loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 19
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:01

(۹۱۸ق-۹۸۴ق)، بابا روضه خوان بهائی، ملقب به عزالدین، از علمای شیعی و اهل جبل برهان و از شاگردان شهید ثانی بود.با تشکیل دولت صفوی و فشار دولت عثمانی بر بخشها شیعه نشین قلمرو خویش، حارثی به کشور‌ایران مسافرت کرد و منصب روحانی الاسلامی شهرهای قزوین، مشهد و هرات را ذمه ‌دار شد. حارثی همچون دیگر علمای جبل دلیل، در جابجایی ارثیه حدیثی و علمی شیعه به کشور ایران سهم به سزایی مسجد قبا مشهد داشت.

به دنیاآمدن و نسب ، او در نخستین محرم ۹۱۸ق[۱] در روستای جُبَع، مجاورت شهر صیدون، در خاندانی پر اسم و رسم متولد شد.[۲] نسب او به حارث بن عبدالله هَمْدانی، از یاران امام علی(ع) می رسد.[۳]جدّ حارثی، محمد بن علی جباعی/ جبعی، از عالمان تبارک جبل ادله و مؤلف مجموعة الجباعی بود.[۴] بابا حارثی، عبدالصمد بن محمد، نیز از عالمان بنام بوده و شهید ثانی او را به دانش و زهدوتقوا ستوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

تحصیلات ، حارثی در زادگاهش یه خرده نزد حسن بن جعفر کرکی و بیشتر نزد شهید ثانی درس یادگرفت. او در سفرهای شهیدثانی به مصر، استانبول و عراق اورا ملازمت و همراهی کرد و در ۹۴۱ق از شهید ثانی اذن اخذ کرد.[۶] شهید ثانی درین اذن او را ستوده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۷]

سفر به کشور‌ایران ، تشکیل دولت صفوی و تشدید فشار دولت عثمانی بر بخش ها شیعه‌نشین پایین سلطه‌اش، به‌ویژه جَبَل استدلال، به هجرت عالمان این ناحیه به جمهوری اسلامی ایران انجامید.[۸] حارثی نیز پس از پدید داخل شدن دشواری‌هایی برای استادش، شهید ثانی، ظاهراً در ۹۵۶ق به عراق و بعد از آن نزدیک به ۹۵۸ـ۹۶۱ق یاور با خانواده‌اش به کشور‌ایران شماره تلفن مسجد قبا مشهد مسافرت کرد.[۹]

اصفهان
حارثی، به نوشته خویش، [۱۰] نخست ورود به جمهوری اسلامی ایران در اصفهان اقامت گزید. در آنجا علی بن هلال منشار کرکی عاملی (متوفی ۹۸۴ق)، روحانی الاسلام اصفهان، از وی استقبال کرد.[۱۱]

قزوین
بعداز سه سال اقامت و درس دادن در اصفهان، آوازه علمی حارثی و سفارش روحانی علی منشار موجب شد پاد شاه طهماسب اولیه او را به قزوین، پایتخت صفویه، دعوت نماید و به منزلت روحانی الاسلامی آنجا منصوب کند. وی هفت سال در قزوین ماند و در آنجا به اقامه نماز آدینه، که آن را واجب عینی می‌دانست، اقدام کرد.[۱۲]

مشهد
فرمان روا طهماسب در ۹۷۰ق، ظاهراً به دلایل سیاسی و اختلافات حارثی با سید حسین کرکی (متوفی ۱۰۰۱ق)، در بعضی مسائل دینی، حارثی را از روحانی الاسلامی قزوین برکنار و به روضه خوان الاسلامی مشهد منصوب کرد.

هرات
حارثی بعد به هرات رفت و هشت سال در آنجا به درس دادن و وعظ پرداخت و روحانی الاسلام هرات نیز بود.[۱۳] به نوشته افندی اصفهانی، [۱۴] به منجر اقدامات علمی و عمل‌های اجتماعی حارثی، بخش اعظمی از هم محلی هرات و نواحی محیط آن به مذهب تشیع گرویدند و طلاب بخش اعظمی برای آموزش دانش از حارثی به آنجا روی آوردند. حارثی تا ۹۸۳ق منصب روضه خوان الاسلامی هرات را برعهده داشت.

بحرین
در سال ۹۸۳ق به قصد حج، رهسپار مکه شد و بعد از زیارت مکه و مدینه، به بحرین رفت و در آنجا اقامت نمود.[۱۵] حارثی در ۸ ربیع‌الاول ۹۸۴ق درگذشت و در قریه مصلی، از توابع هَجَر بحرین، به خاک ودیعه شد.[۱۶] روحانی بهائی قصایدی در سوگ پدرش سروده میباشد.[۱۷]

مختصات
حارثی، همچون دیگر علمای جبل ادله، در جابجایی ارثیه حدیثی و علمی شیعه به کشور‌ایران سهم مهمی داشته میباشد و عالمان کشور‌ایران و ماوراءالنهر برای طلب دانش نزد او می‌رفتند.[۱۸] بعضا منابع با استناد به اثرها حارثی، از گرایش وی به تصوف و مدح مشایخ صوفیان کلام گفته‌اند.[۱۹]

شاگردان
حارثی شاگردان زیادی پروراند و به علمای اکثری اذن نقل حدیث اعطا کرد، مثلا به فرزندش روضه خوان بهائی، حسن بن زین الدین مالک معالم الاصول، میرداماد، منصور بن عبدالله شیرازی مشهور به صادق، بدرالدین حسن بن علی شدقم مدنی، فقید و ادیب قرن دهم[۲۰] و....

شغل‌های علمی
به عنوان مثال شغل‌های علمی حارثی تصحیح و رویا رویی منابع حدیثی گذشته بوده میباشد. افندی اصفهانی[۲۱] و حر عاملی[۲۲] به ورژن‌ای از تهذیب الاحکام به خط حارثی، که آن را نزد شهید ثانی رویارویی نموده است، اشاره کرده‌اند.[۲۳] همینطور افندی اصفهانی[۲۴] از بعضا اثرها روحانی طوسی دربین کتاب ها وابسته به شهیدثانی گزارش داده که خط حارثی بر آن ها بوده میباشد.

تألیفات
کتاب‌های حدیثی
وصول الاخیار الی اصول الاخبار که بعداز کتاب الرعایة فی دانش الدرایة شهیدثانی، یکی متن ها اصلی درایة الحدیث در بعد از ظهر صفوی بوده وقبل از ۹۶۰ق در مشهد تألیف گردیده است.[۲۵]
کناره بر خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال تاثیر علامه حلّی؛
کناره‌ای با تیتر التعلیقات بر صحیفه سجادیه؛
الاربعون حدیثا، که در آن چهل حدیث اخلاقی را عده‌آوری نموده است.[۲۶]
کتاب‌های شرعی و اصولی
تفصیل قواعد الاحکام؛
تفصیل تهذیب نحوه الوصول الی دانش الاصول، هر دو از علامه حلّی؛ [۲۷]
رسالة صلاةالجمعة یا این که رسالة فی وجوب صلاةالجمعة؛ [۲۸]
رسالة العقدالحسینی یا این که العقدالطهماسبی، که با دستور پادشاه طهماسب نخستین ـ که به وسواس دچار بود ـ تألیف شد و دربرگیرنده سرزنش وسواس در عصمت و بیان کنده اختلاف لحاظ دینی حارثی با سیدحسین کرکی، در پاره‌ای مسائل میباشد.[۲۹]
رساله تحفة اهل الایمان فی قبلة عراق العجم و الخراسان در انتقاد لحاظ پژوهشگر کرکی (متوفی ۹۴۰ق) درباره طرز انتخاب قبله کشور‌ایران در آن بعدازظهر[۳۰]
کناره ارشادالاذهان علامه حلّی؛ [۳۱]
مسألتان یا این که دو رساله، یک کدام از درباره رفع نجاست حصیر و دیگری درباره کیفیت صرف سهم امام در حین غایب بودن برای فقرای سید؛ [۳۲]
تفصیل الفیه شهید نخستین؛ [۳۳]
الرسالة الرضاعیة؛
مقالة فی وجوب الافتاء و ذکر الحق علی مجموعِّ مَنْ دانش به؛
الرسالة التِّساعیة یا این که المسائل الصلاتیة، درباره نُه موضوع مرتبط با نماز و دیگر اثر ها فقاهتی.[۳۴]
کتاب‌های کلامی، خلق و خوی و علم ها دیگر
نورالحقیقة و نورالحدیقة فی دانش الاخلاق، که بخشی از آن گزیده‌ای از متانت الدنیا و الدین تاثیر ابوالحسن علی بن محمد ماوردی ( دانا شافعی، متوفی ۴۵۰) میباشد.[۳۵]
الاعتقادات الحقة؛
الواجبات الملکیة، درباره بعضا کارها اعتقادی و عملی؛
دسته‌ای مشتمل بر حاشیه ها وی بر کتاب ها حدیثی و دینی و ریاضی؛
مناظرات کلامی حارثی با برخی علمای اهل سنّت حلب؛
کتاب شعر، از سایر اثرها اوست.[۳۶]
خاندان
برادرش، نورالدین علی بن عبدالصمد، عالم و شعر سرا و مثلا شاگردان شهید ثانی بود که از او و متفحص کرکی اذن نقل حدیث گرفت.[۳۷] او الفیه شهید اولیه را به نظم درآورد و آن را الدرة الصفیة نامید.[۳۸]
فرزندش، بهاءالدین پر اسم و رسم به روحانی بهایی
فرزندش، ابوتراب عبدالصمد که در ۹۶۶ق در قزوین دیده به جهان گشود. نزد پدرش درس خواند و از وی اذن نقل حدیث اخذ کرد.[۳۹] روضه خوان بهائی، کتاب الفوائد الصمدیة (دارای شهرت به صمدیه) را برای برادرش، ابوتراب، نگاشت.[۴۰] ابوتراب در ۱۰۲۰ در نزدیکی مدینه از جهان رفت و در نجف دفن شد.[۴۱] از اثرها اوست:
حاشیة الاربعین روضه خوان بهائی؛
حاشیة الفرائض النصیریة تاثیر خواجه نصیر طوسی.

بازدید : 18
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:12

(۶۳-۱۰۱ق) هشتمین خلیفه اموی بود که از سال ۹۹ قمری تا سال ۱۰۱ قمری حکومت کرد. طریق حکومتی او با دیگر خلفای بنی امیه مختلف بود، از این‌رو اهل سنت نقل کرده‌اند که امام باقر(ع) او‌را محجوب بنی‌امیه خوانده میباشد؛ هرچند سازه به روایتی دیگر، به خیال نشستن در جایگاهی که حق امامان شیعه بوده، در اسمان‌ها لعن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

وی به بازه دو سال و نیم خلافت کرد و برای مثال شغل های او در روزگار خلافتش، خودداری از سب علی(ع)، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه، برداشتن ممنوعیت نگارش حدیث و رد مظالمی بود که از سوی خاندانش به عموم گردیده بود. او همینطور قبل از خلافت که از سوی ولید بن عبدالملک خلیفه وقت، قاضی مدینه بود، مسجد النبی را توسعه و گسترش بخشید و حجره همسران نبی(ص) را درون مسجد قرار آدرس مسجد قبا مشهد بخشید.

قدمت بن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ قمری در خُناصِرَه درگذشت و در دیر سَمْعان دفن شد. بقعه وی در سوریه جای دارد.قوم ،قدمت بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم در سال ۶۱ قمری،[۱] یا این که سال ۶۲ قمری[۲] یا این که ۶۳ قمری چشم به جهان گشود.[۳] لقب وی ابوفَحْص بود[۴] پدرش عبدالعزیز بن مروان بن حکم و مادرش، ام عاصم دختر عاصم بن قدمت بن خطاب بوده میباشد.[۵] عبدالملک بن مروان خلیفه وقت، (حک: سال ۶۵ قمری-سال ۸۶ قمری) عموی قدمت بن عبدالعزیز در اواخر خلافت خویش در سال ۸۵ قمری بعداز درگذشت بابا قدمت، اورا از مدینه فراخواند و دخترش فاطمه را به همسری وی رزرو مسجد قبا مشهد درآورد


عبدالملک بن مروان در سال ۸۵ قمری حکومت «خناصره» (ناحیه‌ای در حلب)[۷] را به وی سپرد.[۸] ولید بن عبدالملک، در سال ۸۷ قمری حکومت مدینه را به قدمت بن عبدالعزیز سپرد[۹] و او‌را امیر حج کرد،[۱۰] اما در سال ۹۳ قمری سازه به درخواست حجاج بن یوسف از حکومت مدینه عزل شد.[۱۱] حجاج در طومار‌ای به ولید یادآور گردیده بود که «بی‌دینان و اختلاف‌جویان و شورشیان عراقی از عراق به مدینه و مکه حمایت می برند و این فرمان مایه وهن شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد».[۱۲]

وی در زمان حکمرانی بر مدینه، مسجد النبی را مرمت کرد و پیشرفت بخشید.[۱۳] در سال ۸۸ قمری ولید بن عبدالملک، قدمت بن عبدالعزیز را مأمور کرد که مسجدالنبی را گسترش دهد و حجره‌های همسران نبی(ص) در مسجد قرار گیرند.[۱۴]

بعد از مرگ ولید بن عبدالملک در سال ۹۷ قمری، قدمت بن عبدالعزیز بر لاشه وی نماز خواند.[۱۵] در زمان سلیمان بن عبدالملک (سال ۹۶ قمری تا سال ۹۹ قمری) قدمت مشاور وی بود[۱۶] و بعد از مرگ سلیمان، بر لاشه وی نیز نماز خواند.[۱۷]

خلافت
قدمت بن عبدالعزیز در سال ۹۹ قمری بعد از سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید و تا سال ۱۰۱ قمری به مقطع دو سال و نیم حکومت را در مشت داشت.[۱۸] سلیمان بن عبدالملک سازه به گفته خودش برای خودداری از فتنه، قدمت بن عبدالعزیز را جانشین خویش قرار اعطا کرد[۱۹] و بعد از وی، یزید بن عبدالملک به خلافت رسید.[۲۰] به گفته طبری، وی بعد از وصال به خلافت آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را بر گویش روان کرد.[۲۱] و در سخنان خویش نخست خلافت ذکر کرد: «بعداز قرآن هیچ کتابی و پس از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری وجود ندارد. اینجانب حاکم نیستم، بلکه اجراکننده هستم. بدعتگذار نیستم، بلکه تابع هستم».[۲۲]

اقدامات
خودداری از سب علی: قدمت بن عبدالعزیز دستورداد کسی حق ندارد حضرت علی(ع) را سب نماید.[۲۳] قبلا به امر معاویة بن ابی سفیان، حدود ۶۰ سال امام علی (ع) صحابی فرستاده و اول امام شیعه‌ها بر روی منابر لعن می شد.[۲۴] آورده شده قدمت بن عبدالعزیز، در نوجوانی که پدرش زنده بود، به خرده‌گیری از علی (ع) می‌پرداخت، البته بعد از آن در سودٔ نهی استادش، عبیدالله بن عبدالله، از امام علی به خیر و خوبی حافظه می کرد.[۲۵] البته آنگونه که برخی پژوهشگران معاصر معتقدند، این فرمان در طی قدمت بن عبدالعزیز یک توقف کوتاه داشته و مجدد از راز گرفته گردیده است.[۲۶] شواهد این مدعی از این قرار میباشد:
سعید نواده عثمان که مستقر مدینه بود، در سفری که هشام بن عبدالملک (م ۱۲۵ق) به مکه و مدینه داشت به وی خبر بخشید که هنوز ابوتراب را لعن میگویند.[۲۷]
زید بن علی (شهیدشدن ۱۲۱یا۱۲۲ق) به یوسف بن قدمت؛ امیر عراق (امارت ۱۲۰–۱۲۶ق) میگوید که خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه (امارت ۱۱۴–۱۱۸ق) هنوز پدران اورا (مراد امیرمومنان میباشد) دشنام می دهد.[۲۸]
خالد بن عبدالملک یادشده، یک توشه در درحال حاضر دشنام گویی، با رویارویی به مثل سکینه دختر امام حسین(ع) و کنیزانش که در مسجد حضور داشتند، روبرو شد و مامورانش کنیزان سکینه را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۲۹]
امام رضا (ع) در روایتی فرموده‌اند که ۸۰ سال مارا بر منابر لعن گفتند[۳۰] و ۸۰ سال بعد از قدمت بن عبدالعزیز را نیز در برمی‌گیرد.
بازگرداندن فدک : فدک دهکده‌ای نتایج‌خیز در حوالی خیبر،[۳۱] در حیطه حجاز و به مسافت ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۳۲] که یهودیان در آن معاش می‌کردند. این ناحیه سوای مبارزه در دست رسول(ص) قرار گرفت و فرستاده آن را به دخترش فاطمه(س) اعطا کرد.[۳۳] ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به عایدی خلافت مصادره کرد.[۳۴] برخی گزارش‌ها حاکی از آن می باشند که قدمت بن عبدالعزیز فدک را که معاویه به مروان بن حکم داده بود و وی هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و قدمت آن را ارث برده بود،[۳۵] به فرزندان فاطمه (س) بازگرداند.[۳۶] البته بعضی منابع آورده‌اند که قدمت بن عبدالعزیز معتقد بود که رسول (ص) فدک را به دخترش نبخشیده بلکه فدک در مشت قاضی اسلامی بوده و حضرت زهرا (س) با اذن قاضی اسلامی از منافع آن استعمال می‌کرده و بعداز رسول (ص) نیز در چنگ خلفای اسلامی بوده میباشد، به این ترتیب فدک را به به عبارتی بازگرداند.[۳۷] قدمت بن عبدالعزیز همینطور خمس را به بنی هاشم می‌اعطا کرد

بازدید : 26
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 15:43

(۱۳۱۰-۱۳۹۹ش) روضه خوان شیعه و مسئول استفتائات محل کار امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای بود. وی علم‌آموخته حوزه علمیه قم و نجف، نماینده دو عصر مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز بود.کریمی مطالعه‌ و تصحیح‌ برخی کتاب‌های امام خمینی ازجمله رساله توضیح‌المسائل اورا اجرا اعطا کرد. او در نجف به یار و همدم خاتم یزدی استفتائاتی را که به امام خمینی میرسید، جواب می‌دادند. در جمهوری اسلامی ایران نیز به فرمان امام خمینی در شورای استفتاء کمپانی کرد. او بعداز گزینش‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ به‌ رهبری‌ نظام جمهوری اسلامی، ذمه ‌‌دار جواب‌‌دادن‌ به‌ استفتائات‌ و از اعضای مهم شورای‌ افتای‌ مسجد قبا مشهد وی بود.

سید جعفر کریمی در جلسات فدائیان اسلام کمپانی می کرد. وی در روزگار حضور امام‌ خمینی‌ در نجف‌ (۱۳۴۴ش تا ۱۳۵۷ش) در درس‌ او حضوری همیشگی داشت‌. همینطور در درس‌ سید ابوالقاسم خویی، سید محمود حسینی شاهرودی و میرزا هاشم آملی نیز کمپانی‌ می کرد.سید جعفر کریمی شیخ شیعه بود که در سال‌های اقامت امام خمینی در نجف از «رینگ‌ی مجاورت علمی» وی به شمار می رفت.[۱] وی تفحص‌ و تصحیح‌ رساله عربی و فارسی‌ امام‌ خمینی را ایفا بخشید و با همیاری‌ سید عباس خاتم یزدی کتاب‌ البیع‌ را ذیل بررسی امام‌ خمینی در پنج‌ جلد در نجف به‌ چاپ‌ رسانید. وی همینطور به خواست امام خمینی کتاب‌ «الخلل‌ فی الصلاة» او را در نجف‌ تفحص‌ و تصحیح‌ کرد که‌ ابعاد در کشور‌ایران به‌ چاپ‌ رسید.[۲] کریمی از کسانی بود که رساله امام خمینی را در سال ۱۳۶۶ش تصحیح و با کتاب‌های دیگر امام به عنوان مثال تحریرالوسیله تطبیق آدرس مسجد قبا مشهد داده‌اند.[۳]

کریمی در قم مدتی‌ در درس‌ آیت‌‌الله‌ بروجردی‌ کمپانی‌ کرد.[۴] در حوزه علمیه نجف ۲۴ سال‌ در درس‌ آیت‌‌الله‌ خویی‌، دوازده سال‌ در درس‌ سید محمود حسینی شاهرودی و هشت‌ سال‌ در درس‌ میرزا هاشم آملی کمپانی‌ کرد.[۵] کریمی‌ در زمان حضور امام‌ خمینی‌ در نجف‌ (۱۳۴۴ش تا ۱۳۵۷ش) در درس‌ او حضور دائمی داشت‌.[۶] در نجف از طرف امام خمینی مسئول آزمون تصاحب کردن از طلاب برای پرداخت شهریه شوید.[۷] زمانی امام خمینی قصد به خروج از عراق گرفت، چهار نفر را وصی خویش قرار بخشید که سید جعفر کریمی یکی آنها رزرو مسجد قبا مشهد بود.


مسئولیت‌ها،عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور،[۱۶] نمایندگی‌ مجلس خبرگان رهبری در زمان نخستین‌ و سوم‌ از طرف‌ عموم‌ استان‌ مازندران‌،[۱۷] سر گروهی‌ دادگاه‌ خوب‌ انتظامی‌ قضات‌، مسئولیت‌ رسیدگی‌ پرونده‌های‌ زندانیان‌ محاکم‌ همگانی‌[۱۸] عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از سال ۱۳۵۸ش،[۱۹] و نمایندگی امام خمینی در شورای بهتر اقتصاد مثلا مسئولیت‌های او شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۲۰]

معاش‌طومار

سید جعفر کریمی در سال ۱۳۳۷ش
سید جعفر کریمی‌ فرزند سیدرضا در سال ۱۳۱۰ش در روستایی مجاورت شهر بابل چشم به جهان گشود.[۲۱] او در خاطرات خویش نقل می‌نماید که به‌جهت فضایی که بوسیله رضاشاه پدید آمده بود قابلیت و امکان علم آموزی نداشت. صرفا در شش‌سالگی به مدرسه‌منزل زنانه برده شد تا روخوانی قرآن را بیاموزد که آن هم بعد از مدتی تعطیل شد.[۲۲] او بعداز سقوط رضاشاه به مدرسه‌منزل رفت و به قرائت و تمرین خط پرداخت و بعد از آن دروس حوزوی را شروع کرد.[۲۳] مهرماه‌ ۱۳۲۳ش به‌ حوزه‌ علمیه‌ بابل‌ رفت‌ و ۱۳۲۶ش به حوزه علمیه قم سفر نمود.[۲۴] دروس‌ عصر‌ سطح‌ را تا سال‌ ۱۳۳۲ش به‌ نقطه نهایی‌ پیروزی و آن‌گاه‌ به‌ درس‌ بیرون‌ علمای‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ رفت.

بازدید : 38
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 14:58


سُکَینه دختر امام حسین(ع) و رباب بنت امرؤ القیس از حاضران در حادثه کربلا و اسیران کربلا بود که بعد از شهیدشدن پدرش با کاروان اسیران به کوفه و شام برده شد. سکینه از پدرش روایاتی نقل کرده و بر طبق گزارشات تاریخی اشعار بعضی از شاعران عرب را داوری می‌کرده و اشعاری در رثای امام حسین(ع) مسجد قبا مشهد سروده میباشد.

مورخان درباره تزویج و فرصت و جای درگذشت سکینه اختلاف‌لحاظ دارا هستند. محل دفن او‌را مدینه، مصر و دمشق گفته‌اند. برخی از فقیهان شیعه با استناد به وصلت سکینه با مصعب بن زبیر بر روا بودن وصلت زنان شیعه با دیگر مسلمانها فتوا آدرس مسجد قبا مشهد داده‌اند.

در بعضی منابع نسبت‌هایی همانند تغزل و شعرگویی به او داده گردیده که‌این نسبت‌ها را ساخته معارضان اهل بیت و همینطور ناشی از خلط دربین او و سکینه بنت خالد رزرو مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.

معاش‌طومار
سکینه دختر امام حسین(ع) از رباب دختر امرؤ القیس بود.[۱] اسم او‌را آمنه، امینه و اُمَیْمَه[یادداشت ۱] بیان کرده‌اند و گفته‌اند به باعث سکون، متانت و وقاری که داشت، مادرش اورا سکینه کنیه داده بود.[۲] در منابع تاریخی مجال میلاد وی معلوم نشده البته او‌را خرد‌خیس از خواهرش فاطمه معرفی کرده‌اند.[۳] از کتاب‌های تاریخی برمی‌آید سکینه در حین تکان امام حسین(ع) به کربلا، بالغ و در سن تزویج بوده؛ چون وقتی‌که حسن مثنی یکی دختران امام حسین را خواستگاری کرد، امام او‌را در گزینش در میان سکینه و فاطمه مخیر شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۴]

بر اساس بعضی منابع، امام حسین(ع) سکینه را زیاد دوست می‌داشت و سروده‌ای در تعریف دارااست:

لَعَمْرُک اِنَّنی لَاُحِبُّ دارا
تَحُلُّ بِها سکینةُ و الرُّبابُ
اُحِبُّهُما وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالی[۵]
ترجمه: به جانت قسم! منزل‌ای را که سکینه و رباب در آن باشند دوست دارم.
آن دو را دوست دارم و تمامی ثروتم را در این شیوه می بخشم.

نبو
امام حسین (ع)
نبی اکرم ابوطالب
حضرت فاطمه امام علی
امام حسین(ع)
شهربانو لیلا رباب ام‌اسحاق سلافه همسر دیگر
امام سجاد(ع) علی‌اکبر علی‌اصغر سکینه فاطمه جعفر رقیه
زید امام باقر(ع) عبدالله
تزویج
عزاداری محرم
تابلوی بعدازظهر عاشورا
تابلوی بعدازظهر عاشورا یک کدام از اثرها نقاشی محمود فرشچیان
حوادث
طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) • طومار امام حسین(ع) به احاطه بصره • روز عاشورا • رخداد کربلا • اتفاق عاشورا (از حیث داده های عددی) • روزشمار حادثه عاشورا • اسیران کربلا
اشخاص
امام حسین(ع) • علی اکبر • علی‌اصغر • عباس بن علی • حضرت زینب(س) • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلا
مکان‌ها
بقاع امام حسین(ع) • تل زینبیه • بقاع حضرت عباس(ع) • چاله قتلگاه • در میان‌الحرمین • نهر علقمه
مناسبت‌ها
تاسوعا • عاشورا • دهه محرم • اربعین • دهه صفر
مراسم
مرثیه‌خوانی • روضه • تعزیه • مدیحه • زنجیرزنی • سینه‌زنی • سقاخانه • سنج و دمام • گروه سوگواری • شام غریبان • تشت‌گذاری • نخل‌گردانی • قمه‌زنی • راهپیمایی اربعین • تابوت‌گردانی • مراسم تابوت
نبو
مورخان درباره تزویج سکینه اختلاف دارا هستند. برخی معتقدند امام حسین(ع) سکینه را به وصلت پسر عمویش عبدالله بن حسن درآورد؛[۶] اماشیخ موثر، عبدالله بن حسن را در طول اتفاق کربلا کودکی که به سن بلوغ و تزویج نرسیده، تعریف می‌نماید.[۷] بعضا منابع همسر سکینه را ابوبکر بن حسن بن علی معرفی کرده‌اند؛ ولی مبتنی بر همین منابع ابوبکر لقب عبدالله بن حسن بوده میباشد.[۸] بعضی مورخان معتقدند پیش از آن که وصلت آن ها به زفاف بینجامد، عبدالله در حادثه کربلا به شهیدشدن رسید.[۹]روحانی ذبیح الله محلاتی مورخ و تالیف کننده در ریاحین الشریعه، عبدالله بن مسلم بن عقیل را همسر او معرفی نموده است.[۱۰]

برخی از منابع تاریخی همسر سکینه را مصعب بن زبیر، دانسته‌اند.[۱۱] در کتاب الطبقات الکبری و الاعلام آمده میباشد که بعداز قتل مُصعَب، سکینه به همسری عبدالله بن عثمان درآمد و بعداز مرگ عبدالله، زید بن قدمت نوه عثمان بن عفان با وی تزویج کرد. در‌این کتاب از نقل برخی آورده شده سکینه در اواخر قدمت به همسری اصبغ بن عبدالعزیز[یادداشت ۲] نیز درآمده میباشد.[۱۲] بعضی از فقیهان شیعه از وصلت سکینه دختر امام حسین(ع) با مصعب بن زبیر برداشت کرده‌اند که تزویج زنان شیعه با مسلمانها غیر شیعه اشکالی ندارد.[۱۳]

برخی از مورخان وصلت‌های زیادی که به ویژه در منابع اهل سنت به سکینه منسوب شده را مردود می دانند؛ چون درین در بین اسم کسانی به چشم میخورد که سوابق دشمنی با اهل بیت داشته و تزویج سکینه با آنها بعید به حیث میرسد. درین منابع آمده میباشد که سکینه بعداز وصلت با عبدالله بن حسن دیگر تزویج نکرد.[۱۴] همینطور درباره وصلت‌های مکرر سکینه گفته‌اند که در بالا اسلام ترسیم بر این بوده که زنان پس از مرگ همسرانشان سوای شوهر نمانند و وصلت دوباره امری طبیعی بوده میباشد.[۱۵] بعضا نیز نسب و شرایط اجتماعی سکینه را از انگیزه‌های تزویج‌های دوباره وی دانسته‌اند.[۱۶] همینطور گفته‌اند دختران امام حسین(ع) بعد از درگذشت شوهرانشان از سوی حاکمان بنی‌امیه خواستگاری می‌شدند آنها برای جواب منفی به خواستگاری افرادی که با اهل‌بیت(ع) دشمنی داشتند با اشخاص دیگری وصلت می‌کردند.[۱۷]

بازدید : 23
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:00

خالد بن زید بن کُلَیب بن نجار دارای شهرت به ابوایوب اَنصاری (درگذشته ۵۲ق/۶۷۲م) از صحابه نبی اکرم(ص) و از اصحاب و شیعه‌ها امام علی(ع) بود. او در بیعت دوم عقبه کمپانی کرد و فرستاده(ص) بعداز سفر به مدینه در منزل وی سکنی گزید. ابوایوب در غزوات رسول(ص) مانند بدر و احد و نزاع‌های امام علی(ع) همانند صفین، نهروان کمپانی داشت. ابو ایوب از افرادی بود که در طی نبی(ص) به گردآوری قرآن پرداخت و در اخراج منافقان از مسجد مدینه پیش گام مسجد قبا مشهد بود.

وی بعداز قتل عثمان از اولیه اشخاصی بود که با امام علی(ع) بیعت کرد و بعداز نزاع نهروان از سوی امام علی(ع) حکم کننده مدینه شد. او در نزاع مسلمانها با رومیان حضور داشت. علمای اهل سنت او‌را ثقه میدانند؛ البته رجالیون شیعه فقط به مدح او اکتفا کرده‌اند. راویانی همانند ابن عباس، براء بن عازب، جابر بن سمرة از او داستان نقل کرده‌اند. ابو ایوب در سرودن شعر توانمند بود و اشعاری در نزاع صفین سروده آدرس مسجد قبا مشهد بود.

خالد بن زید بن کُلَیب بن نجار با لقب ابوایوب نسبش به نجار میرسد که متعلق به خاندان خزرج بوده میباشد. مادرش دختر سعدبن قیس بن عمرو بن امرؤالقیس و همسرش دختر زید بن اثبات بود.[۱] به گفته ابن سعد وی پسری به اسم عبدالرحمن داشته که نسلی از وی باقی نمانده میباشد.[۲] ابوایوب یکی‌از هفتاد تنی بود که در بیعت دوم عقبه با رسول(ص) عهد و پیمان بستند که دست از هواخواهی او برندارند.[۳] نصر بن مزاحم منقری اورا یک کدام از بزرگان انصار و از شیعه‌ها امام علی(ع) دانسته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

۱۵۰ حدیث به ابوایوب منسوب شده، البته بخاری و مسلم تنها بر ۷ حدیث داستان گردیده از وی، واقعه دارا‌هستند.[۵] آنچه ابوایوب را در دیده مسلمانها تعالی ساخته، فرود وارد شدن رسول(ص) به خانه وی به رغم پافشاری بسیار سایرافراد بعد از مسافرت به مدینه بوده میباشد. از این رو مورخان به واقعه از وی تحت عنوان مهماندار رسول(ص) خاطر کرده‌اند.[۶] به گفته بلاذری[۷]، رسول اسلام(ص) ۷ ماه، تا اتمام ساختمان مسجد و خانه، در منزل او ساکن شد. مسعودی[۸] این زمان را ۱ ماه بیان شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.

منزل ابوایوب در مدینه پیوسته آیتم مداقه مسلمان‌ها بوده میباشد، چنانکه در آنجا مکتب‌ای برای مذهب‌ها اربعه ساخته شد که به شهابیه آوازه یافت و در آن، موضع فرود داخل شدن شتر فرستاده(ص) را که بدان مَبروکه می‌گفتند، معین ساخته و بدان تبرک می‌جستند.[۹]

مدافع وصایت علی(ع)
ابوایوب بعداز رحلت فرستاده(ص) یاور با ۱۱ صحابی دیگر، به پناه از خلافت و وصایت علی بن ابی طالب(ع) برخاست.[۱۰] از این رو ابن اثیر[۱۱] او را از خاصیت اصحاب علی(ع) شمرده میباشد.

در دسته توده کنندگان قرآن
نوشته‌ی علمیٔ مهم: قرآن § گردآوری و تدوین قرآن
بخاری[۱۲] او‌را برای مثال پنج بدن از انصار می‌شمارد که در طی فرستاده اکرم(ص) به گردآوری قرآن پرداختند.

بازدید : 13
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:14


حِکْمَُة الْاِشْراق، مهمترین تاثیر روضه خوان شهاب الدین سهروردی و منبع اساسی حکمت اشراق. این کتاب به لهجه عربی میباشد و بنابه گزارش سهروردی، در سال ۵۸۲ تألیف آن به نقطه پایان رسیده مسجد قبا مشهد میباشد.

سهروردی حکمة الاشرق را کتابی دربرگیرنده حکمت‌های شگفت انگیز و کلمه ها رمزگونه معرفی کرده و میان اثراتی که در علم ها الهی نوشته، برای آن مقام ویژه‌ای قائل گردیده و آن را بی‌نظیر وصف آدرس مسجد قبا مشهد نموده است.

حکمة الاشراق مشمول دو قسمت عمده میباشد: در قانون ها درنگ و انوارالهیه. در اولِ کتاب، پیشگفتار و در آخر وصیتِ مصنّف نیز در آن آمده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

متن حکمةالاشراق را اولیه توشه هانری کربن تصحیح و انستیتوی جمهوری اسلامی ایران و فرانسه این متن را، یاور با پیشگفتار‌ای مفصّل به گویش فرانسه، با تیتر دسته دوم مصنفات روضه خوان اشراق در حکمت الهی در ۱۳۴۹ش/۱۹۷۰ در طهران چاپ شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.

سید جعفر سجادی نیز متن حکمةالاشراق را هم پا با ترجمه بی نقص آن به فارسی و گستردن مختصر آن، در ۱۳۵۵ش در طهران به چاپ رساند.

مؤلف
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: روحانی شهاب الدین سهروردی
شهاب الدین ابوالفتوح یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی، در ۵۴۹ق در سهرورد در حوالی شهر زنجان مدرن چشم به جهان گشود. ابعاد در مراغه نزد مجدالدین جیلی رفت وگفته‌اند که نزد وی حکمت و اصول فقه آموخته میباشد. نیز در اصفهان نزد ظهیرالدین فارسی کتاب البصایر در منطق را خوانده میباشد. سهروردی به سفرهای فراوان رفته و با بزرگان و مشایخ هر دیار ملاقات نموده است. واپسین مهاجرت او به حلب و دمشق بود و در آنجا گزینه احترام ملک ظواهر فرمانروا قرار گرفت. این اکرام فرمانروا جوان از وی و نیز دلایل دیگر او را محسود فقها کرد و خواهان حکم قتل وی از صلاح الدین ایوبی شدند و آخر و عاقبت در ۵۸۷ق به صورت نامعلومی در جوانی در حلب از عالم رفت.[مستلزم منبع]

نظام فلسفی سهروردی بیشتر بر اشراق، مکاشفه، تصفیه پر ارزش و اصول کشفی ذوقی سازه شد‌ه‌است، سیر و سلوک و شهودات درونی از مهمترین ارکان نظام فلسفی او به شمار می‌رود.[مستلزم منبع]

معرفی کتاب
این کتاب به گویش عربی میباشد و بنابه گزارش سهروردی،[۱] در سال ۵۸۲ تألیف آن به نقطه پايان رسیده میباشد. تاریخ ظریف تألیف این کتاب را نمی‌قدرت مشخص و معلوم کرد، چون سهروردی در حکمةالاشراق[۲] تصریح کرده که به طور همزمان با این کتاب، بعضی اثرها فلسفی خویش را نوشته و همینطور در اکثر اوقات اثرها فلسفی خویش از حکمة الاشراق چنان خاطر کرده که گویی قبل از آنان نقطه پايان یافته میباشد.[۳] سهروردی در اثرها عرفانی و رمزی و تمثیلی خویش، به حکمةالاشراق اشاره‌ای نکرده میباشد، ولی نمی‌قدرت سود گرفت که آن‌ها را پیش از حکمةالاشراق نوشته میباشد، چون مباحث پخته‌ای از حکمت اشراقی در‌این اثرها وجود داراست.[۴]

سهروردی[۵] حکمة الاشرق را کتابی شامل حکمت‌های شگفت انگیز و لغت ها رمزگونه معرفی کرده و دربین اثراتی که در علم ها الهی نوشته، برای آن منزلت ویژه‌ای قائل گردیده و آن را بی‌نظیر وصف نموده است. او در بقیه اثر ها خویش،[۶] برای اخذ یقین مهم‌اش، به حکمة الاشراق ارجاع داده میباشد.

انگیزه اسم‌گذاری
او ادله تألیف این کتاب را پافشاری دوستان و همینطور فرمانی غیبی ـ که نافرمانی از آن موجب خروج از رویکرد راست می شود ـ تیتر نموده است. وی در پیشگفتار،[۷] به صورت ضمنی، به وجه تسمیه این کتاب اشاره نموده است. مراد او از حکمت به عبارتی علم ذوقی و کشفی، در مقابل دانش بحثی نظری، میباشد که از جانب معبود اعطا میشود و آرم آن در سخنان رمزگونه حکما یافت میگردد. در رأس این گروه از حکما افلاطون میباشد که وارث حکمت هرمس، والدالحکماء، شناخته میگردد و از حکمای یونان و کشور ایران، آنها که از این حکمت سود کرده‌اند، اشخاصی می‌باشند که نفوسشان از نور و روشنایی عقل، مُشرق و نورانی میباشد؛ بدین مفهوم که به مشاهده وجدانی و معاینه عرفانی واقعیت دست یافته‌اند و چنان که طلوع خورشید در مشرقِ عالَمِ جسمانی موجب پدیدار شدن محسوسات میگردد، طلوع نوروفروغِ معنوی در نفوس آن‌ها، موجب آشکار شدن معقولات و معارف گردیده‌است.[۸]

شرط تحقیق
سهروردی:
« و کمترین درجات و وضعیت خوانندۀ این کتاب این میباشد که بارقۀ خدائی بر دل وی تابش کرده و فرود آمده باشد و ورود آن ملکۀ او گردیده باشد و آنها که از بارقات الاهی منفعت ور نشده باشند از این کتاب سودی برنگیرند.‌»

سید جعفر سجادی، ترجمه حکمة الاشراق، ص۲۲

به لحاظ سهروردی،[۹] رسیدگی حکمةالاشراق برای افرادی اثرگذار میباشد که در حکمتِ بحثی مهارت یافته باشند؛ به این ترتیب، عالی میباشد که قبل از تلاوت حکمة الاشراق، کتاب التلویحات و المشارع و المطارحات ــ که در حکمتِ بحثی و ذکرِ اصولِ فلسفی به شیوه مشائیان میباشد ــ خوانده گردد. ضمن این، پیش از استارت به یاد دادن این کتاب، با معدود خوری، شکاف گوشت خواری، و تأمل در نوروروشنایی الهی، یک اربعین (چلّه) ریاضت بکشند. او[۱۰] پیشنهاد نموده است که برای مقدمات عملی و تعالیم نظری این کتاب بایستی به «‌قیم علی الاشراق»، «‌قیم الکتاب‌» یا این که «‌خلیفه‌» رجوع و برگشت کرد، یعنی هر کس به مبادی و اسرار و رموز این کتاب باخبر میباشد. وی همینطور از یادگرفتن حکمت اشراق به غیر اهلش نهی کردن کرده و، طبق گفته خودش، برای به دور نگهداشتن آن از نااهل، آن را به گونه ای خاص تقریر کرده است. سهروردی[۱۱] متد این کتاب را از نگاه قربت به بینش اشراقی مضبوط‌خیس و به حیث عقیده ای سهل وصف کرده و اذعان داشته که برهان عقلی وی بر اساس دانش ذوقی اوست و شک و تردید در بررسی ها، اعتقاد و باور او‌را از اصل مقاله سست نمی‌گرداند.

بازدید : 25
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:32


الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَالبته أَوْ قَعَدا روایتی از نبی(ص) میباشد که اشاره به امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در همگی هم اکنون داراست؛ چه بایستند و چه بنشینند. این حدیث بر امامت حسنین(ع) با وجود تفاوت در سعی ظاهری تصریح می‌نماید. در‌این حدیث، قیام(ایستادن) را به جنگیدن امام حسین(ع) برای رویارویی با ظلم و اقامهٔ حق، و قُعود(نشستن) را به صلح امام حسن(ع) با معاویه از روی تقیه معنی مسجد قبا مشهد نموده‌اند. .

این مضمون با سه نقل در منابع اساسی حدیثی شیعه امامیه، زیدیه و اسماعیلیه قصه شد‌ه‌است. گزارش اولیه از امام حسن(ع) پایین تبیین حکمت صلح با معاویه میباشد. قصه دوم از ابوایوب انصاری در پیکار جمل و در تبیین حقانیت حضرت علی(ع) میباشد. نقل سوم نیز از ابوذر غفاری میباشد که از عیادت نبی(ص) در واپسین روزهای قدمت وی و جزئیات سخن ها وی حکایت می‌نماید. با آن‌که در سلسلهٔ راویانِ این نقل‌ها، اشخاص مجهول و ضعیف وجود داراست. با این حالا محدّثان، این قصه را درست، معروف، تأییدشده با احادیث دیگر و گزینه اجماع مسلمان‌ها آدرس مسجد قبا مشهد میدانند.

نقل‌های گوناگون حدیث و عنایت آن
«الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا» (حسن(ع) و حسین(ع) هر دو امام میباشند چه قیام نمایند و چه بنشینند) روایتی از نبی اکرم(ص) میباشد که به امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در شرایط قیام و عدم قیام اشاره دارااست.[۱] این حدیث در منابع متقدم امامیه بوسیله روحانی صدوق،[۲] روضه خوان اثر گذار[۳] و خَزّاز قمی[۴] گزارش گردیده است؛ همینطور ابن عُقده کوفی[۵] از بزرگان زیدیه و حکم کننده نعمان مغربی،[۶] از عالمان اسماعیلیه، نیز این حدیث را نقل رزرو مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

براساس نقل روضه خوان صدوق، امام حسن(ع) در جواب به هر که از انگیزه صلح با معاویه پرسید، علاوه‌بر ذکر حکمت‌های صلح، به‌این گفته رسول(ص) اشاره نمود که حسن و حسین امام میباشند چه قیام نمایند و چه بنشینند. بعد از آن امام حسن(ع)، صلح خویش را مصداق قُعود (نشستن) شماره تلفن مسجد قبا مشهد شمرد.[۷]

ابن‌عُقده کوفی این قصه را تحت ماجرای دیگری نقل نموده است. در نزاع جمل بعضی به ابوایوب انصاری خُمنزلت می گیرند که تو با وجود نبرد‌هایی که در رکاب رسول(ص) با مشرکان داشته‌ای، امروز در مقابل مسلمانها صف کشیدی. او در جواب آن ها و تبیین حقانیت امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌نماید که از پیامبر معبود(ص) شنیدم: «حسن(ع) و حسین(ع) دو نوادهٔ اینجانب از این امت، امامند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آنها خوب میباشد».[۸]

نقل دیگری نیز بوسیله خَزّاز قمی انجام شده میباشد: ابوذر غفاری در آخرین روزهای قدمت نبی(ص)‌ به عیادت وی رفت و رسول با اشاره به اتفاقات بعداز وفاتش و مظلومیت اهل بیت(ع)، به امامت حَسَنین(ع) در حالا صلح و قیام اشاره می‌نماید.[۹] در دو نقل اخیر تعبیروتفسیر «و أَبوهما نهٌ منهما» (و بابا آن دو از آن ها خوب میباشد) نیز وجود دارااست.[۱۰]

گزارش روضه خوان موءثر با اندکی تفاوت به‌شکل «ابْنَای هَذَانِ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا» (این دو فرزند اینجانب [با اشاره به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)] امام می باشند چه قیام نمایند چه بنشینند) آمده میباشد.[۱۱] او این داستان را نص در امامت حسنین(ع) می داند.[۱۲] ابن حیّون نعمان مغربی، فقید اسماعیلی مذهب در قرن چهارم قمری، نیز به طور «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَا حَقٍّ قَامَا أَوْ قَعَدَا وَ أَبُوهُمَا خَیرٌ مِنْهُمَا» (حسن و حسین دو امام حق می‌باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آنان عالی میباشد) داستان نموده است.[۱۳] کتاب‌هایی که در ارتباط نصوص امامت درج شده‌اند این ماجرا را نصّ در امامت حسنین(ع) قلمداد کرده‌اند.[۱۴]

بازدید : 14
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:07


سَحَرخوانی، یا این که سَحُورِی خوانی، از مراسم‌های مرسوم در ماه رمضان در کشورهای اسلامی میباشد. این سنت بیشتر در کشور‌ایران گزارش شده است البته در کشورهای عربی همانند عمان، تونس، فلسطین و سوریه نیز وجود داشته‌میباشد. مطابق این آیین، سحرخوان به هنگام سحر و قبل از اذان صبح، عموم را برای سحر بیدار می‌نماید. از طریق‌های مختلفی زیرا نقاره زدن، طبل زدن، آوازخوانی و… برای بیدار کردن عموم حافظه مسجد قبا مشهد شده است.

از سحرخوانی تحت عنوان بخشی از تاریخ موسیقی کشور ایران حافظه گردیده و امروزه در بعضی نواحی همچنان انجام میشود. گزارش کرده‌اند که عمر این دین موسیقیایی، به قبل از اسلام آدرس مسجد قبا مشهد می رسد.

مداقه و خاستگاه
سحرخوانی، عملی میباشد که در ماه رمضان و به هنگام سحر اعمال میشود. عده ای که سحرخوانی می‌نمایند را سَحَرخوان گویند.[۱] سحرخوانی را یکی‌از سنت‌های اساسی اهل ایران در روز ها رمضان دانسته‌اند. درضمن این مراسم آئینی، شاعران اهل ایران به سرودن شعرهایی با مضمون سحر مبادرت کردند که بدین مبادرت، سحوری سرایی گفته میشد.[۲] سحرخوانی را بخشی از تاریخچه موسیقی کشور ایران رزرو مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۳]

خاستگاه این سنت را به دربار شاهان اهل ایران قبل از اسلام نسبت داده‌اند. در‌این زمانه، پادشاهان او‌لین اشخاصی بودند که در دربار بیدار می‌شدند و برای اینکه خدمه خویش را بیدار نمایند و از سویی شخصیت خویش را مراقبت کنند، آواز می‌خواندند. بدین ترسیم سحرخوانی گفته می شد. بعداز ورود اسلام به کشور‌ایران، عموم برای بیدار شدن در سحرهای ماه رمضان، سحوری‌خوانی به خط مش انداختند.[۴] امروزه با دقت به توسعه و گسترش استعمال از وسایل رابطه جمعی، سنت سحرخوانی برای اگاهی‌رسانی، کمتر آیتم استعمال قرار میگیرد. هرچند همچنان در برخی نواحی از کشور ایران، این سنت ایفا شماره تلفن مسجد قبا مشهد می گردد.[۵]

طریق انجام
برای اجرای این مراسم، فرد سحرخوان ساعتی قبل از اذان صبح در کوچه‌ها جنبش می‌نماید و به همدم یکنفر لامپ‌دار و یک نفر دیگر طبالچی، مدح‌خوانی می‌نمایند تا عموم برای سحر و نماز صبح بیدار شوند. سحرخوانان برخیً با زدن درب منزل‌ها مبادرت به آگاه کردن اهل یک محل منزل می‌نمایند. بعضی سحرخوانان نیز به مکان جنبش در کوچه، بر پشت‌بام منزل خویش مبادرت به شعرخوانی می‌نمایند.[۶] از سحرخوانی بر روی گلدسته‌های مساجد هم گزارش‌هایی وجود داراست.[۷] سحرخوانان عموماً چراغی نیز با خویش هم پا دارا هستند و با نوای «سحر بلند شو»، «سحر بلند شو که صبح درست گو آمد»، از وصال سحر خبر می دهند. غیر از این آیتم، سحرخوانان اشعار، مناجات و غزل‌هایی را نیز در زمان مراسم، میخوانند. در بعضا نواحی از نقاره نیز برای بیدار کردن عموم در هنگام سحر، استعمال می‌گردد.[۸]

غالباً سحرخوانان در دهه انتها ماه رمضان، اشعار اندوه‌انگیزی را به طریق عزا انجام می‌نمایند.[۹] همینطور سحرخوانان، مناجات‌هایی را از اشعار خواجه عبدالله انصاری، دعا ها مفاتیح الجنان و صحیفه سجادیه استحصال و به کارگیری می‌کردند. سوره فجر مثلا سوره‌هایی بود که دربین محتوای سحرخوانان گزارش شده است.[۱۰]

از شرکت کردن زنان در‌این دین نیز خاطر شده است. زنان در زدن درب منزل‌ها، زدن طبل و تلاوت لالایی برای خردسال ها، در طی اجرای این مراسم آئینی امدادِ مردان بوده‌اند. مراسم تشت‌زنی که در برخی نواحی مرسوم میباشد، بوسیله زنان شکل می‌گرفت و به‌دنبال آن زنان با زدن بر روی تشت، عبارت «بیدارباش» را برای بیدار کردن عموم می‌گفتند.[۱۱]

تاریخچه
عمر سحرخوانی را به قبل از اسلام نسبت داده‌اند.[۱۲] گزارش‌کرده‌اند که بیدار کردن عموم در نواحی گوناگون جمهوری اسلامی ایران برای ایفا مراسم سحر، یک اجر تلقی می شد و برای همین قضیه، راهکاری با تیتر سحرخوانی ترتیب داده شد. گفته می شود که سحرخوانان برای اینکه مستمعین خویش را با متانت از خواب بیدار نمایند، به آوازخوانی روی آوردند.[۱۳] عمر سحرخوانی در روستای پنداس کاشان را تا ۱۰۰ سال دانسته‌اند. این ترسیم در‌این ناحیه، در فهرست ارثیه ناملموس کشور ایران نیز تصویب شده است.[۱۴]

غیر از کشور ایران، از سنت سحرخوانی در بعضی کشورهای دیگر زیرا فلسطین،[۱۵] مالزی[۱۶] و هند نیز خاطر شده است.[۱۷] سحرخوانان تونسی را ابوطبیبه می‌نامیدند و در مصر به آنان البازی می‌گفتند. سحرخوانان عرب، شعرهای عربی می‌خواندند و عموماً طبل و لامپ با خویش یار و همدم داشتند. در عمان ولی سحرخوانان عموماً خویش شعر سرا می باشند. در عالم عرب، سحرخوانی مرسوم بود و امروزه همچنان در بعضا نواحی وجود دارااست.[۱۸]

امروزه، در نواحی کوهستانی شمالی کشور‌ایران، استان‌های مازندران، گیلان، سیستان، کاشان و خراسان این سنت ایفا می گردد.[۱۹] خلال سنت دیرینه سحرخوانی به ترسیم گذشتگان، در رادیو و تلویزیون نیز سحرخوانان قبل از اذان صبح به مناجات‌خوانی، مدح‌خوانی و دعاها می پردازند.[۲۰]

فروددین ماه ماه ۱۴۰۲ش، شهرداری طهران خبر از برگزاری فستیوال‌ای با تیتر «ماهور» در مسئله سحرخوانی بخشید. به‌گزارش برگزارکنندگان این مراسم، غرض این فستیوال، شناخت بیشتر عموم با این آیین و تقویت آن تیتر شده است.[۲۱] رادیو فرهنگ و تمدن نیز اپ‌ای با تیتر هفت کوچه به روی آنتن موفقیت و در آن به پژوهش سنت سحرخوانی پرداخت.[۲۲] کتاب «موسیقی رمضان در جمهوری اسلامی ایران» برای مثال اثراتی میباشد که با مسئله پژوهش سحرخوانی کتابت یافته‌میباشد.[۲۳]

سحرخوانان دارای شهرت
مثلا سحرخوانان پر اسم و رسم اهل ایران می‌اقتدار به برادران موذن‌زاده، محمدعلی مهربان‌خانی، احمد مراتب، علی‌اکبر رحیمی، محمدرضا شجریان،[۲۴] سید جواد ذبیحی[۲۵] و معلم خلیفه میرزا آغه غوثی اشاره نمود.[۲۶]

پانویس

بازدید : 22
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:31


علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری (۲۶۰ - ۳۲۴ق)، دارای شهرت به ابوالحسن اشعری متکلم و نهاد‌گذار مکتبی در عقاید اسلامی میباشد که پیروانش اشاعره خوانده گردیده‌اند. او از دودمان ابوموسی اشعری بود. اشعری در بصره زاده شد و در به عبارتی شهر به درس ابوعلی جبائی (درگذشت ۳۰۳ق)، متکلم معتزلی، خط مش یافت. او همینطور در رینگ درس فقید شافعی، ابواسحاق مروزی (درگذشت۳۴۰ق) مسجد قبا مشهد حاضر میشد.

مهم ترین حادثه در معاش اشعری، دگرگونی عمیقی بود که در تفکر وی رویداد. اشعری تا ۴۰ سالگی بر مذهب اعتزال بود و با استادش ابوعلی جبائی پیوندی مجاورت داشت، ولی بعداز آن در ملأ عام رویگردانی خویش را از این مدرسه اعلام‌کرد و مدرسه اشعری را نهاد آدرس مسجد قبا مشهد بنیان.

معاش‌طومار
ابوالحسن علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری، از نوادگان ابوموسی اشعری و نهاد‌گذار مدرسه اشعری در عقاید اسلامی میباشد. او در سال ۲۶۰ در بصره زاده شد. در جوانی در مجلس درس ابوعلی جبائی حاضر شد و از نگاه فکری به معتزلیان پیوست. وی تا ۴۰ سالگی بر مسلک فکری خویش باقی بود تا اینکه در گیر دگرگونی شد. او بعد از دگرگونی، مدرسه اشعری را نهاد بنیان و به رویارویی با باورهای عقیدتی قبل خویش و مدرسه معتزله برخاست. وی در سال ۳۲۴ در بغداد درگذشت و در میان کرخ و باب بصره رزرو مسجد قبا مشهد دفن شد.[۱]

روی‌گردانی از معتزله
درباره روی‌گردانی وی از اعتزال قصه‌های گوناگونی وجود دارااست که سابق‌ترین آنان از ابن ندیم میباشد. طبق قصه او، اشعری در یک کدام از شب‌های آدینه به مسجد جامع بصره رفته و تغییر‌و تحول اعتقادی و توبه خویش را اعلام کرده و گفته میباشد که معتزله را رسوا خواهد تشکیل داد.[۲] ابن عساکر نیز اینگونه نقل کرده که اشعری در مسجد اعلام کرده که از منش دلایل عقلی نتوانسته‌ میباشد به واقعیت دست یابد و آخر و عاقبت به هدایت الهی و بازخوانی کتاب و سنت، بطلان عقاید گذشته بر وی قابل دیدن شده میباشد.[۳] درباره علت دگرگونی فکری اشعری داستان‌های دیگری نیز وجود داراست که در پاره‌ای از آن‌ها از رؤیا و الهام، حرف نقل شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

مبانی کلامی
معرفت ضروری و اکتسابی
ابوالحسن اشعری به دو نوع معرفت انسانی اعتقادوباور داشته میباشد:

معرفت اکتسابی: علمی میباشد که از منش درنگ و ادله عقلی به دست میاید.
معرفت ضروری: هر سیرتکامل شناختی که از شیوه غیر نظری به دست بیاید؛ اعم از آشنایی حسی، دانش به بدیهیات و شناختی که از رویه خبر موثق نتایج می‌شود. [۵]
به اعتقاد و باور اشعری، عملکرد برای آشنایی آفریدگار بر بشر واجب میباشد. از سویی معرفت به خداوند، به سیرتکامل‌ای که بشر را به آستانه تعبد برساند، معرفتی اکتسابی میباشد و طریقی جز حیث و عامل ندارد. به این ترتیب، تاسی در معرفت معبود غلط خواهد بود.[۶]

وجوب آشنایی خداوند
تمایز اساسی ابوالحسن اشعری با معتزله در‌این میباشد که وی منشأ اولیه واجب، یعنی وجوب معرفت عقلی به خداوند را بر پایه ی استدلال نقلی می داند؛ به‌این معنی که آدم به حکم شرع، و خیر به حکم عقل، موظف به به کارگیری از عقل برای آشنایی پروردگار شده است و اصولا عقل آمادگی آن را ندارد که بگوید بشر در قبال پروردگار تکلیفی داراست یا این که نه.[۷]

حسن و قبح فقهی
اصل حسن و قبح دینی که با اسم اشعری شناخته می‌گردد، بر طبق تمایزی میباشد که او فی مابین احکام نظری و احکام عملی عقل قائل میگردد. وی قلمرو عقل را محصور به احکام نظری می‌دانست. در لحاظ وی عقل نمی‌تواند هیچ سیرتکامل حکمی درباره نیک و بد امور بدهد؛ به این ترتیب، با عقل نمی‌قدرت به حکم وجوب و حرمت رسید و گزینش آن به ذمه شرع خواهد بود.[۸]

آشنایی از رویکرد خبرها موثق
به یقین اشعری، شناختی که از روش خبر‌ها موثق به دست می آید، مانند آشنایی برآمده از داده‌های حسی، معرفتی ضروری میباشد. بدین ترتیب، به عبارتی‌طور که آدم درباره داده‌های حسی شکی به خویش رویکرد نمی‌دهد و در عامل‌های خود از آن ها فایده می گیرد، داده‌های به دست‌ آمده از خبرها دارای اعتبار نیز می بایست در حکم آشنایی حسی باشد.[۹] حالا، فرستاده الهی خبر آورده که در‌حالتی که در دعوت وی و نشان‌هایش پندار نکنند به عذاب الاهی مبتلا خواهند شد. با شناختی که آدم‌ها از راستگویی وی دارا‌هستند، تامل کردن در آرم‌های پیامبری وی بر آن ها واجب میگردد و فیض این ژرف اندیشی، ایمان به غیب و تسلیم بی‌زیرا و چرا در قبال احکام شرع خواهد بود.[۱۰] تکلیف بشر در طریقه اشعری، این‌سیرتکامل استارت میگردد.

ادله از شاهد به غایب
از حیث ابوالحسن اشعری، برهان عقلی در عقاید شرعی، مانند «‌عامل از شاهد به غایب‌» میباشد. یعنی بشر در مراحل دلیل عقلی، احکام مرتبط با کارها محسوس و این‌جهانی را به موردها مشابهی در دنیا ناشناخته سریان میدهد.[۱۱] اما اشعری اعتبار قیاس را می‌پذیرد و در ادله‌های خود نیز از برخی مفاهیم عقلی به کار گیری می‌نماید و حاصل عقلی را مانعی برای التزام به نصوص فقهی نمی‌داند. اما گستره اعتبار عقل را محصور می‌نماید. از لحاظ وی مواقعی که احکام عقلی سبب ساز میشد معتزله دست به تأویل نصوص فقهی بزنند، به عبارتی ناحیههایی میباشد که عقل اعتبار ندارد. با این وجود، اعتنا اشعری به اثاثیه منطقی آراء کلامی در مواقعی به تفاوت نظریه وی با اصحاب حدیث انجامیده میباشد. این خصوصیت او را اکثر اوقات در موضعی در میان اصحاب حدیث و جریان عقل‌گرا قرار می دهد.[۱۲]

بازدید : 21
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 12:32

آسیه همسر فرعون در نجات حضرت موسی(ع) از رود نیل نقش داشت و به وی ایمان آورد؛ اگرچه ایمان خویش را مخفی کرد. بعد از آنکه فرعون از ایمان وی مطلع شد، بر تاثیر شکنجه، کشته شد. در قرآن و احادیث از وی به خوبی حافظه گردیده و در بعضا احادیث شیعی، همنشین حضرت خدیجه(س) در فردوس معرفی شد‌ه‌است. اسیه دختر مزاحم بن عبید و همسر فرعون بود.[۱] برخی منابع قولی را نقل کرده‌اند که وی از بنی‌اسرائیل بوده میباشد.[۲] و حتی بعضا او‌را عمه حضرت موسی مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۳]

قرآن
اسم آسیه در قرآن نیامده میباشد؛ ولی مفسران مراد از ﴿امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ﴾ [تحریم:11] را که دو توشه در قرآن آمده، آسیه دانسته‌اند؛ بنابر آیه ۹ سوره قصص زمانی که موسی را از آب گرفتند آسیه حاضر بود و فرعون را به زنده نگاه داشتن موسی ترغیب کرد.[۴] همینطور در آیه ۱۱ سوره تحریم از آسیه، در قبال زنانی مانند همسر نوح و همسر لوط که با وجود معاشرت با پیامبران، به خداوند بی دینی می‌ورزیدند، به خیر و خوبی و تحت عنوان مَثَل حافظه گردیده است.[۵] درین آیه آمده میباشد که آسیه از خداوند خواست منزل‌ای در فردوس برای وی قرار دهد و اورا از فرعون و قوم و قبیله ظالمین نجات آدرس مسجد قبا مشهد دهد.﴿إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾ [تحریم:11]

ایمان
مطابق بعضا آیه ها قرآن، آسیه با آن‌که در دربار فرعون می‌زیست البته به آفریدگار ایمان داشت؛ آسیه وقتی که اعجاز عصای موسی را مشاهده کرد به وی ایمان آورد. وی ایمان خویش را از فرعون نهفته نگاه می‌داشت و زمانی که فرعون از ایمان وی باخبر شد، از وی خواست تا از پرستش خداوند دست بردارد، البته آسیه نپذیرفت و فرعون او‌را شکنجه کرد.[۶] فرعون، دستورداد دست و پای او‌را به میخ‌هایی (اوتاد) بسته، بدنش را در آفتاب قرار داده و سنگ بزرگی بر راز وی فرود آورند که در تاثیر همین شکنجه‌ها،‌ رزرو مسجد قبا مشهد کشته شد.[۷]

در بعضا احادیث دیگر از او در کنار علی بن ابی طالب(ع)، مؤمن آل یاسین تحت عنوان عده ای که قبل از اسلام هیچوقت بی دینی نورزیدند، خاطر شد‌ه‌است.[۸] در بعضا احادیث از آسیه در کنار مریم، خدیجه(س) و فاطمه(س) تحت عنوان برگزیدگان و سیده زنان دانا خاطر گردیده است.[۹] اما در احادیث دیگر صرفا حضرت زهرا سیده زنان فقیه معرفی گردیده‌است. علامه طباطبایی بر این اعتقادوباور میباشد که سیده زنان بودن هر چهار بدن منافاتی ندارد با این‌که که بین آن ها یکی دیگر افراد رفیعتر باشد.[۱۰] مرتضی مطهری، كامل‌ترين زنان دنیا را مبنی بر احادیث اهل بیت علیهم السلام چهار نفر‏ شمرده که دو نفرشان آسیه و مریم در اُمم پيشين بوده‏ اند و دو نفر دیگر خدیجه(س) و فاطمه(س) در اسلام. وی تأکید کرده که برگزیدگان زن کمال یافته، فاطمه(س) شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۱]

بر مبنا روایتی از امام راستگو(ع) که در برخی منابع حدیثی شیعه آمده میباشد، هنگام میلاد حضرت زهرا(س) زنان قریش حضرت خدیجه(س) را فقط گذاشتند، معبود زنانی را به سوی خدیجه ارسال کرد که حضرت مریم و آسیه از آن گزاره بودند، درین رویات از آسیه تحت عنوان همنشین حضرت خدیجه(س) در پردیس حافظه شد‌ه‌است.[۱۲] همینطور بر مبنا روایتی دیگر وقتی که حضرت خدیجه از عالم رفت، حضرت فاطمه عذر و بهانه مادرش را گرفت، پیامبر آفریدگار مقام خدیجه را در فردوس آرم فاطمه(س) اعطا کرد که در کنار حضرت مریم و آسیه قرار داشت.[۱۳] بر پایه ی همین احادیث، علی جلالوند در کتاب "آسیه الگوی مقاومت"، تفصیل درحال حاضر و کیفیت ایمان و مقاومت آسیه در قبال فرعون را توضیح داده میباشد. [۱۴]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه