کلمه «فرهنگ وتمدن» در گویش فارسی از کلمههای بسیار دیرین میباشد که خیر صرفا در اولیه متنهای نثر فارسی دری، بلکه در نوشتههای بازمانده از لهجه پهلوی نیز یافت میشود.
این کلمه و واژه که در سدههای اخیر، کمابیش از یادها رفته بود مسجد قبا مشهد و صرفا نامی برای کتابهای لغت بود، در سال ۱۳۱۴ با نهادگذاری «فرهنگستان جمهوری اسلامی ایران» جانی جدید یافت و با تبدیل اسم وزارت معارف به وزارت فرهنگ وتمدن از فراموشمنزل دیوانها و کتابهای لغت به معاش روزمره آدرس مسجد قبا مشهد پای گذاشت. چنانکه از این اسمگذاری پیداست، کلمه و واژه تمدن با دقت به معنای مهم آن، که متانت و تربیت باشد، موازی «اِطنزِیشن» (Education) در لهجههای اروپایی سپردن شد و «فرهنگی» دیگر توشه تیتر عده ای شد که کارشان یادگرفتن بود. البته اشاعه کلمه و واژه «کالچر» (Culture) و مفاهیم مرتبط با آن، نیاز به یافتن برابری را برای آن تجویز کرد و لذا کلمه و واژه «تمدن» در قبال «کالچر» به فعالیت رفت و «نظام آموزشی» موازی «اِطنزِیشن» گذاشته شد.[۱] شماره تلفن مسجد قبا مشهد
۲ - ریشه کلمه تمدن
[دستکاری]
شکل باستانی تمدن در اوستای کنونی و نوشتههایی که از فارسی باستان در مشت داریم، بکر میباشد. شکل پهلوی آن «فرهنگ وتمدن» (frahang) میباشد.[۲] گمان میرود کهاین کلمه و واژه از پیشوند «فر» («فر» ضمن پیشوند، نام نیز میباشد و در معنای شکوه، درخشندگی و بزرگی در ادبیات به شغل رفته میباشد.) در معنای جلو، بالا و پیش، و «هنگ» درست شده باشد. «هنگ» از ریشه اوستایی «ثنگ» یا این که «سنگ» thang) یا این که (thanga به معنای کشیدن، هنگفت و وزن میباشد.
این کلمه و واژه مرکب از حیث لغوی در معنای بالا کشیدن، برکشیدن و خارج کشیدن میباشد.[۳]
فرهنگ و تمدن را از لحاظ لغوی اکثر وقت ها در معنای عقل و علم به شغل بردهاند، ولی به معانی گوناگون دیگر نیز آمده میباشد، برای مثال: نیکویی، تربیت و رشد، بزرگی، عظمت، بزرگواری، فضیلت، آرامش، شکوهمندی، حکمت، هنر، دانش، معرفت، دانش فقه، دانش شریعت.[۴]
با دقت به اینکه واژه «فرهنگ و تمدن» به مکان کلمۀ «کالچر» به فعالیت رفته میباشد، مایحتاج میباشد پیش از ذکر تعریف و تمجید اصطلاحی تمدن، به کلمه «کالچر» اشاره خواهد شد.
واژۀ «کالچر» از گویش کلاسیک و شاید قبل از کلاسیک لاتین ریشه گرفته که به معنای کشت و عمل یا این که رویش بوده میباشد. این کلمه و واژه با اعتنا بدین معنا، در کلماتی مانند کشاورزی (agriculture)، باغداری (horticulture)، رشد زنبور عسل (bee culture) به عمل رفته میباشد. معنا «کالچر»، دیرگاهی وجود ندارد که راجعبه جامعه ها بشری و تاریخ به فعالیت گرفته گردیده و احتمالاً در سال ۱۷۵۰. م اولیهتوشه در لهجه آلمانی بدین معنی به عمل رفته میباشد.
لهجههای دومانسی (لهجههایی که از گویش لاتین غیروابسته گردیدهاند مانند پرتقالی، اسپانیایی، فرانسه، ایتالیایی، رومانیایی و جز آن.) و لهجه انگلیسی، نخست جنب و جوش خویش تا دیرزمانی، کلمه و واژه «سیویلیزاسیون» (civilisation) را به مکان «کالچر» به عمل میبردند. این اصطلاح به کلمههای لاتین سیوس (Civis)، سیویتاس (Civitas)، سیویلیس (Civilis) و سیویلیزر (Civiliser) گشوده میگردد که معنای «سیاسی» و «شهری» داراهستند. به این مفهوم که شهروند یک دولت سازمانیافته را در قبال عموم خویشاننشین قرار میدهد. کلمه و واژه «سیویلیزاسیون» در لاتین کلاسیک نیست، چهبسا فرانسوی باشد و از فصل «سیویلیزه» (Civiliser) به معنای وصال به سکو آبادانی یا این که منفعتمند شدن از آن، شهریوار گشتن و برگشتن، گرفته گردیده باشد!
بهاینسان، هر دو اصطلاح «کالچر» و «سیویلیزاسیون» از استارت، اندیشۀ بهگشت و گسترش به سوی کمال را به توجه در بر داشته و هنوز نیز این مفهوم را در کاربردهای بسیار، چه عامیانه و چه روشنفکرانه، محافظت کردهاند.[۵]
۳ - تعریف و تمجید فرهنگ وتمدن
[بازنویسی]
در نقطه پایان قرن هیجدهم و شروع قرن نوزدهم که در میهن آلمان، برای «بازجست» تاریخ و آشنایی نژادها و جامعههای انسانی همت چشمگیری شد. ابتدا آرمانها، دینها و ترسیمها، هنرها و علمهای جامعهها و نژادها را پژوهش کردند و سیر تاریخ را بر سیر تکامل مطابقت و همخوانی ساختند، آنگاه کلمه و واژه «فرهنگ و تمدن» را برای پرنور ساختن سیر تکاملی و تاریخی جامعهها و ملّتها و کارها معنوی آنها، و «فرهنگ وتمدن» را برای جواب اعلام کردن به نیازهای دنیوی و کارها شهری به شغل بردند.[۶]
۳.۱ - شروع فرهنگ و تمدن با تایلور
شاید کاربرد ظریف و تعریفوتمجید مضمون فرهنگ و تمدن با تایلور (Tylor) شروع شد. تایلور در ۱۸۷۱. م فرهنگ و تمدن را اینسیرتکامل تعریف و تمجید کرد: «فرهنگ و تمدن، کلیّت درهم تافتهای میباشد مشمول علم، آئین، هنر، ضابطه، اخلاقیات و هرگونه بضاعت و توان و عادتی که آدمی همانند عضوی از جامعه بهدست می آورد.» [۷][۸]
۳.۲ - کابرد فرهنگ و تمدن در آلمان
تمدن به معنای تازه، بیشتر در آلمان به فعالیت رفت و پیشروان آن آدلونگ (Adelung) و هردر (Herder) بودند. هردر تمدن را رویش پیشرونده استعدادها و توانمندیها تعریفوتمجید کرده و آدلونگ آن را متانتآموزی و آرایش و پیرایش دانسته میباشد.[۹]
آلمانیها، به ویژه پس از هردر، مفاهیم فرهنگ را در قبال هم قرار دادهاند و تک تک دستاوردهای دنیوی، اثرها فنی و گونه های و صور سازمان اجتماعی را که قابلیت بروز و تجلی یک جامعه را مهیا می سازند، فرهنگ و تمدن می خوانند. از لحاظ آن ها، فرهنگ وتمدن عبارت میباشد از تک تک مظاهر معنوی، آفرینشهای ادبی، هنری و ایدئولوژی مسلطی که تشکیلدهنده حقیقت بدیع و خاص مردمی در یک زمان هست.[۱۰]
۳.۳ - تعریف و تمجید فرهنگ و تمدن بعد از آلمان
تعریف و تمجید نو تمدن، بعد از آلمان به کشورهای دیگر رویکرد پیدا کرد. نخست کشورهای دیگر به جهت آلمانی بودن آن تعریف و تمجید، در قبال آن مقاومت میکردند و محققان و روشنفکران انگلیسی، تا جایی که میتوانستند با مفاهیم «جامعه» یا این که «فرهنگ وتمدن» مطالب خویش را ذکر نمایند، در قبال اصطلاح «فرهنگ وتمدن» ایستادگی میکردند.
فرانسه از انگلستان نیز بیشتر ایستادگی کرد و «فرهنگ» را، که گویای بسط و شهریشدن میباشد، تا همین اواخر بر «تمدن» ترجیح میاعطا کرد.[۱۱]
در باب تعریف و تمجید فرهنگ و تمدن، بینشهای مختلفی وجود داراست و سازه به مقصودهای متبوع، تعاریف گوناگونی از آن ارائه شدهاست. برای اینکه ذکر تمامی تعاریف فرهنگ وتمدن، بر ابهام زمینه نیفزاید، به ذکر یک سری تعریف و تمجید اصلی دراینباره اکتفا گردیدهاست.
معمولاً پژوهشگران، فرهنگ وتمدن را از دو آنگاه متمایز گزینه اعتنا قرار می دهند: الفــ تحت عنوان واقعیتی عینی، نظیر اثراتی که تحقق پذیرفتهاند یا این که هر آنچه تحت عنوان نتایج یا این که فیضای ارائه و دستیابی میگردد؛ بــ تحت عنوان واقعیتی که آدمها با آن معاش مینمایند، شرکت کردن در سلسله کارها دائمی و باتحرک، هیاتی پرتحرک متشکل از قیمتها.[۱۲]
فرهنگ وتمدن، سازه به تمجید کروبر (kroeber) و کلوکهون (kulchhohn)، مشتمل میباشد بر الگوهای رفتاری مصرح و پرنور یا این که غیرصریح و ضمنی که توسط نمادها و به نگرش نمادی، دستیابی و منتقل می شود و اندیشه عمدهترین دستاوردهای مجموعههای انسانی میباشد و در شغل های دستی نیز تجسم مییابد. فرهنگ وتمدن همینطور مشتمل میباشد بر سنن (که تاریخ گویای آن میباشد)، درنگها، به ویژه قیمتهای متعلق بدانپندارها، و بالاخره اینکه فرهنگ و تمدن از جهاتی می تواند فیض ایفا انسانی و از جهاتی دیگر برهان صورتدهنده اجرا انسانی تلقی خواهد شد.
این مقاله که فرهنگ و تمدن گروه رفتارهای اکتسابی میباشد، بسیار نارساست؛ چون تمدن به منزله خلق و خوی یا این که بازرسی خلق و خوی وجود ندارد. فرهنگ و تمدن از طرفی مشتمل بر ایدئولوژی نیز هست که توجیهکننده نحوه خاصی از معاش اجتماعی میباشد و از طرف دیگر مشتمل بر یک سلسله اصول کلی میباشد که به وسیله آن ها هم میاقتدار الگوهای رفتاری اشخاص را با مشاهده اعضای دسته استنباط نمود و هم الگوهایی را که اعضای دسته، آنانرا رفتاری مطلوب و مناسب میشمارند، تشخیص اعطا کرد و به صورت سرایت کردنهایی خلاصهگردیده ارائه کرد.[۱۳]
کلمه «فرهنگ وتمدن» در گویش فارسی از کلمههای بسیار دیرین میباشد که خیر صرفا در اولیه متنهای نثر فارسی دری، بلکه در نوشتههای بازمانده از لهجه پهلوی نیز یافت میشود.
این کلمه و واژه که در سدههای اخیر، کمابیش از یادها رفته بود مسجد قبا مشهد و صرفا نامی برای کتابهای لغت بود، در سال ۱۳۱۴ با نهادگذاری «فرهنگستان جمهوری اسلامی ایران» جانی جدید یافت و با تبدیل اسم وزارت معارف به وزارت فرهنگ وتمدن از فراموشمنزل دیوانها و کتابهای لغت به معاش روزمره آدرس مسجد قبا مشهد پای گذاشت. چنانکه از این اسمگذاری پیداست، کلمه و واژه تمدن با دقت به معنای مهم آن، که متانت و تربیت باشد، موازی «اِطنزِیشن» (Education) در لهجههای اروپایی سپردن شد و «فرهنگی» دیگر توشه تیتر عده ای شد که کارشان یادگرفتن بود. البته اشاعه کلمه و واژه «کالچر» (Culture) و مفاهیم مرتبط با آن، نیاز به یافتن برابری را برای آن تجویز کرد و لذا کلمه و واژه «تمدن» در قبال «کالچر» به فعالیت رفت و «نظام آموزشی» موازی «اِطنزِیشن» گذاشته شد.[۱] شماره تلفن مسجد قبا مشهد
۲ - ریشه کلمه تمدن
[دستکاری]
شکل باستانی تمدن در اوستای کنونی و نوشتههایی که از فارسی باستان در مشت داریم، بکر میباشد. شکل پهلوی آن «فرهنگ وتمدن» (frahang) میباشد.[۲] گمان میرود کهاین کلمه و واژه از پیشوند «فر» («فر» ضمن پیشوند، نام نیز میباشد و در معنای شکوه، درخشندگی و بزرگی در ادبیات به شغل رفته میباشد.) در معنای جلو، بالا و پیش، و «هنگ» درست شده باشد. «هنگ» از ریشه اوستایی «ثنگ» یا این که «سنگ» thang) یا این که (thanga به معنای کشیدن، هنگفت و وزن میباشد.
این کلمه و واژه مرکب از حیث لغوی در معنای بالا کشیدن، برکشیدن و خارج کشیدن میباشد.[۳]
فرهنگ و تمدن را از لحاظ لغوی اکثر وقت ها در معنای عقل و علم به شغل بردهاند، ولی به معانی گوناگون دیگر نیز آمده میباشد، برای مثال: نیکویی، تربیت و رشد، بزرگی، عظمت، بزرگواری، فضیلت، آرامش، شکوهمندی، حکمت، هنر، دانش، معرفت، دانش فقه، دانش شریعت.[۴]
با دقت به اینکه واژه «فرهنگ و تمدن» به مکان کلمۀ «کالچر» به فعالیت رفته میباشد، مایحتاج میباشد پیش از ذکر تعریف و تمجید اصطلاحی تمدن، به کلمه «کالچر» اشاره خواهد شد.
واژۀ «کالچر» از گویش کلاسیک و شاید قبل از کلاسیک لاتین ریشه گرفته که به معنای کشت و عمل یا این که رویش بوده میباشد. این کلمه و واژه با اعتنا بدین معنا، در کلماتی مانند کشاورزی (agriculture)، باغداری (horticulture)، رشد زنبور عسل (bee culture) به عمل رفته میباشد. معنا «کالچر»، دیرگاهی وجود ندارد که راجعبه جامعه ها بشری و تاریخ به فعالیت گرفته گردیده و احتمالاً در سال ۱۷۵۰. م اولیهتوشه در لهجه آلمانی بدین معنی به عمل رفته میباشد.
لهجههای دومانسی (لهجههایی که از گویش لاتین غیروابسته گردیدهاند مانند پرتقالی، اسپانیایی، فرانسه، ایتالیایی، رومانیایی و جز آن.) و لهجه انگلیسی، نخست جنب و جوش خویش تا دیرزمانی، کلمه و واژه «سیویلیزاسیون» (civilisation) را به مکان «کالچر» به عمل میبردند. این اصطلاح به کلمههای لاتین سیوس (Civis)، سیویتاس (Civitas)، سیویلیس (Civilis) و سیویلیزر (Civiliser) گشوده میگردد که معنای «سیاسی» و «شهری» داراهستند. به این مفهوم که شهروند یک دولت سازمانیافته را در قبال عموم خویشاننشین قرار میدهد. کلمه و واژه «سیویلیزاسیون» در لاتین کلاسیک نیست، چهبسا فرانسوی باشد و از فصل «سیویلیزه» (Civiliser) به معنای وصال به سکو آبادانی یا این که منفعتمند شدن از آن، شهریوار گشتن و برگشتن، گرفته گردیده باشد!
بهاینسان، هر دو اصطلاح «کالچر» و «سیویلیزاسیون» از استارت، اندیشۀ بهگشت و گسترش به سوی کمال را به توجه در بر داشته و هنوز نیز این مفهوم را در کاربردهای بسیار، چه عامیانه و چه روشنفکرانه، محافظت کردهاند.[۵]
۳ - تعریف و تمجید فرهنگ وتمدن
[بازنویسی]
در نقطه پایان قرن هیجدهم و شروع قرن نوزدهم که در میهن آلمان، برای «بازجست» تاریخ و آشنایی نژادها و جامعههای انسانی همت چشمگیری شد. ابتدا آرمانها، دینها و ترسیمها، هنرها و علمهای جامعهها و نژادها را پژوهش کردند و سیر تاریخ را بر سیر تکامل مطابقت و همخوانی ساختند، آنگاه کلمه و واژه «فرهنگ و تمدن» را برای پرنور ساختن سیر تکاملی و تاریخی جامعهها و ملّتها و کارها معنوی آنها، و «فرهنگ وتمدن» را برای جواب اعلام کردن به نیازهای دنیوی و کارها شهری به شغل بردند.[۶]
۳.۱ - شروع فرهنگ و تمدن با تایلور
شاید کاربرد ظریف و تعریفوتمجید مضمون فرهنگ و تمدن با تایلور (Tylor) شروع شد. تایلور در ۱۸۷۱. م فرهنگ و تمدن را اینسیرتکامل تعریف و تمجید کرد: «فرهنگ و تمدن، کلیّت درهم تافتهای میباشد مشمول علم، آئین، هنر، ضابطه، اخلاقیات و هرگونه بضاعت و توان و عادتی که آدمی همانند عضوی از جامعه بهدست می آورد.» [۷][۸]
۳.۲ - کابرد فرهنگ و تمدن در آلمان
تمدن به معنای تازه، بیشتر در آلمان به فعالیت رفت و پیشروان آن آدلونگ (Adelung) و هردر (Herder) بودند. هردر تمدن را رویش پیشرونده استعدادها و توانمندیها تعریفوتمجید کرده و آدلونگ آن را متانتآموزی و آرایش و پیرایش دانسته میباشد.[۹]
آلمانیها، به ویژه پس از هردر، مفاهیم فرهنگ را در قبال هم قرار دادهاند و تک تک دستاوردهای دنیوی، اثرها فنی و گونه های و صور سازمان اجتماعی را که قابلیت بروز و تجلی یک جامعه را مهیا می سازند، فرهنگ و تمدن می خوانند. از لحاظ آن ها، فرهنگ وتمدن عبارت میباشد از تک تک مظاهر معنوی، آفرینشهای ادبی، هنری و ایدئولوژی مسلطی که تشکیلدهنده حقیقت بدیع و خاص مردمی در یک زمان هست.[۱۰]
۳.۳ - تعریف و تمجید فرهنگ و تمدن بعد از آلمان
تعریف و تمجید نو تمدن، بعد از آلمان به کشورهای دیگر رویکرد پیدا کرد. نخست کشورهای دیگر به جهت آلمانی بودن آن تعریف و تمجید، در قبال آن مقاومت میکردند و محققان و روشنفکران انگلیسی، تا جایی که میتوانستند با مفاهیم «جامعه» یا این که «فرهنگ وتمدن» مطالب خویش را ذکر نمایند، در قبال اصطلاح «فرهنگ وتمدن» ایستادگی میکردند.
فرانسه از انگلستان نیز بیشتر ایستادگی کرد و «فرهنگ» را، که گویای بسط و شهریشدن میباشد، تا همین اواخر بر «تمدن» ترجیح میاعطا کرد.[۱۱]
در باب تعریف و تمجید فرهنگ و تمدن، بینشهای مختلفی وجود داراست و سازه به مقصودهای متبوع، تعاریف گوناگونی از آن ارائه شدهاست. برای اینکه ذکر تمامی تعاریف فرهنگ وتمدن، بر ابهام زمینه نیفزاید، به ذکر یک سری تعریف و تمجید اصلی دراینباره اکتفا گردیدهاست.
معمولاً پژوهشگران، فرهنگ وتمدن را از دو آنگاه متمایز گزینه اعتنا قرار می دهند: الفــ تحت عنوان واقعیتی عینی، نظیر اثراتی که تحقق پذیرفتهاند یا این که هر آنچه تحت عنوان نتایج یا این که فیضای ارائه و دستیابی میگردد؛ بــ تحت عنوان واقعیتی که آدمها با آن معاش مینمایند، شرکت کردن در سلسله کارها دائمی و باتحرک، هیاتی پرتحرک متشکل از قیمتها.[۱۲]
فرهنگ وتمدن، سازه به تمجید کروبر (kroeber) و کلوکهون (kulchhohn)، مشتمل میباشد بر الگوهای رفتاری مصرح و پرنور یا این که غیرصریح و ضمنی که توسط نمادها و به نگرش نمادی، دستیابی و منتقل می شود و اندیشه عمدهترین دستاوردهای مجموعههای انسانی میباشد و در شغل های دستی نیز تجسم مییابد. فرهنگ وتمدن همینطور مشتمل میباشد بر سنن (که تاریخ گویای آن میباشد)، درنگها، به ویژه قیمتهای متعلق بدانپندارها، و بالاخره اینکه فرهنگ و تمدن از جهاتی می تواند فیض ایفا انسانی و از جهاتی دیگر برهان صورتدهنده اجرا انسانی تلقی خواهد شد.
این مقاله که فرهنگ و تمدن گروه رفتارهای اکتسابی میباشد، بسیار نارساست؛ چون تمدن به منزله خلق و خوی یا این که بازرسی خلق و خوی وجود ندارد. فرهنگ و تمدن از طرفی مشتمل بر ایدئولوژی نیز هست که توجیهکننده نحوه خاصی از معاش اجتماعی میباشد و از طرف دیگر مشتمل بر یک سلسله اصول کلی میباشد که به وسیله آن ها هم میاقتدار الگوهای رفتاری اشخاص را با مشاهده اعضای دسته استنباط نمود و هم الگوهایی را که اعضای دسته، آنانرا رفتاری مطلوب و مناسب میشمارند، تشخیص اعطا کرد و به صورت سرایت کردنهایی خلاصهگردیده ارائه کرد.[۱۳]

مسجد قبا مشهد چه ویژگیهایی دارد؟