loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 12
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 10:07


داوود بن نُعْمان، راوی امامی قرن دوم قمری میباشد که اسم او در زمرۀ راویان امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) آمده میباشد. برخی رجالیان اورا توثیق نکرده‌اند و برخی از ثقات از وی مسجد قبا مشهد قصه کرده‌اند.

خویشاوندان و لقب‌ها
خویشاوندان داوود کوفی و نخعی بودند و با بنی‌هاشم لینک ولاء داشتند.[۱] او به انباری نیز آوازه داشته[۲] که ظاهراً ناظر به محل معاش او یعنی شهر انبار در حاشیۀ فرات در ۱۰ فرسخی بغداد بوده میباشد.[۳] کشّی از وی با کنیه بیاع الأنماط حافظه نموده است که احتمالا بر عمل وی، فرش فروشی دلالت آدرس مسجد قبا مشهد دارااست.[۴]

وثاقت
کشّی، داوود را با اوصاف نه و فاضل ستوده[۵] ولی در دیگر کتاب ها رجالی جز خلاصة الاقوال علامه حلی،[۶] توثیق نشده میباشد. نجاشی بعداز توثیق علی بن نعمان اعلم، اخوی کوچکتر داوود، یادآور گردیده که داوود بلندتر از وی بوده میباشد.[۷] برخی توثیق علامۀ حلی را برگرفته از همین صحبت نجاشی رزرو مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.[۸]

ولی برخی معتقدند صحبت نجاشی دلالت بر توثیق وی ندارد، بلکه منظور از عُلُو در عبارت نجاشی، عُلُو در طبقه بوده[۹]، که بیان آن نزد اصحاب رجال متعارف میباشد.[۱۰] شاهد این رأی صحبت نجاشی در تفصیل حالا داوود بن نعمان میباشد که داوود را با واژه و کلمه اکبر وصف نموده است که به مسن‌خیس بودن داوود از علی اشاره شماره تلفن مسجد قبا مشهد داراست.[۱۱]

همینطور احتمال داده گردیده که عهدوپیمان علامه حلی، از توثیق کشّی گرفته گردیده باشد.[۱۲] علامه حلی بعد از بیان لفظ ها توثیق صحبت کشّی را آورده میباشد.[۱۳] برخی نیز با اشاره به ضعف دو احتمال پیش، احتمال افتادگی عبارت توثیق از ورژن‌های متأخر رجال نجاشی را مطرح کرده‌اند.[۱۴]

از‌آن‌جا‌که علامه حلی کتاب‌های علی بن حکم، سعد بن عبدالله، ابن عُقده و سایر افراد را که توثیقات از آن‌ها دریافت می‌گردیده‌است، در اختیار داشته میباشد، بعضا توثیق او‌را حجت میدانند. مؤید این طریقه آن میباشد که به هیچیک از سندها روایاتی که داوود بن نعمان در آنان آمده قدحی وارد نشده، و ابن ابی‌عمیر و دیگر مشایخ ثقه از وی ماجرا کرده‌اند.[۱۵]

صحابی ائمه
روضه خوان طوسی از داوود در شمار اصحاب امام راستگو(ع) خاطر نموده است.[۱۶] ولی نجاشی در داستان داوود از آن حضرت شک وتردید نموده است[۱۷] که احتمالاً به‌این ادله میباشد که عمده احادیث داوود با یک یا این که دو واسطه از امام راست گو(ع) نقل گردیده است.[۱۸] ولی احادیث بی‌واسطۀ وی از آن حضرت بر خلاف آن را اثبات می‌نماید.[۱۹]

افزون بر این، داوود از ابوعبیده زیاد بن عیسی حذّاء نیز داستان کرده[۲۰] که در حین حیات امام درست گو(ع) از جهان رفته میباشد.[۲۱]

نجاشی داوود را از راویان امام کاظم(ع) دانسته[۲۲] و روحانی طوسی او را در زمرۀ اصحاب امام رضا(ع) آورده میباشد، البته در حالتی‌که خواسته از تفسیر نجاشی (اَعلَی) دربارۀ داوود عُلُو در طبقه باشد ملاقات او با امام رضا(ع) نفی می‌گردد.[۲۳] کشی نیز تفصیل اکنون داوود را فی مابین اصحاب امام رضا(ع) آورده میباشد.[۲۴] با این هم اکنون، روایتی از داوود از آن حضرت نرسیده میباشد.

راویان
داوود از اشخاص زیر ماجرا نموده است:

ابوعبیده حزّاء
ابو ایوب حزاز
اسحاق بن عمار
عبدالله بن سِیابه
منصور بن حازم
همینطور خلال برادرش علی، خواهر زاده‌اش علی بن حکم، ابن ابی عمیر، علی بن اسباط، و یونس بن عبدالرحمان از وی قصه کرده‌اند.[۲۵]

کتاب
به گفتۀ نجاشی[۲۶] او کتابی داشته، هر چندین هیچ وصفی از آن یا این که طریقی به آن بیان نشده میباشد. از ظواهر سخن کشی[۲۷] پیداست که وی کتاب‌هایش را برای محمد بن اسماعیل وصیت نموده است.[۲۸] عبارت کشی را در گیر افتادگی دانسته‌اند و معتقدند که خواسته علی بن نعمان بوده میباشد.[۲۹]

هر یک سری نسبت دادن وصیت به علی بن نعمان، وصیت داوود بن نعمان را نفی نمی‌نماید و چه بسا هر دو اخوی اینگونه وصیتی کرده باشند.[۳۰] به ویژه که جایگاه محمد بن اسماعیل نزد اصحاب میتواند توجیه گر وصیت هر دو اخوی باشد.[۳۱]

بازدید : 10
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 14:50


صَنْعا، پایتخت یمن، با تاریخی بیش تر از ۲۵۰۰ سال، از مرکز ها اصلی تشیع و یکی سابق‌ترین شهرهای مسکونی عالم به شمار می‌رود. این شهر که با معماری منحصربه‌فرد به فردش شناخته می‌گردد، در زمان‌های متفاوت، راءس سیاسی و فرهنگی حکومت صُلَیْحیان (اسماعیلی) و امامان زیدی مسجد قبا مشهد بوده میباشد.

صنعا، از کانون‌های اساسی شغل زیدیه از قرن سوم تا قرن چهاردهم قمری بوده میباشد. در قرن پانزدهم قمری، تکان انصارالله (حوثی‌ها)، که ریشه در تشیع زیدی داراست، در اختیار گرفتن صنعا را از ۲۰۱۴م به دست گرفت و نقش آن را در تحولات یمن آدرس مسجد قبا مشهد برجسته کرد.

صنعا در احادیث شیعه رده ویژه‌ای داراست، مثلا در بشارت‌های فرستاده(ص) درباره فتح یمن و احادیث مرتبط با قیام یمانی به‌تیتر یک کدام از نماد‌های ظهور. همینطور، این شهر صاحب خانه علمای پر رنگ زیدی مانند ابن‌مرتضی و مرتضی المحطوری بوده و اثر ها مهمی مانند «الازهار» (در فقه زیدی) در آن نگاشته رزرو مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.

از ارگانهای اساسی شیعی در صنعا می‌اقتدار به مسجد جامع صنعا (با گنجینه نسَخ خطی زیدی)، راءس بدر (فعال در یادگرفتن زیدیه) و مؤسسة امام زید بن علی الثقافیه اشاره نمود که در رواج معارف زیدی و تخمین مذهب ها عمل می‌نمایند. در قرن پانزدهم قمری صنعا با وجود تضارب و نزاع‌ با ایالات متحده عربی و اسرائیل، همچنان به‌تیتر علامت نام و نشان زیدی و راءس مبارزات سیاسی-مذهبی در یمن شماره تلفن مسجد قبا مشهد باقیمانده میباشد.

معرفی
صَنعا پایتخت یمن و یکی‌از سابق‌ترین شهرهای مسکونی دنیا میباشد که تاریخ آن به بیشتراز ۲۵۰۰ سال پیش بازمی‌شود.[۱] به گفتۀ دانشمندان، صنعا از قرنها اولیۀ اسلام نقشی محوری در تاریخ و تمدن تشیع زیدی جاری ساختن نموده است.[۲] به گفتهٔ ابن‌خلدون (۷۳۲-۸۰۸ق) گرچه صعده در حین حکومت پرفراز و نشیب زیدیه، راس مهم حکومت آنها بود؛[۳] ولی در حین نقطع ی عطف توان زیدیه شهرهایی نظیر عدَن و صنعا نیز جزو محدودۀ مهم قلمرو امامان زیدی به شمار می‌رفتند.[۴] براساس گزارش‌ها، عمل‌های مذهبی و فرهنگی زیدی در قرن ۱۴ش درین شهر ادامه دارااست؛ به‌تیتر نمونه، مراسماتی نظیر پایکوبی به دنیا آمدن رسول(ص) و عید غدیر در‌این قرن، با تجمع‌های وسیع در صنعا و دیگر شهرهای یمن برگزار گردیده‌اند که نشانه‌دهنده پویایی و حضور مذهبی زیدیه در‌این شهر میباشد.[۵]

همینطور شیعه‌ها امامی در دو شهر عدن و صنعاء و بعضی از نقاط دیگر یمن به طور دور از هم معاش می‌نمایند[۶] و عمل آن‌ها نیز پایین لحاظ سازمانی به اسم رابطة الشیعة الجعفریة فی الیمن جای دارد. جمعیت شیعه ها اثناعشری یمن ۲ تا ۸ درصد تقریب زده گردیده‌است.[۷] همینطور تقریب زده می‌گردد حدود پانزده هزار نفر از اسماعیلیان در یمن معاش می‌نمایند که عمدتاً در صنعا و بخشها دیگری مانند حَسر و اِب بومی می‌باشند.[۸] مدرسة البُهریه[۹] و پایگاه الفیض الحاتمی (در حوزه‌ أزال صنعا) از کانون‌های تجمع رهروان اسماعیلیه میباشد.[۱۰]

بازدید : 31
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 12:31


زیاد بن مروان قندی از راویان امام راست گو(ع) و اصحاب خاص امام کاظم(ع) بوده میباشد. وی بعداز شهیدشدن امام کاظم(ع) با نپذیرفتن امامت امام رضا(ع) از مسیر تشیع گم راه شد و با دو نفر از یاران امام کاظم(ع)، واقفیه را نهاد‌گذاری کردند. زیاد بن مروان تا پایان مسجد قبا مشهد عمرش واقفی ماند.

نجاشی برای زیاد بن مروان کتابی برشمرده که روضه خوان طوسی آن را جزء اصول اربعمائه دانسته میباشد. اسم وی در گواهی ۶۱ قصه مذکور میباشد. برخی دانشمندان برای او ۱۵ مدرس همانند سَماعة بن مهران، عبدالله بن سِنان، یونس بن ظَذکر و عبدالله بن بُکَیر برشمرده‌اند. همینطور ۲۰ نفر از وی ماجرا نقل کرده‌اند که به عنوان مثال آن ها ابن ابی عمیر، ابراهیم بن هاشم، احمد بن محمد بن عیسی اشعری آدرس مسجد قبا مشهد میباشند.

رجال‌شناسان شیعی درباره اعتبار و وثاقت وی سه حیث دارا هستند: گروهی مانند روحانی‌طوسی و علامه‌ حلی اورا به‌استدلال واقفی بودن تضعیف کرده‌اند، توده‌ای همانند روضه خوان‌ موءثر و سید ابوالقاسم خویی او را ثقه دانسته‌اند و برخی از علما مثل عبدالله مامقانی، صرفا احادیث قبل از واقفی شدنش را دارای اعتبار رزرو مسجد قبا مشهد می دانند.

نقش زیاد بن مروان در واقفیه
براساس گزارش رجال‌شناسان شیعی، زیاد بن مروان از اصحاب خاص امام کاظم(ع)[۱] و نماینده قانونی وی در بغداد بود.[۲] پس از شهیدشدن امام کاظم(ع)، امامت امام رضا(ع) را انکار کرد و با علی بن ابی‌حمزه بطائنی و عثمان بن عیسی رواسی، واقفیه را تأسیس شماره تلفن مسجد قبا مشهد کردند.

[۳] همینطور آن‌ها داعیه کردند که امام کاظم(ع) شهید نشده و وی، به عبارتی قائم میباشد.[۴] به گفته کشی و روضه خوان‌طوسی، امام کاظم(ع)، زیاد بن مروان را نسبت به امامت امام رضا(ع) مطلع کرده بود[۵] و به وی هشدار داده بود که در صورتی امامت امام رضا(ع) را انکار نماید، گزینه لعنت الهی واقع می شود.[۶] همینطور روضه خوان‌کلینی در کافی نقل می‌نماید امام کاظم(ع) حقانیت امام رضا(ع) و پیروی از وی را به زیاد بن مروان ذکر نموده است.[۷]

یونس بن عبدالرحمن نقل می‌نماید که انگیزه واقفی شدن برخی از کارگزاران امام کاظم(ع) و انکار شهیدشدن وی، فرآورده‌اندوزی بود؛ چون اموال متعددی از میزان دارایی‌های امام نزد آن‌ها بود. بعد از شهیدشدن امام کاظم(ع) هفتاد هزار دینار از اموال امام نزد زیاد بن مروان بود. وی قصد داشت با ده هزار دینار، یونس بن عبدالرحمن را از بازگو کردن امامت امام رضا(ع) نزد عموم بازدارد که پیروز نشد.[۸] در نقل روحانی‌طوسی آمده امام رضا(ع) بعداز شهید شدن امام کاظم(ع) از سران واقفیه همانند زیاد بن مروان خواست که اموال امام کاظم(ع) را برگردانند؛ البته آنان انکار کردند و اموال را پس ندادند.[۹] به گفتهٔ حسن بن دوست داستنی، زیاد بن مروان با نظریه واقفیه و انکار امامت امام رضا(ع)، مُرد.[۱۰]

مقام حدیثی
نجاشی او‌را از راویان امام جعفر درست گو(ع) و امام موسی کاظم(ع) دانسته که کتابی داشته[۱۱] و روضه خوان طوسی آن را از اصول اربعمائه برشمرده میباشد.[۱۲] گردآوری‌ای از عالمان همانند روحانی‌ صدوق از آن کتاب داستان نقل کرده‌اند.[۱۳] بحرالعلوم اورا کثیرالروایه دانسته میباشد.[۱۴] به گفتهٔ جعفر سبحانی، از رجالیان شیعه، زیاد بن مروان در گواهی ۶۱ ماجرا واقع شد‌ه‌است؛ با تیتر «زیاد قندی» در ۳۶ ماجرا، با «زیاد بن مروان» در ۱۶ ماجرا و با «زیاد بن مروان قندی» در ۹ قصه.[۱۵]

برخی محققان برای زیاد بن مروان، ۱۵ مدرس برشمرده‌اند.[۱۶] به گفته سید ابوالقاسم خویی، زیاد بن مروان از راویانی مانند دُرُست بن ابی منصور، سَماعة بن مهران، عبدالله بن سِنان،[۱۷] یونس بن ظَذکر و عبدالله بن بُکَیر[۱۸] نقل نموده است. همینطور اورده شده که ۲۰ نفر از او داستان نقل کرده‌اند.[۱۹] مثلا آن‌ها؛ ابن‌ابی‌عمیر، ابراهیم بن هاشم، احمد بن محمد بن عیسی، عبدالرحمن بن حماد، محمد بن عیسی یقطینی میباشد.[۲۰] همینطور نقل شده که بیشتر احادیث زیاد از روش یعقوب بن یزید انباری و محمد بن عیسی یقطینی نقل گردیده است.[۲۱]

بازدید : 49
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 13:48


سید ابراهیم امین السید (زاده ۱۹۵۵م) روضه خوان شیعه و از اعضای شورای مرکزی حزب‌الله لبنان میباشد. وی از شروع تشکیل حزب‌الله به آن پیوست[۱] و در سال ۱۹۹۵م سر گروهی شورای سیاسی آن را برعهده داراست.[۲] امین السید در بِقاع، از بخشها شرق لبنان به‌جهان آمد.[۳] وی در کنار کسانی همانند سید محمدحسین فضل و ادب‌الله، صبحی طفیلی، سید حسن نصرالله، سید عباس موسوی، نعیم قاسم، زهیر کنج و محمد یزبک جزو مؤسسان و نهاد‌گذاران مسجد قبا مشهد اول حزب‌الله به‌شمار می‌رود.[۴]


از راست: سید حسن نصرالله، محمدحسن اختری، سید علی خامنه‌ای، سید ابراهیم امین السید، سید عباس موسوی (۱۳۷۰ش)
سید حسن نصرالله در اوایل عضویت در حزب‌الله، مدتی نائب رئیس ابراهیم امین السید در بیروت بوده میباشد.[۵] سید ابراهیم در سخنرانی‌ها و موضع‌ها خویش همواره استکبارستیز بوده و مخالفت خویش با رژیم صهیونیستی را اعلام داشته میباشد.[۶] او درباره‌ی با تأثیر انقلاب اسلامی کشور ایران[۷] و نقش امام خمینی[۸] بر تحولات حوزه‌ و اثرگذاری روز جهانی قدس[۹] بر مبنا مقاومت نیز مواضعی آدرس مسجد قبا مشهد داشته میباشد.

سید ابراهیم امین السید سفرهایی به کشور ایران داشته و با برخی از مقامات این میهن به دیدار و اذعان کرد‌وگو پرداخته میباشد.[۱۰] به عنوان مثال دیدارهای وی می‌اقتدار به دیدارش با اسماعیل هنیه مدیر دفتر کار سیاسی تکان مقاومت اسلامی حماس در ضاحیه جنوبی لبنان اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نمود.[۱۱]

کتاب «الجهاد فی حیث الامام السجاد علیه‌السلام» برای مثال اثرها علمی سید ابراهیم امین السید به‌شمار می‌رود.[۱۲] گمانه‌زنی بعضی از رسانه‌ها بر جانشینی سید ابراهیم امین به دبیرکلی حزب‌الله لبنان پس از شهیدشدن سید حسن نصرالله شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۳]

جستارهای متعلق
سید هاشم صفی‌الدین
نبیل قاووق
پانویس
«إبراهیم أمین السید... هل یقود حزب‌الله فی المرحلة المقبلة؟»، تارنما ایندیپندنت عربی.
«شورای سیاسی حزب‌الله، بنیان مشورتی و ایدئولوگ»، اینترنت‌وبسایت روزیاتو.
«إبراهیم أمین السید... هل یقود حزب‌الله فی المرحلة المقبلة؟»، تارنما ایندیپندنت عربی.
حسینی، «سیر دگرگونی در رهبری و ایدئولوژی حزب‌الله»، چکیده.
«نگاهی به سه دهه سکانداری نصرالله در حزب‌الله»، خبر آنلاین.
«الموقف السیاسی»، موقع السید ابراهیم امین السید | مدیریت المجلس السیاسی فی حزب‌الله.
«تأثیر انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران بر وضعیت حوزه‌»، پايگاه استحضار‌رسانی دفتر کار مراقبت و انتشار اثر ها آيت‌الله‌ سيدعلی خامنه‌ای.
«امام خمینی(ره)، معامله قرن را ۴۰ سال به تأخیر انداخت»، مقر خبری- تحلیلی اعتمادآنلاین.
«روز جهانی قدس»، خبرگزاری قانونی حوزه.
«دیدار علی‌اکبر ولایتی با سید ابراهیم السید، مدیریت شورای سیاسی حزب الله لبنان»، باشگاه خبرنگاران دانشجویی جمهوری اسلامی ایران.
«برد تعالی از روش اتاق عملیات مشترک مقاومت نتایج شد»، خبرگزاری قانونی حوزه.
«الجهاد فی حیث الامام السجاد علیه‌السلام»، بازار کتاب.
«جایگزین سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان بعداز شهادتش چه کسی خواهد بود؟»، وب سایت خبری صنعت مالی.
منابع
«تأثیر انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران بر حالت حیطه»، پايگاه استحضار‌رسانی دفتر کار محافظت و انتشار اثر ها آيت‌الله‌ سيدعلی خامنه‌ای، تاریخ نشر: ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ش، تاریخ بازدید: ۱۷ مهر ۱۴۰۳ش.
«الموقف السیاسی»، موقع السید ابراهیم امین السید | مدیریت المجلس السیاسی فی حزب‌الله، تاریخ بازدید: ۱۴ مهر ۱۴۰۳ش.
«شورای سیاسی حزب‌الله، بنیان مشورتی و ایدئولوگ»، اینترنت‌وب سایت روزیاتو، تاریخ نشر: ۸ مهر ۱۴۰۳ش، تاریخ بازدید: ۱۷ مهر ۱۴۰۳ش.
«جایگزین سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان بعداز شهادتش چه کسی خواهد بود؟»، تارنما خبری صنعت مالی، تاریخ نشر: ۹ مهر ۱۴۰۳ش، تاریخ بازدید: ۱۴ مهر ۱۴۰۳ش.
«امام خمینی(ره)، معامله قرن را ۴۰ سال به تأخیر انداخت»، مقر خبری- تحلیلی اعتمادآنلاین، تاریخ تکثیر: ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ش، تاریخ بازدید: ۱۷ مهر ۱۴۰۳ش.
«الجهاد فی لحاظ الامام السجاد علیه‌السلام»، بازار کتاب قائمیه، تاریخ بازدید: ۱۴ مهر ۱۴۰۳ش.
«موفقیت گرانقدر از روش اتاق عملیات مشترک مقاومت نتیجه ها شد»، خبرگزاری قانونی حوزه، تاریخ تکثیر: ۱۲ تیر ۱۴۰۰ش، تاریخ بازدید:۱۷ مهر ۱۴۰۳ش.
«إبراهیم أمین السید... هل یقود حزب‌الله فی المرحلة المقبلة؟»، وب سایت ایندیپندنت عربی، تاریخ تکثیر: ۵ اکتبر ۲۰۲۴م، تاریخ بازدید: ۱۵ مهر ۱۴۰۳ش.

بازدید : 153
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:02


اَبوبَکْر بن ابی‌قُحافه (درگذشت ۱۳ق)، از صحابه رسول. وی بعد از درگذشت فرستاده پروردگار(ص)، به همپا تعداد دیگری از صحابه در سقیفه بنی‌ساعده گرد آمدند تا علی‌رغم وصیت پیامبر معبود(ص) درباره خلافت علی(ع)، خلیفه مسلمانها را گزینش مسجد قبا مشهد نمایند.
حاضران در سقیفه بنی‌ساعده، با ابوبکر تحت عنوان خلیفه پیامبر پروردگار(ص) بیعت کردند. او او‌لین خلیفه از خلفای راشدین از حیث اهل سنت میباشد. وی در اول سال‌های ظهور اسلام در مکه، مسلمان شد و در نگرش معروف تاریخ‌نویسان، در هنگام مهاجرت نبی به مدینه، با او هم‌مسافرت بود و به همپا نبی(ص) در غار ثور مخفی شد. در حکومت وی، حادثه ها دعوا‌برانگیزی در تاریخ اسلام فیس اعطا کرد؛ به عنوان مثال تصاحب کردن فدک از حضرت زهرا(س)، مبارزه‌های آدرس مسجد قبا مشهد ردّه و آغاز فتوحات.

شخصیت‌شناسی
ابوبکر، بنابر بعضا از احادیث[۱] و قرائنی همانند بازه قدمت و تاریخ وفات او، دو سال و یک سری ماه بعد از عام الفیل (احتمالا در ۵۰ پیش از مهاجرت/۵۷۳ م) در مکه رزرو مسجد قبا مشهد زاده شد.

نام او در نا‌آگاهی، عبدالکعبه بود و بعداز اسلام، نبی(ص) او را عبدالله خواند.[۲] پدرش ابوقُحافه عثمان (درگذشت ۱۴ق) و مادرش امّ الخیر سَلْمی، بنت صخر بن عمرو بن کعب، هر دو از تیره دسته بودند و از روش مُرّة بن کعب نیای ششم‌شان[۳]با نبی(ص) نسبت داشتند.[۴] در بعضی احادیث اهل سنت، اسم او عتیق نام برده؛[۵] البته ظاهرا عتیق کنیه شماره تلفن مسجد قبا مشهد او باشد.

لقب او ابوبکر میباشد. البته در اینکه او پسری به اسم دیده نشده داشته میباشد، اختلاف وجود داراست. در هیچ‌کدام از منابعی که فرزندان ابوبکر را برشمرده‌اند، نامی از دیده نشده نیامده میباشد. البته در ابیاتی که در ملامت ابوبکر از لهجه برخی از مرتدان آورده شده از پسری به اسم «دیده نشده» برای او خاطر شد‌ه‌است[۶] با این‌اکنون معارضان وی، از جمله ابوسفیان، ابوبکر (دیده نشده = شتر جوان) را از باب استهزا به ابوفصیل (فَصیل = کودک‌شتر بازگرفته از شیر مامان) تغییر تحول داده‌اند.[۷]

او دربین اهل سنت یک‌سری کنیه داراست:

عتیق: اکثر منابع اهل‌سنت، عتیق را از ا‌لقاب او دانسته و نوشته‌اند که فرستاده(ص) اورا به باعث زیبایی صورت‌اش ملقب به عتیق تشکیل داد.[۸] بنابر روایتی از عایشه، رسول اورا «عتیق الله اینجانب النار» خواند.[۹] دلایل دیگری درباره نا‌مگذاری او به عتیق نقل گردیده‌است.[۱۰]
دیگر کنیه او میان اهل‌سنت، صدّیق میباشد که بر محور منابع اهل‌سنت، به‌دنبال تصدیق بی‌زیرا‌وچرای خبر معراج به وی داده گردیده‌است[۱۱] و در روایتی از مولای ابوهریره صحبت از این میباشد که جبرئیل در لیلة الاسراء، او را صدّیق خوانده میباشد.[۱۲] برخی گفته‌اند که او از عصر جاهلی بدین کنیه آوازه داشته، تا آنجا که کنیه عتیق نیز در سایه آن قرار گرفته میباشد.[۱۳]
کنیه «اَوّاه» به منجر رأفت و غمخوارگی وی.[۱۴]
کنیه «مالک فرستاده الله» به مناسبت ملازمت‌اش با نبی(ص) در جریان مسافرت به مدینه.[۱۵] به‌این قصه در قرآن در آیه لا تحزن اشاره گردیده‌است.
لحاظ علمای شیعه درباره کنیه صدیق
نوشته‌علمیٔ مهم: صدیق (کنیه)
از دید علمای شیعه صدّیق اکبر، کنیه منحصربه‌فرد امام علی(ع) میباشد. آن‌ها با استناد به منابع اهل‌سنت اعطای این کنیه به حضرت علی(ع) را از جانب نبی میدانند.[۱۶] علی(ع) نیز در طول حکومتش بر منبر بصره آن را از آن خود دانسته میباشد.[۱۷]

همسران

بازدید : 167
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 21:36


زیاد بن مروان قندی از راویان امام درست گو(ع) و اصحاب خاص امام کاظم(ع) بوده میباشد. وی بعداز شهید شدن امام کاظم(ع) با نپذیرفتن امامت امام رضا(ع) از مسیر تشیع گم راه شد و با دو نفر از یاران امام کاظم(ع)، واقفیه را نهاد‌گذاری کردند. زیاد بن مروان تا انتها عمرش واقفی مسجد قبا مشهد ماند.

نجاشی برای زیاد بن مروان کتابی برشمرده که روحانی طوسی آن را جزء اصول اربعمائه دانسته میباشد. اسم وی در گواهی ۶۱ قصه مذکور میباشد. بعضا دانشمندان برای او ۱۵ معلم همانند سَماعة بن مهران، عبدالله بن سِنان، یونس بن ظَذکر و عبدالله بن بُکَیر برشمرده‌اند. همینطور ۲۰ نفر از وی قصه نقل کرده‌اند که به عنوان مثال آن‌ها ابن ابی عمیر، ابراهیم بن هاشم، احمد بن محمد بن عیسی اشعری آدرس مسجد قبا مشهد می باشند.

رجال‌شناسان شیعی درباره اعتبار و وثاقت وی سه حیث دارا‌هستند: گروهی مانند روحانی‌طوسی و علامه‌ حلی او‌را به‌استدلال واقفی بودن تضعیف کرده‌اند، جمع‌ای همانند روضه خوان‌ موءثر و سید ابوالقاسم خویی او را ثقه دانسته‌اند و بعضی از علما مثل عبدالله مامقانی، فقط احادیث قبل از واقفی شدنش را دارای اعتبار رزرو مسجد قبا مشهد می دانند.

نقش زیاد بن مروان در واقفیه
براساس گزارش رجال‌شناسان شیعی، زیاد بن مروان از اصحاب خاص امام کاظم(ع)[۱] و نماینده قانونی وی در بغداد بود.[۲] بعداز شهید شدن امام کاظم(ع)، امامت امام رضا(ع) را انکار کرد و با علی بن ابی‌حمزه بطائنی و عثمان بن عیسی رواسی، واقفیه را تأسیس کردند.[۳] همینطور آن‌ها داعیه کردند که امام کاظم(ع) شهید نشده و وی، به عبارتی قائم میباشد.[۴] به گفته کشی و روضه خوان‌طوسی، امام کاظم(ع)، زیاد بن مروان را نسبت به امامت امام رضا(ع) باخبر کرده بود[۵] و به وی هشدار داده بود که در صورتیکه امامت امام رضا(ع) را انکار نماید، گزینه لعنت الهی واقع میشود.[۶] همینطور روحانی‌کلینی در کافی نقل می‌نماید امام کاظم(ع) حقانیت امام رضا(ع) و پیروی از وی را به زیاد بن مروان ذکر شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.[۷]

یونس بن عبدالرحمن نقل می‌نماید که انگیزه واقفی شدن بعضی از کارگزاران امام کاظم(ع) و انکار شهیدشدن وی، فرآورده‌اندوزی بود؛ چون اموال متعددی از بودجه‌های امام نزد آنان بود. بعداز شهید شدن امام کاظم(ع) هفتاد هزار دینار از اموال امام نزد زیاد بن مروان بود. وی قصد داشت با ده هزار دینار، یونس بن عبدالرحمن را از بازگو کردن امامت امام رضا(ع) نزد عموم بازدارد که برنده نشد.[۸] در نقل روضه خوان‌طوسی آمده امام رضا(ع) پس از شهید شدن امام کاظم(ع) از سران واقفیه همانند زیاد بن مروان خواست که اموال امام کاظم(ع) را برگردانند؛ ولی آنان انکار کردند و اموال را پس ندادند.[۹] به گفتهٔ حسن بن دوستداشتنی، زیاد بن مروان با نظریه واقفیه و انکار امامت امام رضا(ع)، مُرد.[۱۰]

منزلت حدیثی
نجاشی اورا از راویان امام جعفر درست گو(ع) و امام موسی کاظم(ع) دانسته که کتابی داشته[۱۱] و روحانی طوسی آن را از اصول اربعمائه برشمرده میباشد.[۱۲] توده‌ای از عالمان همانند روضه خوان‌ صدوق از آن کتاب داستان نقل کرده‌اند.[۱۳] بحرالعلوم اورا کثیرالروایه دانسته میباشد.[۱۴] به گفتهٔ جعفر سبحانی، از رجالیان شیعه، زیاد بن مروان در گواهی ۶۱ ماجرا واقع گردیده‌است؛ با تیتر «زیاد قندی» در ۳۶ داستان، با «زیاد بن مروان» در ۱۶ ماجرا و با «زیاد بن مروان قندی» در ۹ قصه.[۱۵]

بعضا دانشمندان برای زیاد بن مروان، ۱۵ معلم برشمرده‌اند.[۱۶] به گفته سید ابوالقاسم خویی، زیاد بن مروان از راویانی مانند دُرُست بن ابی منصور، سَماعة بن مهران، عبدالله بن سِنان،[۱۷] یونس بن ظَذکر و عبدالله بن بُکَیر[۱۸] نقل نموده است. همینطور بیان شده که ۲۰ نفر از او داستان نقل کرده‌اند.[۱۹] به عنوان مثال آنان؛ ابن‌ابی‌عمیر، ابراهیم بن هاشم، احمد بن محمد بن عیسی، عبدالرحمن بن حماد، محمد بن عیسی یقطینی میباشد.[۲۰] همینطور آورده شده که بیشتر احادیث زیاد از روش یعقوب بن یزید انباری و محمد بن عیسی یقطینی نقل گردیده است.[۲۱]

اعتبار و وثاقت
به اعتقاد مامقانی، در ارتباط اعتبار و وثاقت زیاد بن مروان سه بینش وجود دارااست:

تضعیف: عالمانی مانند روضه خوان‌طوسی،[۲۲] علامه‌ حلی،[۲۳] ابن‌داود[۲۴] و بحرالعلوم[۲۵] به جهت واقفی بودن زیاد، احادیث اورا قبول نمیکنند.
توثیق: گروهی دیگر همانند روحانی‌ اثر گذار،[۲۶] علامه مجلسی[۲۷] خویی[۲۸] و سید موسی شبیری زنجانی[۲۹] اورا شخصی ثقه می دانند و معتقدند که خرابی نظریه با راستگویی و هجران از لاف و جعل منافاتی ندارد.
شرح: مجموعه سوم از علما مثل مامقانی[۳۰] و عبدالنبی کاظمی[۳۱] فقط احادیث مرتبط با زمان قبل از واقفی شدن زیاد را دارای اعتبار دانسته و روایات بعداز آن را نمی‌پذیرند.[۳۲]
شخصیت‌شناسی

بازدید : 128
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 22:57


عَبْدُاللّه بْن زُبَیْر دارای شهرت به ابن‌زبیر (۱-۷۳ق)، فرزند زبیر بن عوام، از موضوع‌سازان کودتا و نبرد علیه امام علی(ع) در نزاع جمل و از ادعا‌داران خلافت بعداز مرگ معاویه در مکه بود. به انگیزه سن کمش در طول حیات نبی(ص) او‌را جزو صحابه صغار قرار می دهند. وی اولیه مولود مهاجران در مدینه بود. آوازه ابن‌زبیر بیشتر به واسطه بیعت نکردن با یزید بن معاویه و پشتیبانی بردنش به مکه میباشد که سبب ساز به حمله سپاه یزید به‌این شهر شد. یک کدام از مرمت‌های دارای شهرت کعبه را به وی نسبت می دهند. ابن‌زبیر در مکه به دست سپاهیان شام به فرماندهی حجاج بن یوسف ثقفی مسجد قبا مشهد کشته شد.

فامیل
عَبْدُاللّه بْن زُبَیْر بْن عَوام بن خُوَیلد، از تیره بنی‌اسد، با لقب‌های ابوبکر و ابوخُبَیب. پدرش زبیر بن عوام، صحابی دارای اسم و رسم و عمه‌زاده رسول و مادرش اسماء دختر ابوبکر آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۱]

به دنیا آمدن
سازه بر پر اسم و رسم، عبدالله بن زبیر اول مولود مسلمان‌ها بعداز مهاجرت، در شهر مدینه بود و در شوال سال نخستین قمری چشم به جهان گشود.[۲]مسلمانها با شنیدن خبر ولادت وی، به اظهار شادمانی پرداختند؛ چون یهودیان داعیه کرده بودند که با جادو، بازدارنده به دنیا آمدن نوزادان مسلمانها میشوند و نسل مسلمان‌ها را منقرض می‌نمایند. گفته‌اند که نبی(ص) نیز بشاش شد و کام ابن‌‌زبیر را با رطب برداشت و اورا عبدالله نامید و ابوبکر در گوش‌هایش اذان و اقامه رزرو مسجد قبا مشهد اذعان کرد.[۳]

با دقت به بعضی از احادیث شیعه و سنی تزویج زبیر با اسماء از روش متعه بوده[۴] و عبدالله بن زبیر او‌لین نوزادی میباشد که از این نحوه متولد می شود.[۵] ابن‌زبیر در هفت یا این که هشت سالگی، همپا عده ای از خردسال ها مسلمان با فرستاده(ص) بیعت کرد و از این رو، او‌را از صحابه صِغار فرستاده شماره تلفن مسجد قبا مشهد شمرده‌اند.[۶]

زمان بعد از فرستاده(ص)
ابن‌زبیر در زمان نبی خردسال بود. بیان شده وی در عصر ابوبکر در مبارزه یرموک (سال۱۵ق) علیه روم یاروهمدم پدرش شکرت نموده است.[۷]
طبق گزارش طبری (درگذشت: ۳۱۰ق)، وی در فتوحات شمال جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۹-۳۰ق. زیر دستور سعید بن العاص حضور داشت.[۸] در ماجرای عده‌آوری و یکسان‌سازی مَصاحِف، از کاتبان ورژن‌های قرآن بود.[۹]در لشکرکشی به مغرب در سال ۲۷ یا این که ۲۸ق زیر فرماندهی عبدالله بن سعد بن ابی‌سَرْح کمپانی داشت.[۱۰] ابن‌زبیر در کودتا عموم علیه عثمان، مغایر بابا و خاله‌اش عایشه، از عثمان پناه می کرد.[۱۱] وی به هنگام محاصره منزل عثمان، نمایندگی او‌را در مواجهه با معترضان بر ذمه داشت و در‌این رویدادها زخمی شد.[۱۲]

زمان امام علی(ع)
ابن‌زبیر از مسئله‌سازان و حاضران در کودتا علیه امام علی(ع) و مبارزه جمل بوده میباشد.[۱۳] در روایتی [یادداشت ۱] از امام علی(ع)، وی ادله کودتا و طلاق زبیر از اهل بیت خوانده گردیده‌است.[۱۴] ابن‌زبیر برای خودداری از پشیمانی و گوشه‌گیری پدرش زبیر از ماجرای جمل همت کرد که برنده نشد.[۱۵] عائشه هنگام مرگ او‌را وصی خویش کرد[۱۶] و در ماجرای مبارزه جمل، عائشه زیر اثر وی بوده میباشد.[۱۷]

هنگام ورود لشکریان جمل به بصره ابن‌زبیر که فرمانده پیاده نظام بود، خلاف عهدوپیمان حریق بسی که با عثمان بن حُنَیف حکم کننده بصره تا وصال امام علی(ع) بسته بودند، با گروهی، ۴۰ نفر از محافظان مسلمان را کشت و مال همه مردم را تصرف کرد.[۱۸]

بازدید : 62
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 9:45


سید مرتضی مجتهد اَهرَمی (درگذشته ۱۳۱۰ش) مشهور به عَلَم‌ُالْهُدی، مجتهد شیعه و رهبر مشروطه‌خواستار بوشهر و از شاگردان آخوند خراسانی. مجتهد اهرمی در نهضت مشروطه کشور ایران با همیاری رئیسعلی دلواری پیروز شد مدتی بر اداره ها بوشهر مسلط خواهد شد البته با دخالت ارتش نظامی انگلیس جنبش آنان ناکامی خورده و بعداز بازه زمانی کوتاهی حبس به نجف تبعید شد. بعد از موفقیت مشروطه در کشور‌ایران وی به بوشهر رجوع و از طرف عموم بنادر نماینده مجلس مؤسسان مسجد قبا مشهد شد.

رهبری مشروطه‌خواستار بوشهر
سید مرتضی مجتهد در اوائل سده ۱۳ قمری در اهرم (بخشی از تنگستان بوشهر) چشم به جهان گشود.[۱] او جهت حصول دانش به نجف مسافرت کرده و مدتی بعداز وصال به مرتبه اجتهاد به بوشهر آدرس مسجد قبا مشهد رجوع.[۲]

سید مرتضی به سفارش آخوند خراسانی[۳] که معلم وی به شمار می‌رود[۴] و به اجتهاد خویش و فتوای سید عبدالحسین لاری، رهبری مخالفین استبداد و مشروطه خواستار بوشهر را برعهده گرفت.[۵] او با همیاری رئیسعلی دلواری، اداره ها دولتی به عنوان مثال گمرک بوشهر را تسخیر کرده[۶] و به مقطع ۹ ماه بر آن سیطره داشت.[۷] اعطای کنیه نظام العلما و دستمزد پانصد تومانی از جانب محمدعلی پاد شاه قاجار نیز نتوانست او‌را از ادامه تکان پشیمان رزرو مسجد قبا مشهد نماید.[۸]

دخالت انگلیس و تبعید اهرمی
به گفته تاریخ‌نگاران، قیام مشروطه‌خواستار بوشهر در ۱۹ ربیع‌الاول ۱۳۲۷ق با دخالت نظامی انگلیس مواجه شوید؛[۹] چرا‌که گمرکات جنوب کشور ایران در ازای وامی که به مظفرالدین سلطان پرداخت گردیده بود، در رهن این مملکت بود.[۱۰] حدود یک ماه بعداز دخالت نظامی انگلیس، سیطره سید مرتضی بر بوشهر بوسیله احمدخان نوایی دریابیگی تحت عنوان حکم دهنده نو این شهر نقطه پايان به عهده گرفت.[۱۱] طبق گزارش‌ها، منزل سید مرتضی به توپ بسته و آن گاه غارت شوید[۱۲] و خویش وی بازداشت و با حال و روز نامناسبی در شهر گردانیده شد.[۱۳] در بعضی از گزارش‌ها آمده میباشد که وی برای محافظت جان خویش پایین بیرق انگلیس تحصن کرد و نیروهای انگلیسی بعداز دستگیری اورا به دفتر نمایندگی بردند[۱۴] و از آن‌جا به یک کشتی منتقل شوید.[۱۵] بعداز ۱۸ روز توقیف در کشتی،[۱۶] در تاریخ ۱۸ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ق به نجف تبعید شد.[۱۷] به همین عامل نامی از وی در قیام دلیران تنگستان به دربین نیامده میباشد.[۱۸] با این درحال حاضر آورده شده که بعداز شهیدشدن رئیسعلی دلواری، سید مرتضی بر پیکر وی در روستای گورَک نماز خوانده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۹]

رجوع از تبعید
بعد از برکنار محمدعلی فرمان روا[۲۰] و پیرو حکم آخوند خراسانی مطابق ضرورت برکنار دریابیگی، در ۱۸ ربیع‌الثانی سال ۱۳۲۹ق میرزا علی محمد موقرالدوله جانشین وی شد و موضوع رجوع و برگشت سید مرتضی به بوشهر آماده شوید.[۲۱] سید مرتضی بعد از رجوع و برگشت از نجف، در ۹ محرم ۱۳۳۳ق وارد بوشهر شد و بعد از روی عمل داخل شدن رضاشاه، از طرف عموم بنادر، برای کمپانی در مجلس مؤسسان به طهران رفت.[۲۲] در سال ۱۳۰۷ش که رضاشاه به بوشهر رفته بود، سید مرتضی سخنرانی مفصلی درباره ظلم نیروهای انگلیسی نسبت به عموم بوشهر نقص‌ کرد.[۲۳]

در غایت سید مرتضی که گزینه بی‌توجهی حکومت مشروطه قرار گرفته بود،[۲۴] در ۱۵ آبان سال ۱۳۱۰ش از عالم رفت[۲۵] و در امامزاده عبدالمُهیمن در بوشهر به خاک ودیعت شد.[۲۶]

پانویس
«سید مرتضی مجتهد اهرمی»، سامانه جامع سرداران و دوهزار شهید استان بوشهر.
نبوی، «سید مرتضی دانش الهدی اهرمی»، ص۲۱۳.
مشایخی، «بوشهر»، ص۲۵.
سعیدی نیا، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی دشتی، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۴.
نبوی، «سید مرتضی دانش الهدی اهرمی»، ص۲۱۶.
رکن‌زاده آدمیت، پژوهشگران و حرف‌سرایان عجم، ۱۳۴۰ش، ج۳، ص۵۸۰.
سعیدی نیا، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی دشتی، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۵.
نجفی کرمانشاهی، «مناسبات سیاسی آخوند خراسانی با شاگردان خویش» ص۳۲۳.

بازدید : 50
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 10:07


حسین بن منصور، (۲۴۴-۳۰۹ق) معروف به حلاج، از عارفان و صوفیان عالم اسلام که اختلافات فراوانی درباره مذهب، عقاید و اقدامات وی وجود داراست. برخی اورا سنی دانسته‌اند، البته مبتنی بر برخی منابع شیعه، و همینطور بنابر نقل خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد، حلاج منسوب به شیعه ها بوده میباشد. حلاج را از قرمطیان، معتقد به اتحاد و حلول، زندیق، اهل سحر و شعبده و همینطور کافر خوانده‌اند. همینطور او‌را مدعا امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانسته‌اند. مذهب وی، گاه شیعه زیدی، گاه اسماعیلی و گاه شیعه اثناعشری دانسته گردیده و وی در محکمه‌هایی خویش را از اهل سنت و معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن معرفی مسجد قبا مشهد نموده است.

بعضا از حکما و فیلسوفان مسلمان و شیعه از قرن هفتم به سپس، حلاج را تحسین کرده و اورا ستوده‌اند؛ برای مثال خواجه نصیرالدین طوسی، حاکم نورالله شوشتری، ملاصدرای شیرازی، حاکم سعید قمی، و علامه طباطبایی. در همین حالا بخش اعظمی از فقها و محدثان شیعه، با اعتماد به توقیع امام فرصت(ع) خطاب به حسین بن روح درباره شلمغانی، اورا کافر دانسته‌اند. ابن بابویه، روحانی طوسی و علامه حلی، برای مثال فقها و محدثانی می‌باشند که به بی دینی حلاج آدرس مسجد قبا مشهد حکم داده‌اند.

معاش
حسین بن منصور مَحمِی یا این که مُحَمّیٰ، حدود ۲۴۴ق در بیضای عجم چشم به جهان گشود.[۱] درباره ملقب شدن وی به حلّاج، دلایلی مذکور میباشد؛ مثلا از احمد بن حسین، پسر حلاج آورده شده که زیرا پدرم اسرار عموم را افشا می کرد و از غیب خبر می‌بخشید، به حلّاج الاسرار(کنایه از فاش کننده اسرار) جهانی شد. برخی دیگر گفته‌اند منصور، بابا حلاج، پنبه‌زن بوده و وی هم به فعالیت پدرش شناخته رزرو مسجد قبا مشهد گردیده است.

[۲] بابا وی در سال ۲۵۵ق به واسط کوچ کرد و حلاج، مراقبت قرآن و یادگرفتن‌های مقدماتی را در فضایی حنبلی‌مذهب شروع کرد و بعداز ۱۶ سالگی (در ۲۶۰ق) به شوشتر رفت و در مدرسه سهل وآسان بن عبدالله تستری حاضر شد و به ریاضت پرداخت.[۳] حلاج در سال ۲۶۲ش که آسان بن عبدالله به بصره تبعید شد، به بصره رفت و به عده مریدان عمرو بن عثمان مکی شماره تلفن مسجد قبا مشهد پیوست.[۴]

حلاج در ۲۶۴ ق، در بیست سالگی با دختر ابویعقوب اقطع تزویج کرد و صاحب و مالک سه پسر و یک دختر شد.[۵] وی در به عبارتی بیست سالگی به بغداد رفت و از مریدان جنید بغدادی شد.[۶]

دستور قتل حلاج در ۲۴ ذی‌القعده ۳۰۹ق صادر شد. اورا آغاز هزار تازیانه زدند، دست و پایش را بریدند و بدنش را به دار آویختند، آن‌گاه سرش را بریدند، جسدش را حریق زدند و خاکسترش را به دجله ریختند.[۷][۸]

مذهب و طریقه‌ها
اختلافات بخش اعظمی درباره مذهب حلاج وجود داراست؛ بعضا اورا سنی‌مذهب و درپی فقه حنفی دانسته‌اند. [۹] حلاج در دادگاه‌های گوناگون، خویش را از اهل سنت، معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن، و همینطور خداترس به توحید و نبوت معرفی می کرد.[۱۰] البته در جایی دیگر در جواب به هر کس از دینش پرسید، خویش را بر «آئین الهی» خواند.[۱۱]

بعضی مانند بدون نقص مصطفی شیبی و عبدالحسین زرین‌کوب، از انتساب وی به شیعه کلام گفته‌اند.[۱۲] بدون نقص مصطفی شیبی در کتاب «الصلة فی مابین التصوف و التشیع»، یقین حلاج به تشیع اثناعشری را با پشت گرمی به محتوای کتاب «الإحاطة والفرقان» که از اثرها حلاج میباشد، آشکار دانسته میباشد.[۱۳]

در مقابل اینها، برخی دیگر او‌را از آیین بیرون دانسته و او‌را زندیق، اهل سحر و شعبده و حتی کافر خوانده‌اند.[۱۴] برخی دیگر او‌را مدعا امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانسته‌اند.[۱۵]

حلاج، بینش‌های شرعی و کلامی ویژه‌ و اختلاف‌برانگیزی داشته و ایده ها وی درباره تصوف، همواره گزینه مشاجره بوده میباشد.[۱۶] وی معتقد بود که می‌اقتدار از اجرا پاره‌ای از واجبات دینی امتناع کرد. بنابر نظرها حلاج، خدا از داشتن ارتفاع و پهنا تمیز میباشد، یک روح ناطق غیرمخلوق میباشد و با روح عبد و بنده بازهد، اتحاد دارااست.[۱۷] به یقین حلاج، شوق و اشتیاق به سختی و درد و تسلیم شدن در قبال آن، وسیله اتحاد بی نقص با عزم الهی میباشد.[۱۸]

سفرهای تبلیغی
حلاج در سال ۲۷۰ق به مسافرت حج رفت، و در ۲۷۱ق، به بغداد رجوع و در حضور جنید بغدادی، سخنانی بر گویش آورد که جنید از وی رنجید و درباره سرانجام سخنانش به وی هشدار اعطا کرد و برای اول توشه او‌را از ادعاهای بلندمرتبه نهی کردن کرد.[۱۹] مخالفت جنید با حلاج منجر شد که بعضی صوفیان گران قدر هم‌بعدازظهر وی مانند قدمت مکی و ابویعقوب اقطع هم حلاج را طرد و با وی مخالفت نمایند.[۲۰] از این پس، لباس صوفیانه را کنار گذاشت و بیشتر عمرش در مسافرت به بخشها متعدد سپری شد.[۲۱]

حسین بن منصور حلاج، در سال ۲۷۵ق، سفری پنج ساله به خراسان، ماوراءالنهر، سیستان، کرمان، عجم و دیگر نقاط داشت و به تبلیغ نگرش‌های خویش پرداخت.[۲۲] وی آن گاه نزد خانواده‌اش در اهواز برگشت و در سال ۲۸۱ق به یار و همدم توده فراوانی از مریدانش به مهاجرت حج رفت و درین هجرت به ساحری، شیادی و رابطه با اجنه تبهکار شد.[۲۳] وی مجدد سفری پنج ساله به خراسان، ماوراءالنهر، هندوستان، چین، و کشور‌ایران، به تبلیغ نگرش‌های خویش پرداخت.[۲۴] وی در همین مهاجرت سعی کرد با علمای امامیه در قم ارتباط برقرار نماید، ولی موفقیتی به دست نیاورد و مجرم به ادعای ربوبیت و مهدویت شد. در اصفهان هم علی بن سهل و آسان اصفهانی، حلاج را تکفیر کرد.[۲۵]

وی در سال ۲۹۰ق به بغداد رجوع، بعد به مهاجرت حج رفت، و این مسافرت دو سال به درازا کشید. حلاج در سال ۲۹۳ق در منزل خویش بنایی مشابه به کعبه تشکیل داد و شب‌ها در گورستان نماز می خواند و در کوچه و بازار، حرف می‌اذعان کرد و برخی احتمال داده‌اند که «انا الحق» را در‌این فرصت گفته میباشد.[۲۶] ضعف حکومت عباسی در عصر خلافت مقتدر، موجب شد وی باورهای خویش را با صراحت و به طور علنی مطرح نماید و برخی از صوفیان گرانقدر مانند شبلی(۲۴۷-۳۳۴ق) [یادداشت ۱]در همین وضعیت از وی هجران گزیدند. علمای فقاهتی و فقهایی هم به مخالفت با وی برخاستند و حلاج را به اتهام نظریه به حلول و اتحاد، تکفیر کردند.[۲۷] وی گرچه از مرگ نجات یافت، البته از سال ۳۰۱ق معاش پنهان داشت و بعد از دستگیری، تا سال ۳۰۹ق از زندانی به زندان دیگر منتقل می شد و ذهن ها خویش را به زندانیان هم منتقل می کرد.[۲۸] بنابر گزارش‌های تاریخی، اکثری از زندانیان و حتی سپاهیان و درباریان، به وی میل یافتند و بر این اعتقاد و باور بودند که وی مردگان را زنده می‌نماید و جنیان خدمتگزاران وی می باشند.[۲۹]

بازدید : 15
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 9:47


غیاث الدین محمد خدابنده دارای اسم و رسم به نخستینْجایتو یا این که اُلجایتو (۶۸۰ق - ۷۱۶ق)، از فرمانروایان سلسله ایلخانان کشور‌ایران که در حین معاش چندبار مذهب خویش را تغییر‌و تحول بخشید و اول کسی بود که در زمان حکومتش به مذهب شیعه در کشور ایران رسمیت بخشید و به اسم امامان شیعه سکه زد و خطبه مسجد قبا مشهد خواند.

اولجایتو، آغاز اولجایبوقا‌، آنگاه ماتمودار‌ و آخر و عاقبت خربنده‌ نامیده گردیده است.[۱] خربنده، بعد از آنکه بر تخت گردهمایی، اولجایتو (مرکب از دو جزء مغولی «‌اولجای‌» یعنی نیکبختی و «‌تو‌» که آرم مالکیت و نسبت، یعنی دارنده نیکبختی) و بعد از آن پادشاه محمد خدابنده خوانده آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.[۲]

وی دو‌مین یا این که سو‌مین پسر ارغون خان و اروک خاتون دانسته گردیده و در جایی دربین مرو و سرخس زاده شد‌ه‌است.[۳] ولجایتو در حین فرمانروایی غازان (۶۹۴ -۷۰۲ق) بنابر سنت ایلخانان، در رده ولایتعهدی، به امارت خراسان منصوب شد[۴] و در سرکوب امرای شورشی شکاف و شاهزادگان مغولی حریف، کفایت نشانه اعطا رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۵]

پس از درگذشت غازان در شوال ۷۰۳ق (می ۱۳۰۴)، اولجایتو قبل از آنکه خبر مرگ ایلخان را آشکار نماید، دو بدن از مدعیان و معارضان احتمالی خویش را از فی مابین برداشت. اولجایتو در ۱۵ ذی‌الحجه به عبارتی سال بر تخت گرد هم آیی. آن‌گاه سعدالدین و رشیدالدین فضل و ادب الله را در وزارت ابقا کرد و قتلغ سلطان را به منزلت امیرالاُمَرایی(فرمانده آحاد شماره تلفن مسجد قبا مشهد نظامیان) گمارد.[۶]

اولجایتو در ۳۶ سالگی در سلطانیه درگذشت.[۷] گفته‌اند که مرگ وی بر تاثیر زهری بود که عزالدین ابراهیم پسر خواجه رشیدالدین به اشاره بابا به ایلخان خورانده بود و خواجه و پسرش نیز به همین اتهام کشته شدند.[۸] پیکر اولجایتو در آرامگاهی در قلعه سلطانیه که خویش در حین حیات به ساختن آن امر داده بود، به خاک امانت شد؛ آن‌گاه طبق وصیت وی، پسرش ابوسعید، بر تخت گرد‌همایی.[۹]

حکومت‌داری
اولجایتو در زمان زمان حکومت خویش، چندان سرگرم نزاع و سرکوب کودتا‌ها نبوده میباشد؛ از همین رو، اصلاحاتی که غازان‌خان قبل از وی در دستگاه دیوانی شروع کرده بود و نقطه عطفی در تاریخ این سلسله به شمار می رفت، ادامه یافت.

اصلاحات
اولجایتو از شروع حکمرانی خویش دستور بخشید که همگی مقررات (یاسا) صادر گردیده از سوی برادرش غازان، از هر سیرتکامل تحریف مصون بماند و نیز رشیدالدین ادب الله، وزیر پرآوازه غازان را که تدبیرهای وی موجد این اصلاحات بود، در سراسر حکومت خود به سرویس گرفت.[۱۰]

بعداز مرگ قوبیلای قاآن، خان گرانقدر مغول در ۶۹۳ق (۱۲۹۴م)، رسیدگی عالیه این خانات بر سراسر قلمرو تیره‌های متعدد حکام مغول روی به ضعف بنیان. اندکی بعد از استارت حکومت اولجایتو، فرستادگان بعضا از فرمانروایان مغول نزد وی آمدند و پیمانی بستند بر طبق آنکه از کشمکش با یکدیگر غربت نمایند و کاروان‌های بازرگانی آزادانه در سراسر قلمرو مغولان به کار بپردازند.[۱۱]

اهتمام به دانش
در کتاب تاریخ وصاف، از مکتب‌ای به اسم «‌مکتب سیاره‌» حرف اورده شده[۱۲] که از ابداع‌های‌رشیدالدین و تاج الدین، وزیران اولجایتو، بود. در سفرهای اولجایتو، چادر‌هایی برپا میشد و گروهی از علما و محققان مثلا نظام الدین عبدالملک، عبدالرحمان حکیم تستری، پژوهشگر حلی وعلامه حلی، در آن به درس دادن می‌پرداختند.[۱۳].

مورخان و نویسندگان نامداری در زمان فرمانروایی اولجایتو می‌زیسته‌اند.[۱۴] ابوالقاسم عبدالله بن علی کاشانی در دربار اولجایتو بود و کتاب تاریخ اولجایتو را درباره معاش و پادشاهی وی نوشت.[۱۵] رشیدالدین فضل و ادب الله، مورخ و دانشمند پرآوازه آن بعدازظهر، جلد دوم جامع التواریخ را به اسم اولجایتو نوشتن کرد.[۱۶] تالیف کننده تاریخ وصاف هم کتاب خویش را به وی نثار کرد.[۱۷]

سازندگی و عمران
مبتنی بر گزارش‌های تاریخی، اولجایتو به آبادانی و سازندگی سرزمین دقت ویژه داشت[۱۸]. وی شغل های عمرانی برادرش غازان را پی گرفت و از هنرمندان حمایت کرد.یکی مهم‌ترین شغل های عمرانی اولجایتو، کامل شدن و گسترش شهر سلطانیه بود[۱۹]. به دستور وی عمارت‌های باشکوه برای مثال مسجد و بیمار ستان و مکتب در‌این شهر ساخته شد.[۲۰].

نبرد‌ها
اولیه و مهمترین لشکرکشی وی در ۷۰۶ق /۱۳۰۶م برضد امرای شورشی در گیلان فیس بخشید که به باعث کوههای بلند و جنگل‌های انبوه و راههای طاقت فرسا بعداز ۵۰ سال هنوز به فرمانبرداری از ایلخانان گردن ننهاده بودند. اولجایتو بعد از هجوم سراسری به‌این حیطه آن ها را به اطاعت واداشت. گیلان از آن پس خراجگزار ایلخانان شد [۲۱].

بعد از نزاع گیلان در سال جاری، اوضاع و احوال هرات در شرق قلمرو ایلخانان، اولجایتو را طاقت فرسا نگران کرد، چون ملک فخرالدین کرت که پیش‌خیس با اولجایتو پیکار داشت، هنوز برای ابراز وفاداری نزد ایلخان نیامده بود. از این رو، ایلخان سپاهی به آنجا ارسال کرد. درین دربین فخرالدین درگذشت و نایب وی محمد سام تسلیم شد.[۲۲].

در اواخر پادشاهی اولجایتو، ولایاتی در شرق، غرب و جنوب قلمرو ایلخانان در گیر آشوب و سبب دل مشغولی ایلخان شد. کشمکش در شرق از وقتی شروع شد که ایلخان کوشید با به کارگیری از اختلافهای داخلی نکودریان، در نزدیکی شاپورقان کنار رود گواهی، اقتدار خویش را بسط دهد. تیمور با موافقت اولجایتو و ملازمت لشکر خراسان، داوود خواجه امیر نکودری را ناکامی بخشید و اورا به آن سوی جیحون راند (۷۱۲ق).[۲۳].

در به عبارتی روزها عزالدین بن جمال الدین ابراهیم سواحلی استدلال عجم، بعد از پرداخت اموالی سنگین به ایلخان دست به مصادره اموال عموم در شیراز زد و رمز به عصیان برداشت، اما اندکی بعداز پیش سپاه ایلخان گریخت و به هرمز رفت [۲۴]. سال آن‌گاه نیز قرامانیان در آسیای صغیر بر ایلخان شوریدند و بازه زمانی کوتاهی بر قونیه و ملطیه به استقلال دستور راندند تا امیر چوپان آن ها را سرکوب کرد.[۲۵]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه