زهدوتقوا، از مصدر وقایه، در لغت به معنای «نگهداری کردن و نگاه داشتن از بدی و اسیب» میباشد. گفتهاند این کلمه و واژه اصولا وقوی \' بوده که واو آن به تاء بدل گردیدهاست. مصدر اتّقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن و حذر کردن» میباشد. نام فاعل آن، تقیّ و متّقی به معنای «صاحب و مالک زهدوتقوا» میباشد. همینطور بیان شده میباشد که زهد و تقوا یعنی «مصون داشتن خود از آنچه ترس زخم و تعدی آن وجود دارااست». به سبب ساز همراهی در میان زهد و تقوا و ترس، این کلمه و واژه را واهمه نیز مفهوم کرده اند. [۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹]
۲ - معانی زهد
[بازنویسی]
در قرآن مهربان کلمه «تقوی \'» هفده توشه و مشتقات آن بیشتراز دویست توشه آمده میباشد. رسیدگی مفاد کاربرد این کلمه و واژه نماد میدهد که زهد در قرآن به یکسری مفهوم به شغل رفته میباشد.
۲.۱ - سد و بازدارنده
ابتداییترین معنای این کلمه و واژه به کاربرد آن میان عرب قبل از اسلام بر میگردد؛ فعل إتَّقی \' در گویش آن ها لزوماً معنای فقهی یا این که اخلاقی نداشته و در قضیهای عرفی بدین مضمون بوده که فرد فی مابین خویش و چیزی که از آن میترسد، بند و مانعی مادّی قرار دهد تا از تعرض آن محافظت گردد. [۱۰] در قرآن فعل اتّقی \' بارها بهاین مضمون مسجد قبا مشهد به شغل رفته میباشد، به عنوان مثال «اَفَمَنْ یَتَّقی بِوَجْهِه سُو´ءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ...» (آیا آن کس که با فیس خود عذاب مشقت بار روز قیامت را از خویش گشوده می دارد) [۱۱]، یعنی در روز قیامت دستهای بشر فاسق ــ که ابتداییترین سپر دفاعی وی در قبال زخم و تعرض میباشد ــ چنان بسته میباشد که وی برای مراقبت خویش بایستی فیس اش را، که شریفترین عضو اوست، سد قرار دهد. [۱۲][۱۳] تفسیر «سَر\'ابیلَ تَقیکُمُ الْحَرَّ» (لباسهایی که شمارا از آدرس مسجد قبا مشهد گرما نگهداری مینماید؛ [۱۴] و «لِب\'اسُ التَّقْاو \'» [۱۵] نیز ناظر بدین معناست؛ چون جامه، پوشش و حایلی میباشد که بدن آدمی را از گرما و سوزوسرما نگهداری مینماید. قبل از اسلام این معنای مادّی اتّقی \' گاه استعلا یافته به معنای اخلاقی به فعالیت میرفته میباشد که مثالهایی از آن در اشعار عرب جاهلی چشم می شود، مثلا درین مصراع عمرو بن اَهْتَم سَعدی : «و کُلُّ کَریمٍ یَتَّقیِ الذَّمَ بالقِری \'»، [۱۶] یعنی بشر کریم ومهربان در قبال شماتت دیگر افراد مهمان شماره تلفن مسجد قبا مشهد نوازی را بند خود مینماید. همین مضمون در موضوعای شبیه در قرآن نیز چشم می شود: «فَاَمّ\'ا مَنْ اَعْطی \' وَ اتَّقی \'» (البته هر که بخشایش و پرهیزگاری کرد) [۱۷]. واژة اتّقی \' در انتزاعیترین موقعیت، اما با به عبارتی ایجاد کرد معنایی، میان حنیفیان در موردای معنوی به شغل می رفت و بهاین مضمون بود که فرد در قبال مجازات و عقاب الاهی، اطاعت و عبادت را سپر خود قرار دهد. [۱۸] طبرسی [۱۹] قولی را آورده که سازه بر آن متقی کسی میباشد که اجرا پارسا خود را سپر عذاب الهی قرار دهد. با این مضمون میاقتدار بعضا آیه ها راجعبه زهدوتقوا را تعبیر و تفسیر کرد، مثلا این آیه را: «... وَ اتَّقُوهُ و اَقیمُوا الصَّلوةَ...» (از وی بترسید و نماز بگزارید؛ [۲۰].
۲.۲ - خوف از خداوند
معنای دیگر زهدوتقوا در قرآن، هراس از معبود یا این که، به تعبیروتفسیر ظریفخیس، هراس از قهر یا این که عذاب اوست که ممکن میباشد فرد گناه کار در حیات مادی یا این که اخروی بدان در گیر خواهد شد. [۲۱][۲۲] این خوف آمیخته به احترام، نتایج تدبیر در قبال صاحب روز داوری میباشد و با واهمه بی آلایش تفاوت داراست [۲۳] و در حوزه معناییای قراردارد که مفاهیمی زیرا واهمه و خشیت با آن هم ستون و هم معنایند [۲۴][۲۵] [۲۶] [۲۷]
۲.۳ - رعایت بایدها و نبایدها
سومی معنای زهدو تقوا در قرآن، رعایت باید ها و نباید ها خدا [۲۸] یا این که، به تفسیر دیگر، شغل به طاعت و شکاف معصیت میباشد. [۲۹][۳۰][۳۱] درصورتی که خواسته، زهد و تقوا به معنای «احتراز» باشد، احتراز از جاری ساختن دادن نواهی و شکاف دستورها مضمون میشود [۳۲] بهاین مضمون، هراس از عذاب الاهی قادر است آدم را به سوی پیروی از دستورها و شکاف نواهی آفریدگار سوق دهد: «وَ کَذ\'لِکَ اَنْزَلْن\'اهُ قُرْا\'ناً عَرَبِیّاً وَ صَرَّفْن\'ا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ...» (اینچنین آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن سیرتکامل گون هشدار دادیم، شاید بترسند؛ [۳۳] پیوستگی معنا زهد و تقوا با دستور به طاعت و نهی از معصیت در آیهها بخش اعظمی آشکار میباشد، به عنوان مثال: فرمان به نماز، [۳۴] فرمان به روزه،[۳۵][۳۶] دستور به زکات، [۳۷] دستور به انفاق یا این که به حیث مفسرانی همانند طبرسی، [۳۸] فرمان به زکات [۳۹][۴۰][۴۱] و نهی از ربا. [۴۲] در اکثر زمان ها آیاتی که زهد و تقوا یا این که مشتقات آن بدین مفهوم آمده میباشد میاقتدار سفارشای (دستور یا این که نهی) یافت، مثلا پیشنهاد به رعایت احکام و حدود الاهی در آیه ۱۸۷ سوره بقره : «... تِلْکَ حُدُودُ اللّ\'هِ فَل\'ا تَقْرَبُوه\'ا کَذ\'لِکَ یُبَیّنُ اللّهُ ایاتِه لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقوُنَ» (اینها حدود امر خداست، پیشتر مَیایید. خداوند نشانهها خویش را ایناینگونه ذکر مینماید، باشد که به پرهیزگاری برسند)[۴۳]. شاید بتوان ذکر کرد این معنی، در کنار زهد به معنای «خداوند ترسی»، آشکارترین معنای زهد در قرآن میباشد.
۲.۴ - ملکه نفسانی برای اطاعت
زیر معنای خاطر گردیده و مرتبط، البته مختلف، با آن میقدرت معنای دیگری برای زهد در قرآن یافت که مردم مفسران آن را معنایی جدا ندانسته اند. دراین مضمون، زهدو تقوا نوعی موقعیت قلبی و ملکه نفسانی میباشد که مایه بینایی بشر به طاعت و معصیت (در رده حیث) و بعد از آن، جایزه عزم وی به رعایت اوامرونواهی معبود (در رده شغل) میباشد. کسب این مضمون، مشروط به پیروی از اوامرو نواهی پروردگار و مداومت بر آن میباشد تا، به اصطلاح اخلاقیون، آن درحال حاضر به ملکه (در عرفان : «جایگاه») تبدیل گردد. براین اساس، فعالیت به طاعت و اجتناب از معصیت، شرط مورد نیاز چهت نیل به تقواست. تعبیروتفسیر «لَعلَّکُمْ تَتَّقُونَ» یا این که «لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»، در نقطه پایان آیاتی که احکام و حدود الاهی را ذکر مینمایند و نگهداری بر آن ها پیشنهاد میشود، بر این مضمون دلالت دارااست. [۴۴][۴۵] همینطور آیاتی که در آنان به نسبت زهد و قلب اشاره گردیده است، [۴۶][۴۷] دالّ بر این معنایند. در آیه ۳۲ سوره حج از تقوای قلب صحبت اورده شده میباشد : «... وَ مَنْ یُعَظِ مْ شَعائِرَ اللّ\'ه فَاِنَّه\'ا مِنْ تَقْوَی الْقُلُاینترنتِ» (افرادی که شعائر معبود را گرانقدر میشمارند کارشان نماد پرهیزگاری دلهایشان باشد). طباطبائی [۴۸] در تعبیر این آیه، واقعیت زهد را امری معنوی دانسته که رده آن قلب میباشد. صدرالدین شیرازی [۴۹] نیز زهدوتقوا را از مقامات قلبی دانسته میباشد.
۳ - سیر پیشرفت معنایی زهدوتقوا
[دستکاری]
با مراعات معانی خاطر گردیده میاقتدار سیر گسترش معنایی زهدو تقوا را در قرآن رویت کرد. معنای اول زهدوتقوا (بند قراردادن در قبال عذاب الاهی) بعداز گذشتن از مرحله میانی (خوف مؤمنانه از خداوند)، توسعه و دگرگونی یافت و معنای «تقلید از اوامرو نواهی پروردگار» را پیدا کرد. [۵۰]
معانی نام برده با یکدیگر در زمینهی وثیق بوده منظومه زهد و تقوا را تشکیل میدهند؛ بهاین معنی که هراس از عذاب آفریدگار (معنای دوم)، موجب رعایت بایدها و نبایدها وی (معنای سوم) میشود و فرد بدین وسیله، دربین خویش و قهر و عذاب الاهی حایلی قرار میدهد (معنای نخستین) و تقلید از باید ها و نباید ها خدا رفته رفته موجب میشود که زهد و تقوا در قلب مؤمن ملکه گردد (معنای چهارم).معنی زهدو تقوا بتدریج در سیر نزول آیه ها [۵۱] توسعه و گسترش یافت و اجرا شرعی را نیز در بر گرفت.
۴ - مفاهیم متاقبل تقوی
[بازنویسی]
دقت به مفاهیمی که در قرآن در کنار زهد (ضد و نقیض یا این که هم سکو و مترادف و هم معنیِ آن) آمده میباشد، قادر است به شعور خوب این معنی یاری دهد. بعضی از مفاهیمی که در قرآن در رویا رویی پارسا مطرح گردیده عبارتاند از: «فجور» [۵۲] به معنای ارتکاب معصیت، و «اِثْمِ و عُدْوان» [۵۳][۵۴] به معنای سوراخ آنچه بدان فرمان گردیده و تجاوز از حدود الاهی. [۵۵][۵۶] صفت «جَبّار» ــ که طبرسی [۵۷] آن را «متکبر» مفهوم کرده ــ در مقابله با «تَقیّ»[۵۸][۵۹] و «ظالمین» ــ که همو [۶۰] آن را «کافر» معنی کرده ــ در رویارویی با «مُتقین» [۶۱] آمده میباشد.
زهدوتقوا، از مصدر وقایه، در لغت به معنای «نگهداری کردن و نگاه داشتن از بدی و اسیب» میباشد. گفتهاند این کلمه و واژه اصولا وقوی \' بوده که واو آن به تاء بدل گردیدهاست. مصدر اتّقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن و حذر کردن» میباشد. نام فاعل آن، تقیّ و متّقی به معنای «صاحب و مالک زهدوتقوا» میباشد. همینطور بیان شده میباشد که زهد و تقوا یعنی «مصون داشتن خود از آنچه ترس زخم و تعدی آن وجود دارااست». به سبب ساز همراهی در میان زهد و تقوا و ترس، این کلمه و واژه را واهمه نیز مفهوم کرده اند. [۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹]
۲ - معانی زهد
[بازنویسی]
در قرآن مهربان کلمه «تقوی \'» هفده توشه و مشتقات آن بیشتراز دویست توشه آمده میباشد. رسیدگی مفاد کاربرد این کلمه و واژه نماد میدهد که زهد در قرآن به یکسری مفهوم به شغل رفته میباشد.
۲.۱ - سد و بازدارنده
ابتداییترین معنای این کلمه و واژه به کاربرد آن میان عرب قبل از اسلام بر میگردد؛ فعل إتَّقی \' در گویش آن ها لزوماً معنای فقهی یا این که اخلاقی نداشته و در قضیهای عرفی بدین مضمون بوده که فرد فی مابین خویش و چیزی که از آن میترسد، بند و مانعی مادّی قرار دهد تا از تعرض آن محافظت گردد. [۱۰] در قرآن فعل اتّقی \' بارها بهاین مضمون مسجد قبا مشهد به شغل رفته میباشد، به عنوان مثال «اَفَمَنْ یَتَّقی بِوَجْهِه سُو´ءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ...» (آیا آن کس که با فیس خود عذاب مشقت بار روز قیامت را از خویش گشوده می دارد) [۱۱]، یعنی در روز قیامت دستهای بشر فاسق ــ که ابتداییترین سپر دفاعی وی در قبال زخم و تعرض میباشد ــ چنان بسته میباشد که وی برای مراقبت خویش بایستی فیس اش را، که شریفترین عضو اوست، سد قرار دهد. [۱۲][۱۳] تفسیر «سَر\'ابیلَ تَقیکُمُ الْحَرَّ» (لباسهایی که شمارا از آدرس مسجد قبا مشهد گرما نگهداری مینماید؛ [۱۴] و «لِب\'اسُ التَّقْاو \'» [۱۵] نیز ناظر بدین معناست؛ چون جامه، پوشش و حایلی میباشد که بدن آدمی را از گرما و سوزوسرما نگهداری مینماید. قبل از اسلام این معنای مادّی اتّقی \' گاه استعلا یافته به معنای اخلاقی به فعالیت میرفته میباشد که مثالهایی از آن در اشعار عرب جاهلی چشم می شود، مثلا درین مصراع عمرو بن اَهْتَم سَعدی : «و کُلُّ کَریمٍ یَتَّقیِ الذَّمَ بالقِری \'»، [۱۶] یعنی بشر کریم ومهربان در قبال شماتت دیگر افراد مهمان شماره تلفن مسجد قبا مشهد نوازی را بند خود مینماید. همین مضمون در موضوعای شبیه در قرآن نیز چشم می شود: «فَاَمّ\'ا مَنْ اَعْطی \' وَ اتَّقی \'» (البته هر که بخشایش و پرهیزگاری کرد) [۱۷]. واژة اتّقی \' در انتزاعیترین موقعیت، اما با به عبارتی ایجاد کرد معنایی، میان حنیفیان در موردای معنوی به شغل می رفت و بهاین مضمون بود که فرد در قبال مجازات و عقاب الاهی، اطاعت و عبادت را سپر خود قرار دهد. [۱۸] طبرسی [۱۹] قولی را آورده که سازه بر آن متقی کسی میباشد که اجرا پارسا خود را سپر عذاب الهی قرار دهد. با این مضمون میاقتدار بعضا آیه ها راجعبه زهدوتقوا را تعبیر و تفسیر کرد، مثلا این آیه را: «... وَ اتَّقُوهُ و اَقیمُوا الصَّلوةَ...» (از وی بترسید و نماز بگزارید؛ [۲۰].
۲.۲ - خوف از خداوند
معنای دیگر زهدوتقوا در قرآن، هراس از معبود یا این که، به تعبیروتفسیر ظریفخیس، هراس از قهر یا این که عذاب اوست که ممکن میباشد فرد گناه کار در حیات مادی یا این که اخروی بدان در گیر خواهد شد. [۲۱][۲۲] این خوف آمیخته به احترام، نتایج تدبیر در قبال صاحب روز داوری میباشد و با واهمه بی آلایش تفاوت داراست [۲۳] و در حوزه معناییای قراردارد که مفاهیمی زیرا واهمه و خشیت با آن هم ستون و هم معنایند [۲۴][۲۵] [۲۶] [۲۷]
۲.۳ - رعایت بایدها و نبایدها
سومی معنای زهدو تقوا در قرآن، رعایت باید ها و نباید ها خدا [۲۸] یا این که، به تفسیر دیگر، شغل به طاعت و شکاف معصیت میباشد. [۲۹][۳۰][۳۱] درصورتی که خواسته، زهد و تقوا به معنای «احتراز» باشد، احتراز از جاری ساختن دادن نواهی و شکاف دستورها مضمون میشود [۳۲] بهاین مضمون، هراس از عذاب الاهی قادر است آدم را به سوی پیروی از دستورها و شکاف نواهی آفریدگار سوق دهد: «وَ کَذ\'لِکَ اَنْزَلْن\'اهُ قُرْا\'ناً عَرَبِیّاً وَ صَرَّفْن\'ا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ...» (اینچنین آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن سیرتکامل گون هشدار دادیم، شاید بترسند؛ [۳۳] پیوستگی معنا زهد و تقوا با دستور به طاعت و نهی از معصیت در آیهها بخش اعظمی آشکار میباشد، به عنوان مثال: فرمان به نماز، [۳۴] فرمان به روزه،[۳۵][۳۶] دستور به زکات، [۳۷] دستور به انفاق یا این که به حیث مفسرانی همانند طبرسی، [۳۸] فرمان به زکات [۳۹][۴۰][۴۱] و نهی از ربا. [۴۲] در اکثر زمان ها آیاتی که زهد و تقوا یا این که مشتقات آن بدین مفهوم آمده میباشد میاقتدار سفارشای (دستور یا این که نهی) یافت، مثلا پیشنهاد به رعایت احکام و حدود الاهی در آیه ۱۸۷ سوره بقره : «... تِلْکَ حُدُودُ اللّ\'هِ فَل\'ا تَقْرَبُوه\'ا کَذ\'لِکَ یُبَیّنُ اللّهُ ایاتِه لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقوُنَ» (اینها حدود امر خداست، پیشتر مَیایید. خداوند نشانهها خویش را ایناینگونه ذکر مینماید، باشد که به پرهیزگاری برسند)[۴۳]. شاید بتوان ذکر کرد این معنی، در کنار زهد به معنای «خداوند ترسی»، آشکارترین معنای زهد در قرآن میباشد.
۲.۴ - ملکه نفسانی برای اطاعت
زیر معنای خاطر گردیده و مرتبط، البته مختلف، با آن میقدرت معنای دیگری برای زهد در قرآن یافت که مردم مفسران آن را معنایی جدا ندانسته اند. دراین مضمون، زهدو تقوا نوعی موقعیت قلبی و ملکه نفسانی میباشد که مایه بینایی بشر به طاعت و معصیت (در رده حیث) و بعد از آن، جایزه عزم وی به رعایت اوامرونواهی معبود (در رده شغل) میباشد. کسب این مضمون، مشروط به پیروی از اوامرو نواهی پروردگار و مداومت بر آن میباشد تا، به اصطلاح اخلاقیون، آن درحال حاضر به ملکه (در عرفان : «جایگاه») تبدیل گردد. براین اساس، فعالیت به طاعت و اجتناب از معصیت، شرط مورد نیاز چهت نیل به تقواست. تعبیروتفسیر «لَعلَّکُمْ تَتَّقُونَ» یا این که «لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»، در نقطه پایان آیاتی که احکام و حدود الاهی را ذکر مینمایند و نگهداری بر آن ها پیشنهاد میشود، بر این مضمون دلالت دارااست. [۴۴][۴۵] همینطور آیاتی که در آنان به نسبت زهد و قلب اشاره گردیده است، [۴۶][۴۷] دالّ بر این معنایند. در آیه ۳۲ سوره حج از تقوای قلب صحبت اورده شده میباشد : «... وَ مَنْ یُعَظِ مْ شَعائِرَ اللّ\'ه فَاِنَّه\'ا مِنْ تَقْوَی الْقُلُاینترنتِ» (افرادی که شعائر معبود را گرانقدر میشمارند کارشان نماد پرهیزگاری دلهایشان باشد). طباطبائی [۴۸] در تعبیر این آیه، واقعیت زهد را امری معنوی دانسته که رده آن قلب میباشد. صدرالدین شیرازی [۴۹] نیز زهدوتقوا را از مقامات قلبی دانسته میباشد.
۳ - سیر پیشرفت معنایی زهدوتقوا
[دستکاری]
با مراعات معانی خاطر گردیده میاقتدار سیر گسترش معنایی زهدو تقوا را در قرآن رویت کرد. معنای اول زهدوتقوا (بند قراردادن در قبال عذاب الاهی) بعداز گذشتن از مرحله میانی (خوف مؤمنانه از خداوند)، توسعه و دگرگونی یافت و معنای «تقلید از اوامرو نواهی پروردگار» را پیدا کرد. [۵۰]
معانی نام برده با یکدیگر در زمینهی وثیق بوده منظومه زهد و تقوا را تشکیل میدهند؛ بهاین معنی که هراس از عذاب آفریدگار (معنای دوم)، موجب رعایت بایدها و نبایدها وی (معنای سوم) میشود و فرد بدین وسیله، دربین خویش و قهر و عذاب الاهی حایلی قرار میدهد (معنای نخستین) و تقلید از باید ها و نباید ها خدا رفته رفته موجب میشود که زهد و تقوا در قلب مؤمن ملکه گردد (معنای چهارم).معنی زهدو تقوا بتدریج در سیر نزول آیه ها [۵۱] توسعه و گسترش یافت و اجرا شرعی را نیز در بر گرفت.
۴ - مفاهیم متاقبل تقوی
[بازنویسی]
دقت به مفاهیمی که در قرآن در کنار زهد (ضد و نقیض یا این که هم سکو و مترادف و هم معنیِ آن) آمده میباشد، قادر است به شعور خوب این معنی یاری دهد. بعضی از مفاهیمی که در قرآن در رویا رویی پارسا مطرح گردیده عبارتاند از: «فجور» [۵۲] به معنای ارتکاب معصیت، و «اِثْمِ و عُدْوان» [۵۳][۵۴] به معنای سوراخ آنچه بدان فرمان گردیده و تجاوز از حدود الاهی. [۵۵][۵۶] صفت «جَبّار» ــ که طبرسی [۵۷] آن را «متکبر» مفهوم کرده ــ در مقابله با «تَقیّ»[۵۸][۵۹] و «ظالمین» ــ که همو [۶۰] آن را «کافر» معنی کرده ــ در رویارویی با «مُتقین» [۶۱] آمده میباشد.

نکات مهم برای رزرو مسجد جهت برگزاری مراسم ترحیم در مشهد