loading...

بهترین مرجع مسجد قبا مشهد

بازدید : 50
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 10:07


حسین بن منصور، (۲۴۴-۳۰۹ق) معروف به حلاج، از عارفان و صوفیان عالم اسلام که اختلافات فراوانی درباره مذهب، عقاید و اقدامات وی وجود داراست. برخی اورا سنی دانسته‌اند، البته مبتنی بر برخی منابع شیعه، و همینطور بنابر نقل خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد، حلاج منسوب به شیعه ها بوده میباشد. حلاج را از قرمطیان، معتقد به اتحاد و حلول، زندیق، اهل سحر و شعبده و همینطور کافر خوانده‌اند. همینطور او‌را مدعا امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانسته‌اند. مذهب وی، گاه شیعه زیدی، گاه اسماعیلی و گاه شیعه اثناعشری دانسته گردیده و وی در محکمه‌هایی خویش را از اهل سنت و معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن معرفی مسجد قبا مشهد نموده است.

بعضا از حکما و فیلسوفان مسلمان و شیعه از قرن هفتم به سپس، حلاج را تحسین کرده و اورا ستوده‌اند؛ برای مثال خواجه نصیرالدین طوسی، حاکم نورالله شوشتری، ملاصدرای شیرازی، حاکم سعید قمی، و علامه طباطبایی. در همین حالا بخش اعظمی از فقها و محدثان شیعه، با اعتماد به توقیع امام فرصت(ع) خطاب به حسین بن روح درباره شلمغانی، اورا کافر دانسته‌اند. ابن بابویه، روحانی طوسی و علامه حلی، برای مثال فقها و محدثانی می‌باشند که به بی دینی حلاج آدرس مسجد قبا مشهد حکم داده‌اند.

معاش
حسین بن منصور مَحمِی یا این که مُحَمّیٰ، حدود ۲۴۴ق در بیضای عجم چشم به جهان گشود.[۱] درباره ملقب شدن وی به حلّاج، دلایلی مذکور میباشد؛ مثلا از احمد بن حسین، پسر حلاج آورده شده که زیرا پدرم اسرار عموم را افشا می کرد و از غیب خبر می‌بخشید، به حلّاج الاسرار(کنایه از فاش کننده اسرار) جهانی شد. برخی دیگر گفته‌اند منصور، بابا حلاج، پنبه‌زن بوده و وی هم به فعالیت پدرش شناخته رزرو مسجد قبا مشهد گردیده است.

[۲] بابا وی در سال ۲۵۵ق به واسط کوچ کرد و حلاج، مراقبت قرآن و یادگرفتن‌های مقدماتی را در فضایی حنبلی‌مذهب شروع کرد و بعداز ۱۶ سالگی (در ۲۶۰ق) به شوشتر رفت و در مدرسه سهل وآسان بن عبدالله تستری حاضر شد و به ریاضت پرداخت.[۳] حلاج در سال ۲۶۲ش که آسان بن عبدالله به بصره تبعید شد، به بصره رفت و به عده مریدان عمرو بن عثمان مکی شماره تلفن مسجد قبا مشهد پیوست.[۴]

حلاج در ۲۶۴ ق، در بیست سالگی با دختر ابویعقوب اقطع تزویج کرد و صاحب و مالک سه پسر و یک دختر شد.[۵] وی در به عبارتی بیست سالگی به بغداد رفت و از مریدان جنید بغدادی شد.[۶]

دستور قتل حلاج در ۲۴ ذی‌القعده ۳۰۹ق صادر شد. اورا آغاز هزار تازیانه زدند، دست و پایش را بریدند و بدنش را به دار آویختند، آن‌گاه سرش را بریدند، جسدش را حریق زدند و خاکسترش را به دجله ریختند.[۷][۸]

مذهب و طریقه‌ها
اختلافات بخش اعظمی درباره مذهب حلاج وجود داراست؛ بعضا اورا سنی‌مذهب و درپی فقه حنفی دانسته‌اند. [۹] حلاج در دادگاه‌های گوناگون، خویش را از اهل سنت، معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن، و همینطور خداترس به توحید و نبوت معرفی می کرد.[۱۰] البته در جایی دیگر در جواب به هر کس از دینش پرسید، خویش را بر «آئین الهی» خواند.[۱۱]

بعضی مانند بدون نقص مصطفی شیبی و عبدالحسین زرین‌کوب، از انتساب وی به شیعه کلام گفته‌اند.[۱۲] بدون نقص مصطفی شیبی در کتاب «الصلة فی مابین التصوف و التشیع»، یقین حلاج به تشیع اثناعشری را با پشت گرمی به محتوای کتاب «الإحاطة والفرقان» که از اثرها حلاج میباشد، آشکار دانسته میباشد.[۱۳]

در مقابل اینها، برخی دیگر او‌را از آیین بیرون دانسته و او‌را زندیق، اهل سحر و شعبده و حتی کافر خوانده‌اند.[۱۴] برخی دیگر او‌را مدعا امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانسته‌اند.[۱۵]

حلاج، بینش‌های شرعی و کلامی ویژه‌ و اختلاف‌برانگیزی داشته و ایده ها وی درباره تصوف، همواره گزینه مشاجره بوده میباشد.[۱۶] وی معتقد بود که می‌اقتدار از اجرا پاره‌ای از واجبات دینی امتناع کرد. بنابر نظرها حلاج، خدا از داشتن ارتفاع و پهنا تمیز میباشد، یک روح ناطق غیرمخلوق میباشد و با روح عبد و بنده بازهد، اتحاد دارااست.[۱۷] به یقین حلاج، شوق و اشتیاق به سختی و درد و تسلیم شدن در قبال آن، وسیله اتحاد بی نقص با عزم الهی میباشد.[۱۸]

سفرهای تبلیغی
حلاج در سال ۲۷۰ق به مسافرت حج رفت، و در ۲۷۱ق، به بغداد رجوع و در حضور جنید بغدادی، سخنانی بر گویش آورد که جنید از وی رنجید و درباره سرانجام سخنانش به وی هشدار اعطا کرد و برای اول توشه او‌را از ادعاهای بلندمرتبه نهی کردن کرد.[۱۹] مخالفت جنید با حلاج منجر شد که بعضی صوفیان گران قدر هم‌بعدازظهر وی مانند قدمت مکی و ابویعقوب اقطع هم حلاج را طرد و با وی مخالفت نمایند.[۲۰] از این پس، لباس صوفیانه را کنار گذاشت و بیشتر عمرش در مسافرت به بخشها متعدد سپری شد.[۲۱]

حسین بن منصور حلاج، در سال ۲۷۵ق، سفری پنج ساله به خراسان، ماوراءالنهر، سیستان، کرمان، عجم و دیگر نقاط داشت و به تبلیغ نگرش‌های خویش پرداخت.[۲۲] وی آن گاه نزد خانواده‌اش در اهواز برگشت و در سال ۲۸۱ق به یار و همدم توده فراوانی از مریدانش به مهاجرت حج رفت و درین هجرت به ساحری، شیادی و رابطه با اجنه تبهکار شد.[۲۳] وی مجدد سفری پنج ساله به خراسان، ماوراءالنهر، هندوستان، چین، و کشور‌ایران، به تبلیغ نگرش‌های خویش پرداخت.[۲۴] وی در همین مهاجرت سعی کرد با علمای امامیه در قم ارتباط برقرار نماید، ولی موفقیتی به دست نیاورد و مجرم به ادعای ربوبیت و مهدویت شد. در اصفهان هم علی بن سهل و آسان اصفهانی، حلاج را تکفیر کرد.[۲۵]

وی در سال ۲۹۰ق به بغداد رجوع، بعد به مهاجرت حج رفت، و این مسافرت دو سال به درازا کشید. حلاج در سال ۲۹۳ق در منزل خویش بنایی مشابه به کعبه تشکیل داد و شب‌ها در گورستان نماز می خواند و در کوچه و بازار، حرف می‌اذعان کرد و برخی احتمال داده‌اند که «انا الحق» را در‌این فرصت گفته میباشد.[۲۶] ضعف حکومت عباسی در عصر خلافت مقتدر، موجب شد وی باورهای خویش را با صراحت و به طور علنی مطرح نماید و برخی از صوفیان گرانقدر مانند شبلی(۲۴۷-۳۳۴ق) [یادداشت ۱]در همین وضعیت از وی هجران گزیدند. علمای فقاهتی و فقهایی هم به مخالفت با وی برخاستند و حلاج را به اتهام نظریه به حلول و اتحاد، تکفیر کردند.[۲۷] وی گرچه از مرگ نجات یافت، البته از سال ۳۰۱ق معاش پنهان داشت و بعد از دستگیری، تا سال ۳۰۹ق از زندانی به زندان دیگر منتقل می شد و ذهن ها خویش را به زندانیان هم منتقل می کرد.[۲۸] بنابر گزارش‌های تاریخی، اکثری از زندانیان و حتی سپاهیان و درباریان، به وی میل یافتند و بر این اعتقاد و باور بودند که وی مردگان را زنده می‌نماید و جنیان خدمتگزاران وی می باشند.[۲۹]

بازدید : 16
سه شنبه 28 مرداد 1404 زمان : 9:47


غیاث الدین محمد خدابنده دارای اسم و رسم به نخستینْجایتو یا این که اُلجایتو (۶۸۰ق - ۷۱۶ق)، از فرمانروایان سلسله ایلخانان کشور‌ایران که در حین معاش چندبار مذهب خویش را تغییر‌و تحول بخشید و اول کسی بود که در زمان حکومتش به مذهب شیعه در کشور ایران رسمیت بخشید و به اسم امامان شیعه سکه زد و خطبه مسجد قبا مشهد خواند.

اولجایتو، آغاز اولجایبوقا‌، آنگاه ماتمودار‌ و آخر و عاقبت خربنده‌ نامیده گردیده است.[۱] خربنده، بعد از آنکه بر تخت گردهمایی، اولجایتو (مرکب از دو جزء مغولی «‌اولجای‌» یعنی نیکبختی و «‌تو‌» که آرم مالکیت و نسبت، یعنی دارنده نیکبختی) و بعد از آن پادشاه محمد خدابنده خوانده آدرس مسجد قبا مشهد گردیده است.[۲]

وی دو‌مین یا این که سو‌مین پسر ارغون خان و اروک خاتون دانسته گردیده و در جایی دربین مرو و سرخس زاده شد‌ه‌است.[۳] ولجایتو در حین فرمانروایی غازان (۶۹۴ -۷۰۲ق) بنابر سنت ایلخانان، در رده ولایتعهدی، به امارت خراسان منصوب شد[۴] و در سرکوب امرای شورشی شکاف و شاهزادگان مغولی حریف، کفایت نشانه اعطا رزرو مسجد قبا مشهد کرد.[۵]

پس از درگذشت غازان در شوال ۷۰۳ق (می ۱۳۰۴)، اولجایتو قبل از آنکه خبر مرگ ایلخان را آشکار نماید، دو بدن از مدعیان و معارضان احتمالی خویش را از فی مابین برداشت. اولجایتو در ۱۵ ذی‌الحجه به عبارتی سال بر تخت گرد هم آیی. آن‌گاه سعدالدین و رشیدالدین فضل و ادب الله را در وزارت ابقا کرد و قتلغ سلطان را به منزلت امیرالاُمَرایی(فرمانده آحاد شماره تلفن مسجد قبا مشهد نظامیان) گمارد.[۶]

اولجایتو در ۳۶ سالگی در سلطانیه درگذشت.[۷] گفته‌اند که مرگ وی بر تاثیر زهری بود که عزالدین ابراهیم پسر خواجه رشیدالدین به اشاره بابا به ایلخان خورانده بود و خواجه و پسرش نیز به همین اتهام کشته شدند.[۸] پیکر اولجایتو در آرامگاهی در قلعه سلطانیه که خویش در حین حیات به ساختن آن امر داده بود، به خاک امانت شد؛ آن‌گاه طبق وصیت وی، پسرش ابوسعید، بر تخت گرد‌همایی.[۹]

حکومت‌داری
اولجایتو در زمان زمان حکومت خویش، چندان سرگرم نزاع و سرکوب کودتا‌ها نبوده میباشد؛ از همین رو، اصلاحاتی که غازان‌خان قبل از وی در دستگاه دیوانی شروع کرده بود و نقطه عطفی در تاریخ این سلسله به شمار می رفت، ادامه یافت.

اصلاحات
اولجایتو از شروع حکمرانی خویش دستور بخشید که همگی مقررات (یاسا) صادر گردیده از سوی برادرش غازان، از هر سیرتکامل تحریف مصون بماند و نیز رشیدالدین ادب الله، وزیر پرآوازه غازان را که تدبیرهای وی موجد این اصلاحات بود، در سراسر حکومت خود به سرویس گرفت.[۱۰]

بعداز مرگ قوبیلای قاآن، خان گرانقدر مغول در ۶۹۳ق (۱۲۹۴م)، رسیدگی عالیه این خانات بر سراسر قلمرو تیره‌های متعدد حکام مغول روی به ضعف بنیان. اندکی بعد از استارت حکومت اولجایتو، فرستادگان بعضا از فرمانروایان مغول نزد وی آمدند و پیمانی بستند بر طبق آنکه از کشمکش با یکدیگر غربت نمایند و کاروان‌های بازرگانی آزادانه در سراسر قلمرو مغولان به کار بپردازند.[۱۱]

اهتمام به دانش
در کتاب تاریخ وصاف، از مکتب‌ای به اسم «‌مکتب سیاره‌» حرف اورده شده[۱۲] که از ابداع‌های‌رشیدالدین و تاج الدین، وزیران اولجایتو، بود. در سفرهای اولجایتو، چادر‌هایی برپا میشد و گروهی از علما و محققان مثلا نظام الدین عبدالملک، عبدالرحمان حکیم تستری، پژوهشگر حلی وعلامه حلی، در آن به درس دادن می‌پرداختند.[۱۳].

مورخان و نویسندگان نامداری در زمان فرمانروایی اولجایتو می‌زیسته‌اند.[۱۴] ابوالقاسم عبدالله بن علی کاشانی در دربار اولجایتو بود و کتاب تاریخ اولجایتو را درباره معاش و پادشاهی وی نوشت.[۱۵] رشیدالدین فضل و ادب الله، مورخ و دانشمند پرآوازه آن بعدازظهر، جلد دوم جامع التواریخ را به اسم اولجایتو نوشتن کرد.[۱۶] تالیف کننده تاریخ وصاف هم کتاب خویش را به وی نثار کرد.[۱۷]

سازندگی و عمران
مبتنی بر گزارش‌های تاریخی، اولجایتو به آبادانی و سازندگی سرزمین دقت ویژه داشت[۱۸]. وی شغل های عمرانی برادرش غازان را پی گرفت و از هنرمندان حمایت کرد.یکی مهم‌ترین شغل های عمرانی اولجایتو، کامل شدن و گسترش شهر سلطانیه بود[۱۹]. به دستور وی عمارت‌های باشکوه برای مثال مسجد و بیمار ستان و مکتب در‌این شهر ساخته شد.[۲۰].

نبرد‌ها
اولیه و مهمترین لشکرکشی وی در ۷۰۶ق /۱۳۰۶م برضد امرای شورشی در گیلان فیس بخشید که به باعث کوههای بلند و جنگل‌های انبوه و راههای طاقت فرسا بعداز ۵۰ سال هنوز به فرمانبرداری از ایلخانان گردن ننهاده بودند. اولجایتو بعد از هجوم سراسری به‌این حیطه آن ها را به اطاعت واداشت. گیلان از آن پس خراجگزار ایلخانان شد [۲۱].

بعد از نزاع گیلان در سال جاری، اوضاع و احوال هرات در شرق قلمرو ایلخانان، اولجایتو را طاقت فرسا نگران کرد، چون ملک فخرالدین کرت که پیش‌خیس با اولجایتو پیکار داشت، هنوز برای ابراز وفاداری نزد ایلخان نیامده بود. از این رو، ایلخان سپاهی به آنجا ارسال کرد. درین دربین فخرالدین درگذشت و نایب وی محمد سام تسلیم شد.[۲۲].

در اواخر پادشاهی اولجایتو، ولایاتی در شرق، غرب و جنوب قلمرو ایلخانان در گیر آشوب و سبب دل مشغولی ایلخان شد. کشمکش در شرق از وقتی شروع شد که ایلخان کوشید با به کارگیری از اختلافهای داخلی نکودریان، در نزدیکی شاپورقان کنار رود گواهی، اقتدار خویش را بسط دهد. تیمور با موافقت اولجایتو و ملازمت لشکر خراسان، داوود خواجه امیر نکودری را ناکامی بخشید و اورا به آن سوی جیحون راند (۷۱۲ق).[۲۳].

در به عبارتی روزها عزالدین بن جمال الدین ابراهیم سواحلی استدلال عجم، بعد از پرداخت اموالی سنگین به ایلخان دست به مصادره اموال عموم در شیراز زد و رمز به عصیان برداشت، اما اندکی بعداز پیش سپاه ایلخان گریخت و به هرمز رفت [۲۴]. سال آن‌گاه نیز قرامانیان در آسیای صغیر بر ایلخان شوریدند و بازه زمانی کوتاهی بر قونیه و ملطیه به استقلال دستور راندند تا امیر چوپان آن ها را سرکوب کرد.[۲۵]

بازدید : 171
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 9:38


عِصام العِماد (ولادت: ۱۹۶۸م) مستبصر و پژوهشگر یمنی میباشد که قبل از گرویدن به مذهب شیعه اثناعشری، زیدی‌مذهب و پایین‌تأثیر وهابیت بود. وی بعداز علم آموزی علم ها فقاهتی در یمن و ایالات متحده عربی، در سال ۱۹۸۹م به کشور ایران سفر کرد و در حوزه علمیه قم به علم آموزی پرداخت. از آثارش می‌اقتدار به «رحلتی مِنَ الوَهّابیة إلی الاِثنی عَشَریة» و «المَخیرَجُ الجَرویت کرد و الصّحیح فِی الحِوار مَعَ الوَهّابیین» اشاره نمود. مناظرات وی با عثمان الخمیس رهبر وهابیت کویت، به توسعه تشیع امداد مسجد قبا مشهد کرد.

عماد عضو مجمع همگانی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) میباشد.

رده و معاش‌طومار
عصام علی یحیی العماد، از دانشمندان مستبصر شیعه میباشد که قبل از تشیع، زیدی‌مذهب و پایین‌تأثیر عقاید وهابیت بود.[۱] قصه تغییر‌و تحول مذهب وی و همت‌هایش در تبیین آموزه‌های شیعه، اعتنا اکثری از مسلمانها را به خویش جلب نموده است.[۲] عضویت در مجمع همگانی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) ازجمله سابقه آدرس مسجد قبا مشهد اوست.[۳]

معاش‌طومار
عصام العماد، در سال ۱۹۶۸م در روستای العماد در استان اِب یمن متولد شد.[۴] پدرش علی یحیی العماد و عمویش عبدالرحمن العماد از عالمان سلفی و وهابی بودند و خانواده‌اش از پیشگامان تبلیغ وهابیت در یمن محسوب می‌شدند. دو خواهرش نیز اساتید شناخته‌گردیده دانش گاه‌های وهابی یمن رزرو مسجد قبا مشهد می‌باشند.[۵]

عصام العماد از شش‌سالگی وارد مدرسه ها وهابی شد. او مدتی فراگیر محمد اسماعیل العمرانی، رهبر علمی وهابیت یمن بود. احمد سلامه،‌ عبدالرزاق الشاحذی و مقبل الوادعی از سایر استادان وی بوده‌اند. عصام العماد در دوران دکتری در علم ها حدیث از کالج اصول‌الدین دانش گاه امام محمد بن عبدالوهاب ایالات متحده عربی خارج از‌التحصیل شماره تلفن مسجد قبا مشهد شد.[۶]

گرویدن به تشیع
العماد، امام جماعت یک کدام از مساجد در صنعا و از مبلغان وهابیت در یمن بود که کتابی علیه شیعه با تیتر «الصلة فی مابین الاثنی عشریه و فرق الغلاة» نوشته بود.[۷] وی در جریان تحقیق‌های شرعی و با رسیدگی اثر ها روضه خوان اثر گذار و سید قطب درباره امام علی(ع) و امام حسین(ع)، به عیب گیری باورهای قبل خویش پرداخت. این پژوهش ها ذهنیت او‌را نسبت به اهل‌بیت(ع) تغییر تحول بخشید و او‌را به استیناف بزرگ‌خیس درباره آموزه‌های شیعه اثناعشری سوق بخشید. العماد در مسیر مطالعه خویش، به‌این سود رسید که مدرسه تشیع، مجاورت‌ترین مدرسه به واقعیت اسلام میباشد. از عامل ها اصلی میل وی به تشیع، این بود که اخذ اکثری از افترا‌های نسبت داده‌گردیده به امام علی(ع) برای پاکسازی دیگرافراد تشکیل شده‌اند.[۸]

عصام العماد در سال ۱۹۸۹م به جمهوری اسلامی ایران مسافرت کرد و در حوزه علمیه قم سرگرم علم آموزی شد.[۹]


تصویر جلد کتاب الزلزال متن مناظره‌های عصام العماد و عثمان الخمیس
مناظره با عثمان الخمیس
یک کدام از مناظرات عصام العماد با عثمان الخمیس رهبر وهابیت در کویت، برگزار شد. این مناظرات که به‌زمان یک‌سال از روش کانال‌های ماهواره‌ای شکل گرفت، با استقبال کلان‌ای از سوی جوان ها دنیا عرب مواجه شد و رفلکس‌های مختلفی در رسانه‌های کشورهای عربی داشت.[۱۰] خبر نامه صوت آل البیت مصر در شماره بیست‌وهفتم خویش با تیتر «هزیمة فاضحه لشیخ الوهابیه فی الکویت» (ناکامی مفتضحانه روضه خوان وهابیت کویت) به‌این قضیه پرداخت.[۱۱]

کتاب الزلزال، متن پیاده‌گردیده همین مناظره میباشد[۱۲] که با تیتر «زلزال: مناظره‌ای که در اعتقادات وهابیان اضطراب و تزلزل ساخت نمود» به فارسی ترجمه گردیده است.[۱۳] اورده شده نشر این مناظره به شیعه‌شدن بیش تر از یک و نیم ملیون نفر سبب ساز شد‌ه‌است.[۱۴]

بازدید : 152
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 9:46


سید قیام‌الدین غازی (۱۹۵۲–۲۰۱۹م) که با اسم‌های سعید قیام‌الدین و وی قیام‌الدین نیز شناخته میشود، روضه خوان شیعه‌گردیده و معروف اهل تاجیکستان و عضو حزب نهضت اسلامی تاجیکستان مسجد قبا مشهد بود.

غازی در نبرد داخلی تاجیکستان نقش داشت و با استارت نبرد به افغانستان رفت. بعد از رجوع با توافق‌طومار صلح، در کمیسیون آشتی ملی عمل کرد. غازی در سال ۲۰۰۶ از سیاست گوشه گرفت و به روسیه سفر کرد. وی در روسیه به عمل‌های شرعی و آموزشی پرداخت.

قیام‌الدین در سال ۲۰۱۷م، در روسیه دستگیر و به تاجیکستان تحویل داده شد. او به اتهامات متفاوت به ۲۵ سال حبس محکوم شد. در سال ۲۰۱۹م، در کودتا زندان وحدت بوسیله اعضای داعش کشته شد. دفن مخفیانه وی و عدم وضوح‌های پیرامون مرگش با برخورد‌هایی همدم بوده آدرس مسجد قبا مشهد میباشد.

تغییر‌و تحول مذهب
سید قیام‌الدین غازی، در خانواده‌ای سنی به دنیا آمد.[۱] وی ابعاد با سفرهایی که به کشور‌ایران داشت، با مدرسه اهل‌بیت(ع) شناخت بیشتری پیدا کرد و توانست تا سال‌هایی را در حوزه علمیه قم،‌ به علم آموزی بپردازد.[۲] وی در زمان حضورش در کشور‌ایران به ملاقات عالمان شیعی همانند ناصر مکارم شیرازی، عبدالله جوادی آملی و نوری همدانی رفت.[۳] قیام‌الدین تا مقطع‌ها رغبت به تشیع خویش را انکار می کرد و در یک مذاکره مرتبط با سال ۲۰۰۸م، شیعه بودن خویش را تنهاً دهانزد دانست.[۴] بعداز درگذشت غازی، خبرگزاری‌های بخش اعظمی اورا یک کدام از روحانیان شیعی معرفی کردند.[۵] وی از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲م خطیب مسجد مرکزی حیطهٔ خراسان و هم‌زمان استاد مکتبٔ امام تِحافظه موقتِذی بود. او بعد ها عضو مجمع علمای اسلامی افغانستا ن رزرو مسجد قبا مشهد نیز شد.[۶]

زندگینامه
سید قیام‌الدین غازی، با اسم سعید قیام‌الدین و بیشتر با تیتر قیام‌الدین شناخته میشد.[۷] وی از سادات تاجیک بود که نسبش از روش موسی مُبَرقع به امام جواد(ع) میرسد.[۸] قیام‌الدین غازی در ۲۱ مارس ۱۹۵۲م در حوزه‌ حِصار شومان تاجیکستان به‌جهان آمد. پدرش امام‌الدین غازی، از روحانیان و مبارزان شناخته‌گردیدهٔ تاجیکستان بود. وی علم ها مقدمات را در نزد پدرش فراگرفت و آن‌گاه برای تحصیلات بیشتر، به ازبکستان مسافرت کرد.[۹] غازی در سال ۱۹۹۶م از کالج کابل مدرک لیسانس سیاست و دستمزد اخذ نمود.[۱۰] وی در سال ۱۹۹۶م به دانش کده علامه محمد اقبال لاهوری اسلام‌آباد در مرز و بوم پاکستان وارد شد و در سال ۲۰۰۰م از این دانش گاه، در فن ادبیات فارسی و تاجیکی، سوا‌التحصیل شد. قیام‌الدین سفری دو ساله به ایالات متحده عربی سعودی داشته و ابعاد نیز دو سال در کشور ایران اقامت داشته شماره تلفن مسجد قبا مشهد میباشد.[۱۱]

عمل‌های سیاسی

سید قیام‌الدین غازی در بقاع حضرت معصومه(س) - شهر قم
تفکرات سیاسی و اسلامگرایانه غازی در دهه‌های ۱۹۶۰م تا ۱۹۹۰م صورت میگیرد. با سعی‌های غازی و دیگر همراهانش، در غایت حزب نهضت اسلامی، برای شغل‌های اسلامگرایانه و نبرد با کمونیسم در تاجیکستان، در سال ۱۹۹۰م صورت قانونی به خویش می گیرد.[۱۲] قیام‌الدین غازی، در سال‌های ۱۹۹۰م تا ۱۹۹۲م، در عملکرد برای استقلال‌طلبی در تاجیکستان پرداخت و در‌این خصوص به مبارزان ملی پیوست. این کوشش‌ها به توفیق ما یحتاج نرسید و به نزاع داخلی انجامید.[۱۳] به گواه منابع تاجیکی، قیام‌الدین غازی که در سال‌های آغازین نبرد داخلی تاجیکستان یک کدام از نقش‌آفرینان اساسی این صحنه بود، بعداز آغاز نزاع در سال ۱۹۹۲م، به افغانستان حمایت پیروزی و در چارچوب اتحاد نیروهای مخالف تاجیک شغل کرد.[۱۴] وی تا سال ۱۹۹۷م در افغانستان ماند[۱۵] و یه خرده آن‌گاه، با امضای توافق‌طومار صلح، به مرز و بوم رجوع و عضو زیرکمیته حقوقی کمیسیون آشتی ملی شد. وی تا فرصت توقف عمل این کمیسیون در‌این سمت باقی ماند.[۱۶] غازی به کار‌های سیاسی خویش در سال ۲۰۰۶م، هم زمان با مرگ عبدالله نوری، از فعالان سیاسی و مدیریت حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، نقطه پايان بخشید و از حزب نهضت اسلامی، مسافت گرفت.[۱۷] وی ابعاد به روسیه سفر کرد[۱۸] و بیشتر به عمل‌های فقاهتی و آموزشی می‌پرداخت.[۱۹]

دستگیر
قیام‌الدین در سال ۲۰۱۷م/۱۳۹۶ش در سن‌پترزبورگ روسیه دستگیر و به مقامات مملکت تاجیکستان تحویل داده شد. او در محاکم قضایی تاجیکستان با عنا وین اتهامی «برانگیختن کینه و دشمنی ملی، نژادی، حیطه‌ای و فقاهتی»، «توطئه به سرزمین» و «دعوت همگانی برای تغییر‌و تحول قانون اساسی کشور از روش خشونت» مواجه شد.[۲۰] وی پاره ای آن گاه بوسیله دادگاه خوب تاجیکستان به تحمل ۲۵ سال حبس محکوم شد و بعد از آن به زندان منتقل شد.[۲۱] به گفته اشخاص در حدود وی و خانواده‌اش، غازی در زمان دستگیر پایین شکنجه‌های زیادی قرار می‌گرفت و گاه، فیلم‌های شکنجه وی برای خانواده‌اش به اکران گذارده میشد.[۲۲]

بازدید : 13
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:00


سید کاظم رشتی از علمای والا شیخیه و دانش آموز و مفسر آراء روحانی احمد احسائی مؤسس طریقۀ شیخیه میباشد. وی بعد از احسائی کرسی درس دادن را به دست گرفت و دومی رهبر مدرسه شیخیه بود. بعداز او چندین بدن شاگردان و پیروانش ادعای نیابت کردند مثلا محمد مهربان‌خان و ملاحسن میرزای گوهر و نیز علی‌محمد باب مؤسس بابیه مسجد قبا مشهد اشاره نمود.[۱]

معاش‌طومار
سید کاظم رشتی (رشت ۱۲۰۵-کربلا ۱۲۵۹ق) فرزند سید قاسم رشتی حائری از علمای معرف شیخیه میباشد.[۲] او در رشت متولد شد. بعضی به دنیاآمدن او را ۱۲۱۲ق. گفته‌اند که با اعتنا به جایگاهش در طول احسائی خطا به حیث آدرس مسجد قبا مشهد می رسد.[۳]

جد سیدکاظم، سیداحمد از علمای مدینه بود که در ادامه سرایت طاعون به رشت سفر کرده بود. سید کاظم در محل تولد خویش، رشت، درس را استارت کرد. برای کامل شدن درس‌ها قصد هجرت داشت که با مخالفت خانواده مواجه شد. در ادامه رؤیایی، نزد احمد احسائی به یزد رفت و در درس او حضور یافت.[۴] تاریخ این مسافرت به روشنی مشخص و معلوم وجود ندارد البته در اطراف سال ۱۲۲۹ رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.[۵]

سید کاظم رشتی در سفرهای احسائی، همراه او بود. اگرچه ملازمت و همراهی وی با روحانی در هجرت طهران[۶]، تردیدآمیز میباشد. روضه خوان احمد بعداز آنکه محمدتقی برغانی در قزوین اورا تکفیر کرد،[۷] به عتبات عالیات رفت و درین مسافرت، سید کاظم را به اقامت در کربلا دستور داد.[۸] سید کاظم درین زمان به رشت مهاجرت کرد و رسالة السلوک را در ۱۲۳۸ در آنجا نوشت.[۹] بعد از درگذشت روحانی احمد احسائی، سید کاظم نایب و جانشین او شد و نزد شیخیه مرجعیت شماره تلفن مسجد قبا مشهد بلاعزل یافت.

تکفیر احسائی
اقامت سید کاظم در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ صورت‌گیری مدرسه شیخیه و ترویج تعالیم آن در عراق و کشور‌ایران به شمار می‌رود. در‌این مجال در‌پی تکفیر روحانی احمد، کم کم برخی از علمای شیعه در مقابل ترویج پاره‌ای از درنگ‌های او، که آن را بزرگ نمایی و انحراف تلقی می‌کردند، عکس العمل نشانه دادند.[۱۰] بیان کننده در همین فرصت به درخواست علی کشف کننده الغطاء، سید کاظم اعتقاداتش را مکتوب تشکیل داد و بین عموم پخش کرد و در روزها عرفه و آنگاه در دفعه‌های معینی بالای منبر میرفت و عقاید خویش و استادش را به فارسی و عربی بازگو می کرد.[۱۱] به گفته رشتی[۱۲] در مجلسی با حضور سید مهدی طباطبایی فرزند سید علی طباطبایی و عالمانی زیرا محمدشریف مازندرانی و ملامحمد استرآبادی، طباطبایی از سید کاظم درباره عباراتی از کتاب روضه خوان که کفرآمیز می‌نمود، توضیح خواست. سید کاظم در جواب اعلام کرد اگرچه این لغت ها، به حسب شعور عوام، شرک میباشد، آنها‌را تأویلی میباشد که منظور روحانی به عبارتی تأویل بوده میباشد. آنها از سید کاظم خواستند که کفرآمیز بودن این کلمات را مکتوب و تأیید نماید و وی اینگونه کرد. به این سان، سید مهدی حکم به تکفیر روحانی و رهروان وی بخشید، اما رشتی گشوده به مدد از احسائی و گلایه از مخالفت پرداخت.[۱۳]

از آن پس، به رغم برخورداری رشتی از تأیید برخی عالمان و فقیهان[۱۴] و نیز کارایی‌های او برای مصالحه[۱۵] داد و فریاد بر رمز عقاید وی ارتقاء یافت. درین فی مابین، سازه به گزارشی که در منابع بابی و بهائی آمده میباشد. سید کاظم با پست کردن ملاحسین بشرویه‌ای نزد علمای اصفهان و خراسان، کوشید تا حیث مساعد وی را جلب نماید.[۱۶] در نجف نیز فشار معارضان برای تکفیر او منجر شد که با وجود امتناع علی کشف کننده الغطاء از اظهارنظر مصرح در این زمینه، از محمدحسن نجفی (صاحب و مالک جواهر)، بر ضد وی حکم بگیرند.[۱۷] واکنش با سید کاظم و پیروانش به خشونت‌هایی سبب شد.[۱۸] چنانکه زمانی کلیددار کربلا در مواجهه با رشتی قصد کشتن وی کرد، تنهاً دعوت کشف کننده الغطاء به احتیاط بود که او را از خطر رهانید.[۱۹] سید کاظم بعد از این تکفیر طریق خویش را در درس دادن و گفتار تغییر و تحول اعطا کرد. او در ضلع شرقی صحن مطهر آستانۀ حسینی سالن و حسینیه بزرگی برای درس دادن خویش سازه کرد. البته حلقۀ دوم درسش را در حسینیۀ خانه خویش برای خاصیت اصحاب خود به طور محرمانه ساخت.

رشتی کتاب برهان المتحیرین را در گزارش این جنگ‌ها نگاشته و در آن به تندی از معارضان خود عیب گیری نموده است. این کتاب به روشنی حکایت می‌نماید که در آن فرصت بیشتر علمای شیعه و عموم کربلا و نجف و بعضی شهرهای کشور‌ایران بر ضد او و پیروانش موضع واحدی داشتند. به احتمال بسیار، به دنبال این مخالفتها، منجر شد تا سید کاظم در پی هواخواهی امرای عثمانی قاضی بر عراق باشد. او در همین زمان، قصیده پاشا عبدالباقی افندی، از والیان عثمانی عراق، را تفصیل و تعبیر و به او نثار کرد. آن طور که پیداست، همین دست اندرکاران منجر این تامل گردیده بود که او دراصل کشیشی مسیحی بوده و حکومت روسیه اورا مأمور نموده است تا در بلاد اسلامی در بین مسلمان‌ها تفرقه بیاندازد.[۲۰]

بازدید : 13
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 13:30


ابوخالد کابلی وردان ملقب به کَنکَر، از رجال شیعی قرن نخستین هجری قمری و از اصحاب امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) که بعداز هجرت به مدینه در جرگه یاران امام سجاد(ع) درآمد. ابوخالد ضمن این دو امام، از اشخاصی زیرا اصبغ بن نباته و یحیی بن ام طویل نیز داستان نموده آدرس مسجد قبا مشهد است.

اسم و کنیه
کنکر عنوانی بود که مادرش او را به‌این اسم می خواند و در زمان خویش دربین عوام مردم بدان آوازه نداشت،[۱] البته به واسطه خطابی که از سوی امام سجاد(ع) به وی با تیتر کنکر در احادیث بر مکان باقی‌مانده[۲]، بدین کنیه آوازه یافته بود. ابن طاووس به وی لقب ابویحیی داده[۳] که مآخذ دیگر آن را پذیرش مسجد قبا مشهد نمی‌نماید.

محل تولد
از تمام احادیث اینگونه برمی‌آید که موطن اول ابوخالد، کابل بوده میباشد. با اینکه تصریحی به سال ورود وی به حجاز نشده میباشد، ظواهر احادیث، حکایت از آن داراست که او در طی حضور خویش در حجاز، بعد که در کنار امام سجاد(ع) (امامت: ۶۱-۹۵ ق) بوده، حداقل یک توشه با استعانت امام به کابل هجرت نموده رزرو مسجد قبا مشهد است.[۴]

باور به امامت امام سجاد(ع)
ابوخالد نخست اقامت در مدینه، محمد بن حنفیه را امام می‌دانست[۵] و وقتی دراز او‌را مانند امامی واجب الطاعه سرویس می کرد.[۶]

آورده‌اند که ابوخالد در برهه زمانی ملازمت و همراهی با محمد بن حنیفه، از اشارات او درباره منزلت والای امام سجاد(ع) و احترام فوق‌العاده‌ای که محمد برای آن امام قائل بود[۷] و نیز با ارشادوراهنمایی و سماجت یحیی بن ام طویل به دیدار امام نائل شد و زیرا امام اورا با اسم روزگار کودکی‌اش (کنکر) خطاب کرد، بر امامت آن حضرت باور آورد.[۸] بعد به ملازمت و همراهی امام درآمد و چنان پایگاهی یافت که او را باب[۹]و یکی‌از ثقات[۱۰] و از حواریون[۱۱] امام دانسته‌اند.برقی[۱۲]، موءثر[۱۳]و طوسی[۱۴]، او‌را در زمره اصحاب آن حضرت آورده‌اند. ادب بن شاذان نیز ابوخالد را یکی ۵ تنی شمرده که در اوایل امامت امام سجاد(ع) از شیعه‌ها وی به شمار شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌آمدند.[۱۵]

به عنوان مثال احادیث دارای اعتبار به تغییر و تحول نظریه ابوخالد درباره امامت، حکایت مرتبط با شهید شدن و حکمیت حجر الاسود میباشد که در قصه‌های متعدد به گونه ای با ابوخالد رابطه یافته و آخر و عاقبت سبب به تغییر تحول رای او در خصوص امام بر حق میگردد[۱۶] سید حمیری (م ۱۷۳ ق) که آورده شده با شنیدن همین احادیث از آئین کیسانیه دست شسته، این اتفاق را به نظم درآورده میباشد.[۱۷]

درباره کوشش او برای یافتن امام بر حق، ماجرا دیگری دلالت بر آن دارااست که وی وقتی به نزد حسن مثنی رفته و از او به جا مانده امامت را سراغ گرفته میباشد و زیرا از وی ناامید گردیده، به آستان امام سجاد(ع) شتافته میباشد.[۱۸]

ابوخالد از اصحاب امام باقر(ع)
با بالا به چنگ آوردن دشوار‌گیری حکام اموی بر شیعه‌ها که در طول آن اشخاصی زیرا یحیی بن ام طویل کشته شدند، ابوخالد به مکه گریخت و مدتی در آنجا مخفی شد[۱۹]. اگرچه تاریخ درگذشت وی معلوم وجود ندارد، البته او زمان امام باقر(ع) (امامت: ۹۵-۱۱۴ ق)را دریافته و به جرگه اصحاب آن حضرت درآمده میباشد.[۲۰]

از راویان حدیث
ابوخالد ضمن امام سجاد(ع) و امام باقر(ع)، از عده ای زیرا اصبغ بن نباته و یحیی بن ام طویل قصه نموده است.[۲۱]

برای مثال افرادی که از او ماجرا کرده‌اند، جمیل بن پارسا، هشام بن تندرست، سدیر صیرفی، ضریس بن عبدالملک و مثنی حناط را می‌قدرت اسم پیروزی.[۲۲]

با همگی آنچه درباره ابوخالد گفته شد، ناشی اکبر(م ۲۹۳ ق)به جماعتی از «فاطمیه» تحت عنوان «اصحاب ابوخالد کابلی» اشاره می‌نماید که امام سجاد(ع) را در طی شهیدشدن پدرشان در سن بلوغ نمی‌دانستند.[۲۳]

خلط در منابع رجالی
در منابع، به منجر اشتراک لقب در بین ابوخالد کابلی و ابوخالد قماط مسمی به یزید، از اصحاب امام درست گو(ع)، گاه در بین این دو خلط گردیده است. روضه خوان طوسی یک توشه میان اصحاب امام سجاد(ع) از ابوخالد به طور «کنکر ابوخالد کابلی» ذکر شده و افزوده که اسم وی وردان بوده میباشد.[۲۴] همو توشه دیگر میان اصحاب امام باقر(ع) از فردی با اسم «وردان ابوخالد کابلی اصغر» حافظه کرده و گفته میباشد که او از امام راست گو(ع) نیز قصه نموده و یادآور گردیده که کنکر اسم «ابوخالد کابلی کلان» بوده میباشد.[۲۵]

روضه خوان طوسی در شمار اصحاب امام درستگو(ع) از کنکر نامی به طور «ابوخالد قماط کوفی»[۲۶] و توشه دیگر در بین اصحاب به عبارتی امام از «وردان ابوخالد کنکر» ذکر شده و میگوید که از امام درست گو(ع) قصه می‌نماید.[۲۷] شایان بیان میباشد که ابن شهر آشوب نیز از «ابوخالد قماط کابلی» حافظه کرده و گفته: غالیان خویش را به وی نسبت میدهند.[۲۸]. صحبت ابن شهرآشوب از آن رو میباشد که فرقه‌هایی مانند نصیریه و مخمسه، ابوخالد الکابلی را باب چهارم امامان می‌شمارند و احادیثِ متعددی به وی نسبت داده‌اند.[۲۹]

بازدید : 44
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:37


مصطفی چمران (۱۳۱۱ش-۱۳۶۰ش) وزیر نگهبانی دولت موقت کشور‌ایران و بنیانگذار ستاد مبارزه‌های نامنظم در مبارزه عراق با کشور‌ایران. او قبل از انقلاب اسلامی با دعوت امام موسی صدر به لبنان رفت و هشت سال آنجا ماند. بعداز برد انقلاب اسلامی کشور‌ایران وزیر حفاظت دولت موقت جمهوری اسلامی، نماینده مجلس و فرمانده ستاد مبارزه‌های نامنظم در نزاع عراق با جمهوری اسلامی ایران بود. مصطفی چمران در دهلاویه در ۳۱ خرداد ماه ۱۳۶۰ش به شهیدشدن رسید. دو دست‌نوشته با عنوانهای «لبنان» و «کردستان» از چمران، دربردارنده خاطراتش از لبنان و کردستان بوده و «علی زیباترین سرودۀ هستی» و ترجمه فارسی دعای کمیل مثلا مسجد قبا مشهد اثرها اوست.

معاش‌طومار
مصطفی چمران در ۱۳۱۱ش در قم متولد شد و از یک سالگی به یار و همدم خانواده در طهران سکنی گزید.[۱] وی در اردیبهشت ماه ۱۳۶۰ش در آزادسازی سوسنگرد و تپه‌های الله اکبر کمپانی داشت.[۲] بعد از فتح ارتفاعات الله اکبر، چمران طرح تسخیر دِهْلاویه را به یاری رزمندگان ستاد جنگهای نامنظم به مرحله اعمال درآورد و در ۳۱ خرداد ماه ۱۳۶۰ش بر تاثیر اصابت ترکش خمپاره معاند در جناح سوسنگرد ـ دهلاویه به شهید شدن رسید[۳] و آن گاه در پردیس زهرا به خاک ودیعت آدرس مسجد قبا مشهد شد.[مستلزم منبع]

پیام تسلیت امام خمینی
امام خمینی به مناسبت شهیدشدن پزشک معالج مصطفی چمران در نخستین تیر ۱۳۶۰ش پیامی خطاب به ملت کشور‌ایران، لبنان و خانوادۀ شهید چمران صادر کرد.[۴]

خانواده
چمران دو توشه تزویج کرد. همسر اولش امریکایی بود که از وی صاحب و مالک سه پسر و یک دختر گشت. خانواده‌اش هنگام اقامت چمران در لبنان، به سبب ساز ناسازگاری با گوشه و کنار، به امریکا بازگشتند و وی خویش در لبنان ماند و این دستور موجب طلاق همسرش از وی شد. بعد از طلاق، او با زنی لبنانی تزویج کرد البته از وی مالک فرزندی رزرو مسجد قبا مشهد نشد.[مستلزم منبع]

تحصیلات
در کشور ایران
چمران تحصیلات ابتدایی‌اش را در مدرسه ابتدایی انتصاریه، مجاورت حیطه پامنار، سپری کرد و در متوسطه دارالفنون و البرز زمان دبیرستان را تمام کرد. طی علم آموزی از شاگردان ممتاز به شمار می‌آمد. از پانزده سالگی در جلسات فقهی، مثلا درس تعبیروتفسیر قرآن آیت الله طالقانی در مسجد هدایت کمپانی کرد. او در ۱۳۳۲ش در حرفه الکترومکانیک دانشگاه فنی کالج طهران پذیرفته شد[۵] و در زمان علم آموزی، دانشجویی ممتاز، و به ویژه آیتم دقت و التفات استادش، شماره تلفن مسجد قبا مشهد مهدی تاجر بود.[۶]

در ایالات متحده
چمران بعد از سوا التحصیلی، در ۱۳۳۷ش با استعمال از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز برای ادامه علم آموزی راهی امریکا شد. سکو فوق لیسانس مهندسی برق را از کالج تگزاس گرفت و برای ادامه علم آموزی به کالج برکلی رفت و زمان دکتری در حرفه الکترونیک و فیزیک پلاسما را با سکو ممتاز به پایان رسانید.[مستلزم منبع]

شغل‌های سیاسی در روزگار علم آموزی
در کشور ایران
عضویت در کمیته نهضت مقاومت ملی

بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ش و سقوط دولت محمد مصدق، چمران به کمیته نهضت مقاومت ملی کالج فنی پیوست.

صدمه دیدن در ۱۶ آذر ۱۳۳۲

چمران در رخداد ۱۶ آذر ۱۳۳۲ش، در اعتراض دانشجو ها به دیدار ریچارد نیکسون نائب رئیس مدیر جمهوری وقت امریکا از جمهوری اسلامی ایران، مجروح شد. او در د‌همین سالگرد رخداد، نوشته‌علمی مفصّلی دراین باره نوشت که در نشریه کنفرانس دربین المللی دانشجوها در امریکا به چاپ رسید.[۷]

در ایالات متحده
نبرد سیاسی ـ اعتقادی در ایالات متحده او در طول علم آموزی به جنگ سیاسی ـ اعتقادی خویش خاطر نشان کرد و به منجر این فعالیتها بورس تحصیلی‌اش جدا شد.[۸]

تأسیس جناح ملی جمهوری اسلامی ایران در امریکا

در روزگار علم آموزی در امریکا، او و چندین بدن از دانشجوها، شاخه‌ای از جناح ملی را با تیتر «جناح ملی کشور‌ایران در امریکا» تأسیس کردند و وی به عضویت شورای مرکزی و هیئت اجرایی آن تعیین شد.[۹] او، همینطور به منجر همت فراوان در راه و روش پیشبرد تکان دانشجویی، در نهمی مجمع همگانی سازمان دانشجوها اهل ایران در امریکا، که در دانش گاه برکلی در خرداد ماه ۱۳۴۱ش/ ژوئن ۱۹۶۲ برگزار شوید، تحت عنوان اول عضو افتخاری و دایم سازمان برگزیده شد.[۱۰]

احداث انجمن اسلامی دانشجو یان در امریکا و کانادا

نوشته ی علمیٔ مهم: انجمن دانشجو ها مسلمان آمریکای شمالی
در اوایل دهه ۱۳۴۰ش، چمران به یار دانشجوها اهل ایران و نیز دانشجو یان مسلمان بقیه کشورهای اسلامی، «انجمن اسلامی دانشجو یان در امریکا و کانادا» را

بازدید : 33
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 9:49


محمدباقر بن محمدتقی مجلسی (۱۰۳۷ - ۱۱۱۰ق) دارای شهرت به‌ علامه مجلسی یا این که مجلسی دوم، از محدثان و فقیهان دارای شهرت شیعه در قرن یازدهم هجری قمری بود. علامه مجلسی از فی مابین شاخه‌های علم ها اسلامی بیش تر از همگی به حدیث‌نگاری عشق داشت و به اخباریان مجاورت بود. مشهورترین کتاب وی، تیم پرحجم حدیثی به اسم بحارالانوار میباشد که نقش بارزی در احیای رده حدیث در منظومه معرفت شرعی مسجد قبا مشهد داشت.

وی با تربیت شاگردان و اثرها پرتعداد خویش که اکثری از آن‌ها‌را به لهجه فارسی و برای به کارگیری عامه مردم نگاشت، بر فرهنگ و تمدن شیعی و نحوه‌های علمی علمای بعد از خویش تأثیر گذاشت. او به جهت همیاری با حکومت صفویان و نقش بارز سیاسی و اجتماعی‌اش در آن زمانه از آوازه زیاد برخوردار‌است. او منتقد صوفیه بود و با تصوف خانقاهی مخالفت می‌ورزید. مجلسی در روزگار سلطنت پاد شاه سلیمان صفوی به جایگاه «روضه خوان‌الاسلام» رسید و در زمانه پاد شاه فرمانروا حسین صفوی صاحب و مالک نفوذ آدرس مسجد قبا مشهد بود.

معرفی و منزلت
محمدباقر مجلسی در علم ها اسلامی مانند تعبیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه تخصص داشت. وی مولف‌ای پرکار بود و به کتابت اثراتی در این مورد‌ها پرداخت.[۱] روحانی حرّ عاملی(۱۰۳۳ - ۱۱۰۴ق)، نسبت به وی اینگونه گفته میباشد که آحاد سعی خویش را مصروف تعلیم علم حدیث و فقه و بلکه کلیه شاخه‌های معارف نموده است و تک تک نیروی عمیق فکری و تامل وقّادش را در خریداری نمودن کلیه کمالات به شغل گرفته میباشد.[۲]سود کاشانی(۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) نیز در اذن‌طومار به علامه آورده میباشد که وی جامع علم ها عقلی و نقلی رزرو مسجد قبا مشهد میباشد.

[۳] بیشتراز هر چیز به کتابت دسته‌های حدیثی اهتمام داشت و از فی مابین کتاب‌های وی بحارالانوار که گروه بزرگی از روایات امامان شیعه میباشد، بیشتراز همگی آوازه داراست. همت علامه مجلسی در تألیف تیم‌های حدیث شیعه همانند عملی در تقویت مذهب تشیع چک گردیده و از وی همانند احیا نمایند مذهب تشیع خاطر گردیده است.[۴] محمد باقر مجلسی، شاگردان بسیار و مجالس درس زیادی داشته میباشد. بعضا منابع، شاگردان وی در مجالس درسش را بالغ بر هزار بدن بیان شماره تلفن مسجد قبا مشهد کرده‌اند.[۵]

معاش‌طومار
مجلسی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری در اصفهان چشم به جهان گشود.[۶] پدرش محمدتقی مجلسی(۱۰۰۳-۱۰۷۰ق) دارای اسم و رسم به مجلسی اولیه از و مجتهدان سرشناس بعد از ظهر خود و از شاگردان روحانی بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق)، ملا عبدالله شوشتری(درگذشت: ۱۰۲۱ق) و میرداماد(درگذشت: ۱۰۴۱ق) بود. مادرش، دختر صدرالدین محمد عاشوری قمی میباشد که از خویشان دانش و فضیلت به شمار می روند.[۷] وی دارنده ۳ همسر بود که از آن‌ها صاحب و مالک ۴ پسر و ۵ دختر شوید.[۸]

محمدباقر مجلسی در شب ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۰ق و در ۷۳ سالگی در اصفهان از عالم رفت[۹] و برخی تاریخ درگذشت اورا ۱۱۱۱ ضبط کرده اند.[۱۰] آقا جمال خوانساری بر او نماز گذارد.[۱۱] او سازه بر وصیتش در کنار مسجد جامع اصفهان و در مجاورت پدرش به خاک امانت شد. به مناسبت تاریخ وفات آن علّامه این شعر سروده گردیده‌است:[۱۲]

ماه رمضان چه بیست و هفتش معدود شد
تاریخ وفات باقر اعلم شد
در روزنگار قانونی جمهوری اسلامی ایران، ۳۰ مرداد تحت عنوان روز بزرگداشت علامه مجلسی رقم خورده میباشد.


بارگاه حرم محمدتقی و محمدباقر مجلسی
قبیله مجلسی
سید موسی شبیری زنجانی در ذکر وجه این آوازه اینگونه میگوید که مقصودعلی بابا محمدتقی، شعر سرا بود و تخلصش مجلسی بوده میباشد که‌این کنیه به فرزندان و نوادگانش منتقل گردیده‌است.[۱۳] برخی دیگر آوازه این خویشان به اسم مجلسی را به جهت داشتن مجالس پرشور جد آنها دانسته‌اند.[۱۴] نقل دیگر آن میباشد که زیرا محمدتقی در روستای «مجلس» اصفهان می‌زیسته میباشد، این قبیله به مجلسی دارای شهرت گردیدند.[۱۵]

نیای فامیل مجلسی حافظ ابونعیم اصفهانی(۳۳۶-۴۳۰ق) از محدثان و حفاظ میباشد.[۱۶] پدربزرگ محمد باقر، «ملا غرض» نیز اهل شعر، متانت و ادب بوده میباشد.[۱۷] جده پدری مجلسی دختر کمال الدین روحانی حسن عاملی نطنزی اصفهانی میباشد. محدث نوری(۱۲۵۴-۱۳۲۰ق) برادران مجلسی، میرزا عزیزالله و ملا عبدالله را ستوده میباشد. آمنه بیگم(درگذشت: قرن ۱۲ق) مشهورترین خواهر مجلسی همسر محمدصالح بن احمد مازندرانی(درگذشت: ۱۰۸۱ق) و فقیه شرعی بوده میباشد.[۱۸]

تحصیلات
محمدباقر مجلسی بعد از فراگرفتن علم ها مقدماتی از محضر علمای اصفهان بهره مند شد.[۱۹] وی بیش تر از کلیه نزد پدرش محمدتقی مجلسی(۱۰۰۳–۱۰۷۰ق) فراگیری چشم میباشد و از آن‌جا که پدرش از شاگردان روضه خوان بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) بود، می‌قدرت از تأثیر پندار‌های روضه خوان بهایی بر علامه مجلسی به واسطه پدرش محمد تقی مجلسی صحبت راند.[۲۰] مؤلف ریاض العلماء که از شاگردان و همیاران او در تدوین بحارالانوار بوده میباشد می‌نویسد که او علم‌های عقلی را نزد آقا حسین خوانساری(۱۰۱۶-۱۰۹۸ق/۱۶۰۷-۱۶۸۷م) و علم های نقلی را نزد پدرش فرا گرفت.[۲۱]

محمد باقر مجلسی، شاگردان بسیار و مجالس درس زیادی داشته میباشد. برخی منابع، شاگردان وی در مجالس درسش را بالغ بر هزار بدن بیان کرده‌اند.[۵] از در بین شاگردان علامه بعضا از مشاهیر علمای شیعه تربیت شدند که از آن پاراگراف می‌قدرت به میرزا عبدالله افندی اصفهانی(درگذشت: ۱۱۳۰ق)، سید نعمت‌الله جزایری(درگذشت: ۱۱۱۲ق)، روضه خوان عبدالله بحرانی(درگذشت: ۱۱۲۷ق)، محمد بن علی اردبیلی(درگذشت: ۱۱۰۱ق)، میر محمدصالح خاتون‌آبادی(درگذشت: ۱۱۲۶ق) و میر محمدحسین خاتون‌آبادی (نوه دختری‌اش؛ در سپری شد: ۱۱۵۱ق)، سید ابوالقاسم خوانساری(درگذشت: ۱۱۵۷ق) خاطر کرد.[۲۲]

اذن قصه

بازدید : 35
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 9:55


معاویة بن ابی‌سفیان (درگذشت: ۶۰ق) بنیانگذار و اولیه حکم دهنده اموی بود که بعداز صلح با امام حسن(ع) به دوران حدود ۲۰ سال در دمشق خلافت کرد. وی در فتح مکه (سال ۸ق) اسلام آورد و از طُلَقاء (آزادشدگان) محسوب میشد. در طول ابوبکر و قدمت، در فتح شام کمپانی کرد و بعد به استانداری اردن و بعد از آن به استاندار کل حوزه‌ شام منصوب شد. در کودتا علیه عثمان، به‌رغم درخواست امداد عثمان بن عفان، به یاری وی نشتافت. بعد از شهید شدن امام علی(ع)، با امام حسن(ع) صلح کرد و خلافت را به دست گرفت. وی دمشق را پایتخت خویش قرار اعطا کرد و فتوحات را در غرب و شمال آفریقا توسعه و گسترش مسجد قبا مشهد بخشید.

معاویه خلافت را به سلطنت ارثی تبدیل کرد و برای جانشینی پسرش یزید کوشش‌های متعددی جاری ساختن اعطا کرد. وی دیوان‌های جدیدی برای اداره مرزوبوم تشکیل داد و با کودتا‌های خوارج و شیعه ها مواجه شد که آنان را آدرس مسجد قبا مشهد سرکوب کرد.

معاش
بنی امیه
حاکمان
تیتر عصرٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر و وزرا و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اساسی
صلح امام حسن • اتفاق عاشورا • اتفاق حره • حریق‌زدن رزرو مسجد قبا مشهد کعبه • قیام مختار
نبو
معاویة فرزند ابوسفیان و هند دختر عتبه بود.[۱] وی در سال پنجم قبل از بعثت (بعضا منابع هفت یا این که ۱۳ سال قبل از بعثت) د ر مکه چشم به جهان گشود.[۲] مادرش هند، به جهت مثله کردن لاشه حمزة بن عبدالمطلب و میل کردن جگر وی، به هند جگرخوار مشهور شد[۳] و به همین خیال و خاطر در زیارت عاشورا از معاویه با تیتر ابن آکلة الاَکباد حافظه شماره تلفن مسجد قبا مشهد گردیده است.[۴]

معاویه به یار و همدم خانواده‌اش در فتح مکه اسلام آورد و از طلقاء (آزادشدگان) و مؤلفة قلوبهم (عده ای که دل‌هایشان به اسلام متمایل شد) محسوب می شد.[۵] بعضا منابع ادعای وی بر پایه ی اسلام آوردن قبل از فتح مکه و مخفی‌کردن آن از خانواده‌اش را نقل کرده‌اند.[۶] معاویه در بعضی منابع تحت عنوان کاتب رسول(ص)[۷] و کاتب قرآن[۸] معرفی گردیده است، ولی بخش اعظمی از احادیث درباره فضیلت‌های وی ساختگی دانسته گردیده‌اند.[۹]

معاویه اخوی ام حبیبه از همسران فرستاده(ص)، بود[۱۰] و تحت عنوان خالُ المؤمنین (خان دایی مؤمنان) شناخته می شد.[۱۱] وی از ابوبکر، قدمت، عثمان و خواهرش ام حبیبه حدیث نقل کرده و خویش نیز منبع نقل حدیث برای برخی صحابه و تابعین بود.[۱۲]

معاویه در مبارزه یمامه کمپانی کرد و آن‌گاه به هم پا برادرش یزید در فتح شهرهای ساحلی شام مانند صیدا، بیروت و صور حضور داشت. وی اتکا قدمت بن خطاب را جلب کرد و به استانداری اردن و آنگاه آحاد شام منصوب شد. بعداز مرگ برادرش یزید در طاعون عَمْواس، قدمت آحاد قلمرو شام را به وی سپرد. در طول عثمان نیز معاویه استاندار شام باقی ماند.

بعداز قتل عثمان، معاویه از بیعت با امام علی(ع) راز گشوده زد و به عذر و بهانه خونخواهی عثمان، پیکار صفین را به‌راه‌انداخت.[۱۳] این اختلاف تا نقطه پايان حکومت امام علی(ع) ادامه یافت. بعد از شهیدشدن امام علی(ع)، معاویه با امام حسن(ع) صلح کرد و خلافت مسلمین را به دست گرفت.[۱۴] وی تا نقطه پايان عمرش در سال ۶۰ق خلیفه باقی ماند و شالوده‌های حکومت اموی را پایدار کرد.

مرگ معاویه
وقتی که معاویه به بیماری موت در گیر شد، یزید در دمشق خلا. معاویه ضحاک بن قیس و مسلم بن عتبه را فراخواند و وصیت خویش درباره جانشینی یزید و شیوه واکنش با مخالفانش مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی‌دیده نشده را به آن ها سپرد.[۱۵] وی در ۱۵ رجب سال ۶۰ق درگذشت[۱۶] و در شام دفن شد. بعداز احاطه عباسیان بر شام، قبر وی نبش شد.[۱۷] امروزه قبری در گورستان باب الصغیر به وی منسوب میباشد.

نبو
تبارنامه بنی‌امیه
امیه
عاص ابی‌العاص حرب ابی‌عمرو
سعید عفان حکم ابوسفیان ابی‌معیط
عبدالله خالد عثمان مروان حنظله یزید معاویه عتبه ام‌حبیبه عقبه
عبدالعزیز عبدالملک محمد یزید ولید ولید ام‌کلثوم
قدمت یزید سلیمان ولید هشام مروان دوم معاویه
ولید یزید ابراهیم
پیمان سه خلیفه اولیه
یزید بن ابی سفیان در فتح شامات فرماندهی داشته و ابوبکر معاویه را در کنار برادرش ولایت داده بود.[۱۸] بعد از مرگ یزید معاویه در عصر قدمت، به ولایت شام منصوب شد. بعضی مورخان از تسامح قدمت نسبت به معاویه اظهار شگفتی کرده‌اند.[۱۹] حسن بصری میگوید معاویه از به عبارتی مجال قدمت خویش را برای خلافت فراهم میکرد.[۲۰] قدمت مجموع شامات را به معاویه سپرد.[۲۱] معاویه می‌اعلام کرد: به پروردگار قسم و سوگند که وی فقط با منزلتی که نزد قدمت داشت به این شکل بر عموم احاطه یافت.[۲۲] عثمان در قبال اعتراضاتی که نسبت به معاویه میشد می‌بیان کرد: چه طور اورا برکنار کنم در حالیکه قدمت اورا نصب نموده است.[۲۳] در عصر عثمان، شام حوزه‌ امن وی به شمار می‌آمد. وی قُرّاء کوفه و نیز ابوذر را به آنجا تبعید کرد؛ گرچه معاویه برای نگهداری حالت خویش و دوری از تأثیرگذاری اینان بر عموم، آن‌ها را از شام عزل کرد.[۲۴] شام تربیت گردیده معاویه بود، این امری میباشد که در طول حکومت بنی امیه، در وفاداری بی نقص عموم شام به آن ها، پدیدار و آشکار شد. گفته‌اند که سران بنی امیه نزد سفاح شهید شدن دادند که جز بنی امیه اقوامی برای رسول(ص) نمی‌شناختند.[۲۵]

از معاویه اورده شده که گفته بود: «نحن شجرة پیامبر الله».[۲۶] وی همینطور با تیتر کاتب وحی و خال المؤمنین کوشید تا وضعیت فقهی خویش را تحکیم نماید. وی اشخاصی از راویان حدیث را واداشت تا ده‌ها حدیث در فضیلت وی بسازند و دربین عموم اشاعه دهند.[۲۷]

بازدید : 33
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:04


حسین بن محمد آل‌عُصفور (درگذشت: ۱۲۱۶ق) از عالمان شیعه در بحرین و از بزرگان اخباری بود. وی از قوم و قبیله عصفور و برادرزاده یوسف بن احمد بحرانی بود. او شاگردان متعددی را تربیت کرد. آورده شده پنج فرزندش نیز از عالمان فقهی بودند که حسن آل‌عصفور مشهورترین آن ها دانسته مسجد قبا مشهد گردیده است.

حسین بن محمد تألیفات فراوانی در مسئله‌های گوناگون تاریخی، روایی، تفسیری، کلامی و شرعی داشت. انوار اللوامع فی گستردن مفاتیح الشرایع، الفوادح الحسینیه و القوادح البینیة معروف به مقتل آل‌عصفور، شارح الصدور و رافعة المحذور، أرجوزة فی الفقه و باهرة العقول به عنوان مثال اثرها وی دانسته شد‌ه‌است. او در موضوع شعر نیز تبحر داشت و دیوانی مشمول هفت هزار بیت آدرس مسجد قبا مشهد نگاشت.

معرفی
حسین بن محمد آل‌عصفور، دارای اسم و رسم به روضه خوان حسین عصفور[۱] از مشاهیر علمای امامیه،[۲] علامه، عالم و محدث دانسته شد‌ه‌است. آورده شده وی از بزرگان اخباری مجال خویش[۳] و حتی رهبر اخباریان بود[۴] و به او سید المشایخ و المحققین و مُجَدِّد المذهب گفته‌اند.[۵] حسین آل‌عصفور را با القابی زیرا درازی، شاخوری و بحرانی حافظه کرده‌اند.[۶] وی از هم محلی بحرین بود[۷] و زعامت فقهی آن حوزه‌ و محیط آن را به ذمه رزرو مسجد قبا مشهد داشت.[۸]

حسین بن محمد دانش آموز بابا و عموهای خویش، یوسف بحرانی و عبدالعلی آل‌عصفور بود.[۹] شاگردانش را عالمان متعددی از ناحیه بحرین، قطیف، احساء و محیط آنان تشکیل می‌دادند.[۱۰] او‌را شخصی با آمادگی و خاطر حاذق دانسته‌اند به سیرتکامل‌ای که هر چه را می خواند نگهداری می کرد.[۱۱] بیان شده بیش تر از ۱۲ هزار حدیث مُعَنْعَن (حدیثی که راوی در کل سلسله مدرک تصریح به لفظ «عن فلان» نموده است.) مراقبت بود و در یک گرد هم آیی به درس دادن، إفتاء، تصنیف، تألیف، و قضاوت شماره تلفن مسجد قبا مشهد می‌پرداخت.[۱۲]

وی در پارسايى شهره بود و در ابراز اخلاص به امام حسین(ع) و شهيدان كربلا كوشش بسيار داشت و بيش‌خیس زمان ها در منزل‌اش مجلس سوگوارى برگزار مى‌كرد و از خویش اشعار بسيارى در رثاى امام حسین(ع) مى‌خواند.[۱۳]

حسین عصفور در ۲۱ شوال ۱۲۱۶ق[۱۴] در ادامه اختلافات با خوارج به دست یکی‌از معاندان[۱۵] در شاخوره بحرین[۱۶] به شهیدشدن رسید. به همین انگیزه به شهید آل‌عصفور نیز آوازه یافت.[۱۷] آرامگاه وی در دهکده محل سکونتش شاخوره قرار داشته و شیعه ها آن را زیارت می‌نمایند.[۱۸]

خاندان سرشناس
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: آل‌عصفور
حسین بن محمد آل‌عصفور، از فامیل عصفور بود[۱۹] آل‌عصفور از قبیله‌های شیعه در کرانه‌های خلیج عجم زیرا بحرین، قطیف و احساء بوده[۲۰] و عالمان مشهوری از آن ظهور کردند.[۲۱]

وی، برادرزاده یوسف بن احمد بحرانی بود.[۲۲] پدرش نیز از فقها و محدثان شناخته گردیده آل‌عصفور دانسته گردیده و مادرش نیز فرزند سلیمان ماحوزی از عالمان بحرین بود.[۲۳]

نقل شده وی هفت فرزند داشت که پنج[۲۴] یا این که شش نفر[۲۵] آن ها از عالمان سرشناس بودند، و تنی چند از آن ها در بخشها متعدد جمهوری اسلامی ایران معاش می‌کردند.[۲۶] پر اسم و رسم‌ترین فرزند وی حسن بن حسین از فقیهان شیعه بود که در سال ۱۲۱۶ق از بحرین به بوشهر سفر کرد[۲۷] و امام آدینه، حاکم و قاضی شرع شهر شد.[۲۸] وی خلال تأثیرات اجتماعی و فرهنگی، باعث تقویت منزلت شیعه‌ها در‌این بخش ها شد.[۲۹] عبدالله عصفوری امامت جماعت و امامت آدینه و مسئول تکثیر احکام در بحرین[۳۰] و همینطور احمد بن حسین دانا و امام جماعت و مسئول کارها شرعیه شهر بوشهر[۳۱] برای مثال فرزندان دیگر حسین بن محمد بودند.

اثر ها
حسین بن محمد کتاب‌های متعددی[۳۲] در قضیه‌های متعدد روایی، کلامی و دینی تألیف کرد و آثارش بیش تر از ۵۰ گزینه دانسته گردیده که بعضا از آن‌ها به دست ما رسیده میباشد.[۳۳]

وی کتاب الحدائق الناظره را با تیتر تتمة الحدائق الناضره فی احکام العترة الطاهره کامل شدن کرد.[۳۴] مفاتیح الغیب و التبیان فی تعبیر و تفسیر القرآن،[۳۵] انوار اللوامع فی گستردن مفاتیح الشرایع،[۳۶] الفوادح الحسینیه و القوادح البینیة دارای اسم و رسم به مقتل آل‌عصفور،[۳۷] شارح الصدور و رافعة المحذور،[۳۸] أرجوزة فی الفقه،[۳۹] الاشراف،[۴۰] باهرة العقول،[۴۱] وفاة النبی(ص) المسمی بالتهاب نیران الأحزان و مثیر الاکتئاب و الأشجان،[۴۲] البراهین النظریة فی اجوبة المسائل البصریة،[۴۳] الجُنَّة الوَقیَّه فی احکام التقیة،[۴۴] خبر السفاح و سدیر،[۴۵] الدُّرة الغرّاء فی وفاة الزهراء(س)،[۴۶] ذریعة الهُداة فی ذکر معانی لفظ ها الصلاة،[۴۷] و القول الشارح و الحجة لثمرات المهجة در عقاید[۴۸] به عنوان مثال اثر ها وی قلمداد گردیده‌است.

حسین بن محمد خلال علم ها فقاهتی در علم ها متفاوت[۴۹] دیگر زیرا شعر نیز تبحر داشت و دیوانی به اسم شارح الصدور دارای شهرت به دیوان حسین بن محمد آل‌عصفور نوشت که منظومه‌ای بیش تر از هفت هزار بیت[۵۰] در اصول آیین میباشد.[۵۱]

پانویس

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه