loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 12
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 12:52


روحانی اَحْمَد بْن زَیْنُ الدّین بْن اِبْراهیم (رجب ۱۱۶۶-ذیقعده ۱۲۴۱ق/مه ۱۷۵۳-ژوئن ۱۸۲۶) دارای شهرت به احمد احسائی فقیه، حکیم و عالم دارای اسم و رسم امامی که جماعت شیخیه به وی منسوبند و محور تعالیم خویش را از وی گرفته ‎‎اند. مشرب و اتفاق ها معاش احسائی، دامنۀ تأثیر او‌را به بعد از حیاتش رسانده و تحولاتی را در تاریخ امامیه به توشه مسجد قبا مشهد آورده میباشد.

معاش
محل تولد
محل تولد احسایی روستای مُطَیرفی در منطقۀ احساء در شرق ایالات متحده عربی میباشد.[۱] به گفته خویش وی،[۲] سابقۀ تشیع در نیاکانش به جد چهارم وی داغِر گشوده میشود. داغر اول نفر از فامیل وی بود که بادیه نشینی را رها کرد و در مطیرفی اقامت گزید. او بعد از این سفر به تشیع روی آورد و نسل وی نیز تمامی بر این مذهب آدرس مسجد قبا مشهد بودند.[۳]

هجرت‌ها
احسایی تا ۲۰ سالگی در احساء علم ها فقهی را یادگرفت. در سال ۱۱۸۶ق به کربلا و نجف مسافرت کرد. او در ۱۲۰۸ق در‌پی سرایت بیماری طاعون در عراق به احساء برگشت و بعد از اقامتی ۴ ساله رهسپار عتبات شد. در رجوع و برگشت پس از مدتی اقامت در بصره به ذورق در حوالی بصره رفت و تا ۱۲۱۶ق در آنجا ماند بعداز آن به اقامت‌های موقت در بصره و روستاهای فضا آن طی رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۴]

در امسال به عتبات رفت و از آنجا عازم زیارت مشهد شد و فی مابین شیوه در یزد توقفی کرد. اهل یزد از وی استقبال گرمی کردند و وی به پافشاری وی بعداز برگشت از مشهد، در یزد مقیم شد.[۵] احسایی به سماجت فتحعلی پاد شاه مدتی به طهران رفت، و در سال ۱۲۲۳ق با موافقت فتحعلی پادشاه به یزد رجوع و شماره تلفن مسجد قبا مشهد برگشت.[۶]

احسایی در ۱۲۲۹ق در رویه زیارت عتبات به کرمانشاه وارد شد و با استقبال عموم روبه رو شد. قاضی سماجت به اقامت او در کرمانشاه داشت و با تعهدی که در زمینه ی تدارک مهاجرت هر سالۀ وی به عتبات اعطا کرد، اورا به اقامت راضی کرد. این اقامت بجز سفری دو ساله حدود ۱۰ سال به درازا کشید. بعد از آن به مشهد و یزد و کرمانشاه رفت و بعد از چندی به عتبات رفت. آنجا را به اراده مکه سوراخ کرد، البته در دو منزلی مدینه درگذشت.[۷]

دیدار با فتحعلی پادشاه
مجال که احسایی در یزد بود، شهرت‌اش در کشور‌ایران غامض بود فتحعلی فرمان روا قاجار باب مکاتبه را با وی گشود و از وی برای ملاقات در طهران دعوت به کار آورد.[۸] احسایی برای آنکه دعوت فرمانروا را نپذیرد بهانه می آورد. تا آنکه فرمانروا در طومار‌ای دیگر به وی نوشت که آمدنش به یزد با قشون بسیار، تهدیدی برای ارزاق عموم آنجا خواهد بود و توشه دیگر وارد شدن احسایی به طهران را خواهان شد. او که تمایلی به رفتن نزد پاد شاه نداشت، تصمیم گرفت یزد را به قصد بصره شکاف نماید البته با ناخرسندی عموم یزد روبه رو شد که بیم داشتند فرمان روا خروج احسایی را حمل بر این نماید که آنان نمی‌مراد‌اند پذیرای سلطان باشند. او به مراعات آنان راهی طهران شد و نزد پادشاه تقرب یافت. بعد از مدتی با درخواست از پادشاه و موافقت وی به یزد رجوع و برگشت.[۹]

وفات
در ذیقعده ۱۲۴۱ق زمانی که از عتبات به سمت مکه تکان می کرد، در حوالی مدینه فوت کرد. او‌را در گورستان بقیع دفن کردند.[۱۰]

بازدید : 15
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 12:58


شُرْطَةُ الخَمیس گروهی از یاران مدام دارای اسلحه امام علی (ع) بودند که با شایستگی بی نقص در تمامی جا به امیرالمؤمنین (ع) در کارها حکومتی امداد می‌رساندند. این تیم خلال حضور در پیکار، وظایف مهمی در طی صلح همانند اجرای حدود الهی، مراقبت امنیت شهر کوفه، پناه از جان امام علی (ع) و عده‌آوری نیرو برای پشتیبانی را بر ذمه مسجد قبا مشهد داشتند.

معناشناسی
شرطه در لغت در معنای تیم، گروهان، شرط و عهدوپیمان آمده میباشد.[۱] در اصطلاح به او‌لین مجموعه از لشکر گفته می‌گردد که در نزاع حاضر گردیده و مهیا مرگ باشند.[۲] و خمیس به معنای لشکر میباشد و انگیزه نامگذاری لشکر به خمیس این بوده که لشکر به پنج بخش: پیشگفتار (طلایه‌دار لشگر)، ساق (عقبه لشگر)، مِیمَخیر (جبهه راست)، مِیسرِه (جبهه چپ) و قلب تقسیم آدرس مسجد قبا مشهد می‌گردیده‌است.[۳]

در اصطلاح، شرطة الخمیس تنی چند از یاران امیرالمومنین بودند[۴] که جنگیدن تا کشته شدن را بر ذمه گرفتند و امیرالمؤمنین‌(ع) ضمانت کننده رزرو مسجد قبا مشهد بهشتشان شد.[۵][یادداشت ۱]

تعداد
بعضی مانند روضه خوان موثر تعداد شرطة الخمیس را ۶۰۰۰ نفر،[۶] طبری تعداد آن ها را ۴۰ هزار نفر[۷] و ابن سعد [یادداشت ۲] شمار وی را بعداز شهید شدن امام علی(ع) ۱۲هزار نفر معرفی شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده اند.[۸]

جایگاه و مقام
در مقام شرطة الخمیس امام علی(ع) فرموده میباشد:

«پیش از شما فی مابین گروهی از بنی‌اسرائیل (که همگی دارنده رتبه‌ای از جایگاه نبوت بودند) این تفاهم نامه (تفاهم نامه شرطة الخمیس) بسته شد و به همین جهت کسی از آنها به شهید شدن نرسید، مگر اینکه یا این که رسول خویشاوندان خویش یا این که فرستاده شهر و آبادی خویش و یا این که نبی نفسِ خود بود و شما به منزله به عبارتی‌ها میباشید، جز اینکه شما جزء انبیا نیستید.»[۹] آیت الله خویی احادیث مربوط به گزارش اصبغ بن نباته دراین مورد را ضعیف می داند.[۱۰]
خصوصیت‌ها و وظایف
شرطة الخمیس دارنده خصوصیت‌هایی بوده‌اند، مثلا: مدام دارای سلاح، فراهم و هم پا امام علی(ع) بودند. در نزاع‌ها پیشرو سپاه بودند و پایداری داشتند[۱۱] مدام گوش به دستور و فراهم بودند و در اجرای امر امام(ع) طفره نمی‌کردند. با آن‌حضرت تا پای جان بیعت کرده و از قبایل گوناگون بودند.

این دسته در هنگام صلح نیز مهیا و یار امام(ع) بودند و وظایف و ماموریت‌های مهمی همانند اجرای حدود،[۱۲] محافظت امنیت شهر کوفه،[۱۳] پناه از جان امام علی (ع)[۱۴] و گردآوری‌آوری نیرو برای پشتیبانی[۱۵] بر ذمه آنها بود.

بعد از حمله ها سپاهیان شام به عراق (در ماجرای غارات)، امام علی (ع) این مجموعه را برای دفع آنها ارسال کرد.[۱۶]

اعضاوجوارح
بعضی از اعضای شرطه الخمیس عبارتند از: مقداد، عمار یاسر، ابو سنان انصاری، ابو عمرو انصاری، سهل و آسان بن حنیف، عثمان بن حنیف، جابر بن عبدالله انصاری، حکیم بن سعید حنفی (ابویحیی)[۱۷]، عبدالله بن یحیی حضرمی، سلیم بن قیس هلالی، عبیده سلمانی مرادی[۱۸]، یحیی حضرمی[۱۹]، قیس بن سعد[۲۰]، اصبغ بن نباته[۲۱] و نعیم بن دجاجه.[۲۲]

در برخی منابع، سلمان و ابوذر نیز جزو شرطه الخمیس شمرده گردیده‌اند.[۲۳] اما بنابر اینکه شرطه الخمیس در طول حکومت امام علی(ع) صورت گرفته باشد، عضویت این دو نفر صحیح به حیث نمی رسد زیرا هر دو قبل از مجال حکومت وی از عالم رفته بودند.

فرماندهان شرطه الخمیس اصبغ بن نباته[۲۴] و قیس بن سعد بن عباده معرفی گردیده‌اند[۲۵] که به لحاظ می رسد در دو فرصت متعدد، این دو نفر فرمانده بوده‌اند.

پانویس
عمید، فرهنگ وتمدن عمید، پایین کلمه شرطه.
ابن‌مراد، لسان‌العرب، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۳۰.
علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۵۰؛ مجلسی، ملاذ الاخبار، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۴۰.
روحانی اثر گذار، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۲
بحرالعلوم، الفوئد الرجالیة، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۳۶.
روضه خوان اثرگذار، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۲.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۱۵۸.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج ۵، ص۳۲۱.
علیاری تبریزی، بهجة الآمال، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۳۵۰.
خوئی، معجم رجال الحديث، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۱۳۴.
قمی، العقد النضید، ۱۴۲۳ق، ص۱۶۲.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۴۶؛ صدوق، اینجانب لا یحضر الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۲۵؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۳۱۶؛ منقری، وقعة الصفین، ۱۴۰۴ق، ص۴۰۸.
ابن ابی الحدید،‌ گستردن نهج البلاغه، ۱۳۷۸ش، ج۳، ص۱۹۱؛ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۹، ص۱۳۲.
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص ۵۴۹.
ابن مزاحم منقری، وقعه صفین، ۱۳۸۲ق، ص۴ و ۹۶ و ۱۲۱ و ۱۳۲
ثقفی کوفی، الغارات، ۱۳۵۳ش، ج۲، ص۴۸۹.
روحانی طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۱۵ق، ص۶۰؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۸۸.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۴، ص۲۷۲؛ روحانی موثر، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۳.
خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۲۰، ص۹۸.
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۴، ص۱۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۶، ص۱۲۲؛ کشی، رجال الکشی، ۱۳۴۸ش، ص۱۱۰؛ خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۴، ص۹۵.
ابن مزاحم منقری، وقعة الصفین، ۱۳۸۲ق، ص۴۰۶؛ کشی، رجال الکشی، ۱۳۴۸ش، ص۱۰۳؛ روضه خوان موثر، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۶۵.
ثقفی کوفی، الغارات، ۱۳۵۳ش، ج۱، ص۱۲۱
برقی، رجال، ص۴.
ابن مزاحم منقری، وقعة الصفین، ۱۳۸۲ق، ص۴۰۶
طبری، تاریخ، ۱۹۶۷م، ج۴، ص۱۶۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۹۰م، ج۶، ص۱۲۲
یادداشت
اصبغ بن نباته از اعضای(فرماندهان) شرطة الخمیس در جواب به سؤالی درباره نامیده شدن به‌این اسم (شرطة الخمیس) گفته: إِنَّا ضَمِنَّا لَهُ الذَّبْحَ وَ ضَمِنَ لَنَا الْفَتْحَ‌. ما شرط کردیم که برای حضرت کشته شویم و وی هم فردوس را برای ما ضمانت کرد. موءثر، الإختصاص، ۴۱۳ق، ص۶۵.
محمد بن سعد بن منیع بغدادی مورخ‌ و سیره‌نویس‌ دارای اسم و رسم بغداد در قرن سوم هجری قمری
منابع
‌ ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید، گستردن نهج البلاغه، مطالعه محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ق.
ابن‌سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تفحص: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
ابن‌مزاحم منقری، نصر، وقعة صفین، پژوهش: عبدالسلام محمد هارون، قاهره، مؤسسة العربیة الحدیثة، الطبعة الثانیة، ۱۳۸۲ق، افست قم، منشورات مکتبة المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
ابن‌خواسته، محمد بن مکرم، لسان العرب، استیناف: جمال‌الدین میردامادی، بیروت، دارالفکر للطبلاعة والنشر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
بحرالعلوم، سیدمهدی، الفوئد الرجالیة، مطالعه و تعلیق: محمدصادق بحرالعلوم، حسین بحرالعلوم، طهران، مکتبة الصادق، ۱۳۶۳ش.
برقی، احمد بن محمد، رجال البرقی، طهران، انتشارات کالج طهران، ۱۳۴۲ش.
ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، بازرسی: جلال‌الدین حسینی ارموی، طهران، تکثیر انجمن اثرها ملی، ۱۳۵۳ش.
خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه بن خیاط، استیناف: محجوب فواز و حکمت فواز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، راءس انتشار اثر ها شیعه، ۱۴۱۰ق/۱۳۶۹ش.
ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، رسیدگی قدمت عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
روضه خوان طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، بازرسی: سید حسن موسوی خرسان، طهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
روحانی طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
روضه خوان موءثر، محمد بن محمد، الإختصاص، قم، انتشارات کنگره جهانی روحانی موثر، ۱۴۱۳ق.
صدوق، محمد بن علی، اینجانب لا یحضر الفقیه، پژوهش: علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، پژوهش: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
علیاری تبریزی، ملاعلی، بهجة الآمال فی تفصیل زبدة المقال، طهران، بنیاد تمدن اسلامی حاج محمدحسین کوشان‌پور، ۱۳۷۱ش.
عمید، حسن، فرهنگ وتمدن عمید، طهران، امیرکبیر، ۱۳۶۴ش.
قمی، محمد بن حسن، العقد النضید و الدر الفرید، استیناف علی اوسط الناطقی، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۳ق
کشی، محمد بن قدمت، رجال الکشی، مشهد، انتشارات دانش کده مشهد، ۱۳۴۸ش.
کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، پژوهش علی‌اکبر غفاری، طهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
مجلسی، محمدباقر، ملاذ الأخیار فی فهم و شعور تهذیب الأخبار، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶ق.
لینک به خارج

بازدید : 20
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 9:54


جارودیه اولیه فرقه زیدیه میباشد. این فرقه به اسم پررنگ‌ترین شخص آن، ابوالجارُود زیاد بن مُنْذَر، منسوب میباشد.

براساس گزارش ابوعیسی وراق، جارودیه معتقد بوده‌اند که پیامبراکرم(ص)، امام علی(ع) را با بیان اوصاف، سوای تصریح به نام، به امامت منصوب نموده است. ولی جارودیه معتقد بودند که‌این صفات، فقط تخصیص به علی(ع) داشته میباشد و بر این شالوده جارودیه، نپذیرفتن و تعیین نکردن علی علیه‌السلام را به امامت پس از فرستاده، موجب بی دینی و ضلالت دانسته‌اند. جارودیه همینطور معتقد به وجود نصی شبیه دربارۀ امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بوده‌اند. آن‌ها قائل بودند که پس از این سه بدن، نصی بر امامت هیچ علوی نیست، اما امامت را محصور به فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌دانستند. جارودیه، همانند دیگر زیدیان، بر این اعتقاد و باور بودند که هر عَلَاو درست النسب از فرزندان امام حسن و امام حسین، که فقید و خداپرست و شجاع باشد، در حالتی‌که قیام نماید و عموم را به خویش دعوت کند، امام مسجد قبا مشهد خواهد بود.

بنیانگذار
نوشته‌ی علمیٔ مهم: ابوالجارود
در منابع رجالی امامیه، داده ها اندکی در بارۀ ابوالجارود آمده میباشد. محمد بن قدمت کشی (قرن چهارم)، قدیم‌ترین رجالی امامیه، در بارۀ ابوالجارود اطلاعاتی آورده میباشد.[۱] به نوشتة کشّی،[۲] ابوالجارود به سَرْحُاینترنت پر اسم و رسم بود. کشی، سرحوب را به معنای شیطانی کور و مستقر در دریا دانسته و گفته که‌این کنیه را امام باقر(ع) بر او گذارده میباشد. کشی همینطور روایاتی در ذم ابوالجارود، به گزارش امام درست گو (ع)، آورده میباشد.[۳] نجاشی (متوفی ۴۵۰) داده ها ظریف تری در بارۀ ابوالجارود داده و کنیه او‌را هَمْدانی خَارَفی بیان نموده است.[۴] وی به گزارش محمدبن سنان از ابوالجارود، آورده که وی از مجال به دنیا آمدن نابینا بود. نجاشی، ابوالجارود را از امامیان کوفی نسب دانسته و گفته که او از شاگردان امام باقر(ع) آدرس مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۵]

ابوالجارود در قیام زیدبن علی (۱۲۲ق) به عنوان مثال ملازمان وی بوده که نشانه دهندۀ تغییر و تحول عقیدۀ ابوالجارود از امامیه به زیدیه میباشد. نجاشی،[۶] به گزارش ابوالعباس بن نوح، از محمد بن اسماعیل بخاری آورده که ابوالجارود به ثقفی ملقب بوده و از عَطیة بن سعد عوفی (متوفی ۱۱۱) حدیث شنیده و از امام باقر علیه‌السلام نیز داستان نقل نموده است. همینطور مروان بن معاویه و علی بن هاشم بن برید از ابوالجارود قصه نقل کرده‌اند که بخاری در التاریخ الکبیر[۷] و التاریخ الصغیر[۸] به آن اشاره رزرو مسجد قبا مشهد نموده است.

روحانی طوسی (۱۳۸۰)[۹] ابوالجارود را شخصی تابعی و زیدی معرفی کرده و گفته که فرقۀ جارودیه به او منتسب میباشد. در منابع، نسب ابوالجارود به طور‌های متفاوت، مثلا حوفی[۱۰] و حَرقی و خارقی،[۱۱] آمده که جملگی تصحیف خارفی میباشد، چون ابوالجارود از تیرة خارَفِ قبیلة هَمْدان شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده میباشد.[۱۲]

تاریخ به دنیا آمدن و وفات ابوالجارود در منابع معین نشده اما با دقت به تاریخ وفات بعضی از مشایخ او، همانند حسن بصری (متوفی ۱۱۰)، اصبغ بن نُباته (متوفی نصفه اولیه قرن دوم) و أبوبُرْدَة بُرَید بن عبداللّه اشعری (متوفی نصفه اولیه قرن دوم)،[۱۳] احتمالاً پیش از سال ۸۰ به عالم آمده میباشد.

ابوالجارود از ابوطُفَیل عامربن واثله صحابی (متوفی ۱۰۰ یا این که ۱۱۰) نیز ماجرا نقل کرده[۱۴] که ظاهراً برهمین اصل، روضه خوان طوسی[۱۵] اورا از تابعین شمرده میباشد. ذهبی، ابوالجارود را مثلا درگذشتگان در میان ۱۴۰ تا ۱۵۰ بیان نموده است.[۱۶] مِزّی فهرست جامعی از مشایخ و راویان ابوالجارود را آورده میباشد.(ج ۹، ص۵۱۷ ـ ۵۱۸)

در منابع رجالی اهل سنّت، اقوال زیادی در جرح ابوالجارود آمده که ظاهراً به باعث زیدی بودن اوست.[۱۷]

عقاید جارودیه
گزارش‌های جانور در بارۀ جارودیه در اثر ها کلامی و کتابهای ملل و نحل به دو مجموعه تقسیم می گردد.

ابتدا، گزارشی میباشد که سعد بن عبدالله اشعری (متوفی ۲۹۹ یا این که ۳۰۱) در کتاب المقالات و الفرق[۱۸] آورده میباشد، که با کاستی‌هایی در کتاب فرق الشیعه منسوب به حسن بن موسی نوبختی[۱۹] نیز آمده میباشد. این گزارش تشابه فراوانی با ماجراِ مؤلفِ کتاب اصول النِحَل[۲۰] دربارۀ جارودیه دارااست که ظاهراً تألیف جعفربن حرب (متوفی ۲۳۶) میباشد.[۲۱]
دستۀ دوم، گزارش‌هایی دربارۀ این فرقه میباشد که ابوالقاسم بلخی (متوفی ۳۱۹)،[۲۲]ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری (متوفی ۳۳۴)،[۲۳] ابن تمهید (متوفی ۴۵۶)[۲۴] و احمدبن یحیی معروف به ابن مرتضی (متوفی ۸۴۰)[۲۵] آورده‌اند. ابوسعید نَشْوان بن سعید حِمْیری (متوفی ۵۷۳)[۲۶] نیز گزارش بلخی را عیناً نقل نموده است. میان این پنج گزارش، داستان ابن مرتضی با وجود اختصار مداقه فراوانی داراست. ابن مرتضی[۲۷] بدین مقاله اشاره کرده که ماجرا خویش را از محمدبن هارون دارای شهرت به ابوعیسی وَرّاق (متوفی بعداز ۲۴۷) گرفته میباشد. نجاشی[۲۸] از ابوعیسی وَراق خاطر کرده و از اثر ها او به کتاب‌های الامامة، کتاب اختلاف الشیعة، و المقالات اشاره نموده است که با اعتنا به قضیه آن‌ها، این مطالب، ظاهراً برگرفته از یکی‌از این اثرها میباشد. مطابق گزارش ابوعیسی وراق ــ که ابوالحسن اشعری[۲۹] و بلخی[۳۰] سوای تصریح به اسم وی، آن را نقل کرده‌اند ــ جارودیه معتقد بوده‌اند که پیامبراکرم، علی علیه‌السلام را با بیان اوصاف، فارغ از تصریح به نام، به امامت منصوب نموده است. اما جارودیه معتقد بودند که‌این صفات، فقط تخصیص به علی علیه‌السلام داشته میباشد و بر این شالوده جارودیه، نپذیرفتن و گزینش نکردن علی علیه‌السلام را به امامت بعداز نبی، موجب شرک و ضلالت دانسته‌اند. جارودیه همینطور معتقد به وجود نصی شبیه دربارۀ امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بوده‌اند. جارودیه قائل بودند که پس از این سه بدن، نصی بر امامت هیچ علوی نیست، اما امامت را محصور به فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام می‌دانستند. جارودیه، همانند دیگر زیدیان، بر این اعتقادوباور بودند که هر عَلَاو درست النسب از فرزندان امام حسن و امام حسین، که فقیه و بازهد و شجاع باشد، در صورتی‌که قیام نماید و عموم را به خویش دعوت کند، امام خواهد بود.
ابوعیسی وراق در ادامۀ گزارش خویش، طریقه‌های جارودیه را در بارۀ مهدویت به سه تیم تقسیم نموده است:

اشخاصی که به مهدویت و رجعت محمدبن عبداللّه نفس زکیه (متوفی ۱۴۵) اطمینان داشته‌اند؛
معتقدان به مهدودیت محمدبن قاسم طالقانی (متوفی ۲۱۹)؛
و عده ای که یحیی بن قدمت را قائم می‌دانستند و در انتظار رجعت او بودند.[۳۱]
دیگر نویسندگان ملل و نحل، زیرا عبدالقاهر بغدادی[۳۲] و مؤلف تبصرة العوام[۳۳] و شهرستانی،[۳۴]، با تفاوت‌هایی این مطالب را نقل کرده‌اند. مسعودی[۳۵] نیز به گزارش ابوعیسی وراق، در بارۀ جارودیه و عقیدۀ آن ها در بارۀ محصور بودن امامت در بین فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، مطالب مختصری آورده میباشد.

ابوسعید نشوان بن سعید حمیری،[۳۶] پس از نقل ماجرا ابوعیسی وراق از روش ابوالقاسم بلخی، دربارۀ فرقۀ حسینیه (رهروان قاسم بن علی عَیانی، متوفی ۳۹۳)، گزارشی آورده و به جهت اطمینان رهروان عیانی به رجعت وی، آنان را نیز مجموعه‌ای از جارودیه دانسته میباشد، البته این نحله ارتباطی با جارودیه ندارند. ابوالقاسم بلخی[۳۷] در ادامۀ گزارش خویش، به گزارش منبعی که احتمالاً به عبارتی وراق بوده، به باور ابوالجارود در بارۀ رجعت اشاره نموده است، هر یک سری برخی اصحاب ابوالجارود این نظریه را نداشته‌اند، چنانکه ابوالحسین خیاط[۳۸] از پذیرفته نشدن این نظریه دربین جارودیه صحبت گفته میباشد.

بلخی[۳۹] همینطور به گروهی از زیدیه که رهروان شخصی به اسم صباح بن قاسم مری (مزی ؟) بوده‌اند، اشاره کرده و گفته میباشد آن ها عقایدی همانند جارودیه داشته‌اند و صرفا اختلافشان با جارودیه نگرش آنان در بارۀ ابوبکر و قدمت بوده میباشد.

گزارش ظاهراً غیروابسته دیگری که در بارۀ جارودیه در کتاب اصول النحل[۴۰] آمده، احتمالاً برگرفته از منبع مشترکی میباشد که سعدبن عبداللّه اشعری نیز گزارش خویش را در بارۀ جارودیه از آن نقل نموده است.دربارۀ مؤلف این تاثیر اختلاف حیث وجود داراست؛ یوزف فان اس آن را با تیتر مسائل الامامة و منسوب ناشِیء اکبر (متوفی ۲۹۳) به چاپ رساند اما مادلونگ[۴۱] آن را تألیف جعفربن حرب و اسم آن را اصول النحل دانسته میباشد. البته عبارتی در کتاب اصول النحل می باشد که به تألیف این تاثیر در هنگامی دیرین‌خیس دلالت دارااست.[۴۲] گزارش کتاب اصول النحل با تعریف جارودیه در کتاب سعدبن عبداللّه اشعری[۴۳] شباهت‌هایی دارااست و با صرف لحاظ از برخی جزئیات، می‌اقتدار مطالب سعدبن عبداللّه را گستردن یافتۀ خبر اصول النحل دانست. در کتاب اصول النحل، منبع خبر جماعتی از مشایخ و علمای شیعه نام برده میباشد. با آنکه سعدبن عبداللّه اشعری تصریح یا این که اشاره نکرده که مطالب خویش را دربارۀ جارودیه از منبعی دیرین گرفته، نحوۀ گزارش او آرم میدهد که آن را از اثری سابق دریافت نموده است. مادلونگ[۴۴] این منبع را کتاب اختلاف الناس فی الامامة نوشتۀ هشام بن حکم (متوفی ۱۷۹) میداند، البته شواهدی در کتاب سعدبن عبداللّه دلالت بر این دارااست که از کتابی در ملل و نحل تألیف یونس بن عبدالرحمان قمی (متوفی ۲۰۹) استعمال نموده است.[۴۵]

به نقل از مؤلف اصول النحل[۴۶] جارودیه به وجود نصی بر امامت حضرت علی، امام حسن و امام حسین علیهم السلام از سوی فرستاده یقین داشته‌اند. بعداز این سه بدن، منکر وجود نصّ بر امامت شخصی بوده، یقین داشته‌اند که امامت از فرزندان حضرت فاطمه(س) بیرون نخواهد شد. جارودیه شرطِ تایید دعوی امامت را فقط خروج و قیام می‌دانستند و از دو خلیفۀ ابتدا برائت می‌جستند و آن‌ها را به جهت کنار نهادن علی علیه‌السلام و غصب خلافت او، کافر می‌شمردند. ابوالجارود معتقد بوده که امام به همۀ آنچه موردنیاز امت میباشد، دانش داراست و علویان تمامی مستعد داشتن اینگونه علمی‌اند و صرف وصال به بلوغِ سِنی، موجب دستیابی این فضیلت در بین آن‌ها گردد. او معتقد به الهام به امام بود و می‌اذعان کرد که علم ها در مواجهه با رویدادها تازه به امام الهام می گردد.[۴۷]

روحانی طوسی (متوفی ۴۶۰) از اثرها ابوالجارود به کتاب اصل و کتاب التفسیر عن ابی جعفر الباقر علیه‌السلام اشاره کرده[۴۸] در حالی که نجاشی[۴۹] صرفا از کتاب تفسیرالقرآن ابوالجارود، به قصه از امام باقر علیه‌السلام، مذکور میباشد. این شرکت احادیث تفسیری، دارای اسم و رسم بوده و ابن ندیم نیز[۵۰] به آن اشاره نموده است. نجاشی[۵۱] و طوسی،[۵۲] با تفاوتی اندک، سلسله مدرک مشابهی در داستان تعبیر و تفسیر ابوالجارود آورده‌اند.[۵۳] ابوالجارود در‌این تعبیر و تفسیر، احادیث تفسیری امام باقر(ع) را عده نموده است. احمدبن محمدبن سعید، معروف به ابن عقده (متوفی ۳۳۳)، تعبیروتفسیر ابوالجارود را از جعفربن عبداللّه محمدی (زنده در

۲۶۸) به داستان وی از ابوسهل کثیربن عیاش قطان، دانش آموز ابوالجارود، داستان نموده است. در تعبیروتفسیر علی بن ابراهیم قمی (زنده در ۳۰۷)[۵۴] یک‌سری داستان از ابوالجارود با سلسله گواهی طوسی و نجاشی آمده و در مفاد مختلف دیگری فقط با بیان «وفی روایة ابی الجارود»[۵۵] از تعبیر ابوالجارود مطالبی نقل گردیده است. ظاهراً این احادیث را ابوالفضل عباس بن محمدبن قاسم بن حمزة بن موسی بن جعفر، دانش آموز قمی، به تعبیروتفسیر افزوده میباشد.[۵۶]

علی بن ابراهیم قمی به گزارش پدرش ابراهیم بن هاشم قمی خبری از ابوالجارود از روش صفوان بن یحیی بَجَلی (متوفی ۲۱۰) و خبری از دقیق بن ناصح به قصه از عبدالصمدبن بشیر از ابوالجارود نیز آورده میباشد.[۵۷] در تعبیر و تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی[۵۸] نیز روایاتی تفسیری از ابوالجارود بیان شده که سلسله سندهای متفاوتی داراست که آرم دهندۀ تداول احادیث تفسیری ابوالجارود میان محافل امامی ـ زیدی کوفه میباشد. احادیث تفسیری ابوالجارود در بر دارندۀ بعضی آرای اوست. ابوالجارود در مخالفت با معتزله و نظرها آن ها، روایاتی نقل نموده است.[۵۹]

بازدید : 38
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 10:29


محمدعلی اراکی (۱۳۱۲-۱۴۱۵ق) از مراجع تاسی شیعه. وی حدود ۳۰ سال امام جماعت مسجد امام حسن عسکری(ع) قم بود. او همینطور نماز آدینه را واجب می‌دانست و در همین مسجد نماز آدینه اقامه می کرد. او در تأسیس حوزه علمیه قم نقش مهمی مسجد قبا مشهد داشت.

گفته‌اند با اینکه بیشتراز ۴۰ سال از اجتهاد وی می‌سپری شد، از روی تواضع، مرجعیت را به دیگر افراد واگذار میکرد. او واپسین رینگ از مراجعی بود که از نسل شاگردان عبدالکریم حائری یزدی بودند و بعداز وفات وی مرجعیت، به شاگردان آیت‌الله خویی، آیت‌الله گلپایگانی و امام خمینی آدرس مسجد قبا مشهد منتقل شد.

عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم، باجناق و سید محمدتقی خوانساری داماد وی بوده میباشد.

معاش‌طومار
محمدعلی اراکی در ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۳۱۲ق در اراک چشم به جهان گشود.[۱] پدرش احمد آقا، دارای اسم و رسم به میرزاآقا و میرزا آقا فراهانی از هم محلی مصلح‌آباد فراهان و محصل ملا محمدابراهیم انجدانی و مادرش علویه آغابیگم، دختر سید عقیل و از نوادگان سید حسن واقف از نوادگان امام زین العابدین(ع) رزرو مسجد قبا مشهد بود.[۲]

درگذشت
اراکی در ۱ آبان سال ۱۳۷۳ش بر تاثیر ضایعه عروقی در مریض خانه بستری شد و در نصفه‌شب سه شنبه، ۸ آذر ۱۳۷۳ش (۲۵ جمادی‌الثانی سال ۱۴۱۵ق)[۳] درگذشت. محمدتقی بهجت بر پیکرش نماز خواند و در مجاورت بقعه حضرت معصومه(س) در کنار قبور عبدالکریم حائری یزدی و سید محمدتقی خوانساری شماره تلفن مسجد قبا مشهد دفن شد.

تحصیلات و اساتید
اراکی در ۱۱ یا این که ۱۲ سالگی، تلاوت و تایپ کردن را به وسیله آقاعماد، شوهر خواهر خویش، یادگرفت. آن گاه در درس آقا روحانی جعفر حاضر شد، قسمتی از سطح را نزد او فراگرفت و بقیۀ کتاب‌های درسی را نزد روحانی عباس ادریس‌آبادی آموخت.[۴]

وی نزد محمدباقر اراکی فرمان روا‌آبادی، دارای شهرت به فرمان روا‌العلمای اراکی (۱۳۸۲ق)، گستردن منظومه ملاهادی سبزواری را آموخت. از سایر اساتید وی آقا نورالدین اراکی (۱۳۴۰ق) بود.[۵]

اراکی از ۲۰ سالگی در درس عبدالکریم حائری یزدی کمپانی نموده و به مقطع ۸ سال در اراک از وی بهره مند شد.

اراکی مباحث پاکی و نکاح را نزد سید محمدتقی خوانساری (۱۳۷۱ق) آموخت.[۶]


تصویری از روزگار میانسالی آیت‌الله اراکی
درس دادن و شاگردان
او بعد از درگذشت آیت‌الله خوانساری، به درس دادن نکاح، مکاسب محرمه، بیع، خیارات، عصمت و طهارت، اجاره و حج پرداخت و در مکتب فیضیه، بیرون اصول درس دادن میکرد.[۷] بعضا از شاگردان اراکی عبارتند از:

سید محسن خرازی
سید پیامبر موسوی تهرانی
مهدی فرمان روا‌آبادی
محمدتقی ستوده
رضا استادی[۸]
علی‌نگهبانی اشتهاردی
سید کاظم نورمفیدی
محمدحسین مسجدجامعی
علی کریمی جهرمی
ابوالحسن مصلحی
سید محمدعلی علوی گرگانی
محی‌الدین شیرازی
سید محمدباقر خوانساری
سید محمدباقر موحدی ابطحی[۹]
محمدصادق حائری شیرازی[۱۰]
اقدامات اجتماعی و سیاسی
آیت‌الله اراکی در تأسیس حوزه علمیه قم، آیت‌الله حائری را ملازمت کرد.[۱۱]

وی نماز آدینه را واجب می‌دانست، بعداز درگذشت آیت‌الله خوانساری، نماز آدینه را اقامه میکرد. آیت الله اراکی اولی امام آدینه شهر قم بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران بود.[۱۲] وی همینطور حدود ۳۵ سال در جای ‌هایی همانند کنار حرم عبدالکریم حائری، حرم فرمانروا عباس (مسجد امام خمینی)، مکتب فیضیه و مسجد امام حسن عسکری قم به اقامه نماز جماعت می‌پرداخت.

بعداز سفر آیت‌الله بروجردی به قم، او به همپا آیت‌الله خوانساری زمینه قیام و جنگ علیه ایفا مغایر شرع عصر پهلوی دوم را با آیت‌الله بروجردی مطرح کردند.[۱۳]

درباره ماده حذف عهد و پیمان به قرآن در لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، او اعلامیه‌ای را در آذر ۱۳۴۱ش صادر کرد و طی آن، الغای مصرح آن را به انگیزه عدم انطباق با موازین شرع، عدم رضایت عموم و نگرانی مردم مسلمین از نادر‌رنگ شدن مظاهر فقاهتی در جامعه خواهان شد.[۱۴]

یکی اقدامات او، تنفیذ احکام صادره از سوی امام خمینی بود؛ که در جواب به طومار عده ای از نمایندگان امام، که لحاظ او را درباره ی "اجازات کتبی کارها حسبیه و دریافت وجوه شرعیه " که امام خمینی به ائمه آدینه و علمای گزینه اعتمادشان در حوزه علمیه قم و شهرستان‌ها داده‌اند، خواهان گردیده بودند، جواب بخشید که "من تمامی اجازات کتبی را که حضرت امام به نمایندگان و علمای آیتم اعتمادشان داده‌اند، به به عبارتی چگونگی تنفیذ می نمایم."[۱۵]

اثرها علمی
اثر ها به مکان باقی‌مانده از وی مشتمل بر تقریرات و تألیفات است.

تقریرات: تقریر مشاجره روضه خوان محمد پاد شاه العلما، تقریر درس فقه عبدالکریم حائری و تقریر درس فقه سید محمدتقی خوانساری (کتاب الطهاره).

تألیفات: توضیح المسائل، کناره بر دررالفوائد روضه خوان عبدالکریم حائری، لبه بر عروة الوثقی، رساله استفتائات، کتاب النکاح و الطلاق، کتاب الصلاة و پیشگفتار بر تعبیر و تفسیر "القرآن و العقل " از استادش نورالدین اراکی.[۱۶]

مرجعیت
با وجود اینکه او مجتهد بزرگی بود و تعلیقه‌اش بر عروة الوثقی، بیش تر از ۴۰ سال پیش تدوین گردیده بود، ولی به‌خیال تواضعی که داشت، مرجعیت را به دیگر افراد واگذار میکرد. ولی بعد از درگذشت امام خمینی، علمای اکثری از شهرها، به ویژه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مقلدان امام خمینی را به آیت‌الله گلپایگانی و آیت‌الله اراکی ارجاع دادند و بعداز درگذشت آیت‌الله خویی و آیت‌الله گلپایگانی، مرجعیت تاسی در آیت‌الله اراکی متعین شد.[۱۷]

آیت‌الله اراکی واپسین رینگ از مراجعی بود که از نسل شاگردان آیت‌الله روضه خوان عبدالکریم حائری بودند و بعداز وفات او مرجعیت به شاگردان آیت‌الله خویی، آیت‌الله گلپایگانی و امام خمینی منتقل شد. پس از درگذشت آیت‌الله اراکی مرجعیت از موقعیت تک‌مرجعی بیرون گشت.[مستلزم منبع]

فرزندان
آیت‌الله اراکی سه پسر به اسم‌های ابراهیم، ابوالحسن و علی داشت که ابوالحسن مصلحی از مجتهدان حوزه علمیه قم بوده میباشد. همینطور دو بدن از دختران او همسر آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری بوده‌اند که پس از درگذشت یک کدام از، دیگری به عقد آیت‌الله خوانساری درآمده میباشد. [۱۸]

بازدید : 47
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:19


ابراهیم بن عبدالله (۹۷ - ۱۴۵ق) مشهور به قتیل باخَمن‌را، از نوادگان امام حسن مجتبی(ع)، اخوی نفس زکیه و دو‌مین قیام‌کننده علوی علیه خلافت بنی عباس بود. وی بعد از کشته شدن نفس زکیه (۱۴۵ق)، در بصره قیام کرد و گردآوری زیاد از زیدیان، معتزلیان به وی پیوستند و ابوحنیفه از وی مدد کرد، البته در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در حیطه باخمرا، مجاورت کوفه کشته مسجد قبا مشهد شد.

میلاد و نسب
ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن حسن در سال ۹۷ قمری متولد شد. بابا او عبدالله محض میباشد. عبدالله فرزند حسن مثنی و نوه امام حسن مجتبی(ع) آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

شخصیت
ابراهیم‌ بن عبداللـه مردی ادیب و محدّث بود[۱] و پدرش عبداللـه او‌را برگزید تا به سؤالات مؤسّسان مذهب اعتزال زیرا واصل‌ بن عطا و عمرو بن عبید جواب دهد.[۲] وی شعر نیز می‌سرود و در نزد کامل ضبّی که از دوستداران نهضت بود، گروه‌ای از اشعار ترتیب اعطا کرد که آن‌گاه‌ها به مفضّل منسوب رزرو مسجد قبا مشهد شد.[۳]

قیام بر ضد عباسیان
نوشته‌علمیٔ مهم: قیام ابراهیم بن عبدالله
با روی کارآمدن منصور عباسی مخالفت علویان با عباسیان علنی شد[۴] و بعداز زندانی شدن عبداللـه محض و خانواده‌اش در عراق، ابراهیم و محمد (فرزندان عبدالله) مخالفت خویش را شدت بخشیدند. محمد در سال ۱۴۵ق قیام کرد[۵] و ابراهیم نیز در اولیه رمضان ۱۴۵ق در بصره دست به شماره تلفن مسجد قبا مشهد قیام زد.[۶]

دو ماه بعد از اعلام قیام بر ضد عباسیان، سپاه ابراهیم در ۱ ذی‌القعده ۱۴۵ق از بصره به سمت کوفه رفت[۷] و منصور عباسی نیز عیسی بن موسی را با هیجده هزار نفر روانه مبارزه با ابراهیم کرد.[۸] دو سپاه در حوزه‌ باخمرا در ۱۶ فرسخی (حدود ۸۸ کیلومتر) کوفه به‌هم رسیدند. تقابل این دو دسته حدود دو ماه به‌ارتفاع انجامید.

در اولِ نزاع صفوف مقدم عباسیان ناکامی سنگینی خوردند.[۹] اما بخشی از سپاه عباسی از پشت به سپاه ابراهیم حمله کردند[۱۰] که ضربه سنگینی به سپاه ابراهیم وارد ایجاد کرد. با اصابت تیری به گلوی ابراهیم و کشته‌شدن او در ۲۵ ذی‌الحجه ۱۴۵ق سپاه علویان ضعیف شد و اقتدار روحی سپاه عباسیان ارتقا یافت.[۱۱] از این‌رو موفقیت اول علویان مکان خویش را به باخت اعطا کرد و قیام ابراهیم نافرجام ماند. بعد از کشته شدن ابراهیم راز او را از بدنش جداگانه کرده و نزد خلیفه بردند و پیکر او را در باخمرا دفن کردند.[۱۲]

نبو
تبارنامه حسن مثنی
خوله دختر مراد امام حسن مجتبی
حسن مثنی
فاطمه ام‌داوود
ابراهیم حسن مثلث ام‌کلثوم عبدالله محض زینب داوود
اسماعیل علی ابراهیم
(قتیل باخَمنرا) ادریس نخستین
(مؤسس ادریسیان) محمد
(نفس زکیه) سلیمان
ابراهیم حسین
(صاحب و مالک فخ) آل ادریس محمد
محمد
(ابن طباطبا) حسن
اسحاق
محمد
(طاووس)
آل طاووس


پانویس
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۲۷۳.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۲۵۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۳۲۰.
مهدوی عباس آباد، «قیام محمد بن عبدالله (نفس زکیه) اولیه قیام علویان علیه عباسیان»، ص۱۳۴.
ابن قتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م، ص۳۷۸.
خلیفه بن خیاط، تاریخ، ج۲، ص۶۴۹.
یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۷۷.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵۶۷ و ۵۶۸.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۱۳.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸.
طبری، تاریخ الطبری، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۱۶.
یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۷۸؛ یاقوت، معجم البلدان، ۱۳۷۴ق، ج۱، ص۳۱۶.
منابع
یعقوبی، تاریخ، بیروت، ۱۳۷۹ق.
ابوالفرج اصفهانی، علی بن الحسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق.
خلیفه بن خیاط، تاریخ، به سعی سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۸م.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، بيروت، دار الكتب العلميه، ۱۴۰۷ق.
ابن اثیر، الکامل، بیروت، ۱۴۰۲ق/۱۹۸۲م.
ابن قتیبه، عبداللـه‌بن مسلم، المعارف، به عملکرد گنج عکاشه، قاهره، بی‌نا، ۱۹۶۰م.
مهدوی عباس آباد، محمدرضا، قیام محمد بن عبدالله (نفس زکیه) اولیه قیام علویان علیه عباسیان، نشریه دانش کده علم ها اجتماعی و انسانی دانش کده تبریز، ش۱۶.

بازدید : 30
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 10:34


تقی‌الدین بن نجم‌الدین، دارای شهرت به ابو الصلاح حلبی (۳۷۴-۴۴۷ق)، دانا و متکلم امامی در قرن چهارم هجری و قرن پنجم هجری قمری میباشد. وی از شاگردان سید مرتضی و روحانی طوسی بود. از شاگردان دارای اسم و رسم او می‌اقتدار به ابن‌ بَرّاج و محمد بن علی کراجکی مسجد قبا مشهد اشاره نمود.

نگرش‌های دینی حلبی تا حد متعددی در حدود مدرسه بغداد و متأثر از ایده ها سید مرتضی میباشد. مطابق بینش حلبی، منصب قضا صرفا در صلاحیت امامان معصوم و نایبان آنهاست و افرادی که به نیابت از امام معصوم ذمه ‌دار فرمان قضا می شوند، می بایست خصوصیت‌هایی مانند عقل، بینایی، ورع، عدل و داد، بردباری و قصد و تصمیم جدّی در اجرای احکام داشته باشند. از اثر ها معروف او می‌قدرت الکافی فی الفقه و تخمین المعارف را اسم آدرس مسجد قبا مشهد پیروزی.

معاش و آوازه
ابوالصلاح در سال ۳۷۴ق در حلب چشم به جهان گشود.[۱] برخی منابع،[۲] تاریخ ولادت او‌را ۳۴۷ق بیان کردند که احتمالاً ناشی از تصحیف میباشد.[۳] وی در ۴۴۷ق در مسیر رجوع و برگشت از هجرت حج، در رَمله در فلسطین رزرو مسجد قبا مشهد درگذشت.[۴]

در نوشته‌های علمای شیعه از شيخ ابوالصلاح تقى بن نجم حلبى و سيد‌ ‌ابوالمكارم حمزة بن زهرة، مالک الغنية به «الحلبيان» تعبیر و تفسیر می شود.[۵] و همینطور ابوالصلاح جزو «الشامیون» میباشد که در تعبیروتفسیر علماء به ۴ نفر گفته میشود:

ابوالصلاح تقى بن نجم‌الدين حلبى.
سيد‌ ‌ابوالمكارم بن زهرة حلبى.
قاضى ابن براج.
سديد‌الدين محمود حمصى.
اين ۴ نفر يك مدل علمى را در مباحث فقهى داشته‌اند.[۶]

استادان
ابوالصلاح حلبی از حلب به بغداد رفت و در آنجا نزد سید مرتضی درس خواند و در زمره شاگردان مبرِّز وی قرار گرفت، چنان‌که بعد ها سیدمرتضی جواب استفتائات عموم حلب را به وی ارجاع می‌اعطا کرد.[۷] مدرس دیگر وی روحانی طوسی بود که در کتاب رجال،[۸] حلبی را از شاگردان خویش به شمار آورده میباشد. وی از معاصران حمزة بن عبدالعزیز سلار دیلمی، تالیف کننده کتاب المراسم شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد [۹] [یادداشت ۱]

شاگردان
ابوالصلاح، بعداز یادگرفتن فقه و علم ها دیگر، به حلب برگشت و به درس دادن پرداخت. در حوزه درس وی شاگردان اکثری رشد یافتند. بعضی از شاگردان و راویان حدیث از وی عبارت‌اند از:

اثبات‌ بن اسلم حلبی، که بعداز وفات حلبی بر مکان وی جلسه.
حکم کننده عبدالعزیز ابن‌برّاج
عبدالرحمان‌ بن احمد موءثر نیشابوری
محمد بن علی کراجکی
ابومحمد ریحان‌ بن عبداللّه حبشی[۱۰]
نگرش‌های فقاهتی
نگرش‌های شرعی حلبی تا حد متعددی در حدود مدرسه بغداد و متأثر از آرای استادش سید مرتضی میباشد؛ برای مثال درباره حجت نبودن خبر واحد.[۱۱] با این تمامی، آرای آن دو با یکدیگر اختلافاتی نیز دارا‌هستند که ابوالفتح کراجکی در غایة‌الانصاف فی مسائل‌الخلاف بدان‌ها پرداخته و عمدتاً از نگاه سیدمرتضی تامین نموده است.[۱۲] هر تعدادی آرای شرعی حلبی در هر موضوع کمتر با نگرش دارای شهرت ناسازگار میباشد، در پاره‌ای مفاد او با حیث دارای اسم و رسم به مخالفت برخاسته میباشد.[۱۳]پاره‌ای از فتاوای ابی الصلاح مانند قتل حوصله در بعضی مفاد، به طور تقریب در فقه شیعه نادر‌سوابق بود.[۱۴][یادداشت ۲] طبق نگرش حلبی، منصب قضا فقط در صلاحیت امامان معصوم و نایبان آنهاست و اشخاصی که به نیابت از امام معصوم ذمه ‌دار فرمان قضا میشوند، می بایست عقل، بینایی، وَرَع، عدل و داد، بردباری و قصد و تصمیم جدّی در اجرای احکام داشته باشند.[۱۵] بر این محور، تایید تولی قضاوت، حتی چنانچه از جانب حاکمی ستمگر توصیه گردد، بر واجدان وضعیت، روا، بلکه واجب میباشد؛ چون در واقع، آن‌ها نایب امام به شمار میروند، خیر نماینده قاضی.[۱۶] [یادداشت ۳]


الکافی فی الفقه مهمترین تاثیر ابوصلاح حلبی
اثر ها
بعضی از اثرها گوناگون شرعی و کلامی حلبی، برجامانده میباشد.

مهمترین و مشهورترین تاثیر وی کتاب الکافی فی الفقه میباشد که یک عصر فقه جامع و در بردارنده پاره‌ای مباحث کلامی میباشد. وی در‌این تاثیر آغاز شقوق متفاوت هر زمینه را به اجمال و بعد از آن به‌گستردن تحقیق کرده و حیث خویش را (گاه با استناد به ادلّه) ذکر داشته میباشد. فقهای شیعه به کتاب الکافی بسیار استناد کرده و آن را ستوده‌اند، مثلا ابن ادریس حلی[۱۷] آن را تألیفی پسندیده و محققانه خوانده میباشد.
تألیف دیگر حلبی، تخمین‌ المعارف، مشتمل بر مباحث کلامی، به ویژه توحید و نبوت و امامت و عدل، میباشد. از خصوصیت‌های این تاثیر استعمال از منابعی میباشد که امروزه در دسترس نیستند، مانند تاریخ ثقفی و تاریخ واقدی.
البدایة فی الفقه
العمدة و اللوامع
الکافیة
الشافیة،
گستردن بر الذخیره سید مرتضی
شُبَه‌الملاحدة
منتخب‌ المعارف
المعراج (در حدیث)
البرهان علی ثبوت الایمان.[۱۸]
پانویس

بازدید : 25
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 16:19


ابوبکر بن حسن بن علی بن ابی‌طالب(شهیدشدن: عاشورا سال ۶۱ قمری)، از فرزندان امام حسن مجتبی(ع) که روز عاشورا بعداز برادرش، قاسم بن حسن به دست عبدالله بن عقبه غنوی به شهید مسجد قبا مشهد شدن رسید.

اسم و نسب
ابوبکر بن حسن، فرزند امام حسن(ع) و مادرش اُم وَلَد میباشد.[۱] به اعتقاد و باور برخی او و قاسم بن حسن از یک مامان بودند[۲] که نقل شده نامش رمله بوده میباشد.[۳] وی روز عاشورا به یار برادرانش عبدالله و قاسم به شهیدشدن رسید.[۴] در بعضی منابع ابوبکر فرزند حسین بن علی معرفی آدرس مسجد قبا مشهد گردیده‌است.[۵]

حادثه کربلا
روز عاشورا بعد از برادرش، قاسم بن حسن[۶] عبدالله بن عقبه غنوی با تیری اورا به شهید شدن رساند.[۷] اسم او در زیارت الشهدا (زیارت حوزه‌ غیرمشهور) و رجبیه امام حسین آمده میباشد و در زیارت حیطه قاتلش لعن گردیده‌است.[۸] اشعار سلیمان بن قَتَّه در مرثیه شهدای کربلا، به شهید شدن یکی‌از یاران امام حسین(ع) به دست شخصی از طایفه غنوی اشاره داراست که به دست عبدالله بن عقبه به شهید شدن رزرو مسجد قبا مشهد رسیده میباشد:

و عند غنيٍّ قطرة اینجانب دمائنا
سنجزیهم یوما قیمت لحاظ حلت[۹]
ترجمه: ترجمه: در طایفه بی نیاز، قطره‌ای از خون ما وجود داراست و روزی مطلوب از آن‌ها انتقام می گیریم

اما در برخی منابع، حرملة بن کاهل اسدی آدم کش او معرفی شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد‌ه‌است.[۱۰]

نبو
امام حسن مجتبی (ع)
نبی اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسن مجتبی
خوله ام بشیر ام اسحاق نَفیله بقیه همسران
حسن مثنی حسین طلحه فاطمه
حسن زید ام الحسن ام الحسین قدمت قاسم عبدالله
علی حسن
مالک فخ نفیسه ابوبکر ام عبدالله عبدالرحمن فاطمه ام سلمه رقیه
پانویس
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۸؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبیین، دار المعرفة، ص۹۲.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبیین، دار المعرفة، ص۹۲.
سماوی، إبصارالعین، ۱۴۱۹ق، ص۷۲.
مسعودی، مروج الذهب، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۶۱-۶۲؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۶۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبیین، دار المعرفة، ص۹۲؛ ابن‌اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۷۵؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۴ق، خامسه۱، ص۴۷۶، ۴۷۰؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۴۴۸.
دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۷؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل‌الطالبیین، دار المعرفة، ص۹۲.
دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۲۵۷؛ بلاذری، انساب‌الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۰۱.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۴۵، ص۶۵؛ ج۹۸، ص۲۶۹؛ سید بن طاووس، اقبال‌الأعمال، ۱۳۶۷ق، ص۵۷۴.
بلاذری، انساب‌الاشراف، ۱۹۷۷م، ج۳، ص۲۲۰؛ ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۴ق، خامسه۱، ج۱، ص۵۱۱.
ابن اثیر، الکامل، ۱۹۶۵م، ج۴، ص۹۲.

بازدید : 31
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 10:18


اَقْرَع‌ِ بْن‌ِ حابِس‌، صحابی فرستاده اکرم(ص) و از بزرگان‌ عرب‌ که منابع از دلاوری‌های وی در زمان جاهلی حافظه کرده‌اند. وی در فتح مکه و در غزوه حنین‌ هم پا‌ فرستاده(ص) بود. اقرع‌ به عنوان مثال‌ سران‌ قبایلی‌ بود که‌ راز به‌ کودتا‌ برداشتند و از دادن‌ زکات به‌ ابوبکر خوددداری کردند. درباره مجال و جای درگذشت وی اختلاف متعددی در منابع مشاهده مسجد قبا مشهد می‌گردد.

اسم و نسب
وی از تیره بنی مشاجع از فامیل تمیم‌ بود.[۱] گفته‌اند که‌ فراس‌ اسم‌ داشته‌ و اقرع‌ (= بی‌گیسو‌ رمز) کنیه‌ او‌ بوده‌ میباشد‌،[۲] ولی بر اساس برخی‌ از گزارش‌های دیگر، فراس‌ اسم‌ برادرش‌ بوده‌ میباشد‌.[۳] در گزارش‌های دیگری‌، اسم‌ برادرش‌ را مَرثَد آورده‌اند.[۴] شاید یکی از‌ از انگیزه‌های خلط در بین‌ او‌ و برادرش‌ این‌ میباشد‌ که‌ به‌ هر دو اقرع‌ (= الاقرعان‌) می‌گفته‌اند.[۵] طوسی‌، لقب او‌را ابوبحر آدرس مسجد قبا مشهد آورده‌ میباشد‌.[۶]

پیشینه اقرع در عصر جاهلی
اسم‌ اقرع‌ در ماجرا‌های حماسی‌ عرب‌، پر اسم و رسم به‌ «روزها‌ العرب‌» (ه م‌)، به‌ تیتر‌ گران قدر‌ خاندان بنی‌ تمیم‌ آمده‌ میباشد‌. برپایه بخشی‌ از این‌ احادیث‌، پر اسم و رسم‌ به‌ «یوم‌ آشغال»، تمیمیان‌ به‌ سرکردگی‌ اقرع‌، بر بنی‌ دیده نشده بن‌ وائل‌ تاخته‌اند و در‌این‌ تاخت‌ و تاز اقرع‌ و برادرش‌ به‌ اسارت‌ قوم و قبیله بنو مجموعه‌الله‌ درآمده‌، و بعد از آن‌ آزاد گردیده‌اند.[۷] ابعاد، فرزدق‌، شعر سرا هم‌ تیره اقرع‌ (د ۱۱۰ق‌/۷۲۸م‌)، در جواب‌های‌ شعری‌ خویش به‌ جریر بن‌ عطیه‌ (د ح‌ ۱۱۰ق‌)، به‌ اقرع‌ و دلاوری‌های وی در مبارزه‌های قبیلگی‌ در عصر پیش‌ از اسلام تفاخر کرد.[۸] همینطور‌ گفته‌اند که‌ او‌، در «یوم‌ الکلاب»، از روزها‌ العرب‌، فرمانده‌ بنی‌ حنظله‌ بوده‌ میباشد‌،[۹] ولی در مقایسه‌ با داستان‌ دیگری‌، به‌ حیث میرسد که‌ بین‌ وی و نیایش‌ سفیان‌ بن‌ مجاشع‌ خلطی‌ فیس‌ رزرو مسجد قبا مشهد داده‌ باشد.[۱۰]

همینطور‌ در آنچه‌ به‌ عصر پیش‌ از اسلام‌ از معاش‌ وی مربوط می شود، آورده‌اند که‌ از داوران‌ عرب‌ در بازار عکاظ بود و همو بود که‌ اول‌ توشه مردمان‌ را از قمار برحذر داشت‌.[۱۱] گفته‌اند که‌ اقرع‌ بن‌ حابس‌، مثلا‌ تمیمیانی‌ میباشد‌ که‌ در زمان پیش‌ از اسلام‌، مجوسی‌ شماره تلفن مسجد قبا مشهد بوده‌اند.[۱۲]

ملازمت و همراهی رسول
پس‌ از ظهور اسلام‌، در سال ۸ق‌/۶۲۹م‌ آن گاه‌ که‌ نبی(ص) در روش‌ فتح مکه‌ بود، اقرع‌ به‌ آن‌‌حضرت‌ پیوست‌ و هم‌ با وی‌ وارد مکه‌ شد.[۱۳] در غزوه حنین‌ نیز یار‌ رسول(ص‌) بود[۱۴] و پس‌ از نقطه نهایی‌ پیکار‌، حضرت‌ فرستاده‌(ص) در گزاره «مؤلّفه قلوبهم» به‌ اقرع‌ بن‌ حابس‌ نیز سهمی‌ داد.[۱۵]

اسلام اقرع
ابتدا سال ۹ قمری، گروهی‌ از بنی‌ تمیم‌ از پرداخت‌ مالیات‌ جلوگیری‌ کردند و نبی(ص‌) افرادی‌ را به‌ سوی‌ وی‌ گسیل‌ کرد و شماری‌ از آن‌ها‌ اسیر شدند. اقرع‌ بن‌ حابس‌ در رأس‌ گروهی‌ از بنی‌ تمیم‌ برای‌ استخلاص‌ وی‌ نزد حضرت‌ فرستاده‌(ص‌) آمد و اخلاق و گفتار نامناسب‌ آن ها‌ با آن‌‌حضرت‌، موجب‌ نزول‌ آیه‌های‌ ۲ تا ۵ از سوره حجرات شد. در همین‌ دیدار، بنو تمیم‌ که‌ هنوز اسلام‌ نیاورده‌ بودند، به‌ مفاخرات‌ قبیلگی‌ پرداختند که‌ به‌ فرمان نبی(ص‌) جواب‌ آنها‌ داده‌ شد و اقرع‌ به‌ برتری‌ مسلمان ها‌ اعتراف‌ کرد،[۱۶] و بر مبنای‌ روایتی‌، او‌ در همین‌ داستان، اسلام‌ آورد.[۱۷]

عدم پرداخت زکات به ابوبکر
در سال ۱۱ق‌/۶۳۲م‌، زیرا‌ حضرت‌ نبی‌(ص‌) اشخاصی‌ را به‌ فعالیت توده‌آوری‌ زکات از قبایل‌ گسیل‌ کرد، اقرع‌ را نیز بر قبایل‌ بنی‌ حنظله‌ گماشت‌[۱۸] البته پس‌ از وفات‌ آن‌ حضرت‌، اقرع‌ مثلا‌ سران‌ قبایلی‌ بود که‌ راز به‌ کودتا‌ برداشتند و از دادن‌ زکات‌ به‌ ابوبکر پرهیز کردند.[۱۹] بر مبنای‌ داستان‌ دیگری‌، بیان کننده در آغاز‌، اقرع‌ و یک کدام از‌ دو بدن‌ دیگر، نزد ابوبکر آمدند و برای‌ رویارویی‌ با خاندان‌ خویش، خواهان سهم‌ بیشتری‌ از اموال‌ شدند، ولی خلیفه‌ نپذیرفت‌.[۲۰] براساس‌ گروه‌ روایاتی‌ که‌ طبری‌ درباره اتفاق ها‌ پر اسم و رسم به‌ «منزلت» در خلافت‌ ابوبکر، از عهدوپیمان‌ سیف‌ بن‌ قدمت تمیمی‌ آورده‌ میباشد‌ و معین‌ وجود ندارد‌ تا چه‌ حد می‌اقتدار‌ بر آن ها توکل‌ کرد، اقرع‌ خواهان خراج‌ بحرین‌ شد، البته سرنوشت‌ مراد وی برآورده‌ نگردید.[۲۱] بعد‌ بی‌آنکه‌ از مسئله‌ عاقبت‌ کودتا‌ اقرع‌ و بستگان‌ وی و اختلافش‌ با خلیفه‌ سخنی‌ به‌ فی مابین‌ آید، به‌ دنبال‌ خبر قبل‌ آمده‌ میباشد‌: او‌ در نبرد‌هایی که‌ خالد بن ولید در طی‌ خلافت‌ ابوبکر فرمانده‌ لشکر بود، به‌ ویژه‌ در یمامه‌ و حیره‌، کمپانی‌ جست‌،[۲۲] در لشکرکشی‌ به‌ حیره‌، جلودار لشکر خالد بود[۲۳] در دومه الجندل‌ نیز همدم‌ لشکر شُرَحبیل‌ بن‌ سعد شد.[۲۴]

کمپانی در فتوحات
در روایتی‌ که‌ ابوالحسن‌ مداینی‌ از عهد و پیمان‌ مُفَّضل‌ ضَبّی‌ - راوی‌ دارای اسم و رسم خبر ها و متانت‌ عصر جاهلی‌ - نقل‌ می‌نماید، اقرع‌ بن‌ حابس‌ در فتوحاتی مثل فتح خراسان‌ هم پا‌ احنف بن قیس‌ تمیمی‌ (ه م‌) بود و از سوی‌ وی به‌ فتح‌ جوزجان‌ گسیل‌ شد[۲۵] حتی‌ در پاره‌ای‌ گزارش ها، از حکمرانی‌ وی بر جوزجان‌، از سوی‌ احنف‌ بن‌ قیس‌ حرف‌ به‌ دربین‌ آمده‌ میباشد‌[۲۶] بر مبنای‌ بعضی‌ قصه‌های دیگر، او‌ از سوی‌ عبدالله‌ بن‌ عامر، در رأس‌ لشکری‌ به‌ خراسان‌ گسیل‌ شد،[۲۷] ولی این‌ سپاه‌ ناکام‌ ماند.[۲۸]

درگذشت
در واقع‌ گزارش‌های تاریخی، چندان‌ آشفته‌ و پیچیدگی‌ برانگیز میباشد‌ که‌ نمی‌قدرت‌ از بین‌ آن‌ها به‌ فیض‌ای‌ رسید. برای مثالً در قصه‌ بلاذری‌، مسلمان‌ها‌ در فرماندهی‌ اقرع‌ موفق شدند و توانستند جوزجان را فتح‌ نمایند[۲۹] از سوی‌ دیگر این‌ مورد‌ با مسأله مرگ‌ اقرع‌ نیز رابطه مییابد، چون فتح‌ نواحی‌ خراسان‌ به‌ دوران عثمان‌ واقعه‌ زمین خورد،[۳۰] و ذهبی‌ که‌ بیان کننده به‌ کمپانی‌ اقرع‌ در فتح‌ جوزجان‌ اعتمادی‌ نداشته‌، مرگ‌ او‌را در زمان قدمت بن خطاب‌ آورده‌ میباشد‌.[۳۱] منابع‌ دیگر نیز تاریخ‌ مرگ‌ اورا به‌ سیرتکامل‌ای‌ دیگر آورده‌اند: به عنوان مثالً ابن‌ حجر عسقلانی‌، روایتی‌ نقل‌ می‌نماید که‌ بنابر آن‌، او‌ در اتفاق یرموک‌، یعنی‌ در عصر قدمت، با ۱۰ فرزندش‌ کشته‌ شد،[۳۲] البته‌ به‌ گفته بلاذری‌، اقرع‌ و برادرش‌ مرثد، هر دو در خراسان‌ بازماندگانی‌ دارا هستند.[۳۳]

احادیث اقرع
از روش‌ اقرع‌ بن‌ حابس‌، روایاتی‌ از حضرت‌ پیامبر‌(ص‌) نقل‌ گردیده‌ میباشد‌ و اشخاصی‌ زیرا‌ ابوهریره‌ و ابوسلمه بن‌ عبدالرحمان‌ از او‌ ماجرا‌ کرده‌اند.[۳۴]

بر پایه ی ماجرا فتال نیشابوری، درروضة الواعظین و بصیرة المتعظین، نبی(ص)، امام حسن(ع) را می‌بوسید. اقرع بن حابس اعلام کرد: اینجانب ده پسر دارم و هیچ کدام را نبوسیده‌ام. نبی(ص) فرمود: «مَنْ لَا يَرْحَمْ لَا يُرْحَم‏»، آن کس که رحم و بخشندگی نکند، به وی بخشندگی نمی شود.[۳۵]

بازدید : 19
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 15:22


آنه‌ماری شیمل (به آلمانی:Annemarie Schimmel) (۱۹۲۲-۲۰۰۳م) اسلام‌پژوه، عرفان‌پژوه و شرق‌شناس آلمانی که عشق اکثری به اسلام داشت و اثر ها زیادی در موضوع الهیات، عرفان و فرهنگ وتمدن اسلامی به گویش‌های متفاوت تألیف کرد. وی تصویر ارائه گردیده از اسلام، مسلمانها و نبی اکرم(ص) در اروپای قرن ها وسطی را تحریف‌گردیده می‌دانست. شیمل در قبال کتاب‌های آیه‌ها شیطانی و فارغ از دخترم هیچ زمان، موضع‌گیری کرد؛ با این درحال حاضر، بعضی مالک‌نظران معتقدند برداشت‌های وی از اسلام و مذهب شیعه، کاملا با حقیقت سازگار وجود ندارد. اثرها وی در کشور‌ایران آیتم اعتنا قرار گرفته و بزرگداشت‌هایی برای او برگزار مسجد قبا مشهد گردیده است.

معاش و علم آموزی
آنه‌ماری شیمل، هفتم آوریل ۱۹۲۲م در شهر ارفوت (Erfurt) آلمان، در خانواده‌ای پروتستان دیده به جهان گشود.[۱] وی از کودکی به عالم شرق و اسلام علا‌قه‌مند شد و یادگرفتن گویش عربی را از ۱۵ سالگی استارت و یک جزء از قرآن را محافظت کرد. یک سری سال سپس گویش‌های فارسی و ترکی را یادگرفت.[۲] شیمل در ۱۹سالگی از دانشکده برلین در حرفه گویش‌های شرقی و هنر اسلامی خارج از‌التحصیل شد و در سال ۱۹۵۱ دکترای خویش را در حرفه تاریخ ادیان از دانش کده ماربورگ استحصال آدرس مسجد قبا مشهد کرد.[۳]

خصوصیت‌ها و مسئولیت‌های علمی
شیمل در سال ۱۹۵۲ به ترکیه رفت و ذمه ‌دار سر گروهی کرسی تاریخ و اصول ادیان دانشگاه الهیات آنکارا شد و در سال ۱۹۶۵ مسئولیت کرسی فرهنگ وتمدن اسلامی هند را در دانش کده هاروارد به عهده گرفت.[۴] او سال‌ها در موضوع الهیات اسلامی، تاریخ ادیان و تصوف در دانش کده‌های آلمان، ترکیه و ایالات متحده درس دادن کرد.[۵] شیمل به لهجه‌های آلمانی، انگلیسی، ترکی، عربی، فارسی، فرانسوی و اردو آشنا بود و به بعضی از این لهجه‌ها اثراتی را منتشر کرد.[۶] وی در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۳م(۶ بهمن ۱۳۸۱ش) درگذشت و در شهر بُن آلمان با حضور مجاورت هفتصد نفر از مسلمان‌ها و مسیحیان کشورهای متفاوت به خاک امانت شد.[۷] بر روی سنگ قبر وی این عبارت با خط نستعلیق نقش بسته میباشد: «النّاس نِیامٌ فَإذا ماتوا انتَبَهوا» (عموم خواب میباشند و هنگامی مردند بیدار میشوند). این پاراگراف منتسب به فرستاده اسلام[۸] رزرو مسجد قبا مشهد و امام علی[۹] میباشد.


حدیث «الناس نیام» بر روی سنگ قبر آنه‌ماری شیمل در آرامستان بُن آلمان
تفکر‌ها
تصویر مخدوش از اسلام و شیعه
آنه ماری شیمل معتقد بود تصویری که اروپای قرنها وسطا از اسلام و مسلمان ها و نبی اکرم ارائه داده، مخدوش و تحریف‌شد‌ه‌است.[۱۰] وی بر این اعتقاد بود که برداشتش از اسلام و فرهنگ وتمدن مسلمان‌ها با برداشت شرق‌شناسان دیگر بسیار گوناگون میباشد؛ به این دلیل که به روستاهای مسلمین رفته، با عموم تعامل داشته و داده ها بخش اعظمی استحصال نموده است.[۱۱] همینطور وی در پناه از تشیع این نظر را دارد شیعه ها به‌بر خلاف آنچه علیه آنها داعیه میشود، قیمت و اعتبار سنت، پیمان و اخلاق حضرت نبی(ص) را ذیل سؤال نمی‌مارک و حتی‌در مواقعی، از اهل‌سنت هم بیشتر آن را تصدیق شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌نمایند.[۱۲]

شیوه آیین‌پژوهی
به اطمینان شیمل، دیدگاه پدیدارشناختی، شایسته ترین طریق برای ادراک اسلام میباشد و صرفا روشی میباشد که می‌اقتدار با آن به مشترکات ادیان رسید.[۱۳] تحقیق آثارش پر‌نور می‌نماید شیوه پژوهشگرانی مانند هانری کربن در آشنایی بینش‌های فرقه‌های اسلامی، بیشتر بر طبق منابع کلاسیک و اثر ها اندیشمندان تبارک این فرقه‌هاست؛ ولی شیمل در پاره‌ای از اثر ها خویش، در ذکر اذهان و تامل‌های اسلامی، بیشتر به سخنان شفاهی و مشاهدات خویش از آداب و سنن رایج در بین عموم اعتنا نموده است.[۱۴]

موضع‌گیری علیه سلمان رشدی
آنه‌ماری شیمل از افرادی بود که در طی صدور فتوای ارتداد سلمان رشدی، از سلمان رشدی و کتابش آیه ها شیطانی نقد کرد و ذکر کرد کتاب سلمان رشدی منجر جریحه‌دار شدن احساسات مسلمان‌ها گردیده است. این اظهارنظر وی موجب حمله معارضان فتوای امام خمینی به وی و موضع‌گیری‌های تند علیه وی شد؛ تا جایی که بعضا او‌را ادله کشور ایران دانستند.[۱۵] وی در مکان دیگر گفته میباشد:

«اینجانب تا دم مرگ این ایده ها را آیتم نقد قرار می ‌دهم و آنان‌را محکوم می کنم. دسته‌های فشار متعلق به سلمان رشدی نمی‌توانند من‌را بترسانند. شخصیت فرستاده اسلام(ص) در غرب به صورت درست و مطلوب شناخته گردیده وجود ندارد.»
اما او فتوای امام خمینی در قتل سلمان رشدی را قبول نداشت.[۱۶]

موضع‌گیری علیه کتاب سوای دخترم هیچ گاه
آنه‌ماری شیمل علیه کتاب «سوای دخترم هیچ گاه» موضع مصرح و تندی گرفت. این کتاب تاثیر «بتی محمودی» بود، با مورد نقل و عیب گیری فرهنگ وتمدن اهل ایران-اسلامی که با شمارگان کبیر در اروپا و ایالات متحده منتشر شد و تصویر موهِنی از کشور ایران نماد می‌اعطا کرد. آنه‌ماری شیمل دراین باره اعلام‌کرد:

«اینجانب همواره مخالفت خویش را با محتویات این کتاب اعلام کرده‌ام... اینجانب به جهت شناخت و عشقم به فرهنگ وتمدن و ادبیات جمهوری اسلامی ایران، آگاهانه با محتویات این کتاب مخالفت می‌ورزم... متأسفانه در زمان سال‌های اخیر تبلیغات بی‌رحمانه غرب علیه شرق و اسلام نقط ی اوج گرفته میباشد. اینجانب به‌تیتر یک شرق‌شناس، وظیفه خویش میدانم که از تمدن شرق جانبداری کنم و از حقایق، آن‌سیرتکامل که می‌باشد پناه کنم.»[۱۷]
دعاها اسلامی
آنه‌ماری شیمل در یکی رای زنی‌هایش نقل کرده که دعا ها اسلامی را فارغ از نیاز به ترجمه می خواند و بعضی دعاهای صحیفه سجادیه را به آلمانی ترجمه و منتشر نموده است. وی با نقل خاطره‌ای از تأثیرگذاری دعاهای صحیفه سجادیه بر روی شخصی متعصب و کاتولیک، دعاهای صحیفه را بر عموم غرب کارساز میداند.[۱۸]

موضوع‌های موردعلاقه و تأثیرگذار
آنه ماری شیمل از کودکی به عرفان و تصوف عشق و علاقه داشت و این مسئله، به اساسی‌ترین شالوده تفحص‌های وی تبدیل شد؛ تا جایی که خویش معتقد بود که مجموع معاش‌اش را وقف تصوف نموده است.[۱۹] اقبال لاهوری و مولوی، دو شخصیت بسیار دوست داستنی و تأثیرگذار بر شیمل بودند. او از جوانی با این دو شخصیت آشنا گردیده بود، اثرها زیادی درباره این دو شخصیت تألیف کرده و در دیگر آثارش نیز به مناسبت‌های گوناگون از درنگ‌هایشان خاطر نموده است.[۲۰]

بازدید : 49
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 15:23


سید کاظم حسینی حائِری (زاده ۱۳۱۷ش) از مراجع تبعیت شیعه و از شاگردان سید محمدباقر صدر میباشد. بعد از شهید شدن سید محمد صدر، گروهی از عموم عراق به سفارش صدر، او را به‌تیتر مرجع فقهی و سیاسی خویش برگزیدند. حائری در اولیه صفر سال ۱۴۴۴ق به انگیزه ناتوانی جسمی از مرجعیت گوشه‌گیری مسجد قبا مشهد کرد.

حائری بعد از علم آموزی در حوزه علمیه نجف، در سال ۱۳۹۴ق (۱۳۵۳ش) به کشور‌ایران سفر کرد و عمل‌های علمی خویش را در حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد. او در قم یک مکتب علمیه به گویش عربی و یک مؤسسه تبلیغی اساس‌گذاری کرد و بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین در عراق نیز مکتب‌ای علمیه در نجف تأسیس آدرس مسجد قبا مشهد نمود.

سید کاظم حائری دگرگونی در نحوه آموزشی رایج در ناحیههای علمیه را ضروری میداند. وی پیشین و بعداز سرنگونی نظام بعث بیانیه‌هایی درباره مسائل سیاسی عراق صادر کرد و حضور اشغالگران در‌این میهن را محکوم نمود و درباره قانون اساسی ایران عراق اعلام موضع کرد. حائری کتاب‌ها و مقالاتی تألیف نموده است؛ به عنوان مثال أساس الحکومة الإسلامیة، الإمامة وقیادة المجتمع، ولایة الأمر رزرو مسجد قبا مشهد فی بعدازظهر الغیبة.

معاش‌طومار
سید کاظم حسینی حائری در ۱۰ شعبان ۱۳۵۷ق در کربلا چشم به جهان گشود.[۱] کنیه حائری را بیان‌کننده ولادت وی و پدرش در کربلا (حائر حسینی) دانسته‌اند.[۲] سید کاظم حائری اصالتاً اهل ایران میباشد.[۳] پدرش سید علی حسینی حائری در حوزه علمیه کربلا به علم آموزی پرداخت و آن‌گاه به نجف هجرت کرد و در سال ۱۳۹۸ق شماره تلفن مسجد قبا مشهد درگذشت.[۴]

سید کاظم حائری در ۲۴ سالگی تزویج کرد. سید جواد یکی‌از فرزندان او، در حفاظت از ایران در نبرد کشور ایران و عراق به شهیدشدن رسید.[۵]

عمل‌های علمی
سید کاظم حائری دروس حوزوی را نزد پدرش و دیگر اساتید حوزه علمیه نجف آموخت.[۶] او قبل از هفده سالگی دروس سطح حوزوی را به پایان رسانید و به برهه زمانی چهارده سال در درس بیرون فقه و اصول سید محمود حسینی شاهرودی کمپانی کرد.[۷] آیت الله شاهرودی بعضی از استفتائات خویش را به سید کاظم ارجاع داده میباشد.[۸]

حائری آنگاه به مقطع دوازده سال در درس‌های فقه، اصول، فلسفه و اقتصاد سید محمدباقر صدر کمپانی کرد و در تألیف کتاب الاُسُس المنطقیّة للاِستقراء، با او همیاری علمی داشت.[۹]

هجرت به قم
سید کاظم حائری در جمادی‌الاولی ۱۳۹۴ق/۱۳۵۳ش[۱۰] از نجف به قم مسافرت کرد و بازه کوتاهی به درس دادن درس‌های سطح خوب در حوزه علمیه قم پرداخت و بعداز آن درس دادن درس بیرون فقه و اصول را استارت کرد.[۱۱] او همینطور بعضی موضوعات همانند قضاوت، ولایت دستور در بعدازظهر غایب بودن و «فقه العقود» را به طریق تطبیقی (مقارن) در میان فقه و دانش دستمزد درس دادن نموده است.[۱۲]

حائری در سال ۱۴۰۱ق مکتب علمیه‌ای در شهر قم به اسم شهید محمدباقر صدر تأسیس کرد که در آن علم ها اهل البیت(ع) به لهجه عربی برای عراقیان بومی کشور ایران درس دادن می گردد. وی همینطور مؤسسه‌ای تبلیغی به اسم شهید صدر تأسیس کرد که در مسئله اعزام روحانیان برای تبلیغ در بخش ها متفاوت فعالیت می کند. مشابه همین مؤسسه را نیز بعداز سقوط نظام بعث، در نجف شالوده‌گذاری کرد.[۱۳]

تألیفات
نوشته‌علمیٔ مهم: فهرست اثر ها سید کاظم حائری

کتاب مباحث الاصول، تقریرات سید کاظم حائری بر درس استادش محمدباقر صدر
سید کاظم حائری کتاب‌ها و مقالاتی در قضیه‌های مختلف برای مثال فقه، اصول، حکومت اسلامی و امامت تألیف نموده است. بعضی از اثرها وی عبارتند از:

مباحثُ الاصول: حائری درین کتاب، تقریر درس‌های استادش شهید صدر را مطرح کرده و بر آنان تعلیقه زده میباشد.
شالودهُ الحکومةِ الاِسلامیة: درین کتاب نظر ها دموکراسی، شورا و ولایت فقید به نحوه استدلالی و تطبیقی آیتم تحقیق قرار گرفته میباشد.
ولایةُ الاَمْرِ فی عَصرِ الْغَیبة: کتابی فقاهتی و استدلالی میباشد و در آن به مهم ترین مسائل مطرح درباره ولایت دستور در طول غایب بودن امام مهدی(عج) پرداخته شد‌ه‌است.

کتاب المرجعیة و القیادة، از تالیفات سید کاظم حائری
القضاءُ فِی الْفِقهِ الاِسلامی: این کتاب حاوی مهمترین مباحث قضاء در فقه اسلامی میباشد و برخی از آنان با مباحث حقوقی تطبیق داده گردیده است.
الاِمامةُ و قیادةُ الْمُجتمع: حائری درین کتاب درباره منصب امامت امامان معصوم(ع) و رهبری امت مشاجره نموده است.
مقالةُ اَدوارِ التَّأریخِ فِی الْقرآنِ الکریم: او در‌این نوشته‌ی‌علمی که در چهار شماره از خبر نامه «الحوار الفکری والسیاسی» طی سال‌های ۱۴۰۵ تا ۱۴۰۷ق به چاپ رسید، به تعبیروتفسیر موضوعی قرآن مهربان پرداخته میباشد. این دعوا، ادامه سخنرانی‌های شهید صدر میباشد که در کتابی به اسم «المدرسة القرآنیة» به چاپ رسیده میباشد.
نظرةُ الاِدرود اِلی الْدستمزد الزَّوْجِیَّة: حائری این دعوا را در ششمی همایش تفکر اسلامی (المؤتمر السادس للفکر الإسلامی) ارائه کرد و در تاریخ ۱۴۰۸ق به چاپ رسید.
حقوق و دستمزدُ الْمَرْاَةِ فِی الْاِدرود: این نوشته‌علمی در شماره ۲۱ خبر نامه رسالة الثقلین منتشر شد‌ه‌است.[۱۴]
بینش‌ها و مقام علمی
حائری قائل به بایستگی دگرگونی در روش رایج آموزشی در حوزه علمیه میباشد و تحولات مد حیث خویش را در مکتب زیر احاطه خویش (مکتب شهید صدر) جاری ساختن نموده است. وی همینطور نحوه درس بیرون را نیز مستلزم دگرگونی می داند.[۱۵]

از محمدباقر صدر سخنانی در تأیید منزلت علمی سید کاظم حائری نقل گردیده است.[۱۶] از سید محمد صدر نیز نقل گردیده‌است که حائری را اعلم بعد از خویش دانسته و عموم را برای پیروی به وی ارجاع داده میباشد.[۱۷]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 483
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه