loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 66
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 9:51


ساره اول همسر ابراهیم(ع) و مامان اسحاق(ع). بنابر آنچه در دو سوره از قرآن مهربان آمده، ملائکه در ۹۰ سالگی به وی بشارت میلاد فرزندی دادند که اسحاق اسم گرفت. ساره، از‌آنجا‌که ملائکه با وی کلام گفته‌اند، مانند حضرت مریم و حضرت فاطمه(س)، محدَّثه مسجد قبا مشهد خوانده میشود.

ساره سال‌ها قبل از میلاد اسحاق، کنیز خویش هاجر را به ابراهیم داد تا از وی فرزنددار خواهد شد. روحانی صدوق، روایاتی نقل نموده است که به حسادت ساره بعداز میلاد اسماعیل اشاره دارااست. با این درحال حاضر بعضی دانشمندان در دلالت و مدرک روایات نام برده تشکیک آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

معاش
امین‌الاسلام طَبْرسی[۱] و ابوالفتوح رازی،[۲] مفسران شیعه قرن ششم قمری، معتقدند ساره فرزند هاران بن یاحور و دخترعموی ابراهیم(ع) میباشد؛ ولی در برخی احادیث منابع شیعه، ساره فرزند لاحِج فرستاده و دخترخاله ابراهیم شمرده گردیده‌است.[۳] در منابع تاریخی اقوال دیگری مانند ساره دختر بتوایل بن ناحور،[۴] دختر لابن بن بثویل بن ناحور[۵] و دختر ملک حَرّان[۶] نیز، رزرو مسجد قبا مشهد نقل شد‌ه‌است.

ابن قُتَیبَه آئینَوَری تاریخ‌نگار اهل‌سنت قرن سوم از تورات نقل کرده که ساره برادرزاده ابراهیم میباشد. مبتنی بر نقل او، ساره و لوط(ع) اخوی و خواهرِ پدری و فرزندان هاران، اخوی ابراهیم‌ میباشند.[۷] ابن کثیر، مورخ اهل‌سنت (درگذشت ۷۷۴ق)، این عهد و پیمان را رد کرده و عهد و پیمان پر اسم و رسم را این دانسته که ساره دخترعموی ابراهیم بوده میباشد.[۸] عبدالصاحب حسینی عاملی تالیف کننده کتاب «الانبیاءُ حیاتُهُم، قِصَصُهُم» این نظر را دارد، لوط اخویِ مادری ساره میباشد، خیر اخویِ پدری وی؛ بدین ترتیب ساره برادرزاده ابراهیم وجود ندارد. به گفته وی، ساره دخترعمو و دخترخاله ابراهیم شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۹][یادداشت ۱]

ساره به یاروهمدم لوط، به ابراهیم ایمان آورد و یکتاپرست شد.[۱۰] وی همینطور با حضرت ابراهیم(ع) تزویج کرد.[۱۱] ساره، یک کدام از زیباترین زنان زمان خویش معرفی گردیده است.[۱۲] وی زمین‌های کشاورزی و دام‌های فراوان داشته و همگی بودجه‌اش را در چنگ ابراهیم قرار داده میباشد.[۱۳]

مهاجرت به مصر
بعد از دعوت ابراهیم به یکتاپرستی در خصوصِل، گردآوری‌ مقداری به وی ایمان آوردند، و ابراهیم به همین ادله به یاروهمدم ساره و لوط، به شام سفر کرد، ‌البته با سرایت قحطی و بیماری، ساره به همپا همسرش ابراهیم(ع)، رهسپار مصر شد.[۱۴] بنابر احادیث تاریخی، فرمانروا مصر از زیبایی ساره با خبر شد[۱۵] و ابراهیم در جواب به اینکه چه نسبتی با ساره دارااست، او‌را خواهر خویش معرفی کرد.[۱۶] چنانکه ابن اثیر گفته، ابراهیم از‌آنجا‌که می‌دانسته در حالتی که ساره را همسر خویش معرفی نماید، سلطان فرمان قتل اورا صادر خواهد کرد تا ساره را تصاحب نماید، واقعیت را نهفته نموده است.[۱۷] پاد شاه مصر، ساره را احضار می‌نماید و کارایی می‌نماید اورا تصاحب نماید، ولی در همین حین، دستش کم آب میگردد.[۱۸] شاه از ساره می خواهد دعا نماید که دستش مجدد تندرست گردد، تا او‌را رها نماید، ولی بعداز دعای ساره و تندرست دست سلطان، وی مجدد کوشش می‌نماید به ساره مجاورت گردد و این رخداد سه توشه چهره میدهد.[۱۹] فرمانروا بعد از آن، از کردهٔ خویش منصرف می گردد، کنیزی به اسم هاجر، و هدایایی به ساره میبخشد و اورا آزاد می‌نماید.[۲۰]

به گفته علامه طباطبایی اینکه ابراهیم ساره را خواهر خویش معرفی کرده‌با‌شد با جایگاه نبوت سازگار وجود ندارد و از تناقاضات تورات کنونی میباشد که در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت وارداتی میباشد.[۲۱] همینطور مبنی بر روایتی که علامه طباطبایی از الکافی نقل کرده ابراهیم درین روایت ساره را همسر خویش معرفی کرد و هر توشه که دست فرمانروا کم آب میشد به دعای ابراهیم بود که دست وی به موقعیت قبلی برمی‌گشت.[۲۲]

بازدید : 27
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 10:01


اَسْماء دختر ابوبکر بن ابی قحافه (درگذشت ۷۳ق) از صحابه فرستاده(ص)، از اول گروندگان به اسلام و نیز راوی بود. او معروف به ذات النطاقین میباشد. او همسر زبیر بن عوام و مامان عبدالله بن زبیر میباشد. بنابر نقلی زبیر به سماجت عبدالله او را جدایی بخشید. اسماء عمری وقتگیر داشت و بعداز قتل فرزندش عبدالله، یک‌سری روزی معاش کرد و در صد سالگی مسجد قبا مشهد درگذشت.

معاش طومار
اسماء در ۲۷ قبل از مسافرت در مکه زاده شد.[۱] وی از خواهرش عایشه که از همسر دیگر ابوبکر بود٬[۲] ده سال بزرگتر بود.[۳] آن دو از دو مامان بوده اند. او در کودکی در شهر مکه به دعوت بابا خود ابوبکر اسلام آورد و هجدهمین نفر از مسلمانها بود.[۴] اسماء با زبیر بن عوام تزویج کرد و از وی مالک فرزند شد. این وصلت او‌لین وصلت از روش متعه در اسلام آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۵]

عبدالله و مصعب از مشهورترین فرزندان وی می باشند.[۶] اسماء از مسلمانانی بود که از مکه به مدینه سفر کرد.[۷] و در پیکار یرموک نیز همدم زبیر بود.[۸] ولی بعداز چندی از زبیر غیر وابسته شد و یار و همدم پسر خویش عبدالله تا قتل وی، در مکه اقامت کرد.[۹] بعضی نیز گفته‌اند زبیر او را به شدت زد و او به پسرش عبدالله جانبداری موفقیت٬ زبیر انذار کرد در صورتی‌که جلو بیاید مادرش را جدایی خواهد بخشید لیکن بنده الله آمد و مادرش را از دست وی خلاص کرد. پس اسماء تا پایان قدمت پیش او رزرو مسجد قبا مشهد ماند.[۱۰]

اسما گفته میباشد زبیر زیرا عصبانی می شد ما‌را با عود مِشجَب چنان می‌زد که آن را بر سرمان می‌ناکامی. عود مشجب به تیم‌ای از چوب‌ها می‌گفتند که با پارچه‌ای بسته‌ای می شد. [۱۱][یادداشت ۱] او بسیار زیست و بعداز قتل پسرش عبدالله ناتوان و نابینا گشت.[۱۲] درباره ی فرصت مرگ او اختلاف میباشد. البته مسلم میباشد که یک‌سری روزی بعداز قتل پسرش شماره تلفن مسجد قبا مشهد درگذشت.[۱۳]

ذات النطاقین
اسماء دختر ابوبکر پر اسم و رسم به ذات النطاقین میباشد. و درباره آوازه وی به ذات النطاقین گفته‌اند زیرا نطاق به معنای دامن میباشد و او دو دامن بر روی هم میپوشید، به وی ذات النطاقین می‌گفتند.[۱۴] معنای دیگر نطاق پیش‌سد میباشد و زیرا فرستاده (ص) و ابوبکر قصد مسافرت کردند، اسماء پیش سد خود دو پاره کرد و زاد و بار آنها را با آن بست رسول او را ذات النطاقین نامید[۱۵] و نبی (ص) اورا دعا فرمود.[۱۶] ولی ابن حجر عسقلانی میگوید: این ماجرا در درست مسلم آمده و به اعطا کردن کنیه به وسیله فرستاده (ص) در آن اشاره نشده‌میباشد.[۱۷]

از طرفی زمانی‌که عموم شام به پیکار عبدالله بن زبیر آمده بودند، اورا به طعن «ابن ذات النطاقین» می‌خواندند و این کنیه را بر مامان و پسر او زشت می‌شمردند. شاید از همین مقاله بتوان استنباط کرد که حیث اولیه درست میباشد. زیرا مبنی بر لحاظ دوم مکان نکوهش عدم وجود بلکه مکان افتخار بود و شامیان که معاند او بودند از فضلیت‌گویی مامان او آنهم در حالا پیکار با او جلوگیری می‌کردند. خیر اینکه بگویند و نکوهش نمایند.

حجاج بن یوسف نیز عبدالله را به‌این کنیه طعن می‌زد که آیتم اعتراض اسماء واقع شد. عبدالله خویش با تلاوت شعری از ابوذؤیب هذلی به‌این کنیه افتخار کرد.[۱۸]

‌نزول آیه از قرآن در خصوص او
گزارشی وجود دارااست که آیه ۸ سوره ممتحنه: «خداوند شمارا از عده ای که در [عمل] آیین با شما نجنگیده و شمارا از دیارتان خارج نکرده‌اند بازنمی‌داراست که با آنها خیر نمایید و با وی عدل و داد ورزید» وقتی نازل شد که قتیله بنت عبدالعزی مامان اسماء با هدایایی نزد وی رفت، ولی اسماء به باعث نامسلمانی مامان از نبی(ص) سؤال کرد و نبی(ص) اذن بخشید.[۱۹] راوی این گزارش نیز فرزندش عبدالله میباشد.[۲۰][۲۱][۲۲] سیوطی خلال عبدالله از خویش اسماء نیز این گزارش را نقل نموده است.[۲۳] ولی برخی‌ شان نزول این آیه را درباره بنی‌هاشم دانسته‌اند.[۲۴] نویری سه‌ شأن نزول برای این آیه بیان نموده است.[۲۵]

مختصات
از راویان روایات نبی(ص): از اسماء (که ابن حبان او را در زمره ثقات برشمرده[۲۶]) در حدود ۶۰ حدیث درباره نماز، حج، زکات و مسائل اسلامی قصه گردیده است.[۲۷] افرادی زیرا عباد بن عبدالله بن زبیر، عروة بن زبیر، ابن ابی ملیکه، عبدالله بن عباس و فاطمه بنت منذر از وی ماجرا کرده‌اند.[۲۸]
شعر سرا: اسماء شعر نیز می‌سرود. البته صرفا ۷ بیت از وی باقیمانده که در اصالت ۳ بیت از آن‌ها شک و تردید میباشد.[۲۹]
تعبیروتفسیر خواب: اسماء به تعبیر و تفسیر رؤیا نیز آشنا بود و سعید بن مسیب، یکی معتبرترین معبّران، این حرفه را از اسماء فرا گرفته بود.[۳۰]

بازدید : 23
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 9:58


وصلت مسلمان با غیرمسلمان زمینه‌ای شرعی میباشد که پیشینهٔ درازی در مباحث فقاهتی شیعه و سنی داراست و خویش به مسائل فرعی مختلفی تقسیم میگردد. طبق فتوای تمامی فقیهان شیعه و سنی، وصلت زن مسلمان با مرد غیرمسلمان روا وجود ندارد؛ حتی درصورتی که مرد اهل‌کتاب باشد یا این که کافر ذِمّی و چه وصلت دایم باشد یا این که موقت. همینطور وصلت مرد مسلمان با زن کافری که به آفریدگار باور ندارد مسجد قبا مشهد حرام میباشد.

فقیهان شیعه دربارهٔ وصلت مرد مسلمان با زن اهل‌کتاب اختلاف‌حیث دارا‌هستند. بنابر حیث پر اسم و رسمِ آنها، تزویج دایمِ مرد مسلمان با زن اهل‌کتاب روا وجود ندارد؛ البته تزویج موقتِ مرد مسلمان با وی روا میباشد. فقیهان سنی وصلت دایم مرد مسلمان با زن اهل‌کتاب را روا آدرس مسجد قبا مشهد میدانند.

التفات
تزویج مسلمان با غیرمسلمان موضوع‌ای شرعی میباشد که هم در فقه شیعه و هم در فقه اهل‌سنت آیتم مشاجره قرار گرفته میباشد.[۱] این مورد، خویش به یکسری شاخه تقسیم میگردد؛ مانند ۱. وصلت زن مسلمان با مرد غیرمسلمان، ۲. وصلت دایم مرد مسلمان با زن غیرمسلمان، ۳. تزویج موقت مرد مسلمان با زن غیرمسلمان. در ضابطه مدنی کشور‌ایران نیز بدین موضوع اعتنا رزرو مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۲]

وصلت زن مسلمان با مرد غیرمسلمان
در فقه شیعه و سنی، واقعه‌لحاظ وجود داراست که تزویج زن مسلمان با مرد غیرمسلمان، حتی در‌حالتی که اهل‌کتاب باشد، روا وجود ندارد.[۳] در‌این حکم، میان کافر ذمی، حربی و مرتد و نیز موقت یا این که دایم‌بودن تزویج تفاوتی وجود ندارد.[۴] این حکم، در مادهٔ ۱۰۵۹ ضابطه مدنی کشور ایران هم شماره تلفن مسجد قبا مشهد آمده میباشد.[۵]

وصلت مرد با زن اهل کتاب
تمامی مذهب‌های اهل‌سنت تزویج مرد مسلمان با زنان اهل‌کتاب را روا میدانند؛[۶] ولی فقیهان شیعه فی مابین تزویج موقت و دایم مرد مسلمان با زن اهل کتاب تفکیک می‌نمایند و تزویج موقت را روا و وصلت دایم را حرام میدانند.[۷] متفحص حلی و سود کاشانی این حکم را حیث پر اسم و رسم امامیه دانسته‌اند.[۸] ابن‌سعید حلی گفته میباشد این بینش مورداتفاق فقیهان شیعه میباشد.[۹]

ولی گزارش کرده‌اند که عقیده معروف دربین قدما (فقیهان قبل از پژوهشگر حلی) این بوده که تزویج با اهل‌کتاب به‌طور کلی حرام میباشد.[۱۰] روضه خوان موثر،[۱۱] روضه خوان طوسی،[۱۲] سید مرتضی[۱۳] و طبرسی[۱۴] مثلا اشخاصی‌اند که‌این حیث را تفویض کرده‌اند.[۱۵] همینطور گفته‌اند در مقابل، فقیهانی مانند روضه خوان صدوق،[۱۶] شهید ثانی،[۱۷] نتیجه کاشانی[۱۸] و صاحب و مالکْ‌جواهر[۱۹] وصلت دایم مرد با زن اهل‌کتاب را هم روا می‌دانسته‌اند.[۲۰]

محمدجواد مغنیه، روضه خوان شیعه اهل لبنان، نوشته میباشد در بعدازظهر حاضر (قرن چهاردهم قمری)، دسته متعددی از فقیهان امامی‌مذهب تزویج دایم با زنان اهل‌کتاب را روا می دانند و مَحکمه‌های جعفری‌مذهب لبنان اینگونه عقدی را سرازیر میسازند.[۲۱]

تزویج مرد مسلمان با زن زرتشتی
دربارهٔ تزویج مردان با زنان زرتشتی اختلاف میباشد.[۲۲] نقل شده گروهی از فقیهان وصلت موقت با آنها‌را روا دانسته‌اند.[۲۳] روحانی صدوق وصلت با آن‌ها را حرام میداند.[۲۴] البته پژوهشگر حلی آن‌ها‌را مانند اهل کتاب می داند و وصلت موقت با آن‌ها را روا می داند.[۲۵]


کتاب وصلت با غیرمسلمانان، نوشته محمدرضا جباران
حکم تزویج مرد مسلمان با زن غیراهل کتاب
در فقه شیعه وصلت مرد مسلمان با کافری که به پروردگار و معاد ایمان ندارد روا وجود ندارد.[۲۶] درین حکم تفاوتی نمی‌نماید وصلتْ دایم یا این که موقت باشد.[۲۷] فقیهان در‌این مسئله ادعای اجماع کرده‌اند.[۲۸] فقیهان، همینطور، تزویج مسلمان با بهائی را نیز روا نمی‌دانند.[۲۹]

تک‌نگاری
کتاب تزویج با غیرمسلمانان، نوشته محمدرضا جباران، بوسیله انتشارات بوستان کتاب در سال ۱۳۸۳ش به چاپ رسیده میباشد.
کتاب تزویج با بیگانگان در فقه اسلام و بقیه شرایع الهی، نوشته محمد ابراهیمی، به وسیله انتشارات بوستان کتاب در سال ۱۳۸۲ش منتشر گردیده است.

بازدید : 57
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 10:07


سلطان کریم و مهربان الحسینی، پر اسم و رسم به مهربان آقاخان و آقاخان چهارم (۱۹۳۶–۲۰۲۵م)، چهل و نهمی امام شیعه‌ها اسماعیلیه آقاخانیه بود. وی از سال ۱۳۳۶ش به بازه زمانی ۶۸ سال رهبری اسماعیلیان را برعهده داشت و در‌این زمانه کار‌های مختلفی در مورد‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در سراسر دنیا ایفا بخشید. مثلا اقدامات وی تأسیس راس جهانی امامت اسماعیلیه در لیسْبون پرتغال (۲۰۱۵م) و تبدیل کاخ هِنریک مِنْدونسا به دیوان امامت اسماعیلیه (۲۰۱۸م) بود. وی همینطور، ده‌ها مریض خانه، مکتب، دانشکده و مرکزها خدماتی و فرهنگی در بخشها متفاوت عالم تشکیل داد. از سایر عمل‌های آقاخان تأسیس کانال توسعه و گسترش آقاخان، مؤسسه مطالعات اسماعیلی، پاداش دربین‌المللی معماری آقاخان و محرک موسیقی آقاخان مسجد قبا مشهد میباشد.

کریم ومهربان آقاخان از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۵م جزو پنجاه شخصیت تأثیرگذار و فعال در دنیا اسلام معرفی گردیده‌است. او در سال ۲۰۱۰م بوسیله روزنامه فُوربْس تحت عنوان یکی‌از ده خانواده سلطنتی ثروتمند دنیا معرفی شد. وی ملیت کشورهای پرتغال، انگلیس، فرانسه و سوئیس را آدرس مسجد قبا مشهد داشت.

آقاخان چهارم در ۱۶ بهمن ۱۴۰۳ش در ۸۸ سالگی در لیسبون درگذشت و بعداز مراسم تدفین در راس اسماعیلیه، در ۲۱ بهمن در حرم خانوادگی‌شان در اَسْوان مصر دفن شد. مرکز ها و مؤسسات مختلفی همانند مجمع جهانی اهل‌بیت(ع)، مدیر انجمن ادیان و مذهب ها حوزه علمیمه قم، مدیر مجلس وحدت مسلمین پاکستان و شورای سراسری هزاره‌های اهل‌سنت افغانستان درگذشت او را رزرو مسجد قبا مشهد تسلیت گفتند.

از امامان شیعهٔ اسماعیلیهٔ آقاخانیه
فرمانروا کریم و مهربان الحسینی دارای اسم و رسم به کریم و مهربان آقاخان یا این که آقاخان چهارم، چهل و نهمی امام ارثیِ شیعه‌ها اسماعیلیه آقاخانیه بود.[۱] بعداز مرگ پدربزرگش آقاخان سوم در ۱۱ ژوئیه ۱۹۵۷م/۲۰ تیر ۱۳۳۶ش،[۲] به وصیت وی، در سن ۲۰[۳] یا این که ۲۱ سالگی[۴] به رهبری فرقه اسماعیلیه رسید. آقاخان سوم، علی‌رغم داشتن دو پسر، نوه‌اش کریم و مهربان آقاخان را به جهت جوان بودن و تغییر و تحول وضعیت و حال و روز عالم، به امامت پس از خویش منصوب کرد.[۵] وی ۶۸ سال امامت اسماعیلیه را برعهده داشت[۶] و تحولات بزرگی در ناحیههای فکری، سیاسی و اقتصادی جامعه اسماعیلیان نزاری پدید آورد تا جایی که زمانه امامت او را زمانه طلایی اسماعیلیان نزاری شماره تلفن مسجد قبا مشهد خوانده‌اند.[۷]


مهربان آقاخان چهارم (سمت چپ) و آقاخان سوم (سمت راست)
آقاخان چهارم در ۲۰۱۵م به دعوت دولت پرتغال، راءس جهانی امامت اسماعیلیه را در لیسبون پرتغال تأسیس و در ۲۰۱۸م کاخ هنریک مندونسا در لیسبون را به‌تیتر پایگاه امامت اسماعیلیه گزینش کرد و آن را دیوان امامت اسماعیلیه نامید.[۸]

کریم ومهربان آقاخان را شخصی پر رنگ در کارها خیریه و کسب و کار شمرده و گفته‌اند وی مانند مدیر‌جمهور یک مرزو بوم گزینه احترام قرار می‌گرفت.[۹] اورا شاه سوای سرزمین نیز نامیده‌اند.[۱۰] گفته میشود که وی بیشتر به اصلاح اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی و آموزشی پیروانش عشق داشت.[۱۱] براساس فهرست منتشر گردیده از سوی «راءس سلطنتی مطالعات راهبردی اسلامی» در پایتخت اُرْدن، آقاخان به دلیل عمل‌ها و همت‌های بشردوستانه و خیرخواهانه، از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۵م جزو پنجاه شخصیت تأثیرگذار و فعال در دنیا اسلام تعیین گردیده‌است.[۱۲]

شیعه‌ها اسماعیلی آقاخانیه، کریم و مهربان آقاخان را از نسل نبی(ص) میدانند.[۱۳] مهربان الحسینی را در کشورهای اروپایی،‌ معمولاً حضرت گرانقدر پرنس مهربان آقاخان چهارم می‌نامند.[۱۴]

آقاخانیه تداوم اسماعیلیه نزاریه و منسوب به حسنعلی سلطان ملقب به آقاخان محلاتی (درگذشت ۱۲۹۸ق)، امام چهل و ششم نزاریان، میباشند.[۱۵] کنیه آقاخان از سوی فتحعلی فرمانروا قاجار به حسنعلی فرمانروا اعطا شد و از آن به آن‌گاه امامان اسماعیلیه نزاریه با تیتر آقاخان خوانده شدند.[۱۶]

طبق وصیت‌طومار کریم ومهربان آقاخان و سنت اسماعیلیه بر طبق انتخاب امام از سوی امام گذشته، بعداز کریم ومهربان آقاخان، فرزندش رحیم آقاخان (متولد ۱۹۷۱م) به‌تیتر پنجاهمین امام اسماعیلیه معرفی شد.[۱۷]

بازدید : 31
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 9:47


جمال جعفر محمدعلی آل ابراهیم دارای شهرت به ابومهدی المهندس، (۱۳۳۳-۱۳۹۸ش) جانشین فرمانده حشد شعبی عراق بود. وی از اعضای حزب الدعوة الاسلامیة و مجلس اعلای اسلامی عراق و از اساس‌گذاران کَتائب حزب‌الله عراق و حشد الشعبی بوده میباشد. او از تأثیرگذارترین فرماندهان عراقی در خارج راندن داعش از عراق می آید. ابومهدی در ۱۳ دی ۱۳۹۸ش به‌دنبال حمله نیروهای آمریکایی، در اطراف فرودگاه بغداد به یار و همدم قاسم سلیمانی به شهیدشدن مسجد قبا مشهد رسید.

معاش‌طومار
جمال جعفر محمد علی آل ابراهیم تمیمی، معروف به ابومهدی المهندس، در سال ۱۳۳۳ش/۱۹۵۴م در بصره به‌جهان آمد.[۱] بابا وی عراقی و مادرش اهل ایران بود.[۲] در سال ۱۳۵۲ش/۱۹۷۳م وارد دانش کده «الجامعة التکنولوجیة» شد و در فن مهندسی عمران لیسانس گرفت.[۳] بعداز آن به علم آموزی در حرفه علم ها سیاسی پرداخت و با گواهی دکتری خارج از‌التحصیل شد. وی همینطور دروس مقدماتی حوزه علمیه را در حوزه آیت الله سید محسن حکیم در بصره آدرس مسجد قبا مشهد آموخت.[۴]


ابومهدی مهندس در کنار قاسم سلیمانی
شهید شدن
ابومهدی المهندس در ۱۳ دی ۱۳۹۸ش در حمله هوایی ایالات متحده، در حوالی فرودگاه بغداد به همدم قاسم سلیمانی و یک سری نفر دیگر به شهید شدن رسید.[۵] پیکر آن ها در شهرهای کاظمین، کربلا، نجف، اهواز، مشهد، طهران و قم تشییع شد و پیکر ابومهدی بعد از تشییع در زادگاهش بصره، در وادی السلام نجف به خاک ودیعت رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۶]


مراسم تشییع ابومهدی و قاسم سلیمانی در طهران
در بعضا کشورها برای مثال بحرین[۷] یمن،[۸] و پاکستان[۹] تظاهرات مردمی در محکومیت ترور ابومهدی و سلیمانی برگزار شماره تلفن مسجد قبا مشهد شوید.


قاسم سلیمانی در کنار سید حسن نصرالله و ابومهدی المهندس.
کار‌های سیاسی و نظامی
ابومهدی المهندس در اوایل دهه هفتاد میلادی به حزب الدعوة الاسلامیة پیوست و بعد از آنکه از سوی حکومت وقت عراق پایین پیگرد قرار گرفت، در سال ۱۳۵۹ش/۱۹۸۰م ناگزیر به خروج از عراق شد و به کویت و بعد جمهوری اسلامی ایران رفت. وی در سال ۱۳۶۴ش/۱۹۸۵م به عضویت مجلس اعلای اسلامی عراق درآمد.[۱۰]


ابومهدی المهندس در کنار سید محمدباقر حکیم مؤسس سپاه بدر
ابومهدی در سال ۱۳۶۲ش/۱۹۸۳م به عضویت سپاه بدر درآمد[۱۱] و در سال ۱۳۸۱ش تحت عنوان فرمانده آن منصوب شد.[۱۲] وی مسئولیت ترور نافرجام طارق عزیز وزیر کارها خارجه عراق در عصر صدام را بر ذمه داشت.[۱۳]

ابومهدی از مبنا‌گذاران کتائب حزب‌الله عراق (۲۰۰۷م) بود.[۱۴] وی با ظهور داعش در حوزه‌ به جانشینی فرماندهی حشد الشعبی (مجموعه نبرد مردمی بسیج علیه داعش)، گزینش شد.[۱۵] البته به حیث می دانی و به نظریه کارشناسان، فرمانده مهم حشد به‌شمار می‌آمد.[۱۶] مهندس به مخالفت با ایالات متحده دارای اسم و رسم بود و به گفته خودش یک کدام از هدف ها اساسی وی اخراج نظامیان آمریکایی از خاک عراق بوده میباشد،[۱۷] که بیان شده وی جزو عده ای بود که در سال ۱۳۹۸ش/۲۰۱۹م به سفارت ایالات متحده در بغداد حمله کردند.[۱۸] به گفته فرزندش، وی درین جریان خواهان مجازات ایالات متحده و نقطه پايان حضور آن در میهن بود.[۱۹] ایالات متحده از سال ۱۳۸۸ش/۲۰۰۹م اورا در فهرست تروریست‌ها قرار داده بود.[۲۰]

مستند سلفی با ابومهدی
«سلفی با ابومهدی» تیتر فیلمی میباشد که کیفیت حضور ابومهدی المهندس تحت عنوان فرمانده حشدالشعبی در جناح مقاومت را قصه می‌نماید. درین مستند چهل دقیقه‌ای که سید هاشم موسوی آن را کارگردانی کرده و سال ۱۳۹۵ش. ساخت و ساز گردیده، چندین و زیرا عملیات صلاح‌الدین و بازپس‌گیری جرف الصخر ذکر

بازدید : 21
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 10:06


فرمان روا اسماعیل اولیه صفوی (حکومت۹۰۷-۹۳۰ق/۱۵۰۱-۱۵۲۴م)، اول فرمانروا سلسله صفویه، ملقب به ابوالمظفر بهادر خان حسینی. استارت پادشاهی صفویان، رسمیت یافتن مذهب تشیع در جمهوری اسلامی ایران و مبارزه چالدران، از مهم ترین رخدادها در طی پادشاهی وی بر مرز و بوم کشور ایران مسجد قبا مشهد بوده میباشد.

اسم و نسب
اسماعیل میرزا، دارای اسم و رسم به سلطان اسماعیل نخستین، پسر روضه خوان حیدر صفوی، سه شنبه ۲۵ رجب سال ۸۹۲ق (۴ مرداد ۸۶۶ش) در اردبیل به دنیا آمد.[۱] نسب وی با پنج واسطه به صفی الدین اردبیلی می رسد. مادرش حلیمه بیگم آغا، دختر اوزون حسن آق قویونلو میباشد. مامان پاد شاه اسماعیل که اسم مهم‌اش مارتا بود، تا نقطه پایان قدمت مسیحی ماند و در حرم روحانی صفی‌الدین اردبیلی دفن آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.[۲]

معاش
روضه خوان حیدر صفوی، بابا اسماعیل در ۸۹۳ق در نزاع با نیروهای فرخ‌یسار، قاضی شروان و نیروهای کمکی یعقوب بیک آق‌قویونلو، پسر اوزون حسن و اخوی همسرش کشته شد. آنگاه یعقوب بیک، خواهرش حلیمه را به یار فرزندانش، علی، ابراهیم و اسماعیل در قلعه اصطخر عجم زندانی کرد.[۳] بعداز یعقوب، پسرش رستم به اقتدار رسید. وی برای رویارویی با فرخ یسار، هم‌عهد و پیمان قدیمی و معاند کنونی خویش، به امداد فرزندان روضه خوان حیدر و مریدان آن‌ها مستلزم بود، لذا در سال ۸۹۸ق، حلیمه بیگم و فرزندانش را بعداز حدود چهار سال و نیم از حبس آزاد کرد و به تبری رزرو مسجد قبا مشهد موفقیت.[۴]

رستم بیک بعد از اینکه با یاری علی پر اسم و رسم به «فرمان روا علی»، اخوی اسماعیل و مریدانش به هدف ها خویش رسید، به خانواده روحانی حیدر اذن اعطا کرد به اردبیل بروند، البته با ارتقاء مریدان آن‌ها در اردبیل، حس خطر کرد و آن‌ها را مجدد به تبریز برگرداند و تصمیم گرفت تا علی و سران صوفیه را از در میان چیره شود. فرمانروا علی و مردانش با اگاهی از این مسئله، شبانه فرار و گریز کردند. رستم بیک، سپاهی پنج هزار نفری به فرماندهی اَیبه فرمانروا به تعقیب آن‌ها ارسال کرد که در روستای «شماس» در حوالی اردبیل با صوفیان روبرو شدند. فرمان روا علی که کشته شدنش را پیش‌بینی می کرد، اسماعیل میرزا را به جانشینی شماره تلفن مسجد قبا مشهد خویش تعیین کرد.[۵]

حصول فراگیری‌های فقاهتی و نظامی در لاهیجان
بعداز کشته شدن فرمانروا علی، برادرانش ابراهیم و اسماعیل به اردبیل رفتند و مدتی مخفیانه در اردبیل معاش کردند. آنگاه به دعوت والی شیعی گیلان، کارکیا میرزاعلی، قزلباش‌ها اورا به لاهیجان بردند.[۶] اسماعیل پنج سال در آنجا ماند و با نگهداری‌های شمس الدین لاهیجی که از فضلای آن دیار بود، فارسی، عربی، قرآن و مبانی و اصول شیعه امامیه را آموخت.[۷] افزون بر این، در‌این بازه، تحت لحاظ هفت بدن از اعیان صوفیه لاهیجان، فوت‌و‌فن نبرد‌آوری فراگرفت.[۸]

ناکامی قتل کننده بابا و ورود به تبریز
اسماعیل میرزا، یاروهمدم هفت بدن از اعیان صوفیه لاریجان، عازم اردبیل شد و هر چه بدین شهر مجاورت‌خیس می شد، بر تعداد یارانش افزوده می شد. وی در سال ۹۰۵ق با نیروی هفت هزار نفری به نزاع فرخ یسار، قتل کننده پدرش رفت و او‌را باخت بخشید. درپی، قلعه باکو را فتح کرد، بناها را با خاک یکسان کرد و به قبر خلیل الله، قتل کنندهِ روحانی جنید، بی‌حرمتی کرد و استخوان‌های اورا از قبر درآورد و سوزاند.[۹] بعد از آن به مبارزه با الوند بیک، حکم دهنده آذربایجان رفت و با باختن وی، وارد تبریز شد.

بازدید : 26
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 10:16


إنتفاضه صَفَر عراق قیام شیعه‌ها عراق در پوسته پیاده‌روی اربعین بر ضد حکومت حزب بعث در ماه صفر سال ۱۳۹۷ هجری قمری (موازی با ۱۹۷۷م - ۱۳۵۵ش) بود. حزب بعث برگزاری مراسم‌های مذهبی را محصور و هر نوع برقراری موکب و پیاده‌روی به سمت کربلا را ممنوع بیان کرد. با این وجود عموم نجف در ۱۵ صفر ۱۳۹۷ق فراهم برگزاری مراسم پیاده‌روی اربعین شدند. کاروان سی‌هزار نفری به سمت کربلا تکان کرد. این تکان از آغاز با عکس العمل حکومت مواجه شد و یک‌سری شهید شدند. در غایت، در مسیر نجف به کربلا، با حمله نیروهای ارتش، هزاران نفر دستگیر شدند. یکسری کشته شدند، برخی به اعدام و بعضی دیگر به حبس ابد مسجد قبا مشهد محکوم گردیدند.
سید محمدباقر صدر و سید محمدباقر حکیم در‌این انتفاضه نقش داشتند. امام خمینی نیز این قیام مردمی را تأیید کرد.

مسئله‌ها
حزب بعث عراق در سال ۱۹۶۸م اقتدار را در عراق به دست گرفت.[۱] و 1 سال بعد از آن محدودیت‌های کبیر‌ای در برگزاری مراسم مذهبی شیعه‌ها به‌وجود آورد. این محدودیت‌ها باعث شد تضارب‌های مختلفی در بین عموم و حکومت بر راز اعمال مراسم‌های مذهبی صورت آدرس مسجد قبا مشهد بگیرد.[۲]
در سال ۱۹۷۲م مراسم‌ مذهبی محصور به حسینیه‌ها شد و تعداد مقداری از آنها اذن برپایی مراسم را داشتند.[۳] در سال ۱۹۷۶م در روزگار سر کردگی‌جمهوری حسن البکر و نائب رئیس اولین صدام حسین،‌ دستوراتی برای جلوگیری کردن برپایی شعائر حسینی صادر شد و هر نوع برقراری موکب و پیاده‌روی به سمت کربلا ممنوع شوید. همینطور برگزاری مجلس عزای امام حسین(ع) بسیار محصور گردیده و صرفا با وجود شرائطی اذن داده میشد.[۴] در سال ۱۹۷۷م نیز همین امرها تکرار رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۵]

ارتقاء یافتن محدودیت‌ها
در دهه نخستین محرم ۱۹۷۷م، محدودیت‌ها بسیار ارتقا یافت. ماشین‌ها بوسیله مأموران حکومتی تفتیش می شد و هر نوع وسیله‌ وابسته به سوگواری مصادره می گردید. برخی نقل کرده‌اند مأموران حکومتی غذاهایی را که برای زائران فراهم گردیده بود، نیز شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌گرفتند.[۶]
در شب عاشورای ۱۹۷۷م تنی چند از جوان ها شیعه، قصد به سوگواری گرفتند. حکومت استحضار یافت و ده‌ها نفر را دستگیر و زندانی کرد. عموم تصمیم گرفتند که در شب ۲۵ محرم مصادف با شهید شدن امام سجاد(ع)، خارج آمده و تظاهرات نمایند. بعد از مشورت کردن با سید محمدباقر صدر، این تکان به اربعین حسینی موکول شد.[۷]

انتفاضه
برای داده ها بیشتر، اینها را هم مشاهده کنید: حزب بعث عراق
در ۱۵ صفر ۱۳۹۷ق موازی با ۱۹۷۷م جمعیت بزرگی از عموم که قصد پیاده‌روی اربعین و زیارت امام حسین(ع) را داشتند، در بقاع امام علی(ع) در نجف تجمع کردند.[۸] بعضی پژوهشگران تعداد این زائران را ۳۰ هزار نفر دانسته‌اند.[۹] جمعیت با وجود دوری ارتش نظامی، تکان و در ده کیلومتری نجف توقف کردند. در نزدیکی اردوگاه، ماشین‌های نظامی حضور پیدا کردند.[۱۰] در حین مسیر و روزهای قبلی، تضارب‌های دور از هم‌ای صورت گرفته بود.[۱۱] در پنجاه کیلومتری کربلا، تضارب دیگری فیس اعطا کرد و چهار نفر از عموم به شهید شدن رسیدند.[۱۲] عموم با وجود تضارب و شهیدشدن بعضا اشخاص، به مسیر خویش ادامه دادند. در غایت، نیروهای نظامی وارد شغل گردیده و حدود ۱۶ بدن را کشته و هزاران نفر را دستگیر کرد.[۱۳] از بازداشتی‌ها، هشت نفر اعدام شدند و شانزده نفر مثلا سید محمدباقر حکیم به حبس ابد محکوم شد.[۱۴] همینطور برای برخی اشخاص که از عراق گریزو فرار کرده بودند، نیز حکم اعدام غیابی صادر شد؛ به عنوان مثال این اشخاص سید مرتضی عسکری، سید محمدحسین فضل و ادب‌الله، روضه خوان محمدمهدی شمس‌الدین و روحانی محمدمهدی آصفی بودند.[۱۵]

بازدید : 56
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 9:58


باطِنی‌گری نظریه بدین میباشد که آیین باطنی هم دارااست که از ظاهرش اساسی‌خیس میباشد. طرف‌داران باطنی‌گری آیه ها قرآن را تأویل می‌نمایند و میکوشند به معنای باطنی‌شان دست پیدا نمایند. دربین فرقه‌ها و مذهب‌ها اسلامی، بیش تر از تمامی، اهل‌تصوف و اسماعیلیه به باطنی‌گری آوازه مسجد قبا مشهد دارا‌هستند.

اهل‌تصوف می گویند شریعت قالب آیین میباشد و می بایست به واقعیت که هسته آن میباشد دست یافت. اسماعیلیه هم بر آن‌اند که می بایست با تأویل نشانه‌ها قرآن به معنای حقیقی وواقعی آن ها رسید و این فعالیت بر ذمه امام میباشد. بعضی شیعه امامیه را هم مذهبی باطنی دانسته‌اند؛ البته عده ای این حرف را آدرس مسجد قبا مشهد رد کرده‌اند.

در روایات شیعه، روایاتی می باشد که نشانه‌ها قرآن را دارنده ظواهر و داخل میداند. همینطور روایاتی وجود دارااست که آیه‌ها قرآن را تأویل می‌نماید. عالمان شیعه، با استناد به‌این احادیث، تأویل را می‌پذیرند؛ ولی خیر آنگونه که در تصوف و اسماعیلیه ترویج دارااست و ضوابطی خاص برای آن در لحاظ رزرو مسجد قبا مشهد میگیرند.

معنا‌شناسی
باطنی‌گری تامل‌ای میباشد که بر داخل و واقعیت آئین تأکید می‌نماید و این نظر را دارد آئین دو جنبه ظاهری و باطنی دارااست. در باطنی‌گری، جنبه باطنی آئین از ظواهر آن اصلی‌خیس شمرده و غرض وصال به داخل و واقعیت آن دانسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌گردد.[۱]

فرقه‌ها و مذهب ها باطنی مسلمان
رنه‌گنون فیلسوف مسلمان فرانسوی (۱۸۸۶-۱۹۵۱م)، باطنی‌گری دربین مسلمانها را به اهل‌تصوف و عارفان مسلمان نسبت میدهد[۲] و می گوید اینان قشر یا این که پوست یا این که ظواهر شریعت را از لُبّ یا این که هسته یا این که داخل آن تفکیک می‌کردند و واقعیت آئین را به عبارتی درون آن می‌دانستند.[۳]

به‌گفته فرهاد دفتری، اسماعیلی‌شناس (زاده ۱۳۱۷ش)، بیش تر از همگی فرقه‌ها و مذهب‌ها اسلامی، اسماعیلیه به درنگ باطنی‌گری آوازه داراست؛[۴] به‌اعتقاد اسماعیلیان، پیامبران معنای ظاهری وحی را برای عموم ذکر می‌کردند؛ ولی تأویل وحی، یعنی معنای باطنی و حقیقی و واقعی آن برعهده جانشینان آنها میباشد که وصی یا این که امام اسم دارا هستند.[۵]

باطنی‌گری در مذهب امامیه
گفته‌اند اسلام‌پژوهانی زیرا هانری کُربَن و محمدعلی امیرمعزی شیعه امامیه را مذهبی باطنی و تأویلی می دانند؛ ولی برخی نیز این صحبت را نمی‌پذیرند و میگویند «خط اعتدالی شیعه» تفاوت‌های مهمی با باطنی‌گری داراست؛ ازجمله برای شریعت و ظواهر آیه ها و احادیث، مرجعیت قائل میباشد و آن را به لبه نمی‌موفقیت. همینطور گوهر آیین‌داری را تعبد به شریعت میداند و بر این اطمینان میباشد که نجات با فعالیت به شريعت ممکن می شود.[۶]

بااین‌همگی عالمان شیعه تأویل را به‌طور کلی می‌پذیرند؛ ولی تأویلات اسماعیلیه را صحیح نمی‌دانند و برای تأویل شروطی بیان می‌نمایند.[۷] آن‌ها احادیثی از نبی(ص) و امامان، بر طبق وجود ظواهر و داخل برای آیه ها قرآن نقل می‌نمایند.[۸] همینطور روایاتی نقل می‌نمایند که در آن ها امامان آیاتی از قرآن را تأویل کرده‌اند؛[۹] مانند این حدیث از امام راست گو(ع) که آیه «وزن کردن را به عدل و داد رعایت فرمایید و معدود‌فروشی مکنید»[۱۰] را این‌سیرتکامل توضیح میدهد: «از امام عادل تاسی نمایید و از حقش نکاهید.»[۱۱]

مبنای باطنی‌گری اهل‌تصوف
رِخیر‌گِنون در تعریف باطنی‌گری اهل‌تصوف می گوید در اعتقاد آن ها، شریعتْ قشر یا این که ظواهر آئین میباشد که در پوسته احکام دینی بروز پیدا می‌نماید؛ البته اصل آئین به عبارتی واقعیت میباشد و ما به‌وسیله طریقت، از شریعت به واقعیت می‌رسیم.[۱۲] شریعت صرفا یک شیوه نامه میباشد؛ البته واقعیت «معرفت ناب» میباشد و این معرفت، معنایی متعالی و عمیق به شریعت میدهد.[۱۳]

اصول باطنی‌گری اسماعیلیه
نظام باطنی‌گری در مذهب اسماعیلیه بر مفاهیم «ظواهر و داخل» و «تنزیل و تأویل» و «خاص و عام» توکل داراست.[۱۴] اصول باطنی‌گری عبارت از سه اصل تحت میباشد:[۱۵]

اصل معنای باطنی در قبال معنای ظاهری: آموزه‌های شرعی دو جنبه ظواهر و درون دارا‌هستند و معنای باطنی‌شان بیشترین عنایت را دارااست.[۱۶]
اصل تأویل در قبال تنزیل و تعبیر: باطنیان کوشش می‌نمایند به‌وسیله تأویل از ظواهر قرآن و احادیث به باطنشان برسند.[۱۷]
اصل گروه‌بندی عموم به خاص و عام: به‌اعتقاد باطنیان اسماعیلی، تأویل برعهده امامان میباشد و شمار اندکی می توانند از روش تأویل امامان، به داخل آئین دست پیدا نمایند. براین اساس انسا‌ن‌ها به خاصیت و عوام تقسیم میگردند. خاصیت به عبارتی معتقدان به مذهب اسماعیلیه‌اند که امامت امامان اسماعیلی را پذیرفته‌اند. و عوام غیراسماعیلیان‌اند که فقط ظواهر آئین را می توانند فهم نمایند.[۱۸]

بازدید : 20
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 10:00


دایکُندی شاخه بزرگی از بستگان هَزاره در افغانستان میباشد که تمامی شیعه و عجم‌گویش با زبان هزارگی می باشند. مرز و بوم ساکن این خویشان در دره‌ها و کوهپایه‌های کوهستان مرکزی افغانستان، بخشی از هزارستان میباشد که با قبایل دای‌زَنگی (بامیان)، دای‌چوپان(اُرُزگان و هِلمند) و اَیماق(غور) مسجد قبا مشهد اهالی‌اند.

دولت‌بیگ مشهورترین حکم دهنده دایکندی، هم زمان با فرمان روا عباس صفوی (حکومت: ۹۹۶ ـ ۱۰۳۸ق بوده میباشد. قبل از کشتار هزاره‌ها (۱۳۰۸ ـ ۱۳۱۰ق) بوسیله عبدالرحمن (حکومت:۱۲۹۷ ـ ۱۳۱۸ق)، امیر کابل، میرها و بیگ‌ها این ناحیه را نصفه‌جدا اداره می‌کردند. دایکندی بعداز این تهاجم، بخش اعظمی از اشخاص و زمین‌های خویش را از دست بخشید. دایکندی آنگاه پایین تقسیمات حکومت وسیع دای‌زنگی قرار گرفت و مدتی را نیز در پوسته یک وُلُسوالی (شهر) در ولایت اُرُزگان قرار گرفت. در سال ۱۳۸۴ش دایکندی تحت عنوان یک ولایت، غیر آدرس مسجد قبا مشهد وابسته شد.

اولی کار مدرسه های علمیه در حیطه سنگ‌تخت در اوایل قرن حاضر (چهاردهم) به وسیله روحانیون درس‌خوانده در مشهد و نجف استارت گشت. خُسروی، صادقی نیلی، یوسف واعظی و سَرور علم از مشهورترین روحانیون این ناحیه رزرو مسجد قبا مشهد میباشند.

در قبلی، نظام ارباب و رعیتی درین خاندان قاضی بود. کشاورزی و فرآورده‌داری کار بیشتر عموم دایکندی میباشد. زمین‌های نتایج‌خیز و منابع آبی رنگ اندک میباشد. اینک ولایت دایکندی در گیر فقر، بیکاری و ذیل بودن تجهیزات بهداشتی، تحصیلی و شماره تلفن مسجد قبا مشهد امنیت میباشد.

معنای دای‌کندی
دای‌کُندی از دو جزء دای+کندی تشکیل‌شده میباشد. دای در اولِ اسم بیشتر قبایل هزاره وجود داراست مانند دای‌زنگی، دای‌میرداد و دای‌چوپان.[۱] برخی دای‌کندی را یک کلمه و واژه پارسی باستانی می دانند. از بینش این اشخاص دای از (Dahyo) در اوستا به معنای مرزوبوم و کشور و به همین مضمون‌ از (Dasyu) در سانسکریت گرفته گردیده، دای‌کندی را مرزو بوم یا این که مرزوبوم خویشان کندی مضمون‌ می‌نمایند.[۲] نماید نیز در فارسی به معانی متعدد به عنوان مثال دلاور آمده میباشد.[۳] برخی نیز معتقدند دای ریشه مغولی یا این که چینی دارااست.[۴]

تبار، مرزوبوم و جمعیت
دای‌کندی یکی‌از شاخه‌های اساسی فامیل هزاره میباشد.[۵] برای دایکندی حدود ۳۰ طایفه شمرده‌اند.[۶] کشور محل اسکان خاندان دای‌کندی بخشی از حوزه‌ هزارستان میباشد. دایکندی از طرف غرب و شمال غرب تا جنوب فیروزکوه غور مشمول پَسابند، دَولت‌یاروهمدم و لعل‌و‌سَرجنگل، با عموم تایمَنی و ایماق، و از طرف جنوب تا محل سکونت هزاره‌های اروزگان در ارزگان خاص، تیری و دِهراورد ولایت اروزگان، در شمال قندهار کلان میباشد.[۷] این خویشاوندان در شمال و شمال شرق با فامیل دای‌زنگی، دربرگیرنده بخش ها پَنجاب، وَرَس و یَکه‌اَولَنگ رابطه مجاورت و بخشها مشترک دارااست.[۸] هم‌اینگونه در شرق با عموم دای‌فولادی و در جنوب غرب خویش، با عموم دای‌چوپان (هلمند) اهالی میباشد.‌[۹] بعد از نسل کشی هزاره‌ها (۱۲۷۰تا۱۲۷۵ش)، بخشی از زمین‌های دای‌کندی همچون دیگر قبایل هزاره به بعضا از قبایل قوم و قبیله افغان(پشتون) داده شد.[۱۰] بخشی از سرچشمه رودهای هَری‌رود و هلمند در‌این حیطه واقع میباشد.[۱۱]

محمدیوسف ریاضی که در دهه ۱۲۵۰ شمسی بخشها دای‌کندی، مانند شینیه تخت (سنگ‌تخت)، اشترلی، نیلی و تَمَزان را چشم، جمعیت خویشان دایکندی را شانزده هزار خانواده اعلام نموده است.[۱۲] پیش و بعد از کشتار هزاره‌ها به وسیله عبدالرحمان بخش اعظمی از اشخاص دایکندی به بخش ها دیگر افغانستان مانند کابل، غرب (هرات) و شمال (بلخ، سَمَنگان، سَرپُل، قُندوز و تَخار) رفتند.[۱۳] جمع‌ای نیز به کشورهای همسایه مانند جمهوری اسلامی ایران و هند و آسیای اواسط تامین بردند.[۱۴] در ۱۳۶۴ش جمعیت ولسوالی دای‌کندی بیشتراز صدوبیست هزار نفر تقریب زده شد.[۱۵] [یادداشت ۱]

خصوصیت‌های اجتماعی

مسجدی در نیلی دایکندی
تک تک عموم دای‌کندی شیعه بوده، و به فارسی با زبان هزارگی کلام می‌نمایند. ترازو تفاوت لهجه هزارگی دایکندی با فارسی ترازو نسبت به هزارگی غزنی کمتر میباشد و خلوص بیشتری داراست.[۱۶]

تا قبل از تهاجم تعالی عبدالرحمن، حکم دهنده کابل در ۱۲۷۰ش، اشخاص کارکشته و ثروتمند دایکندی، مشهور به میر یا این که بیگ، در کارها اجتماعی نقش مهم داشتند. سادات نیز گزینه احترام و دارنده حالت اجتماعی پر رنگ بودند. زمین‌داران کوچک و محصول‌داران مرتبه آتی را تشکیل می‌دادند.[۱۷] زیر‌ترین موقعیت اجتماعی برای اشخاص کارمندان و بی‌زمین بود. به‌این اشخاص مزدور یا این که غریب‌عمل گفته میشد. بعد از کشتار هزاره، تا نصفه نخستین قرن حاضر (۱۳۵۰ش) ارباب‌ها و خان‌ها با کاهش توان روبرو شدند.[۱۸] با فعال شدن مدرسه ها علمیه در هزارستان که به وسیله روحانیون برگشته از نجف یا این که جمهوری اسلامی ایران تولید گردیده بود، وضعیت طلاب و ملاها بهبود یافت.[۱۹] [یادداشت ۲]

بازدید : 58
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 10:11


اذن ماجرا، اذن‌ نقل قصه که معلم به شاگردان گزینه اعتقادوباور می دهد. اذن نقل داستان برای مراقبت و جابجایی حدیث به نسل‌های آینده بوده میباشد. اذن ممکن میباشد شفاهی یا این که کتبی باشد. با مکتوب شدن روایات و اعتقادوباور نسبی از عدم تحریف، اذن داستان جنبه تشریفاتی پیدا نموده مسجد قبا مشهد است.

اذن
اذن به معنای اجازه و رخصت و جایز پی بردن میباشد. اذن از دیرباز دربین علما و پژوهشگران علم ها متفاوت مرسوم بوده و اساتید رشته به مراد بزرگداشت از رده علمی شاگردانشان و به علامت کفایت‌ها و استعداد‌هایی که در آن‌ها وجود داشته برایشان اذن صادر می‌کردند. در منطقههای گوناگون علم ها اسلامی همانند تعبیر، حدیث، فقه، طب، ادبیات و عرفان تبادل اذن میان اساتید و شاگردان مرسوم آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد،

برای مثالً اطبا برای شاگردان خویش اذن طبابت می‌نگاشتند، قاریان پررنگ قرآن برای شاگردان خویش اذن تلاوت قرآن می‌نوشتند و صوفیان و درویشان اذن لباس از مشایخ خویش اخذ می‌کردند و محدثان اذن داستان حدیث و یا این که ماجرا کتاب‌های حدیثی را به حدیث‌پژوهان اعطا نموده و فقها اذن اجتهاد و یا این که تصدی کارها حسبیه را برای لایقان این مناصب صادر رزرو مسجد قبا مشهد می‌کردند.

[۱] صدور اذن ماجرا امری علمی و رایج بوده و محصور به حالت خاص اعتقادی نبوده و در بین محققان با میل‌های گوناگون اعتقادی، متداول بوده تحت عنوان مثال شهید ثانی که از محققان گران قدر شیعی مذهب میباشد اذن قصه کتاب ها اهل سنت راد اشته و درست بخاری و درست مسلم را شنیده و خواندن نموده است.[۲] اذن اصطلاحی در علم ها حدیث بر سیرتکامل‌ای از طریق‌های آموزش و جابجایی حدیث دلالت دارااست. در اصطلاح محدثان، اذن در کنار سِماع، عَرْض و تلاوت، یک کدام از شیوه‌های اخذ حدیث شمرده گردیده است و با رُخصت شفاهی یا این که کتبی روضه خوان به راوی برای قصه روایات مضبوط در متن یا این که متونی که در تصویب داراست، تحقق شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌پذیرد.[۳]

اجازات هم زیرا سندها و مدارک علمی و فرهنگی پر ارزش در دست اشخاص قرار می‌گرفته میباشد. مثلا فواید آن متکی بودن و اعتقاد به گفته‌ها و نوشته‌های فرد مُجاز(دارنده اذن) می گردد و مشمول اظهارنظرهای مشایخ نسبت به شاگردان و اساتید خویش میباشد.[۴]ارزشمندی اذن تحت عنوان نیلِ آدم به مقامی که استعداد اخذ یک مجال علمی را بیابد گزینه دقت بوده میباشد عبدالله مامقانی در کتاب مقباس الهدایه فی دانش الدرایه از عبدالله بن مسکین عالم و حاکم قرن سوم هجری قمری نقل کرده که : (الإجازة رأس جنس كبير) اذن سرمایه‌ای والا میباشد. [۵]

سود
علمای حدیث اذن را یک کدام از مهم ترین راه‌های تحمل حدیث دانسته‌اند و تحت عنوان حامی صحّت و صدق نقل روایات، به نقل و جابجایی آن پرداخته‌اند. به این شکل که اساتید دانش حدیث به صورت کتبی یا این که شفاهی اجازه ماجرا روایات از خویش را به شاگردانشان اعطا می‌نمودند و معمولاً در‌این اجازات اسم اساتید و مشایخ و تألیفات خویش را می‌آوردند.[۶] از فواید اذن داستان، اتصال مدرک روایات به معصومان میباشد و معمولاً اساتید در اذن روایی، سلسله مدرک را به یکی مشایخ بلندمرتبه همانند ملامحمدتقی مجلسی، شهید نخستین، علامه حلی و یا این که روضه خوان طوسی رسانده و بر وی توقف می‌نمایند، زیرا شیوه های مشایخ گرانقدر مشخص و معلوم و گزینه اتکا میباشد.[۷]

برخی نیز این سود‌ها را برای اذن نقل قصه شمرده‌اند:

در آغاز خودداری از غوغا در نقل روایات که مبتنی بر اجازات نقل حدیث از هر کسی و از هر جا پذیرفته نمیشد.
دوم آنکه معرفی روضه خوان و اذن او، موجب اعتقاد مستمع به ناقل حدیث میگردید.[۸]
سوم آنکه مطابق صلاحیتی که روحانی در محصل می‌روءیت کرد، دایره اذن تحدیث، سعه و ضیق می‌یافت، چون چه بسا شاگردی صرفا در نقل کتاب خاصی مجاز و محصور بود، اما دانش آموز دیگری در نقل آحاد کتاب ها حدیث مجاز میشد. و به اصطلاح، صلاحیت ناقلین از حیطه معلم، در اختیار گرفتن میگردید و حدود ناقلین احادیث مشخص میشد.
چهارم جنبه تشریفی که با اذن مدرس، طلبه در زمره راویان وناقلان حدیث نبوی محسوب می شد و با این عمل، سلسله مدرک که از اختصاصات مسلمین میباشد ادامه می‌یافت.[۹]
اذن‌های تشریفاتی
با انتشار ورژن‌های کتاب‌های حدیثی و مخصوصا بعداز چاپ و تکثیر تیم‌های حدیثی و با از رسمیت افتادن درس حدیث، جهات اساسی که خواسته از اذن بود نابود شد و صرفا جنبه تشریفاتی باقی ماند.[۱۰]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه