رهروان آیین اسلام از نگرش دینی و کلامی این آیین را به مذهبها گوناگونی تقسیم کردهاند که بعضا از این مذهبها خویش به فرقههای متعدد و گاه هر فرقه به انشعاباتی یک سری تقسیم میگردد. مراد از طریقه مسجد قبا مشهد شرعی، نوع احکام فقهی پذیرفته و بهکاررفته در هر مذهب و خواسته از بینش کلامی، جايگاهٔ تایید خردگرایی در هرمورد از مذهب ها میباشد. مذهب ها و فرقههای اسلامی از دید عقاید، آداب و رسوم و مقتدا به چهار مجموعه عمده تقسیم می گردند:در متن ها و کتابهای قدیم و یا این که روایات و گفتههای مسلمین شمار فرقههای اسلامی را ۷۲ الی ۷۶ و در بیشتر مورد ها ۷۳ فرقه میشمردند و به آن ها اصطلاحاً «هفتاد و سه ملت» یا این که «هفتاد و سه مجموعه» میگفتند. دراین متنها، فرقههای اسلامی به شش دسته رافضیه، خارجیه، جبریه، قدریه، جَهمیه و مرجیه تقسیم می شد و برای هر مجموعه ۱۲ آدرس مسجد قبا مشهد زیرگروه ذکر شده می شد.[۱]
ابوالقاسم رازی هفت فرقهٔ دیگر را نیز اسم می برد بدین گستردن: کرامیه، هریه، حالیه، باطنیه، اباحیه، براهمیه، اشعریه. در بعضا متن ها نام فرقههای سوفسطائیه، فلاسفه، سمنیه، وحدت اسلامی و مجوسیه نیز چشم میشود.[۲]تعداد مذهبها
بنابر بعضی از روایات و احادیث اسلامی[الف] بنی اسرائیل بر ۷۲[۴] فرقه، یهودیان بر ۷۰[۵] یا این شماره تلفن مسجد قبا مشهد که ۷۱[۶] یا این که ۷۲[۷] فرقه و مسیحیان بر ۷۱[۸] یا این که ۷۲[۹] فرقه تقسيم گردیدهاند و نیز مسلمانها بر ۷۰ و اندی[۱۰]، ۷۲[۱۱] یا این که ۷۳[۱۲] فرقه یا این که به قولی دیگر ۷۲ الی ۷۶[ب] فرقه تقسيم میشوند.[پ]
در حدیثی از محمد ابن عبدالله رسول اسلام نقل گردیدهاست که:[۱۴]
امّت اینجانب به سه فرقه تقسيم مى گردد: فرقه اى بر حق، كه فسخ كمترين چيزى از آن نكاهد، اینجانب و اهل بيت منرا دوست مى دارا هستند. حكايت آن ها حكايت طلاى نابى میباشد كه هر چه بيشتر آن را در حریق نَهى و حریق را شعله ورتر سازى، جز بر نابى آن افزوده نشود. و فرقه اى بر فسخ كه حقْ اندك چيزى از آن نكاهد و فرقه اى مذبذبند و بر آيين سامرى، البته نمى گويند: لا مَساسَ (به اینجانب دست نزنيد) بلكه مى گويند: لا قتال (نزاع خیر). پيشواى آنها عبد و بنده اللّه بن قيس اشعرى میباشد.
شیعه به زیدیه و کیسانیه و امامیه تقسیم می گردد.[۱۶]
کیسانیه علاقه مندان محمد حنفیه می باشند که اخوی ناتنی امام حسن و حسین بود (فرزند فاطمه عدم وجود) و خویش را امام ندانست هرچند دوستداران وی بعداز مرگش افسانه ای ساختند و اورا غایب و مهدی موعود دانستند که آخر و عاقبت ظهور خواهد کرد.[۱۷] برای همین جزو امامیه محسوب نمیشوند.
زیدیه دوستداران زید ابن علی ابن حسین پسر امام سجاد میباشند که وی خویش را امام نمیدانست و در سال ۱۲۲ هجری علیه خلافت بنی امیه قیام کرد. زیدیه امامت را اختصاصی به فرزندان علی و فاطمه نمیدانند و هرکس را که برای عدل و داد قیام نماید امام میدانند برای همین همواره امامهایی داشتهاند و تا امروز بیش تر از ۱۱۰ امام داشتهاند. برای همین زیدیه جزو امامیه محسوب نمی شود. چیره زیدیان به ارثی شدن امامت قائل نیستند و هر سیدی که علیه ظلم دعوت به جهاد نماید را امام مینامند. زیدیان امام را معصوم نمیدانند، وجود چندین امام در یک مجال را منتفی ندانسته و حتی برخی از امامانشان ممکن میباشد خویش زیدی نباشند. زیدیان در زمان تاریخ قیامهای زیادی علیه خلافت و حاکمان متعلق آن داشتند. علویان طبرستان و گیلان و زیدیان یمن گران قدرترین و دنبالهدارترین حرکتهای این مذهب بودند. خویش زیدیها دارنده شاخههای مذهبی مختلفی می باشند. بهطور نمونه رهروان ناصر وسیع در گیلان و مازندران را با اسم ناصریه میشناختند؛ در حالی که گروهی با اسم قاسمیه نیز در مقابل آن حضور داشتند. امروزه پیروز زیدیان درپی امامت خویش در یمن می باشند که از قوم و قبیله حوثیهاست.[۱۸]
محمد باقر ۲۰ سال مدرس و ناقل حدیث بود. وی اصل تقیه را مطرح کرد.[۱۹] باقر روایات فراوانی در فقه و بقیه علم ها فقهی نقل کردهمیباشد که مبانی دستورهای شیعه میباشد. با تغییر و تحول احوال سیاسی و تولید اوضاع مناسب برای بسط شغلهای فقهی و مجال تبیین علم ها شرعی، جعفر درست گو نقش مهمی در صورتگیری فقه شیعه داشت.[۲۰] جعفر درستگو و باقر بنیانگذاران مدرسه دینی شیعه امامیه میباشند. راست گو در حوالی خویش تیم قابل توجهی از علما داشت که بعضا از پر رنگترین فقها، محدثان و متکلمان مجال بودند. در حین وی شیعه در مسائل کلامی و حقوقی بسط کرد.[۲۱] باقر و درست گو مبنای فکری تعبیر و تفسیر و فعالیت شیعه امامیه را تشریح کردند.[۲۲]
دشت بیاضیه
این تیم منسوب به دشت بیاضی می باشند و نظریه داشتند که امام راستگو زندهمیباشد و جاوید و وی مهدی قائم میباشد، و میگفتند که وی گفتهمیباشد: «درصورتیکه هر آینه کسی بر شما فراز آید و بگوید که من را مریض یافته و مردهٔ منرا شسته و کفن کردهمیباشد اعتقاد و باور نکنید و بدانید که اینجانب سرور شما و دارایٔ چاقو هستم.» ابوالفتح محمد بن عبدالکریم شهرستانی گوید:
و این طایفه از آن امام بدون نقص و بحر زاخر قصه نمایند که فرمود: در صورتیکه رمز اینجانب از فراز کوهی بر جانب شما منحدر گردد، در کشتن اینجانب جازم مباشید که اینجانب مالک شما و امام با اهتداء و مالک چاقو ایالت و ظهورم

نکات مهم برای رزرو مسجد جهت برگزاری مراسم ترحیم در مشهد