اَقْرَعِ بْنِ حابِس، صحابی فرستاده اکرم(ص) و از بزرگان عرب که منابع از دلاوریهای وی در زمان جاهلی حافظه کردهاند. وی در فتح مکه و در غزوه حنین هم پا فرستاده(ص) بود. اقرع به عنوان مثال سران قبایلی بود که راز به کودتا برداشتند و از دادن زکات به ابوبکر خوددداری کردند. درباره مجال و جای درگذشت وی اختلاف متعددی در منابع مشاهده مسجد قبا مشهد میگردد.
اسم و نسب
وی از تیره بنی مشاجع از فامیل تمیم بود.[۱] گفتهاند که فراس اسم داشته و اقرع (= بیگیسو رمز) کنیه او بوده میباشد،[۲] ولی بر اساس برخی از گزارشهای دیگر، فراس اسم برادرش بوده میباشد.[۳] در گزارشهای دیگری، اسم برادرش را مَرثَد آوردهاند.[۴] شاید یکی از از انگیزههای خلط در بین او و برادرش این میباشد که به هر دو اقرع (= الاقرعان) میگفتهاند.[۵] طوسی، لقب اورا ابوبحر آدرس مسجد قبا مشهد آورده میباشد.[۶]
پیشینه اقرع در عصر جاهلی
اسم اقرع در ماجراهای حماسی عرب، پر اسم و رسم به «روزها العرب» (ه م)، به تیتر گران قدر خاندان بنی تمیم آمده میباشد. برپایه بخشی از این احادیث، پر اسم و رسم به «یوم آشغال»، تمیمیان به سرکردگی اقرع، بر بنی دیده نشده بن وائل تاختهاند و دراین تاخت و تاز اقرع و برادرش به اسارت قوم و قبیله بنو مجموعهالله درآمده، و بعد از آن آزاد گردیدهاند.[۷] ابعاد، فرزدق، شعر سرا هم تیره اقرع (د ۱۱۰ق/۷۲۸م)، در جوابهای شعری خویش به جریر بن عطیه (د ح ۱۱۰ق)، به اقرع و دلاوریهای وی در مبارزههای قبیلگی در عصر پیش از اسلام تفاخر کرد.[۸] همینطور گفتهاند که او، در «یوم الکلاب»، از روزها العرب، فرمانده بنی حنظله بوده میباشد،[۹] ولی در مقایسه با داستان دیگری، به حیث میرسد که بین وی و نیایش سفیان بن مجاشع خلطی فیس رزرو مسجد قبا مشهد داده باشد.[۱۰]
همینطور در آنچه به عصر پیش از اسلام از معاش وی مربوط می شود، آوردهاند که از داوران عرب در بازار عکاظ بود و همو بود که اول توشه مردمان را از قمار برحذر داشت.[۱۱] گفتهاند که اقرع بن حابس، مثلا تمیمیانی میباشد که در زمان پیش از اسلام، مجوسی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بودهاند.[۱۲]
ملازمت و همراهی رسول
پس از ظهور اسلام، در سال ۸ق/۶۲۹م آن گاه که نبی(ص) در روش فتح مکه بود، اقرع به آنحضرت پیوست و هم با وی وارد مکه شد.[۱۳] در غزوه حنین نیز یار رسول(ص) بود[۱۴] و پس از نقطه نهایی پیکار، حضرت فرستاده(ص) در گزاره «مؤلّفه قلوبهم» به اقرع بن حابس نیز سهمی داد.[۱۵]
اسلام اقرع
ابتدا سال ۹ قمری، گروهی از بنی تمیم از پرداخت مالیات جلوگیری کردند و نبی(ص) افرادی را به سوی وی گسیل کرد و شماری از آنها اسیر شدند. اقرع بن حابس در رأس گروهی از بنی تمیم برای استخلاص وی نزد حضرت فرستاده(ص) آمد و اخلاق و گفتار نامناسب آن ها با آنحضرت، موجب نزول آیههای ۲ تا ۵ از سوره حجرات شد. در همین دیدار، بنو تمیم که هنوز اسلام نیاورده بودند، به مفاخرات قبیلگی پرداختند که به فرمان نبی(ص) جواب آنها داده شد و اقرع به برتری مسلمان ها اعتراف کرد،[۱۶] و بر مبنای روایتی، او در همین داستان، اسلام آورد.[۱۷]
عدم پرداخت زکات به ابوبکر
در سال ۱۱ق/۶۳۲م، زیرا حضرت نبی(ص) اشخاصی را به فعالیت تودهآوری زکات از قبایل گسیل کرد، اقرع را نیز بر قبایل بنی حنظله گماشت[۱۸] البته پس از وفات آن حضرت، اقرع مثلا سران قبایلی بود که راز به کودتا برداشتند و از دادن زکات به ابوبکر پرهیز کردند.[۱۹] بر مبنای داستان دیگری، بیان کننده در آغاز، اقرع و یک کدام از دو بدن دیگر، نزد ابوبکر آمدند و برای رویارویی با خاندان خویش، خواهان سهم بیشتری از اموال شدند، ولی خلیفه نپذیرفت.[۲۰] براساس گروه روایاتی که طبری درباره اتفاق ها پر اسم و رسم به «منزلت» در خلافت ابوبکر، از عهدوپیمان سیف بن قدمت تمیمی آورده میباشد و معین وجود ندارد تا چه حد میاقتدار بر آن ها توکل کرد، اقرع خواهان خراج بحرین شد، البته سرنوشت مراد وی برآورده نگردید.[۲۱] بعد بیآنکه از مسئله عاقبت کودتا اقرع و بستگان وی و اختلافش با خلیفه سخنی به فی مابین آید، به دنبال خبر قبل آمده میباشد: او در نبردهایی که خالد بن ولید در طی خلافت ابوبکر فرمانده لشکر بود، به ویژه در یمامه و حیره، کمپانی جست،[۲۲] در لشکرکشی به حیره، جلودار لشکر خالد بود[۲۳] در دومه الجندل نیز همدم لشکر شُرَحبیل بن سعد شد.[۲۴]
کمپانی در فتوحات
در روایتی که ابوالحسن مداینی از عهد و پیمان مُفَّضل ضَبّی - راوی دارای اسم و رسم خبر ها و متانت عصر جاهلی - نقل مینماید، اقرع بن حابس در فتوحاتی مثل فتح خراسان هم پا احنف بن قیس تمیمی (ه م) بود و از سوی وی به فتح جوزجان گسیل شد[۲۵] حتی در پارهای گزارش ها، از حکمرانی وی بر جوزجان، از سوی احنف بن قیس حرف به دربین آمده میباشد[۲۶] بر مبنای بعضی قصههای دیگر، او از سوی عبدالله بن عامر، در رأس لشکری به خراسان گسیل شد،[۲۷] ولی این سپاه ناکام ماند.[۲۸]
درگذشت
در واقع گزارشهای تاریخی، چندان آشفته و پیچیدگی برانگیز میباشد که نمیقدرت از بین آنها به فیضای رسید. برای مثالً در قصه بلاذری، مسلمانها در فرماندهی اقرع موفق شدند و توانستند جوزجان را فتح نمایند[۲۹] از سوی دیگر این مورد با مسأله مرگ اقرع نیز رابطه مییابد، چون فتح نواحی خراسان به دوران عثمان واقعه زمین خورد،[۳۰] و ذهبی که بیان کننده به کمپانی اقرع در فتح جوزجان اعتمادی نداشته، مرگ اورا در زمان قدمت بن خطاب آورده میباشد.[۳۱] منابع دیگر نیز تاریخ مرگ اورا به سیرتکاملای دیگر آوردهاند: به عنوان مثالً ابن حجر عسقلانی، روایتی نقل مینماید که بنابر آن، او در اتفاق یرموک، یعنی در عصر قدمت، با ۱۰ فرزندش کشته شد،[۳۲] البته به گفته بلاذری، اقرع و برادرش مرثد، هر دو در خراسان بازماندگانی دارا هستند.[۳۳]
احادیث اقرع
از روش اقرع بن حابس، روایاتی از حضرت پیامبر(ص) نقل گردیده میباشد و اشخاصی زیرا ابوهریره و ابوسلمه بن عبدالرحمان از او ماجرا کردهاند.[۳۴]
بر پایه ی ماجرا فتال نیشابوری، درروضة الواعظین و بصیرة المتعظین، نبی(ص)، امام حسن(ع) را میبوسید. اقرع بن حابس اعلام کرد: اینجانب ده پسر دارم و هیچ کدام را نبوسیدهام. نبی(ص) فرمود: «مَنْ لَا يَرْحَمْ لَا يُرْحَم»، آن کس که رحم و بخشندگی نکند، به وی بخشندگی نمی شود.[۳۵]
اَقْرَعِ بْنِ حابِس، صحابی فرستاده اکرم(ص) و از بزرگان عرب که منابع از دلاوریهای وی در زمان جاهلی حافظه کردهاند. وی در فتح مکه و در غزوه حنین هم پا فرستاده(ص) بود. اقرع به عنوان مثال سران قبایلی بود که راز به کودتا برداشتند و از دادن زکات به ابوبکر خوددداری کردند. درباره مجال و جای درگذشت وی اختلاف متعددی در منابع مشاهده مسجد قبا مشهد میگردد.
اسم و نسب
وی از تیره بنی مشاجع از فامیل تمیم بود.[۱] گفتهاند که فراس اسم داشته و اقرع (= بیگیسو رمز) کنیه او بوده میباشد،[۲] ولی بر اساس برخی از گزارشهای دیگر، فراس اسم برادرش بوده میباشد.[۳] در گزارشهای دیگری، اسم برادرش را مَرثَد آوردهاند.[۴] شاید یکی از از انگیزههای خلط در بین او و برادرش این میباشد که به هر دو اقرع (= الاقرعان) میگفتهاند.[۵] طوسی، لقب اورا ابوبحر آدرس مسجد قبا مشهد آورده میباشد.[۶]
پیشینه اقرع در عصر جاهلی
اسم اقرع در ماجراهای حماسی عرب، پر اسم و رسم به «روزها العرب» (ه م)، به تیتر گران قدر خاندان بنی تمیم آمده میباشد. برپایه بخشی از این احادیث، پر اسم و رسم به «یوم آشغال»، تمیمیان به سرکردگی اقرع، بر بنی دیده نشده بن وائل تاختهاند و دراین تاخت و تاز اقرع و برادرش به اسارت قوم و قبیله بنو مجموعهالله درآمده، و بعد از آن آزاد گردیدهاند.[۷] ابعاد، فرزدق، شعر سرا هم تیره اقرع (د ۱۱۰ق/۷۲۸م)، در جوابهای شعری خویش به جریر بن عطیه (د ح ۱۱۰ق)، به اقرع و دلاوریهای وی در مبارزههای قبیلگی در عصر پیش از اسلام تفاخر کرد.[۸] همینطور گفتهاند که او، در «یوم الکلاب»، از روزها العرب، فرمانده بنی حنظله بوده میباشد،[۹] ولی در مقایسه با داستان دیگری، به حیث میرسد که بین وی و نیایش سفیان بن مجاشع خلطی فیس رزرو مسجد قبا مشهد داده باشد.[۱۰]
همینطور در آنچه به عصر پیش از اسلام از معاش وی مربوط می شود، آوردهاند که از داوران عرب در بازار عکاظ بود و همو بود که اول توشه مردمان را از قمار برحذر داشت.[۱۱] گفتهاند که اقرع بن حابس، مثلا تمیمیانی میباشد که در زمان پیش از اسلام، مجوسی شماره تلفن مسجد قبا مشهد بودهاند.[۱۲]
ملازمت و همراهی رسول
پس از ظهور اسلام، در سال ۸ق/۶۲۹م آن گاه که نبی(ص) در روش فتح مکه بود، اقرع به آنحضرت پیوست و هم با وی وارد مکه شد.[۱۳] در غزوه حنین نیز یار رسول(ص) بود[۱۴] و پس از نقطه نهایی پیکار، حضرت فرستاده(ص) در گزاره «مؤلّفه قلوبهم» به اقرع بن حابس نیز سهمی داد.[۱۵]
اسلام اقرع
ابتدا سال ۹ قمری، گروهی از بنی تمیم از پرداخت مالیات جلوگیری کردند و نبی(ص) افرادی را به سوی وی گسیل کرد و شماری از آنها اسیر شدند. اقرع بن حابس در رأس گروهی از بنی تمیم برای استخلاص وی نزد حضرت فرستاده(ص) آمد و اخلاق و گفتار نامناسب آن ها با آنحضرت، موجب نزول آیههای ۲ تا ۵ از سوره حجرات شد. در همین دیدار، بنو تمیم که هنوز اسلام نیاورده بودند، به مفاخرات قبیلگی پرداختند که به فرمان نبی(ص) جواب آنها داده شد و اقرع به برتری مسلمان ها اعتراف کرد،[۱۶] و بر مبنای روایتی، او در همین داستان، اسلام آورد.[۱۷]
عدم پرداخت زکات به ابوبکر
در سال ۱۱ق/۶۳۲م، زیرا حضرت نبی(ص) اشخاصی را به فعالیت تودهآوری زکات از قبایل گسیل کرد، اقرع را نیز بر قبایل بنی حنظله گماشت[۱۸] البته پس از وفات آن حضرت، اقرع مثلا سران قبایلی بود که راز به کودتا برداشتند و از دادن زکات به ابوبکر پرهیز کردند.[۱۹] بر مبنای داستان دیگری، بیان کننده در آغاز، اقرع و یک کدام از دو بدن دیگر، نزد ابوبکر آمدند و برای رویارویی با خاندان خویش، خواهان سهم بیشتری از اموال شدند، ولی خلیفه نپذیرفت.[۲۰] براساس گروه روایاتی که طبری درباره اتفاق ها پر اسم و رسم به «منزلت» در خلافت ابوبکر، از عهدوپیمان سیف بن قدمت تمیمی آورده میباشد و معین وجود ندارد تا چه حد میاقتدار بر آن ها توکل کرد، اقرع خواهان خراج بحرین شد، البته سرنوشت مراد وی برآورده نگردید.[۲۱] بعد بیآنکه از مسئله عاقبت کودتا اقرع و بستگان وی و اختلافش با خلیفه سخنی به فی مابین آید، به دنبال خبر قبل آمده میباشد: او در نبردهایی که خالد بن ولید در طی خلافت ابوبکر فرمانده لشکر بود، به ویژه در یمامه و حیره، کمپانی جست،[۲۲] در لشکرکشی به حیره، جلودار لشکر خالد بود[۲۳] در دومه الجندل نیز همدم لشکر شُرَحبیل بن سعد شد.[۲۴]
کمپانی در فتوحات
در روایتی که ابوالحسن مداینی از عهد و پیمان مُفَّضل ضَبّی - راوی دارای اسم و رسم خبر ها و متانت عصر جاهلی - نقل مینماید، اقرع بن حابس در فتوحاتی مثل فتح خراسان هم پا احنف بن قیس تمیمی (ه م) بود و از سوی وی به فتح جوزجان گسیل شد[۲۵] حتی در پارهای گزارش ها، از حکمرانی وی بر جوزجان، از سوی احنف بن قیس حرف به دربین آمده میباشد[۲۶] بر مبنای بعضی قصههای دیگر، او از سوی عبدالله بن عامر، در رأس لشکری به خراسان گسیل شد،[۲۷] ولی این سپاه ناکام ماند.[۲۸]
درگذشت
در واقع گزارشهای تاریخی، چندان آشفته و پیچیدگی برانگیز میباشد که نمیقدرت از بین آنها به فیضای رسید. برای مثالً در قصه بلاذری، مسلمانها در فرماندهی اقرع موفق شدند و توانستند جوزجان را فتح نمایند[۲۹] از سوی دیگر این مورد با مسأله مرگ اقرع نیز رابطه مییابد، چون فتح نواحی خراسان به دوران عثمان واقعه زمین خورد،[۳۰] و ذهبی که بیان کننده به کمپانی اقرع در فتح جوزجان اعتمادی نداشته، مرگ اورا در زمان قدمت بن خطاب آورده میباشد.[۳۱] منابع دیگر نیز تاریخ مرگ اورا به سیرتکاملای دیگر آوردهاند: به عنوان مثالً ابن حجر عسقلانی، روایتی نقل مینماید که بنابر آن، او در اتفاق یرموک، یعنی در عصر قدمت، با ۱۰ فرزندش کشته شد،[۳۲] البته به گفته بلاذری، اقرع و برادرش مرثد، هر دو در خراسان بازماندگانی دارا هستند.[۳۳]
احادیث اقرع
از روش اقرع بن حابس، روایاتی از حضرت پیامبر(ص) نقل گردیده میباشد و اشخاصی زیرا ابوهریره و ابوسلمه بن عبدالرحمان از او ماجرا کردهاند.[۳۴]
بر پایه ی ماجرا فتال نیشابوری، درروضة الواعظین و بصیرة المتعظین، نبی(ص)، امام حسن(ع) را میبوسید. اقرع بن حابس اعلام کرد: اینجانب ده پسر دارم و هیچ کدام را نبوسیدهام. نبی(ص) فرمود: «مَنْ لَا يَرْحَمْ لَا يُرْحَم»، آن کس که رحم و بخشندگی نکند، به وی بخشندگی نمی شود.[۳۵]

نکات مهم برای رزرو مسجد جهت برگزاری مراسم ترحیم در مشهد