زُبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد از صحابه فرستاده آفریدگار(ص) و برادرزاده حضرت خدیجه همسر نبی(ص) که در ۸ یا این که ۱۵ سالگی اسلام آورد و همواره در کنار رسول بود. بعداز رحلت فرستاده(ص)، زبیر حکم شورای سقیفه را نپذیرفت و از خلافت حضرت علی(ع) پناه و با قدمت بن خطاب گفت و گوهای اکثری کرد. وی همینطور از شورای شش نفره منتخب خلیفه دوم بود که در آن شورا نیز به عایدی حضرت علی(ع) رأی مسجد قبا مشهد بخشید.
او در کودتا و قتل عثمان نقش مؤثری داشت و برای خلافت حضرت علی(ع) کوشید. البته در به عبارتی اوایل خلافت حضرت علی(ع) به ملازمت و همراهی طلحه و عایشه و بعضی دیگر که به ناکثین آوازه یافتند، نزاع جمل را علیه حضرت علی(ع) سامان بخشید و در همین نزاع به قتل رسید. بهادله بیعتشکنی و تقابل با امام علی(ع) زبیر را از سران عثمانیه قلمداد آدرس مسجد قبا مشهد کردهاند.
نسب
زبیر بن عوام با لقب ابوعبدالله، برادرزاده خدیجه[۱] میباشد. پدرش عوّام (اخوی حضرت خدیجه) در مبارزه فجار کشته شد.[۲] مادرش صفیه دختر عبدالمطلب یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.[۳] بعضا آل زبیر را مصریتبار دانسته و انتساب وی به فامیل اصیل قریش را نمیپذیرند، این دسته به روایتی استناد مینمایند که بر طبق آن خویلد بن اسد در مسافرت مصر، عوام را با خویش به مکه آورد و در واقع عوام پسرخوانده رزرو مسجد قبا مشهد اوست.[۴]
وصلت با دختر ابوبکر
زبیر با اسماء دختر ابوبکر تزویج کرد.[۵] این تزویج را اولی تزویج از روش متعه دانستهاند.[۶] وی بعداز چندی اسماء را جدایی اعطا کرد.[۷] بعضا نیز گفتهاند زبیر او را به شدت زد و او به پسرش مخلوق الله حمایت پیروزی، زبیر قسم و سوگند خورد کرد در صورتی جلو بیاید مادرش را جدایی خواهد بخشید ولی عبدالله اعنتایی نکرد و مادرش را از دست وی خلاص کرد و اسماء بعداز جدایی تا پایان قدمت پیش فرزندش عبدالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد ماند.[۸]
در طول نبی
اسلام زبیر
منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعداز مسلمان شدن ابوبکر نوشتهاند، برخی گفتهاند او در آن هنگام ۸ ساله بوده میباشد[۹] البته برخی دیگر از مورخان او را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانستهاند.[۱۰] در گزارشی تیتر گردیده که او با حضرت علی(ع) همسن بوده میباشد.[۱۱]
زبیر را پنجمین یا این که ششمی گرونده به اسلام میدانند.[۱۲] ازآنجاکه نوهاش هشام بن عروة بن زبیر، اسلام آوردن او را گزارش نموده است[۱۳] به این باعث احتمال اینکه درباره فرصت اسلام آوردن وی اغراق گردیده باشد، وجود داراست.[۱۴]
بعضی ماجرا کرده اند که رسول فرمود: «الزُّبَیْرُ ابْنُ عَمَّتِی، وَ حَوَارِییَّ مِنْ أُمَّتِی»[۱۵]؛یعنی زبیر پسر عمه و یاورم از امت اینجانب میباشد. این قصه در منابع نخستین شیعی نقل نشده میباشد،[۱۶] ولی با فرض تایید گواهی قصه، تشبیه زبیر به حَواری، به دلیل امداد رساندن و یاریهای وی به رسول(ص) بوده میباشد.[۱۷]
وی از رسول روایات زیادی نقل نموده است.[۱۸]
پیش از مهاجرت
خبرها متعددی درباره زبیر پیش از مهاجرت نیست جز اینکه او جزء مهاجرین به حبشه به شمار آمده میباشد.[۱۹] زمانی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه در آنجا به راز میبردند شایع شد که قریش به اسلام گرویدهاند، به این جهت برخی از مهاجرین به عنوان مثال زبیر به مکه بازگشتند.[۲۰]
در مدینة النبی
مثلا گزارشهایی که در زمینه ی زبیر نقل گردیدهاست٬ حضور وی در سنگسار مردی بود که خویش به زنا اقرار کرده بود. عموم به امر نبی اورا برای اجرای حکم بردند٬ اما وی از حفره فرار و گریز کرد. زبیر با استخوان شتری اورا زد و بر زمین افکند و عموم سنگسارش کردند. زمانی خبر به رسول رسید٬ فرمود چرا اذن ندادید برود؟ وی خودش اقرار کرده بود و میتوانست از اقرارش برگردد. در صورتیکه علی در کنارتان بود هیچوقت منحرف نمیشدید.[۲۱]
نقل گردیده است آیه شریفه يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوت[نساء–۶۰] درباره زبیر میباشد که زیرا با مردی یهودی بر رمز باغی اختلاف پیدا کرد٬ بیان کرد اینجانب به داوری ابن شیبه یهودی راضی هستم ولی مرد یهودی بیان کرد اینجانب به داوری محمد راضی هستم٬ پس آیه شریفه نازل شوید و بازگشت به حکم دهنده طاغوت را تقبیح کرد.[۲۲]
زُبیر بن عَوّام بن خُوَیلَد از صحابه فرستاده آفریدگار(ص) و برادرزاده حضرت خدیجه همسر نبی(ص) که در ۸ یا این که ۱۵ سالگی اسلام آورد و همواره در کنار رسول بود. بعداز رحلت فرستاده(ص)، زبیر حکم شورای سقیفه را نپذیرفت و از خلافت حضرت علی(ع) پناه و با قدمت بن خطاب گفت و گوهای اکثری کرد. وی همینطور از شورای شش نفره منتخب خلیفه دوم بود که در آن شورا نیز به عایدی حضرت علی(ع) رأی مسجد قبا مشهد بخشید.
او در کودتا و قتل عثمان نقش مؤثری داشت و برای خلافت حضرت علی(ع) کوشید. البته در به عبارتی اوایل خلافت حضرت علی(ع) به ملازمت و همراهی طلحه و عایشه و بعضی دیگر که به ناکثین آوازه یافتند، نزاع جمل را علیه حضرت علی(ع) سامان بخشید و در همین نزاع به قتل رسید. بهادله بیعتشکنی و تقابل با امام علی(ع) زبیر را از سران عثمانیه قلمداد آدرس مسجد قبا مشهد کردهاند.
نسب
زبیر بن عوام با لقب ابوعبدالله، برادرزاده خدیجه[۱] میباشد. پدرش عوّام (اخوی حضرت خدیجه) در مبارزه فجار کشته شد.[۲] مادرش صفیه دختر عبدالمطلب یعنی عمه حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) بود.[۳] بعضا آل زبیر را مصریتبار دانسته و انتساب وی به فامیل اصیل قریش را نمیپذیرند، این دسته به روایتی استناد مینمایند که بر طبق آن خویلد بن اسد در مسافرت مصر، عوام را با خویش به مکه آورد و در واقع عوام پسرخوانده رزرو مسجد قبا مشهد اوست.[۴]
وصلت با دختر ابوبکر
زبیر با اسماء دختر ابوبکر تزویج کرد.[۵] این تزویج را اولی تزویج از روش متعه دانستهاند.[۶] وی بعداز چندی اسماء را جدایی اعطا کرد.[۷] بعضا نیز گفتهاند زبیر او را به شدت زد و او به پسرش مخلوق الله حمایت پیروزی، زبیر قسم و سوگند خورد کرد در صورتی جلو بیاید مادرش را جدایی خواهد بخشید ولی عبدالله اعنتایی نکرد و مادرش را از دست وی خلاص کرد و اسماء بعداز جدایی تا پایان قدمت پیش فرزندش عبدالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد ماند.[۸]
در طول نبی
اسلام زبیر
منابع تاریخی، اسلام زبیر را بعداز مسلمان شدن ابوبکر نوشتهاند، برخی گفتهاند او در آن هنگام ۸ ساله بوده میباشد[۹] البته برخی دیگر از مورخان او را در آن هنگام نوجوانی ۱۵ ساله دانستهاند.[۱۰] در گزارشی تیتر گردیده که او با حضرت علی(ع) همسن بوده میباشد.[۱۱]
زبیر را پنجمین یا این که ششمی گرونده به اسلام میدانند.[۱۲] ازآنجاکه نوهاش هشام بن عروة بن زبیر، اسلام آوردن او را گزارش نموده است[۱۳] به این باعث احتمال اینکه درباره فرصت اسلام آوردن وی اغراق گردیده باشد، وجود داراست.[۱۴]
بعضی ماجرا کرده اند که رسول فرمود: «الزُّبَیْرُ ابْنُ عَمَّتِی، وَ حَوَارِییَّ مِنْ أُمَّتِی»[۱۵]؛یعنی زبیر پسر عمه و یاورم از امت اینجانب میباشد. این قصه در منابع نخستین شیعی نقل نشده میباشد،[۱۶] ولی با فرض تایید گواهی قصه، تشبیه زبیر به حَواری، به دلیل امداد رساندن و یاریهای وی به رسول(ص) بوده میباشد.[۱۷]
وی از رسول روایات زیادی نقل نموده است.[۱۸]
پیش از مهاجرت
خبرها متعددی درباره زبیر پیش از مهاجرت نیست جز اینکه او جزء مهاجرین به حبشه به شمار آمده میباشد.[۱۹] زمانی که زبیر و دیگر مهاجرین به حبشه در آنجا به راز میبردند شایع شد که قریش به اسلام گرویدهاند، به این جهت برخی از مهاجرین به عنوان مثال زبیر به مکه بازگشتند.[۲۰]
در مدینة النبی
مثلا گزارشهایی که در زمینه ی زبیر نقل گردیدهاست٬ حضور وی در سنگسار مردی بود که خویش به زنا اقرار کرده بود. عموم به امر نبی اورا برای اجرای حکم بردند٬ اما وی از حفره فرار و گریز کرد. زبیر با استخوان شتری اورا زد و بر زمین افکند و عموم سنگسارش کردند. زمانی خبر به رسول رسید٬ فرمود چرا اذن ندادید برود؟ وی خودش اقرار کرده بود و میتوانست از اقرارش برگردد. در صورتیکه علی در کنارتان بود هیچوقت منحرف نمیشدید.[۲۱]
نقل گردیده است آیه شریفه يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوت[نساء–۶۰] درباره زبیر میباشد که زیرا با مردی یهودی بر رمز باغی اختلاف پیدا کرد٬ بیان کرد اینجانب به داوری ابن شیبه یهودی راضی هستم ولی مرد یهودی بیان کرد اینجانب به داوری محمد راضی هستم٬ پس آیه شریفه نازل شوید و بازگشت به حکم دهنده طاغوت را تقبیح کرد.[۲۲]

نکات مهم برای رزرو مسجد جهت برگزاری مراسم ترحیم در مشهد