loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 7
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:14


حِکْمَُة الْاِشْراق، مهمترین تاثیر روضه خوان شهاب الدین سهروردی و منبع اساسی حکمت اشراق. این کتاب به لهجه عربی میباشد و بنابه گزارش سهروردی، در سال ۵۸۲ تألیف آن به نقطه پایان رسیده مسجد قبا مشهد میباشد.

سهروردی حکمة الاشرق را کتابی دربرگیرنده حکمت‌های شگفت انگیز و کلمه ها رمزگونه معرفی کرده و میان اثراتی که در علم ها الهی نوشته، برای آن مقام ویژه‌ای قائل گردیده و آن را بی‌نظیر وصف آدرس مسجد قبا مشهد نموده است.

حکمة الاشراق مشمول دو قسمت عمده میباشد: در قانون ها درنگ و انوارالهیه. در اولِ کتاب، پیشگفتار و در آخر وصیتِ مصنّف نیز در آن آمده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

متن حکمةالاشراق را اولیه توشه هانری کربن تصحیح و انستیتوی جمهوری اسلامی ایران و فرانسه این متن را، یاور با پیشگفتار‌ای مفصّل به گویش فرانسه، با تیتر دسته دوم مصنفات روضه خوان اشراق در حکمت الهی در ۱۳۴۹ش/۱۹۷۰ در طهران چاپ شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.

سید جعفر سجادی نیز متن حکمةالاشراق را هم پا با ترجمه بی نقص آن به فارسی و گستردن مختصر آن، در ۱۳۵۵ش در طهران به چاپ رساند.

مؤلف
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: روحانی شهاب الدین سهروردی
شهاب الدین ابوالفتوح یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی، در ۵۴۹ق در سهرورد در حوالی شهر زنجان مدرن چشم به جهان گشود. ابعاد در مراغه نزد مجدالدین جیلی رفت وگفته‌اند که نزد وی حکمت و اصول فقه آموخته میباشد. نیز در اصفهان نزد ظهیرالدین فارسی کتاب البصایر در منطق را خوانده میباشد. سهروردی به سفرهای فراوان رفته و با بزرگان و مشایخ هر دیار ملاقات نموده است. واپسین مهاجرت او به حلب و دمشق بود و در آنجا گزینه احترام ملک ظواهر فرمانروا قرار گرفت. این اکرام فرمانروا جوان از وی و نیز دلایل دیگر او را محسود فقها کرد و خواهان حکم قتل وی از صلاح الدین ایوبی شدند و آخر و عاقبت در ۵۸۷ق به صورت نامعلومی در جوانی در حلب از عالم رفت.[مستلزم منبع]

نظام فلسفی سهروردی بیشتر بر اشراق، مکاشفه، تصفیه پر ارزش و اصول کشفی ذوقی سازه شد‌ه‌است، سیر و سلوک و شهودات درونی از مهمترین ارکان نظام فلسفی او به شمار می‌رود.[مستلزم منبع]

معرفی کتاب
این کتاب به گویش عربی میباشد و بنابه گزارش سهروردی،[۱] در سال ۵۸۲ تألیف آن به نقطه پايان رسیده میباشد. تاریخ ظریف تألیف این کتاب را نمی‌قدرت مشخص و معلوم کرد، چون سهروردی در حکمةالاشراق[۲] تصریح کرده که به طور همزمان با این کتاب، بعضی اثرها فلسفی خویش را نوشته و همینطور در اکثر اوقات اثرها فلسفی خویش از حکمة الاشراق چنان خاطر کرده که گویی قبل از آنان نقطه پايان یافته میباشد.[۳] سهروردی در اثرها عرفانی و رمزی و تمثیلی خویش، به حکمةالاشراق اشاره‌ای نکرده میباشد، ولی نمی‌قدرت سود گرفت که آن‌ها را پیش از حکمةالاشراق نوشته میباشد، چون مباحث پخته‌ای از حکمت اشراقی در‌این اثرها وجود داراست.[۴]

سهروردی[۵] حکمة الاشرق را کتابی شامل حکمت‌های شگفت انگیز و لغت ها رمزگونه معرفی کرده و دربین اثراتی که در علم ها الهی نوشته، برای آن منزلت ویژه‌ای قائل گردیده و آن را بی‌نظیر وصف نموده است. او در بقیه اثر ها خویش،[۶] برای اخذ یقین مهم‌اش، به حکمة الاشراق ارجاع داده میباشد.

انگیزه اسم‌گذاری
او ادله تألیف این کتاب را پافشاری دوستان و همینطور فرمانی غیبی ـ که نافرمانی از آن موجب خروج از رویکرد راست می شود ـ تیتر نموده است. وی در پیشگفتار،[۷] به صورت ضمنی، به وجه تسمیه این کتاب اشاره نموده است. مراد او از حکمت به عبارتی علم ذوقی و کشفی، در مقابل دانش بحثی نظری، میباشد که از جانب معبود اعطا میشود و آرم آن در سخنان رمزگونه حکما یافت میگردد. در رأس این گروه از حکما افلاطون میباشد که وارث حکمت هرمس، والدالحکماء، شناخته میگردد و از حکمای یونان و کشور ایران، آنها که از این حکمت سود کرده‌اند، اشخاصی می‌باشند که نفوسشان از نور و روشنایی عقل، مُشرق و نورانی میباشد؛ بدین مفهوم که به مشاهده وجدانی و معاینه عرفانی واقعیت دست یافته‌اند و چنان که طلوع خورشید در مشرقِ عالَمِ جسمانی موجب پدیدار شدن محسوسات میگردد، طلوع نوروفروغِ معنوی در نفوس آن‌ها، موجب آشکار شدن معقولات و معارف گردیده‌است.[۸]

شرط تحقیق
سهروردی:
« و کمترین درجات و وضعیت خوانندۀ این کتاب این میباشد که بارقۀ خدائی بر دل وی تابش کرده و فرود آمده باشد و ورود آن ملکۀ او گردیده باشد و آنها که از بارقات الاهی منفعت ور نشده باشند از این کتاب سودی برنگیرند.‌»

سید جعفر سجادی، ترجمه حکمة الاشراق، ص۲۲

به لحاظ سهروردی،[۹] رسیدگی حکمةالاشراق برای افرادی اثرگذار میباشد که در حکمتِ بحثی مهارت یافته باشند؛ به این ترتیب، عالی میباشد که قبل از تلاوت حکمة الاشراق، کتاب التلویحات و المشارع و المطارحات ــ که در حکمتِ بحثی و ذکرِ اصولِ فلسفی به شیوه مشائیان میباشد ــ خوانده گردد. ضمن این، پیش از استارت به یاد دادن این کتاب، با معدود خوری، شکاف گوشت خواری، و تأمل در نوروروشنایی الهی، یک اربعین (چلّه) ریاضت بکشند. او[۱۰] پیشنهاد نموده است که برای مقدمات عملی و تعالیم نظری این کتاب بایستی به «‌قیم علی الاشراق»، «‌قیم الکتاب‌» یا این که «‌خلیفه‌» رجوع و برگشت کرد، یعنی هر کس به مبادی و اسرار و رموز این کتاب باخبر میباشد. وی همینطور از یادگرفتن حکمت اشراق به غیر اهلش نهی کردن کرده و، طبق گفته خودش، برای به دور نگهداشتن آن از نااهل، آن را به گونه ای خاص تقریر کرده است. سهروردی[۱۱] متد این کتاب را از نگاه قربت به بینش اشراقی مضبوط‌خیس و به حیث عقیده ای سهل وصف کرده و اذعان داشته که برهان عقلی وی بر اساس دانش ذوقی اوست و شک و تردید در بررسی ها، اعتقاد و باور او‌را از اصل مقاله سست نمی‌گرداند.

بازدید : 18
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:32


الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَالبته أَوْ قَعَدا روایتی از نبی(ص) میباشد که اشاره به امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در همگی هم اکنون داراست؛ چه بایستند و چه بنشینند. این حدیث بر امامت حسنین(ع) با وجود تفاوت در سعی ظاهری تصریح می‌نماید. در‌این حدیث، قیام(ایستادن) را به جنگیدن امام حسین(ع) برای رویارویی با ظلم و اقامهٔ حق، و قُعود(نشستن) را به صلح امام حسن(ع) با معاویه از روی تقیه معنی مسجد قبا مشهد نموده‌اند. .

این مضمون با سه نقل در منابع اساسی حدیثی شیعه امامیه، زیدیه و اسماعیلیه قصه شد‌ه‌است. گزارش اولیه از امام حسن(ع) پایین تبیین حکمت صلح با معاویه میباشد. قصه دوم از ابوایوب انصاری در پیکار جمل و در تبیین حقانیت حضرت علی(ع) میباشد. نقل سوم نیز از ابوذر غفاری میباشد که از عیادت نبی(ص) در واپسین روزهای قدمت وی و جزئیات سخن ها وی حکایت می‌نماید. با آن‌که در سلسلهٔ راویانِ این نقل‌ها، اشخاص مجهول و ضعیف وجود داراست. با این حالا محدّثان، این قصه را درست، معروف، تأییدشده با احادیث دیگر و گزینه اجماع مسلمان‌ها آدرس مسجد قبا مشهد میدانند.

نقل‌های گوناگون حدیث و عنایت آن
«الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدا» (حسن(ع) و حسین(ع) هر دو امام میباشند چه قیام نمایند و چه بنشینند) روایتی از نبی اکرم(ص) میباشد که به امامت امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در شرایط قیام و عدم قیام اشاره دارااست.[۱] این حدیث در منابع متقدم امامیه بوسیله روحانی صدوق،[۲] روضه خوان اثر گذار[۳] و خَزّاز قمی[۴] گزارش گردیده است؛ همینطور ابن عُقده کوفی[۵] از بزرگان زیدیه و حکم کننده نعمان مغربی،[۶] از عالمان اسماعیلیه، نیز این حدیث را نقل رزرو مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

براساس نقل روضه خوان صدوق، امام حسن(ع) در جواب به هر که از انگیزه صلح با معاویه پرسید، علاوه‌بر ذکر حکمت‌های صلح، به‌این گفته رسول(ص) اشاره نمود که حسن و حسین امام میباشند چه قیام نمایند و چه بنشینند. بعد از آن امام حسن(ع)، صلح خویش را مصداق قُعود (نشستن) شماره تلفن مسجد قبا مشهد شمرد.[۷]

ابن‌عُقده کوفی این قصه را تحت ماجرای دیگری نقل نموده است. در نزاع جمل بعضی به ابوایوب انصاری خُمنزلت می گیرند که تو با وجود نبرد‌هایی که در رکاب رسول(ص) با مشرکان داشته‌ای، امروز در مقابل مسلمانها صف کشیدی. او در جواب آن ها و تبیین حقانیت امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌نماید که از پیامبر معبود(ص) شنیدم: «حسن(ع) و حسین(ع) دو نوادهٔ اینجانب از این امت، امامند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آنها خوب میباشد».[۸]

نقل دیگری نیز بوسیله خَزّاز قمی انجام شده میباشد: ابوذر غفاری در آخرین روزهای قدمت نبی(ص)‌ به عیادت وی رفت و رسول با اشاره به اتفاقات بعداز وفاتش و مظلومیت اهل بیت(ع)، به امامت حَسَنین(ع) در حالا صلح و قیام اشاره می‌نماید.[۹] در دو نقل اخیر تعبیروتفسیر «و أَبوهما نهٌ منهما» (و بابا آن دو از آن ها خوب میباشد) نیز وجود دارااست.[۱۰]

گزارش روضه خوان موءثر با اندکی تفاوت به‌شکل «ابْنَای هَذَانِ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا» (این دو فرزند اینجانب [با اشاره به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)] امام می باشند چه قیام نمایند چه بنشینند) آمده میباشد.[۱۱] او این داستان را نص در امامت حسنین(ع) می داند.[۱۲] ابن حیّون نعمان مغربی، فقید اسماعیلی مذهب در قرن چهارم قمری، نیز به طور «الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَا حَقٍّ قَامَا أَوْ قَعَدَا وَ أَبُوهُمَا خَیرٌ مِنْهُمَا» (حسن و حسین دو امام حق می‌باشند چه قیام نمایند و چه بنشینند و پدرشان از آنان عالی میباشد) داستان نموده است.[۱۳] کتاب‌هایی که در ارتباط نصوص امامت درج شده‌اند این ماجرا را نصّ در امامت حسنین(ع) قلمداد کرده‌اند.[۱۴]

بازدید : 9
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:07


سَحَرخوانی، یا این که سَحُورِی خوانی، از مراسم‌های مرسوم در ماه رمضان در کشورهای اسلامی میباشد. این سنت بیشتر در کشور‌ایران گزارش شده است البته در کشورهای عربی همانند عمان، تونس، فلسطین و سوریه نیز وجود داشته‌میباشد. مطابق این آیین، سحرخوان به هنگام سحر و قبل از اذان صبح، عموم را برای سحر بیدار می‌نماید. از طریق‌های مختلفی زیرا نقاره زدن، طبل زدن، آوازخوانی و… برای بیدار کردن عموم حافظه مسجد قبا مشهد شده است.

از سحرخوانی تحت عنوان بخشی از تاریخ موسیقی کشور ایران حافظه گردیده و امروزه در بعضی نواحی همچنان انجام میشود. گزارش کرده‌اند که عمر این دین موسیقیایی، به قبل از اسلام آدرس مسجد قبا مشهد می رسد.

مداقه و خاستگاه
سحرخوانی، عملی میباشد که در ماه رمضان و به هنگام سحر اعمال میشود. عده ای که سحرخوانی می‌نمایند را سَحَرخوان گویند.[۱] سحرخوانی را یکی‌از سنت‌های اساسی اهل ایران در روز ها رمضان دانسته‌اند. درضمن این مراسم آئینی، شاعران اهل ایران به سرودن شعرهایی با مضمون سحر مبادرت کردند که بدین مبادرت، سحوری سرایی گفته میشد.[۲] سحرخوانی را بخشی از تاریخچه موسیقی کشور ایران رزرو مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۳]

خاستگاه این سنت را به دربار شاهان اهل ایران قبل از اسلام نسبت داده‌اند. در‌این زمانه، پادشاهان او‌لین اشخاصی بودند که در دربار بیدار می‌شدند و برای اینکه خدمه خویش را بیدار نمایند و از سویی شخصیت خویش را مراقبت کنند، آواز می‌خواندند. بدین ترسیم سحرخوانی گفته می شد. بعداز ورود اسلام به کشور‌ایران، عموم برای بیدار شدن در سحرهای ماه رمضان، سحوری‌خوانی به خط مش انداختند.[۴] امروزه با دقت به توسعه و گسترش استعمال از وسایل رابطه جمعی، سنت سحرخوانی برای اگاهی‌رسانی، کمتر آیتم استعمال قرار میگیرد. هرچند همچنان در برخی نواحی از کشور ایران، این سنت ایفا شماره تلفن مسجد قبا مشهد می گردد.[۵]

طریق انجام
برای اجرای این مراسم، فرد سحرخوان ساعتی قبل از اذان صبح در کوچه‌ها جنبش می‌نماید و به همدم یکنفر لامپ‌دار و یک نفر دیگر طبالچی، مدح‌خوانی می‌نمایند تا عموم برای سحر و نماز صبح بیدار شوند. سحرخوانان برخیً با زدن درب منزل‌ها مبادرت به آگاه کردن اهل یک محل منزل می‌نمایند. بعضی سحرخوانان نیز به مکان جنبش در کوچه، بر پشت‌بام منزل خویش مبادرت به شعرخوانی می‌نمایند.[۶] از سحرخوانی بر روی گلدسته‌های مساجد هم گزارش‌هایی وجود داراست.[۷] سحرخوانان عموماً چراغی نیز با خویش هم پا دارا هستند و با نوای «سحر بلند شو»، «سحر بلند شو که صبح درست گو آمد»، از وصال سحر خبر می دهند. غیر از این آیتم، سحرخوانان اشعار، مناجات و غزل‌هایی را نیز در زمان مراسم، میخوانند. در بعضا نواحی از نقاره نیز برای بیدار کردن عموم در هنگام سحر، استعمال می‌گردد.[۸]

غالباً سحرخوانان در دهه انتها ماه رمضان، اشعار اندوه‌انگیزی را به طریق عزا انجام می‌نمایند.[۹] همینطور سحرخوانان، مناجات‌هایی را از اشعار خواجه عبدالله انصاری، دعا ها مفاتیح الجنان و صحیفه سجادیه استحصال و به کارگیری می‌کردند. سوره فجر مثلا سوره‌هایی بود که دربین محتوای سحرخوانان گزارش شده است.[۱۰]

از شرکت کردن زنان در‌این دین نیز خاطر شده است. زنان در زدن درب منزل‌ها، زدن طبل و تلاوت لالایی برای خردسال ها، در طی اجرای این مراسم آئینی امدادِ مردان بوده‌اند. مراسم تشت‌زنی که در برخی نواحی مرسوم میباشد، بوسیله زنان شکل می‌گرفت و به‌دنبال آن زنان با زدن بر روی تشت، عبارت «بیدارباش» را برای بیدار کردن عموم می‌گفتند.[۱۱]

تاریخچه
عمر سحرخوانی را به قبل از اسلام نسبت داده‌اند.[۱۲] گزارش‌کرده‌اند که بیدار کردن عموم در نواحی گوناگون جمهوری اسلامی ایران برای ایفا مراسم سحر، یک اجر تلقی می شد و برای همین قضیه، راهکاری با تیتر سحرخوانی ترتیب داده شد. گفته می شود که سحرخوانان برای اینکه مستمعین خویش را با متانت از خواب بیدار نمایند، به آوازخوانی روی آوردند.[۱۳] عمر سحرخوانی در روستای پنداس کاشان را تا ۱۰۰ سال دانسته‌اند. این ترسیم در‌این ناحیه، در فهرست ارثیه ناملموس کشور ایران نیز تصویب شده است.[۱۴]

غیر از کشور ایران، از سنت سحرخوانی در بعضی کشورهای دیگر زیرا فلسطین،[۱۵] مالزی[۱۶] و هند نیز خاطر شده است.[۱۷] سحرخوانان تونسی را ابوطبیبه می‌نامیدند و در مصر به آنان البازی می‌گفتند. سحرخوانان عرب، شعرهای عربی می‌خواندند و عموماً طبل و لامپ با خویش یار و همدم داشتند. در عمان ولی سحرخوانان عموماً خویش شعر سرا می باشند. در عالم عرب، سحرخوانی مرسوم بود و امروزه همچنان در بعضا نواحی وجود دارااست.[۱۸]

امروزه، در نواحی کوهستانی شمالی کشور‌ایران، استان‌های مازندران، گیلان، سیستان، کاشان و خراسان این سنت ایفا می گردد.[۱۹] خلال سنت دیرینه سحرخوانی به ترسیم گذشتگان، در رادیو و تلویزیون نیز سحرخوانان قبل از اذان صبح به مناجات‌خوانی، مدح‌خوانی و دعاها می پردازند.[۲۰]

فروددین ماه ماه ۱۴۰۲ش، شهرداری طهران خبر از برگزاری فستیوال‌ای با تیتر «ماهور» در مسئله سحرخوانی بخشید. به‌گزارش برگزارکنندگان این مراسم، غرض این فستیوال، شناخت بیشتر عموم با این آیین و تقویت آن تیتر شده است.[۲۱] رادیو فرهنگ و تمدن نیز اپ‌ای با تیتر هفت کوچه به روی آنتن موفقیت و در آن به پژوهش سنت سحرخوانی پرداخت.[۲۲] کتاب «موسیقی رمضان در جمهوری اسلامی ایران» برای مثال اثراتی میباشد که با مسئله پژوهش سحرخوانی کتابت یافته‌میباشد.[۲۳]

سحرخوانان دارای شهرت
مثلا سحرخوانان پر اسم و رسم اهل ایران می‌اقتدار به برادران موذن‌زاده، محمدعلی مهربان‌خانی، احمد مراتب، علی‌اکبر رحیمی، محمدرضا شجریان،[۲۴] سید جواد ذبیحی[۲۵] و معلم خلیفه میرزا آغه غوثی اشاره نمود.[۲۶]

پانویس

بازدید : 15
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:31


علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری (۲۶۰ - ۳۲۴ق)، دارای شهرت به ابوالحسن اشعری متکلم و نهاد‌گذار مکتبی در عقاید اسلامی میباشد که پیروانش اشاعره خوانده گردیده‌اند. او از دودمان ابوموسی اشعری بود. اشعری در بصره زاده شد و در به عبارتی شهر به درس ابوعلی جبائی (درگذشت ۳۰۳ق)، متکلم معتزلی، خط مش یافت. او همینطور در رینگ درس فقید شافعی، ابواسحاق مروزی (درگذشت۳۴۰ق) مسجد قبا مشهد حاضر میشد.

مهم ترین حادثه در معاش اشعری، دگرگونی عمیقی بود که در تفکر وی رویداد. اشعری تا ۴۰ سالگی بر مذهب اعتزال بود و با استادش ابوعلی جبائی پیوندی مجاورت داشت، ولی بعداز آن در ملأ عام رویگردانی خویش را از این مدرسه اعلام‌کرد و مدرسه اشعری را نهاد آدرس مسجد قبا مشهد بنیان.

معاش‌طومار
ابوالحسن علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری، از نوادگان ابوموسی اشعری و نهاد‌گذار مدرسه اشعری در عقاید اسلامی میباشد. او در سال ۲۶۰ در بصره زاده شد. در جوانی در مجلس درس ابوعلی جبائی حاضر شد و از نگاه فکری به معتزلیان پیوست. وی تا ۴۰ سالگی بر مسلک فکری خویش باقی بود تا اینکه در گیر دگرگونی شد. او بعد از دگرگونی، مدرسه اشعری را نهاد بنیان و به رویارویی با باورهای عقیدتی قبل خویش و مدرسه معتزله برخاست. وی در سال ۳۲۴ در بغداد درگذشت و در میان کرخ و باب بصره رزرو مسجد قبا مشهد دفن شد.[۱]

روی‌گردانی از معتزله
درباره روی‌گردانی وی از اعتزال قصه‌های گوناگونی وجود دارااست که سابق‌ترین آنان از ابن ندیم میباشد. طبق قصه او، اشعری در یک کدام از شب‌های آدینه به مسجد جامع بصره رفته و تغییر‌و تحول اعتقادی و توبه خویش را اعلام کرده و گفته میباشد که معتزله را رسوا خواهد تشکیل داد.[۲] ابن عساکر نیز اینگونه نقل کرده که اشعری در مسجد اعلام کرده که از منش دلایل عقلی نتوانسته‌ میباشد به واقعیت دست یابد و آخر و عاقبت به هدایت الهی و بازخوانی کتاب و سنت، بطلان عقاید گذشته بر وی قابل دیدن شده میباشد.[۳] درباره علت دگرگونی فکری اشعری داستان‌های دیگری نیز وجود داراست که در پاره‌ای از آن‌ها از رؤیا و الهام، حرف نقل شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

مبانی کلامی
معرفت ضروری و اکتسابی
ابوالحسن اشعری به دو نوع معرفت انسانی اعتقادوباور داشته میباشد:

معرفت اکتسابی: علمی میباشد که از منش درنگ و ادله عقلی به دست میاید.
معرفت ضروری: هر سیرتکامل شناختی که از شیوه غیر نظری به دست بیاید؛ اعم از آشنایی حسی، دانش به بدیهیات و شناختی که از رویه خبر موثق نتایج می‌شود. [۵]
به اعتقاد و باور اشعری، عملکرد برای آشنایی آفریدگار بر بشر واجب میباشد. از سویی معرفت به خداوند، به سیرتکامل‌ای که بشر را به آستانه تعبد برساند، معرفتی اکتسابی میباشد و طریقی جز حیث و عامل ندارد. به این ترتیب، تاسی در معرفت معبود غلط خواهد بود.[۶]

وجوب آشنایی خداوند
تمایز اساسی ابوالحسن اشعری با معتزله در‌این میباشد که وی منشأ اولیه واجب، یعنی وجوب معرفت عقلی به خداوند را بر پایه ی استدلال نقلی می داند؛ به‌این معنی که آدم به حکم شرع، و خیر به حکم عقل، موظف به به کارگیری از عقل برای آشنایی پروردگار شده است و اصولا عقل آمادگی آن را ندارد که بگوید بشر در قبال پروردگار تکلیفی داراست یا این که نه.[۷]

حسن و قبح فقهی
اصل حسن و قبح دینی که با اسم اشعری شناخته می‌گردد، بر طبق تمایزی میباشد که او فی مابین احکام نظری و احکام عملی عقل قائل میگردد. وی قلمرو عقل را محصور به احکام نظری می‌دانست. در لحاظ وی عقل نمی‌تواند هیچ سیرتکامل حکمی درباره نیک و بد امور بدهد؛ به این ترتیب، با عقل نمی‌قدرت به حکم وجوب و حرمت رسید و گزینش آن به ذمه شرع خواهد بود.[۸]

آشنایی از رویکرد خبرها موثق
به یقین اشعری، شناختی که از روش خبر‌ها موثق به دست می آید، مانند آشنایی برآمده از داده‌های حسی، معرفتی ضروری میباشد. بدین ترتیب، به عبارتی‌طور که آدم درباره داده‌های حسی شکی به خویش رویکرد نمی‌دهد و در عامل‌های خود از آن ها فایده می گیرد، داده‌های به دست‌ آمده از خبرها دارای اعتبار نیز می بایست در حکم آشنایی حسی باشد.[۹] حالا، فرستاده الهی خبر آورده که در‌حالتی که در دعوت وی و نشان‌هایش پندار نکنند به عذاب الاهی مبتلا خواهند شد. با شناختی که آدم‌ها از راستگویی وی دارا‌هستند، تامل کردن در آرم‌های پیامبری وی بر آن ها واجب میگردد و فیض این ژرف اندیشی، ایمان به غیب و تسلیم بی‌زیرا و چرا در قبال احکام شرع خواهد بود.[۱۰] تکلیف بشر در طریقه اشعری، این‌سیرتکامل استارت میگردد.

ادله از شاهد به غایب
از حیث ابوالحسن اشعری، برهان عقلی در عقاید شرعی، مانند «‌عامل از شاهد به غایب‌» میباشد. یعنی بشر در مراحل دلیل عقلی، احکام مرتبط با کارها محسوس و این‌جهانی را به موردها مشابهی در دنیا ناشناخته سریان میدهد.[۱۱] اما اشعری اعتبار قیاس را می‌پذیرد و در ادله‌های خود نیز از برخی مفاهیم عقلی به کار گیری می‌نماید و حاصل عقلی را مانعی برای التزام به نصوص فقهی نمی‌داند. اما گستره اعتبار عقل را محصور می‌نماید. از لحاظ وی مواقعی که احکام عقلی سبب ساز میشد معتزله دست به تأویل نصوص فقهی بزنند، به عبارتی ناحیههایی میباشد که عقل اعتبار ندارد. با این وجود، اعتنا اشعری به اثاثیه منطقی آراء کلامی در مواقعی به تفاوت نظریه وی با اصحاب حدیث انجامیده میباشد. این خصوصیت او را اکثر اوقات در موضعی در میان اصحاب حدیث و جریان عقل‌گرا قرار می دهد.[۱۲]

بازدید : 16
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 12:32

آسیه همسر فرعون در نجات حضرت موسی(ع) از رود نیل نقش داشت و به وی ایمان آورد؛ اگرچه ایمان خویش را مخفی کرد. بعد از آنکه فرعون از ایمان وی مطلع شد، بر تاثیر شکنجه، کشته شد. در قرآن و احادیث از وی به خوبی حافظه گردیده و در بعضا احادیث شیعی، همنشین حضرت خدیجه(س) در فردوس معرفی شد‌ه‌است. اسیه دختر مزاحم بن عبید و همسر فرعون بود.[۱] برخی منابع قولی را نقل کرده‌اند که وی از بنی‌اسرائیل بوده میباشد.[۲] و حتی بعضا او‌را عمه حضرت موسی مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۳]

قرآن
اسم آسیه در قرآن نیامده میباشد؛ ولی مفسران مراد از ﴿امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ﴾ [تحریم:11] را که دو توشه در قرآن آمده، آسیه دانسته‌اند؛ بنابر آیه ۹ سوره قصص زمانی که موسی را از آب گرفتند آسیه حاضر بود و فرعون را به زنده نگاه داشتن موسی ترغیب کرد.[۴] همینطور در آیه ۱۱ سوره تحریم از آسیه، در قبال زنانی مانند همسر نوح و همسر لوط که با وجود معاشرت با پیامبران، به خداوند بی دینی می‌ورزیدند، به خیر و خوبی و تحت عنوان مَثَل حافظه گردیده است.[۵] درین آیه آمده میباشد که آسیه از خداوند خواست منزل‌ای در فردوس برای وی قرار دهد و اورا از فرعون و قوم و قبیله ظالمین نجات آدرس مسجد قبا مشهد دهد.﴿إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴾ [تحریم:11]

ایمان
مطابق بعضا آیه ها قرآن، آسیه با آن‌که در دربار فرعون می‌زیست البته به آفریدگار ایمان داشت؛ آسیه وقتی که اعجاز عصای موسی را مشاهده کرد به وی ایمان آورد. وی ایمان خویش را از فرعون نهفته نگاه می‌داشت و زمانی که فرعون از ایمان وی باخبر شد، از وی خواست تا از پرستش خداوند دست بردارد، البته آسیه نپذیرفت و فرعون او‌را شکنجه کرد.[۶] فرعون، دستورداد دست و پای او‌را به میخ‌هایی (اوتاد) بسته، بدنش را در آفتاب قرار داده و سنگ بزرگی بر راز وی فرود آورند که در تاثیر همین شکنجه‌ها،‌ رزرو مسجد قبا مشهد کشته شد.[۷]

در بعضا احادیث دیگر از او در کنار علی بن ابی طالب(ع)، مؤمن آل یاسین تحت عنوان عده ای که قبل از اسلام هیچوقت بی دینی نورزیدند، خاطر شد‌ه‌است.[۸] در بعضا احادیث از آسیه در کنار مریم، خدیجه(س) و فاطمه(س) تحت عنوان برگزیدگان و سیده زنان دانا خاطر گردیده است.[۹] اما در احادیث دیگر صرفا حضرت زهرا سیده زنان فقیه معرفی گردیده‌است. علامه طباطبایی بر این اعتقادوباور میباشد که سیده زنان بودن هر چهار بدن منافاتی ندارد با این‌که که بین آن ها یکی دیگر افراد رفیعتر باشد.[۱۰] مرتضی مطهری، كامل‌ترين زنان دنیا را مبنی بر احادیث اهل بیت علیهم السلام چهار نفر‏ شمرده که دو نفرشان آسیه و مریم در اُمم پيشين بوده‏ اند و دو نفر دیگر خدیجه(س) و فاطمه(س) در اسلام. وی تأکید کرده که برگزیدگان زن کمال یافته، فاطمه(س) شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۱]

بر مبنا روایتی از امام راستگو(ع) که در برخی منابع حدیثی شیعه آمده میباشد، هنگام میلاد حضرت زهرا(س) زنان قریش حضرت خدیجه(س) را فقط گذاشتند، معبود زنانی را به سوی خدیجه ارسال کرد که حضرت مریم و آسیه از آن گزاره بودند، درین رویات از آسیه تحت عنوان همنشین حضرت خدیجه(س) در پردیس حافظه شد‌ه‌است.[۱۲] همینطور بر مبنا روایتی دیگر وقتی که حضرت خدیجه از عالم رفت، حضرت فاطمه عذر و بهانه مادرش را گرفت، پیامبر آفریدگار مقام خدیجه را در فردوس آرم فاطمه(س) اعطا کرد که در کنار حضرت مریم و آسیه قرار داشت.[۱۳] بر پایه ی همین احادیث، علی جلالوند در کتاب "آسیه الگوی مقاومت"، تفصیل درحال حاضر و کیفیت ایمان و مقاومت آسیه در قبال فرعون را توضیح داده میباشد. [۱۴]

بازدید : 27
شنبه 21 تير 1404 زمان : 14:55


سید عبدالکریم موسوی اردبیلی (۱۳۰۴ –۱۳۹۵ش) از مراجع پیروی شیعه در قم بود. او از مبارزان علیه حکومت پهلوی و از یاران امام خمینی و بنیانگذار موسساتی مانند مدرسه امیرالمؤمنین، مدرسه توحید و مدرسه ها اثرگذار بود و پس از انقلاب، کالج اثرگذار را در قم تأسیس مسجد قبا مشهد کرد.

عضویت در شورای انقلاب، مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگی زمان اولیه مجلس خبرگان رهبری، امام آدینه موقت طهران، دادگستری تک تک مملکت، سر کردگی دیوان خوب سرزمین، عضویت در شورای خوب قضایی و شورای بازنگری قانون اساسی ایران و مسئولیت اجرای امر شش ماده‌ای امام خمینی، به عنوان مثال سمت‌های آدرس مسجد قبا مشهد وی بود.

کتاب‌های متفاوت دینی به لهجه عربی مانند فقه القضاء، فقه الحدود والتعزیرات، فقه الدیات، فقه القصاص، فقه الشرکة والتأمین، فقه المضاربة و فقه الشهادات از اثرها اوست. او در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش درگذشت و در مقبره حضرت معصومه(س)، رزرو مسجد قبا مشهد دفن شد.

معاش طومار
میرکریم موسوی کریمی، مشهور به سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، در ۱۳ رجب ۱۳۴۴ق، موازی با ۸ بهمن سال ۱۳۰۴ش در اردبیل چشم به جهان گشود. پدرش سید عبدالرحیم و مادرش سیده خدیجه اسم داشت. در دو سالگی مادرش را از دست اعطا کرد. پدرش شیخ و از معارضان حکومت پهلوی بود. سیاست‌های حکومت وقت در محصور کردن پوشش جامه روحانیت، اورا زیر فشار بیشتر قرار بخشید. در ادامهِ فضای امنیتی آن زمان، رفت و آمد عموم نیز با خانواده وی محصور گردیده بود. فیض این پیش‌آمدها، فقر و تهی‌دستی روزافزون خانواده بود. در سال۱۳۲۰ش با خروج رضاخان از کشور ایران حالت سید عبدالرحیم مقداری خوب شد.[۱] موسوی اردبیلی از شش سالگی علم آموزی را استارت کرد و در اردبیل، قم (۲ سال)، نجف (۳ سال) و آنگاه قم (۱۲ سال) به علم آموزی و درس دادن سرگرم شد. وی از سال ۱۳۳۹ش مستقر اردبیل شد و در سال ۱۳۴۷ش به طهران رفت. عمده کار وی درس دادن، امامت جماعت و اداره مسجد و کانون توحید بود. اردبیلی در سال جاری‌ها با حکومت پهلوی پیکار شماره تلفن مسجد قبا مشهد میکرد.

از سال ۱۳۵۷ش که انقلاب اسلامی کشور‌ایران برنده شد، وی از اعضای شورای انقلاب بود. بعدتر به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی کشور تعیین شد و بعد به بازه زمانی ده سال عمل وی در قوه قضائیه ایران متمرکز بود. وی آغاز دادستان مجموع مرزوبوم بود و پس از شهید شدن بهشتی تحت عنوان مدیر دیوان خوب مرز و بوم جایگزین وی شد که بالاترین رده قضائی در نظام جمهوری اسلامی به اکانت می‌آمد. اردبیلی هم‌اینگونه تحت عنوان نماینده عصر نخستین مجلس خبرگان رهبری گزینش شد. وی در‌این دوران عضو حزب جمهوری اسلامی و از مؤسسان و اعضای خوب‌درجه آن بود.

در سال ۱۳۶۸ش بعد از درگذشت امام خمینی از مسئولیت قضائی کنار رفت و مستقر قم شد. وی تا نقطه پايان قدمت در قم درگیر درس دادن درس بیرون فقه بود. اردبیلی هم‌اینگونه تا سال ۱۳۷۳ش امام آدینه موقت طهران بود. وی از سال‌های آغازین دهه ۱۳۷۰ش و با درگذشت مراجع تقلیدی مثل گلپایگانی و اراکی توضیح المسائل منتشر کرد و خویش را در معرض مرجعیت قرار بخشید.

درگذشت
آیت‌الله اردبیلی در ۳ آذر سال ۱۳۹۵ش مصادف با ۲۳ صفر سال ۱۴۳۸ق درگذشت.[۲] درپی درگذشت او، دو روز عزای همگانی در جمهوری اسلامی ایران اعلام شد و در آدینه ۵ آذر ۱۳۹۵ش در قم، تشییع و آیت‌الله شبیری زنجانی بر پیکر وی نماز خواند و در مقبره حضرت معصومه(س) دفن شد.[۳]

زیست‌طومار علمی

بازدید : 29
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 10:48


زُبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد از صحابه فرستاده آفریدگار(ص) و برادرزاده حضرت خدیجه همسر نبی(ص) که در ۸ یا این که ۱۵ سالگی اسلام آورد و همواره در کنار رسول بود. بعداز رحلت فرستاده(ص)، زبیر حکم شورای سقیفه را نپذیرفت و از خلافت حضرت علی(ع) پناه و با قدمت بن خطاب گفت و گو‌های اکثری کرد. وی همینطور از شورای شش نفره منتخب خلیفه دوم بود که در آن شورا نیز به عایدی حضرت علی(ع) رأی مسجد قبا مشهد بخشید.

او در کودتا و قتل عثمان نقش مؤثری داشت و برای خلافت حضرت علی(ع) کوشید. البته در به عبارتی اوایل خلافت حضرت علی(ع) به ملازمت و همراهی طلحه و عایشه و بعضی دیگر که به ناکثین آوازه یافتند، نزاع جمل را علیه حضرت علی(ع) سامان بخشید و در همین نزاع به قتل رسید. به‌ادله بیعت‌شکنی و تقابل با امام علی(ع) زبیر را از سران عثمانیه قلمداد آدرس مسجد قبا مشهد کرده‌اند.

نسب
زبیر بن عوام با لقب ابوعبدالله، برادرزاده خدیجه[۱] میباشد. پدرش عوّام (اخوی حضرت خدیجه) در مبارزه فجار کشته شد.[۲] مادرش صفیه دختر عبدالمطلب یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.[۳] بعضا آل زبیر را مصری‌تبار دانسته و انتساب وی به فامیل اصیل قریش را نمی‌پذیرند، این دسته به روایتی استناد می‌نمایند که بر طبق آن خویلد بن اسد در مسافرت مصر، عوام را با خویش به مکه آورد و در واقع عوام پسرخوانده رزرو مسجد قبا مشهد اوست.[۴]

وصلت با دختر ابوبکر
زبیر با اسماء دختر ابوبکر تزویج کرد.[۵] این تزویج را اولی تزویج از روش متعه دانسته‌اند.[۶] وی بعداز چندی اسماء را جدایی اعطا کرد.[۷] بعضا نیز گفته‌اند زبیر او را به شدت زد و او به پسرش مخلوق الله حمایت پیروزی، زبیر قسم و سوگند خورد کرد در صورتی جلو بیاید مادرش را جدایی خواهد بخشید ولی عبدالله اعنتایی نکرد و مادرش را از دست وی خلاص کرد و اسماء بعداز جدایی تا پایان قدمت پیش فرزندش عبدالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد ماند.[۸]

در طول نبی
اسلام زبیر
منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعداز مسلمان شدن ابوبکر نوشته‌اند، برخی گفته‌اند او در آن هنگام ۸ ساله بوده میباشد[۹] البته برخی دیگر از مورخان او را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانسته‌اند.[۱۰] در گزارشی تیتر گردیده که او با حضرت علی(ع) هم‌سن بوده میباشد.[۱۱]

زبیر را پنج‌مین یا این که ششمی گرونده به اسلام میدانند.[۱۲] از‌آن‌جا‌که نوه‌اش هشام بن عروة بن زبیر، اسلام آوردن او را گزارش نموده است[۱۳] به این باعث احتمال اینکه درباره فرصت اسلام آوردن وی اغراق گردیده باشد، وجود داراست.[۱۴]

بعضی ماجرا کرده اند که رسول فرمود: «الزُّبَیْرُ ابْنُ عَمَّتِی، وَ حَوَارِییَّ مِنْ أُمَّتِی‏»[۱۵]؛یعنی زبیر پسر عمه و یاورم از امت اینجانب میباشد. این قصه در منابع نخستین شیعی نقل نشده میباشد،[۱۶] ولی با فرض تایید گواهی قصه، تشبیه زبیر به حَواری، به دلیل امداد رساندن و یاری‌های وی به رسول(ص) بوده میباشد.[۱۷]

وی از رسول روایات زیادی نقل نموده است.[۱۸]

پیش از مهاجرت
خبرها متعددی درباره زبیر پیش از مهاجرت نیست جز اینکه او جزء مهاجرین به حبشه به شمار آمده میباشد.[۱۹] زمانی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه در آنجا به راز می‌بردند شایع شد که قریش به اسلام گرویده‌اند، به این جهت برخی از مهاجرین به عنوان مثال زبیر به مکه بازگشتند.[۲۰]

در مدینة النبی
مثلا گزارش‌هایی که در زمینه ی زبیر نقل گردیده‌است٬ حضور وی در سنگسار مردی بود که خویش به زنا اقرار کرده بود. عموم به امر نبی او‌را برای اجرای حکم بردند٬ اما وی از حفره فرار و گریز کرد. زبیر با استخوان شتری اورا زد و بر زمین افکند و عموم سنگسارش کردند. زمانی خبر به رسول رسید٬ فرمود چرا اذن ندادید برود؟ وی خودش اقرار کرده بود و می‌توانست از اقرارش برگردد. در صورتی‌که علی در کنارتان بود هیچوقت منحرف نمی‌شدید.[۲۱]

نقل گردیده است آیه شریفه يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوت[نساء–۶۰] درباره زبیر میباشد که زیرا با مردی یهودی بر رمز باغی اختلاف پیدا کرد٬ بیان کرد اینجانب به داوری ابن شیبه یهودی راضی هستم ولی مرد یهودی بیان کرد اینجانب به داوری محمد راضی هستم٬ پس آیه شریفه نازل شوید و بازگشت به حکم دهنده طاغوت را تقبیح کرد.[۲۲]

بازدید : 33
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 20:11


محمدمهدی طهرانچی (۱۳۴۴-۱۴۰۴ش)، دانشمند هسته‌ای، عضو شورای خوب انقلاب فرهنگی و مدیریت دانش گاه آزاد اسلامی (از سال ۱۳۹۷ش تا فرصت شهید شدن) بود که به‌انگیزه حمله اسرائیل به منزلش در ۲۳ خرداد ماه سال ۱۴۰۴ش به‌ یار همسرش به شهیدشدن مسجد قبا مشهد رسید.

او علم‌آموختهٔ حرفه فیزیک دانش گاه شهید بهشتی و معلم آحاد آن دانش گاه بود.

معرفی و مقام
محمدمهدی طهرانچی، دانشمند هسته‌ای، عضو هیات اُمنا و رئيس دانشکده آزاد اسلامی کشور ایران[۱] و خادم افتخاری بقعه امام رضا(ع)[۲] بود. او مدرس کل دانش گاه شهید بهشتی جمهوری اسلامی آدرس مسجد قبا مشهد ایران بود.[۳]

طهرانچی در سال ۱۳۴۴ش در طهران به‌عالم آمد.[۴] او علم آموختهٔ حرفه فیزیک دانش گاه شهید بهشتی بود که دکترای خودش را در همین فن را با تمایل فیزیک وضعیت جامد در سال ۱۳۷۶ش به پایان رزرو مسجد قبا مشهد رسانید.[۵]

طهرانچی به هم پا همسرش[۶] در ۲۳ خرداد ماه سال ۱۴۰۴ش به‌انگیزه حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران به‌ شهیدشدن رسید[۷] و در شنبه ۷ تیر بعد از تشییع در بقاع عبدالعظیم حسنی شماره تلفن مسجد قبا مشهد دفن شد.[۸]

اثرها و مسئولیت‌ها
به عنوان مثال مسئولیت‌ها و افتخارات طهرانچی می‌اقتدار به مورد ها تحت اشاره نمود:

مدیر کالج شهید بهشتی از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵ش؛
معاونت پژوهشی و فناوری دانشکده شهید بهشتی؛

محل ترور محمدمهدی طهرانچی و فریدون عباسی، از داشمندان هسته‌ای بوسیله اسرائیل. (۲۳ خرداد ماه)
سرپرست و مدیریت دانش گاه آزاد اسلامی از سال ۱۳۹۷ش تا ۲۳ تیر ۱۴۰۴ش با حکم آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر کشور‌ایران؛
عضو شورای بهتر انقلاب فرهنگی؛
دارای آرم رتبه یک علمی.[۹]
تألیفات و طرح‌های پژوهشی
از مهمترین طرح‌های مدیریتی‌ او می‌اقتدار به طرح پایش برای هماهنگ‌سازی مطالعه‌های دانشگاهی با نیازهای مرزو بوم و فعال سازی زیست‌بوم ابتکار عمل در دانش گاه آزاد اسلامی کشور ایران اشاره نمود.[۱۰] اثر ها به‌مکان باقیمانده از طهرانچی در حیطههای فیزیک ماده چگال، نانوفیزیک، ابررسانایی دمای بالا و محاسبات کوانتومی و دربرگیرنده ۱۲ کتاب، تصویب ۸ ابداع و ۱۵۰ نوشته‌علمی در مجلات در میان‌المللی بود.[۱۱]

پانویس
«محمدمهدی طهرانچی که می باشد؟»، کانال شرق.
«رنگ شهیدشدن در رخ پزشک معالج طهرانچی پیدا بود»، خبرگزاری آنا.
«عکس درس دادن شهید طهرانچی در کلاس فیزیک دانشکده بهشتی»، خبرگزاری دانشجو.
«محمدمهدی طهرانچی که می باشد؟»، کانال شرق.
«شهید محمدمهدی طهرانچی؛ دانشمندی بی‌داعیه و تاثیرگذار»، خبرگزاری تابناک.

بازدید : 14
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 13:35


غیاث الدین محمد خدابنده پر اسم و رسم به نخستینْجایتو یا این که اُلجایتو (۶۸۰ق - ۷۱۶ق)، از فرمانروایان سلسله ایلخانان جمهوری اسلامی ایران که در طی معاش چند دفعه مذهب خویش را تغییر تحول بخشید و اولیه کسی بود که در روزگار حکومتش به مذهب شیعه در کشور ایران رسمیت بخشید و به اسم امامان شیعه سکه زد و خطبه مسجد قبا مشهد خواند.

معاش
ایلخانان
سلاطین
تیتر زمانٔ سلطنت
هلاکوخان ۶۶۳-۶۵۱
باقاخان ۶۶۳-۶۸۰
احمد تکودار ۶۸۳-۶۸۱
ارغون ۶۹۰-۶۸۳
گیخاتو ۶۹۴-۶۹۰
بایدو ۶۹۴-۶۹۴
غازان‌خان ۷۰۳-۶۹۴
اولجایتو ۷۱۶-۷۰۳
ابوسعید ۷۳۶-۷۱۶
وزیر ها و امرای سرشناس
خواجه نصیر الدین طوسی
شمس الدین محمد جوینی
خواجه صدرالدین احمد
خواجه رشیدالدین ادب الله
صورت‌های سرشناس هم‌بعد از ظهر
خواجه نصیر الدین طوسی
علامه حلی
...
رویدادهای اصلی
باخت اسماعیلیان
سقوط خلافت عباسی
...
نبو
اولجایتو، آغاز اولجایبوقا‌، بعد از آن ماتمودار‌ و سرنوشت خربنده‌ نامیده گردیده‌است.[۱] خربنده، بعد از آنکه بر تخت گرد هم آیی، اولجایتو (مرکب از دو جزء مغولی «‌اولجای‌» یعنی نیکبختی و «‌تو‌» که نشان مالکیت و نسبت، یعنی دارنده نیکبختی) و آن گاه شاه محمد خدابنده خوانده آدرس مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۲]

وی دو‌مین یا این که سو‌مین پسر ارغون خان و اروک خاتون دانسته گردیده و در جایی در میان مرو و سرخس زاده گردیده است.[۳]

اولجایتو در حین فرمانروایی غازان (۶۹۴ -۷۰۲ق) بنابر سنت ایلخانان، در رده ولایتعهدی، به امارت خراسان منصوب شد[۴] و در سرکوب امرای شورشی رخنه‌ و شاهزادگان مغولی حریف، کفایت نشانه رزرو مسجد قبا مشهد بخشید.[۵]

پس از درگذشت غازان در شوال ۷۰۳ق (می ۱۳۰۴)، اولجایتو قبل از آنکه خبر مرگ ایلخان را آشکار نماید، دو بدن از مدعیان و معارضان احتمالی خویش را از فی مابین برداشت. اولجایتو در ۱۵ ذی‌الحجه به عبارتی سال بر تخت گرد‌همایی. بعد از آن سعدالدین و رشیدالدین ادب الله را در وزارت ابقا کرد و قتلغ سلطان را به رده امیرالاُمَرایی(فرمانده تک تک نظامیان) شماره تلفن مسجد قبا مشهد گمارد.[۶]

اولجایتو در ۳۶ سالگی در سلطانیه درگذشت.[۷] گفته‌اند که مرگ وی بر تاثیر زهری بود که عزالدین ابراهیم پسر خواجه رشیدالدین به اشاره بابا به ایلخان خورانده بود و خواجه و پسرش نیز به همین اتهام کشته شدند.[۸] پیکر اولجایتو در آرامگاهی در قلعه سلطانیه که خویش در حین حیات به ساختن آن امر داده بود، به خاک امانت شد؛ آن‌گاه طبق وصیت وی، پسرش ابوسعید، بر تخت جلسه.[۹]

حکومت‌داری
اولجایتو در حین زمان حکومت خویش، چندان مشغول مبارزه و سرکوب کودتا‌ها نبوده میباشد؛ از همین رو، اصلاحاتی که غازان‌خان قبل از وی در دستگاه دیوانی استارت کرده بود و نقطه عطفی در تاریخ این سلسله به شمار می رفت، ادامه یافت.

اصلاحات
اولجایتو از استارت حکمرانی خویش امر اعطا کرد که کلیه مقررات (یاسا) صادر گردیده از سوی برادرش غازان، از هر سیرتکامل تحریف مصون بماند و نیز رشیدالدین فضل و ادب الله، وزیر پرآوازه غازان را که تدبیرهای وی موجد این اصلاحات بود، در سراسر حکومت خود به سرویس گرفت.[۱۰]

بعد از مرگ قوبیلای قاآن، خان گران قدر مغول در ۶۹۳ق (۱۲۹۴م)، رسیدگی عالیه این خانات بر سراسر قلمرو تیره‌های متفاوت حکام مغول روی به ضعف بنیان. اندکی بعد از استارت حکومت اولجایتو، فرستادگان بعضا از فرمانروایان مغول نزد وی آمدند و پیمانی بستند بر پایه ی آنکه از کشمکش با یکدیگر غربت نمایند و کاروان‌های بازرگانی آزادانه در سراسر قلمرو مغولان به شغل بپردازند.[۱۱]

اهتمام به دانش
در کتاب تاریخ وصاف، از مکتب‌ای به اسم «‌مکتب سیاره‌» کلام نقل شده[۱۲] که از ابتکار‌های‌رشیدالدین و تاج الدین، وزیران اولجایتو، بود. در سفرهای اولجایتو، چادر‌هایی برپا میشد و گروهی از علما و محققان برای مثال نظام الدین عبدالملک، عبدالرحمان حکیم تستری، پژوهشگر حلی وعلامه حلی، در آن به درس دادن می‌پرداختند.[۱۳].

مورخان و نویسندگان نامداری در زمان فرمانروایی اولجایتو می‌زیسته‌اند.[۱۴] ابوالقاسم عبدالله بن علی کاشانی در دربار اولجایتو بود و کتاب تاریخ اولجایتو را درباره معاش و پادشاهی وی نوشت.[۱۵] رشیدالدین فضل و ادب الله، مورخ و دانشمند پرآوازه آن بعدازظهر، جلد دوم جامع التواریخ را به اسم اولجایتو نوشتن کرد.[۱۶] تالیف کننده تاریخ وصاف هم کتاب خویش را به وی نثار کرد.[۱۷]

سازندگی و عمران
بر طبق گزارش‌های تاریخی، اولجایتو به آبادانی و سازندگی میهن دقت ویژه داشت[۱۸]. وی شغل های عمرانی برادرش غازان را پی گرفت و از هنرمندان نگهبانی کرد.یک کدام از مهم ترین شغل های عمرانی اولجایتو، کامل شدن و توسعه و گسترش شهر سلطانیه بود[۱۹]. به امر وی عمارت‌های باشکوه به عنوان مثال مسجد و مریض‌خانه و مکتب در‌این شهر ساخته شد.[۲۰].

نبرد‌ها
اولیه و مهمترین لشکرکشی وی در ۷۰۶ق /۱۳۰۶م برضد امرای شورشی در گیلان صورت بخشید که به منجر کوههای بلند و جنگل‌های انبوه و راههای مشقت بار بعداز ۵۰ سال هنوز به فرمانبرداری از ایلخانان گردن ننهاده بودند. اولجایتو بعداز هجوم سراسری بدین ناحیه آن‌ها را به اطاعت واداشت. گیلان از آن پس خراجگزار ایلخانان شد [۲۱].

بعد از نبرد گیلان در این سال، وضع و اوضاع هرات در شرق قلمرو ایلخانان، اولجایتو را دشوار نگران کرد، چون ملک فخرالدین کرت که پیش‌خیس با اولجایتو پیکار داشت، هنوز برای ابراز وفاداری نزد ایلخان نیامده بود. از این رو، ایلخان سپاهی به آنجا ارسال کرد. در‌این فی مابین فخرالدین درگذشت و نایب وی محمد سام تسلیم شد.[۲۲].

در اواخر پادشاهی اولجایتو، ولایاتی در شرق، غرب و جنوب قلمرو ایلخانان مبتلا آشوب و منجر دل مشغولی ایلخان شد. کشمکش در شرق از هنگامی استارت شد که ایلخان کوشید با به کارگیری از اختلافهای داخلی نکودریان، در نزدیکی شاپورقان کنار رود گواهی، توان خویش را گسترش دهد. تیمور با موافقت اولجایتو و ملازمت و همراهی لشکر خراسان، داوود خواجه امیر نکودری را باخت اعطا کرد و او‌را به آن سوی جیحون راند (۷۱۲ق).[۲۳].

در به عبارتی روز ها عزالدین بن جمال الدین ابراهیم سواحلی برهان عجم، بعداز پرداخت اموالی سنگین به ایلخان دست به مصادره اموال عموم در شیراز زد و رمز به عصیان برداشت، اما اندکی پس از پیش سپاه ایلخان گریخت و به هرمز رفت [۲۴]. سال سپس نیز قرامانیان در آسیای صغیر بر ایلخان شوریدند و بازه زمانی کوتاهی بر قونیه و ملطیه به استقلال امر راندند تا امیر چوپان آنان‌را سرکوب کرد.[۲۵]

بازدید : 20
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 9:53

احمد بن اِسحاق اَشعَری قمی (درگذشت حدود سال‌های ۲۶۰ تا ۲۶۳ق) از راویان شیعه قرن سوم که محضر چهار امام را فهم کرد. وی از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و همینطور نماینده قانونی امام عسکری(ع) در قم بود و از افرادی میباشد که امام فرصت(عج) را در کودکی چشم میباشد. برخی گزارش‌ها از شغل وی در عصر غایب بودن صغرا تحت عنوان دستیار نایب نخستین عثمان بن سعید حکایت دارااست. وی دارنده تألیفاتی همانند علل الصوم و مسائل الرجال مسجد قبا مشهد میباشد.

مسجد امام حسن عسکری در قم بوسیله وی و به فرمان امام عسکری(ع) تاسیس شده است. بقعه وی در سرپل‌ذهاب در استان کرمانشاه قراردارد. نسب وی اینگونه میباشد: احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن صاحب و مالک الأحوص الاشعری. لقب اورا ابوعلی آدرس مسجد قبا مشهد گفته‌اند.[۱]

اجداد وی از طایفه اشعری بودند که در کوفه سکونت داشتند. جدّ چهارم وی، احوص بن سائل اشعری در قیام زید بن علی کمپانی کرد و فرماندهی سپاه او‌را بر ذمه گرفت و بعداز شهید شدن زید، بازداشت شد. بعداز چهار سال حبس در زندان حجاج، با شفاعت برادرش عبداللّه آزاد شد و یار وی به قم سفر کردند و طایفه اشعریان قم را تشکیل رزرو مسجد قبا مشهد دادند.[۲]

صحابی سه امام
از منابع رجال شیعه برمی‌آید که احمد بن اسحاق از اصحاب امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و از یاران مجاورت امام عسکری(ع) بوده و از آن‌ها ماجرا نموده است. برای وی کتاب‌هایی برشمرده گردیده مثلا «علل الصوم»(کتابی بلندمرتبه بوده میباشد) و «مسائل الرجال» درباره سؤالات اصحاب امام هادی عليه‌السلام از حضرت»‌.[۴] اين رسايل حاوى گروه اى از «مسائل» میباشد كه «رجال» گوناگون از يكى از ائمه معصوم عليه السلام پرسيده اند و اين كتاب ها با مباحث رجالى به معناى آشنایی راويان ارتباطى ندارد.[۵] روحانی طوسی در فهرست کتاب علل الصلاة که کتاب بزرگی بوده را از کتاب‌های احمدبن اسحاق دانسته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد. [۶]

وکالت
در بعضی منابع از او تحت عنوان نماینده قانونی امام عسکری(ع) در موقوفات قم حافظه گردیده است.[۷] بعضا با توکل بر پاره‌ای قرائن اورا نماینده قانونی امام هادی(ع) نیز دانسته‌اند.[۸]

درخواست دست‌خط از امام عسکری
در بعضا منابع به‌این مساله اشاره شد‌ه‌است که وی از روش اخذ توقیعات نیز با امام حسن عسکری(ع) در زمینه ی بوده که مثلا آنها ماجرا پایین میباشد:

احمد بن اسحاق می گوید: روزی در یک کدام از ملاقات‌ها سرویس امام عسکری(ع) رسیدم و درخواست کردم چیزی بنویسد تا اینجانب خطّش را ببینم تا هر‌گاه توقیعی بر اینجانب وارد شد، آن را بشناسم. امام فرمود:

ای احمد! خط، با مداد درشت و ریز در نظرت متفاوت می‌کند. مبادا به شک وتردید افتی! (مشی خط را ببین، خیر ریز و درشتی آن را)
آنگاه دوات طلبید و خط نوشت. زمانی می‌نوشت، با خویش گفتم: از وی تقاضا کنم قلمی را که با آن می‌نویسد، به اینجانب ببخشد. زیرا از تایپ کردن سوا شد آغاز به صحبت زدن با اینجانب کرد و مداد را با دستمالش تمیز می کرد. آنگاه فرمود: بگیر،‌ای احمد! و مداد را به اینجانب بخشید.[۹]

دیدن حضرت مهدی(عج)
در تاثیر فشار سیاسی حکمرانان عباسی، مسئله جانشینی امام عسکری(ع) مخفی داشته میشد و غیر از دوستان گزینه پشت گرمی و مجاورت امام، کسی از آن مطلع خلا. شیعه‌ها قم در‌این‌باره از احمد بن اسحاق سؤالاتی کردند و وی برای اینکه داده ها بیشتری دستیابی نماید و جانشین حضرت را با دیده خویش ببیند، به سامرا رفت و به محضر وی رسید. پیش از اینکه وی سخنی بگوید، امام فرمود:

«احمد بن اسحاق! معبود متعال از ویّل خلقت انسان تا امروز زمین را خالی از حجت قرار نداده میباشد و تا قیامت هم خالی نخواهد گذاشت...»
احمد پرسید: حجت آفریدگار بعداز شما چه کسی است؟ حضرت به باطن منزل رفت و لحظه‌ای آن گاه درحالی که کودکی سه ساله را در آغوش گرفته بود، خارج آمد و فرمود:

«در شرایطی‌که نزد پروردگار و حجت‌های وی مقامی والانداشتی، فرزندم را به تو آرم نمی‌دادم. این نوباوه هم‌اسم و هم‌لقب پیامبر پروردگار(ص) میباشد و همین طفل میباشد که زمین را آنگاه‌که از ظلم لبریز گردیده، مملو از عدل خواهد کرد.»[۱۰]
تا قبل از این دیدار، امام عسکری(ع) در طومار‌ای به احمد بن اسحاق، به دنیاآمدن حضرت مهدی(عج) را به وی خبر داده بود.[۱۱]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 483
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه