج‌گانه ذکر شده ردیف‌های اساسی آن می باشند که در شکل استواری آنان، بنای اسلام پابرجا بوده و در شکل ویرانی آنان، منزل اسلام ویران آدرس مسجد قبا مشهد گردد.

این احادیث از راویانی همانند ابوحَمْزَه ثُمالی، فُضَیْل بن یَسار، زُرَاره بن اَعْیَن، مُفَضَّل بن عُمَر و عبدالله بن عُمَر نقل شد‌ه‌است و بخش اعظمی از آن ها از بینش علمای شیعه و اهل سنت درست می‌باشند. حدیث‌های مبنا‌های پنج‌گانه اسلام در منابع روایی با اختلاف از فرستاده اسلام(ص)‌[۱] و امامان شیعه(ع)[۲] نقل رزرو مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

امام باقر(ع): «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلى‏ خَمْسٍ‏: عَلَی الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ‏ وَ الْوِلَایَةِ؛ اسلام بر پنج چیز پایدار و سازه گردیده‌است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت».[۳] در روایتی ولایت رکن نخستین نام برده میباشد.[۴] «... بَنَى الْإِسْلَامَ عَلَى خَمْسٍ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً ص عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِیتَاءِ الزَّکاةِ وَ حِجِّ الْبَیتِ وَ صِیامِ شَهْرِ رَمَضَان‏...؛‌ آفریدگار اسلام را بر پنج چیز سازه کرد: مدرک به اینکه خدایی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد(ص) عبد و پیامبر اوست و برپایی نماز، پرداخت زکات، حج و روزه ماه رمضان.». این داستان در منابع اهل سنت از نبی(ص)[۵]و در منابع شیعی از امام باقر(ع)[۶] نقل شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده است.
امام درست گو(ع) در جواب عیسى بن سَرِی که از عناصر اسلام پرسیده بود، فرمود: «شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ حَقٌّ فِی الْأَمْوَالِ مِنَ الزَّکاةِ وَ الْوَلَایةُ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهَا وَلَایةُ آلِ مُحَمَّدٍ ص‏؛‌ گواهى دادن به یگانگى خداوند و اینكه محمد(ص) پیامبر خداست و اقرار نمودن به آنچه از جانب معبود آورده و اینكه حقی تحت عنوان زکات در اموالست و ولایتى که خدای عزوجل به آن فرمان فرموده و آن ولایت آل محمد(ع) میباشد.»[۷]
امام راست گو(ع): «أَثَافِیُّ الْإِسْلَامِ ثَلَاثَةٌ الصَّلَاةُ وَ الزَّکَاةُ وَ الْوَلَایَةُ لَاتَصِحُّ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِلَّا بِصَاحِبَتَیْهَا؛ محور‌های اسلام سه چیز میباشد: نماز، زکات و ولایت. هیچ یک از اینها فارغ از ملازمت دوتای دیگر درست وجود ندارد».[۸]
تأکید بر ولایت
در برخی از احادیث شیعی بنی الاسلام، افزوده‌هایی در تأکید بر ولایت آمده میباشد؛‌ برای مثال:

«...وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوِلَایَةِ، فَأَخَذَ النَّاسُ بِأَرْبَعٍ وَ تَرَکُوا هذِهِ يَعْنِي الْوَلَايَةَ؛ آنگونه که به ولایت ندا گردیده، به چیزی ندا داده نشده میباشد. ولی عموم چهار رکن را پذیرفته اند؛ اما این، یعنی ولایت را رها کرد ه اند»،[۹]
«...قَالَ زُرَارَةُ فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَیْ‏ءٍ مِنْ ذَلِکَ أَفْضَلُ. فَقَالَ: الْوَلَایَةُ أَفْضَلُ...؛ زراره گوید گفتم کدام یک از عناصر پنج‌گانه افضل و رفیعتر میباشد؛ فرمود: ولایت»[۱۰]
«وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ مَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ یَوْمَ الْغَدِیر»[۱۱]
در برخی احادیث بنی الاسلام، به ولایت امام علی(ع) و ائمه(ع) تصریح گردیده و «وَلَایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ(ع)» آمده میباشد.[۱۲]

مفهوم و منظور حدیث
براساس برخی احادیث، عنصرها و مبنا‌های اسلام، آن چیزهایی میباشد که کوتاهی در آشنایی و فعالیت به آن ها جایز وجود ندارد و منجر تباهی آئین و پذیرفته نشدن انجام میشود. در مقابل، آشنایی آنان و شغل به آن‌ها موجب قبولی انجام و سزاوار بودن آئین میشود.[۱۳] از این رو نقل شده در روایات بنی الاسلام، اسلام به ساختمان و منزل‌ای تشبیه گردیده که دارنده پنج ردیف میباشد. همان گونه که بنای یک منزل در شکل استواری ردیف‌هایش، پایدار و در شکل فساد آنان، ویران می‌گردد، بنای اسلام نیز با استواری ردیف‌هایش برپا و با فساد آنان ویران گردد. پس هر که به موادتشکیل دهنده پنچ‌گانه اسلام فعالیت نماید، اسلام وی بی نقص خواهد بود.[۱۴]

موادتشکیل دهنده پنج‌گانه‌ای که در احادیث مذکور شد‌ه‌است، عنصرها اساسی ساختمان اسلام می‌باشند[۱۵] و بقیه واجبات و مستحبات کامل کننده آن‌ها به شمار میروند.[۱۶]

از نگاه علامه مجلسی احتمال دارااست ولایت مشتمل بر شهادتین نیز باشد و عدم بیان شهادتین در برخی احادیث به دلیل وضوح آنان بوده میباشد.[۱۷] او در توجیه بیان ولایت که از کارها اعتقادی میباشد، با چهار رکن دیگر که از فروعات و عبادات می باشند، سه توجیه ذکر نموده است: به دلیل ملازمت و همراهی با اهل سنت این‌طور گفته شده میباشد؛ منظور از ولایت، محبت و تاسی میباشد؛ خواسته از چهار رکن دیگر، اعتقادوباور به آنهاست که در‌این‌صورت‌ از اصول آئین و ضروریات مذهب خواهند بود.[۱۸]

آیت الله مکارم شیرازی، کنار هم قرار دریافت کردن این پنج رکن را به دلیل ارتباط آنان با هم دانسته و گفته میباشد: نماز ،ارتباط خلق و خوی با سازنده؛ زکات، ارتباط کردار با خوی؛ روزه، ارتباط بشر با خودش، حج ،ارتباط مسلمانها با یکدیگر؛ و ولایت تبیین کننده احکام این موادتشکیل دهنده و ضمانت کننده اجرای درست آن ها میباشد.[۱۹]

در بعضا از احادیث ترتیب موادسازنده پنج‌گانه به نظر مداقه این سیرتکامل آورده شده میباشد: ولایت برگزیدگان رکن میباشد؛‌ زیرا ولایت کلید بقیه عنصرها میباشد. بعد از ولایت، نماز رفیعتر از سایر میباشد؛‌ چون عمود آیین میباشد. آن گاه زکات به دلیل یار و همدم بودن نماز در نشانه‌ها قرآن و نیز به منجر اینکه گناهان را از در بین می برد،‌ رفیعتر از دو رکن دیگر میباشد. حج و روزه در درجه‌های آینده قرار دارا‌هستند. [۲۰] برتری ولایت نسبت به بقیه عناصر، بدین ادله میباشد که ولایت تحقق‌نصیب بقیه عناصر میباشد. نماز، روزه، زکات و حج سوای ولایت، همانند نقشی بر برگه و مانند ورژن طبیب سوای کار به آن میباشد.[۲۱]

راویان و اعتبار حدیث
احادیث بنی الاسلام از راویانی زیرا ابوحَمْزه ثُمالی،[۲۲] فُضَیْل بن یَسار ،[۲۳] زُرَاره بن اَعْیَن،[۲۴] و عَبْدالله بن عَجْلَان‏ از امام باقر(ع)[۲۵] و عِیسَى بن السَّرِی،‏[۲۶] و مُفَضَّل بن عُمَر از امام درست گو(ع)[۲۷] و عبدالله بن عُمَر از نبی(ص)[۲۸] نقل گردیده است.

اعتبار حدیث
علامه مجلسی مدرک بعضا از احادیث بنی الاسلام مانند ماجرا عیسی بن خصوصی، زراره و فضیل بن یسار را درست و بعضی را ضعیف دانسته میباشد.[۲۹] دربین علمای اهل سنت، داستان عبدالله بن قدمت افزون بر اینکه در درست بخاری[۳۰] و درست مسلم[۳۱] آمده میباشد، برخی مانند ترمذی، نسائی و نووی به درستی آن تصریح کرده‌اند.[۳۲]

بازدید : 24
شنبه 7 تير 1404 زمان : 11:32

مَعاد از اصول آئین اسلام و ادیان الهی و در اصطلاح متکلمان به معنای برگشت روح به جسم بعداز مرگ و معاش مجدد آدم در روز قیامت میباشد. سازه بر این اصل، همگی بشر‌ها در روز قیامت مجدد زنده میشوند، اجرا آنان در پیشگاه الهی معقول می گردد و به کیفر یا این که مشوق درستکاری یا این که بدکاری خویش می‌رسند. معاد در آئین اسلام، بعداز توحید، مهمترین اطمینان و ایمان به آن شرط مسلمانی شمرده گردیده‌است. در ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰ آیه از قرآن پیرامون معاد و معاش اخروی کلام بیان شده میباشد. اطمینان به معاد را دلیل اجرای عدل و داد، تندرست جامعه، ناامیدنشدن در رنج‌های معاش، رعایت دستمزد دیگر افراد و... مسجد قبا مشهد برشمرده‌اند.

مسلمانها در تایید اصل معاد اختلافی ندارند؛ ولی در کیفیت آن اختلاف‌لحاظ دارا هستند و در این زمینه سه بینش ارائه داده‌اند: بخش اعظمی از عالمان مسلمان به عنوان مثال فیلسوفان، به معاد جسمانی و شیخ براین باوراند، بیشتر متکلمان معاد را صرفا جسمانی دانسته‌اند و معاد شیخِ صِرف را نیز به فیلسوفان مشاء نسبت داده‌اند. ولی ابن‌سینا، گران قدر‌ترین فیلسوف مشائی، معاد جسمانی را از روش شرع آدرس مسجد قبا مشهد پذیرفته بود.

علاقه مندان شیخ-جسمانی بودن معاد در تبیین تن اخروی، نگرش‌های گوناگونی ارائه داده‌اند: رجوع روح به تن دنیوی مادی، رجوع روح به تن مثالی، رجوع و برگشت روح به تن آسمانی برای مثال این بینش‌ها به شمار می‌رود. فیلسوفان مسلمان برای ثابت یکی از‌بودن بشر مادی و اخروی، به مورد نفس و تجرد آن متوسل گردیده و نفس را استدلال وحدت و عینیت آدم مادی و اخروی رزرو مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد شمرده‌اند.

برای ثابت قابلیت و امکان و وقوع معاد به دلایل زیادی استناد شد‌ه‌است. قابلیت معاد را از روش آیه ها قرآن همانند آیاتی که اشاره به مجدد زنده‌شدن زمین و مثال‌هایی از زنده‌شدن بشر‌ها مانند اصحاب کهف و عُزَیْر دارا هستند، ثابت کرده‌اند. برای ثابت بایستگی و وقوع معاد نیز به دلایلی همانند صادق بودن آفریدگار در خبر رساندن از وقوع معاد، وجود تمایل به حیات جاودانگی در فطرت آدم، صفت عدل و داد و حکمت آفریدگار استناد شماره تلفن مسجد الزهرا احمد‌آباد مشهد گردیده است.

با وجود دلایل متفاوت برای قابلیت و امکان و وقوع معاد، بعضا به انکار معاد پرداخته‌اند. جهالت، غفلت از توان الهی، تمایل بی‌بندوباری و عدم مسئولیت را برای مثال کارداران انکار معاد شمرده‌اند. تردید ها گوناگونی همانند شبهه آکل و مأکول، شبهه اعاده معدوم و شبهه در دانش و توان معبود در وقوع معاد از سوی منکران ارائه گردیده و عالمان مسلمان جواب‌های مختلفی به آنان داده‌اند.

معاد، از باورهای اعتقادی ادیان آسمانی
باور به معاد و زنده‌شدن بشر در دانا آخرت، از اصول اعتقادی[۱] و جزو اساسی‌ترین باورهای همگی ادیان آسمانی[۲] دانسته گردیده است. در کتاب «ادیان زنده عالم»، معاش بعد از مرگ جزو اعتقادات و تعالیم همگی ادیان مثلا ادیان الهی، هندو، بودا، تائو و شینتو شمرده گردیده‌است.[۳]

به اعتقاد و باور عالمان شیعه، معاد بعد از اصل توحید، مهمترین اساسی میباشد که پیامبران الهی، عموم را به ایمان به آن فراخوانده‌اند.[۴] ایمان به معاد و معاش اخروی شرط مسلمانی و منکر آن، فارغ زمره مسلمان‌ها شمرده گردیده است.[۵]

به گفته محمدتقی مصباح یزدی، در قرآن، یقین به معاد هم‌سنگ اعتقادوباور به خداوند دانسته گردیده و در بیشتراز بیست آیه، واژه «الله» و «الیوم الآخر» با هم به فعالیت رفته‌اند.[۶] در دوازده آیه نیز بعد از ایمان به پروردگار، ایمان آپ دیت آخرت آمده میباشد.[۷] مصباح یزدی اعتقاد دارد که از اعتنا در آیه ها قرآن، به دست میاید که قسمت عمده‌ای از سخنان پیامبران و گفت و گو و جدل‌های آن‌ها با عموم، درباره معاد بوده تا جایی که می‌قدرت ذکر کرد پیامبران برای ثابت معاد، بیشتر از ثابت توحید کارایی کرده‌اند؛ چون عموم به دلیل انکار کارها غیبی و رغبت به بی‌بندباری و عدم‌مسئولیت در تایید اصل معاد، سرسختی بیشتری از خویش نماد می‌دادند.[۸]

نقل شده کلمه معاد در آیه‌ها قرآن، صرفا یک توشه[۹] و آن هم به معنای لغوی (جای رجوع و برگشت) به‌شغل رفته میباشد؛[۱۰] ولی در بیش تر از ۱۴۰۰[۱۱] یا این که دو هزار آیه از قرآن (حدود یک سوم آیه‌ها قرآن)[۱۲] پیرامون معاد و معاش اخروی حرف بیان شده میباشد. آیه‌هاِ مربوط به معاد در چندین دسته مجموعه‌بندی گردیده که عبارت‌اند از:

آیه ها مرتبط با ضرورت ایمان به آخرت؛[۱۳]
آیاتی که به پیامدهای انکار معاد پرداخته میباشد؛[۱۴]
آیه ها مربوط به نعمت‌های ابدی پردیس؛[۱۵]
آیاتی که پیرامون عذاب‌های جاودانه دوزخ میباشد؛ [۱۶]
آیاتی که به ارتباط اجرا نیک و بد با نتیجه ها آن در قیامت اشاره دارااست؛
آیه ها مرتبط با قابلیت و امکان و بایستگی رستاخیز که به سؤالات و تردید ها منکران جواب داده میباشد.[۱۷]
مسیحیان نیز با بیان رستاخیز عیسی(ع) و مثال‌های تاریخی از زنده‌شدن اشخاص بعداز مرگ،[۱۸] به وقوع معاد براین باوراند.[۱۹] براساس قول عتیق[۲۰] و نو،[۲۱] کلیه عموم بعداز مرگ به «هاویه» یا این که فقید مرده ها میروند که دو قسمت داراست: یک بخش برای اشخاص شرور که محل عذاب میباشد و قسمتی دیگر برای عادلان که پردیس‌ (پردیس) اسم داراست.[۲۲] در اعتقادنامه رسولان و اعتقادنامه نیقیّه نیز که دو اعتقادنامه جهانی و مقبول همگی مسیحیان میباشد، اعتقاد و باور و ایمان به معاد و رستاخیز نام برده میباشد.[۲۳]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه