قرآن (به عربی: القرآن) کتاب مقدس آیین اسلام میباشد و در اطمینان مسلمانها سخنان خدایی یکتا با اسم مهم «الله» میباشد که او بهشکل وحی و بوسیله جبرئیل بر رسول اسلام، محمّد بن عبدالله، نازل مسجد قبا مشهد کردهمیباشد.[۱] مسلمانها قرآن را والاترین اعجازٔ محمّد و پرنورترین ادله بر پیامبری وی میدانند.[۲] قرآن، اساسیترین منبع وحی در اسلام بهشمار میاید و به لهجه عربی کلاسیک درج شدهمیباشد. کلمهٔ قرآن در لغت بهمضمون «تلاوت کردن» و «تلاوت» میباشد و مسلمانها معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم ومهربان» و «قرآن مجید» اشاره مینمایند. قرآن فعلی به ۳۰ جزء تقسیم گردیده و ۱۱۴ سوره دارااست.[۱] قرآن همینطور یکیاز متنها مقدس بهائیان میباشد.[۳] علاوهبر التفات قرآن از جنبهٔ فقاهتی و مذهبی، این کتاب بهتیتر شایسته ترین یا این که یکی شایسته ترین اثر ها ادبی ادبیات عرب شناخته میشود آدرس مسجد قبا مشهد و تأثیر بسزایی بر لهجه عربی داشتهمیباشد.
محتوای قرآن دربارهٔ معبود میباشد و بر یکتاپرستی و یگانگی وی تأکید دارااست. قرآن معبود را به بشر مجاورتخیس از رگ گردنش می داند، ارتباطٔ بشر باایمان را بینیاز از واسطه میداند و بشر را به تسلیم شماره تلفن مسجد قبا مشهد دربرابر فرمان پروردگار امر می دهد. قرآن پدیدههای طبیعی را علامتهایی (آیه ها) برای خداوند میشمارد؛ آئین و واقعیت را یکیاز می داند و تنوع ادیان را نتایج تنوع در عموم می داند. قرآن مقررات و دستمزد در جامعهٔ اسلامی را نیز تمجید مینماید.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در خط مش خداوند میخواند و آن ها را به نیکوکاری، بهویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می خواند.[۷] اهل سنت قائل به آنند که قرآن بههمدم سنت رسول اسلام در حدیث ثقلین، دو گرامی گوهری میباشند که بایستی به آنان چنگ زد. البته از لحاظ اهل تشیع، طبق حدیث ثقلین، قرآن بههم پا اهل بیت دو گوهری میباشند که مسلمانها بایستی به آن دست بیازند تا گم راه نشوند.[۸][۹]
ماجرا قانونی و مقبول مسلمان ها این میباشد که قرآن بیمعدودوکاست تا مجال عثمان عدهآوری گردیده بود و ورژنهای حریف آن از فی مابین رفته بودند. از بینش تاریخی، طیفی از نظرها وجود داراست که یک سوی آن اعتقادوباور به عدهآوری قرآن در عصرٔ عثمان و سمت دیگرش اطمینان به صورتگیری تدریجی قرآن و کامل شدن آخری آن در طی عبدالملک بن مروان اموی و حجاج بن یوسف میباشد؛[۱۰] بینش تاریخی-انتقادی موردقبول فعلی، در نقطهای اواسطٔ این دو قراردارد.[۱۱] تایید درستی قرآن عثمان به وسیله کل مسلمانها، خاصه شیعهها، دستکم تا قرن چهارم هجری ارتفاع کشیدهمیباشد و مصحفهای برابر و گوناگون مثل مصحف علی رایج بودهاند.[۱۲] در منابع شیعه پیش از این بعدازظهر، مثل التنزیل و التحریف، صدها آیهٔ مختلف با قرآن فعلی به چشم می خورد که آورده شده قبل از تحریف قرآن بوسیله سه خلیفهٔ اولیه بخشی از آن بودند.[۱۳] قرآن فعلی براساس تلاوت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ شده است.[۱۴] دیرینترین ورژنٔ بدون نقص قرآن وابسته به قرن نهم میلادی/سوم هجری میباشد[۱۵] و به طور کلی قرآن برای بیش تر از هزار سال، اثبات ماندهمیباشد.[۱۶]
تحقیقها آرم داده در قرآن تأثیراتی از متنها یهودی، مسیحی (بهخصوص مسیحی سریانی و حبشی)، مانوی و غیره چشم می شود.[۱۷][۱۸] آنچه قرآن دربارهٔ شخصیتهای کتاب مقدس نقل کرده، بیشتر به تفاسیر متأخر یهودی و مسیحی مثل میدراش و دیداکه مشابه میباشند؛[۱۹] ظاهراً تالیف کنندهٔ قرآن بهشکل بی واسطه با خویش کتاب مقدس آشنا نبوده، چون به چیزهایی مثل پردیس و جهاد در آنها ارجاع داده که در تنخ و عهدوپیمان نو نیست.[۲۰] بعضی کلمه ها حقوقی که قرآن به شغل برده، با آنچه در عربی مرسوم بوده تفاوتهایی داشته و بیشتر به تلمود و مقررات بیزانسی مجاورت میباشد.[۲۱] نگرش قرآن دربارهٔ ساختار عالم هستی، شبیه سبک ارسطو و بطلمیوس و مطالب کهنخیس خاورمیانهای میباشد.[۲۲]
قرآن بر مجموع جنبههای معاش مسلمانها نفوذ کردهمیباشد. ضربالمثلهای قرآنی خیرفقط در لهجه عربی، بلکه در لهجه مسلمان ها غیرعرب نیز منش یافتهاند.[۲۳] علم ها قرآنی مشتمل بر تحقیق تنزیل قرآن، شأن نزول، قرائت، وجوه زبانی، تعبیروتفسیر، معجزه و تاریخ میگردد.[۲۴] قرآن در بعد از ظهر حاضر از زوایای مختلفی، مثل دیدگاهش دربارهٔ زنان یا این که جایز داشتن خشونت نسبت به غیرمسلمانان، با نقدها زیادی روبهرو شده است.[۲۵]
اسمها
متن ها قرآنی خویش را با اسامی مختلفی معرفی کردهاند که رایجترینِ این اسمها، «قرآن» میباشد. قرآن اسمی خاص میباشد و در خویش قرآن، گاه به بخشی از متن و گاه به تک تک آن اشاره داراست. حیث رایج در بین مسلمان ها این میباشد که قرآن از ریشهٔ عربی «قرائة» (به معنای خواندن کردن) میباشد. با این حالا، بهگفتهٔ اسلامشناسان، قرآن مدام اسمی خاص نبوده و ریشه در لغتِ سُریانیِ «قِریانا» به معنای «کتاب تلاوت» دارااست. ظاهراً تعبیروتفسیر ابوعبیده (درگذشتهٔ ۲۰۹ ه.ق) عربی نبودن لغت قرآن را تأیید مینماید؛ ابوعبیده که خویش تباری یهودی داشت، برخلاف تفاسیر رایج، آیهٔ «اقرا بسم ربک» را بهشکل «اسم پروردگارت را اعلام کن» (در عبری: قره بشم ادونای، سریانی: قرا بحس ماریا) تعبیر و تفسیر نموده است. متنها قرآنی خویش را «قرآنِ عربی» نیز نامیدهاند. استعمالٔ قابلتوجهی دیگر در آیه ۹۱ سورهٔ حجر میباشد که متن ها شرعی یهودیان هم «قرآن» نامیده گردیدهاست.[۲۶][۲۷]
بهگفتهٔ طبری، قرآن چهار نام دارااست: قرآن، فرقان، کتاب و بیان. این عبارات در لهجه عربی ارتباطی با یکدیگر ندارند. سیوطی اسم پنجمین هم اضافه مینماید: تنزیل. بدرالدین زرکشی قولی را نقل کرده که قرآن ۵۵ اسم دارااست و در مکان دیگر، تعدادشان را ۹۰ اسم میداند. فرقان (متمایزکننده) نیز لغتی عربی وجود ندارد؛ در متن ها قرآنی، هم قرآن و هم تورات بهاین اسم خوانده گردیدهاند. شهابالدین آلوسی از فرقان و قرآن تحت عنوان مهم ترین اسامی متنها قرآنی اسم میبرد. کلمه و واژهٔ «کتاب» در قرآن به معانی مختلفی مثل کتاب وحیگردیده، لوحِ مراقبتگردیده، پیام مکتوب و غیره به عمل رفته میباشد. مانند مورد ها گذشته، هم قرآن و هم متنها قبلی کتاب نامیده گردیدهاند. رهروان آن ها «اهل کتاب» اسم داراهستند که در ناهمخوانی با اُمّیون میباشد.[۲۸] بهگفتهٔ آنگِلیکا نُیْوِرت، «قرآن» و «کتاب» به یک چیز یکسان اشاره ندارند؛ وی می گوید قرآن فعلی را اصولاً نباید کتابی واحد در حیث گرفت چون «قرآن» به نصیبهایی از این متنها اشاره مینماید که با غرض تلاوت در مراسمهای مذهبی گردآورده گردیده البته خواسته از «کتاب» نصیبهایی میباشد که شبیه کتاب ها مقدس دیگر ادیان توحیدی میباشند.[۲۹] قرآن در چندین آیه (مثل آیهٔ ۸ سورهٔ ص) «بیان» کنیه داده گردیده است. اسمهای گوناگون دیگر دربرگیرنده صحبتالله، فروغ و غیره میباشد.[۳۰]
اسم قرآن در گویش پارسی
نوشته ی علمیٔ مهم: نپی
اسم قرآن در لهجه پارسی به طور فرستاده، نپی، یا این که نوی هم آمده میباشد و این اسم به وفور در ادبیات کلاسیک پارسی به عمل رفته میباشد صرفا برای مثال، دو بیت ذیل از دو چکامه سرای نام دار، به ترتیب، منوچهری دامغانی و مولوی رومی ارایه میشود:
<بسیار کس بود که بخواند ز بر فرستاده… تعبیروتفسیر وی نداند جز عموم خبیر> <از پی این عاقلان ذوفنون… اعلامکرد ایزد در پیامبر، لایعلمون>[۳۱]
مسئلهٔ تاریخی
ورژنهای خطی صنعا. «متنهای فرعی» که با به کار گیری از پرتو فرابنفش آشکار میگردند، با قرآن مدرن بسیار مختلف میباشد. گرد آر پوین این نظر را دارد کهاین نشانه میدهد متن قرآن در زمان فرصت تکامل پیدا کردهمیباشد.[۳۲][۳۳]
اسلامشناسان تا اواخر قرن بیستم تصور میکردند قرآن منبعی دارای اعتبار برای معاش و زمانٔ محمّد میباشد و برای فهماش به منابع روایی اسلامی نیاز میباشد ولی پژوهش ها عده ای زیرا وانزبرو و کرون آرم اعطا کرد این منابع دربردارنده اطّلاعات دست نخستین و مستقلی نیستند و تنهاً تعبیر و تفسیر قرآناند. در سال ۲۰۰۰، اندرو ریپین نوشت که «به لحاظ اینجانب نمی رسد که قرآن سندی دستاولیه دربارهٔ معاش محمّد میباشد. این متن بسیار نامفهوم میباشد.» حتی گروهی از تاریخپژوهان براین باوراند نمیقدرت با قطعیت لغت «محمّد» که چهار توشه در قرآن مذکور را اسم رسول این آیین دانست. به این ترتیب، پژوهشگران هنوز دربارهٔ کیفیت شعور پسمسئلهٔ عرب یا این که حجازی قرآن سردرگم می باشند، به سیرتکاملای که پیترز قرآن را «متنی فارغ از پسمورد» نامیدهمیباشد. فقط قسمتهای قرآن که (احتمالاً) پسمسئلهٔ عرب داراهستند، ماجراهای شُعَیب، هود و پارسا میباشند، هر چندین این داستانها هم با معیارهای مدرن خیر تاریخ، که افسانه و اسطوره محسوب میگردند. نتیجتاً، اسلامشناسان سعی مینمایند برای شعور حالت صورتگیری قرآن، به سراغ منابع دیگر بروند. هری مونت با این راه مخالف میباشد؛ وی قرآن را «تاریخِ محلیِ حجاز/ایالات متحده عربی» نمیداند ولی می گوید در هر شکل منبعی کیمیا میباشد که بیشترِ آن در قرن هفتم میلادی درج شدهمیباشد.[۳۴]
قرآن اشارهٔ مقداری به اسمهای اشخاص و جای های معاصر خودش کرده—ولی یکسری اسم حجازی در آن مذکورمیباشد: بَدْر، یَثرِب، مکّه و غیره. هری مونت از این فیض می گیرد که موضوعٔ جغرافیایی بیشترِ محتوای قرآن حجاز اوایل قرن هفتم میلادی بوده، هر تعدادی لزوماً با مکه و مدینه منابع اسلامی یکسان وجود ندارد. حتی با تایید ریشههای حجازی قرآن، هنوز سوال فرصت و جای و کیفیت عدهآوری قرآن بیجواب باقیماندهمیباشد. قرآن چند دفعه به عربیبودن لهجه خودش اشاره کرده که علامت میدهد با جامعهٔ غرضاش راجع به بوده و همینطور مطالبی که خطاب به آنها میگوید، آنچه مخاطبان از پیش میدانستند (مثل ماجراهای کتاب مقدس و غیره) را تا حدی آشکار مینماید. رِینولدز به همین برهان میگوید بیشترِ قرآن برای تعبیر کتاب مقدس درج شده و این مدل در شمال حجاز رایج بودهمیباشد. بهگفتهٔ پاتریشا کرون، قرآن خطاب به کشاورزان و گروهی از تجار مندرجمیباشد؛ کرون سود میگیرد به جهت موقعیت بد کشاورزی در مکه، مکیبودن بیشتر نشانهها قابلتایید وجود ندارد. حتی تایید مدنی و طائفی بودن آن ها هم آسوده وجود ندارد، چون کشت زیتون[الف] در بیشتر حجاز مشقت بار میباشد. از بینش فقهی، اشخاصی که قرآن «مشرک» خطابشان کرده، به معنای حقیقی وواقعیِ واژه بتپرست یا این که چندخدا نبودهاند، بلکه خدای یهودی-مسیحی را میپرستیدند البته در کنارش خدایان/ملائکه دیگری را واسطهٔ خودشان با وی میدانستند؛ رویهمرفته یکتاپرست با موضوعٔ یهودی بودهاند.[۳۵] اصولاً در ایالات متحده عربیِ قبل از اسلام، خدایان را به صورت بت نمینمایاندند، بلکه باستانشناسی اثبات کرده آنهارا بر روی تختهای سلطنت خالی نشانه میدادند؛ منابع اسلامی در بتپرست قرائت اعراب مبتلا خطا گردیدهاند.[۳۶] در حیطهٔ صورتگیری قرآن عده ای هم وجود داشتند که خدایان زیادی را پرستش میکردند ولی قرآن اهمّیتِ متعددی به آنان ندادهمیباشد.[۳۷] متأخرترین اشاره بدین خدایان، از کتیبهای وابسته به ۲ قرن قبل از ظهور اسلام میباشد. از سال ۵۳۰ میلادی (یکسری دهه پیش از اسلام) به آن گاه، تک تک کتیبههای شرعی ایالات متحده عربی به خدای مسیحی اشاره دارا هستند.[۳۸]
منزلت قرآن در ادبیات عرب
قرآن اولی تاثیر بلندمرتبه لهجه عربی به نثر به حساب میآید. بهگفتهٔ لنگالد، اولی و دیرینترین گواهیِ دارای اعتبارِ عربی که مانده، قرآن میباشد. محمّد الشرکاوی می گوید قرآن مهمترین متن عربیِ تاریخ و حتی مؤسس ادبیات عرب میباشد.[۳۹][۴۰] بهگفتهٔ مینگانا، مدلِ قرآن از به عبارتی مشکلاتی سختی میبرد که در اکثر وقت ها اثراتی که برای نخستین دفعه در زبانی فاقد پیشینهٔ ادبی حاذق مندرجاند، چشم می شود.[۴۱] گروهی از پژوهشگران اعتقاددارند که بعید وجود ندارد قبل از اسلام هم دعاهای مسیحی و کتاب مقدس به عربی ترجمه گردیده باشند[۴۲][۴۳][۴۴] ولی گردآوریای دیگر در عدم وجود مدارکی کهاین حیث را تأیید نماید، با آن مخالف میباشند.[۴۵][۴۶] اجماع فعلی پژوهشگران این میباشد که در آن مجال، اثرها ادبی و فقهی عربی در آن فرصت احتمالاً بهشکل شفاهی نقل میشدند.[۴۷]
استینافها و رسیدگیهای متن ها دور از هم عربی پیش از اسلام آرم داده قرآن از نگاه گویش و مدل به آن ها همانندی دارااست؛ اما آن متنها تنها بهشکل کتیبه و مفاد شبیه آن امروزه در دسترس می باشند. داده ها دربارهٔ شعر عربی پیش از اسلام خیلی معدود میباشد و این اثر ها بهشکل سینهبهسینه نقل میشدند. از طریقه گویششناسی، قرآن قربتهایی (مثل قافیه، نحو و غیره) با اشعار عربی پیش از اسلام داراست؛ معارضان محمّد هم بهاین قضیه پی برده بودند و از آن برای پایین سؤال بردن وی به کارگیری میکردند. هر چندین قرآن تشابههای بخش اعظمی با متنها شاعران قبلی دارااست ولی اعراب را با خصوصیتهای ادبی دیگری هم آشنا کرد که در تحولات ادبیات عرب در ادوار آینده، نقش مهمی گذاشت. برخی از آرایههای ادبی که محمّد در قرآن به فعالیت برده (مثل «قیامت رسید و ماه دو پاره شد» در سورهٔ قمر که مبنای اعتقاد به «شقالقمر» هم می باشد) شبیه آرایههایی میباشند که در اشعار امرؤالقیس یافت می شود.[۴۸][۴۹] تدوین اثراتی مثل قرآن نیز در شبهجزیره عرب، امری بیسوابق خلا؛ از جملهً مسیلمه که خدایی به اسم الرّحمن را تبلیغ می کرد، میذکر کرد جبرئیل کتابی به اسم «قرآن» بر وی نازل کردهمیباشد.[۵۰] امروزه میقدرت اظهار کرد آیین محمّد و پیروانش نتایج ابتکاری فردی نبوده و ریشه در حضور قدیمی مسیحیان و یهودیان در حیطهٔ آن ها داشتهمیباشد.
قرآن (به عربی: القرآن) کتاب مقدس آیین اسلام میباشد و در اطمینان مسلمانها سخنان خدایی یکتا با اسم مهم «الله» میباشد که او بهشکل وحی و بوسیله جبرئیل بر رسول اسلام، محمّد بن عبدالله، نازل مسجد قبا مشهد کردهمیباشد.[۱] مسلمانها قرآن را والاترین اعجازٔ محمّد و پرنورترین ادله بر پیامبری وی میدانند.[۲] قرآن، اساسیترین منبع وحی در اسلام بهشمار میاید و به لهجه عربی کلاسیک درج شدهمیباشد. کلمهٔ قرآن در لغت بهمضمون «تلاوت کردن» و «تلاوت» میباشد و مسلمانها معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم ومهربان» و «قرآن مجید» اشاره مینمایند. قرآن فعلی به ۳۰ جزء تقسیم گردیده و ۱۱۴ سوره دارااست.[۱] قرآن همینطور یکیاز متنها مقدس بهائیان میباشد.[۳] علاوهبر التفات قرآن از جنبهٔ فقاهتی و مذهبی، این کتاب بهتیتر شایسته ترین یا این که یکی شایسته ترین اثر ها ادبی ادبیات عرب شناخته میشود آدرس مسجد قبا مشهد و تأثیر بسزایی بر لهجه عربی داشتهمیباشد.
محتوای قرآن دربارهٔ معبود میباشد و بر یکتاپرستی و یگانگی وی تأکید دارااست. قرآن معبود را به بشر مجاورتخیس از رگ گردنش می داند، ارتباطٔ بشر باایمان را بینیاز از واسطه میداند و بشر را به تسلیم شماره تلفن مسجد قبا مشهد دربرابر فرمان پروردگار امر می دهد. قرآن پدیدههای طبیعی را علامتهایی (آیه ها) برای خداوند میشمارد؛ آئین و واقعیت را یکیاز می داند و تنوع ادیان را نتایج تنوع در عموم می داند. قرآن مقررات و دستمزد در جامعهٔ اسلامی را نیز تمجید مینماید.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در خط مش خداوند میخواند و آن ها را به نیکوکاری، بهویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می خواند.[۷] اهل سنت قائل به آنند که قرآن بههمدم سنت رسول اسلام در حدیث ثقلین، دو گرامی گوهری میباشند که بایستی به آنان چنگ زد. البته از لحاظ اهل تشیع، طبق حدیث ثقلین، قرآن بههم پا اهل بیت دو گوهری میباشند که مسلمانها بایستی به آن دست بیازند تا گم راه نشوند.[۸][۹]
ماجرا قانونی و مقبول مسلمان ها این میباشد که قرآن بیمعدودوکاست تا مجال عثمان عدهآوری گردیده بود و ورژنهای حریف آن از فی مابین رفته بودند. از بینش تاریخی، طیفی از نظرها وجود داراست که یک سوی آن اعتقادوباور به عدهآوری قرآن در عصرٔ عثمان و سمت دیگرش اطمینان به صورتگیری تدریجی قرآن و کامل شدن آخری آن در طی عبدالملک بن مروان اموی و حجاج بن یوسف میباشد؛[۱۰] بینش تاریخی-انتقادی موردقبول فعلی، در نقطهای اواسطٔ این دو قراردارد.[۱۱] تایید درستی قرآن عثمان به وسیله کل مسلمانها، خاصه شیعهها، دستکم تا قرن چهارم هجری ارتفاع کشیدهمیباشد و مصحفهای برابر و گوناگون مثل مصحف علی رایج بودهاند.[۱۲] در منابع شیعه پیش از این بعدازظهر، مثل التنزیل و التحریف، صدها آیهٔ مختلف با قرآن فعلی به چشم می خورد که آورده شده قبل از تحریف قرآن بوسیله سه خلیفهٔ اولیه بخشی از آن بودند.[۱۳] قرآن فعلی براساس تلاوت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ شده است.[۱۴] دیرینترین ورژنٔ بدون نقص قرآن وابسته به قرن نهم میلادی/سوم هجری میباشد[۱۵] و به طور کلی قرآن برای بیش تر از هزار سال، اثبات ماندهمیباشد.[۱۶]
تحقیقها آرم داده در قرآن تأثیراتی از متنها یهودی، مسیحی (بهخصوص مسیحی سریانی و حبشی)، مانوی و غیره چشم می شود.[۱۷][۱۸] آنچه قرآن دربارهٔ شخصیتهای کتاب مقدس نقل کرده، بیشتر به تفاسیر متأخر یهودی و مسیحی مثل میدراش و دیداکه مشابه میباشند؛[۱۹] ظاهراً تالیف کنندهٔ قرآن بهشکل بی واسطه با خویش کتاب مقدس آشنا نبوده، چون به چیزهایی مثل پردیس و جهاد در آنها ارجاع داده که در تنخ و عهدوپیمان نو نیست.[۲۰] بعضی کلمه ها حقوقی که قرآن به شغل برده، با آنچه در عربی مرسوم بوده تفاوتهایی داشته و بیشتر به تلمود و مقررات بیزانسی مجاورت میباشد.[۲۱] نگرش قرآن دربارهٔ ساختار عالم هستی، شبیه سبک ارسطو و بطلمیوس و مطالب کهنخیس خاورمیانهای میباشد.[۲۲]
قرآن بر مجموع جنبههای معاش مسلمانها نفوذ کردهمیباشد. ضربالمثلهای قرآنی خیرفقط در لهجه عربی، بلکه در لهجه مسلمان ها غیرعرب نیز منش یافتهاند.[۲۳] علم ها قرآنی مشتمل بر تحقیق تنزیل قرآن، شأن نزول، قرائت، وجوه زبانی، تعبیروتفسیر، معجزه و تاریخ میگردد.[۲۴] قرآن در بعد از ظهر حاضر از زوایای مختلفی، مثل دیدگاهش دربارهٔ زنان یا این که جایز داشتن خشونت نسبت به غیرمسلمانان، با نقدها زیادی روبهرو شده است.[۲۵]
اسمها
متن ها قرآنی خویش را با اسامی مختلفی معرفی کردهاند که رایجترینِ این اسمها، «قرآن» میباشد. قرآن اسمی خاص میباشد و در خویش قرآن، گاه به بخشی از متن و گاه به تک تک آن اشاره داراست. حیث رایج در بین مسلمان ها این میباشد که قرآن از ریشهٔ عربی «قرائة» (به معنای خواندن کردن) میباشد. با این حالا، بهگفتهٔ اسلامشناسان، قرآن مدام اسمی خاص نبوده و ریشه در لغتِ سُریانیِ «قِریانا» به معنای «کتاب تلاوت» دارااست. ظاهراً تعبیروتفسیر ابوعبیده (درگذشتهٔ ۲۰۹ ه.ق) عربی نبودن لغت قرآن را تأیید مینماید؛ ابوعبیده که خویش تباری یهودی داشت، برخلاف تفاسیر رایج، آیهٔ «اقرا بسم ربک» را بهشکل «اسم پروردگارت را اعلام کن» (در عبری: قره بشم ادونای، سریانی: قرا بحس ماریا) تعبیر و تفسیر نموده است. متنها قرآنی خویش را «قرآنِ عربی» نیز نامیدهاند. استعمالٔ قابلتوجهی دیگر در آیه ۹۱ سورهٔ حجر میباشد که متن ها شرعی یهودیان هم «قرآن» نامیده گردیدهاست.[۲۶][۲۷]
بهگفتهٔ طبری، قرآن چهار نام دارااست: قرآن، فرقان، کتاب و بیان. این عبارات در لهجه عربی ارتباطی با یکدیگر ندارند. سیوطی اسم پنجمین هم اضافه مینماید: تنزیل. بدرالدین زرکشی قولی را نقل کرده که قرآن ۵۵ اسم دارااست و در مکان دیگر، تعدادشان را ۹۰ اسم میداند. فرقان (متمایزکننده) نیز لغتی عربی وجود ندارد؛ در متن ها قرآنی، هم قرآن و هم تورات بهاین اسم خوانده گردیدهاند. شهابالدین آلوسی از فرقان و قرآن تحت عنوان مهم ترین اسامی متنها قرآنی اسم میبرد. کلمه و واژهٔ «کتاب» در قرآن به معانی مختلفی مثل کتاب وحیگردیده، لوحِ مراقبتگردیده، پیام مکتوب و غیره به عمل رفته میباشد. مانند مورد ها گذشته، هم قرآن و هم متنها قبلی کتاب نامیده گردیدهاند. رهروان آن ها «اهل کتاب» اسم داراهستند که در ناهمخوانی با اُمّیون میباشد.[۲۸] بهگفتهٔ آنگِلیکا نُیْوِرت، «قرآن» و «کتاب» به یک چیز یکسان اشاره ندارند؛ وی می گوید قرآن فعلی را اصولاً نباید کتابی واحد در حیث گرفت چون «قرآن» به نصیبهایی از این متنها اشاره مینماید که با غرض تلاوت در مراسمهای مذهبی گردآورده گردیده البته خواسته از «کتاب» نصیبهایی میباشد که شبیه کتاب ها مقدس دیگر ادیان توحیدی میباشند.[۲۹] قرآن در چندین آیه (مثل آیهٔ ۸ سورهٔ ص) «بیان» کنیه داده گردیده است. اسمهای گوناگون دیگر دربرگیرنده صحبتالله، فروغ و غیره میباشد.[۳۰]
اسم قرآن در گویش پارسی
نوشته ی علمیٔ مهم: نپی
اسم قرآن در لهجه پارسی به طور فرستاده، نپی، یا این که نوی هم آمده میباشد و این اسم به وفور در ادبیات کلاسیک پارسی به عمل رفته میباشد صرفا برای مثال، دو بیت ذیل از دو چکامه سرای نام دار، به ترتیب، منوچهری دامغانی و مولوی رومی ارایه میشود:
<بسیار کس بود که بخواند ز بر فرستاده… تعبیروتفسیر وی نداند جز عموم خبیر> <از پی این عاقلان ذوفنون… اعلامکرد ایزد در پیامبر، لایعلمون>[۳۱]
مسئلهٔ تاریخی
ورژنهای خطی صنعا. «متنهای فرعی» که با به کار گیری از پرتو فرابنفش آشکار میگردند، با قرآن مدرن بسیار مختلف میباشد. گرد آر پوین این نظر را دارد کهاین نشانه میدهد متن قرآن در زمان فرصت تکامل پیدا کردهمیباشد.[۳۲][۳۳]
اسلامشناسان تا اواخر قرن بیستم تصور میکردند قرآن منبعی دارای اعتبار برای معاش و زمانٔ محمّد میباشد و برای فهماش به منابع روایی اسلامی نیاز میباشد ولی پژوهش ها عده ای زیرا وانزبرو و کرون آرم اعطا کرد این منابع دربردارنده اطّلاعات دست نخستین و مستقلی نیستند و تنهاً تعبیر و تفسیر قرآناند. در سال ۲۰۰۰، اندرو ریپین نوشت که «به لحاظ اینجانب نمی رسد که قرآن سندی دستاولیه دربارهٔ معاش محمّد میباشد. این متن بسیار نامفهوم میباشد.» حتی گروهی از تاریخپژوهان براین باوراند نمیقدرت با قطعیت لغت «محمّد» که چهار توشه در قرآن مذکور را اسم رسول این آیین دانست. به این ترتیب، پژوهشگران هنوز دربارهٔ کیفیت شعور پسمسئلهٔ عرب یا این که حجازی قرآن سردرگم می باشند، به سیرتکاملای که پیترز قرآن را «متنی فارغ از پسمورد» نامیدهمیباشد. فقط قسمتهای قرآن که (احتمالاً) پسمسئلهٔ عرب داراهستند، ماجراهای شُعَیب، هود و پارسا میباشند، هر چندین این داستانها هم با معیارهای مدرن خیر تاریخ، که افسانه و اسطوره محسوب میگردند. نتیجتاً، اسلامشناسان سعی مینمایند برای شعور حالت صورتگیری قرآن، به سراغ منابع دیگر بروند. هری مونت با این راه مخالف میباشد؛ وی قرآن را «تاریخِ محلیِ حجاز/ایالات متحده عربی» نمیداند ولی می گوید در هر شکل منبعی کیمیا میباشد که بیشترِ آن در قرن هفتم میلادی درج شدهمیباشد.[۳۴]
قرآن اشارهٔ مقداری به اسمهای اشخاص و جای های معاصر خودش کرده—ولی یکسری اسم حجازی در آن مذکورمیباشد: بَدْر، یَثرِب، مکّه و غیره. هری مونت از این فیض می گیرد که موضوعٔ جغرافیایی بیشترِ محتوای قرآن حجاز اوایل قرن هفتم میلادی بوده، هر تعدادی لزوماً با مکه و مدینه منابع اسلامی یکسان وجود ندارد. حتی با تایید ریشههای حجازی قرآن، هنوز سوال فرصت و جای و کیفیت عدهآوری قرآن بیجواب باقیماندهمیباشد. قرآن چند دفعه به عربیبودن لهجه خودش اشاره کرده که علامت میدهد با جامعهٔ غرضاش راجع به بوده و همینطور مطالبی که خطاب به آنها میگوید، آنچه مخاطبان از پیش میدانستند (مثل ماجراهای کتاب مقدس و غیره) را تا حدی آشکار مینماید. رِینولدز به همین برهان میگوید بیشترِ قرآن برای تعبیر کتاب مقدس درج شده و این مدل در شمال حجاز رایج بودهمیباشد. بهگفتهٔ پاتریشا کرون، قرآن خطاب به کشاورزان و گروهی از تجار مندرجمیباشد؛ کرون سود میگیرد به جهت موقعیت بد کشاورزی در مکه، مکیبودن بیشتر نشانهها قابلتایید وجود ندارد. حتی تایید مدنی و طائفی بودن آن ها هم آسوده وجود ندارد، چون کشت زیتون[الف] در بیشتر حجاز مشقت بار میباشد. از بینش فقهی، اشخاصی که قرآن «مشرک» خطابشان کرده، به معنای حقیقی وواقعیِ واژه بتپرست یا این که چندخدا نبودهاند، بلکه خدای یهودی-مسیحی را میپرستیدند البته در کنارش خدایان/ملائکه دیگری را واسطهٔ خودشان با وی میدانستند؛ رویهمرفته یکتاپرست با موضوعٔ یهودی بودهاند.[۳۵] اصولاً در ایالات متحده عربیِ قبل از اسلام، خدایان را به صورت بت نمینمایاندند، بلکه باستانشناسی اثبات کرده آنهارا بر روی تختهای سلطنت خالی نشانه میدادند؛ منابع اسلامی در بتپرست قرائت اعراب مبتلا خطا گردیدهاند.[۳۶] در حیطهٔ صورتگیری قرآن عده ای هم وجود داشتند که خدایان زیادی را پرستش میکردند ولی قرآن اهمّیتِ متعددی به آنان ندادهمیباشد.[۳۷] متأخرترین اشاره بدین خدایان، از کتیبهای وابسته به ۲ قرن قبل از ظهور اسلام میباشد. از سال ۵۳۰ میلادی (یکسری دهه پیش از اسلام) به آن گاه، تک تک کتیبههای شرعی ایالات متحده عربی به خدای مسیحی اشاره دارا هستند.[۳۸]
منزلت قرآن در ادبیات عرب
قرآن اولی تاثیر بلندمرتبه لهجه عربی به نثر به حساب میآید. بهگفتهٔ لنگالد، اولی و دیرینترین گواهیِ دارای اعتبارِ عربی که مانده، قرآن میباشد. محمّد الشرکاوی می گوید قرآن مهمترین متن عربیِ تاریخ و حتی مؤسس ادبیات عرب میباشد.[۳۹][۴۰] بهگفتهٔ مینگانا، مدلِ قرآن از به عبارتی مشکلاتی سختی میبرد که در اکثر وقت ها اثراتی که برای نخستین دفعه در زبانی فاقد پیشینهٔ ادبی حاذق مندرجاند، چشم می شود.[۴۱] گروهی از پژوهشگران اعتقاددارند که بعید وجود ندارد قبل از اسلام هم دعاهای مسیحی و کتاب مقدس به عربی ترجمه گردیده باشند[۴۲][۴۳][۴۴] ولی گردآوریای دیگر در عدم وجود مدارکی کهاین حیث را تأیید نماید، با آن مخالف میباشند.[۴۵][۴۶] اجماع فعلی پژوهشگران این میباشد که در آن مجال، اثرها ادبی و فقهی عربی در آن فرصت احتمالاً بهشکل شفاهی نقل میشدند.[۴۷]
استینافها و رسیدگیهای متن ها دور از هم عربی پیش از اسلام آرم داده قرآن از نگاه گویش و مدل به آن ها همانندی دارااست؛ اما آن متنها تنها بهشکل کتیبه و مفاد شبیه آن امروزه در دسترس می باشند. داده ها دربارهٔ شعر عربی پیش از اسلام خیلی معدود میباشد و این اثر ها بهشکل سینهبهسینه نقل میشدند. از طریقه گویششناسی، قرآن قربتهایی (مثل قافیه، نحو و غیره) با اشعار عربی پیش از اسلام داراست؛ معارضان محمّد هم بهاین قضیه پی برده بودند و از آن برای پایین سؤال بردن وی به کارگیری میکردند. هر چندین قرآن تشابههای بخش اعظمی با متنها شاعران قبلی دارااست ولی اعراب را با خصوصیتهای ادبی دیگری هم آشنا کرد که در تحولات ادبیات عرب در ادوار آینده، نقش مهمی گذاشت. برخی از آرایههای ادبی که محمّد در قرآن به فعالیت برده (مثل «قیامت رسید و ماه دو پاره شد» در سورهٔ قمر که مبنای اعتقاد به «شقالقمر» هم می باشد) شبیه آرایههایی میباشند که در اشعار امرؤالقیس یافت می شود.[۴۸][۴۹] تدوین اثراتی مثل قرآن نیز در شبهجزیره عرب، امری بیسوابق خلا؛ از جملهً مسیلمه که خدایی به اسم الرّحمن را تبلیغ می کرد، میذکر کرد جبرئیل کتابی به اسم «قرآن» بر وی نازل کردهمیباشد.[۵۰] امروزه میقدرت اظهار کرد آیین محمّد و پیروانش نتایج ابتکاری فردی نبوده و ریشه در حضور قدیمی مسیحیان و یهودیان در حیطهٔ آن ها داشتهمیباشد.

مسجد قبا مشهد برای برگزاری مراسم یادبود