برخورداری از تمجید صحیح برای هر شناختی، یک اصل میباشد، ولی کسی به صرف تعریفوتمجید خلاص نمی شود. مبرهن میباشد که مسلمان، مؤمن و شیعه، گناه کار نمی شود و در حالتی که کسی گناه کار مسجد قبا مشهد باشد، مسلمان هم وجود ندارد، چه برسد به مؤمن و شیعه!
قدم در آغاز این میباشد که ذهن را از "خلط سوژه" خلاص نماییم. از تعریفوتمجید "مؤمن"، ناگهان فرار و گریز نزنیم به شیعه و غیر شیعه و انجام هرکدام!
"ایمان" در لغت، یعنی: اعتقادات و باورهایی که آدمی با برخورداری از آنان، خویش را در "امنیت بدون نقص" میبیند؛ هم اکنون خواه ایمان به آفریدگار متعال باشد، یا این که ایمان به مظاهر حیات مادی، مثل گنج، آدرس مسجد قبا مشهد اقتدار و شهوت. چنان که در قرآن کریم و مهربان، "ایمان" هم نسبت به توحید و معاد و آن چه حق میباشد و آفریدگار فرموده به فعالیت رفته میباشد، و هم نسبت به مظاهر بی دینی و کفر؛ و حتی تصریح نموده که چه بسا اهل کتاب ها آسمانی نیز به مظاهر بی دینی ایمان داشته باشند، یعنی امنیّت خویش را در تسلیم به آنان ببینند، مانند بخش اعظمی از مسلمان ها شماره تلفن مسجد قبا مشهد یا این که مسیحیان امروز در عالم که امنیّت خویش را در تسلیم به نظام سلطه و طاغوتهای مجال میبینند:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا» (النساء، 51)
- آيا نديدى كسانى را كه سوداى از كتاب (آفریدگار) به آنها داده گردیده، (با اين هم اکنون)، به «جبت» و «طاغوت» [بت و بت پرستان] ايمان مىآورند، و دربارۀ كافران مىگويند: «آنها، از كسانى كه ايمان آوردهاند، هدايت يافتهترند»؟!
●- "حس امنیّت"، یک وضعیت قلبی میباشد؛ پس "ایمان"، باوری میباشد که در قلب (جان) ساخت و ساز می شود و به قلب اعتقاد و استحکام میبخشد.
مقدمات ایمان
ایمان [به ویژه در اعتقادات اسلامی]، مقدماتی داراست که قدم ابتدا آن آشنایی و آنگاه یقین قلبی آن آشنایی و بعد سعی چهت نیل و قرار دادن خویش در چارچوب آن هست؛ یعنی "تسلیم شدن".
به این ترتیب، همچنان بسیارند مسلمانانی که تسلیم گردیدهاند، ولی ایمان هنوز به قلب آنها منش نیافته، چه برسد بهاین که تقویت و سفت گردیده باشد.
در قرآن کریم و مهربان میفرماید: گردآوریای از عربهای بادیه نشین، داعیه ایمان دارا هستند، البته بگو: تسلیم گردیدهاید، ولی هنوز ایمان نیافتهاید:
«قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُاینترنتِكُمْ وَإِنْ تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (الحجرات، 14)
- عربهاى باديه نشين گفتند: «ايمان آوردهايم» بگو: «شما ايمان نياوردهايد، ولى بگوييد اسلام آوردهايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده میباشد! و در شرایطی که از خداوند و رسولش اطاعت كنيد، چيزى از مشوق كارهاى شمارا فروگذار نمىكند، خدا، آمرزندۀ کریم و مهربان میباشد».
ولی، فاصلۀ میان معرفت و تسلیم، با ایمان قلبی بسیار میباشد.
●- چطور می گردد که کسی بتواند نسبت به کسی یا این که چیزی که آشنایی ندارد، ایمان بیاورد و قلبش به واسطۀ آن مطمئن شود؟! و چه طور ممکن میباشد که کسی چیزی را ببیند و بشناسد، البته یقین نکند، اما قلبش به آن باور یابد؟! در مَثل مانند این میباشد که بگوییم: در شرق و غرب، دیوانگان دیکتاتوری را می شناسیم که همگی به بمبهای اتمی مجهزند و ذخائر مو جود به اندازۀ بیشتراز ده توشه منفجر کردن مجموع زمین می باشد؛ البته چه اعتقادوباور قلبی وجود داراست کهاین عمل اعمال ندهند و تک تکّ هستی و حیات در زمین را نقطه پایان ندهند؟! ولی، مسلمان این نظر را دارد که نقطه پايان حیات در مشت آدم وجود ندارد و تا ظهور و قیام جهانی حضرت امام مهدی علیه السلام واقع نشود و بعد از آن رجعت و حکومت امامان متفحص نشود، عالم به نقطه پایان نخواهد نرسید.
ارتباط ایمان و کار
ایمان می بایست در فعالیت ظهور یابد و مییابد و کار نیز منجر تقویت ایمان میشود؛ اکنون خواه ایمان به الله جلّ جلاله و معاد باشد، یا این که ایمان به مظاهر جهان! پس، اینگونه وجود ندارد که گفته گردد که کسی ایمان داراست، البته شغل متناسب با آن ندارد و یا این که عملی مغایر ایمانش دارااست.
ایمان مراتب دارااست
ایمان نیز همانند دانش، مراتب داراست؛ خیر همگی مؤمنان به توحید و معاد در یک سطح می باشند و خیر همگی مؤمنان به جبت و طاغوت در یک سطح می باشند.
ذکر شدن که قدم در آغاز، "تسلیم" میباشد که در حالتی که مسئله در چارچوب اسلام مطرح گردد، به آن مسلمانی گفته می گردد.
تعریف و تمجید ایمان در اسلام
اکنون، مورد گفت و گو ما، هر نوع ایمانی به هر چیزی وجود ندارد، بلکه نگاه به ایمان، از منظر اسلام می باشد. از امیرالمؤمنین، امام علی علیه السلام، دربارۀ "ایمان" سؤال شد و وی فرمودند:
«اَلایمانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، وَ اِقْرارٌ بِاللِّسانِ، وَ عَمَلٌ بِالأرْكانِ» (نهج البلاغه، حکمت 218)
- ایمان عبارت میباشد از آشنایی قلبی (که باعث به یقین میگردد)، و اقرار به لهجه و کار با اعضا.
به این ترتیب، خیر صرفا هر که گناهکار میباشد، بلکه هر هر کس مرتکب عصیان و گناهی در قبال حق بلندمرتبه گردد، در گیر به ضعف ایمان است، خواه شیعه باشد و یا این که غیر شیعه.
ولی در راستای ایمان به معبود سبحان، ایمان به فرستاده وی و نیز ولایت و امامتی که پروردگار متعال قرار داده نیز از مراتب ایمان است.

مسجد قبا مشهد چه ویژگیهایی دارد؟