loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 16
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:31


علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری (۲۶۰ - ۳۲۴ق)، دارای شهرت به ابوالحسن اشعری متکلم و نهاد‌گذار مکتبی در عقاید اسلامی میباشد که پیروانش اشاعره خوانده گردیده‌اند. او از دودمان ابوموسی اشعری بود. اشعری در بصره زاده شد و در به عبارتی شهر به درس ابوعلی جبائی (درگذشت ۳۰۳ق)، متکلم معتزلی، خط مش یافت. او همینطور در رینگ درس فقید شافعی، ابواسحاق مروزی (درگذشت۳۴۰ق) مسجد قبا مشهد حاضر میشد.

مهم ترین حادثه در معاش اشعری، دگرگونی عمیقی بود که در تفکر وی رویداد. اشعری تا ۴۰ سالگی بر مذهب اعتزال بود و با استادش ابوعلی جبائی پیوندی مجاورت داشت، ولی بعداز آن در ملأ عام رویگردانی خویش را از این مدرسه اعلام‌کرد و مدرسه اشعری را نهاد آدرس مسجد قبا مشهد بنیان.

معاش‌طومار
ابوالحسن علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری، از نوادگان ابوموسی اشعری و نهاد‌گذار مدرسه اشعری در عقاید اسلامی میباشد. او در سال ۲۶۰ در بصره زاده شد. در جوانی در مجلس درس ابوعلی جبائی حاضر شد و از نگاه فکری به معتزلیان پیوست. وی تا ۴۰ سالگی بر مسلک فکری خویش باقی بود تا اینکه در گیر دگرگونی شد. او بعد از دگرگونی، مدرسه اشعری را نهاد بنیان و به رویارویی با باورهای عقیدتی قبل خویش و مدرسه معتزله برخاست. وی در سال ۳۲۴ در بغداد درگذشت و در میان کرخ و باب بصره رزرو مسجد قبا مشهد دفن شد.[۱]

روی‌گردانی از معتزله
درباره روی‌گردانی وی از اعتزال قصه‌های گوناگونی وجود دارااست که سابق‌ترین آنان از ابن ندیم میباشد. طبق قصه او، اشعری در یک کدام از شب‌های آدینه به مسجد جامع بصره رفته و تغییر‌و تحول اعتقادی و توبه خویش را اعلام کرده و گفته میباشد که معتزله را رسوا خواهد تشکیل داد.[۲] ابن عساکر نیز اینگونه نقل کرده که اشعری در مسجد اعلام کرده که از منش دلایل عقلی نتوانسته‌ میباشد به واقعیت دست یابد و آخر و عاقبت به هدایت الهی و بازخوانی کتاب و سنت، بطلان عقاید گذشته بر وی قابل دیدن شده میباشد.[۳] درباره علت دگرگونی فکری اشعری داستان‌های دیگری نیز وجود داراست که در پاره‌ای از آن‌ها از رؤیا و الهام، حرف نقل شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

مبانی کلامی
معرفت ضروری و اکتسابی
ابوالحسن اشعری به دو نوع معرفت انسانی اعتقادوباور داشته میباشد:

معرفت اکتسابی: علمی میباشد که از منش درنگ و ادله عقلی به دست میاید.
معرفت ضروری: هر سیرتکامل شناختی که از شیوه غیر نظری به دست بیاید؛ اعم از آشنایی حسی، دانش به بدیهیات و شناختی که از رویه خبر موثق نتایج می‌شود. [۵]
به اعتقاد و باور اشعری، عملکرد برای آشنایی آفریدگار بر بشر واجب میباشد. از سویی معرفت به خداوند، به سیرتکامل‌ای که بشر را به آستانه تعبد برساند، معرفتی اکتسابی میباشد و طریقی جز حیث و عامل ندارد. به این ترتیب، تاسی در معرفت معبود غلط خواهد بود.[۶]

وجوب آشنایی خداوند
تمایز اساسی ابوالحسن اشعری با معتزله در‌این میباشد که وی منشأ اولیه واجب، یعنی وجوب معرفت عقلی به خداوند را بر پایه ی استدلال نقلی می داند؛ به‌این معنی که آدم به حکم شرع، و خیر به حکم عقل، موظف به به کارگیری از عقل برای آشنایی پروردگار شده است و اصولا عقل آمادگی آن را ندارد که بگوید بشر در قبال پروردگار تکلیفی داراست یا این که نه.[۷]

حسن و قبح فقهی
اصل حسن و قبح دینی که با اسم اشعری شناخته می‌گردد، بر طبق تمایزی میباشد که او فی مابین احکام نظری و احکام عملی عقل قائل میگردد. وی قلمرو عقل را محصور به احکام نظری می‌دانست. در لحاظ وی عقل نمی‌تواند هیچ سیرتکامل حکمی درباره نیک و بد امور بدهد؛ به این ترتیب، با عقل نمی‌قدرت به حکم وجوب و حرمت رسید و گزینش آن به ذمه شرع خواهد بود.[۸]

آشنایی از رویکرد خبرها موثق
به یقین اشعری، شناختی که از روش خبر‌ها موثق به دست می آید، مانند آشنایی برآمده از داده‌های حسی، معرفتی ضروری میباشد. بدین ترتیب، به عبارتی‌طور که آدم درباره داده‌های حسی شکی به خویش رویکرد نمی‌دهد و در عامل‌های خود از آن ها فایده می گیرد، داده‌های به دست‌ آمده از خبرها دارای اعتبار نیز می بایست در حکم آشنایی حسی باشد.[۹] حالا، فرستاده الهی خبر آورده که در‌حالتی که در دعوت وی و نشان‌هایش پندار نکنند به عذاب الاهی مبتلا خواهند شد. با شناختی که آدم‌ها از راستگویی وی دارا‌هستند، تامل کردن در آرم‌های پیامبری وی بر آن ها واجب میگردد و فیض این ژرف اندیشی، ایمان به غیب و تسلیم بی‌زیرا و چرا در قبال احکام شرع خواهد بود.[۱۰] تکلیف بشر در طریقه اشعری، این‌سیرتکامل استارت میگردد.

ادله از شاهد به غایب
از حیث ابوالحسن اشعری، برهان عقلی در عقاید شرعی، مانند «‌عامل از شاهد به غایب‌» میباشد. یعنی بشر در مراحل دلیل عقلی، احکام مرتبط با کارها محسوس و این‌جهانی را به موردها مشابهی در دنیا ناشناخته سریان میدهد.[۱۱] اما اشعری اعتبار قیاس را می‌پذیرد و در ادله‌های خود نیز از برخی مفاهیم عقلی به کار گیری می‌نماید و حاصل عقلی را مانعی برای التزام به نصوص فقهی نمی‌داند. اما گستره اعتبار عقل را محصور می‌نماید. از لحاظ وی مواقعی که احکام عقلی سبب ساز میشد معتزله دست به تأویل نصوص فقهی بزنند، به عبارتی ناحیههایی میباشد که عقل اعتبار ندارد. با این وجود، اعتنا اشعری به اثاثیه منطقی آراء کلامی در مواقعی به تفاوت نظریه وی با اصحاب حدیث انجامیده میباشد. این خصوصیت او را اکثر اوقات در موضعی در میان اصحاب حدیث و جریان عقل‌گرا قرار می دهد.[۱۲]


علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری (۲۶۰ - ۳۲۴ق)، دارای شهرت به ابوالحسن اشعری متکلم و نهاد‌گذار مکتبی در عقاید اسلامی میباشد که پیروانش اشاعره خوانده گردیده‌اند. او از دودمان ابوموسی اشعری بود. اشعری در بصره زاده شد و در به عبارتی شهر به درس ابوعلی جبائی (درگذشت ۳۰۳ق)، متکلم معتزلی، خط مش یافت. او همینطور در رینگ درس فقید شافعی، ابواسحاق مروزی (درگذشت۳۴۰ق) مسجد قبا مشهد حاضر میشد.

مهم ترین حادثه در معاش اشعری، دگرگونی عمیقی بود که در تفکر وی رویداد. اشعری تا ۴۰ سالگی بر مذهب اعتزال بود و با استادش ابوعلی جبائی پیوندی مجاورت داشت، ولی بعداز آن در ملأ عام رویگردانی خویش را از این مدرسه اعلام‌کرد و مدرسه اشعری را نهاد آدرس مسجد قبا مشهد بنیان.

معاش‌طومار
ابوالحسن علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری، از نوادگان ابوموسی اشعری و نهاد‌گذار مدرسه اشعری در عقاید اسلامی میباشد. او در سال ۲۶۰ در بصره زاده شد. در جوانی در مجلس درس ابوعلی جبائی حاضر شد و از نگاه فکری به معتزلیان پیوست. وی تا ۴۰ سالگی بر مسلک فکری خویش باقی بود تا اینکه در گیر دگرگونی شد. او بعد از دگرگونی، مدرسه اشعری را نهاد بنیان و به رویارویی با باورهای عقیدتی قبل خویش و مدرسه معتزله برخاست. وی در سال ۳۲۴ در بغداد درگذشت و در میان کرخ و باب بصره رزرو مسجد قبا مشهد دفن شد.[۱]

روی‌گردانی از معتزله
درباره روی‌گردانی وی از اعتزال قصه‌های گوناگونی وجود دارااست که سابق‌ترین آنان از ابن ندیم میباشد. طبق قصه او، اشعری در یک کدام از شب‌های آدینه به مسجد جامع بصره رفته و تغییر‌و تحول اعتقادی و توبه خویش را اعلام کرده و گفته میباشد که معتزله را رسوا خواهد تشکیل داد.[۲] ابن عساکر نیز اینگونه نقل کرده که اشعری در مسجد اعلام کرده که از منش دلایل عقلی نتوانسته‌ میباشد به واقعیت دست یابد و آخر و عاقبت به هدایت الهی و بازخوانی کتاب و سنت، بطلان عقاید گذشته بر وی قابل دیدن شده میباشد.[۳] درباره علت دگرگونی فکری اشعری داستان‌های دیگری نیز وجود داراست که در پاره‌ای از آن‌ها از رؤیا و الهام، حرف نقل شده شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

مبانی کلامی
معرفت ضروری و اکتسابی
ابوالحسن اشعری به دو نوع معرفت انسانی اعتقادوباور داشته میباشد:

معرفت اکتسابی: علمی میباشد که از منش درنگ و ادله عقلی به دست میاید.
معرفت ضروری: هر سیرتکامل شناختی که از شیوه غیر نظری به دست بیاید؛ اعم از آشنایی حسی، دانش به بدیهیات و شناختی که از رویه خبر موثق نتایج می‌شود. [۵]
به اعتقاد و باور اشعری، عملکرد برای آشنایی آفریدگار بر بشر واجب میباشد. از سویی معرفت به خداوند، به سیرتکامل‌ای که بشر را به آستانه تعبد برساند، معرفتی اکتسابی میباشد و طریقی جز حیث و عامل ندارد. به این ترتیب، تاسی در معرفت معبود غلط خواهد بود.[۶]

وجوب آشنایی خداوند
تمایز اساسی ابوالحسن اشعری با معتزله در‌این میباشد که وی منشأ اولیه واجب، یعنی وجوب معرفت عقلی به خداوند را بر پایه ی استدلال نقلی می داند؛ به‌این معنی که آدم به حکم شرع، و خیر به حکم عقل، موظف به به کارگیری از عقل برای آشنایی پروردگار شده است و اصولا عقل آمادگی آن را ندارد که بگوید بشر در قبال پروردگار تکلیفی داراست یا این که نه.[۷]

حسن و قبح فقهی
اصل حسن و قبح دینی که با اسم اشعری شناخته می‌گردد، بر طبق تمایزی میباشد که او فی مابین احکام نظری و احکام عملی عقل قائل میگردد. وی قلمرو عقل را محصور به احکام نظری می‌دانست. در لحاظ وی عقل نمی‌تواند هیچ سیرتکامل حکمی درباره نیک و بد امور بدهد؛ به این ترتیب، با عقل نمی‌قدرت به حکم وجوب و حرمت رسید و گزینش آن به ذمه شرع خواهد بود.[۸]

آشنایی از رویکرد خبرها موثق
به یقین اشعری، شناختی که از روش خبر‌ها موثق به دست می آید، مانند آشنایی برآمده از داده‌های حسی، معرفتی ضروری میباشد. بدین ترتیب، به عبارتی‌طور که آدم درباره داده‌های حسی شکی به خویش رویکرد نمی‌دهد و در عامل‌های خود از آن ها فایده می گیرد، داده‌های به دست‌ آمده از خبرها دارای اعتبار نیز می بایست در حکم آشنایی حسی باشد.[۹] حالا، فرستاده الهی خبر آورده که در‌حالتی که در دعوت وی و نشان‌هایش پندار نکنند به عذاب الاهی مبتلا خواهند شد. با شناختی که آدم‌ها از راستگویی وی دارا‌هستند، تامل کردن در آرم‌های پیامبری وی بر آن ها واجب میگردد و فیض این ژرف اندیشی، ایمان به غیب و تسلیم بی‌زیرا و چرا در قبال احکام شرع خواهد بود.[۱۰] تکلیف بشر در طریقه اشعری، این‌سیرتکامل استارت میگردد.

ادله از شاهد به غایب
از حیث ابوالحسن اشعری، برهان عقلی در عقاید شرعی، مانند «‌عامل از شاهد به غایب‌» میباشد. یعنی بشر در مراحل دلیل عقلی، احکام مرتبط با کارها محسوس و این‌جهانی را به موردها مشابهی در دنیا ناشناخته سریان میدهد.[۱۱] اما اشعری اعتبار قیاس را می‌پذیرد و در ادله‌های خود نیز از برخی مفاهیم عقلی به کار گیری می‌نماید و حاصل عقلی را مانعی برای التزام به نصوص فقهی نمی‌داند. اما گستره اعتبار عقل را محصور می‌نماید. از لحاظ وی مواقعی که احکام عقلی سبب ساز میشد معتزله دست به تأویل نصوص فقهی بزنند، به عبارتی ناحیههایی میباشد که عقل اعتبار ندارد. با این وجود، اعتنا اشعری به اثاثیه منطقی آراء کلامی در مواقعی به تفاوت نظریه وی با اصحاب حدیث انجامیده میباشد. این خصوصیت او را اکثر اوقات در موضعی در میان اصحاب حدیث و جریان عقل‌گرا قرار می دهد.[۱۲]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 483
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه