زیاد بن مروان قندی از راویان امام درست گو(ع) و اصحاب خاص امام کاظم(ع) بوده میباشد. وی بعداز شهید شدن امام کاظم(ع) با نپذیرفتن امامت امام رضا(ع) از مسیر تشیع گم راه شد و با دو نفر از یاران امام کاظم(ع)، واقفیه را نهادگذاری کردند. زیاد بن مروان تا انتها عمرش واقفی مسجد قبا مشهد ماند.
نجاشی برای زیاد بن مروان کتابی برشمرده که روحانی طوسی آن را جزء اصول اربعمائه دانسته میباشد. اسم وی در گواهی ۶۱ قصه مذکور میباشد. بعضا دانشمندان برای او ۱۵ معلم همانند سَماعة بن مهران، عبدالله بن سِنان، یونس بن ظَذکر و عبدالله بن بُکَیر برشمردهاند. همینطور ۲۰ نفر از وی قصه نقل کردهاند که به عنوان مثال آنها ابن ابی عمیر، ابراهیم بن هاشم، احمد بن محمد بن عیسی اشعری آدرس مسجد قبا مشهد می باشند.
رجالشناسان شیعی درباره اعتبار و وثاقت وی سه حیث داراهستند: گروهی مانند روحانیطوسی و علامه حلی اورا بهاستدلال واقفی بودن تضعیف کردهاند، جمعای همانند روضه خوان موءثر و سید ابوالقاسم خویی او را ثقه دانستهاند و بعضی از علما مثل عبدالله مامقانی، فقط احادیث قبل از واقفی شدنش را دارای اعتبار رزرو مسجد قبا مشهد می دانند.
نقش زیاد بن مروان در واقفیه
براساس گزارش رجالشناسان شیعی، زیاد بن مروان از اصحاب خاص امام کاظم(ع)[۱] و نماینده قانونی وی در بغداد بود.[۲] بعداز شهید شدن امام کاظم(ع)، امامت امام رضا(ع) را انکار کرد و با علی بن ابیحمزه بطائنی و عثمان بن عیسی رواسی، واقفیه را تأسیس کردند.[۳] همینطور آنها داعیه کردند که امام کاظم(ع) شهید نشده و وی، به عبارتی قائم میباشد.[۴] به گفته کشی و روضه خوانطوسی، امام کاظم(ع)، زیاد بن مروان را نسبت به امامت امام رضا(ع) باخبر کرده بود[۵] و به وی هشدار داده بود که در صورتیکه امامت امام رضا(ع) را انکار نماید، گزینه لعنت الهی واقع میشود.[۶] همینطور روحانیکلینی در کافی نقل مینماید امام کاظم(ع) حقانیت امام رضا(ع) و پیروی از وی را به زیاد بن مروان ذکر شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.[۷]
یونس بن عبدالرحمن نقل مینماید که انگیزه واقفی شدن بعضی از کارگزاران امام کاظم(ع) و انکار شهیدشدن وی، فرآوردهاندوزی بود؛ چون اموال متعددی از بودجههای امام نزد آنان بود. بعداز شهید شدن امام کاظم(ع) هفتاد هزار دینار از اموال امام نزد زیاد بن مروان بود. وی قصد داشت با ده هزار دینار، یونس بن عبدالرحمن را از بازگو کردن امامت امام رضا(ع) نزد عموم بازدارد که برنده نشد.[۸] در نقل روضه خوانطوسی آمده امام رضا(ع) پس از شهید شدن امام کاظم(ع) از سران واقفیه همانند زیاد بن مروان خواست که اموال امام کاظم(ع) را برگردانند؛ ولی آنان انکار کردند و اموال را پس ندادند.[۹] به گفتهٔ حسن بن دوستداشتنی، زیاد بن مروان با نظریه واقفیه و انکار امامت امام رضا(ع)، مُرد.[۱۰]
منزلت حدیثی
نجاشی اورا از راویان امام جعفر درست گو(ع) و امام موسی کاظم(ع) دانسته که کتابی داشته[۱۱] و روحانی طوسی آن را از اصول اربعمائه برشمرده میباشد.[۱۲] تودهای از عالمان همانند روضه خوان صدوق از آن کتاب داستان نقل کردهاند.[۱۳] بحرالعلوم اورا کثیرالروایه دانسته میباشد.[۱۴] به گفتهٔ جعفر سبحانی، از رجالیان شیعه، زیاد بن مروان در گواهی ۶۱ ماجرا واقع گردیدهاست؛ با تیتر «زیاد قندی» در ۳۶ داستان، با «زیاد بن مروان» در ۱۶ ماجرا و با «زیاد بن مروان قندی» در ۹ قصه.[۱۵]
بعضا دانشمندان برای زیاد بن مروان، ۱۵ معلم برشمردهاند.[۱۶] به گفته سید ابوالقاسم خویی، زیاد بن مروان از راویانی مانند دُرُست بن ابی منصور، سَماعة بن مهران، عبدالله بن سِنان،[۱۷] یونس بن ظَذکر و عبدالله بن بُکَیر[۱۸] نقل نموده است. همینطور بیان شده که ۲۰ نفر از او داستان نقل کردهاند.[۱۹] به عنوان مثال آنان؛ ابنابیعمیر، ابراهیم بن هاشم، احمد بن محمد بن عیسی، عبدالرحمن بن حماد، محمد بن عیسی یقطینی میباشد.[۲۰] همینطور آورده شده که بیشتر احادیث زیاد از روش یعقوب بن یزید انباری و محمد بن عیسی یقطینی نقل گردیده است.[۲۱]
اعتبار و وثاقت
به اعتقاد مامقانی، در ارتباط اعتبار و وثاقت زیاد بن مروان سه بینش وجود دارااست:
تضعیف: عالمانی مانند روضه خوانطوسی،[۲۲] علامه حلی،[۲۳] ابنداود[۲۴] و بحرالعلوم[۲۵] به جهت واقفی بودن زیاد، احادیث اورا قبول نمیکنند.
توثیق: گروهی دیگر همانند روحانی اثر گذار،[۲۶] علامه مجلسی[۲۷] خویی[۲۸] و سید موسی شبیری زنجانی[۲۹] اورا شخصی ثقه می دانند و معتقدند که خرابی نظریه با راستگویی و هجران از لاف و جعل منافاتی ندارد.
شرح: مجموعه سوم از علما مثل مامقانی[۳۰] و عبدالنبی کاظمی[۳۱] فقط احادیث مرتبط با زمان قبل از واقفی شدن زیاد را دارای اعتبار دانسته و روایات بعداز آن را نمیپذیرند.[۳۲]
شخصیتشناسی

نکات مهم برای رزرو مسجد جهت برگزاری مراسم ترحیم در مشهد