یرزا علی ثِقَةُالاسلام تبریزی (۱۲۷۷-۱۳۳۰ق)، دانا فقهی، تالیف کننده، اهل جنگ مشروطه تبریز و پیشوای شیخیه تبریز. در عاشورای ۱۳۳۰ به همپا هفت بدن دیگر به دار آویخته شد. از او کتابها، رسالهها و طومارهایی میراث مسجد قبا مشهد میباشد.
میلاد و نسب
او در رجب سال ۱۲۷۷ هجری قمری متولد شد. فرزند ارشد حاج میرزا موسی ثقة الاسلام و نواده حاج میرزا شفیع صدر ثقة الاسلام بود. جد پنجمش، میرزا محمد شفیع تبریزی، معاصر معدود فرمان روا افشار بود و به پاس خدمتی که به وی کرد، مستوفی حیطه آذربایجان شد. از آن پس این خانواده بعضی مناصب و مشاغل دیوانی و حکومتی را برعهده داشتند.[۱] میرزاشفیع تحصیلات شرعی خویش را در عتبات طی کرد و به رینگ درس سید کاظم رشتی (جانشین روحانی احمد احسایی) پیوست و بعد از برگشت به تبریز رهبر شیخیه آنجا شد. فرزندش، حاج میرزا موسی، نیز تحصیلات خویش را در عتبات عالیات کامل شدن کرد. وی از افراد با نفوذ تبریز و از علمای فعال آنجا در حادثه تحریمِ تنباکو آدرس مسجد قبا مشهد بود.[۲]
تحصیلات
میرزا علی تبریزی تحصیلات فقاهتی را در تبریز به پایان رسانید و آنگاه در عتبات نزد اساتیدی زیرا زین العابدین مازندرانی، آن را کامل شدن کرد. بعداز رجوع و برگشت به کشور ایران و فوت پدرش در ۱۳۱۹ق، مظفرالدین فرمان روا به توصیه ولیعهد، محمدعلی میرزا، کنیه ثقة الاسلام را به او اعطا کرد و وی به طور رسمیً سر کردگی شیخیه تبریز را بر ذمه گرفت.[۳] او سه توشه وصلت کرد و نتیجه ها این تزویجها سه پسر و چهار دختر رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۴]
مختصات
ثقة الاسلام در جمهوری اسلامی ایران و عتبات، فقه، اصول، حکمت، صحبت، تاریخ، جغرافیا، نجوم، متانت، دانش رجال و کتاب شناسی فراگرفت. وی به فارسی، عربی، ترکی و فرانسه احاطه داشت و در دانش تاریخ، سخن و مثنوی معنوی شناسی صاحب و مالک لحاظ بود.[۵] او را در سخنوری حاذق دانستهاند.[۶] وی به فلسفه و عرفان نیز عشق داشت.[۷] تحقیق خبر نامهها و جراید اصلی عربی در تجدد و روشنفکری وی تأثیر بسزایی داشت و اطلاعاتش درباره نظامهای جدیداجتماعی، مجالس وعظ و خطابه اورا مقام هدایت اذهان عموم شماره تلفن مسجد قبا مشهد تشکیل داد.[۸]
ثقة الاسلام بیشتر اوقاتش را در کتابخانه فردیاش میگذراند و محترمهای علمی و ادبی مشایعت داشت. امیرنظام گروسی، مهدیقلی هدایت، ادیب خلوت، سید محمد کاظم عصار، و ادیب الممالک فراهانی از معاشران وی بودند.[۹] در کتابخانه وی مجلسی ادبی برگزار می شد که تنی چند از ادبا و فضلای آن روز تبریز در آن کمپانی میکردند. وی خویش نیز ذوق وسلیقه شاعری داشت و اشعاری از وی باقیمانده میباشد.[۱۰] عشق و علاقهاش به یاد دادن، اورا برانگیخت تا برادران و فرزندانش را برای علم آموزی روانه اروپا و عتبات و طهران نماید.[۱۱]
معاش سیاسی
در انقلاب مشروطه
ثقة الاسلام از شروع تکان عدل و دادخواهی و آنگاه مشروطه طلبی، در زمره حامیان جدّی آن قرار داشت. او هنگام هجرت علما به قم و تحصن آن ها در آنجا، با ارسال تلگرامهایی به علما و مظفرالدین فرمان روا، خلال تامین از منظورهای مهاجران، خواهان گشوده گرداندن آنها به طهران شد.[۱۲]
نمایندگی مجلس
بعداز برد نهضت مشروطه، به هنگام رأی گیری برای گزینش نمایندگان مجلس شورای ملی، او بیشترین رأی را فی مابین علما به دست آورد،[۱۳] اما نمایندگی را نپذیرفت.[۱۴] با تأسیس انجمن ایالتی آذربایجان، که محفل آزادی خواستار بود، ثقة الاسلام از حامیان و فعالان این انجمن و از نویسندگان مجله انجمن شد.[۱۵] حضور وی در انجمن ایالتی، در مقابل انجمن اسلامیه (محفل علمای مخالف مشروطه)، حمایت کنندهای برای مشروطه خواستار بود.[۱۶]
عیب گیری از مشروطه
او با وجود دلبستگی به مشروطه، از منتقدان جدّی آن به شمار میرفت و با رفتارهای نپخته و تند مشروطه خواستار به شدت مخالفت می کرد تا آنجا که کتابچهای درباره توطئههای مشروطه طلبان نوشت.[۱۷] آخر و عاقبت نیز در اعتراض به تندرویهای مشروطه خواستار، کناره نشینی سپردن کرد.[۱۸] به دنبال ارتقاء فشار انجمن تبریز به طهران، برای تنظیم هر چه سریعخیس قانون اساسی ایران و امضای آن در ربیع الاول و ربیع الآخر ۱۳۲۵ق، نمایندگان مجلس شورای ملی از ثقة الاسلام تقاضا کردند که عموم را ساکت کند تا آنها بتوانند با تمرکز بیشتر قانون اساسی ایران را تهیه و تنظیم نمایند.[۱۹]
یرزا علی ثِقَةُالاسلام تبریزی (۱۲۷۷-۱۳۳۰ق)، دانا فقهی، تالیف کننده، اهل جنگ مشروطه تبریز و پیشوای شیخیه تبریز. در عاشورای ۱۳۳۰ به همپا هفت بدن دیگر به دار آویخته شد. از او کتابها، رسالهها و طومارهایی میراث مسجد قبا مشهد میباشد.
میلاد و نسب
او در رجب سال ۱۲۷۷ هجری قمری متولد شد. فرزند ارشد حاج میرزا موسی ثقة الاسلام و نواده حاج میرزا شفیع صدر ثقة الاسلام بود. جد پنجمش، میرزا محمد شفیع تبریزی، معاصر معدود فرمان روا افشار بود و به پاس خدمتی که به وی کرد، مستوفی حیطه آذربایجان شد. از آن پس این خانواده بعضی مناصب و مشاغل دیوانی و حکومتی را برعهده داشتند.[۱] میرزاشفیع تحصیلات شرعی خویش را در عتبات طی کرد و به رینگ درس سید کاظم رشتی (جانشین روحانی احمد احسایی) پیوست و بعد از برگشت به تبریز رهبر شیخیه آنجا شد. فرزندش، حاج میرزا موسی، نیز تحصیلات خویش را در عتبات عالیات کامل شدن کرد. وی از افراد با نفوذ تبریز و از علمای فعال آنجا در حادثه تحریمِ تنباکو آدرس مسجد قبا مشهد بود.[۲]
تحصیلات
میرزا علی تبریزی تحصیلات فقاهتی را در تبریز به پایان رسانید و آنگاه در عتبات نزد اساتیدی زیرا زین العابدین مازندرانی، آن را کامل شدن کرد. بعداز رجوع و برگشت به کشور ایران و فوت پدرش در ۱۳۱۹ق، مظفرالدین فرمان روا به توصیه ولیعهد، محمدعلی میرزا، کنیه ثقة الاسلام را به او اعطا کرد و وی به طور رسمیً سر کردگی شیخیه تبریز را بر ذمه گرفت.[۳] او سه توشه وصلت کرد و نتیجه ها این تزویجها سه پسر و چهار دختر رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۴]
مختصات
ثقة الاسلام در جمهوری اسلامی ایران و عتبات، فقه، اصول، حکمت، صحبت، تاریخ، جغرافیا، نجوم، متانت، دانش رجال و کتاب شناسی فراگرفت. وی به فارسی، عربی، ترکی و فرانسه احاطه داشت و در دانش تاریخ، سخن و مثنوی معنوی شناسی صاحب و مالک لحاظ بود.[۵] او را در سخنوری حاذق دانستهاند.[۶] وی به فلسفه و عرفان نیز عشق داشت.[۷] تحقیق خبر نامهها و جراید اصلی عربی در تجدد و روشنفکری وی تأثیر بسزایی داشت و اطلاعاتش درباره نظامهای جدیداجتماعی، مجالس وعظ و خطابه اورا مقام هدایت اذهان عموم شماره تلفن مسجد قبا مشهد تشکیل داد.[۸]
ثقة الاسلام بیشتر اوقاتش را در کتابخانه فردیاش میگذراند و محترمهای علمی و ادبی مشایعت داشت. امیرنظام گروسی، مهدیقلی هدایت، ادیب خلوت، سید محمد کاظم عصار، و ادیب الممالک فراهانی از معاشران وی بودند.[۹] در کتابخانه وی مجلسی ادبی برگزار می شد که تنی چند از ادبا و فضلای آن روز تبریز در آن کمپانی میکردند. وی خویش نیز ذوق وسلیقه شاعری داشت و اشعاری از وی باقیمانده میباشد.[۱۰] عشق و علاقهاش به یاد دادن، اورا برانگیخت تا برادران و فرزندانش را برای علم آموزی روانه اروپا و عتبات و طهران نماید.[۱۱]
معاش سیاسی
در انقلاب مشروطه
ثقة الاسلام از شروع تکان عدل و دادخواهی و آنگاه مشروطه طلبی، در زمره حامیان جدّی آن قرار داشت. او هنگام هجرت علما به قم و تحصن آن ها در آنجا، با ارسال تلگرامهایی به علما و مظفرالدین فرمان روا، خلال تامین از منظورهای مهاجران، خواهان گشوده گرداندن آنها به طهران شد.[۱۲]
نمایندگی مجلس
بعداز برد نهضت مشروطه، به هنگام رأی گیری برای گزینش نمایندگان مجلس شورای ملی، او بیشترین رأی را فی مابین علما به دست آورد،[۱۳] اما نمایندگی را نپذیرفت.[۱۴] با تأسیس انجمن ایالتی آذربایجان، که محفل آزادی خواستار بود، ثقة الاسلام از حامیان و فعالان این انجمن و از نویسندگان مجله انجمن شد.[۱۵] حضور وی در انجمن ایالتی، در مقابل انجمن اسلامیه (محفل علمای مخالف مشروطه)، حمایت کنندهای برای مشروطه خواستار بود.[۱۶]
عیب گیری از مشروطه
او با وجود دلبستگی به مشروطه، از منتقدان جدّی آن به شمار میرفت و با رفتارهای نپخته و تند مشروطه خواستار به شدت مخالفت می کرد تا آنجا که کتابچهای درباره توطئههای مشروطه طلبان نوشت.[۱۷] آخر و عاقبت نیز در اعتراض به تندرویهای مشروطه خواستار، کناره نشینی سپردن کرد.[۱۸] به دنبال ارتقاء فشار انجمن تبریز به طهران، برای تنظیم هر چه سریعخیس قانون اساسی ایران و امضای آن در ربیع الاول و ربیع الآخر ۱۳۲۵ق، نمایندگان مجلس شورای ملی از ثقة الاسلام تقاضا کردند که عموم را ساکت کند تا آنها بتوانند با تمرکز بیشتر قانون اساسی ایران را تهیه و تنظیم نمایند.[۱۹]

نکات مهم برای رزرو مسجد جهت برگزاری مراسم ترحیم در مشهد