loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 14
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 10:04

دختر رَبیعه کنیز امام علی(ع) بود که با اسم صَهبای تَغلِبی شناخته میشد.[۱] برخی از دانشمندان او‌را در ستون ملازمان امام حسین(ع) در کربلا به‌شمار آورده‌اند.[۲] به گفته عده ای از تاریخ‌نگاران اسم پدرش ربیعه بوده میباشد.[۳] اما بعضا از سایر گزارش‌های تاریخی، اسم‌هایی مانند عباد بن ربیعه را به‌تیتر اسم بابا وی بیان کرده‌اند.[۴] محمدصادق کرباسی، متفحص شیعی صهبا را کنیه ام‌حبیب دانسته میباشد.[۵] او در حمله خالد بن ولید به ناحیه عَین‌التَمْر در حوالی الانبار[۶] و یا این که در نزاع‌ دیگری به اسارت مسجد قبا مشهد درآمد.[۷]

بعضی از پژوهشگران معتقدند که حضرت علی(ع) در ماه رجب سال ۱۲ق صهبا را به مبلغ ۴۰ دینار خریداری کرد.[۸] بیان شده که حضرت علی(ع) در تعریف ام‌حبیب، اورا جان خویش خوانده میباشد.[۹]کرباسی با استعمال از برخی قرائن تاریخی؛ مانند به دنیاآمدن صهبا در طی پیامبراکرم(ص)،[۱۰] تاریخ احتمالی تولد اورا سه سال قبل از سفر فرستاده به مدینه تیتر نموده است.[۱۱] او همینطور با اعتنا به‌این که بعد از سال ۶۱ق گزارشی از صهبا در تاریخ یافت نشده، وفات اورا سال ۶۱ق در شهر مدینه بیان نموده آدرس مسجد قبا مشهد است.[۱۲]

صهبا اُم‌ّوَلَد بوده و از امام علی(ع) صاحب و مالک یکسری فرزند بود. اسم آن‌ها به این تفصیل میباشد:عُمَر: از وی با تیتر قدمت اکبر[۱۳] یا این که قدمت اَطرَف حافظه میگردد.[۱۴] طبق بعضی نقل‌ها عُمر بن خطاب این اسم را برای وی برگزید.[۱۵] او را واپسین بازمانده از فرزندان حضرت علی(ع) به شمار آورده‌اند.[۱۶] قدمت اطرف در طول حکومت ولید بن عبدالملک،[۱۷] در ۸۵ سالگی[۱۸] و یا این که کمتر از آن[۱۹] در شهر یَنبُع از عالم رفت.[۲۰] بعضا مقاتل آورده‌اند که او در حادثه کربلا به شهیدشدن رسیده میباشد.[۲۱] جعفر مرتضی، پژوهشگر شیعی این احتمال را مطرح کرده که امام علی(ع) فرزند دیگری به اسم قدمت داشته که در کربلا به شهیدشدن رسیده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۲۲]


رُقیّه: با تیتر رقیه کبری[۲۳] که او را همسر مسلم بن عقیل دانسته‌اند.[۲۴] برای وی از مسلم سه فرزند به اسم‌های عبدالله، علی و محمد برشمرده‌اند که عبدالله در حادثه کربلا به شهیدشدن رسید.[۲۵] نقل شده میباشد رقیه به یاور مادرش صهبا در کاروان امام حسین(ع) حضور داشتند.[۲۶] سید علی شهرستانی حضور صهبا در کربلا را نپذیرفته میباشد.[۲۷] زینب فواز عاملی، محل قبر رقیه را قاهره در مصر دانسته میباشد.[۲۸] به گفته تاریخ‌نگاران، عُمر و رقیه دوقلو شماره تلفن مسجد قبا مشهد بودند.[۲۹]


عباس: برخی گزارش‌ها حکایت از وجود فرزند دیگری برای رقیه به اسم عباس اصغر داراست. محمدصادق کرباسی انتساب اینگونه فرزندی به صهبا را غلط در گزارش تاریخی می داند.[۳۰]
پانویس
ابونعیم اصفهانی، معرفةالصحابه، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۸۸؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۴۷.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۸.
ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۴۷؛ مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۰-۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۴۶۸؛ ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۲۱۹.
بیضون، موسوعة کربلاء، ۱۴۲۷ق، ج۲، ص۱۲۲.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۴.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۵۴؛ ابن‌کثیر، البدایه والنهایه، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۳۶۷؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۲۱ق، ج۳، ص۱۸.
شهرستانی، التسمیات، ۱۴۳۱ق، ص۳۴۵.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۲-۱۳۳.
قطب راوندی، مکارم اخلاق و رفتار النبی و الائمه، ۱۴۳۰ق، ص۱۹۵.
ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۲۱۹؛ کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۸.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۸.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۸-۱۳۹.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۲۱ق، ج۷، ص۱۱۷.
ابن‌عنبه، عمدةالطالب فی انساب آل ابی‌طالب، ۱۴۱۷ق، ص۳۳۱.
مزی، تهذیب الکمال، ۱۴۰۰-۱۴۱۳ق، ج۲۱، ص۴۶۹.
ابن‌عساکر، تهذیب‌التهذیب، ۱۳۲۵-۱۳۲۷ق، ج۷، ص۴۸۵.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۳.
ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۷۴۷.
شهرستانی، التسمیات، ۱۴۳۱ق، ص۳۴۶.
برزنجی، درست و ضعیف تاریخ طبری، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۴۲۲.
شهرستانی، التسمیات، ۱۴۳۱ق، ص۳۴۹؛ امینی، اصحاب امیرالمؤمنین، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۴۳۷.
عاملی، الصحیح اینجانب سیرة الامام علی، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۲۸۴.
ابن ابی‌الدنیا، مقتل علی بن ابی‌طالب، ۱۴۱۱ق، ص۱۱۹.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۸.
طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۹۷.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۸.
شهرستانی، التسمیات، ۱۴۳۱ق، ص۳۶۶.
فواز عاملی، الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، ۱۳۱۲ق، ص۲۰۶.
ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۵، ص۳۰۵.
کرباسی، معجم انصارالحسین، ۱۴۲۹ق، ج۱، ص۱۳۹.
منابع
ابن‌ ابی‌الدنیا، عبدالله بن محمد، مقتل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب، قم، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، چاپ نخستین، ۱۴۱۱ق.
ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، رسیدگی قدمت عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ اولیه، ۱۴۱۷ق.
ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، بازرسی عادل احمد و علی معوض، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اولیه، ۱۴۱۵ق.
ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب‌التهذیب، حیدرآباد دکن، مظبعة دائرة المعارف النظامیه، چاپ نخستین، ۱۳۲۵-۱۳۲۷ق.
ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، مطالعه علی محمد قدمت، قاهره، مکتبة الخانجی، چاپ نخستین، ۱۴۲۱ق.
ابن‌عساکر، علی بن الحسن، تاریخ مدینة دمشق، رسیدگی قدمت بن غرامه عمروی، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر، ۱۴۲۵ق.
ابن‌عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب فی انساب آل ابی‌طالب، قم، مؤسسه انصاریان، ۱۴۱۷ق.
ابن‌کثیر، اسماعیل بن قدمت، البدایه و النهایه، مطالعه علی شیری، بیروت، دار احیاء‌ التراث العربی، چاپ اولیه، ۱۴۰۸ق.
ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، معرفةالصحابه، مطالعه عادل بن یوسف العزازی، الریاض، دارالوطن للنشر، چاپ نخستین، ۱۴۱۹ق.
البرزنجی، محمد بن طاهر، درست و ضعیف تاریخ طبری، بیروت، دار ابن‌کثیر، چاپ اولیه، ۱۴۲۸ق.
امینی، محمدهادی، اصحاب امیرالمؤمین علیه‌السلام و الرواة عنه، بیروت، دار الکتب الاسلامی، ۱۴۱۲ق.

بازدید : 13
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:01

(درگذشته سال ۶۲ قمری) کارگزار امام علی(ع) در اصطخر. منذر در مبارزه جمل و صفین در سپاه امام علی(ع) بود. حضرت علی(ع) اورا به خیال و خاطر منزلت پدرش جارود، به کارگزاری اصطخر منصوب کرد البته بعد از مدتی به جهت خوشگذرانی منذر، امام علی(ع) اورا عزل کرد. وی همینطور طومار و طومار‌رسان امام حسین(ع) به بزرگان بصره را تسلیم ابن زیاد کرد. او بابا زن عبیدالله بن زیاد حکم کننده بصره بود. منذر در قیام مختار بی‌طرف بود. او مدتی کارگزار امویان در هند نیز مسجد قبا مشهد بود.

معاش‌طومار، منذر بن جارود بن عمرو بن حبیش العبدی در طی حیات فرستاده اکرم(ص) چشم به جهان گشود. او از فامیل عبدالقیس و از قبیله صعصعه بن صوحان میباشد.[۱] منذر در زمان حکومت امام علی(ع) به عنوان مثال یاران او بود، ولی در سال‌های پایان قدمت، به امویان رغبت یافت و تحت عنوان کارگزار یزید بن معاویه از سوی عبیدالله بن زیاد در حوزه‌‌ای از هند منصوب شوید.[۲] وی در به عبارتی‌جا در سال ۶۲ هجری قمری وفات آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۳]

عصر زمام‌داری امام علی(ع)، منذر در نبرد جمل و پیکار صفین در رکاب امام علی(ع) جنگید. بعداز پیکار جمل منذر سؤالی را درباره آخرالزمان از امیرالمؤمنین(ع) پرسید که امام پاسخی کامل به وی و دیگر اصحاب اعطا کرد.[۴]، او در جریان پیکار صفین نقش مثبتی در تهییج عموم برای کمپانی در نبرد اعمال نمود[۵] و در ماجرای حکمیت نیز علاوه بر خلل سخنانی به امام اعلام وفاداری رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۶]

منذر بن جارود بعداز مبارزه صفین تحت عنوان فرمان‌دار استخر عجم منصوب شد؛ البته به‌دنبال اخباری درباره خوشگذرانی او، امام علی(ع) در طومار‌ای باعث اتکا به منذر را مقام پدرش گفت و علاوه بر برشمردن اشتباهاتش او را از این منزلت عزل نمود.[۷] منذر بعداز رجوع و برگشت به کوفه زندانی شد البته بعداز شفاعت صعصعه بن صوحان و پرداخت سی‌هزار درهم جریمه، از زندان آزاد شوید.[۸] بر پایه ی حیث برخی، منذر هم‌حیث با خوارج شماره تلفن مسجد قبا مشهد بود.[۹]

برخورد به دعوت امام حسین(ع)
منذر بن جارود هنگام شروع قیام امام حسین(ع) از بزرگان بصره بوده میباشد.[۱۰] امام حسین(ع) در طومار‌ای به بزرگان بصره برای مثال منذر دعوت به ملازمت نمود. او طومار و طومار‌رسان (سلیمان بن رزین) را تسلیم عبیدالله کرد.[۱۱] درباره خوی وی با سلیمان بن رزین دو حیث وجود دارااست. گردآوری‌ای معتقدند که منذر به گمان آنکه طومار از جانب عبیدالله بن زیاد(۳۳-۶۷ق) بوده اینگونه عملی را مرتکب گردیده است.[۱۲] ولی بعضی دیگر این مبادرت را متأثر از هم‌سوئی او با عبیدالله میدانند. اینان شاهد این هم‌سوئی را وصلت دختر منذر با ابن زیاد میدانند.[۱۳]

بی‌طرفی در قیام مختار
منذر در پیکار مختار ثقفی با مصعب بن زبیر خلال رد دعوت مصعب، به ملازمت گردآوری‌ای از نزدیکان خویش به کرمان گریخت و موضع بی‌طرفی اتخاذ کرد. او درین شهر عموم را به بیعت و ملازمت و همراهی با عبدالملک مروان دعوت نمود.[۱۴]

پانویس
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۴۸۸.
بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۸۸م، ج۱، ص۴۱۸.
ابن سعد، الطبقات الكبری،بیروت، ج۶، ص۸۳
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ص۴۸۸.
ابن أَعْثَم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۹۰.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۰۳.
زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۹۲
ثقفی، الغارات، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۹۷؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی،‌ دار صادر، ج۲، ص۲۰۴.
الزرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۲۹۲.
دینوری، الأخبار الطوال، ۱۹۶۰م، ج۱، ص۲۳۲.
دینوری، الأخبار الطوال، ۱۹۶۰م، ج۱، ص۲۳۱.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۳۷.
مکارم شیرازی، پیام امام امیرالمؤمنین(ع)، ج۱۱، ص۳۸۴.
دینوری، الأخبار الطوال، ۱۹۶۰م، ج۱، ص۳۰۵.
منابع
ابن اعثم، محمد بن علی، الفتوح، بازرسی: علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱ق.
ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، پژوهش: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی‌تا.
ثقفی، ابراهیم، الغارات، تلخیص و ترجمه: عبدالمحمد آیتی، طهران، وزارت تمدن و موعظه اسلامی، ۱۳۷۴ش.
دینوری، الأخبار الطوال، مطالعه: عبدالمنعم عامر، قاهره، احیاءالکتب العربی، ۱۹۶۰م.
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم، ۱۹۸۹م.
مکارم شیرازی، ناصر و دیگرافراد، پیام امام امیرالمؤمنین(ع) تعبیر و تفسیر نهج البلاغه، قم، مکتب الامام علی بن ابیطالب علیه‌السلام، ۱۳۸۶ش.
یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی‎تا.

بازدید : 16
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:03

دارای شهرت به ابن اشعث (درگذشت: سال ۶۷ قمری)، از عاملان رخداد کربلا. وی فرماندهی نیروهای ابن زیاد را در دستگیری مسلم بن عقیل بر ذمه داشت. در روز عاشورا انتساب امام حسین(ع) به رسول اکرم(ص) را انکار کرد. بعد از اتفاق کربلا از معارضان قیام مختار بود و نیروهای مختار به وی دست نیافتند. سرنوشت در پیکار مصعب بن زبیر با مختار ثقفی مسجد قبا مشهد کشته شد.

نسب و خویشان ، بابا محمد، اشعث بن قیس کندی مدیر بستگان کنده و کارگزار امام علی(ع) در آذربایجان بود. وی در نزاع صفین در لشکر امام علی(ع) بود و در تحریک خوارج بر ضد امام علی نقش داشت.[۱]مامان وی، ام‌فروه دختر ابوقحافه بود. از این رو خواهرزاده خلیفه اولیه میباشد.[۲] برادرش قیس بن اشعث در اتفاق کربلا از سپاهیان قدمت بن سعد بود.[۳] خواهرش جعده همسر امام حسن مجتبی(ع) بود که وی را به شهید شدن آدرس مسجد قبا مشهد رساند.[۴]

امام درستگو(ع)، اشعث بن قیس را در شهیدشدن امام علی(ع)، و پسرش محمد را در شهید شدن امام حسین(ع) سهیم دانسته و به نقش دخترش جعده در شهید شدن امام حسن(ع) اشاره نموده است.[۵] دستگیری مسلم بن عقیل ، محمد بن اشعث از افرادی بود که علیه حجر بن عدی، شهیدشدن اعطا کرد.[۶] وی همینطور در پراکنده کردن همسایه کوفه از فضا مسلم بن عقیل نقش داشت.[۷] وی فرماندهی نیروهایی را بر ذمه داشت که از طرف عبیدالله بن زیاد با حمایت دادن به مسلم بن عقیل، او‌را بازداشت رزرو مسجد قبا مشهد کردند.[۸]

روز عاشورا، محمد بن اشعث در روز عاشورا، انتساب امام حسین(ع) به نبی(ص) را انکار کرد. از این رو امام حسین(ع) اورا نفرین کرد.[۹] [یادداشت ۱]به گفته بعضا منابع، بعداز نفرین امام حسین(ع)، ابن اشعث برای قضای حاجت به کناری رفت و عقربی او‌را نیش زد و جان بخشید.[۱۱] اما این گفته با گزارش منابع سابق‌خیس از کار وی در قیام مختار[۱۲] و قتلش در نبرد مصعب با مختار در سال ۶۷ قمری[۱۳] ناسازگار شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.

بعداز اتفاق کربلا
حَوشَب بن یعلی هَمدانی، قصر و روستای ابن اشعث در قادسیه را به امر مختار محاصره کرد تا او‌را بازداشت نماید. ولی ابن اشعث از در نهفته فرار و گریز کرد. به فرمان مختار قصر اورا ویران کردند و با مصالح آن، منزل حجر بن عدی که به دست طرف داران ابن زیاد ویران گردیده بود تجدید بنا شد.[۱۴]

محمد بن اشعث و دیگر قاتلان امام حسین، همین که شنیدند مختار در جستجوی آن ها میباشد، گریختند. وقتی که از کودتا هم محلی کوفه آگاه شدند به کوفه برگشتند و فرماندهی این کودتا را بر ذمه گرفتند. ولی همین که‌این کودتا باخت خورد، محمد بن اشعث به یاروهمدم شبث بن ربعی و دیگر قاتلان امام حسین (ع) به بصره گریختند و مصعب بن زبیر را به پیکار با مختار تحریک کردند.[۱۵] وی در ۶۷ق طومار مصعب را به مهلب بن ابی صفره کارگزارش در عجم رساند.[۱۶]

ابن اشعث سال ۶۷ قمری در پیکار مصعب با مختار کشته شد.[۱۷] ابن حبان گفته میباشد که او به دست مختار کشته شد.[۱۸]

عبدالرحمن بن محمد بن اشعث
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: عبدالرحمن بن محمد بن اشعث
عبدالرحمن بن محمد بن اشعث كندی (درگذشت: ۹۵ق) فرزند محمد بن اشعث، از حامیان خویشاوندان اموی بود ولی کم کم به یکی معارضان آن ها تبدیل شد و علیه آنها دست به کودتا زد. کودتا وی از سال ۸۱ قمری تا ۸۲ قمری ادامه یافت و دامنه آن از سیستان تا بصره توسعه و گسترش پیدا کرد. او به جهت همین کودتا علیه حجاج بن یوسف جهانی شد.[۱۹]

پانویس
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۲۹۶؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۵۶۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۹۵۰.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۴۲۳.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۷.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ق، ج۸، ص۱۶۷.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۲۵۴.
دینوری، خبر ها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص ۲۳۹.
اصفهانی، مقاتل الطالبیین، دارالمعرفة، ص۱۰۷؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۳۳.
ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۵، ص۹۷. ج۶، ص۲۴۲؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۵، ص۳۰۲.
ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۴۲؛ خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص ۲۵۲.
مقرم، مقتل الحسین، ۱۴۲۶ق، ص۲۴۰؛ صدوق، امالی، ۱۴۰۰ق، ص۱۵۸.
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۶۴؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۵۹.
ابن اعثم، الفتوح، ج۶، ص۲۴۲؛ دینوری، خبرها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص ۳۰۱-۳۰۴؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج ۳، ص ۹۸؛ ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۲۷۷.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج ۶، ص ۶۶؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج ۶، ص ۲۵۴-۲۵۵.
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج ۶، ص ۶۴؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۵۹.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۹۴.
دینوری، خبر ها الطوال، ۱۳۶۸ش، ص ۳۰۱-۳۰۴؛ مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۹۸؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۲۷۷؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۱۱۵.
ابن حَبَّان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۵، ص۳۵۲. به گزارش محمدی ری‌شهری، دانشنامه امام حسین، ۱۳۸۸ش، ج۹، ص۲۹۶.
طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۱۳۸.
یادداشت
وأي قرابةٍ بينك وبين محمد صلّى الله عليه وسلّم؟در دیداری که مختار با عبدالرحمن پسر محمد بن اشعث داشت به وی ذکر کرد که پدرش (محمد بن اشعث) روز کربلا(روز تاسوعا) اینگونه سخنی را به امام حسین(ع) گفته میباشد. [۱۰]
منابع
ابن‌حَبّان، محمد بن حبان، الثقات، بیروت، موسسة الکتب الثقافیه، ۱۳۹۳ق.
ابن‌اثیر، علی بن ابی کرم، الکامل فی التاریخ،‌ بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
ابن‌اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، استیناف: علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
ابن‌جوزی(ابوالفرج)، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، بازرسی: محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا،‌ بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
ابن‌عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، رسیدگی علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
اصفهانی(ابوالفرج)، علی بن حسین، مقاتل‌الطالبیین، بازرسی: سید احمد صقر، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.
بلاذری، احمد بن یحیی، جمل اینجانب انساب‌الأشراف، مطالعه: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۶م.
دینوری، احمد بن داود، الأخبارالطوال، مطالعه: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
ری شهری، محمد و...، دانشنامه امام حسین(ع)، ترجمه: محمد مرادی، قم، دارالحدیث، ۱۴۳۰ق/۱۳۸۸ش.
صدوق، محمد بن علی، أمالی، اعلمی، بیروت، ۱۴۰۰ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، استیناف: محمد أبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.

بازدید : 17
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 10:06

(۹۷ - ۱۴۵ق) دارای اسم و رسم به قتیل باخَمن را، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، اخوی نفس زکیه و دو‌مین قیام‌کننده علوی علیه خلافت بنی عباس بود. وی بعد از کشته شدن نفس زکیه (۱۴۵ق)، در بصره قیام کرد و گردآوری زیاد از زیدیان، معتزلیان به وی پیوستند و ابوحنیفه از وی پشتیبانی کرد، ولی در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در ناحیه باخمرا، مجاورت کوفه مسجد قبا مشهد کشته شد.

به دنیا آمدن و نسب ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن در سال ۹۷ قمری متولد شد. بابا او عبدالله محض میباشد. عبدالله فرزند حسن مثنی و نوه امام حسن مجتبی(ع) میباشد. شخصیت ، ابراهیم‌ بن عبداللـه مردی ادیب و محدّث بود[۱] و پدرش عبداللـه اورا برگزید تا به سؤالات مؤسّسان مذهب اعتزال زیرا واصل‌ بن عطا و عمرو بن عبید جواب دهد.[۲] وی شعر نیز می‌سرود و در نزد کامل ضبّی که از طرف داران نهضت بود، تیم‌ای از اشعار ترتیب بخشید که آنگاه‌ها به مفضّل منسوب آدرس مسجد قبا مشهد شد.[۳]

قیام بر ضد عباسیان ، نوشته‌علمیٔ اساسی: قیام ابراهیم بن عبدالله ،با روی کارآمدن منصور عباسی مخالفت علویان با عباسیان علنی شد[۴] و بعد از زندانی شدن عبداللـه محض و خانواده‌اش در عراق، ابراهیم و محمد (فرزندان عبدالله) مخالفت خویش را شدت بخشیدند. محمد در سال ۱۴۵ق قیام کرد[۵] و ابراهیم نیز در نخستین رمضان ۱۴۵ق در بصره دست به قیام رزرو مسجد قبا مشهد زد.[۶]

دو ماه بعداز اعلام قیام بر ضد عباسیان، سپاه ابراهیم در ۱ ذی‌القعده ۱۴۵ق از بصره به سمت کوفه رفت[۷] و منصور عباسی نیز عیسی بن موسی را با هیجده هزار نفر روانه نبرد با ابراهیم کرد.[۸] دو سپاه در حیطه باخمرا در ۱۶ فرسخی (حدود ۸۸ کیلومتر) کوفه به‌هم رسیدند. رویا رویی این دو تیم حدود دو ماه به‌ارتفاع شماره تلفن مسجد قبا مشهد انجامید.

در اولِ نبرد صفوف مقدم عباسیان ناکامی سنگینی خوردند.[۹] اما بخشی از سپاه عباسی از پشت به سپاه ابراهیم حمله کردند[۱۰] که ضربه سنگینی به سپاه ابراهیم وارد تشکیل داد. با اصابت تیری به گلوی ابراهیم و کشته‌شدن او در ۲۵ ذی‌الحجه ۱۴۵ق سپاه علویان ضعیف شد و اقتدار روحی سپاه عباسیان ارتقاء یافت.[۱۱] از این‌رو موفقیت اول علویان مکان خویش را به باخت اعطا کرد و قیام ابراهیم نافرجام ماند. بعد از کشته شدن ابراهیم رمز او را از بدنش مستقل کرده و نزد خلیفه بردند و پیکر او را در باخمرا دفن کردند
منابع
یعقوبی، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق.
ابوالفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
خلیفه بن خیاط، تاریخ، به عملکرد سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۰۷ق.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
ابن قتیبه، عبداللـه‌بن مسلم، المعارف، به سعی گنج عکاشه، قاهره، بی‌نا، ۱۹۶۰م.
مهدوی عباس آباد، محمدرضا، قیام محمد بن عبدالله (نفس زکیه) اول قیام علویان علیه عباسیان، نشریه دانش گاه علم ها اجتماعی و انسانی دانش گاه تبریز، ش۱۶.
پانویس
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۲۷۳.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۲۵۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۲۰.
مهدوی عباس آباد، «قیام محمد بن عبدالله (نفس زکیه) اولیه قیام علویان علیه عباسیان»، ص۱۳۴.
ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م، ص۳۷۸.
خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۲، ص۶۴۹.
یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۷۷.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۶۷ و ۵۶۸.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۱۳.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۱۶.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸؛ یاقوت، معجم البلدان، ۱۳۷۴ق، ج۱، ص۳۱۶.

بازدید : 9
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 10:00

دارای اسم و رسم به ابن شعبه حرانی از دیرین‌ترین محدثان شیعه و مؤلف کتاب تُحَف ُالعقول میباشد. مبتنی بر برداشت آقا گران قدر تهرانی از رساله خلق و خویِ حسین بن علی بن درستگو بحرانی، ابن شعبه از اشخاصی میباشد که روحانی موءثر از او نقل ماجرا کرده و هم‌بعدازظهر روحانی صدوق بوده میباشد؛ ولی بر منابع رجالی، موثر از کسی بدین اسم، حدیثی نقل مسجد قبا مشهد نکرده میباشد.

معرفی ، حسن‌ بن علی‌ بن حسین‌ بن شُعبَه حَرّانی، پر اسم و رسم به ابن شعبه حرانی، منسوب به قوم شُعبه میباشد که اهل حلب بودند.[۱] ابن شعبه از معاصران روحانی صدوق ‏(درگذشته ۳۸۱ق) میباشد و از محمد بن همام‏ (درگذشته ۳۳۶ق) قصه نقل می‌نماید و از مشایخ روحانی موثر (درگذشته ۴۱۳ق) نیز به شمار آدرس مسجد قبا مشهد می آید.[۲]

سابق‌ترین اظهارنظر درباره شخصیت علمی و فقاهتی حرّانی، از ابراهیم بن سلیمان قطیفی، از علمای قرن دهم میباشد. سازه به نقل سید نورالله حسینی‌ شوشتری،[۳] قطیفی در کتاب الوافیه خویش از حرّانی با تیتر «روضه خوانِ فقیه فاضلِ دلیلِ دانا» مذکور میباشد. مبتنی بر نوشته حسین بن علی بن راستگو بحرانی در رساله‌ای که درباره خلق و سلوک تألیف کرده، ابن شعبه از قدمای اصحاب امامیه محسوب گردیده و روضه خوان موءثر از تُحف العقولِ او، مطالبی نقل رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.[۴]

اظهارنظر علمای آتی، تمامی از ابن درست گو بحرانی و قطیفی گرفته گردیده است.[۵] آقا تعالی تهرانی از نوشته بحرانی برداشت کرده که حرّانی از عده ای بوده که روحانی اثر گذار، از او نقل داستان کرده و همینطور هم‌بعدازظهر روضه خوان صدوق بوده،[۶] ولی سازه بر پیشگفتار‌ای که بر کتاب التمحیص مندرج میباشد، موءثر از کسی به‌این اسم، حدیثی نقل شماره تلفن مسجد قبا مشهد نکرده میباشد.[۷]

اثر ها
مهمترین کتاب ابن شعبه حرانی تحف العقول فیما جاء اینجانب الحِنادر ‌و المواعظ اینجانب آل‌الرسول میباشد و بعضا کتاب التمحیص را نیز به حرّانی نسبت داده‌اند.

تحف العقول

تحف العقول
نوشته ی علمیٔ اساسی: تحف العقول
کتاب تحف العقول منجر آوازه ابن شعبه حرانی گردیده‌است. این کتاب شامل احادیثی در اصول، فروع آئین، سنّت‌ها و آداب آئین و راهنمایی و اندرزهای امامان(ع) و سخنان حکیمانه آن ها میباشد.[۸] در‌این کتاب گزیده‌ای از سخنان فرستاده(ص) و امامان شیعه، به‌جز امام دوازدهم(عج) آمده میباشد. در نقطه نهایی کتاب نیز، سخنان خداوند با حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع)، اندرزهای مسیح در انجیل و جز آن و سرنوشت توصیه مفضّل‌ بن قدمت به شیعه ها آمده میباشد.

تحف العقول در قرن ها اخیر همواره آیتم اعتنا علمای شیعه بوده میباشد و در کتاب‌های حدیثی و فقاهتی از آن نقل گردیده است.[۹] اما سیدابوالقاسم خویی خلال اشاره به ادب و ورع ابن شعبه حرانی، به جهت مُرسل بودن روایات تحف العقول، استناد به احادیث آن را در احکام دینی روا نشمرده میباشد.[۱۰]

التمحیص
التمحیص، کتابی درباره باعث و طریق‌های تست‌های الهی مؤمنان (شیعه) و یاروهمدم روایاتی درباره حوصله و زهد و تقوا و رضاست. درباره انتساب التمحیص به ابن شعبه حرانی یا این که ابن همام اسکافی اختلاف وجود دارااست: قطیفی، حرّ عاملی و افندی اصفهانی آن را تألیف حرّانی دانسته[۱۱] در مقابل علامه مجلسی[۱۲] و محدث نوری[۱۳] در انتساب آن به حرّانی یا این که ابن همام تشکیک کرده‌اند.

موحدی ابطحی در پیشگفتار التمحیص به عیب گیری و تحقیق دلیل اشخاصی که کتاب را به حرّانی یا این که ابن همام اسکافی نسبت داده‌اند پرداخته میباشد. وی سود می گیرد که اصل کتاب از محمد بن همام میباشد و شک و تردید در‌این میباشد که التمحیص را فردِ دیگری از وی داستان کرده، که در‌این‌صورت احادیث آن با واسطه میباشد، یا این که کتاب به املای ابن‌همام میباشد که در‌این‌حالت‌ این کتاب نظیر امالی مشایخ حدیثی زیرا روضه خوان اثر گذار، سید مرتضی و روحانی طوسی خواهد بود.[۱۴]

پانویس
نگاه نمایید به: حلبی، اشارة السبق، ۱۴۱۴ق، ص۹.
امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج ‏۵، ص ۱۸۵؛ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ۱۴۱۸ق، ج ‏۴، ص ۱۵۰.
شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۸۳.
نگاه فرمایید به: قمی، الکنی والألقاب، ۱۳۵۷-۱۳۵۸ش، ج۱، ص۳۲۹-۳۳۰.
برای مثال نگاه فرمایید به: حرّ عاملی، امل الأمل، ۱۳۶۲ش، ص۷۴؛ افندی اصفهانی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۲۴۴.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، دار الأضواء، ج۳، ص۴۰۰.
اسکافی، التمحیص، ۱۳۸۰ش، ص۱۳-۱۴.
ابن شعبه، تحف العقول، ۱۳۶۳ش، ص۳.
نگاه فرمائید به: مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۹؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، ۱۳۶۳-۱۳۶۷ش، ج۲۵، ص۱۸۰؛ نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ۱۴۱۵-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۸۷.
توحیدی، مصباح الفقاهة، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۹؛ نیز نگاه نمایید به: مدرس، اصول دانش الرجال، ۱۴۱۶ق، ص۲۷۴-۲۷۷.
نگاه نمایید به: شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۵۴ش، ج۱، ص۳۸۳.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۷.
نوری، خاتمة مستدرک الوسائل، ۱۴۱۵-۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۸۶-۱۸۷.
اسکافی، التمحیص، ۱۳۸۰ش، ص۱۰-۱۴.
منابع
امین عاملی‏، سید محسن، أعیان الشیعة، دار التعارف للمطبوعات‏، بیروت، ۱۴۰۶ق.
سبحانی، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، مؤسسه امام راستگو(ع)، قم، ۱۴۱۸ق.
آقابزرگ طهرانی، محمدمحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، بیروت، دار الأضواء، بی‌تا.
ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول صلی اللّه علیهم، پژوهش علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۳ش.
اسکافی، محمد بن همام، التمحیص، قم، ش‍ری‍ف‌ ال‍رض‍ی‌، ۱۳۸۰ش.
افندی اصفهانی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، مطالعه احمد حسینی، قم، بی‌نا، ۱۴۰۱ق.
بحرانی، یوسف بن احمد، الحدائق النّاضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم، جامعه مدرسین، ۱۳۶۳-۱۳۶۷ش.
توحیدی، محمدعلی، مصباح الفقاهة، قم، تقریرات درس آیةالله خوئی، ۱۳۷۷ش.
حرّ عاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، مطالعه احمد حسینی، بغداد، ۱۹۶۵م، چاپ افست قم، ۱۳۶۲ش.
حلبی، علی بن حسن، اشارة السبق، رسیدگی ابراهیم بهادری، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۴ق.
شوشتری، نوراللّه بن شریف‌الدین، مجالس المؤمنین، طهران، بی‌نا، ۱۳۵۴ش.
قمی، عباس، کتاب الکنی و الالقاب، صیدا، ۱۳۵۷-۱۳۵۸، چاپ افست قم، بی‌تا.
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۳ق.
استاد، محمدعلی، اصول دانش الرجال دربین النظریة و التطبیق، تقریرات درس آیت الله داوری، قم، ۱۴۱۶ق.
نوری، حسین بن محمدتقی، خاتمة مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، ۱۴۱۵-۱۴۲۰ق.

بازدید : 13
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 10:01

(۹۱۸ق-۹۸۴ق)، بابا روضه خوان بهائی، ملقب به عزالدین، از علمای شیعی و اهل جبل برهان و از شاگردان شهید ثانی بود.با تشکیل دولت صفوی و فشار دولت عثمانی بر بخشها شیعه نشین قلمرو خویش، حارثی به کشور‌ایران مسافرت کرد و منصب روحانی الاسلامی شهرهای قزوین، مشهد و هرات را ذمه ‌دار شد. حارثی همچون دیگر علمای جبل دلیل، در جابجایی ارثیه حدیثی و علمی شیعه به کشور ایران سهم به سزایی مسجد قبا مشهد داشت.

به دنیاآمدن و نسب ، او در نخستین محرم ۹۱۸ق[۱] در روستای جُبَع، مجاورت شهر صیدون، در خاندانی پر اسم و رسم متولد شد.[۲] نسب او به حارث بن عبدالله هَمْدانی، از یاران امام علی(ع) می رسد.[۳]جدّ حارثی، محمد بن علی جباعی/ جبعی، از عالمان تبارک جبل ادله و مؤلف مجموعة الجباعی بود.[۴] بابا حارثی، عبدالصمد بن محمد، نیز از عالمان بنام بوده و شهید ثانی او را به دانش و زهدوتقوا ستوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

تحصیلات ، حارثی در زادگاهش یه خرده نزد حسن بن جعفر کرکی و بیشتر نزد شهید ثانی درس یادگرفت. او در سفرهای شهیدثانی به مصر، استانبول و عراق اورا ملازمت و همراهی کرد و در ۹۴۱ق از شهید ثانی اذن اخذ کرد.[۶] شهید ثانی درین اذن او را ستوده رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۷]

سفر به کشور‌ایران ، تشکیل دولت صفوی و تشدید فشار دولت عثمانی بر بخش ها شیعه‌نشین پایین سلطه‌اش، به‌ویژه جَبَل استدلال، به هجرت عالمان این ناحیه به جمهوری اسلامی ایران انجامید.[۸] حارثی نیز پس از پدید داخل شدن دشواری‌هایی برای استادش، شهید ثانی، ظاهراً در ۹۵۶ق به عراق و بعد از آن نزدیک به ۹۵۸ـ۹۶۱ق یاور با خانواده‌اش به کشور‌ایران شماره تلفن مسجد قبا مشهد مسافرت کرد.[۹]

اصفهان
حارثی، به نوشته خویش، [۱۰] نخست ورود به جمهوری اسلامی ایران در اصفهان اقامت گزید. در آنجا علی بن هلال منشار کرکی عاملی (متوفی ۹۸۴ق)، روحانی الاسلام اصفهان، از وی استقبال کرد.[۱۱]

قزوین
بعداز سه سال اقامت و درس دادن در اصفهان، آوازه علمی حارثی و سفارش روحانی علی منشار موجب شد پاد شاه طهماسب اولیه او را به قزوین، پایتخت صفویه، دعوت نماید و به منزلت روحانی الاسلامی آنجا منصوب کند. وی هفت سال در قزوین ماند و در آنجا به اقامه نماز آدینه، که آن را واجب عینی می‌دانست، اقدام کرد.[۱۲]

مشهد
فرمان روا طهماسب در ۹۷۰ق، ظاهراً به دلایل سیاسی و اختلافات حارثی با سید حسین کرکی (متوفی ۱۰۰۱ق)، در بعضی مسائل دینی، حارثی را از روحانی الاسلامی قزوین برکنار و به روضه خوان الاسلامی مشهد منصوب کرد.

هرات
حارثی بعد به هرات رفت و هشت سال در آنجا به درس دادن و وعظ پرداخت و روحانی الاسلام هرات نیز بود.[۱۳] به نوشته افندی اصفهانی، [۱۴] به منجر اقدامات علمی و عمل‌های اجتماعی حارثی، بخش اعظمی از هم محلی هرات و نواحی محیط آن به مذهب تشیع گرویدند و طلاب بخش اعظمی برای آموزش دانش از حارثی به آنجا روی آوردند. حارثی تا ۹۸۳ق منصب روضه خوان الاسلامی هرات را برعهده داشت.

بحرین
در سال ۹۸۳ق به قصد حج، رهسپار مکه شد و بعد از زیارت مکه و مدینه، به بحرین رفت و در آنجا اقامت نمود.[۱۵] حارثی در ۸ ربیع‌الاول ۹۸۴ق درگذشت و در قریه مصلی، از توابع هَجَر بحرین، به خاک ودیعه شد.[۱۶] روحانی بهائی قصایدی در سوگ پدرش سروده میباشد.[۱۷]

مختصات
حارثی، همچون دیگر علمای جبل ادله، در جابجایی ارثیه حدیثی و علمی شیعه به کشور‌ایران سهم مهمی داشته میباشد و عالمان کشور‌ایران و ماوراءالنهر برای طلب دانش نزد او می‌رفتند.[۱۸] بعضا منابع با استناد به اثرها حارثی، از گرایش وی به تصوف و مدح مشایخ صوفیان کلام گفته‌اند.[۱۹]

شاگردان
حارثی شاگردان زیادی پروراند و به علمای اکثری اذن نقل حدیث اعطا کرد، مثلا به فرزندش روضه خوان بهائی، حسن بن زین الدین مالک معالم الاصول، میرداماد، منصور بن عبدالله شیرازی مشهور به صادق، بدرالدین حسن بن علی شدقم مدنی، فقید و ادیب قرن دهم[۲۰] و....

شغل‌های علمی
به عنوان مثال شغل‌های علمی حارثی تصحیح و رویا رویی منابع حدیثی گذشته بوده میباشد. افندی اصفهانی[۲۱] و حر عاملی[۲۲] به ورژن‌ای از تهذیب الاحکام به خط حارثی، که آن را نزد شهید ثانی رویارویی نموده است، اشاره کرده‌اند.[۲۳] همینطور افندی اصفهانی[۲۴] از بعضا اثرها روحانی طوسی دربین کتاب ها وابسته به شهیدثانی گزارش داده که خط حارثی بر آن ها بوده میباشد.

تألیفات
کتاب‌های حدیثی
وصول الاخیار الی اصول الاخبار که بعداز کتاب الرعایة فی دانش الدرایة شهیدثانی، یکی متن ها اصلی درایة الحدیث در بعد از ظهر صفوی بوده وقبل از ۹۶۰ق در مشهد تألیف گردیده است.[۲۵]
کناره بر خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال تاثیر علامه حلّی؛
کناره‌ای با تیتر التعلیقات بر صحیفه سجادیه؛
الاربعون حدیثا، که در آن چهل حدیث اخلاقی را عده‌آوری نموده است.[۲۶]
کتاب‌های شرعی و اصولی
تفصیل قواعد الاحکام؛
تفصیل تهذیب نحوه الوصول الی دانش الاصول، هر دو از علامه حلّی؛ [۲۷]
رسالة صلاةالجمعة یا این که رسالة فی وجوب صلاةالجمعة؛ [۲۸]
رسالة العقدالحسینی یا این که العقدالطهماسبی، که با دستور پادشاه طهماسب نخستین ـ که به وسواس دچار بود ـ تألیف شد و دربرگیرنده سرزنش وسواس در عصمت و بیان کنده اختلاف لحاظ دینی حارثی با سیدحسین کرکی، در پاره‌ای مسائل میباشد.[۲۹]
رساله تحفة اهل الایمان فی قبلة عراق العجم و الخراسان در انتقاد لحاظ پژوهشگر کرکی (متوفی ۹۴۰ق) درباره طرز انتخاب قبله کشور‌ایران در آن بعدازظهر[۳۰]
کناره ارشادالاذهان علامه حلّی؛ [۳۱]
مسألتان یا این که دو رساله، یک کدام از درباره رفع نجاست حصیر و دیگری درباره کیفیت صرف سهم امام در حین غایب بودن برای فقرای سید؛ [۳۲]
تفصیل الفیه شهید نخستین؛ [۳۳]
الرسالة الرضاعیة؛
مقالة فی وجوب الافتاء و ذکر الحق علی مجموعِّ مَنْ دانش به؛
الرسالة التِّساعیة یا این که المسائل الصلاتیة، درباره نُه موضوع مرتبط با نماز و دیگر اثر ها فقاهتی.[۳۴]
کتاب‌های کلامی، خلق و خوی و علم ها دیگر
نورالحقیقة و نورالحدیقة فی دانش الاخلاق، که بخشی از آن گزیده‌ای از متانت الدنیا و الدین تاثیر ابوالحسن علی بن محمد ماوردی ( دانا شافعی، متوفی ۴۵۰) میباشد.[۳۵]
الاعتقادات الحقة؛
الواجبات الملکیة، درباره بعضا کارها اعتقادی و عملی؛
دسته‌ای مشتمل بر حاشیه ها وی بر کتاب ها حدیثی و دینی و ریاضی؛
مناظرات کلامی حارثی با برخی علمای اهل سنّت حلب؛
کتاب شعر، از سایر اثرها اوست.[۳۶]
خاندان
برادرش، نورالدین علی بن عبدالصمد، عالم و شعر سرا و مثلا شاگردان شهید ثانی بود که از او و متفحص کرکی اذن نقل حدیث گرفت.[۳۷] او الفیه شهید اولیه را به نظم درآورد و آن را الدرة الصفیة نامید.[۳۸]
فرزندش، بهاءالدین پر اسم و رسم به روحانی بهایی
فرزندش، ابوتراب عبدالصمد که در ۹۶۶ق در قزوین دیده به جهان گشود. نزد پدرش درس خواند و از وی اذن نقل حدیث اخذ کرد.[۳۹] روضه خوان بهائی، کتاب الفوائد الصمدیة (دارای شهرت به صمدیه) را برای برادرش، ابوتراب، نگاشت.[۴۰] ابوتراب در ۱۰۲۰ در نزدیکی مدینه از جهان رفت و در نجف دفن شد.[۴۱] از اثرها اوست:
حاشیة الاربعین روضه خوان بهائی؛
حاشیة الفرائض النصیریة تاثیر خواجه نصیر طوسی.

بازدید : 13
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 11:12

(۶۳-۱۰۱ق) هشتمین خلیفه اموی بود که از سال ۹۹ قمری تا سال ۱۰۱ قمری حکومت کرد. طریق حکومتی او با دیگر خلفای بنی امیه مختلف بود، از این‌رو اهل سنت نقل کرده‌اند که امام باقر(ع) او‌را محجوب بنی‌امیه خوانده میباشد؛ هرچند سازه به روایتی دیگر، به خیال نشستن در جایگاهی که حق امامان شیعه بوده، در اسمان‌ها لعن مسجد قبا مشهد گردیده‌است.

وی به بازه دو سال و نیم خلافت کرد و برای مثال شغل های او در روزگار خلافتش، خودداری از سب علی(ع)، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه، برداشتن ممنوعیت نگارش حدیث و رد مظالمی بود که از سوی خاندانش به عموم گردیده بود. او همینطور قبل از خلافت که از سوی ولید بن عبدالملک خلیفه وقت، قاضی مدینه بود، مسجد النبی را توسعه و گسترش بخشید و حجره همسران نبی(ص) را درون مسجد قرار آدرس مسجد قبا مشهد بخشید.

قدمت بن عبدالعزیز در سال ۱۰۱ قمری در خُناصِرَه درگذشت و در دیر سَمْعان دفن شد. بقعه وی در سوریه جای دارد.قوم ،قدمت بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم در سال ۶۱ قمری،[۱] یا این که سال ۶۲ قمری[۲] یا این که ۶۳ قمری چشم به جهان گشود.[۳] لقب وی ابوفَحْص بود[۴] پدرش عبدالعزیز بن مروان بن حکم و مادرش، ام عاصم دختر عاصم بن قدمت بن خطاب بوده میباشد.[۵] عبدالملک بن مروان خلیفه وقت، (حک: سال ۶۵ قمری-سال ۸۶ قمری) عموی قدمت بن عبدالعزیز در اواخر خلافت خویش در سال ۸۵ قمری بعداز درگذشت بابا قدمت، اورا از مدینه فراخواند و دخترش فاطمه را به همسری وی رزرو مسجد قبا مشهد درآورد


عبدالملک بن مروان در سال ۸۵ قمری حکومت «خناصره» (ناحیه‌ای در حلب)[۷] را به وی سپرد.[۸] ولید بن عبدالملک، در سال ۸۷ قمری حکومت مدینه را به قدمت بن عبدالعزیز سپرد[۹] و او‌را امیر حج کرد،[۱۰] اما در سال ۹۳ قمری سازه به درخواست حجاج بن یوسف از حکومت مدینه عزل شد.[۱۱] حجاج در طومار‌ای به ولید یادآور گردیده بود که «بی‌دینان و اختلاف‌جویان و شورشیان عراقی از عراق به مدینه و مکه حمایت می برند و این فرمان مایه وهن شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد».[۱۲]

وی در زمان حکمرانی بر مدینه، مسجد النبی را مرمت کرد و پیشرفت بخشید.[۱۳] در سال ۸۸ قمری ولید بن عبدالملک، قدمت بن عبدالعزیز را مأمور کرد که مسجدالنبی را گسترش دهد و حجره‌های همسران نبی(ص) در مسجد قرار گیرند.[۱۴]

بعد از مرگ ولید بن عبدالملک در سال ۹۷ قمری، قدمت بن عبدالعزیز بر لاشه وی نماز خواند.[۱۵] در زمان سلیمان بن عبدالملک (سال ۹۶ قمری تا سال ۹۹ قمری) قدمت مشاور وی بود[۱۶] و بعد از مرگ سلیمان، بر لاشه وی نیز نماز خواند.[۱۷]

خلافت
قدمت بن عبدالعزیز در سال ۹۹ قمری بعد از سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید و تا سال ۱۰۱ قمری به مقطع دو سال و نیم حکومت را در مشت داشت.[۱۸] سلیمان بن عبدالملک سازه به گفته خودش برای خودداری از فتنه، قدمت بن عبدالعزیز را جانشین خویش قرار اعطا کرد[۱۹] و بعد از وی، یزید بن عبدالملک به خلافت رسید.[۲۰] به گفته طبری، وی بعد از وصال به خلافت آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را بر گویش روان کرد.[۲۱] و در سخنان خویش نخست خلافت ذکر کرد: «بعداز قرآن هیچ کتابی و پس از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری وجود ندارد. اینجانب حاکم نیستم، بلکه اجراکننده هستم. بدعتگذار نیستم، بلکه تابع هستم».[۲۲]

اقدامات
خودداری از سب علی: قدمت بن عبدالعزیز دستورداد کسی حق ندارد حضرت علی(ع) را سب نماید.[۲۳] قبلا به امر معاویة بن ابی سفیان، حدود ۶۰ سال امام علی (ع) صحابی فرستاده و اول امام شیعه‌ها بر روی منابر لعن می شد.[۲۴] آورده شده قدمت بن عبدالعزیز، در نوجوانی که پدرش زنده بود، به خرده‌گیری از علی (ع) می‌پرداخت، البته بعد از آن در سودٔ نهی استادش، عبیدالله بن عبدالله، از امام علی به خیر و خوبی حافظه می کرد.[۲۵] البته آنگونه که برخی پژوهشگران معاصر معتقدند، این فرمان در طی قدمت بن عبدالعزیز یک توقف کوتاه داشته و مجدد از راز گرفته گردیده است.[۲۶] شواهد این مدعی از این قرار میباشد:
سعید نواده عثمان که مستقر مدینه بود، در سفری که هشام بن عبدالملک (م ۱۲۵ق) به مکه و مدینه داشت به وی خبر بخشید که هنوز ابوتراب را لعن میگویند.[۲۷]
زید بن علی (شهیدشدن ۱۲۱یا۱۲۲ق) به یوسف بن قدمت؛ امیر عراق (امارت ۱۲۰–۱۲۶ق) میگوید که خالد بن عبدالملک؛ امیر مدینه (امارت ۱۱۴–۱۱۸ق) هنوز پدران اورا (مراد امیرمومنان میباشد) دشنام می دهد.[۲۸]
خالد بن عبدالملک یادشده، یک توشه در درحال حاضر دشنام گویی، با رویارویی به مثل سکینه دختر امام حسین(ع) و کنیزانش که در مسجد حضور داشتند، روبرو شد و مامورانش کنیزان سکینه را گزینه ضرب و شتم قرار دادند.[۲۹]
امام رضا (ع) در روایتی فرموده‌اند که ۸۰ سال مارا بر منابر لعن گفتند[۳۰] و ۸۰ سال بعد از قدمت بن عبدالعزیز را نیز در برمی‌گیرد.
بازگرداندن فدک : فدک دهکده‌ای نتایج‌خیز در حوالی خیبر،[۳۱] در حیطه حجاز و به مسافت ۱۶۰ کیلومتری مدینه بود[۳۲] که یهودیان در آن معاش می‌کردند. این ناحیه سوای مبارزه در دست رسول(ص) قرار گرفت و فرستاده آن را به دخترش فاطمه(س) اعطا کرد.[۳۳] ابوبکر فدک را از فاطمه(س) گرفت و آن را به عایدی خلافت مصادره کرد.[۳۴] برخی گزارش‌ها حاکی از آن می باشند که قدمت بن عبدالعزیز فدک را که معاویه به مروان بن حکم داده بود و وی هم آن را به پسرش عبدالعزیز بخشیده بود و قدمت آن را ارث برده بود،[۳۵] به فرزندان فاطمه (س) بازگرداند.[۳۶] البته بعضی منابع آورده‌اند که قدمت بن عبدالعزیز معتقد بود که رسول (ص) فدک را به دخترش نبخشیده بلکه فدک در مشت قاضی اسلامی بوده و حضرت زهرا (س) با اذن قاضی اسلامی از منافع آن استعمال می‌کرده و بعداز رسول (ص) نیز در چنگ خلفای اسلامی بوده میباشد، به این ترتیب فدک را به به عبارتی بازگرداند.[۳۷] قدمت بن عبدالعزیز همینطور خمس را به بنی هاشم می‌اعطا کرد

بازدید : 22
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 15:43

(۱۳۱۰-۱۳۹۹ش) روضه خوان شیعه و مسئول استفتائات محل کار امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای بود. وی علم‌آموخته حوزه علمیه قم و نجف، نماینده دو عصر مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز بود.کریمی مطالعه‌ و تصحیح‌ برخی کتاب‌های امام خمینی ازجمله رساله توضیح‌المسائل اورا اجرا اعطا کرد. او در نجف به یار و همدم خاتم یزدی استفتائاتی را که به امام خمینی میرسید، جواب می‌دادند. در جمهوری اسلامی ایران نیز به فرمان امام خمینی در شورای استفتاء کمپانی کرد. او بعداز گزینش‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ به‌ رهبری‌ نظام جمهوری اسلامی، ذمه ‌‌دار جواب‌‌دادن‌ به‌ استفتائات‌ و از اعضای مهم شورای‌ افتای‌ مسجد قبا مشهد وی بود.

سید جعفر کریمی در جلسات فدائیان اسلام کمپانی می کرد. وی در روزگار حضور امام‌ خمینی‌ در نجف‌ (۱۳۴۴ش تا ۱۳۵۷ش) در درس‌ او حضوری همیشگی داشت‌. همینطور در درس‌ سید ابوالقاسم خویی، سید محمود حسینی شاهرودی و میرزا هاشم آملی نیز کمپانی‌ می کرد.سید جعفر کریمی شیخ شیعه بود که در سال‌های اقامت امام خمینی در نجف از «رینگ‌ی مجاورت علمی» وی به شمار می رفت.[۱] وی تفحص‌ و تصحیح‌ رساله عربی و فارسی‌ امام‌ خمینی را ایفا بخشید و با همیاری‌ سید عباس خاتم یزدی کتاب‌ البیع‌ را ذیل بررسی امام‌ خمینی در پنج‌ جلد در نجف به‌ چاپ‌ رسانید. وی همینطور به خواست امام خمینی کتاب‌ «الخلل‌ فی الصلاة» او را در نجف‌ تفحص‌ و تصحیح‌ کرد که‌ ابعاد در کشور‌ایران به‌ چاپ‌ رسید.[۲] کریمی از کسانی بود که رساله امام خمینی را در سال ۱۳۶۶ش تصحیح و با کتاب‌های دیگر امام به عنوان مثال تحریرالوسیله تطبیق آدرس مسجد قبا مشهد داده‌اند.[۳]

کریمی در قم مدتی‌ در درس‌ آیت‌‌الله‌ بروجردی‌ کمپانی‌ کرد.[۴] در حوزه علمیه نجف ۲۴ سال‌ در درس‌ آیت‌‌الله‌ خویی‌، دوازده سال‌ در درس‌ سید محمود حسینی شاهرودی و هشت‌ سال‌ در درس‌ میرزا هاشم آملی کمپانی‌ کرد.[۵] کریمی‌ در زمان حضور امام‌ خمینی‌ در نجف‌ (۱۳۴۴ش تا ۱۳۵۷ش) در درس‌ او حضور دائمی داشت‌.[۶] در نجف از طرف امام خمینی مسئول آزمون تصاحب کردن از طلاب برای پرداخت شهریه شوید.[۷] زمانی امام خمینی قصد به خروج از عراق گرفت، چهار نفر را وصی خویش قرار بخشید که سید جعفر کریمی یکی آنها رزرو مسجد قبا مشهد بود.


مسئولیت‌ها،عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور،[۱۶] نمایندگی‌ مجلس خبرگان رهبری در زمان نخستین‌ و سوم‌ از طرف‌ عموم‌ استان‌ مازندران‌،[۱۷] سر گروهی‌ دادگاه‌ خوب‌ انتظامی‌ قضات‌، مسئولیت‌ رسیدگی‌ پرونده‌های‌ زندانیان‌ محاکم‌ همگانی‌[۱۸] عضویت در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از سال ۱۳۵۸ش،[۱۹] و نمایندگی امام خمینی در شورای بهتر اقتصاد مثلا مسئولیت‌های او شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۲۰]

معاش‌طومار

سید جعفر کریمی در سال ۱۳۳۷ش
سید جعفر کریمی‌ فرزند سیدرضا در سال ۱۳۱۰ش در روستایی مجاورت شهر بابل چشم به جهان گشود.[۲۱] او در خاطرات خویش نقل می‌نماید که به‌جهت فضایی که بوسیله رضاشاه پدید آمده بود قابلیت و امکان علم آموزی نداشت. صرفا در شش‌سالگی به مدرسه‌منزل زنانه برده شد تا روخوانی قرآن را بیاموزد که آن هم بعد از مدتی تعطیل شد.[۲۲] او بعداز سقوط رضاشاه به مدرسه‌منزل رفت و به قرائت و تمرین خط پرداخت و بعد از آن دروس حوزوی را شروع کرد.[۲۳] مهرماه‌ ۱۳۲۳ش به‌ حوزه‌ علمیه‌ بابل‌ رفت‌ و ۱۳۲۶ش به حوزه علمیه قم سفر نمود.[۲۴] دروس‌ عصر‌ سطح‌ را تا سال‌ ۱۳۳۲ش به‌ نقطه نهایی‌ پیروزی و آن‌گاه‌ به‌ درس‌ بیرون‌ علمای‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ رفت.

بازدید : 26
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 14:58


سُکَینه دختر امام حسین(ع) و رباب بنت امرؤ القیس از حاضران در حادثه کربلا و اسیران کربلا بود که بعد از شهیدشدن پدرش با کاروان اسیران به کوفه و شام برده شد. سکینه از پدرش روایاتی نقل کرده و بر طبق گزارشات تاریخی اشعار بعضی از شاعران عرب را داوری می‌کرده و اشعاری در رثای امام حسین(ع) مسجد قبا مشهد سروده میباشد.

مورخان درباره تزویج و فرصت و جای درگذشت سکینه اختلاف‌لحاظ دارا هستند. محل دفن او‌را مدینه، مصر و دمشق گفته‌اند. برخی از فقیهان شیعه با استناد به وصلت سکینه با مصعب بن زبیر بر روا بودن وصلت زنان شیعه با دیگر مسلمانها فتوا آدرس مسجد قبا مشهد داده‌اند.

در بعضی منابع نسبت‌هایی همانند تغزل و شعرگویی به او داده گردیده که‌این نسبت‌ها را ساخته معارضان اهل بیت و همینطور ناشی از خلط دربین او و سکینه بنت خالد رزرو مسجد قبا مشهد دانسته‌اند.

معاش‌طومار
سکینه دختر امام حسین(ع) از رباب دختر امرؤ القیس بود.[۱] اسم او‌را آمنه، امینه و اُمَیْمَه[یادداشت ۱] بیان کرده‌اند و گفته‌اند به باعث سکون، متانت و وقاری که داشت، مادرش اورا سکینه کنیه داده بود.[۲] در منابع تاریخی مجال میلاد وی معلوم نشده البته او‌را خرد‌خیس از خواهرش فاطمه معرفی کرده‌اند.[۳] از کتاب‌های تاریخی برمی‌آید سکینه در حین تکان امام حسین(ع) به کربلا، بالغ و در سن تزویج بوده؛ چون وقتی‌که حسن مثنی یکی دختران امام حسین را خواستگاری کرد، امام او‌را در گزینش در میان سکینه و فاطمه مخیر شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرد.[۴]

بر اساس بعضی منابع، امام حسین(ع) سکینه را زیاد دوست می‌داشت و سروده‌ای در تعریف دارااست:

لَعَمْرُک اِنَّنی لَاُحِبُّ دارا
تَحُلُّ بِها سکینةُ و الرُّبابُ
اُحِبُّهُما وَ اَبْذُلُ جُلَّ مالی[۵]
ترجمه: به جانت قسم! منزل‌ای را که سکینه و رباب در آن باشند دوست دارم.
آن دو را دوست دارم و تمامی ثروتم را در این شیوه می بخشم.

نبو
امام حسین (ع)
نبی اکرم ابوطالب
حضرت فاطمه امام علی
امام حسین(ع)
شهربانو لیلا رباب ام‌اسحاق سلافه همسر دیگر
امام سجاد(ع) علی‌اکبر علی‌اصغر سکینه فاطمه جعفر رقیه
زید امام باقر(ع) عبدالله
تزویج
عزاداری محرم
تابلوی بعدازظهر عاشورا
تابلوی بعدازظهر عاشورا یک کدام از اثرها نقاشی محمود فرشچیان
حوادث
طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) • طومار امام حسین(ع) به احاطه بصره • روز عاشورا • رخداد کربلا • اتفاق عاشورا (از حیث داده های عددی) • روزشمار حادثه عاشورا • اسیران کربلا
اشخاص
امام حسین(ع) • علی اکبر • علی‌اصغر • عباس بن علی • حضرت زینب(س) • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلا
مکان‌ها
بقاع امام حسین(ع) • تل زینبیه • بقاع حضرت عباس(ع) • چاله قتلگاه • در میان‌الحرمین • نهر علقمه
مناسبت‌ها
تاسوعا • عاشورا • دهه محرم • اربعین • دهه صفر
مراسم
مرثیه‌خوانی • روضه • تعزیه • مدیحه • زنجیرزنی • سینه‌زنی • سقاخانه • سنج و دمام • گروه سوگواری • شام غریبان • تشت‌گذاری • نخل‌گردانی • قمه‌زنی • راهپیمایی اربعین • تابوت‌گردانی • مراسم تابوت
نبو
مورخان درباره تزویج سکینه اختلاف دارا هستند. برخی معتقدند امام حسین(ع) سکینه را به وصلت پسر عمویش عبدالله بن حسن درآورد؛[۶] اماشیخ موثر، عبدالله بن حسن را در طول اتفاق کربلا کودکی که به سن بلوغ و تزویج نرسیده، تعریف می‌نماید.[۷] بعضا منابع همسر سکینه را ابوبکر بن حسن بن علی معرفی کرده‌اند؛ ولی مبتنی بر همین منابع ابوبکر لقب عبدالله بن حسن بوده میباشد.[۸] بعضی مورخان معتقدند پیش از آن که وصلت آن ها به زفاف بینجامد، عبدالله در حادثه کربلا به شهیدشدن رسید.[۹]روحانی ذبیح الله محلاتی مورخ و تالیف کننده در ریاحین الشریعه، عبدالله بن مسلم بن عقیل را همسر او معرفی نموده است.[۱۰]

برخی از منابع تاریخی همسر سکینه را مصعب بن زبیر، دانسته‌اند.[۱۱] در کتاب الطبقات الکبری و الاعلام آمده میباشد که بعداز قتل مُصعَب، سکینه به همسری عبدالله بن عثمان درآمد و بعداز مرگ عبدالله، زید بن قدمت نوه عثمان بن عفان با وی تزویج کرد. در‌این کتاب از نقل برخی آورده شده سکینه در اواخر قدمت به همسری اصبغ بن عبدالعزیز[یادداشت ۲] نیز درآمده میباشد.[۱۲] بعضی از فقیهان شیعه از وصلت سکینه دختر امام حسین(ع) با مصعب بن زبیر برداشت کرده‌اند که تزویج زنان شیعه با مسلمانها غیر شیعه اشکالی ندارد.[۱۳]

برخی از مورخان وصلت‌های زیادی که به ویژه در منابع اهل سنت به سکینه منسوب شده را مردود می دانند؛ چون درین در بین اسم کسانی به چشم میخورد که سوابق دشمنی با اهل بیت داشته و تزویج سکینه با آنها بعید به حیث میرسد. درین منابع آمده میباشد که سکینه بعداز وصلت با عبدالله بن حسن دیگر تزویج نکرد.[۱۴] همینطور درباره وصلت‌های مکرر سکینه گفته‌اند که در بالا اسلام ترسیم بر این بوده که زنان پس از مرگ همسرانشان سوای شوهر نمانند و وصلت دوباره امری طبیعی بوده میباشد.[۱۵] بعضا نیز نسب و شرایط اجتماعی سکینه را از انگیزه‌های تزویج‌های دوباره وی دانسته‌اند.[۱۶] همینطور گفته‌اند دختران امام حسین(ع) بعد از درگذشت شوهرانشان از سوی حاکمان بنی‌امیه خواستگاری می‌شدند آنها برای جواب منفی به خواستگاری افرادی که با اهل‌بیت(ع) دشمنی داشتند با اشخاص دیگری وصلت می‌کردند.[۱۷]

بازدید : 17
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:00

خالد بن زید بن کُلَیب بن نجار دارای شهرت به ابوایوب اَنصاری (درگذشته ۵۲ق/۶۷۲م) از صحابه نبی اکرم(ص) و از اصحاب و شیعه‌ها امام علی(ع) بود. او در بیعت دوم عقبه کمپانی کرد و فرستاده(ص) بعداز سفر به مدینه در منزل وی سکنی گزید. ابوایوب در غزوات رسول(ص) مانند بدر و احد و نزاع‌های امام علی(ع) همانند صفین، نهروان کمپانی داشت. ابو ایوب از افرادی بود که در طی نبی(ص) به گردآوری قرآن پرداخت و در اخراج منافقان از مسجد مدینه پیش گام مسجد قبا مشهد بود.

وی بعداز قتل عثمان از اولیه اشخاصی بود که با امام علی(ع) بیعت کرد و بعداز نزاع نهروان از سوی امام علی(ع) حکم کننده مدینه شد. او در نزاع مسلمانها با رومیان حضور داشت. علمای اهل سنت او‌را ثقه میدانند؛ البته رجالیون شیعه فقط به مدح او اکتفا کرده‌اند. راویانی همانند ابن عباس، براء بن عازب، جابر بن سمرة از او داستان نقل کرده‌اند. ابو ایوب در سرودن شعر توانمند بود و اشعاری در نزاع صفین سروده آدرس مسجد قبا مشهد بود.

خالد بن زید بن کُلَیب بن نجار با لقب ابوایوب نسبش به نجار میرسد که متعلق به خاندان خزرج بوده میباشد. مادرش دختر سعدبن قیس بن عمرو بن امرؤالقیس و همسرش دختر زید بن اثبات بود.[۱] به گفته ابن سعد وی پسری به اسم عبدالرحمن داشته که نسلی از وی باقی نمانده میباشد.[۲] ابوایوب یکی‌از هفتاد تنی بود که در بیعت دوم عقبه با رسول(ص) عهد و پیمان بستند که دست از هواخواهی او برندارند.[۳] نصر بن مزاحم منقری اورا یک کدام از بزرگان انصار و از شیعه‌ها امام علی(ع) دانسته رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۴]

۱۵۰ حدیث به ابوایوب منسوب شده، البته بخاری و مسلم تنها بر ۷ حدیث داستان گردیده از وی، واقعه دارا‌هستند.[۵] آنچه ابوایوب را در دیده مسلمانها تعالی ساخته، فرود وارد شدن رسول(ص) به خانه وی به رغم پافشاری بسیار سایرافراد بعد از مسافرت به مدینه بوده میباشد. از این رو مورخان به واقعه از وی تحت عنوان مهماندار رسول(ص) خاطر کرده‌اند.[۶] به گفته بلاذری[۷]، رسول اسلام(ص) ۷ ماه، تا اتمام ساختمان مسجد و خانه، در منزل او ساکن شد. مسعودی[۸] این زمان را ۱ ماه بیان شماره تلفن مسجد قبا مشهد نموده است.

منزل ابوایوب در مدینه پیوسته آیتم مداقه مسلمان‌ها بوده میباشد، چنانکه در آنجا مکتب‌ای برای مذهب‌ها اربعه ساخته شد که به شهابیه آوازه یافت و در آن، موضع فرود داخل شدن شتر فرستاده(ص) را که بدان مَبروکه می‌گفتند، معین ساخته و بدان تبرک می‌جستند.[۹]

مدافع وصایت علی(ع)
ابوایوب بعداز رحلت فرستاده(ص) یاور با ۱۱ صحابی دیگر، به پناه از خلافت و وصایت علی بن ابی طالب(ع) برخاست.[۱۰] از این رو ابن اثیر[۱۱] او را از خاصیت اصحاب علی(ع) شمرده میباشد.

در دسته توده کنندگان قرآن
نوشته‌ی علمیٔ مهم: قرآن § گردآوری و تدوین قرآن
بخاری[۱۲] او‌را برای مثال پنج بدن از انصار می‌شمارد که در طی فرستاده اکرم(ص) به گردآوری قرآن پرداختند.

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 483
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه